ایده پردازان فردا : ایده های نو برای زندگی بهتر

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
منابع کارشناسی ارشد با موضوع : حل ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

(۴-۵۶)

همچنین باید توجه شود که رابطه زیر بین و برقرار است:

(۴-۵۷)

با توجه به رابطه(۴-۴۸)، معادله (۴-۵۰) به صورت زیر گسسته می شود:

(۴-۵۸)

با تبدیل رابطه (۴-۵۸) به شکل سه قطری، نتیجه زیر بدست می آید:

(۴-۵۹)

در رابطه بالا ضرایب۱ L1,M1,N1,K عبارتند از:

(۴-۶۰)

فصل پنجم
نتایج و بحث
معادلات حاکم که در فصلهای قبل استخراج گردیدند، به کمک روش های عددی حل شدند. در این بخش نتایج حاصل از حل این معادلات ارائه خواهد شد. این نتایج برای مقادیر مختلفی از پارامترهای موثر بر مساله همچون مکش سطحی، عدد رینولدز و کسر حجمی نانوذرات، برای استوانه ساکن ترسیم و ارائه خواهند شد. شایان ذکر است که نتایج جانبی از حل این معادلات، همچون تنش برشی ارائه شده‌اند.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

نمودارهای ارائه شده حاصل از این حل عددی به ازای مقادیر مختلف عدد رینولدز در محدوده ۰. ۱ تا ۱۰۰۰و مقادیر مختلف مکش سطحی بی بعد و نیز مقادیر مختلف کسر حجمی نانو ذرات ترسیم شده اند.
جهت بررسی صحت حل عددی در این تحقیق، نتایج حل کاملا تشابهی سیال تراکم ناپذیر با نتایج وانگ ]۷[مقایسه شده اند، که این مقایسه، بر تطابق نتایج حاصل از این دو حل دلالت دارد.
۵- ۱- نتایج حاصل از حل عددی مساله جریان سکون متقارن محوری بر روی استوانه ساکن با فرض دیواره صلب و بدون مکش سطحی
در این بخش نتایج حل عددی معادلات کاملا تشابهی (۳-۳۹) و(۳-۴۷) به همراه تنش برشی در سطح، در محدوده اعداد رینولدز مختلف وبه ازای کسر حجمی های انتخابی ارائه شده است.
در شکل (۵-۱) نمونه ای از منحنی های بر حسب برای کسر حجمی اعداد رینولدز انتخابی ارائه شده است. همان طور که مشاهده می شود با افزایش عدد رینولدز عمق نفوذ مولفه شعاعی میدان سرعت سیال افزایش می یابد. زیرا با افزایش عدد رینولدز اینرسی حرکتی شعاعی سیال بیشتر می شود به عبارت دیگر با نفوذ هر چه بیشتر ممنتوم شعاعیِ سیال مولفه شعاعی میدان جریان نیز بیشتر می شود.
اثر تغییر کسر حجمی نانو ذرات بر تا بع در در شکل (۵-۲) نمایش داده شده است. در ، (سیال پایه) همان نتایج وانگ مرجع ‌‌]۷[ استخراج شده است و جالب توجه است که با افزایش کسر حجمی نانو ذرات، عمق نفوذ مولفه شعاعی میدان سرعت سیال کاهش می یابد. به عبارت دیگر تزریق نانو ذرات در سیال پایه، باعث کاهش اینرسی حرکتی سیال می شود و با کاهش اندازه حرکت شعاعی سیال، سرعت شعاعی آن کاهش می یابد. می توان نشان داد برای عدادرینولدز۱ ، ۱۰، ۱۰۰و۱۰۰۰ نیز همین روند تغییرات وجود دارد. در تمام موارد مشاهده می شود که بیشترین مولفه شعاعی میدان سرعت مربوط به سیال پایه است.
اثر تغییر کسر حجمی نانو ذرات بر تا بع در در شکل (۵-۷) نمایش داده شده است. همان طور که ملاحظه می شود نتایج حل حاضر در (برای سیال پایه) بر نتایج حل وانگ مرجع ‌‌]۷[ منطبق می باشد. در این مورد نیز با افزایش کسر حجمی نانو ذرات، عمق نفوذ مولفه محوری میدان سرعت سیال کاهش می یابد به عبارت دیگر تزریق نانو ذرات در سیال پایه، باعث کاهش اینرسی حرکتی سیال می شود و با کاهش اندازه حرکت محوری سیال، سرعت محوری آن کاهش می یابد. می توان نشان داد برای عدادرینولدز۱ ، ۱۰، ۱۰۰و۱۰۰۰ نیز همین شرایط وجود دارد. نتایج نشان می دهند، بیشترین مولفه محوری، مربوط به سیال پایه می باشد.

نظر دهید »
پژوهش های انجام شده با موضوع تحلیل زمانی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

شکل ‏۵‑۸: خروجی سیستم با تاخیر ۱۳ms
همانطور که می بینیم نوسانات پاسخ سیستم زیاد شده و سیستم ناپایدار گردیده است. این ناپایداری به دلیل تاخیر پیش بینی نشده ناشی از شبکه اترنت می باشد. به طوری که هرچه این تاخیر بیشتر گردد مقدار ناپایداری نیز افزایش می‌یابد. حال سوالی که مطرح می شود این است که اگر این تاخیر را از قبل پیش بینی کرده و ضرایب PID را با در نظر گرفتن تاخیر شبکه طراحی نماییم چه اتفاقی خواهد افتاد؟ برای بررسی این مورد کنترلر را مجدداً با حضور تاخیر تنظیم می نماییم و به ضرایب PID زیر می‌رسیم:

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

شکل ‏۵‑۹: پارامترهای PID با در نطر گرفتن تاخیر ۱۳ms
حال سیستم را با ورودی قبلی شبیه سازی می نماییم.

شکل ‏۵‑۱۰: خروجی سیستم با تاخیر ۱۳ms و پایدارسازی مجدد
همانطور که در شکل قبل می‌بینیم، سیستم دارای پایداری قابل قبولی (مجدداً شرایط مرزی) می‌باشد. ولی نکته قابل بحث در این حالت عدم اطمینان به پایداری این سیستم است، چرا که همانطور که گفته شد اساس شبکه اترنت بر پایه دسترسی تصادفی به باس می باشد که این امر منجر به عدم ثابت بودن زمان تاخیر می‌گردد. یعنی چنانچه این تاخیر افزایش یابد امکان ناپایداری مجدد مدل وجود خواهد داشت. برای این منظور تاخیر را به ۲۰ms افزایش داده و مدل را مجددا شبیه سازی شبیه‌سازی نمودیم که سیستم ناپایدار گردید.
همانطور که می بینیم پایداری این سیستم تابع تاخیر می‌باشد. لذا بحث لزوم زمان حقیقی بودن سیستم خودنمایی کرده و ثابت می گردد چنانچه تاخیرات ناشی از شبکه سیستم غیرقابل پیش‌بینی باشد سیستم را نمی‌توان پایدار نمود و یا به بیان دیگر در صورت پایداری، تضمینی جهت باقی ماندن در این حالت (به صورت پایدار) وجود ندارد.
لازم به ذکر است چنانچه از شبکه پروفیباس به جای اترنت استفاده می‌شد، به دلیل ثابت بودن تاخیر امکان پایدارسازی سیستم فراهم می گردید.
مدل سازی با شبکه ترکیبی
حال برای بررسی پروسه‌های دارای چندین شبکه مختلف مدل زیر را ارائه می‌نماییم. دراین مدل مسیر کنترلر تا محرک را پروفیباس یا اترنت زمان حقیقی با تاخیر ۱۳ms (به جهت امکان مقایسه با حالت قبل، تاخیر این شبکه ۱۳ms در نظر گرفته شده است) و مسیر فیدبک را یک شبکه اترنت غیر زمان حقیقی(در واقع با تاخیر متغیر) شبیه‌سازی نموده و با اجرای شبیه‌ساز نتایج را بررسی می‌نماییم.
شکل ‏۵‑۱۱: بلوک دیاگرام مدل شامل شبکه پروفیباس و اترنت
از آنجا که تاخیر شبکه پروفیباس ثابت بوده و مقدار آن را ۱۳ms در نظر گرفته‌ایم، ضرایب PID را مانند حالت قبل در نظر گرفته و با بالا بردن تاخیر شبکه اترنت مرز پایداری را پیدا می‌کنیم. از شبیه‌سازی نتیجه می‌شود که تا مرز ۲۶ms پایداری نسبی برقرار بوده و بعد از آن سیستم ناپایدار می‌گردد که خروجی به ازای این تاخیر به صورت زیر می‌باشد:

شکل ‏۵‑۱۲: خروجی سیستم با تاخیر ۲۶ms در شبکه اترنت
همانطور که در حالت قبل (هر دو شبکه انرنت) دیدیم چنانچه تاخیر شبکه به ۲۰ میلی ثانیه می رسید شبکه ناپایدار می گردید، ولی در این حالت تا ۲۶ میلی ثانیه شبکه بطور کامل ناپایدار نگردیده است که این امر پایداری بیشتر این مدل را می‌رساند.
نتیجه گیری:
همانطور که در بخش قبل نیز گفته شد، استفاده از شبکه های اترنت و پروفیباس دارای مزایا و معایبی می‌باشد که در این بخش سعی شد با شبیه سازی به بررسی آنها بپردازیم. همانطور که دیدیم چنانچه در شبکه مورد استفاده بتوان مقدار دقیق تاخیر را پیش بینی نمود (اترنت زمان حقیقی) می توان با اصلاح ضرایب سیستم به پایداری دست یافت ولی اگر شبکه مانند اترنت معمولی زمان حقیقی نباشد پایدار نمودن آن دشوار و در بعضی مواقع غیرممکن خواهد بود. همچنین ترکیب شبکه های زمان حقیقی مانند پروفیباس و غیر زمان حقیقی مانند اترنت مابین دو حالت قبل قرار داشته و سیستم ترکیبی پایداری بالاتری نسبت به سیستم غیر زمان حقیقی دارد.
فصل ششم
جمع بندی و پیشنهادات
(اترنت و پروفیباس)
جمع بندی و پبشنهادات
جمع بندی
همانطور که در بخش‌های قبلی اشاره شد پیشرفت روز افزون ادوات استفاده شده در صنعت چه از نظر تعداد و چه از نظر کیفیت و تکنولوژی، منجر به افزایش تعداد پارامترهای قابل اندازه گیری، کنترل و مانیتورینگ گردیده است. به عنوان مثال درگذشته از یک سنسور فشار تنها مقدار فشار استخراج می‌شد، ولی امروزه تمامی اطلاعات یک سنسور نظیر سری ساخت و حتی آخرین زمان کالیبراسیون و تعمیر نگهداری قابل استخراج
می باشد که تمامی این عوامل باعث گردیده حجم دیتای مورد تبادل در صنعت به یکباره افزایش چشمگیری یابد. از طرف دیگر با پیشرفت بخش کنترلی صنایع و یکپارچگی سیستم‌های کنترل لزوم انتقال تمامی اطلاعات به یک سیستم مرکزی افزایش یافته و بعضا در مواردی اطلاعات فرآیندی یک پروسه عظیم مانند یک پالایشگاه در یک مرکز جمع آوری می‌گردد. جدای از صنعت گسترش این تکنولوژی‌ها به زندگی شهری نیز باعث گردیده تا حجم بالای اطلاعات از جهات دیگر نیز خود را نشان دهد. (برای مثال حجم بالای دوربین‌های کنترل ترافیک در یک شهر را در نظر بگیرید.)
حال با نگاهی اجمالی به این گسترش حجم اطلاعات به این نتیجه می‌رسیم که باید بسترهای ارتباطی را نیز به همان نسبت گسترش داد تا خلایی از این بابت احساس نگردد. از این رو در این پایان نامه سعی گردید با بررسی شبکه‌های مختلف صنعتی راهکارهایی جهت افزایش سرعت و ضریب اطمینان یک شبکه صنعتی جستجو کرد. همانطور که در فصول قبل گفته شد علاوه بر سرعت یک شبکه در صنعت، به روز بودن اطلاعات یا به عبارتی زمان حقیقی بودن آن از اهمیت بالایی برخوردار است. چرا که اگر این پدیده مطرح نبود شاید سیستم‌های کاملا سنتی نظیر گرفتن فایل پشتیبان[۶۸]بر روی یک سخت افزار نظیر هارد، فلش، CD و ….و ارسال آن به یک سیستم دیگر به سرعتی بالاتر از تمامی شبکه‌های ساخته شده دست یافت. برای روشن شدن مطلب فرض کنید شما می‌خواهید یک فایل به حجم حدود ۱۰ GB را بین دو اتاق یک ساختمان جابجا نمایید. اگر دیتای زمان حقیقی مدنظر نباشد با بهره گرفتن از یک حافظه جانبی USB3 شما می‌توانید این حجم را در ظرف ۱۰ ثانیه کپی و در ۳۰ ثانیه بین دو اتاق جابجا و در ۱۰ ثانیه به کامپیوتر مقصد انتقال دهید و به سرعت باورنکردنی ۲۰۰ Mb/s 10 Gb/ 50s= دست یابید. چنانچه از سریعترین شبکه‌های رایج نیز استفاده کنید در عمل به این سرعت دست نخواهید یافت. ولی نکته مهم در این انتقال تاخیر ذاتی آن و عدم دستیابی به اطلاعات به صورت زمان حقیقی می‌باشد. آنچه در صنعت و پروسه‌های صنعتی در لایه ی فیلد مهمتر از سرعت می‌باشد، دسترسی به موقع و آنی به اطلاعات می‌باشد. با نگاهی به بخش‌های گذشته مشخص می‌شود که برخی از پروتکل‌ها ماهیتاً و ذاتاً زمان حقیقی هستند. به عنوان مثال اکثر پروتکل‌های مبتنی بر بستر فیزیکی RS-485 دارای این قابلیت می‌باشند که همانطور که دیدیم یک شبکه پروفیباس از این بستر استفاده نموده و با تکیه بر روش Token Pass به مبادله دیتا به صورت Real Time می‌پردازد. این گونه سیستم‌ها در عمل دارای معایب و مزایایی خاص خود بوده که با بررسی دقیق آنها می‌توان به پروتکل مناسب جهت هر پروسه ای دست یافت. از مزایای پروتکل پروفیباس می‌توان به مدیریت تمام شبکه توسط Master موجود در شبکه، سرعت بالای انتقال دیتا (تا ۱۲ Mb/s ( و عدم تداخل دیتا در ارسال‌ها اشاره نمود و از معایب آن به پیکربندی بعضاً پیچیده در اتصال، عدم امکان ارتباط مستقیم بین Slave‌ها و وابستگی شدید به Master یاد کرد.
از سوی دیگر پروتکل‌های مبتنی بر اترنت با توجه به نحوه پیکر بندی آزاد تجهیزات ذاتاً زمان حقیقی
نمی باشند، ولی با داشتن سرعت بسیار بالای انتقال، سادگی در برقراری شبکه، یکسان بودن نوع اتصالات تجهیزات از سازندگان مختلف و یکسان بودن نحوه ارتباط، سازندگان را برآن ساخت تا از آن در صنعت نیز استفاده نمایند.
یکی از مشکلات پیش روی صنعتگران عدم قطعیت در ارسال به موقع اترنت می‌باشد به طوری که با وجود پهنای باند و سرعت بسیار بالا به دلیل عدم وجود مدیریت بر شبکه و تصادم‌های حاصل شده در شبکه، این پروتکل علناً در صنعت نمی تواند کارساز باشد، که در صورت رفع این نقیصه می‌توان به جایگزینی آن در صنعت امیدوار بود. در این رساله سعی شده یک روال منطقی برای بررسی دو نوع شبکه (پروفیباس و اترنت) در پیش گرفته شود و با انجام یکسری آزمایشات مشابه دو نوع شبکه مقایسه و نقاط ضعف و برتری هریک مشخص گردد.
هدف اصلی تمام آزمایشات بررسی زمانی پروتکل‌ها بوده و جهت بررسی هر آزمایش بر روی ۱۰۰۰ نمونه تکرار گردیده تا به یک جامعه آماری قابل قبول دست یابیم. آنچه مسلم است این است که از آنجا که تجهیزات مورد استفاده کاملا صنعتی و ساخته سازندگان بنام می‌باشد، امکان ایجاد تغییرات اساسی در ماهیت پروتکل‌ها و پورت‌ها نبوده و تمامی آزمایشات بر اساس استانداردهای آنها صورت پذیرفته است. با بهره گرفتن از آزمایشات اینگونه استنباط میگردد که پروتکل پروفیباس به مراتب قابل اطمینان تر از اترنت بوده و زمان دسترسی به اطلاعات در آن دارای قطعیت می‌باشد. در صورتیکه در اترنت بطور معمول این خصوصیت وجود ندارد. با بررسی‌های بعمل آمده مشخص گردید دلایل اصلی این مشکل وجود تصادم در شبکه می‌باشد. حال چنانچه بتوانیم برای این مورد راهکاری بیابیم می‌توان تا حدود زیادی اترنت را به سمت زمان حقیقی بودن سوق داد. در این راه با الگو گرفتن از شبکه پروفیباس با تعریف یک سیستم Master/ Slave برروی اترنت توانستیم این نقص را رفع و به دیتای زمان حقیقی دسترسی یابیم. به این صورت که برروی CPU مورد آزمایش یکی را به عنوان Master تعریف کرده و دو CPU دیگر را تابع آن عنوان کردیم. به این ترتیب مدیریت باس شبکه با Master بوده و او به Slave‌ هایش اجازه دسترسی را می‌داد که این امر مانع به وجود آمدن تصادم گردید.
در بخش آخر با مطالعه شبکه‌های چند حلقه ای سعی کردیم تا رفتار زمانی شبکه‌های ترکیبی را یافته و عوامل تاثیرگذار بر آنها را بیابیم. با آزمایشات صورت گرفته مشخص گردید که در این نوع شبکه‌های ترکیبی توپولوژی سیستم بیشترین تاثیر را داشته و بعضا با انتخاب یک توپولوژی اشتباه کارایی نهایی سیستم از تک تک پروتکل‌ها پایین تر می‌باشد، ولی با انتخاب مناسب سیستم می‌توان به بالاترین سرعت پاسخ و قطعیت دسترسی دست یافت. از سوی دیگر از آنجا که بخشی از این شبکه اترنت می‌باشد امکان تبادل اطلاعات بین تک تک عناصر اترنت وجود دارد، ویژگی که پروفیباس فاقدآن می‌باشد.
در نهایت نتیجه گیری کلی از این پایان نامه این می‌باشد که سرعت تنها فاکتور در انتخاب یک شبکه نبوده و عواملی دیگر نظیر توپولوژی، نوع دسترسی به باس، مدیریت شبکه و حتی ترتیب قرارگیری وسایل نیزمی تواند در شبکه تعیین کننده باشد.
پیشنهادات
در حالت کلی این تحقیق و روش پیشنهادی در زمان حقیقی نمودن اترنت می‌تواند سر آغازی بر پیاده سازی لوپ های کنترلی بر بستر اترنت بوده و با ترکیب پروتکل های مختلف به بالاترین سرعت و ضریب دسترسی به داده دست یافت. بنابراین با توجه به آزمایشات انجام شده می‌توان مسایل مختلفی از جمله موارد زیر را در آینده مورد بررسی قرار داد:
طراحی و بررسی نحوه ایجاد Token Pass در اترنت
طراحی و بررسی ساخت سیستمهایی با چند Master در شبکه اترنت
ارائه مدل تصادفی جهت بررسی و شبیه سازی زمان ارسال شبکه اترنت بر پایه تصادم در زمان‌ها و تعداد نا معلوم
ارائه نرم افزار شبیه ساز جهت پیکره بندی سیستم های متشکل از چند پروتکل نظیر اترنت و پروفیباس به منظور دست یابی به بالاترین سرعت و ضریب اطمینان
بررسی لوپ های Cascade کنترلی بر روی بستر اترنت
بررسی امکان پیاده سازی سیستم های Fail-Safe برای سیستم های اضطراری (ESD) بر روی شبکه اترنت و نحوه دست یابی به ضرایب ایمنی بالا
بررسی امکان استفاده از اترنت با بستر فیبر نوری در سیستم های دارای توابع مانیتورینگ و کنترلی با شبکه های فوق گسترده از لحاظ جغرافیایی، نظیر سیستم نشت یاب در خطوط سراسری انتقال نفت و یا گاز کشور
فهرست منابع

    1. Hanna, “Real-Time Analysis of FIP-based Systems”, Cairo University, Egypt, Oct. 2004.

http://www.profibus.com/technology/

نظر دهید »
دانلود پروژه های پژوهشی درباره بررسی رابطه تعهد شغلی با میزان خلاقیت مدیران مدارس متوسطه … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

خلاقیت نیز نوعی رفتار عاطفی مثبت است که حالت ها و فعالیت های اثربخش را افزایش می دهد ،لذا این پژوهش درصدد آن است که رابطه بین سه عامل تعهد شغلی (وابستگی حرفه ای ،پایبندی به ارزش های کار و مزایای دریافتی مناسب) با میزان خلاقیت در مدیران مدارس متوسطه شهر بوشهر را بررسی کند تا دریابد کدامیک از این عوامل برای بالا بردن خلاقیت افراد سازمان ها بااهمیت تر و با ارزش تر است و آنان را در انجام دادن فعالیت ها یاری می رساند.

۱-۳ اهمیت تحقیق
در مدیریت ،آنچه که در محل کار مورد نظر است ،ابتدا جنبه ی تخصصی یا فنی کار و سپس جنبه ی انسانی آن است. این امر از آنجا اهمیت پیدا می کند که هر مدیری بر اساس شرح وظایف معین کاری به کار گمارده شود و چنانچه این جریان با در نظر گرفتن تخصص یا شایستگی فنی او باشد، باید انتظار داشت که قابلیت انجام دادن وظایف خود را داشته باشد. ضرورت متعهدانه انجام دادن وظایف مدیران در دنیای روابط و در بین انسانها چنان باید باشد که پیوسته اخلاق و رفتار ، میزان تحمل و شیوه ی هدایت آنان شرایطی فراهم آورد که کارکنان با مشاهده ارزشها ، باورها و نگرشهای مدیر تأثیر بپذیرند.(واحدی،۱۳۸۱)
خلاقیت زیباترین وشگفت انگیزترین خصیصه ی انسان است.غنا ،پویایی و بقای هر فرهنگ و تمدنی به خلاقیت مردمان آن بستگی دارد و این واقعیت را بارها تاریخ به اثبات رسانده است .اکنون در آغاز هزاره ی سوم به جرأت می توان گفت آفرینشگری همان چیزی است که زندگی مدرن بشرمتمدن را از زندگی ابتدای انسان نخستین جدا می کند. مشاهده نو آوریها و اختراعات ارزشمند نوابغ و دانشمندان در قرن حاضر سبب شد جوامع به تدریج به عظمت و ارزش تفکر خلاق انسان ونقش آن در پیشرفت علوم و فن آوری و توسعه فرهنگ پی ببرند به این ترتیب برای کشف خلاقیت و راز پرورش آن پژوهش هایی آغاز شد.(کریمی،۱۳۸۱)
از سال ها پیش در کشور ما نیز در حوزه ی خلاقیت مطالب و مباحث محدودی مطرح بوده است.
همچنین یکی از اهداف اساسی آموزش وپرورش در خصوص شکوفایی خلاقیت طرح ریزی شده است، اما بر خلاف اهمیت این موضوع به دلایل مختلف تاکنون کمتر به پژوهش و مطالعه ی بنیادی و برنامه ریزی برای پرورش خلاقیت پرداخته شده و این در حالی است که به شدت به نسلی خلاق و نوآورنیاز داریم.بنابراین در شرایط حساس کنونی و با توجه به تحول های سریع دنیا و نیاز اجتناب ناپذیر به تطابق با پیشرفت و تغییرات علوم آنچه بیش از هر چیز دیگر مورد نیاز آموزش و پرورش ماست مطالعه و پزوهش بنیادی و کاربردی در زمینه خلاقیت وروش های آن و ارتباط آن با مواردی چون انگیزش ، هوش ، مسیر شغلی ، تعهد شغلی و … می باشد.به موازات آن آموزش نظام دار و هدفمند همه ی مدیران و مربیان برای استفاده بهینه و کاربردی از یافته های این پژوهش هاست.(تورنس،۱۳۷۲)
کلیه پژوهشگران و مدیران در سطح آموزش وپرورش و سایر مؤسسات می توانند از نتایج تحقیق حاضر بهره مند شوند.
۱-۴ اهداف تحقیق
۱- تعیین رابطه تعهد شغلی با میزان خلاقیت مدیران مدارس متوسطه بوشهر
۲- تعیین رابطه وابستگی حرفه ای مدیران مدارس و میزان خلاقیت آن ها در محیط کار
۳- تعیین رابطه پایبندی به ارزش های کار و میزان خلاقیت مدیران مدارس
۴- تعیین رابطه مزایای دریافتی مناسب و خلاقیت مدیران در محیط کار
۵- شناسایی رابطه سطح تحصیلات مدیران مدارس و میزان خلاقیت آن ها در محیط کار
۶- شناسایی رابطه سابقه مدیریت و خلاقیت
۷- تعیین رابطه تعهد شغلی و خلاقیت مدیران براساس جنسیت
۸- تعیین رابطه تعهد شغلی و خلاقیت مدیران براساس سن
۱-۵ فرضیه ها
۱- بین تعهد شغلی و میزان خلاقیت مدیران مدارس متوسطه شهر بوشهر رابطه وجود دارد.
۱-۱ بین وابستگی حرفه ای مدیران مدارس و میزان خلاقیت آن ها در محیط کار رابطه وجود دارد.
۱-۲ بین پایبندی به ارزش های کار و میزان خلاقیت مدیران مدارس رابطه وجود دارد.
۱-۳ بین مزایای دریافتی مناسب و خلاقیت مدیران در محیط کار رابطه وجود دارد.
۱-۴ بین سطح تحصیلات مدیران مدارس و میزان خلاقیت آن ها در محیط کار رابطه وجود دارد.
۱-۵ بین سابقه مدیریت و خلاقیت رابطه وجود دارد.
۱-۶ بین تعهد شغلی و میزان خلاقیت مدیران براساس جنسیت رابطه وجود دارد.
۱-۷ بین تعهد شغلی و میزان خلاقیت مدیران براساس سن رابطه وجود دارد.
۱-۶ تعاریف متغیر ها و واژه های تحقیق

نظر دهید »
دانلود پایان نامه در رابطه با : بررسی آموزه‌ … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

حکایت نهم: مهمان‌نوازی زن بادیه‌نشین
روزی گروهی با امام حسن (ع) به حج می‌رفتند. آب و توشه‌ی خود را پیش از خود فرستاده بودند. گرسنه و تشنه شدند. در راه خیمه‌ی پیرزنی را دیدند. پیرزن با احترام با آن‌ها برخورد کرد و شیر گوسفندی را برای آن‌ها دوشید. سپس گفت: گوسفند را بکشید و غذا درست کنید. آن‌ها گفتند: ما از قریش هستیم. وقتی برگشتیم، به نزد ما بیا تا جبران کنیم. شوهر پیرزن، وقتی از صحرا برگشت، گوسفند را ندید. خشمگین شد و گفت: در همه‌ی دنیا، فقط یک گوسفند داشتیم و آن هم به قومی دادی که آن‌ها را نمی‌شناسی. زن گفت: اگر آن‌ها را می‌شناختم، مانند بازرگانی بود، در حالی که میزبان طعام را به کسانی که نمی‌شناسد، می‌دهد. بعد از مدّتی آن زن و شوهر از شدّت تنگدستی و قفر به مدینه رفتند. پیرزن در کوچه‌ای امام حسن (ع) را دید. امام او را شناخت. گفت: من آن کسی هستم که آن روز به شیر و گوسفند ما را مهمان کردی، پس هزار گوسفند و هزار درهم به او داد و او را به نزد امام حسین (ع) برد. امام حسین (ع) نیز دو برابر چیزی که برادرشان داده بود، به او داد. پس او را به نزد عبدالله جعفر فرستادند. او نیز دو هزار گوسفند و دو هزار درهم داد و آن زن و شوهر با چهارهزار درهم و چهارهزار گوسفند برگشتند.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

حکایت دهم: کریم‌تر از حاتم طایی
روزی از حاتم طایی پرسیدند که: بهتر از خودت دیده‌ای؟ گفت: بله. زمانی در صحرایی می‌رفتم. به خیمه‌ای رسیدم. زالی در آن خیمه بود و بزی داشت. پیرزن مرا خدمتی بسیار کرد. مدّتی بعد پسر او آمد و از ما احوالپرسی کرد. زال به پسر گفت: برخیز و اسباب پذیرایی مهمان را آماده کن. آن بز را کشتند و فوراً غذا درست کردند، در حالی که غیر از آن بز چیزی دیگری نداشتند و آن را در حقّ ما ایثار کردند. به پیرزن گفتم: مرا می‌شناسی؟ من حاتم طایی هستم. باید به قبیله‌ی ما بیایی تا جبران کنم. زن گفت: از مهمان پاداش نمی‌گیرم. نان را به بهایی نمی‌فروشم. از من هیچ چیز قبول نکرد، پس او از من کریم‌تر است.
حکایت یازدهم: تیزهوشی دخترک میزبان
اصمعی می‌گوید: زمانی به قبیله‌ای از اعراب رسیدم. گروهی از زنان و دختران پیش من آمدند. من و شترم را بسیار خدمت کردند. سه روز در آن‌جا ماندم و خواستم شتر را برای رفتن آماده کنند. پس تنها و درمانده شدم. به آن‌ها گفتم: این چه نوازش و احترامی بود که وقت آمدن، در حق من کردید. اکنون که وقت رفتن شده، کمکم نمی‌کنید. دخترکی از گوشه‌ای جواب داد: ما مهمان را در زمان آمدن خدمت می‌کنیم، ولی بر ما ننگ است که وقت رفتن، او را یاری دهیم تا برود. از کَرَم آن جماعت و زیرکی آن دختر تعجّب کردم و با سختی شتر را آماده رفتن کردم.
حکایت دوازدهم: عادت ملک کرمان
پادشاهی در کرمان بسیار بخشنده و جوانمرد بود. عادت او بود که هر غریبی به شهر می‌آمد، سه روز او را مهمانی می‌داد. وقتی لشکر عضدالدّوله آمدند، او طاقت مقابله با آن‌ها را نداشت. در قلعه رفت و هر روز صبح می‌آمد، جنگی بزرگ می‌کردند و کشته می‌دادند. شب که می‌شد، مقداری غذا برای دشمن می‌فرستاد. عضدالدّوله پیکی فرستاد و گفت: چرا روز ایشان را می‌کشی و شب برایشان غذا می‌فرستی؟ جواب داد: جنگ کردن نشانه‌ی مردی است و غذا دادن نشانه‌ی جوانمردی. اگر این‌ها دشمن من هستند، امّا در سرزمین من غریب‌اند و مهمان هستند. جوانمردی نیست که مهمان را بدون غذا نگه داشت. عضدالدّوله گفت: کسی که این چنین جوانمرد است، جنگیدن با او اشتباه است. پس به خاطر جوانمردی، نجات پیدا کرد و از قلعه بیرون آمد.
۳-۱-۲۱٫ شجاعت
حکایت اوّل: مبارزه‌ی حضرت علی (ع) با عمروبن‌عبدود
در ابتدای اسلام، همگی به این که مانند حضرت علی (ع) مبارزی نیست، اتّفاق نظر داشتند. در یکی از جنگ‌ها که تاریخ و روزگار آن را بازگو می‌کنند، کشتن عمروبن‌عبدود به دست ایشان است. عمروبن‌عبدود از سواران و دلیران زمان خود بود. در جنگ احزاب، وقتی قبایل عرب جمع شدند، او نیز بر خود و جوشن خود علامتی گذاشت که او بشناسد. اسب خود را از خندق عبور داد و در مقابل لشکر پیامبر (ص) ایستاد. حضرت علی (ع) پیش او آمدند و گفتند: از تو می‌خواهم به دین اسلام بیایی و بت‌پرستی را رها کنی. او گفت: نمی‌توانم. سپس حضرت گفتند: اگر مسلمان نمی‌شوی، به جنگ من بیا تا ببینم پیروزی از آنِ کیست. عمروبن‌عبدود گفت: تو مانند فرزند من هستی و من نمی‌خواهم که به دست من کشته شوی. حضرت علی (ع) فرمودند: به خدا قسم که من دوست دارم، تو را هلاک کنم. عمرو ناراحت شد. پس حضرت را به جنگیدن دعوت کرد. پیامبر (ص) فرمودند: عمرو از قهرمانان عرب است. حضرت علی (ع) بالأخره از پیامبر (ص) اجازه گرفتند و به جنگ او رفتند. وقتی عمرو از ایشان پرسید: تو کیستی؟ حضرت پاسخ دادند: من کسی هستم که شمشیر دشمن را تکّه‌تکّه کنم و با اسبی که نعل آن مانند پیکان است، سنگ خاره را خورد کنم و دشمنان را نابود کنم. من علی‌بن‌ابی‌طالب (ع) که به یاری خدا بر دشمنان پیروز می‌شوم. عمرو گفت: برگرد تا کسی از تو بزرگ‌تر بیاید. علی (ع) فرمودند: بیهوده‌گویی مکن، که من امروز با یاری خدا تو را خواهم کشت. عمرو شمشیر کشید. حضرت علی (ع) آن را به سپر گرفتند و سپر دو نیم شد و سر مبارک زخمی شد و همان لحظه با بازوی حیدری یک شمشیر بر گردن عمرو زدند. چنانکه سر او را برید. حضرت تکبیر گفتند و پیامبر (ص) شاد شدند و فرمودند: مبارزه علی (ع) در روز خندق با عمروبن‌عبدود، برتر از همه‌ی اعمال است تا روز قیامت.
حکایت دوم: بهرام گور
فرزندان یزدگرد، بلافاصله بعد از تولّد فوت می‌شدند، تا اینکه پسری خوش‌اندام و زیبارو متولّد شد. از ترس آنکه مبادا او نیز فوت شود، سرپرستی او را به نعمان منذر که پادشاه عرب بود داد و دستور داد او را خوب پرورش دهند. نعمان سه دایه از عرب و عجم و ترک برای او گرفت تا به راحتی به سه زبان سخن بگوید. در قصر جایی برای او ساخت. بهرام آنجا بزرگ شد، تا اینکه در شجاعت مثل و مانند نداشت و در تیراندازی نیز بی‌نظیر بود. نعمان اسب بی‌نظیر خود را پیشکش بهرام کرد. مال و منال خود را در اختیار او گذاشت. علّت آنکه به او بهرام گور می‌گویند، این بود که روزی با نعمان به شکار رفته بود. شیری را دیدند که با گوره‌خری درآویخته بود. چون بهرام آن‌ها را دید، تیری به سمت آنان انداخت که از پشت رد شد و از شکم گوره خر، بیرون آمد و هم شیر و هم گوره‌خر هر دو مردند. نعمان بر دست و بازوی او آفرین گفت و او را تحسین کرد و گفت: اگر به چشم خود نمی‌دیدم و از کسی می‌شنیدم، هرگز باور نمی‌کردم.
حکایت سوم: دستی از غیب
در شهر موته، فردی از خدمتکاران محمّدبن‌سلیمان الهاشمی ترسویی مشهور بود. شبی با گروهی نشسته بود و از شجاعت و دلیری صحبت می‌کرد. او گفت: شما نسبت ترسو به من می‌دهید، امّا از همه شجاع‌تر و دلیرترم و در شب تاریک هرجا بخواهید به آنجا می‌روم و نشان شما را می‌برم. پس جایزه‌ای تعیین کردند و در دروازه‌ی شهر آبگیرهایی هست، که حجّاج یوسف ساخته، جایی وحشتناک، جایگاه درندگان و دزدان است. به او گفتند: به آنجا برو و میخی در عمق برکه آب بزن تا نشان شجاعت تو باشد. آن مرد میخی و چکشی و شمشیر برداشت و به آنجا رفت و در آنجا کوبید. خواست که بیرون بیاید، صدای زنجیری شنید. دید بوزینه‌ای از دست مربّی فرار کرده بود، با تلاش و سختی او را گرفت، دوباره در بین راه صدایی به گوش او رسید. که مردی با زنی می‌گفت که: عمر عزیزم را به خاطر تو تباه کردم و تو به من توجّه نکردی. پدرت تو را به بیگانه داد و اگر تو راضی نبودی، آن ازدواج انجام نمی‌شد، امشب خون تو را خواهم ریخت. زن گریه می‌کرد، که بر من رحم کن، آنچه پدرم کرد من تقصیری ندارم. آن مرد که این حرف‌ها را می‌شنید، بر آن مرد فریاد زد و بوزینه را بر گردن او انداخت. آن مرد دست از زن برداشت و فرار کرد. جوان زن را از بند نجات داد و حال او را پرسید. زن گفت: این مرد کینه‌ی مرا در دل دارد و تقدیر چنین بود که با او ازدواج نکنم. پس آمد و مرا دزدید و این زمان قصد جان مرا کرده بود، که خدا تو را به فریادم رساند. پس آن زن را به خانه برد و ماجرا را برای دوستانش بیان کرد و جایزه را به دست آورد و همان شب زن را به خانه‌ی خودش بازگرداند. یاران به شجاعت او اعتراف کردند. خداوند برای رفع گرفتاری‌های درماندگان، از غیب مدد می‌رساند که در ادراک هیچ کس نمی‌گنجد.
حکایت چهارم: جوان دلیر و عیّاران
ابوعلی زیدی می‌گوید: در ابتدای جوانی با گروهی از عیّاران راهزنی می‌کردم و در سرزمین جبال، ساکن بودیم. جاسوسان به ما خبر دادند که جوانی برای قافله حجّاج ده بار شتر همراه می‌برد و کنیزکی خوش‌رو و زیبا دارد. ما در جایی کمین کردیم و همین که قافله رسید، بدون جنگ و مقاومت او را بستیم. آن جوان اسب زردرنگ باارزشی داشت. گفت: از جوانمردی نیست که آخرت را به یکباره فراموش کنی. اکنون شما غنیمتی خوب به دست آورده‌اید، اسب مرا به من بدهید تا به حجّ برسم. عیّاران با هم مشورت کردند. پیری در میان آن‌ها گفت: آزاد کردن او و دادن اسبش کار درستی نیست، به او توجّهی نکنید، امّا عدّه‌ای گفتند: ما مال زیادی از او برده‌ایم و به چیز ناچیزی نباید مضایقه کنیم، که این از جوانمردی نیست. او را باز کردند و اسبش را به او دادند. جوان گفت: می‌ترسم در راه جماعتی دیگر اسب مرا بگیرند. اگر لطف کنید و آن کمان را به من بدهید، دور از کرم نیست. باز آن پیر با تجربه گفت: سلاح را به دشمن ندهید، امّا آن‌ها به سخن او توجّه نکردند و کمان و تیر را به او دادند. جوان بر آن‌ها فریاد زد و گفت: اکنون که در حقّ من لطف کردید، شما را نصیحتی می‌کنم که دست از کالاها و بارهای من بردارید، وگرنه شما را می‌کشم. آن‌ها شوخی گرفتند: مگر از جان خود سیر شده‌ای؟ جوان مانند شتری خشمگین تیری را در کمان گذاشت و یکی از آن‌ها را کشت و تا آن‌ها به خود جنبیدند، هشت نفر را کشته بود و تا هشت نفر را کشت، بقیّه فرار کردند. جوان برسر بارهای خود آمد و تیرهای خود را برداشت و به آن‌ها گفت: هر کس از اسب خود پیاده شود، او را امان می‌دهم، از اسب پیاده شدند، او اسبان را برداشت و تمام بارهای خود را برد. راوی می‌گوید: وقتی مردی او را دیدم، از کار خود شرمنده شدیم و توبه کردیم. خداوند بعد از یأس و ناامیدی آن جوان، بر او گشایش و فرج قرار داد و این از نوادر روزگار است که یک نفر بر سپاهی پیروز شود.
۳-۱-۲۲٫ صبر و بردباری
حکایت اوّل: حلم پیامبر اکرم (ص)
زمانی که عبدالله سلام مسلمان شد، دوستی داشت از دانشمندان جهود که به او زید شعبه می‌گفتند. عبدالله به هیچ طریقی نتوانست دوستش را مسلمان کند، تا اینکه روزی او را در مسجد و در صف مسلمانان دید، بسیار خوشحال شد. از او علّت اسلام آوردن را پرسید؟ دوستش گفت: روزی در حال خواندن تورات بودم، به ستایش حضرت محمّد (ص) رسیدم، پس آن‌ها را به خاطر سپردم و به خود گفتم بهتر است محمّد (ص) را آزمایش کنم تا ببینم این صفات در او هست یا نه؟ هر روز حرکات و سکنات او را زیر نظر می‌گرفتم. تماماً این صفات در او بود. یکی از چیزهایی که خوانده بودم و آزمایش نکردم، این بود که حلم محمّد (ص) بر خشم او غلبه دارد. می‌خواستم این را هم بیازمایم. روزی که حضرت (ص) بر در مسجد نشسته بود، ناگهان مرد عربی آمد و از فقر خود سخن گفت و گفت: قبیله‌ی من در قحطی هستند و مسلمان می‌باشند و به احسان شما امیدوارند. حضرت محمّد (ص) به حضرت علی (ع) فرمود: آیا از وجوهات چیزی مانده است؟ گفت: نه. پس من جلو رفتم و گفتم: اگر می‌خواهید من مقداری سکّه‌ی طلا دارم، به شما می‌دهم. وقتی خرمای شما به دست آمد، در عوض به من خرما بدهید. مهلت برای دادن خرما تعیین کردم. منتظر رسیدن مهلت بودم تا اینکه یک هفته مانده بود تا مهلت تمام شود، روزی در صحرا پیامبر (ص) را دیدم و گستاخانه گریبان او را گرفتم و گفتم: من شما را خوب می‌شناسم، که مال مردم را می‌گیرید و در دادن آن تأخیر می‌کنید. این رفتار جاهلانه را انجام دادم! ناگهان از پشت سر پیامبر (ص) صدای عمر را شنیدم که شمشیر کشیده و گفت: ای سگ دور شو! پیامبر (ص) او را از این کار منع کرد و گفت: این کارها لازم نیست، او را باید به بردباری و بزرگواری سفارش کرد. پس فرمود: ای عمر! برو حقّش را از فلان خرما به او بده و بیست پیمانه بیشتر به خاطر کفّاره‌ای که او را ترساندی، پرداخت کن. عمر چنین کرد و گفت: حلم و بردباری محمّدی چنین می‌کند! و به خاطر اینکه از من رنجیدی، تو را انعام دهد. زید گفت: چون آن حلم را مشاهده کردم، پیش پیامبر (ص) آمدم و شهادتین را گفته و مسلمان شدم. عاقلان باید بدانند که حلم و بردباری، دارویی است که دشمن را به دوست تبدیل می‌کند و پادزهری است که زهر را خنثی می‌کند.
حکایت دوم: ستایش در برابر نکوهش
نقل کرده‌اند که: عیسی (ع) روزی بر جماعتی عبور می‌کرد. آن جهودان در شأن او سخنان زشت می‌گفتند و عیسی (ع) ایشان را ستایش می‌کرد. یکی از حوّاریّون پرسید: ای پیامبر خدا! چرا این حرف‌های زشت را به خوبی و ستایش پاسخ می‌گویی؟ حضرت فرمودند: هر کس آن چیزی را خرج می‌کند که دارد، چون سرمایه‌ی آن‌ها بدی است، بد می‌گویند و چون در ضمیر من جز خوبی نیست، به جز خوبی چیز دیگری نمی‌توانم بگویم.
حکایت سوم: سبب گریه‌ی مرد حکیم
ذیمقرودوس حکیم پسری داشت که کشته شده بود. او برای پسر گریه می‌کرد. حکما و دوستان، این کار را برای او زشت می‌دانستند و می‌گفتند: گریه و ناله بر فرزند از کسی که مدّت‌های طولانی به علم و حکمت پرداخته و در انواع دانش به نهایت استادی و کمال رسیده، ناپسندیده است. ذیمقرودوس گفت: پناه بر خدا! من برای پسرم گریه نمی‌کنم، زیرا می‌دانم که هیچ آفریده‌ای به وجود نمی‌آید، مگر آنکه گرفتار مرگ می‌شود و هر آفریده‌ای ساعت مرگ معیّنی دارد، که چون فرارسد لحظه‌ای درنگ و تأخیر رخ نخواهد داد. چنانکه خداوند فرمود: ساعتی از مرگ پس و پیش نمی‌افتد. اگر در آن حالت پسر من کشته نمی‌شد، به طور دیگری کشته می‌شد. گریه‌ی من به خاطر قاتل بیچاره است، که نام او در گروه مجرمان ثبت می‌شود. تا آدمی به کمال حکمت نرسد، برای او اینقدر تحمّل نخواهد بود که به قاتل پسر خود دلسوزی کند.
حکایت چهارم: حلم مأمون
روزی خلیفه مأمون سوار بر مرکب خود بود و در جمع مردم می‌رفت. افراد او نیز در رکابش حرکت می‌کردند. یک مردی که حاجت داشت و شکایت خود را نوشته بود، گوشه‌ای نشسته و منتظر فرصت بود. مأمون که رسید، آن مرد بلند شد و شکایت‌نامه‌ی خود را بالا برد. اسب مأمون رم کرد و او را از پشت بر زمین زد. خدمتکاران قصد کشتن آن مرد را داشتند، امّا مأمون ایشان را منع کرد. بلند شده و دوباره سوار شد.آن مرد بیچاره از ترس بی‌حرکت ماند. خلیفه چون ترس او را دید، او را بخشید و شکایت‌نامه‌ی او را گرفت و بر همان مرکب جواب شکایت او را نوشت و حاجت او را داد.
حکایت پنجم: شجاعت و حاضرجوابی
ربیع حاجب به خلیفه منصور گفت: امروز مردی نزد من آمده و شکایت کرد که نزد مرد کوفی امانت‌هایی از بنی‌امیّه است. منصور گفت: او را نگهدارید تا کسی را که می‌گوید به ما نشان دهند. چنین کردند و او را نزد منصور آوردند. به او گفت: شنیده‌ایم که نزد تو از بنی‌امیّه امانت‌هایی است! بهتر است که آن‌ها را به‌خوبی به ما بدهی. آن مرد بدون ترس گفت: ای خلیفه! تو وارث بنی‌امیّه‌ای یا وصیّ ایشان در ارث؟ گفت: نیستم. مرد گفت: پس چیزی که در دین حقّ تو نیست، طلب نکن. نه در این جهان و نه در آن جهان. منصور خشمگین شد و گفت: بنی‌امیّه به مسلمانان خیانت کردند، به مال و غنایم آن‌‌ها دست زدند. من خلیفه‌ی مسلمانانم و وظیفه‌ی من است که حقّ آن‌ها را بگیرم و در بیت‌المال بگذارم. آن مرد جواب داد: آن‌ها غاصب بودند و ظلم کردند. بگذار تا در قیامت جواب آن مال را خودشان بدهند. اگر تو آن مال را بگیری، فردا جواب آن را از تو طلب می‌کنند. منصور رو به حاجب کرد و گفت: شرعاً چیزی متوجّه او نمی‌شود. سپس به مرد گفت: اگر حاجتی داری، بگو. آن مرد گفت: نامه‌ای به خانواده‌ی من بدهید تا از سلامتی من باخبر شوند و آن سخن‌چین را بیاورید تا او را ببینم. به خدا سوگند یاد کنم که از بنی‌امیّه هیچ امانتی نزد من نیست و از شرط عقل نیست که در مقابل خلیفه انکار کنم. هرچه گفتم به رستگاری نزدیک بود. منصور دستور داد تا خبرچین را آوردند. وقتی او را دید، قسم خورد که این از بردگان من است. به او سه‌هزار درهم داده‌ام تا تجارت کند و از سود آن سهم مرا بدهد. اکنون قصد جان مرا کرده است؟ منصور چون این را شنید، دستور داد غلام را مجازات کنند. غلام وقتی خود را گرفتار دید، گفت: ای خلیفه! مرا ببخش که این مرد سرور من است و من آن پول‌ها را از دست داده بودم، پس از ترس به او تهمت زدم تا از دست او نجات یابم. آن مرد او را آزاد کرد و قبول کرد دوباره سرمایه به او بدهد تا تجارت کند و بیکار نماند. خلیفه گفت: در خوبی زیاده‌روی کردی، دیگر به بخشش مال نیاز نبود. مرد گفت: اگرچه او بدکردار است، امّا باعث شد که من به بارگاه شما بیایم و این حقّ بزرگی است. پس خلیفه او را با تشریفات بازفرستاد. ربیع گفت: بعد از آن هرگاه کسی به شکایت و دادخواهی نزد منصور می‌آمد، او می‌گفت: فدای آن دوست کوفی که حاضرجواب و در شجاعت بی‌نظیر بود. عاقلان باید بدانند که به هر کس و ناکسی نباید اعتماد کرد تا باعث پشیمانی نشود.
حکایت ششم: حکمت تندرستی بزرگمهر
انوشیروان به محض شنیدن تهمت بر بزرگمهر خشمگین شد و او را در جای تنگ و تاریک زندانی کرد. گلیمی به او پوشاند و غذای او را هر روز دو قرص جو و نمک بیشتر نمی‌داد و به موکّلان گفت: هر کار که بزرگمهر انجام داد، در پیشگاه انوشیروان بگویند. البتّه، بزرگمهر هیچ چیز نگفت. انوشیروان به دوستان او اجازه داد به دیدنش بروند و با او سخن بگویند. دوستان به او گفتند: تو را در ناراحتی و بلا گرفتار می‌بینیم و به ناچار جام مذلّت را می‌نوشی، ولی با همه‌ی اینها ضعف و شکستگی در تو نمی‌بینیم. علّت آن چیست؟ بزرگمهر گفت: غذای من مخلوطی از شش چیز است که به قوّت آن برقرارم. اوّل، به اعتماد و توکّل به خدا؛ دوم، هرچه خدا تقدیر کرده همان می‌شود؛ سوم، صبر؛ چهارم، شکر؛ پنجم، اینکه بلایی بدتر از آن می‌تواند باشد که مبتلا شوم؛ ششم، تا زمان پیروزی، بی‌صبری فایده‌ای ندارد. وقتی آن‌ها سخنان بزرگمهر را به انوشیروان گفتند، او را آزاد کرد.
حکایت هفتم: ثمره‌ی صبر و تأمّل و زیان عجله
نقل کرده‌اند که: یکی از پادشاهان هند چهار نفر معتمد داشت، که بسیار مورد اعتماد بودند. از این چهار نفر دو نگهبان و دو ندیم بودند و هر شب به نوبت پاسبانی می‌دادند. یک شب که شاه خوابیده بود و یکی از آن چهار نفر نگهبان بود، ناگهان مار بزرگی از سقف خانه پایین آمد و خواست که پادشاه را نیش بزند. پاسبان فکر کرد اگر مار او را زخمی کند، کشته می‌شود و اگر من به بالین پادشاه بروم و او را بکشم، ممکن است پادشاه بیدار شود. پس تیری در کمان نهاد و با یک ضربه، شرّ مار را کم کرد. پس دید کمی از زهر مار بر سینه‌ی زن او چکیده، جوانمرد گفت: اگر آن زهر را برندارم، شاید سرایت کند، اگر دست به زن بزنم دور از مروّت و امانتداری باشد. پس مقداری پارچه بر گوشه کمان بست و نزدیک تخت زن آمد و آن زهر را از بدن او برداشت. در این بین، پادشاه از خواب بیدار شد و دید که او از نزد تخت دلدار او برمی‌گردد، بدگمان شد. صبر کرد، تا پاسبان دیگر آمد. پادشاه به او گفت: برو و سر برادرت را بیاور. جوان به خانه‌ی برادر رفت و دید خوابیده، با خود فکر کرد اگر خطایی از او سرزده، پس چرا چنین راحت خوابیده؟ به نزد پادشاه بازگشت و پادشاه گفت: سر او آوردی؟ گفت: نه. گفت: چرا؟ گفت: زیرا حکایتی به یادم آمد. گفتم: برایتان می‌گویم، آنگاه هرچه بگویید اطاعت می‌کنم. در روزگار سالف، پادشاهی بود که به شکار علاقه‌ی زیادی داشت و بازوی بسیار نیرومند جنگاوری داشت. روزی پادشاه به شکار رفته بود. ناگهان آهویی دید. به دنبال آن آهو رفت و از لشکرش عقب افتاد. به هر طرف می‌تاخت. از دور درختی دید که ماری بر آن درخت رفته بود. وقتی شاه را دید، شروع به زهر نشاندن کرد. شاه از نهایت تشنگی ظرفی زیر درخت گذاشت، تا از زهر پر شد. خواست که بنوشد، باز پادشاه شروع به پریدن کرد و آن جام را ریخت. پادشاه عصبانی شد و او را کشت. در این بین رکابدار رسید و باز را کشته و پادشاه را تشنه دید. آبی سرد در جام ریخت و شاه خورد. رکابدار پرسید: چرا باز را کشتی؟ شاه گفت: خیلی تشنه بودم، مقداری شبنم از درخت گرفتم، خواستم بنوشم، باز آن را ریخت. رکابدار ماری را بر درخت دید که سرش را پایین آورده و زهر می‌پاشد. به پادشاه گفت: باز را بی‌گناه کشته‌ای! نگاه کن و ببین که باز تو را از چه نجات داده است. شاه بسیار تأسّف خورد و پشیمان شد. بعد گفت: حکایتی دیگر به یادم آمد، که باید بگویم. پادشاهی ماهر و وفادار در آرزوی فرزندی بود، تا اینکه خدا به او فرزندی داد. پادشاه برای تربیت او، دایه‌ای خوب و نیکوخلق انتخاب کرد. این پادشاه راسویی داشت، که همیشه پیش گهواره‌ی پسرش خوابیده بود. روزی ماری از سقف خانه پایین آمد، خواست به گهواره‌ی کودک برود. دایه‌ی پسر آنجا نبود. راسو با آن مار جنگید و مار را کشت و زیر گهواره انداخت. وقتی دایه آمد، راسو و خون را دید. نامطّلع که این خون از کجا بوده، گرزی بر سر راسو زد و او را کشت. وقتی به گهواره نگاه کرد، ماری بزرگ دید و فهمید که راسو را بی‌دلیل کشته است. پادشاه بر مرگ راسو تأسّف خورد، ولی فایده‌ای نداشت. پادشاه وقتی این حکایت‌ها را شنید، گفت: برادر او را بیاورند. وقتی آمد، پادشاه گفت: دیشب دیدم که از حرم ما برمی‌گشتی؟ آن جوان گفت: عفّت و پاکدامنی مرا از هلاکت نگه داشت و گمان پادشاه غلط است. اگر پادشاه به زیر تخت خود نگاه کنند، دلیل بی‌گناهی مرا می‌یابند. شاه وقتی در زیر تخت نگاه کرد، مار را دید و خدا را شکر کرد و آن پاسبان را ستایش و به او پاداش داد. بعد از آن، هرگز در هیچ کاری عجله نکرد و بنای کارهایش را بر اثبات و صبر و فکر کردن گذاشت.
حکایت هشتم: انوشیروان و پیر خارکش
نقل کرده‌اند که: روزی انوشیروان از شکار بازمی‌گشت. پیرمردی را دید، که با پای برهنه و جامه‌ی دریده، خار بر پشت داشت و می‌رفت. استخوانی در پایش فرو رفته بود و خون در پایش روان گشته بود، امّا به آن توجّه نکرد و مقداری خاک روی آن پاشید و لنگان‌لنگان راه افتاد. انوشیروان پشت سرش رفت و گفت: ای پیرمرد! چرا خودت را به زحمت می‌اندازی؟ گفت: چهار دختر بی‌مادر دارم و هر روز پشته‌ی خار به بازار می‌برم و به یک‌درهم و نیم می‌فروشم، یک درهم برای نان می‌دهم و نیم درهم پنبه برایشان می‌خرم. انوشیروان گفت: خانه‌ی تو کجاست؟ گفت: در این ده است. گفت: برو که آن ده را به تو بخشیدم. انگشترش را نیز به او داد، پیر انگشتر انوشیروان را به بزرگ ده نشان داد و آن ده را از آن خود کرد و آنچه آنجا بود، از خانه و فرش و گلّه و گوسفند به دست آورد و به ثروت و مکنت مشهور شد. روزی انوشیروان در شکار از لشکر خود عقب افتاد و به آن ده رسید، گفت: این ده، مال کیست؟ گفتند: از پیرمردی که روزگاری خارکش بود، روزی نظر شاه به او افتاد و این ده را به او بخشید. انوشیروان گفت: خانه‌ی آن پیرمرد کجاست؟ وقتی به آنجا رسید، جمعی کاروان را دید که بر در خانه صف کشیدند. انوشیروان گفت: بزرگ‌تر شما کجاست؟ گفتند: ملالتی دارد، گفت: علّت آن ملالت چیست؟ گفتند: در باغ قدم می‌زد که کنیزکان گل زیادی بر وی انداختند و او آزرده شده است. انوشیروان خندید و گفت: به او بگویید برایش مهمان رسیده است. به پیر خبر دادند. وقتی انوشیروان داخل شد، دید در میان لباس‌های ابریشمی خوابیده و کنیزان ترک پاهایش را می‌مالیدند. وقتی شاه را دید، از جا برخاست، تعظیم و عذرخواهی نمود. انوشیروان گفت: سؤالی دارم. آن روز که استخوانی در پای تو رفته بود، اینقدر نمی‌نالیدی که امروز از افتادن گلی می‌نالی؟ گفت: ای خلیفه! چنان است که در سختی صبر می‌توان کرد و در دولت و آسایش بتوان زندگی کرد. انوشیروان خوشش آمد، بار دیگر او را انعام داد.
۳-۱-۲۳٫ علو همّت
حکایت اوّل: همّت بلند
زمانی که یعقوب لیث، خونریزی و دلاوری می‌کرد و از رویگری کناره‌گیری کرده بود، به او گفتند: تو مرد رویگر هستی، علّت اینکه این کار بزرگ را حقیر می‌شماری، چیست؟ یعقوب گفت: حیف است که عمر عزیز و جان شریفم را به خاطر چند کیلو روی نابود کنم، چون می‌دانم روزی از بین خواهم رفت، پس باید چیزی را به دست بیاورم که باعث ماندگاری نام من شود و اگر هم به دست نیاورم و در راه طلب آن کشته بشوم، در آخرت معذورم. سرانجام او به خاطر این همّت عالی به مقام بلندی رسید.
حکایت دوم: دست پیمان یعقوب لیث
یعقوب لیث وقتی از کودکی به بلوغ رسید، پیری از نزدیکانش به او گفت: من به فکر تو هستم. پول نقد و زر آماده کن تا همسری را برای تو انتخاب کنم. یعقوب گفت: آن‌ها را برای کسی که او را می‌خواهم آماده کرده‌ام. پیر گفت: تو را پشتگرمی نمی‌بینم. به من نشان بده تا ببینم. یعقوب به خانه رفت و شمشیری بیرون آورد و گفت: «با این، سرزمین شرق و غرب را خواستگاری می‌کنم و چیزی بهتر از این برای خواستگاری نیست.»
حکایت سوم: اطلس و گلیم
عمربن‌عبدالعزیز پیش از آنکه به خلافت برسد، روزی یک پارچه‌ی اطلس برای او آوردند و او خواست آن را بدوزد که هشتاد دینار ارزش داشت. با دست روی آن مالید و گفت: درشت است و تن من تحمّل درشتی آن را ندارد. وقتی به خلافت رسید، یک گلیم برای او آوردند، که ارزش آن شش درهم بود. بر آن دست کشید و گفت: نرم است، اگر آن را بپوشم از رنج درویشانی که لباس ندارند و در تحت حمایت من هستند، بی‌خبر می‌مانم. میمون می‌گوید: آن پارچه‌ی اطلس را به او یادآوری کردم. عمربن‌عبدالعزیز خندید و گفت: نفس من آن‌قدر شریف و بلندهمّت است، آن روز که در طلب دنیا بودم، آن را تحمّل نکرده، امروز که در طلب سرمایه‌ی آخرت هستم، چگونه تحمّل می‌کند؟ میمون می‌گوید: از کمال همّت او تعجّب کردم و برایش دعا نمودم.
حکایت چهارم: درویش و مرد پست‌همّت
در مقامات شیخ بایزید بسطامی نقل کرده‌اند که: یکی از مریدان به خدمت او آمد و گفت: پسری دارم که از مریدان شماست و برای او از اقوام خواستگاری کرده‌ام و عروسی در پیش است. خواهش می‌کنم شیخ به یکی از درویشان بگویند تا به خانه‌ی ما بیاید و غذایی بخورد. شیخ به یک درویش اشاره کرد برود و دل این مسلمان را نشکند. پس درویش به خانه‌ی او رفت و او درویش را خدمت کرد. وقتی سفره پهن کردند و درویش لقمه‌ای برداشت تا بخورد، میزبان از راه اعتقادی که داشت گفت: مدّتی بود می‌خواستم تا یکی مثل شما به خانه بیاورم تا برکت سفره‌ی من باشد. این لقمه‌ای که تو در دهان می‌گذاری، دوست‌تر از آن می‌دارم که کسی ده‌هزار درهم به من بدهد. پس آن درویش لقمه را نخورد و به خانقاه برگشت. مرد به خدمت شیخ رفت و گفت: نمی‌دانم، به چه دلیل از من ناراحت شد و لقمه‌ای از غذای ما را نخورد؟ شیخ از درویش پرسید، درویش جواب داد: مرد بی‌همّتی است. من می‌خواستم برای او دعایی کنم و خوبی برای او بخواهم، که بهتر از هشت بهشت بود، امّا او به ده‌هزار درهم پایین آورد و من فهمیدم که همّتی ندارد و غذای افراد پست‌همّت بر ما حرام است. از اینجا می‌توان فهمید که دین و دنیا بستگی به بلندهمّتی دارد. خسیس بی‌همّت اگر به اوج دولت هم باشد، در هر دو دنیا ترقّی نمی‌کند.
۳-۱-۲۴٫ رحم و شفقت
حکایت اوّل: ترحّم بر حیوانات
در دوره‌ی غزنویان، ناصرالدّوله سبکتگین در نیشابور بود و هر روز برای شکار به صحرا می‌رفت. روزی در صحرا آهوبچّه‌ای دید. او را گرفت و دست و پایش را بست و در جلوی اسب گذاشت. وقتی مقداری راه رفت، مادر آن آهو را دید که به دنبال آن‌ها می‌آید. پس با خود گفت: من باید از این آهوبچّه صرف‌نظر کنم. او را آزاد کرد تا با مادرش برود. وقتی به شهر رسید، آن شب خواب پیامبر (ص) را دید که به او گفت: ای سبکتکین! آن مهربانی و دلسوزی که تو در حقّ آن بیچاره کردی و در حقّ آن رحم نمودی، در پیشگاه خدا عزیز شدی و تو اولی‌الامر خواهی شد! باید در حقّ بندگان خدا نیز رحم و دلسوزی کنی تا پادشاهی تو دوام داشته باشد. امیر سبکتکین از آن به بعد، نیکوکار شد و آن دلسوزی باعث آن همه دولت او شد.
حکایت دوم: لطف بی‌پایان خدا

نظر دهید »
راهنمای نگارش پایان نامه درباره تولید اتانول و استات از گاز سنتز با استفاده از … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

YX/S (گرم بر مول): بازده بیومس از سوبسترا، YP/S, exp (مول بر مول): بازده محصول تجربی، YP/S, th (مول بر مول): بازده محصول تئوری، η (%): راندمان تبدیل سوبسترا به محصول (η =YP/S, exp/YP/S, th)، YP/X (میلی مول بر گرم): بازده تولید محصول از بیومس، q (میلی مول برگرم بر ساعت): نرخ تولید ویژه، EtOH/Ac (مول بر مول): نسبت اتانول به استات
تاثیر غلظت فروکتوز
مطالعه تاثیر سوبستراهای آلی مختلف روی رشد سلول و تولید محصول در باکتری لانگالی نشان داد که فروکتوز می تواند محیط کشت غلیظی از سلولها را تولید کرده و همچنین مسیر متابولیکی باکتری را در حالت عدم رشد به سمت فاز سالونتوژنیک شیفت دهد. به منظور بررسی امکان افزایش تولید اتانول نسبت به استات در باکتری، غلظت فروکتوز در محیط کشت تغییر داده شد. بدین منظور از غلظتهای مختلف فروکتوز (۱، ۳، ۵، ۷، ۹ و۱۱ گرم بر لیتر) در محیط کشت استفاده شد و تاثیر آنها روی دانسیته محیط کشت و تولید محصول بررسی گردید.
رشد سلول
پروفایل رشد سلول با غلظتهای مختلف سوبسترا با مدل ولترا[۳۰۱] که برای پیش بینی رشد جمعیت در سیستم ناپیوسته به کار می رود توصیف گردید. این مدل می تواند فاز رشد و مرگ سلول را پیش بینی کند. در این مدل تولید و مرگ سلولها به عنوان تنها عواملی که می توانند جمعیت سلولی را در سیستم ناپیوسته تغییر دهند لحاظ می شوند [۸۲]:

(۴-۸)

که در آن x0 غلظت اولیه سلول (گرم بر لیتر)،xm حداکثر دانسیته سلول (گرم بر لیتر)، µm حداکثر نرخ رشد ویژه (بر ساعت)،t مدت زمان انجام فرایند تخمیر (ساعت) وk ثابت رشد و یا کاهش سلول (بر ساعت) می باشند.
شکل ۴-۶ استفاده از مدل ولترا را برای یافته های آزمایشگاهی نشان می دهد. همان طور که در شکل دیده می شود، این مدل تطابق خوبی با نتایج آزمایشگاهی داشته و ضریب رگرسیون بالایی (R2) در تمام غلظتها حاصل گردید. از نرم افزار SigmaPlot®۱۱ برای محاسبه ضرایب معادله استفاده شد. پارامترهای کینتیکی و ضرایب این مدل در جدول ۴-۲ ارائه گردیده اند.
شکل ‏۴‑۶: استفاده از مدل ولترا برای توصیف رشد سلول در غلظتهای مختلف فروکتوز
▲: ۰/۱، ■: ۰/۳، ♦: ۰/۵، ▼: ۰/۷، ×: ۰/۹، ●: ۰/۱۱ گرم بر لیتر و —: مدل ولترا
جدول ‏۴‑۲: پارامترهای کینتیکی بر اساس مدل ولترا برای رشد لانگالی با غلظتهای مختلف فروکتوز

R2
k
(بر ساعت)

µm
(بر ساعت)

xm
(گرم بر لیتر)

x0
(گرم بر لیتر)

غلظت فروکتوز (گرم بر لیتر)

۹۴۱۸/۰

۰۰۸۱/۰

۲۹۳۰/۰

۵۰۳۴/۰

۰۱۶۳/۰

۱

۹۷۳۳/۰

۰۰۹۴/۰

۲۹۰۳/۰

۷۴۹۹/۰

۰۱۸۱/۰

۳

۹۹۸۶/۰

۰۰۰۴/۰-

۳۲۳۴/۰

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 362
  • 363
  • 364
  • ...
  • 365
  • ...
  • 366
  • 367
  • 368
  • ...
  • 369
  • ...
  • 370
  • 371
  • 372
  • ...
  • 653
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

ایده پردازان فردا : ایده های نو برای زندگی بهتر

 تکنیک‌های داستان‌گویی
 احساس غم در رابطه
 حرفه‌ای شدن با لئوناردو
 آموزش ChatGPT
 درمان نفخ سگ
 انتخاب ظرف غذای گربه
 غلبه بر ترس از شکست
 عاشق کردن شوهر
 درآمد از سوشال مدیا
 درمان خیانت زنان
 درآمد از تولید محتوا
 صبر در رابطه عاشقانه
 عشق در سنین مختلف
 پرسونای مخاطب سایت
 ساخت آهنگ هوش مصنوعی
 آموزش Blender
 بهبود رتبه گوگل
 خطر بازنویسی هوش مصنوعی
 سگ باکسر
 تدریس آنلاین ریاضی
 یافتن شغل دلخواه
 بازاریابی برونگرا
 افزایش فروش عکس
 درآمد از اپلیکیشن موبایل
 خلق موشن گرافیک
 تولید کپشن اینستاگرام
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • منابع پایان نامه در مورد آثارحقوقی قانون نظارت ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود فایل ها با موضوع بهبود مدل سطوح فعال … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل پایان نامه با فرمت word : راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد :مقایسه ی تطبیقی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود فایل های پایان نامه درباره مدلی برای زنجیره ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود مطالب پژوهشی در رابطه با بررسی رابطه … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقالات و پایان نامه ها – قسمت 6 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود مطالب پژوهشی با موضوع امر به معروف و … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود پایان نامه های آماده | قسمت 3 – 5
  • طرح های پژوهشی دانشگاه ها در مورد بررسی دور باطل … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پژوهش های کارشناسی ارشد درباره مطالعه تاثیر رهبری ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان