ایده پردازان فردا : ایده های نو برای زندگی بهتر

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
پروژه های پژوهشی درباره :بررسی روایات کفر مخالفین … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

بنابراین، اعتقاد جبریون از این جهت همان اعتقاد بت‌پرستان و مشرکان است و به همین جهت امام (علیه‌السلام) آنها را برادران و هم‌کیشان بت‌پرستان معرفی نموده است.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

سپس امام (علیه‌السلام) آنها را به دشمنان رحمان توصیف می کند. وجه این توصیف، آن‌گونه که در مرآه العقول آمده این است که جبریون چیزهایی را به خداوند متعال نسبت می‌دهند که به هیچ عنوان شایسته پروردگار نیست. تمام گناهان و قبایح و ظلم و جورها به عقیده جبریون منتسب به خداوند متعال می‌شود و تعالی الله عن ذلک علوا کبیرا.[۱۷۷]
حزب شیطان سومین صفتی است که حضرت برای قائلین به جبر برمی‌شمارد. مرحوم مجلسی (رحمه‌الله) در توضیح این کلمه، یکی از وجوه این توصیف را قول خداوند متعال به نقل از شیطان می‌داند که گفت: رَبِّ بِما أَغْوَیْتَنِی؛[۱۷۸] پروردگارا، به خاطر این که گمراهم کردی یعنی همان‌گونه که شیطان، گمراهی خود را به خداوند نسبت داد، جبریون نیز که حزب اویند، همه اعمال، حتی قبایح خود را به خداوند نسبت می‌دهند. البته وجه دیگر برای این توصیف این است که اهل جبر به خاطر این اعتقاد فاسد خود، هر گناهی را می‌توانند مرتکب شوند و تابع شیطان و از حزب او باشند.[۱۷۹]
در پایان نیز امام (علیه‌السلام) آنها را به قدریان و مجوسان این امت توصیف می کند، همان‌گونه که درباره قدریه، روایت شده که «القَدَرِیَّهُ مَجُوسُ هَذِهِ الأُمَّهِ؛ قدریه، مجوسیان این امتند.»[۱۸۰]
از این عبارات به روشنی برداشت می‌شود که اهل جبر کافرند، خصوصا اگر این روایات را در کنار روایات گذشته قرار دهیم که به صراحت حکم به کفر آنها می‌نمود.
روایت چهارم
«عَنْ عَلِیِّ بْنِ یَقْطِینٍ عَنْ أَبِی إِبْرَاهِیمَ قَالَ: مَرَّ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ بِجَمَاعَهٍ بِالْکوفَهِ وَ هُمْ‏ یَخْتَصِمُونَ فِی الْقَدَرِ فَقَالَ لِمُتَکلِّمِهِمْ أَ بِاللَّهِ تَسْتَطِیعُ أَمْ مَعَ اللَّهِ أَمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ تَسْتَطِیعُ فَلَمْ یَدْرِ مَا یَرُدُّ عَلَیْهِ فَقَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ إِنَّک إِنْ زَعَمْتَ أَنَّک بِاللَّهِ تَسْتَطِیعُ فَلَیْسَ لَک مِنَ الْأَمْرِ شَیْ‏ءٌ وَ إِنْ زَعَمْتَ أَنَّک مَعَ اللَّهِ تَسْتَطِیعُ فَقَدْ زَعَمْتَ أَنَّک شَرِیک مَعَهُ فِی مِلْکهِ وَ إِنْ زَعَمْتَ أَنَّک مِنْ دُونِ اللَّهِ تَسْتَطِیعُ فَقَدِ ادَّعَیْتَ الرُّبُوبِیَّهَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ لَا بَلْ بِاللَّهِ أَسْتَطِیعُ فَقَالَ أَمَا إِنَّک لَوْ قُلْتَ غَیْرَ هَذَا لَضَرَبْتُ عُنُقَک؛ علی بن یقطین از امام کاظم (علیه‌السلام) نقل کرد که فرمود: امیرالمؤمنین در کوفه از کنار جمعی گذشتند که درباره قدر نزاع می‌کردند. حضرت از متکلمشان پرسید: آیا به وسیله خدا استطاعت داری، یا به همراه خدا استطاعت داری، یا بدون خدا استطاعت داری؟ او نمی‌دانست چه بگوید. حضرت به او فرمودند: اگر گمان کنی که به وسیله خدا استطاعت و توانایی داری، پس خودت هیچ کاره ای. اگر گمان کنی که به همراه خدا می‌توانی، برای او شریک در ملکش تصور کرده‌ای و اگر گمان کنی که بدون خدا استطاعت و توانایی داری، در کنار خدای عز و جل ادعای ربوبیت کرده ای. گفت: نه یا امیرالمؤمنین، بلکه به وسیله خدا استطاعت و توانایی دارم. حضرت به او فرمودند: اگر به غیر این معتقد بودی گردنت را می‌زدم.»[۱۸۱]
آنچه در این روایت محل شاهد است، عبارت اخیر است. امام (علیه‌السلام) پس از بیان توالی فاسد قول به جبر و قول به تفویض، اعتقاد صحیح را بیان می‌کنند. پس از این که مخاطب قول صحیح را می‌پذیرد، امام (علیه‌السلام) به صراحت به او اعلام می‌کنند که اگر اعتقادی غیر از این داشتی گردنت را می‌زدم.
توضیح مطلب این که از میان سه حالتی که امام (علیه‌السلام) در خصوص اراده و اختیار عبد در مقابل خداوند متعال بیان کردند، تنها یک حالت صحیح است و آن امر بین الامرین است. اما دو حالت دیگر، یعنی اختیار محض و جبر محض هر دو باطل است.
امام (علیه‌السلام) به مخاطب فرمودند که اگر غیر از قول صحیح، یعنی امر بین الامرین قول دیگری را بپذیرد و قائل به جبر یا تفویض مطلق شود، گردنش را می‌زنند. این کلام امام (علیه‌السلام)، اگر در کنار روایات سابق که به صراحت حکم به کفر آنان می‌کند، قرار گیرد، می‌توان این منشأ این حکم امام (علیه‌السلام) مبنی بر گردن زدن را کفر آنان دانست.
جمع‌بندی: ظاهر روایاتی که در این قسمت نقل شد، کفر قائلین به جبر یا تفویض است و علاوه بر این روایات، عقل نیز به منافات جبر و تفویض با عدل الهی و حتی با توحید حکم می‌کند. حتی از بعضی روایات، کفر فقهی مجبره و مفوضه نیز استفاده می‌شود.
برخی از علمای شیعه نیز بر اساس همین روایات و ادله عقلی، حکم به کفر مجبره و مفوضه نموده‌اند و عده‌ای کفر فقهی را نیز برای آنها ثابت می‌دانند. به عنوان نمونه، مرحوم شیخ طوسی (رحمه‌الله) در مبسوط در بحث حکم ظروف و اوانی، فتوا می‌دهد که استعمال ظروف مشرکین، در صورتی که بدانیم از آنها در مایعات استفاده کرده‌اند جایز نیست، مگر بعد از تطهیر. ایشان در ذیل این فتوا تصریح می‌کند که حکم مذکور در مورد سایر کفار نیز جاری است و فرقی میان بت پرست و اهل ذمه و مرتد و کافر ملی، مانند مشبهه و مجسمه و مجبره و امثال آنها نیست.[۱۸۲]
اما به نظر می‌رسد که این مسأله به تنهایی از ضروریاتی نیست که انکارشان موجب کفر شود. پیچیدگی و صعب الادراک بودن بحث جبر و اختیار در میان مسائل کلامی بر کسی پوشیده نیست و این مسأله، از مسائلی است که از همان زمان ائمه (علیهم‌السلام) مورد بحث و مشاجره میان حکما و متکلمین بوده و کتاب‌ها و مقالات فراوانی در این زمینه نوشته شده است و هر دسته‌ای نیز به تعدادی از آیات و روایات این باب برای اثبات قول خود استناد کرده‌اند.
آنچه اکنون بر ما روشن است این که قول به جبر یا تفویض، به نحو لزوم غیر بیّن مستلزم انکار برخی از اصول و ضروریات است، اما مسأله این است که چنین استلزامی، خصوصاً در موردی که شخص قائل به آن، لازمه غیر صریح قول خود را نپذیرد، تأثیری نخواهد داشت. از همین روست که برخی تصریح کرده‌اند که مدار در کفر، انکار ضروریات یا لوازم بیّن آنهاست، نه انکار لوازم غیر صریح و غیر بیّن.[۱۸۳]
بر همین اساس، چون مجبره و مفوضه عموماً ملتزم به لوازم کلام خود نیستند و بر صحت قول خود استدلال می‌کنند، نمی‌توان آنها را به عنوان منکر ضروری کافر خواند و حکم به نجاستشان نمود. به همین جهت است که قول به اسلام و طهارت مجبره و مفوضه از فقهای شیعه نقل شده و در تأیید این قول نیز به اصل و عموماتی که مسلمان را طاهر می‌داند تمسک نموده‌اند. همچنین، سیره متشرعه از زمان معصومین بر این امر استمرار داشته که از سؤر مخالفین که اکثرشان مجبره بوده‌اند، اجتناب نمی‌کرده‌اند.[۱۸۴]
به هر روی، همان‌گونه که در ابتدا اشاره شد، روایاتی که در زمینه کفر مجبره و مفوضه نقل شده از لحاظ تعداد، قابل توجه است. حال باید ببینیم حکم کفر در این روایات چگونه با سایر ادله حاکم به اسلام و طهارت آنان قابل جمع است. بررسی این مسأله را به نتیجه گیری موکول می‌کنیم.
بخش سوم: حکم عدم پذیرش ولایت و امامت ائمه اطهار (علیهم‌السلام) در روایات
بیشترین روایاتی که در باب کفر مخالف وارد شده، شامل عناوینی از قبیل انکار ولایت و امامت ائمه اطهار (علیهم‌السلام)، ادعای امامت از سوی نااهل و عناوین دیگری است که به مسأله ولایت و امامت بر می‌گردد.
در اینجا به نقل و بررسی این دسته از روایات می پردازیم.
روایات مختص به امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)
علاوه بر روایاتی که کفر منکر ائمه (علیهم‌السلام) را به صورت کلی بیان می‌کند، در شماری از روایات، عدم پذیرش وصایت و ولایت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) یا مخالفت با آن حضرت و یا بغض نسبت به آن حضرت به صورت خاص مطرح شده و حکم کفر بر آن بار شده است. در این قسمت به ذکر و بررسی این روایات می‌پردازیم.
«عَنْ مُوسَى بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ قَالَ سَمِعْتُ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ (علیهماالسلام) یَقُولُ فِی مَسْجِدِ النَّبِیِّ (صلی‌الله‌علیه‌وآله) وَ ذَلِک فِی حَیَاهِ أَبِیهِ عَلِیٍّ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ یَقُولُ‏ أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حُجُبُهُ فَکتَبَ عَلَى أَرْکانِهِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِیٌّ وَصِیُّهُ ثُمَّ خَلَقَ الْعَرْشَ فَکتَبَ عَلَى أَرْکانِهِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِیٌّ وَصِیُّهُ ثُمَّ خَلَقَ الْأَرَضِینَ فَکتَبَ عَلَى أَطْوَادِهَا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِیٌّ وَصِیُّهُ ثُمَّ خَلَقَ اللَّوْحَ فَکتَبَ عَلَى حُدُودِهِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِیٌّ وَصِیُّهُ فَمَنْ زَعَمَ أَنَّهُ یُحِبُّ النَّبِیَّ وَ لَا یُحِبُّ الْوَصِیَّ فَقَدْ کذَبَ وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ یَعْرِفُ النَّبِیَّ وَ لَا یَعْرِفُ الْوَصِیَّ فَقَدْ کفَرَ؛ موسی بن عبد ربه می‌گوید: از حسین بن علی (علیهماالسلام) شنیدم که در مسجد النبی و در زمان حیات پدرش علی (علیه‌السلام) می‌فرمود: شنیدم رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌فرمود: اولین چیزی که خداوند عز و جل خلق کرد، حجب بود، پس بر ارکانش نوشت معبودی جز الله نیست؛ محمد فرستاده خداست؛ علی جانشین اوست. سپس عرش را خلق کرد و بر ارکانش نوشت معبودی جز الله نیست؛ محمد فرستاده خداست؛ علی جانشین اوست. سپس زمین را خلق کرد و بر کوه‌هایش نوشت معبودی جز الله نیست؛ محمد فرستاده خداست؛ علی جانشین اوست. سپس لوح را خلق کرد و بر حدودش نوشت معبودی جز الله نیست؛ محمد فرستاده خداست؛ علی جانشین اوست. پس هر کس گمان کند که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) را دوست دارد، اما جانشینش را دوست ندارد، قطعاً کاذب است و هر کس گمان کند که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) را می‌شناسد و جانشینش را نمی‌شناسد، تحقیقاً کافر است….»[۱۸۵]
در این روایت، پس از تأکید مکرر بر وصایت و جانشینی امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) بعد از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، تصریح شده است که محبت نسبت به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، بدون محبت به وصی و جانشین آن حضرت یک محبت صادقانه نیست و مدعی چنین محبتی، در ادعایش کاذب است؛ زیرا اگر محبت، صادقانه باشد، یکی از لوازم آن اطاعت محبوب است و کسی که جانشینی حضرت امیر را که توسط خود پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) معرفی شده نپذیرد، محبتش نسبت به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) تنها یک محبت زبانی است.
همچنین، از عبارت «مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ یَعْرِفُ النَّبِیَّ وَ لَا یَعْرِفُ الْوَصِیَّ فَقَدْ کفَرَ» فهمیده می‌شود که معرفت و شناخت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، تنها به شناخت شخص و شخصیت او حاصل نمی‌شود، بلکه منظومه‌ای است که یکی از اجزای آن معرفت نسبت به وصی و جانشین آن حضرت است. بنابراین، شناخت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بدون شناخت وصی و جانشین آن حضرت، بر اساس این روایت، یک شناخت و معرفت ناقص است و صاحب چنین معرفتی گویا خود پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) را هم مطلقاً نشناخته است. از همین رو، در این روایت تصریح شده که چنین کسی کافر است.
بر اساس آنچه گذشت، این روایت نیز بدون در نظر گرفتن قرائن منفصله، به روشنی حکم به کفر آن دسته از مخالفینی می‌کند که نسبت به جانشینی و وصایت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) شناخت و معرفت ندارند.
در روایت دیگری از قول رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) این‌گونه آمده است: «الْمُخَالِفُ عَلَى عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ بَعْدِی کافِرٌ؛ کسی که پس از من با علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) مخالفت کند (درباره علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) اختلاف کند) کافر است.»[۱۸۶]
این روایت در أمالی به شکل فوق نقل شده، اما شیخ حر عاملی (رحمه‌الله) در إثبات الهداه بالنصوص و المعجزات به جای «عَلَی عَلِیِّ بنِ أبِی‌طالِبٍ»، «لِعَلِیِّ بنِ أبِی‌طالِبٍ» نقل کرده است.
اگر روایت را به صورت اول معنا کنیم، مقصود از روایت این خواهد بود که هر کس در خصوص علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) مخالفت کند، کافر است. روشن است که طرف مخالفت در این معنا، رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) است؛ یعنی کسی که پس از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، با آن حضرت درباره علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) مخالفت کند، کافر است. بر اساس این معنا، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) تبیین می‌کنند که مخالفت با ایشان در زمینه خلافت حضرت امیر پس از آن حضرت، موجب کفر است.
اما اگر «المخالف» با «ل» متعدی شده باشد، به این معناست که هر کس پس از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، با علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) مخالفت کند کافر است؛ یعنی طرف مخالفت در این صورت، خود حضرت امیر است و مخالفت نمودن با آن حضرت سبب کفر است.
به هر حال، چه حالت اول درست باشد و چه حالت دوم، نتیجه این می‌شود که عدم پذیرش جانشینی حضرت علی (علیه‌السلام) پس از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و مخالفت با آن حضرت، حکم کفر را به دنبال دارد.
روایت دیگری که در این باب می‌توان به آن استناد نمود، از این قرار است:
«عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه‌السلام) قَالَ: بَعَثَ رَسُولُ اللَّهِ عَلِیّاً إِلَى الْیَمَنِ فَأَفْلَتَ فَرَسٌ لِرَجُلٍ مِنْ أَهْلِ الْیَمَنِ وَ مَرَّ یَعْدُو فَمَرَّ بِرَجُلٍ فَنَفَحَهُ بِرِجْلِهِ‏ فَقَتَلَهُ فَجَاءَ أَوْلِیَاءُ الْمَقْتُولِ إِلَى الرَّجُلِ فَأَخَذُوهُ وَ رَفَعُوهُ إِلَى عَلِیٍّ فَأَقَامَ صَاحِبُ الْفَرَسِ الْبَیِّنَهَ عِنْدَ عَلِیٍّ (علیه‌السلام) أَنَّ فَرَسَهُ أَفْلَتَ مِنْ دَارِهِ وَ نَفَحَ الرَّجُلَ فَأَبْطَلَ عَلِیٌّ (علیه‌السلام) دَمَ صَاحِبِهِمْ فَجَاءَ أَوْلِیَاءُ الْمَقْتُولِ مِنَ الْیَمَنِ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ فَقَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ عَلِیّاً ظَلَمَنَا وَ أَبْطَلَ صَاحِبَنَا فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله) إِنَّ عَلِیّاً لَیْسَ بِظَلَّامٍ وَ لَمْ یُخْلَقْ لِلظُّلْمِ إِنَّ الْوَلَایَهَ لِعَلِیٍّ مِنْ بَعْدِی وَ الْحُکمَ‏ حُکمُهُ وَ الْقَوْلَ قَوْلُهُ وَ لَا یَرُدُّ وَلَایَتَهُ وَ قَوْلَهُ وَ حُکمَهُ إِلَّا کافِرٌ وَ لَا یَرْضَى وَلَایَتَهُ وَ قَوْلَهُ وَ حُکمَهُ إِلَّا مُؤْمِنٌ فَلَمَّا سَمِعَ الْیَمَانِیُّونَ قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ فِی عَلِیٍّ قَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ رَضِینَا بِحُکمِ عَلِیٍّ وَ قَوْلِهِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ هُوَ تَوْبَتُکمْ مِمَّا قُلْتُمْ؛ از امام باقر (علیه‌السلام) نقل شده که فرمود: رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) علی (علیه‌السلام) را به سوی یمن فرستاد. اسب یکی از اهل یمن فرار کرد و می‌دوید تا این که از کنار مردی گذشت و ضربه‌ای با پایش به او زد و آن شخص کشته شد. اولیای مقتول نزد آن مرد رفتند و او را گرفتند و پیش علی (علیه‌السلام) بردند. صاحب اسب بینه اقامه کرد مبنی بر این که اسبش از خانه فرار کرده و آن مرد را کشته است و بر این اساس، حضرت خون مقتول را باطل دانست. اولیای مقتول از یمن نزد رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) آمدند و گفتند: ای رسول خدا! علی به ما ظلم نموده و خون مقتول ما را باطل نموده است. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: علی ظالم نیست و برای ظلم کردن خلق نشده است. ولایت پس از من از آن علی است و حکم، حکم او و قول، قول اوست. کسی جز کافر، ولایت و حکم و قول او را رد نمی‌کند و کسی جز مؤمن ولایت و قول و حکم او را نمی‌پذیرد. وقتی یمنی‌ها کلام رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) درباره علی را شنیدند، گفتند: ای رسول خدا! ما به حکم و قول علی راضی شدیم. رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: این توبه شماست از آنچه گفتید.»[۱۸۷]
در این روایت، ابتدا پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به مسأله جانشینی امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) پس از خود اشاره می‌کنند و ولایت را مختص به آن حضرت می‌دانند. علاوه بر این، حضرت تأکید می‌فرمایند که حکم، حکم علی (علیه‌السلام) و قول، قول علی (علیه‌السلام) است و به صراحت اعلام می‌کنند که عدم پذیرش ولایت و حکم و قول علی (علیه‌السلام)، مساوی با کفر است.
در روایت دیگری این‌گونه نقل شده است:
«عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ کثِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه‌السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا ثُمَّ کفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ کفَرُوا ثُمَّ ازْدادُوا کفْراً لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ‏ قَالَ نَزَلَتْ فِی فُلَانٍ وَ فُلَانٍ وَ فُلَانٍ‏ آمَنُوا بِالنَّبِیِّ (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فِی أَوَّلِ الْأَمْرِ وَ کفَرُوا حَیْثُ عُرِضَتْ عَلَیْهِمُ الْوَلَایَهُ حِینَ قَالَ النَّبِیُّ (صلی‌الله‌علیه‌وآله) مَنْ کنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ‏ ثُمَّ آمَنُوا بِالْبَیْعَهِ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (علیه‌السلام) ثُمَّ کفَرُوا حَیْثُ مَضَى رَسُولُ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فَلَمْ یُقِرُّوا بِالْبَیْعَهِ ثُمَّ ازْدادُوا کفْراً بِأَخْذِهِمْ مَنْ بَایَعَهُ بِالْبَیْعَهِ لَهُمْ فَهَؤُلَاءِ لَمْ یَبْقَ فِیهِمْ مِنَ الْإِیمَانِ شَیْ‏ءٌ؛ عبد الله بن کثیر از امام صادق (علیه‌السلام) نقل می‌کند که درباره آیه کسانی که ایمان آوردند، سپس کافر شدند، سپس ایمان آوردند، سپس کافر شدند، سپس کفرشان بیشتر شد، هرگز توبه شان پذیرفته نمی‌شود.‏ فرمود: این آیه درباره فلانی و فلانی و فلانی نازل شد که در ابتدای امر، به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) ایمان آوردند و زمانی که ولایت بر آنها عرضه شد و پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود هر که من مولای اویم علی (علیه‌السلام) مولای اوست، کفر ورزیدند، سپس به بیعت با امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) ایمان آوردند، سپس هنگامی که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) از دنیا رفت کافر شدند و به بیعت اقرار نکردند، سپس به سبب بیعت گرفتن براى خود از کسانى که با امیرالمؤمنین بیعت کرده بودند، بر کفر خود افزودند. این دسته، چیزی از ایمان در آنها باقی نماند.»[۱۸۸]
این روایت، بر اساس آنچه در مرآه العقول آمده ضعیف است، اما عیاشی هم آن را در تفسیرش نقل نموده[۱۸۹] و محتوای آن نیز مخالفتی با سایر روایات ندارد.
در این که مقصود از «فلان و فلان و فلان» چه کسانی هستند، در کتب شروح اشارات و گاه تصریحاتی وجود دارد مبنی بر این که مقصود، خلفای سه گانه‌اند. توضیح و تبیین معنای آیه نیز، چنین تطبیقی را تأیید می‌کند.
برخی از مفسرین در معنای آیه احتمال داده‌اند که مقصود از کسانی که ایمان آوردند، کسانی است که به موسی (علیه‌السلام) ایمان آوردند و مقصود از کفرشان، همان عبادت گوساله و موارد دیگر است. مراد از «ثُمَّ آمَنُوا» ایمان آنها به عیسی (علیه‌السلام) است و «ثُمَّ کَفَرُوا» همان کفرشان به عیسی (علیه‌السلام) است و «ازدَادُوا کُفراً»، یعنی کفر به نبی خاتم، حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله) است. البته احتمالات دیگری نیز در این زمینه داده شده است.[۱۹۰]
اما همان‌گونه که ملا صالح مازندرانی (رحمه‌الله) در شرح این روایت نوشته، این احتمالات بعید به نظر می‌رسد و با ظاهر آیه سازگاری ندارد؛ زیرا ظاهر این آیه، اتحاد موضوع و عدم تغایر آن است، در حالی که لازمه این معنا این است که موضوع آیه چندین گروه متفاوت باشند؛ به دلیل این که افرادی که به موسی (علیه‌السلام) ایمان آوردند و سپس گوساله پرست شدند، غیر از کسانی‌اند که به عیسی (علیه‌السلام) ایمان آوردند و بعد به او کافر شدند و همچنین غیر از کسانی‌اند که به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) کفر ورزیدند.[۱۹۱]
بر این اساس، به نظر می‌رسد مقصود از آیه همان منافقینی باشند که در زمان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به صورت زبانی ایمان آوردند، اما در عمل هیچ گاه ایمان نداشتند و از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) تبعیت نکردند.
به هر حال، آنچه مهم است این که افرادی که از پذیرش ولایت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) سر باز زدند، کافر خوانده شده‌اند و گذشته از این که شان نزول آیه چه کسانی باشند، هر کسی که مصداق این آیه قرار بگیرد و ولایت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) را رد نماید، کافر محسوب می‌شود.
علاوه بر این روایات که در آنها به مسأله پذیرش یا عدم پذیرش ولایت و وصایت حضرت امیر (علیه‌السلام) و مخالفت با آن حضرت ذکر شده بود، روایاتی نقل شده که پیشی گرفتن بر امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) یا تخلف و عقب ماندن از آن حضرت را عامل کفر معرفی نموده است. از جمله این روایات، روایتی است که از ابن‌عباس به این شرح نقل شده است:
«عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ‏ کنَّا جُلُوساً مَعَ النَّبِیِّ (صلی‌الله‌علیه‌وآله) إِذْ دَخَلَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ (علیه‌السلام) فَقَالَ السَّلَامُ عَلَیْک یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ وَ عَلَیْک السَّلَامُ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ فَقَالَ عَلِیٌّ وَ أَنْتَ حَیٌّ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ نَعَمْ وَ أَنَا حَیٌّ یَا عَلِیُّ… فَأَنْتَ یَا عَلِیُّ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ فِی السَّمَاءِ وَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ فِی الْأَرْضِ‏ لَا یَتَقَدَّمُک بَعْدِی إِلَّا کافِرٌ وَ لَا یَتَخَلَّفُ عَنْک بَعْدِی إِلَّا کافِرٌ؛ ابن عباس می‌گوید: با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نشسته بودیم که ناگاه علی بن ابی طالب (علیه‌السلام) وارد شد و فرمود: السلام علیک یا رسول الله، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در جواب فرمودند: وعلیک السلام یا امیرالمؤمنین و رحمه الله و برکاته، علی فرمود: (آیا مرا امیرالمؤمنین خطاب می‌کنید) در حالی که خود زنده‌اید، یا رسول الله؟ حضرت فرمودند: آری ای علی… تو ای علی در آسمان‌ها و در زمین امیرالمؤمنین هستی، پس از من کسی جز کافر بر تو پیشی نمی‌گیرد و و هیچ کس جز کافر از تو عقب نمی‌افتد.‏»[۱۹۲]
جمله محل شاهد در این روایت، جمله اخیر روایت است. بر اساس این روایت، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) پس از تأکید بر این که حضرت علی (علیه‌السلام) را حتی در زمان حیات خویش امیرالمؤمنین خطاب می‌کنند و آن حضرت را در آسمان و زمین امیر مؤمنان می‌خوانند، تصریح می‌کنند که هر کس پس از آن حضرت از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) پیشی بگیرد، یا تخلف کند کافر است.
ظهور روایت، به قرینه صدر آن که در خصوص ولایت بر مؤمنین است، در این است که مقصود از پیشی گرفتن و تخلف نمودن، در همین امر است؛ یعنی هر کس در امر جانشینی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و امارت بر مؤمنین خود را بر آن حضرت مقدم کند کافر است و همچنین کسی که ولایت آن حضرت را نپذیرد نیز کافر است.
در روایت دیگری از پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) چنین نقل شده است:
«عَنِ الحارِثِ بنِ الخَزرَجِ الأَنصارِیِّ‏ قالَ: سَمِعتُ رَسُولَ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ یَقُولُ لِعَلِیٍّ عَلَیهِ السَّلامُ: المُتَقَدِّمُ‏ بَینَ‏ یَدَیک‏ کافِرٌ؛ حارث بن خزرج انصاری می‌گوید: از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) شنیدم که به علی (علیه‌السلام) می‌فرمود: کسی که از تو پیشی گیرد، کافر است.»[۱۹۳]

نظر دهید »
دانلود مقالات و پایان نامه ها با موضوع بررسی اثرات ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۱محاسبه انرژی از روی منبع NRC 1993 که برای میزان پروتئین، چربی و کربوهیدرات جیره بترتیب مقادیر ۶۴/۵، ۴۳/۹ و ۱۱/۴ لحاظ شده است.

( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

۲محاسبه انرژی قابل هضم نیز از روی هضم پذیری ظاهری که برای پروتئین، چربی و کربوهیدرات جیره بترتیب مقادیر ۹/۰، ۸۵/۰ و ۸/۰ لحاظ شده است (NRC 1993).
۲-۲- تهیه و ذخیره سازی ماهیان
برای تهیه ماهیان تعداد ۱۲۰۰ قطعه قزل آلای رنگین کمان با میانگین وزنی ۱±۱۵ گرم از یکی از مراکز تکثیر و پرورش شهرستان ارومیه خریداری شده و با تانکر مخصوص حمل بچه ماهی مجهز به هواده به سالن تکثیر و پرورش پژوهشکده آرتمیا و جانوران آبزی دانشگاه ارومیه منتقل شدند. پس از گذراندن ده روز دوره آداپتاسیون و ضد عفونی با محلول نمک PPT 30 در قالب هشت تیمار (هر تیمار دارای سه تکرار) در ۲۴ تانک ۳۰۰ لیتری (حاوی ۲۰۰ لیتر آب) که قبلاً با مواد ضد عفونی کننده کاملاً ضدعفونی شده بودند با تراکم ۵۰ قطعه در هر تانک ذخیره سازی شدند (شکل ۱-۲).

شکل ۱-۲: مربوط به تانکها و محیط پرورشی ماهیان
۳-۲- زیست سنجی ماهیان (بیومتری) :
به منظور آگاهی از عملکرد جیره های غذایی و روند رشد ماهی ها در روزهای صفر، ۳۰ و ۶۱ نسبت به بیومتری آنها اقدام گردید. جهت بیومتری ماهیان، از یک ترازوی دیجیتال با دقت ۰۰۱/۰ گرم برای اندازه گیری وزن و از یک خط کش میلیمتری برای اندازه گیری طول کل استفاده گردید. اطلاعات حاصل از بیومتری در هر مرحله به منظور انجام آنالیزهای آماری ثبت و بر اساس آن، مقدار غذای ماهی ها تا بیومتری بعدی تعیین گردید.
برای این منظور فاکتورهای وزن Weight با دقت یک دهم گرم، طول کل Total length با دقّت یک میلیمتر اندازه گیری شده و بر همین اساس فاکتورهایی نظیر درصد افزایش رشد Growth Rate، ضریب‌رشد روزانه specific growth rate، ضریب چاقی Condition factor، ضریب رشد روزانه Daily Growth Coefficient، ضریب تبدیل غذایی Feed conversion ratio، ضریب بازده غذایی Feed efficiency ratio، شاخص تبدیل غذایی Feed conversion index، درصد افزایش وزن percentage weight gain، نرخ کارآیی پروتئین Protein efficiency ratio، ارزش تولیدی پروتئینProtein productive value، نرخ کارآیی چربی Lipid efficiency ratio، ارزش تولیدی چربی Lipid productive value، ضریب هضم پذیری ظاهری چربی و پروتئین Apparent nutrient digestibility، شاخص هپاتوسوماتیک hepatosomatic index مورد اندازه ­گیری قرار گرفت.
۴-۲- نمونه برداری از ماهیان جهت آنالیز شیمیایی :
برای آنالیز شیمیایی عضله ماهیان، در پایان دوره تعداد ۳ عدد ماهی از هر تکرار به طور تصادفی صید و تا زمان انجام آنالیز شیمیایی در فریزر ۲۰- درجه سانتی گراد نگهداری شدند.
۵-۲- آنالیز شیمیایی نمونه های غذایی و بافت عضله ماهیان :
برای تعیین درصد پروتئین، رطوبت و خاکستر از روش استاندارد ( AOAC, 1990) مطابق روش های زیر صورت پذیرفت.
۱-۵-۲- تعیین میزان پروتئین :
برای اندازه گیری میزان پروتئین موجود در نمونه ها از دستگاه میکرو کلدال اتوماتیک ۲۳۰۰ ساخت شرکت Foss استفاده گردید. روش بکار رفته با بهره گرفتن از این دستگاه برای اولین بار در سال ۱۸۸۳ میلادی توسط ” Kjeldahl” در دانمارک به کار گرفته شد و به عنوان یک روش اصلی در تعیین ازت و پروتئین مواد غذایی استفاده می شود.
برای تعیین درصد پروتئین موجود در نمونه ها، ۱ گرم از نمونه های خشک پودر شده درون لوله های آزمایش مخصوص هضم ریخته شد و به هر لوله حدود ۲۰ میلی لیتر اسید سولفوریک ۱/۰ نرمال، یک عدد قرص هضم حاوی سولفات مس یا سولفات پتاسیم و چند قطره اُکتان نرمال به عنوان ضد کف اضافه شد. یک لوله نیز به عنوان شاهد در نظر گرفته شد. پس از رسیدن درجه حرارت کوره هضم به حدود ۴۲۰ درجه سانتی گراد، لوله ها در داخل آن قرار داده شدند تا هضم صورت پذیرد. در هنگام هضم، نمونه ها ابتدا به رنگ قهوه ای ، سپس به رنگ زرد شفاف و در مرحله آخر، تقریباً به رنگ آبی شفاف درآمدند که این نشانه هضم آنها بود. این مراحل حدود ۲ ساعت به طول انجامید. و در قسمت تیتراسیون دستگاه کلدال که تمام اتوماتیک است، قرار داده شد. به این دستگاه سه ظرف حاوی اسید بوریک ۱/۰ نرمال، سود ۴۰% و آب مقطر متصل هستند که با نسبت مشخصی از هر کدام توسط دستگاه برداشته می شود. بعد از مرحله تقطیر مرحله تیتراسیون می باشد که محلول را با اسید سولفوریک ۱/۰ نرمال تیتر می کنیم تا pH محلول به ۸/۴ برسد سپس میزان اسید مصرفی را ثبت میکنیم. و بر اساس فورمول زیر میزان پروتئین محاسبه می گردد. (AOAC, 1990; Ceirwyn, 1995)
محاسبه میزان پروتئین بافت عضله ماهیان = میزان اسید مصرفی × ۲۵/۶ ×۲۸/۰
۲-۵-۲- تعیین میزان چربی کل
برای تعیین درصد چربی کل نمونه ها، ابتدا ۱ گرم وزن خشک از نمونه ها وزن کرده و در داخل لوله های شیشه ای در پیج دار میریزیم و سپس cc 10 اتر روی آن ریخته و در لوله ها را محکم می بندیم و به مدت ۱۲ ساعت در دمای ۴۰ درجه سانتیگراد داخل اوون قرار میدهیم. در جند ساعت اول نمونه ها تکان داده و درب آنها را محکم میبندیم. سپس لوله آزمایش دبگری را وزن کرده و بعد ۱۲ ساعت محلول اتر را با پیپت پاستور به آرامی برداشته و داخل لوله آزمایش دوم میریزیم. این کار را دوباره تکرار میکنیم. سپس لوله آزمایش دوم را که حاوی چربی محلول در اتر میباشد در داخل اوون به مدت ۱۲ ساعت در دمای ۴۰ درجه سانتی گراد قرار میدهیم که اتر آن تبخیر شده و چربی بر جای بماند. و میزان چربی کل را او فورمول پایین محاسبه می نماییم.
W= (G1-T) / ( (وزن نمونه ×۱۰۰
وزن ظرف با چربی=G1
وزن ظرف
خالی= T
۲-۵-۲- تعیین میزان رطوبت
برای تعیین درصد رطوبت نمونه ها، ابتدا وزن ظرف خالی مخصوص اندازه گیری رطوبت تعیین شد. سپس، مقدار ۱۰-۵ گرم از هر نمونه داخل آن ریخته شد. وزن نمونه ها قبل از خشک کردن تعیین گردید. پس از این مرحله، نمونه ها در اوون مدل SIC08 H ساخت شرکت Ecotee به مدت ۲۴ ساعت در درجه حرارت ۶۰ درجه سانتی گراد خشک شدند (Benijts et al., 1975). پس از اتمام این مرحله و سرد شدن ظروف حاوی نمونه در دسیکاتور، نمونه ها وزن شدند. برای دقّت بیشتر، وزن کردن ۳ بار تکرار و از داده های به دست آمده میانگین گرفته شد. در نهایت، با محاسبه اختلاف وزن نمونه ها در حالت های تر و خشک، درصد رطوبت نمونه ها با بهره گرفتن از فرمول زیر محاسبه گردید ( AOAC, 1990)
W=(G1-G2) /(G1-T) ×۱۰۰
وزن ظرف با نمونه تر=G1
وزن ظرف با نمونه خشک=G2
وزن ظرف خالی= T
۳-۵-۲- تعیین میزان خاکستر
برای تعیین میزان خاکستر نمونه ها از کوره الکتریکی (Muffle Furnance) ساخت شرکت ایران خودساز استفاده شد. نمونه های خشک شده پودری درون بوته چینی ریخته و به مدت چهار ساعت در دمای ۵۰۰ تا ۵۵۰ درجه سانتیگراد سوزانده شد. قبل از آن بوته های چینی به مدت ۴۵ دقیقه داخل کوره قرار داده شدند تا سرد شوند. سپس، نمونه ها با ترازوی دیجیتال مدل OHAUS با دقت ۰۰۰۱/۰ گرم وزن شدند. برای دقت بیشتر این کار ۳ بار تکرار شد ( AOAC , 1990). درصد خاکستر نمونه ها از طریق فرمول زیر محاسبه گردید:
= (E-B) / ( D-B) ×۱۰۰ درصد خاکستر
وزن ظرف با خاکستر= E
وزن ظرف با نمونه خشک =D
وزن ظرف خالی=B
۴-۵-۲- تعیین میزان کربوهیدرات
برای محاسبه میزان کربوهیدرات در درصد ماده خشک از فورمول زیر محاسبه میگردد (Aksnes et al ۲۰۰۶) :
(پروتئین+چربی+رطوبت+خاکستر)- ۱۰۰= کربوهیدرات (درصد)
۵-۵-۲- تعیین ترکیب و میزان اسیدهای چرب
برای آنالیز نمونه ها جهت تعیین میزان اسیدهای چرب موجود در آنها، از دستگاه کروماتوگرافی گازی (GC) مدل Agilent 7890A ساخت کشور امریکا استفاده گردید. نمونه ها را می توان به صورت خشک شده و یا به صورت تر برای آنالیز استفاده کرد.
مراحل آماده سازی نمونه ها به شرح زیر بودند:
الف) از هر نمونه مقدار تقریبی ۵/۰ گرم وزن تر به لوله های ۳۵ میلی لیتری درب دار منتقل شد.
ب) مقدار ۵ میلی لیتر ترکیب اتانول و تولوئن به نسبت حجمی ( ((v/v 3:2 اتانول : تولوئن) و سپس ۱۰۰ میکرولیتر محلول استاندارد داخلی (حاوی اسید چرب ۶-n2: 22 حل شده در ایزواکتان) به هر نمونه موجود در لوله آزمایش افزوده شد. پس از آن، ۵ میلی لیتر ترکیب تازه تهیه شده استیل کلراید / متانول (v/v 1:20) به عنوان عامل استریفیکاسیون نیز به لوله های آزمایش اضافه گردید (Christie, 1981).
ج) مقداری گاز نیتروژن داخل هر یک از لوله ها تزریق شد و سپس در لوله ها محکم بسته شد.
د) لوله ها با بهره گرفتن از یک شیکر دستی هم زده و سپس به مدت یک ساعت در درون حمام آب جوش (C°۱۰۰ ) قرار داده شد. در طی این زمان، لوله ها به فاصله هر ده دقیقه از حمام آب جوش خارج و با احتیاط هم زده شد.
م) در ادامه، لوله ها سرد و به هر کدام ۵ میلی لیتر آب مقطر و ۵ میلی لیتر هگزان – افزوده شد.
ن) محتویات داخل لوله ها به مدت ۵ دقیقه با شتاب۳۰۰۰ دور در دقیقه سانتریفیوژ و سپس محلول رویی( هگزان) به لوله های فالکون ۵۰ میلی لیتری تمیز منتقل شدند. عمل سانتریفیوژ کردن پس از افزودن ۳ میلی لیتر هگزان روی نمونه ها، دو بار دیگر نیز تکرار شد تا از انتقال کل اسیدهای چرب به همراه هگزان به لوله های جدید اطمینان حاصل شود .محتویات لوله ها از فیلتر سولفات سدیم عبور داده و به ظروف گلابی شکل از پیش وزن شده منتقل شدند. سپس، بخش حلّال به کمک دستگاه تقطیر در خلاء مدل LABOROTA4003 ساخت شرکت Heidolph آلمان در دمای ۳۵ درجه سانتی گراد و با تزریق گاز نیتروژن، جدا شد و ظروف ها مجدداً وزن شد. به این ترتیب، مقدار کل متیل استرهای اسیدهای چرب استخراج شده از هر نمونه، مشخص گردید.

نظر دهید »
دانلود منابع دانشگاهی : نگاهی به پژوهش‌های انجام‌شده درباره بررسی رابطه بین … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

بخش سوم
۲-۳بازارگرایی
مقدمه
موفقیت شرکتها و مؤسسات امروزی در گرو شناخت هر چه بیشتر از مشتریان و رقبا و سایر عوامل تأثیرگذار بر بازار است. نیازها و خواسته های مشتریان همواره درحال تغییر هستند و تنها در صورت شناخت این تغییرات است که شرکت می تواند موفق شود. از طرفی رقبا نیز به دنبال جذب مشتریان بیشتر برای خود هستند و در این راه از هیچ کوششی چشم پوشی نخواهند کرد. همچنین تغییر شرایط بازار و قوانین حاکم بر آن مانند تغییرات تکنولوژیک، قوانین و … هم می تواند موفقیت مؤسسات را در یک بازار تحت تأثیر خود قرار دهد و شناخت و پیش بینی این عوامل و ارائه ی راهکار مناسب در برخورد با آنها نقش کلیدی در موفقیت مؤسسه در بازار هدف بازی خواهد کرد. از اینرو گرایش به بازار و نیازهای مشتریان اولین ویژگی بازاریابی جدید است. مدیران کامیاب کسانی هستند که سازمان خود را با شرایط روز همگام می سازند. این همگامی زمانی امکان پذیر است که کارکنان و مدیران گرایش به بازار را به عنوان یک فرهنگ و بینش بپذیرند. در بازارگرایی رضایت مشتریان هسته فعالیت شرکت را تشکیل می دهد و کلیه فعالیتهای شرکت باید در راستای ارضای نیازهای مشتریان باشد. شناخت نیازها و انتظارات مشتریان و پاسخگویی به تغییرات ایجاد شده در بازار نقش کلیدی در موفقیت شرکت بازی می کند. در این میان تولیدکنندگان بر این تلاشند که ارتباطی میان کالای تولیدی خود و نیازهای مردم برقرار کنند و سعی میکنند کالایی را تولید کنند که نیازهای مشتریان را برآورده سازد و با خواسته های آنها همسو باشد. این موفقیت هنگامی حاصل میشود که کالای تولیدی کاملا با خواسته های مشتریان منطبق باشد.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

۲-۳-۱ سیرتاریخی مفهوم بازارگرایی
تا اواسط دهه ی ۱۹۵۰ م. دیدگاه سنتی بازاریابی این بود که کلید سودآوری، حجم فروش بیشتر است. بنابراین مسؤلیت بازاریابی، فروش هرچه بیشتر محصولات تولیدی شرکت بود. روش های بازاریاب به طور عمده به افق زمانی کوتاه مدت، فرآیندهای تاکتیکی فروش شخصی، تبلیغات و پیشبرد فروش گرایش داشت. سالها طول کشید تا سازمانها دریافتند که برای رشد و توسعه ی خود باید چشم اندازی از نیازهای بیرون به درون شرکت داشته و به جای فرآورده محوری به بازار و مشتری محوری بیندیشند. در اواسط دهه ی ۱۹۵۰ م. شدت رقابت بر سر فروش محصولات و حمایت فزاینده از مصرف انبوه، منجر به شکل گیری مفهوم بازاریابی شد. در این مفهوم، افق زمانی کوتاه مدت به افق زمانی بلندمدت، رویکردهای بازاریابی تاکتیکی فروش به رویکردهای بازاریابی استراتژیک فروش تبدیل شد. تمایل مؤسسات کسب و کار نیز به بررسی دقیق نیازهای مصرف کننده و مشتری متمرکز شد. سازمانها دریافتند که دستیابی به اهداف، منوط به شناسایی نیازها و خواسته های بازار هدف و تأمین رضایت هرچه بیشتر مشتریان در مقایسه با رقبا می باشد، این فلسفه ی جدید مفهوم بازاریابی است. بدین ترتیب، مفهوم بازاریابی فلسفه ی حاکم بر بنگاه های کسب وکار گردید و از اصطلاح بازارگرایی برای اجرای مفهوم بازاریابی استفاده شد.
در طول دهه ی گذشته، بازارگرایی بسیار مورد توجه پژوهشگران بازاریابی قرار داشته و به عنوان یکی از موضوعات اصلی پژوهش در بازاریابی استراتژیک مطرح شده است. کلیات بازارگرایی و مبانی آن در مفهوم بازاریابی نهفته است. مفهوم بازاریابی به عنوان فلسفه مدیریت حاکم برسازمانها است. این مفهوم مرتبط با مشتریگرایی، سودگرایی و هماهنگی بخش بازاریابی باسایر بخشها در شناسایی و برآوردن نیازهای بازار و مشتری است. اگرچه مفهوم بازاریابی در زمان های گذشته و حال مطرح بوده، اما ارزش عملیاتی آن بسیار محدود است؛ زیرا مفهوم بازاریابی به عنوان فلسفه ی حاکم بر سازمان است که بسختی میتواند برای مدیریت مفید واقع شود. در این صورت نیاز به عملیاتی ساختن آن حس شد. این مسأله تا ظهور بازارگرایی ادامه داشت تا اینکه بازارگرایی، راهنمای عملیاتی سازی مفهوم بازاریابی قرار گرفت و از آن برای بهبود عملکرد کسب وکار استفاده شد و سازمانها از طریق بازارگرایی توانستند، مفهوم بازاریابی را عملیاتی کند(رضائی دولت آبادی،۱۳۲،۱۳۸۴).
۲-۳-۲ تعریف بازارگرایی
بازارگرایی قلب تپنده ی مدیریت و استراتژی بازاریابی مدرن است و همچنین یکی از جنبه های فرهنگ سازمانی است که درآن کارکنان از طریق ایجاد ارزشهای برتر، به دنبال سودآوری بنگاه و درنهایت حفظ مشتریان هستند. بازارگرایی یک نوع هنجار رفتاری است که در سرتاسر سازمان گسترش یافته و از طریق نوآوری، پاسخگوی نیازهای حال و آتی بازار و مشتریان است. کسب وکاری که بازارگرایی اش را افزایش دهد، عملکرد بازارش را بهبود خواهد بخشید(نارور و اسلاتر،۲۲،۱۹۹۰). شرکتهای بازارگرا دارای مزیت رقابتی در سرعت پاسخگویی به نیازهای بازار و مشتریان هستند. همچنین در پاسخ به فرصتها و تهدیدات بازار، اثربخش عمل میکنند. ارزش محوری در بازارگرایی این است که سازمان را در مقابله با شرایط کسب وکار جدید آماده می سازد و میتواند اطلاعات لازم را از بازار به دست آورده و خود را آماده پاسخگویی به نیازهای بازار کند. این نوع فرهنگ بازارگرایی زمانی برای سازمان به عنوان مزیت رقابتی مطرح است که غیر قابل تقلید، نادر و باارزش باشد(اسلاتر،۲۳۰،۲۰۰۱). ایجاد هوشمندی در ارتباط با نیازهای فعلی و آتی مشتری، نشر هوشمندی در بین بخشهای سازمان وپاسخگویی به آن هوشمندی است(کوهلی و جاوسکی،۲،۱۹۹۰).
اسلاتر در مقالهای تحت عنوان «بازارگرایی در آغاز هزارهی جدید» به دو نوع رفتار بازارگرایی اشاره دارد که عبارتند از(اسلاتر،۲۳۰،۲۰۰۱):
الف) رفتارهای سنتی بازارگرایی-نسل اول بازارگرایی:
شرکت هایی که رفتارهای سنتی بازارگرایی دارند، بر شناخت نیازهای اظهار شده مشتریان در بازار توجه دارند و اقدام به ساخت کالاها و ارائه ی خدماتی می کنند که بتوانند آن نیازها را برآورده سازند. شرکتهای بازارگرا با بررسی نیازها و خواسته های مشتریان، شناخت خودشان را نسبت به آنها افزایش می دهند و میتوانند کالاها و خدمات جدید را به تناسب بازار و مشتری ارائه دهند. در یک نگاه سطحی فعالیت شرکتهای بازارگرا به نظر مفید می رسد، اما این نوع رفتارها بیشتر تمرکز بر ارضای نیازهای فعلی مشتریان دارد، به صورت انفعالی عمل می کند و به دنبال یادگیری غیرمنتظره است. مدیران و کارکنان فقط آنچه را میبینند که در منظر مشتریان جاری آنان قرار دارد و به ماواری آن توجهی ندارند. عیب این نوع رفتار بازارگرایی این است که باعث اضمحلال توانایی شرکت در نوآوری شده و به عنوان تهدیدی برای شرکت محسوب میشود. شرکتهای بازارگرای سنتی از پژوهشهای بازار برای شناخت نیازهای عینی مشتریان و از سنجش رضایت مشتریان برای شناخت مسائل و مشکلات آنان استفاده می کنند. این نوع رفتارها نمی توانند منجربه توسعه ی فرآیندهای محصول جدید، نوآوری، یادگیری سازمانی و موفقیت در فروش محصول جدید باشند.
ب (رفتارهای مدرن بازارگرایی-نسل دوم بازارگرایی:
نسل دوم شرکت های بازارگرا، خود را متعهد به شناخت نیازهای اظهار شده و نشده مشتریان، تواناییها و برنامه های رقبا و ارزیابی اطلاعات بازار می کنند. این شرکت ها دائما از طریق آگاه ساختن سازمان و هماهنگی فعالیت بخشهای سازمان با یکدیگر، به ایجاد ارزش برتر برای مشتریان می پردازند. شرکتهای بازارگرای نسل دوم به طور وسیع به کنکاش بازار پرداخته، افق زمانی بلند مدت داشته و بیشتر در بازار نفوذ می کنند. تکنیکهای پژوهشی نسل دوم شرکتهای بازارگرا مشابه تکنیکهای پژوهشی نسل اول شرکتهای بازارگر است. البته نسل دوم شرکتهای بازارگرا از تکنیکهای دیگری برای شناخت نیازهای آشکار نشده ی مشتریان، استفاده می کنند، مثلاً آنها از نزدیک، مصرف کالا و خدمات را مشاهده می کند تا اینکه بتوانند اطلاعات لازم را از خواسته ها و نیازهای مشتریان کسب کنند. معمولاً این نوع اطلاعات به شیوه ی پژوهشهای سنتی به دست نمی آید. در بازارگرایی جدید، شرکتهای بازارگرا با مصرف کنندگان بالفعل و بالقوه ارتباط نزدیک دارند و مصرف کنندگان را مشتریان بالقوه یا بالفعلی می دانند که دارای نیازهای ارضا نشده ای می باشند که نحوه ی برآوردن نیازهایشان را در بازار مورد مقایسه قرار داده و راه حل مطلوب جهت برآوردن آن نیازها را از شرکت انتظار دارند. شرکتهای بازارگرای نسل دوم از تکنولوژی پیشرفته برای برقراری ارتباط با مشتری استفاده می کنند. البته شرکتهای بازارگرای نسل دوم نمی توانند به طور کامل نسبت به پویایی بازار و نوسان های آن اطلاع داشته باشند. بنابراین از یادگیری غیرمنتظره و اکتشافی برای دستیابی به نتایج مطلوب استفاده می کنند. این شرکتها همواره یافته های خود را بر اساس دانش و بینش جدید اصلاح می کنند. نسل دوم شرکتهای بازارگرا به دنبال کشف بازارهای ناشناخته می باشند. تجدید ساختاری این شرکتها بر اساس محصولات و بازارهای جدید است. تمام سیستمهای اطلاعاتی شرکتهای بازارگرای نسل دوم در جهت ایجاد تجربه ی رضایتبخش برای مشتری،جمع آوری اطلاعات مربوط به مشتری و انجام اصلاحات لازم در این زمینه سازماندهی شده است. در این دوره، برای بسیاری از جاسوسان صنعتی، داشتن اطلاعات پیرامون توسعه محصول جدید، نحوه ایجاد ارزش برای مشتری شرکتهای رقیب، مشکل چندانی محسوب نمی شود. آنها به سادگی قادر میباشند رضایت مشتری و رفتار خرید او را ارزیابی کنند. با این اوصاف بازارگرایی یک نوع فرهنگ سازی سازمانی است که رفتارهای فردی را جهت ایجاد ارزش برتر برای مشتری فراهم ساخته و در نهایت منجربه عملکرد بهتر برای سازمان میشود(اسلاتر و نارور،۲۱،۱۹۹۰).
۲-۳-۳ ضرورت و اهمیت بازارگرایی
عصر کنونی دوره ی تحولات شتابنده و غیرقابل پیش بینی است. امروز همان دیروز نیست. یقینا فردا متفاوت از امروز خواهد بود. بنابراین پاینده بودن به استراتژیهای امروز برای بقا و پیشرفت، کار خطرناکی است. در محیط رقابتی و پر از تحولات امروز، موفقیت بازار برابر است با توان یک سازمان در بدست آوردن حداکثر سود از مجموعه مشتریان خود. برای این منظور، ضروری است که مدیریت سازمان به استراتژی هایی روی آورد که بتواند از آنها برای توسعه و بهبود عملکرد خود و پیشی گرفتن از رقبا استفاده کرده و از همه مهمتر آنکه بتواند مشتریان را به مشتریان وفادار تبدیل کند. ایجاد وفاداری در مشتری و ابسته به میزان رضایتی است که مشتری از انجام معامله با سازمان، در خود احساس می کند.
کاتلر معتقد است که کشورهای درحال توسعه باید در استراتژیها و سیستم های تجاری و بازرگانی خود تجدیدنظر کنند، چرا که درصورت عدم بکارگیری استراتژیهای جدید و متناسب با شرایط کنونی، موقعیت رقابتی آنها تضعیف خواهد شد. امروزه تنها سازمان هایی در عرصه ی رقابت از موقعیت مناسبی برخوردارند که محور فعالیت خود را تأمین خواسته های مشتریان و ارضای نیازهای آنان قرار دهند.
از آنجایی که بخش اعظم شرکتهای موجود در جامعه ی آماری، به صورت خصوصی اداره میشوند و این شرکتها باید پاسخگوی سهامداران خود بوده و میزان سودشان ارتباط مستقیمی با عملکردشان دارد،این روزها به بازارگرایی و اصول آن روی آورده و با توجه به رقابت بسیار تنگاتنگ با سایر رقبا در پی بهبود عملکرد و سودآوری در بازار هستند. ماهیت این شرکتها ایجاب می کند که در راستای حفظ مشتری و مشتری مداری توجه دقیق به خواسته های بازار داشته باشند و به میزانی که بتوانند مشتریان فعلی خود را حفظ نموده و پا به پای خواسته های بازار پیش روند موفق تر خواهند بود.
۲-۳-۴دیدگاههای اندیشمندان معاصر بازارگرایی
طی سالهای گذشته تلاشهای دانشگاهی و عملی زیادی پیرامون مفهوم بازارگرایی صورت گرفته است و در این زمینه دیدگاه های متعددی ارائه گردیده و هر دیدگاه از بعد اجرایی، عملی و ساختاری مورد تحلیل قرار گرفته است. دیدگاه های بازارگرایی را میتوان به شش گروه تقسیم نمود که عبارت است از:
دیدگاه بازارگرایی دیشپند و فارلی۱ ،(۱۹۹۸،۲۲۰-۲۳۷).
دیدگاه بازارگرایی کوهلی و جاورسکی،(۶،۱۹۹۰).
دیدگاه بازارگرایی نارور و اسلاتر،(۲۲،۱۹۹۰).
دیدگاه بازارگرایی روکرت،(۲۲۸،۱۹۹۲).
دیدگاه بازارگرایی شاپیرو۲ و همکاران،(۱۲۰،۱۹۹۸).
دیدگاه ترکیبی لافرتی و هالت۳،(۲۰۰۰،۹۲-۱۰۹).
این دیدگاه ها دارای تفاوتها و شباهت هایی است که توسط لافرتی و هالت در سال ۱۹۹۹ مورد بررسی قرار گرفت و یک دیدگاه جدیدی را ارائه نمود. این دو محقق بازارگرایی را به عنوان یک پدیده ی مدیریتی در مقابل یک پدیده ی فرهنگی جهت دستیابی به مزیت رقابتی می دانند. چنانچه قبلاً بیان شد، مفهوم بازاریابی و ساختار بازارگرایی یکی از موضوعات مهم بازاریابی در مراکز دانشگاهی و تحقیقاتی است که به صورت تئوری و عملی مورد بحث قرار گرفته است. بازارگرایی به این دلیل حائز اهمیت است که منعکس کننده فلسفه ی کسب وکار شرکتها و کلیدی برای موفقیت فرهنگ سازمانی است. عمده تحقیقات انجام گرفته پیرامون بازارگرایی در آمریکا صورت گرفته و اخیراً این مفهوم در دیگر کشورها نیز مورد بررسی قرار گرفته است. بازارگرایی در هر کشوری و هرشرکتی به عنوان فلسفه ی حاکم بر سازمان، سازمان را تحت نفوذ قرار می دهد. آنچه مسلم است، این است که بازارگرایی در ادبیات بازاریابی جایگاه برتری دارد و آزمونهای تجربی آن نیز با مسائل متعددی روبرو بوده است و یک نوع پراکندگی بین مدلهای آزمون شده ی آن مشاهده می شود. این مسأله باعث محدودیت بازارگرایی شده است تلاشها و مطالعات صورت گرفته در زمینه بازارگرایی را از بعد) اجرایی و ساختاری) می توان به شش دسته تقسیم کرد:
دیدگاه تصمیمگیری
دیدگاه هوشمندی بازار(اطلاعات بازار)
دیدگاه رفتاری مبتنی بر فرهنگ یا دیدگاه فرهنگ بازارگرایی
دیدگاه مدیریت استراتژیک
دیدگاه مشتری گرایی
دیدگاه ترکیبی
دو محقق بازاریابی به نام لافرتی و هالت در سال ۱۹۹۹ این پنج دیدگاه اول را ادغام کرده و دیدگاه جدیدی را که سنتز پنجگانه فوق است بوجود آورند.
۲-۳-۵مفاهیم عملیاتی بازارگرایی
تأکید سنتی بازاریابی گرایی بر مشتری گرایی، تمرکز بر نیازهای مصرف کننده و ایجاد سود برای شرکت از طریق رضایت مشتری است. بازارگرایی اصطلاح کاربردی برای نهادینه کردن مفهوم بازاریابی است (کوهلی و جاورسکی،۱۹۹۰) و تأکید بر تغییر ساختار و مسئولیت بازاریابی از بخش بازاریابی به تمام بخشهای سازمان دارد و به دنبال ایجاد تعادل بین مشتریان و رقباست و با توجه به رقبا به تحلیل مشتریان و ارضای نیازهای آنان می پردازد. هر یک از شش دیدگاه ذکرشده نسبت به مفهوم بازارگرایی دیدگاه خاص خود را دارد که آنرا متمایز از دیدگاه دیگر می کند. در جدول شماره ی ۲-۲-۱ هر یک از دیدگاه ها را به همراه سال ارائه و برخی از تئورسین های مربوطه، مطرح شده است.
جدول۲-۵: دیدگاه های بازارگرایی و برخی از تئورسین های آن

دیدگاه سال ارائه
نام تئوریسین یا معرف
دیدگاه تصمیم گیری(۱۹۹۸)

(۱۹۹۱)Glazer
(۱۹۹۳)Glazer & Weiss
(۱۹۸۸)Shapiro

نظر دهید »
منابع پایان نامه کارشناسی ارشد بررسی نظریه تباین … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

ابن سینا برای مفهوم «موجود» مفاهیمی هم معنا ذکر می کند که عبارتند از «مثبت[۵]» و «محصل[۶]» و از طرفی مفهوم « شئ» را غیر از مفهوم «موجود» دانسته و برای آن دو معانی جداگانه قائل است. (همو، ۱۳۷۱ هـ ش. ص ۲۷۹). پس می توان گفت « وجود» نیز از منظر ابن سینا مفهومی متناظر با «ثبوت» و «تحصّل»[۷] می باشد که حاکی از عینیت و تحقق می باشد.

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

ابن سینا در بیان فرق بین مفهوم « موجود» و «شئ» اینطور می گوید که به امور به اعتبار اتصافشان به «وجود»، «موجود» گفته می شود اما به اعتبار خودشان به آنها «شئ »گفته می شود.[۸]( جهامی، بیتا، ص ۱۱۷۹)
بنابراین او «اتصاف به وجود» را ویژگی جداکننده ی مفهوم «موجود» از مفهوم «شئ» می داند و از طرفی وجه مشترک آن دو را « اولی الأرستام» بودن یا حصول بی واسطه شان در ذهن بیان می کند. [۹](همو، ۱۴۰۴ هـ ق. ص ۲۹ )
همانطور که می دانیم مفاهیم ازنظر چگونگی حصولشان نزد ذهن به دو گروه «بدیهی» و «اکتسابی» تقسیم می شوند که مفاهیم بدیهی برای ترسیم شدن در ذهن نیاز به چیزی غیر از تصوّر خود شان ندارند. لذا به آنها اوّلی الارستام نیز می گویند و مفاهیم اکتسابی به عکس برای حصول نزد ذهن به واسطه نیاز دارند. «وجود» و «شئ» در دیدگاه ابن سینا از مفاهیم بدیهی اند و می دانیم که چگونگی آشنایی ذهن در مرحله ی اول با مفهوم «وجود» نیز به علم حضوری ما به خود یعنی آگاهی بی واسطه از «هستی» خود مان باز می گردد.
۲-۱-۳ احکام اولیه ی «موجود»
حال که روشن شد موضوع فلسفه ی اولی در منظر ابن سینا «موجود» می باشد و از آنجا که بحث مورد نظر دراین تحقیق «تباین ذاتی موجودات» است، نوبت به بررسی ویژگی ها و احکامی که فیلسوف مورد نظر ما «ابن سینا» برای «موجود» برشمرده است، می رسد که برخی از آن ها عبارتند از «بداهت مفهوم موجود»، «اشتراک معنوی مفهوم موجود» و«تشکیک درمفهوم موجود».
۲-۱-۳-۱ بداهت مفهوم « موجود»
ابن سینا مفهوم« موجود» را بدیهی وبی نیاز از تعریف می داند و معتقد است معنای «موجود» در نفسی که به آن می اندیشد، خودبه خود حاصل است.[۱۰](همو، ۱۳۷۱ هـ ش. ص۲۷۹) . وی معتقد است اگر مفهوم «موجود» بی نیاز از تعریف نبود، به علم دیگری محتاج بود که آن را تفسیر کند، چرا که اثبات موضوع و تفسیر هویت آن در علمی که موضوع مفروض، موضوع آن علم است، محال است . بلکه باید موضوع هر علمی از حیث «ماهیت» و «وجود» امر مسلمی باشد.[۱۱](همو، ۱۴۰۴ هـ ق، ص ۵و ۱۱) همان طور که ذکر شد شیخ الرئیس مفهوم « موجود» را «اولی الارتسام» می داند یعنی نقش بستن آن مفهوم در ذهن بدون نیاز به وساطت مفهومی دیگر: «معنای موجود و شئ و ضروری به ارتسام اولی یعنی بدون واسطه درذهن مرتسم می گردد (همان، ص ۲۹) اولی الارتسام بودن یعنی بدیهی بودن وبی نیاز از تعریف بودن مفهوم موجود می توان گفت که ابن سینا هم درمورد «چیستی» موجود و هم در مورد «هستی» آن قائل به بداهت است. وی درمورد بدیهی دانستن هستی موجود با سوفسطائیان که در اصل تحقق واقعیت تردید وارد می کنند، مخالف است.
همانطور که قبلا گفتیم در دیدگاه ابن سینا اطلاق لفظ «موجود» به امور به اعتبار اتصافشان به وجود می باشد بنابراین دراینجا می توان گفت که از نظر شیخ الرئیس سه خصیصه برای «موجود» در نظر گرفته شده است:
بداهت مفهوم موجود از حیث چیستی و اولی الارتسام بودن وبی نیازی آن از تعریف
بداهت وجود و هستی موجود بر خلاف نگرش سوفسطائیان
«اتصاف به وجود»، علّت اطلاق لفظ موجود برامور واشیاء
۲-۱-۳-۲ عمومیت مفاهیم «موجود» و «وجود»
از دیگر احکامی که ابن سینا برای مفهوم «موجود» و البته مفهوم« وجود» قائل است، عمومیت آن است، وی مفاهیم «موجود»، «شئ » و «واحد» را از مفاهیم عام بر می شمارد و همین «وجود» و «وحدت» ر انیز به اولین امور «عام» یاد می کند[۱۲] (همو، ۱۳۷۱ هـ ش، ص۲۷۹ ) . پس این مفاهیم در نظر وی گسترده ترین دایره شمول را در میان مفاهیم و معانی دیگر دارد.
۲-۱-۳-۳ اشتراک معنوی مفاهیم «موجود» و «وجود»
مسأله ی اشتراک معنوی مفاهیم «موجود» و «وجود» در این پژوهش از این جهت که با نظریه ی «تباین ذاتی موجودات» مرتبط است، دارای اهمیت زیادی است. سوال مورد توجه ما دراین جا این است که آیا ابن سینا قائل به اشتراک لفظی « موجود» است یا برعکس معتقد به اشترک معنوی آن است؟ اگر ابن سینا قائل به اشتراک معنوی «موجود » و «وجود» باشد، لوازمی بر این قول مترتب خواهد بود که در ادامه اشاره خواهد شد. دراین قسمت نظر ابن سینا در این مورد و استدلال وی بر آن نظر رانقل می کنیم.
وی می گوید: موجود جنس نیست و بر مادون خود به طور متساوی حمل نمی شود. یعنی نوع متواطی نیست زیرا مفهومی است که به اشتراک معنوی بر موجودات ، با نوعی تقدیم و تأخیر حمل می شود[۱۳]. (همو، ۱۴۰۴ هـ ق. ص۲۴۳)
به علاوه وی در معرفی «موجود بما هو موجود» به عنوان موضوع علم فلسفه می گوید: «تنها «موجود بماهو موجود » است که میان همه ی امور مشترک است». (همو، ۱۴۰۴ هـ ق، ص۱۳) که از محتوای بحث مذکور بر می آید که منظور اشتراک معنوی و وحدت مفهومی آن است.
همانگونه که شاهدیم ابن سینا علاوه بر اشترک معنوی مفهوم«موجود»، به تقدم و تأخر و عدم صدق یکسان مفهوم «موجود» بر مصادیق خود نیز که از ملاک های تشکیک است، اشاره می کند که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.
در مورد اشتراک معنوی مفهوم « وجود» شیخ نظرش را با استدلا لی مبتنی بر قاعده ی عدم خروج شئ از طرفین نقیض بیان می کند و چنین می گوید. «در میان جواهر و کمیات و سایر مقولات ممکن نیست یک معنای عام همه را در برگیرد مگر حقیقت معنای وجود»[۱۴](همو، ۱۳۷۱ هـ ش، ص ۲۱۹ ) و چنین ادامه می دهد:
«اگر وجود بر چیز هایی که بر آن ها اطلاق می شود به اشتراک اسمی باشد، این گفته ی ما که «شئ» از طرفین نقیض خارج نمی شود [که عبارتی دیگر از محال بودن ارتفاع نقیضین است] بی معنی خواهد بود. درست آنست که آن چه دوطرف را شکل می دهد، شئ از آن دو خارج نمی شود».[۱۵](همان)
توضیح آن که طبق قاعده ی فلسفی، «موجود» و «معدوم» نقیض یکدیگرند و یک شئ یا «موجود» است و یا «معدوم» و بیش از این دو حالت را ندارد، این قاعده در صورتی می تواند صحیح باشد که «وجود» مشترک معنوی باشد، یعنی در یک سمت نقیضین، عدم ودر سوی دیگر وجودی قرار می گیرد که در همه ی مصادیق خود یک معنا دارد. حال اگر «وجود» مشترک لفظی بوده باشد، در یک سمت «معدوم»و در سمت مقابل طرف های بی شماری به تعداد تمامی معانی« وجود» قرار خواهد گرفت و اگر از یک شئ «موجود» و «معدوم» را سلب کنیم، سلب نقیضین نخواهد بود، زیرا «موجود» را می توان به معنایی غیر از معنای سلب عدم در نظر گرفت و در نتیجه قانونی که می گوید «وجود » و «عدم » را نمی شود همزمان از یک شئی سلب کرد چون مستلزم ارتفاع نقیضین است، در حالتی می تواند برقرار باشد که وجود مشترک معنوی بوده و بیش از یک مفهوم نداشته باشد.
قابل ذکر است که «خواجه نصیر الدین طوسی» از شارحان ابن سینا و مدافعان فلسفه ی مشاء نیز قائل به اشتراک معنوی« وجود» میباشد و در مقابل اشکالی که «فخر رازی» در شرح بر اشارات و تنبیهات به اشتراک معنوی «وجود» میان «واجب» و «ممکن» وارد می کند، با چند استدلال از آن دفاع می کند. محقق طوسی در جواب به این اشکال فخر رازی که اگر حقیقت باری تعالی، وجود مجرد باشد و وجود مشترک معنوی میان همه ی موجودات باشد، پس باید وجود باری تعالی قابل تصور و بدیهی التصور باشد (زیرا وجود بدیهی التصور است) پاسخ می دهد:
آن حقیقت خدا که عقول نمی تواند آن را درک کند « وجود خاص» اوست که در«هویت» خود که مبدأ اول همه ی موجودات است با سایر موجودات مخالف است. اماآن وجودی که عقول آن را درک می کند «وجود مطلق» است که لازم وجود خدا و سایر موجودات است و آنچه بدیهی التصور است این وجود است و ادراک «لازم» مستلزم ادراک «ملزوم » نیست، و گرنه از ادراک وجود، اداک همه ی وجودات خاصه واجب می آمد. (طوسی، ۱۳۶۳ هـ ش، ج ۳، ص ۳۶)
در مورد اختلاف نظر میان دو شارح ابن سینا (یعنی فخر رازی و خواجه نصیر طوسی) درباره اشتراک لفظی و اشتراک معنوی وجود قطب رازی در «المحاکمات بین شرحی الاشارت» خود این طور داوری می کند که این بحث به کل در جایی قابل طرح است که «وجود» کلی باشد و قابل صدق بر کثیرین از موجودات باشد در حالیکه آنچه متکثر و متعدد است، «موجود» است نه «وجود» . (قطب رازی ۱۳۸۱ هـ ش. ص ۵۸)، در واقع وی خلط میان «وجود» و «موجود» را عامل این اختلاف نظر می داند.
«با غنوی» نیز در تعلیقات خود بر محاکمات برای تعدد «موجود» و وحدت «وجود» مثال خورشید و انوارش را می زند (همان . ص ۱۱۶)
همچنین «بهمنیار بن مرزبان» شاگرد معروف ابن سینا نیز قول به اشتراک معنوی وجود را پذیرفته و می گوید: «اگر وجود بر مادون خود غیر از طریق اشتراک [معنوی] حمل می شد، این قول ما که « یک شئ از طرفین نقیض خارج نمی شود» صحیح نمی بود» (بهمنیار، ۱۳۴۹هـ ش. ص ۲۸۴)
همانطور که ملاحظه می کنید، استدلال وی نیز مانند استدلال ابن سینا استادش بر اشتراک معنوی «وجود» می باشد.
دیدیم که ابن سینا قائل به اشتراک معنوی مفاهیم «موجود» و «وجود» است و از آنجا که از لوازم قول به اشتراک معنوی «وجود» و «موجود» و وحدت مفهومی آن ها در مصادیق خود، قول به عدم تباین ذاتی و کثرت من جمیع الجهات موجودات است – آن طور که در ادامه نیز خواهیم گفت- پس این رأی ابن سینا می تواند قرینه ای بسیار مهم بر آن باشد که وی با تباین ذاتی موجودات، مخالف است.[۱۶]
۲-۱-۴ انواع اختلافات در وجود و موجودات
تمایز ها و اختلافات در میان موجودات به تبع اهمیت بحث وجود و موجود در فلسفه، مورد توجه است. اینکه منشأ اختلافات چیست و جنبه ی مشترک و غیر مشترک در میان موجودات چیست؟ آیا ریشه ی تمایز ها به ماهیت باز می گردد یا وجود؟ و بالاخره موجودات از حیث «وجود» نسبت به هم چه ارتباطی دارند؟ آیا تفاوتی دارند؟ اگر پاسخ مثبت است، این تفاوت ها به چه شکلی است؟
ملاصدرا در این باب می گوید:
«وجودات در ذاتشان اختلاف ذاتی ندارند مگر به شدت و ضعف و کمال و نقص و تقدم و تأخر و به عرض و به واسطه ای آن معانی تابع وجودات که همان ماهیات مختلف اند، اختلاف می یابند» (ملاصدرا، ۱۳۵۴ هـ ش، ص ۱۹۴) وی معتقد است که مشائین نیز با او هم عقیده اند، اما ظاهر عباراتشان در بیان نظراتشان رسا نیست. وی نظر مشائین را چنین تبیین می کند و می گوید:
«به همین معناست اگر در کلام مشائین که تابع فیلسوف اول اند، دیده می شود که وجود حقایق متخالف است، چرا که مشائین تصریح می کنند که وجود معنای واحد بسیطی است که در همگان مشترک می باشد. پس هر وجودی که اقوی و اکمل باشد بر وجود ضعیف تر و ناقص تر احاطه دارد [. . . ] که این در وجود علّی و معلولی به وجه أتم دیده می شود». (همان)
وی در «اسفار» نیز ضمن قول به تشکیک، تفاوت میان مراتب حقیقت واحد وجود را به خود آن حقیقت می داند نه به واسطه ی امری زائد (ملاصدرا، ۱۹۸۱م، ج ۱، ص۱۲۰).
ابن سینا نیز هر چند در جایی اختلافات در وجود را در سه مجرا، جاری می داند و می گوید: «وجود بما هو و جود در شدت وضعف اختلاف نمی پذیرد و کمی و نقص نمی پذیرد و در سه چیز اختلاف می یابد که عبارتنداز تقدم و تأخر ، استغنا و حاجت، و وجوب و امکان». (ابن سینا، ۱۳۷۱، ص۲۸۶)[۱۷]، اما در موارد دیگر از قوت و ضعف و یا تمام و نقص در موجودات نیز سخن می گوید که در این بخش نمونه هایی از این موارد را بیان می کنیم. لازم به ذکر است که این اقسام اختلافات کاملاً منفک از هم و بدون وجه اشتراک نیستند و ممکن است مواردی از آنها به یک امر اشاره کنند.
۲-۱-۴-۱ استغنا و حاجت
«وجود یا محتاج به غیر است که این احتیاج او به غیر مقوم اوست و یابی نیاز از غیر است که این بی نیازی هم مقوم آنست».[۱۸](همو، ۱۳۷۹ ش، ص۲۱۶)
۲-۱-۴-۲ وجوب و امکان
موجودات به غیر از واجب الوجود که وجودش از ذات خود و برای خودش است، ممکن الوجودند و از ممکنات نیز گروهی امکان وجودشان در غیر خودشان است که در آنها وجود بالقوه مقدم بر وجود بالفعلشان است و دیگر گروهی که امکان وجودشان در ذاتشان است وهمراهشان نیست و وجود بالقوه شان مقدم بر وجود بالفعلشان نیست که همان عقول و سایر مجردات اند و از این حیث به آنها ممکن الوجود می گویند که تعلّق وجودشان به ذات خودشان نیست بلکه برای موجد شان است و آنها در نسبت با او موجودند. (همان، ص ۲۶و ۲۷)
۲-۱-۴-۳ تمام و نقص، کمال و نقص
ابن سینا نسبت وجوب به امکان را نسبت تمام به نقص می داند[۱۹] (همو ، ۱۳۷۱،ص۳۱۰) و در سلسله ی موجودات کمال مطلق را مربوط به وجودی می داند که وجوب بدون امکان، وجود بدون عدم، فعلیت بدون قوه و حق بدون باطل است و سایر موجو دات را که پس از آن قرار دارند،ممکن الوجود و ناقص تر از آن می داند و در میان ممکنات نیز هر یک از عقول فعال را برتر از مادون خود و تمامی عقول را برتر از سماویات و سماویا ت را برتر از عالم طبیعت می داند و خود مرادش را از برتری، «تقدم ذاتی» معرفی می کند. (همو، ۱۳۷۹، ص ۱۷)
در میان عقول، ابن سینا به همین نحو به طبقه بندی براساس میزان قوه و فعلیت درهر یک معتقد است و آن ها را به ترتیب کمی و بیشی و زیاد تر و ناقص تر مرتب می کند. وی عقول انسانی را از همه جهات بالقوه می داند (مگر د رمورد اولیات) و باری تعالی را از همه جهات عقل بالفعل و دارای علم ذاتی معرفی می کند و سایرعقول را از جهتی بالفعل و از جهتی بالقوه می داند که هر چه فعلیت بیشتری داشته باشند، کامل ترند (همان ص ۲۵)
وی در جایی دیگر تام را موجودی معرفی می کند که همه ی اوصاف و کمالات را که می تواند داشته باشد، داراست، چه از حیث کمالات وجودی و چه از لحاظ قوه ی فعلی و یا انفعالی و چه از حیث کمیت و ناقص را حقیقتی می داند بر خلاف کامل(یثربی، ۱۳۸۳، ص ۹۷)
همانطور که دیدیم مجموعاً نگرش ابن سینا به موجودات به صورت یک طیف است که در آن از موجودات کامل و تام مطلق به سمت موجودات ناقص تر مرتب می شوند.
۲-۱-۴-۴ قوت و ضعف:
شیخ الرئیس، هر موجودی را که در وجودش و در روند پیدایش آن واسطه های کمتری نقش داشته باشند، در وجود قوی تر می داند و قوی ترین وجود را مربوط به جوهر دانسته چرا که جوهر از این حیث به وسایط کمتر نیاز مند است و از طرف دیگر ضعیف ترین وجود را عرض می داند چرا که به عکس جوهر است[۲۰](ابن سینا، ۱۳۷۱، ص ۳۰۶)
در مواردی ابن سنیا از اصطلاح تأکد و ضعف در وجود نیز بهره برده است و وجود علّت را آکد (قوی تر) از وجود معلول می داند[۲۱] و تأکد و سبقت در وجود را از سه جنبه لحاظ می کند. ۱- وجوب و امکان ۲- تقدم و تأخر ۳- حاجت و استغنا. [۲۲] (همان ص ۷۱) و در جایی دیگر زمان را به خاطر طبیعت سیال و غیر ثابت و گذرا بودنش، ضعیف الوجود می نامد.(همو، ۱۳۷۹، ص۱۷۱)
۲-۱-۴-۵ تقدم و تأخر
از دیگر انواع اختلافات وجودی که ابن سینا به آن اشاره کرده است، تقدم و تأخر در وجود است که وی آن رااز خواص ولوازم وجود می داند و می گوید :
هر چند تقدم وتأخر بر معانی متعددی حمل می شود اما قریب به نظر می رسد که همه آن ها به طریق تشکیک در یک چیز که «ملاک تقدم» یا «مافیه التقدم» نام دارد جمع می شوند و از آن ملاک برای متقدم ازحیث تقدم چیزی است که برای متأخر نیست و هیچ چیزی در آن ملاک برای متأخر نیست مگر آنکه متقدم واجد آنست [۲۳]. (همو، ۱۴۰۴هـ ق. ص۱۶۳)
از این کلام شیخ در الهیات شفا می توان فهمید که ملاک تقدم چیزی است که بهره ی موجودات متقدم از آن بیش از موجودات متأخر است. وی درعبارتی دیگر، ملاک تقدم را در یکی از معانی تقدم و تأخر، «وجود» معرفی می کند. که این مسأله می تواند شاهدی دیگر بر مشکک دانستن وجود از طرف وی باشد. ایشان در نمط ۵ اشارات چنین می گوید:

نظر دهید »
پژوهش های انجام شده با موضوع شناسایی-عارضه-ها-و-مشکلاتی-که-سازمان-به-آنها-مبتلا-است-با-توجه-به-وزن-و-اهمیت-آنها- فایل ۷ - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

میانگین عدد فازی مثلثی M
(۲-۱۳)
(M) = : انحراف معیار عدد فازی مثلثی M
μM(X)
۱
X d c b a º
شکل ۲-۵ اعداد فازی مثلثی و ذورنقه ای
MM(X)
۱
X c b a º
μM(X)
برای اعداد فازی ذوزنقه ای M و M=(a , b , c , d ) ، میانگین و انحراف معیار به صورت زیر قابل محاسبه است :

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

(۲-۱۴)

(۲-۱۵)

در مقایسه دو عدد فازی، هر کدام که میانگین بزرگتری داشته باشد ، آن عدد فازی ، بزرگتر است. در صورت تساوی میانگینها ، هر کدام که از انحراف معیار کمتری برخوردار باشد ، بزرگتر محسوب می شود.
روش مرکز ناحیه[۳۲] (نقطه ثقل)
روش دیگر برای قطعی سازی عدد فازی، «روش مرکز ناحیه» است که طرز محاسبه آن برای عدد فازی مثلثی M= (a,b,c) به صورت زیر است:
(۲-۱۶)
مرکز ناحیه عدد مثلثی M
برای این دو روش مثالی زده می شود.
مثال۳: سه پروژه سرمایه گذاری را براساس «معیار قابلیت انجام به موقع » مقایسه می کنیم. اعداد فازی هر یک به صورت زیر است:
u1=(5 , 6 , 8.4) , u2=(2 , 3 , 5) , u3 = (۱ , ۴ , ۴)
پروژه ها را از نظر قابلیت انجام به موقع با روش میانگین و مرکز ناحیه (نقطه ثقل یا گرانیگاه) مقایسه می کنیم .

۵۱%=

چون است.
پس
روش مرکز ناحیه به صورت زیر خواهد بود:

CA(u2) = 3/3
CA(u3) = 3
پس بر این اساس هماست یعنی عدد فازی u1 بزرگتر از اعداد فازی u2 وu2 بزرگتر از u3 است.
نتایج روش مرکز ناحیه برای عدد مثلثی شبیه به روش میانگین آن است.
۲-۵-۷ دلایل چند در مورد لزوم بکارگیری تکنولوژی فازی
۱– در بسیاری موارد قضاوتهای مدیریتی و نظریات تجربی که به طور ذاتی مسایل ذهنی هستند، باید مکمل بکارگیری دانش ساخت یافته و دقیق در مدلسازی باشد. دخالت دادن چنین مفاهیم نا دقیقی در تعاریف و مفاهیم دقیق و قطعی جز به کمک امکانات و ابزار های فازی امکان پذیر نیست.
۲- اغلب تصمیم ها در سیستم های مدیریتی در محیط های انسانی و به طور تقریبی اتخاذ می شوند به نحوی که اجزای و اهداف تشکیل دهنده ی آنها را نمی توان به طور دقیق اندازه گیری کرد، پس استفاده از مفاهیم فازی در این مورد گریز ناپذیر است.
۳- درک ناقص یا محدود شده از پدیده و محیط مورد مطالعه از یک طرف و لزوم بدست آوردن نتایج مطلوب از طرف دیگر نیز کاربرد نظریه فازی را ایجاب می کند.
۴- کیفیت و کمیت ناقص اطلاعات بدست آمده از سیستم مورد مطالعه ، ابهام و عدم دقت نظارت اشخاص ذیربط و به طور کلی اریبی داده های توصیف کننده رفتار سیستم ، همه و همه باعث قوت گرفتن تفکر کار با تلرانسهای فازی به جای مقادیری دقیق عددی برای تطابق بیشتر با واقعیات محیط مسأله در ذهن هر فردی می شود.
۵- تئوری فازی، مجموعه ای از مفاهیم و روش های منطبق با استاندارد های ریاضیات کلاسیک است که یک قالب ریاضی به روند تفکر و تصمیم گیری مبهم و نادقیق انسان می دهد.
۶- قطعاً در مدلهای تصمیم گیری بهتر است که کمتر به تصمیمات ناشی از گزاره های دو ارزشی پایبند باشیم زیرا در غیر این صورت چون پاسخ هر تصمیمی مثبت یا منفی است و احتمال تصمیم گیری غلط وجود دارد. بنابراین نظریه فازی ابزاری مفید در مقابله با بسیار از مسایل واقعی کنترل و تصمیم گیری پیچیده ، تحت روابط کیفی و تقریبی بین متغیر ها و نیز دسترسی محدود به اطلاعات نادقیق و مبهم می باشد. در اینجا به طور مختصر به مهمترین عوامل در مشکلات و محدودیت های منطق فازی می پردازیم:

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 359
  • 360
  • 361
  • ...
  • 362
  • ...
  • 363
  • 364
  • 365
  • ...
  • 366
  • ...
  • 367
  • 368
  • 369
  • ...
  • 653
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

ایده پردازان فردا : ایده های نو برای زندگی بهتر

 تکنیک‌های داستان‌گویی
 احساس غم در رابطه
 حرفه‌ای شدن با لئوناردو
 آموزش ChatGPT
 درمان نفخ سگ
 انتخاب ظرف غذای گربه
 غلبه بر ترس از شکست
 عاشق کردن شوهر
 درآمد از سوشال مدیا
 درمان خیانت زنان
 درآمد از تولید محتوا
 صبر در رابطه عاشقانه
 عشق در سنین مختلف
 پرسونای مخاطب سایت
 ساخت آهنگ هوش مصنوعی
 آموزش Blender
 بهبود رتبه گوگل
 خطر بازنویسی هوش مصنوعی
 سگ باکسر
 تدریس آنلاین ریاضی
 یافتن شغل دلخواه
 بازاریابی برونگرا
 افزایش فروش عکس
 درآمد از اپلیکیشن موبایل
 خلق موشن گرافیک
 تولید کپشن اینستاگرام
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • پایان نامه با فرمت word : دانلود فایل های پایان نامه با موضوع بررسی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • راهنمای نگارش پایان نامه در مورد بررسی وجوه تقابل … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل پایان نامه کارشناسی ارشد : فایل ها درباره : طراحی و پیاده سازی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پایان نامه ها و مقالات تحقیقاتی – قسمت 14 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • فایل های دانشگاهی -تحقیق – پروژه | ۲-۱۴-۱-۶:روش هجا محور (صامت بنیاد) و روش هجامحور( مصوت بنیاد). – 1
  • دانلود پایان نامه و مقاله – قسمت 4 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • فایل های پایان نامه درباره :بررسی تاثیر ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود فایل های دانشگاهی | سازمان دارای پیوستگی قوی است، کارکنان اهداف مشترک مشخصی دارند. – 1
  • دانلود پایان نامه درباره : ارتباط سنجی ارگونومی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود منابع پایان نامه در رابطه با طراحی وضعیتی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان