ایده پردازان فردا : ایده های نو برای زندگی بهتر

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
پروژه های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع بررسی حقوق مالکانه اشخاص متعاقب … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

گفتار دوم- مالکیت و منافع عمومی

در گذشته مالکیت خصوصی بر زمین محترم و مقدس به شمار می‌آمد و اصل تسلط (ماده ۳۰ قانون مدنی) به ندرت مخدودش یا محدود می‌شد، ولی امروزه به جهت حفظ مصالح جامعه و حمایت از طبقات ضعیف، مالکیت خصوصی به ویژه مالکیت بر زمین به انحاء مختلف محدود شده و حتی سلب مالکیت به لحاظ حفظ منافع عمومی، در کشورهای مختلف صورت قانونی به خود گرفته است. این روند در همه کشورهای جهان از جمله‌ایران به چشم می‌خورد و در قوانین مدون نیز انعکاس یافته است.
با افزایش جمعیت و بالا رفتن نیازهای عمومی ضرورت وجود قواعد و مقررات مربوط به سلب مالکیت جهت کارهای شهرسازی و عمرانی و تأمین مسکن و هم چنین برنامه‌ریزی در این امور بیشتر احساس می‌شود چرا که برنامه‌ریزی در امر مسکن و شهرسازی از پیچیده‌ترین گونه‌های برنامه‌ریزی در جوامع کنونی دنیا و به خصوص در جهان سوم است. در کشور ما با ایجاد تمهیدات قانونی که صورت گرفته، اقداماتی در رفع این معضل اساسی بعمل آمده است. مسأله ملی کردن نیز گونه‌ای از سلب مالکیت می‌باشد. هر چند مداخله دولت‌ها در امور اقتصادی دارای سابقه طولانی بوده و اختصاص به قرن بیستم ندارد ولی از آن جا که‌این نوع دخالت دولت‌ها به لحاظ این که منافع عمومی را به بهترین نحو حفظ و تأمین می‌کند موجب شده است که مالکیت خصوصی در مقابل مالکیت عمومی و دولتی قرار گیرد.
اولین بار سلب مالکیت افراد در اصل پانزدهم متمم قانون اساسی مشروطیت آمده است در این اصل چنین مقرر شده بود: «هیچ ملکی را از تصرف صاحب ملک نمی‌توان بیرون کرد مگر با مجوز شرعی و آن نیز پس از تعیین و تادیه قیمت عادله». ولی با پیشرفت روز افزون جوامع و نیازهای همگانی در زمینه‌های گوناگون و تأمین آن نیازها لازم می‌شود که گاهی از اموال غیر منقول افراد سلب مالکیت شده تا رفع آن نیازها ممکن گردد.
به طور کلی دولت به جهت منافع عمومی و با معیارهای قانونی اقدام به عمل سلب مالکیت می کند. البته همچنان که در ضمن مباحث اشاره شد نظریه منافع عمومی بیشتر به ‌یک نظریه سیاسی شبیه است تا حقوقی. بدین جهت دایره سلب مالکیت روز به روز گسترده‌تر می‌شود و این نیز ناشی از تنوع کارکردهای دولت و افزایش اشخاص حقوقی حقوق عمومی که از سلب مالکیت سود می‌برند می‌باشند. همین تنوع و گستردگی سبب شده است که نتوانیم یک قانون واحد برای انواع سلب مالکیت حاکم نمائیم. آن چه مسلم است استفاده از حق مالکیت به صورت نامحدود عملا امکان پذیر نیست و سلب مالکیت در واقع امتیازی است که دولت به وسیله آن منافع عمومی را حفاظت می‌کند.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

نظریه حرمت حقوق خصوصی دچار نسبیت شده و طبع اجتماعی انسان این محدودیت را ایجاب می‌کند و فعالیت‌های عمومی و خصوصی در یکدیگر تداخل کرده‌اند و دیگر حقوق خصوصی به معنای اخص کلمه وجود ندارد بنابراین نمی‌توان مطلقاً حقوق خصوصی را بر عمومی مقدم دانست و عادلانه نیست در مواردی که فرد از حق خود تجاوز کند و بخواهد برخلاف حقوق عمومی یا مصلحت اجتماعی رفتار کند، منافع جمع را فدای منفعت فردی کرد. البته در حقوق عمومی، نظریۀ تقدم حقوق عمومی بر حقوق خصوصی پذیرفته شده است(درویشی عباس آبادی، ۱۳۹۲، ص۲۹)
با توجه به افزایش روز افزون جمعیت و مشکلات پیچیده اجتماعی و معضل شهرنشینی و همچنین کمبود فضاهای موجود، نیازمند این است که قانون‌گذار از زمین‌های بایر و دایر شهری اشخاص خصوصی طبق قوانین و مقررات سلب مالکیت نموده و آنها را تحت تملک خود در آورد. و مالکین این زمین‌ها نیز موظفند زمین‌های مورد نیاز دولت و شهرداری‌ها را با تقویم دولت به آنها بفروشند. این سلب مالکیت‌ها در دو بعد صورت می‌گیرد. یکی در بعد کارهای عمرانی و شهرسازی، که دولت و موسسات دولتی و شهرداری‌ها طبق قوانین و مقررات و طی تشریفاتی بر اساس نیازهای خود اقدام به سلب مالکیت از اشخاص خصوصی می‌نمایند. و دیگری به منظور تأمین مسکن و رفع این معضل اجتماعی سلب مالکیت صورت می‌گیرد. که از مهمترین مصوباتی که در این خصوص به تصویب رسیده قانون اراضی شهری مصوب ۱۳۶۰ و قانون زمین شهری مصوب ۱۳۶۶ می‌باشد(ثابتی، ۱۳۷۸).
براساس اصل کلی، هر دولتی صلاحیت دارد که بر مبنای حق حاکمیت خود، مبادرت به ملی کردن هر گونه سرمایه‌ای در قلمرو خود بنماید. ملی کردن دارای اهداف اقتصادی، اجتماعی سیاسی است که هم در خصوص حقوق داخلی و هم در هزینه حقوق بین المللی کاربرد دارد که در ضمن مباحث به طور مشروع مورد بررسی قرار گرفت.
مصادره نیز در واقع نشانگر تعارض بین منافع خصوصی و اهداف عمومی می‌باشد، اصولا انجام مصادره برای حفظ منافع عمومی صورت می‌پذیرد لیکن در عین حال به‌این نکته باید توجه داشت که مصادره سلب مالکیت خصوصی است و مالکیت خصوصی یکی از انگیزه‌های قوی برای تلاش و کوشش افراد جامعه می‌باشد. پس استفاده نادرست و بی مورد از مصادره می‌تواند به انگیزه فوق صدمه بزند و در نتیجه منافع عمومی را تحت خطر قرار دهد. که البته لازم است شرایط قانونی برای مصادره به دقت رعایت شود.
آن چه بیشتر مورد توجه می‌باشد بحث پرداخت خسارت است که از اهمیت زیادی برخوردار است. و در قوانین مختلف نیز به آن اشاره شده است. از این رو یافتن معیاری دقیق برای تعیین بهای عادلانه لازم می‌باشد. ولی با توجه به‌این که تعیین آن بستگی نامی به اوضاع و احوال و شرایط ملکی که از آن سلب مالکیت شده دارد، در هر مورد با در نظر گرفتن جوانب امر و با بهره گرفتن از نظر کارشناسان مربوط باید بهای عادلانه را تعیین نمود.
هم چنان که در بعضی از کشورها از جمله کشور فرانسه وجود دادگاههای اختصاصی مربوط به سلب مالکیت پیش‌بینی گردیده که وجود این مراجع منطقی به نظر می‌رسد، زیرا سلب مالکیت به جهت منافع عمومی از سوی دولت نیازمند به رسیدگی خاص می‌باشد. با توجه به اهمیت بسیار ویژه سلب مالکیت که با حقوق اشخاص سرو کار دارد برای اینکه مالکیت خصوصی افراد محترم شمرده شود و در حد نیاز سلب مالکیت صورت گیرد و این امر موجبی برای تجاوز به حقوق دیگران نگردد پیشنهاد می‌گردد قانون‌گذار ضمن عنایت به اهمیت موضوع اولاً وجود یک مرجع قضائی خاص جهت اتخاذ تصمیم نهائی ایجاد نماید و ثانیاً برای جلوگیری از گوناگونی قوانین و اتخاذ شیوه واحد در زمینه سلب مالکیت یک قانون واحد با در نظر گرفتن تمامی جوانب امر وضع نماید.

بند اول- منابع حقوقی تقدم حقوق عمومی بر حقوق مالکانه

بموجب مبانی مورد قبول، سیستم حقوقی ما، منابع حقوقی «قانون اساسی، قوانین، آیین‌نامه‌ها، رویه قضایی، عرف و دکترین» را ایجاد میکند. غیر از منابع عمومی فوق‌الذکر، از جمله منابع خاص موجود در تحدید یا سلب حقوق مالکانه در برابر طرح‌های عمومی عبارتند از؛

بند دوم- کمیسیون ماده ۵ قانون تأسیس شورای عالی شهرسازی و معماری

هر کس برای دریافت پروانه ساختمان یا تفکیک ملک خود به شهرداری مراجعه نموده و درخواستش را مغایر با ضوابط و مقررات مصوب طرح تفصیلی بدانند حتما بانام کمیسیون ماده۵ آشنامی باشد. به نظر میرسد که: احداث بنای مازاد برسطح شصت درصد، احداث تراکم بیشتر (احداث اضافه طبقه)، تغییرکاربری‌های طرح تفصیلی، تفکیک مغایر با طرح تفصیلی و ضوابط آن و… به مشابه قفلهائی هستند که تنها کلید آن کمیسیون ماده ۵می باشد.
کمیسیون ماده ۵ قانون تأسیس شورای عالی شهرسازی و معماری ایران که در افواه عمومی به «کمیسیون ماده ۵» معروف است یک نهاد تصمیم‌گیری در امور شهری است که از یک طرف، تصمیمات آن در بافت شهرها تأثیر غیرقابل انکار دارد و از طرف دیگر ممکن است این تصمیمات معارض حقوق مردم باشد. عدم رعایت دقیق مقررات و تسامح در تصمیم‌گیری‌ها به حدی جدی است که چهره‎ی شهرها را خصوصاً در تهران و کلانشهر‌ها به صورت ناهمگون درآورده است. مثلاً در یک کوچه‌ یا خیابان باریک در کنار چند سازه دو یا سه طبقه، ناگهان یک سازه ده طبقه‌ یا برج سر برمی‌آورد. حتی ممکن است چنین تصمیماتی از نظر زیست محیطی هم برای شهروندان مخاطراتی به وجود بیاورد.
اما چهره‎ دیگر این تصمیمات یعنی صرفنظر از حقوق عمومی، عدم رعایت حقوق مجاوران ملک در تصمیمات موردی کمیسیون ماده ۵ قانون تأسیس شورای عالی شهرسازی و معماری ایران است. مورد اخیر از جمله مواردی است که غالباً مورد غفلت قرار می‌گیرد. مجاوران ملک موضوع تصمیم کمیسیون ماده ۵، به علت عدم اطلاع از ظرفیت‌های قانونی(قانون اساسی، قانون مدنی و سایر قوانین موضوعه) یا برای گریز از گرفتار شدن در پیچ و خم ادارات و مراجع قضایی از این تخلفات چشم پوشی می‌کنند. رویه قضایی هم به علت قلت شکایات، دعاوی، استرداد و عدم پیگیری شکایاتی که از طرف وزارت مسکن و شهرسازی سابق مطرح شده بود (مجله تجارت فردا، ۱۳۹۲، ص۶۵).‏ و رعایت مصالح اداری و شهری پایدار نشده است.
برای بررسی و تصویب طرح‌های تفصیلی شهری و تغییرات آن در هر استان، کمیسیونی به ریاست استاندار و در غیاب وی به ریاست معاونت عمرانی استانداری و عضویت شهردار و نمایندگان وزارت راه و شهرسازی، وزارت جهادکشاورزی، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع‌دستی، ریاست شورای اسلامی شهر ذیربط و نماینده سازمان نظام مهندسی استان مربوطه (با تخصص معماری و یا شهرسازی و بدون حق رای) تشکیل می‌شود تا وظیفه بررسی و تصویب طرح‌های تفصیلی شهری و تغییرات موردی آن را انجام دهد.
بررسی‌های فنی این کمیسیون به عهده کارگروه فنی این کمیسیون متشکل از نمایندگان کمیسیون و مشاور طرح تفصیلی شهر است و دبیرخانه کمیسیون ماده ۵ شهرسازی و معماری در اداره کل راه و شهرسازی هر استان می‌باشد. استثنائاً قانونگذار در مورد شهر تهران اعضای کمیسیون ماده ۵ را معاونین ذیربط وزارتخانه‌های راه و شهرسازی، کشور، نیرو، جهاد کشاورزی و معاونین روسای سازمان‌های حفاظت محیط زیست و میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی و شهردار تهران و رئیس شورای اسلامی شهر تهران (بدون حق رای) تعیین کرده است که رئیس کمیسیون ماده ۵ تهران شهردار تهران است که باتوجه به ذینفع بودن شهرداری تهران در موضوعات مطروحه در کمیسیون ماده ۵، تصمیم قانونگذار در تعیین شهردار تهران به عنوان رئیس کمیسیون ماده۵ در تهران قابل تامل است، مسئله قابل ذکر این است که چرا در کمیسیون ماده ۵ استان‌ها، سازمان حفاظت محیط زیست نماینده‌ای ندارد. درحالی‌که تصمیمات راجع به طرح‌های تفصیلی، قهراً آثار محیط زیستی قابل توجهی دارد و معلوم نیست که چرا سازمان محیط زیست در کمیسیون ماده ۵ تهران، لزوماً در تصمیم‌گیری مداخله دارد ولی در غیر تهران مداخله‌ای ندارد؟! شهرداری‌ها مکلف به اجرای مصوبات شورای عالی شهرسازی و معماری ایران هستند و در قانون شورای عالی شهرسازی و معماری ایران با وصف قابل اجرا بودن تصمیمات کمیسیون ماده ۵ از سوی شهرداری‌ها چنین تصریحی نشده و لازم الاجرا بودن این تصمیمات برای شهرداری‌ها تلویحاً از تبصره ماده ۷ قانون تأسیس شورای عالی شهرسازی و معماری ایران استنباط می‌شود. بنابراین مهمترین وظیفه کمیسیون ماده ۵ بررسی و تصویب طرح‌های تفصیلی و تغییرات آنها در هر استان است.
ولی تصمیمات این کمیسیون پاره‌ای اوقات مسئله‌ساز می‌شود و آن وقتی است که کمیسیون تصمیمات موردی اتخاذ می‌کند و این تصمیمات موردی است که گاهی اوقات تحت تأثیر عوامل مختلف ممکن است به علت تساهل و تسامح و عدم دقت در مقررات موجب تضییع حقوق مجاوران شود. برای اینکه وظیفه شورای عالی شهرسازی و معماری ایران و کمیسیون ماده ۵ به صورت دقیق روشن شود لازم است طرح‌های جامع و تفصیلی شهر با توجه به قانون تعریف شود تا عملکرد شورا و کمیسیون قابل بررسی است.

بند سوم- طرح جامع شهر و طرح تفصیلی شهر

طرح جامع شهر: عبارت از طرح بلندمدتی است که در آن نحوه استفاده از اراضی و منطقه‌بندی مربوط به حوزه‌های مسکونی، صنعتی، بازرگانی، اداری و کشاورزی و تأسیسات و تجهیزات و تسهیلات شهری و نیازمندی‌های عمومی شهری، خطوط کلی ارتباطی و محل مراکز انتهای خط (ترمینال) و فرودگاه‌ها و بنادر و سطح لازم برای ایجاد تأسیسات و تجهیزات و تسهیلات عمومی، مناطق نوسازی؛ بهسازی و اولویت‌های مربوط به آنها تعیین می‌شود. ضوابط و مقررات مربوط به همه موارد فوق و همچنین ضوابط مربوط به حفظ بنا و نماهای تاریخی و مناظر طبیعی در طرح جامع شهر تهیه و تنظیم می‌گردد. طرح‌های جامع شهرها بعد از تصویب بر حسب ضرورت قابل تجدیدنظرخواهد بود( قانون تغییر نام وزارت آبادانی و مسکن به وزارت مسکن و شهرسازی، ماده۱)، بنابراین طرح‌های جامع، طرح‌های کلی هستند که بر اساس آن طرح‌های تفصیلی تعیین می‌شوند و هر نوع توسعه شهری و ساخت و ساز بر اساس طرح‌های تفصیلی است.
طرح تفصیلی: عبارت است از طرحی است که بر اساس معیارها و ضوابط کلی طرح جامع شهر، نحوه استفاده از زمین‌های شهری در سطح محلات مختلف شهر و موقعیت و مساحت دقیق زمین برای هر یک از آنها و وضع دقیق و تفصیلی شبکه عبور و مرور و میزان و تراکم جمعیت و تراکم ساختمانی در واحد‌های شهری و اولویت‌های مربوط به مناطق بهسازی و نوسازی و توسعه و حل مشکلات شهری و موقعیت همه عوامل مختلف شهری در آن تعیین می‌شود و نقشه‌ها و مشخصات مربوط به مالکیت بر اساس مدارک ثبتی تهیه و تنظیم می‌شود(همان).
طرح تفصیلی موضوعی: طرحی است که برای احیاء برخی از مکانهای متروک و با عملکردهای قبلی خاص و ناحیه‌هایی وسیع (مثل معادن) یا حفاظت چند ناحیه با ارزش معماری در محورها حومه‌ها و سواحل و یا برای فعالیتهای تفریحی و گردش و نیز فضای سبز یا کمربند سبز تهیه می‌شود و همانطوریکه از معنای لغوی آن بر می‌آید معطوف به موضوعات خاص برنامه‌ریزی و در واقع برای تکمیل طرحهای تفصیلی پایه و موضعی می‌باشد و مشخصات عمومی چنین طرحی عبارت است از زمان محدود تغییر در موضوع خاص محدوده‌هایی خاص در بخشی از شهر یا در سطح تمام شهر و همراه با ویژگیهای قابل تغییر یا اصلاح بودن از نظر مشخصات اجرایی نیز این طرح می‌تواند توسط بخش عمومی یا خصوصی یا ترکیبی از هر دوی آن‌ها صورت گرفته و با همکاری نهادهای مرتبط با موضوع اجرا شود. وظایف خاص طرح ساماندهی جنبه‌های خاص تقویت سایر طرحهای شهری و تعیین وظایف نهادهای ذی‌ربط است(معاونت شهرسازی و معماری وزارت مسکن و شهرسازی طرح تفصیلی موضوعی).
طرح تفصیلی موضعی: طرحی است که هم از نظر زمانی و هم از نظر مکانی با محدودیت همراه بوده و شامل طراحی توسعه جدید شهر با تجدید نظر در طرحهای توسعه قبلی و یا بهسازی مناطقی از شهر و یا ترکیبی از این‌ها خواهد بود. از نظر مشخصات عمومی این طرح برای حداکثر مدت ده سال و همراه با قابلیت تغییرات عمیق در محدوده نسبتاً کوچک‌تر تهیه شده و قابل تغییر و اصلاح می‌باشد.
اجرای آن‌ها توسط بخش عمومی یا خصوصی یا ترکیبی از هر دوی آن‌ها صورت گرفته و با همکاری نهادهای مختلف به ویژه بخشهای مرکزی یا نواحی بزرگ جدید انجام خواهد شد. وظایف خاص چنین طرح ساماندهی مراکز شهری ساماندهی نواحی مسکونی قدیم و یا جدید و ساماندهی نواحی صنعتی , تجاری , تفریحی , گردشگری و غیره بوده اسناد آن نیز شامل نقشه پیشنهادها سند پیشنهادها و سیاستهای اجرایی و سایر مطالب توضیحی و تشریحی همراه با برآوردهای مالی می‌باشد(همان، طرح تفصیلی موضعی).
طرح‌هادی: عبارت از طرحی است که در آن جهت گسترش آتی شهر و نحوه استفاده از زمین‌های شهری برای عملکردهای مختلف به منظور حل مشکلات حاد و فوری شهر و راه حل‌های کوتاه مدت برای شهرهایی که دارای طرح جامع نیستند تهیه می‌شود.
با نگاهی به وظایف شورای عالی شهرسازی و معماری ایران و کمیسیون ماده ۵ شورای عالی شهرسازی و معماری و در سایه‌ی تعاریف قانونی مربوط به طرح‌های جامع و تفصیلی معلوم می‌شود که قانونگذار با تعریف دقیق با رعایت مصلحت مردم و محیط زیست آنها مقرراتی تهیه کرده که رعایت دقیق و صحیح آنها ضامن سلامت اجتماع و محیط زندگی شهری است. در هیچ جای مقررات و قوانین اجازه زیرپا گذاشتن قانون و یا ترجیح فرد بر اجتماع یا گروهی بر گروه دیگر داده نشده است و منظور این نوشتار تببین این است که کمیسیون ماده ۵ نمی‌تواند تحت عنوان تصمیمات موردی هر تصمیمی که بخواهد اتخاذ کند بلکه قانوناً و شرعاً موظف است قوانین موضوعه و مصلحت عموم را برای زندگی سالم در شهر رعایت کند. مطابق مقررات اشخاص برای ساخت و ساز می‌توانند شصت درصد زمین خود را زیر بنا قرار داده و نوع استفاده از سازه هم بر اساس مقررات هر منطقه با ضوابط دقیق که در مقررات پیش‌بینی شده تعیین می‌شود.
اشخاصی که تمایل به تغییر این ضوابط را دارند تحت عنوان تصمیمات موردی از طریق شهرداری‌ها به کمیسیون ماده ۵ ارجاع داده می‌شوند و کمیسیون ماده ۵ باید براساس ضوابطی را که در توضیح راجع به طرح تفصیلی کاملاً مشخص شده اتخاذ تصمیم کنند. مهمترین موضوعاتی که در این کمیسیون مورد بررسی قرار می‌گیرد، تعیین میزان تراکم ساختمانی و تغییر کاربری است که متاسفانه کمیسیون به بهانه کمبود منابع مالی شهرداری تصمیماتی اتخاذ می‌کند که بر خلاف حقوق مجاوران است و حقوق مجاوران در قانون مدنی تبیین شده است. کمیسیون‌های ماده ۵ علاوه بر مقررات و ضوابط مربوط به طرح‌های جامع و تفصیلی باید حقوق مجاوران را رعایت کنند که پاره‌ای اوقات این اهتمام برای رعایت حقوق مردم وجود ندارد.

بند چهارم- اولویت استفاده از اراضی ملی و دولتی در طرحها

به موجب تبصره‌ی یک ماده‌ی ۲ قانون نحوه‌ی خرید و تملک اراضی، دستگاه‌های اجرایی و شهرداری مکلف شده‌اند برای اجرای طرح خود تا آن جا که ممکن است از اراضی ملی یا دولتی استفاده نمایند و چنانچه بخواهند طرح خود را در اراضی خصوصی اجرا کنند باید نبود اراضی ملی ودولتی در محل را به تایید مراجع مربوط برسانند. این تبصره حکایت از آن دارد که با تصویب طرح، محدودیت خاصی بر مالکیت افراد ایجاد می‌شود؛ لذا قانون‌گذار، در راستای رعایت قاعده‌ی احترام مال دیگران، دستگاه اجرایی را مکلف نموده تا حد امکان برای اجرای طرح از اراضی ملی و دولتی استفاده کند. پرسش این است که اگر تصویب طرح که در راستای رفع نیازعمومی است، محدودیتی برای مالکان خصوصی اراضی مشمول طرح در پی نداشته و ایشان مختارند که با دستگاه اجرای توافق کرده یا از انجام معامله سر باز زنند، چرا که قانون‌گذار دستگاه اجرایی را مکلف نموده است که تا حد امکان از اراضی دولتی یا ملی استفاده کند.
شاید بتوان گفت دلیل استفاده از این اراضی آن است که اراضی مزبور به صورت رایگان در اختیار دستگاه اجرایی قرار داده می‌شود؛ مقصود قانون‌گذار نیز همین صرف هجویی در بیت‌المال بوده است؛ آ نگونه که دستگاه اجرایی با صرف هزینه‌ی کمتر، خدمت بیشتری به عموم ارائه دهد (ماده‌ی ۱۱ قانون نحوه‌ی خرید و تملک اراضی). به رغم آن چه گفته شد، با دقت در ماده‌ی ۱۱ قانون نحوه‌ی خرید و تملک اراضی مشخص می‌شود آن چه موضوع این ماده است، تملک دستگاه اجرایی نیست، بلکه صرفاً است «حق استفاده‌ای» است که قانونگذار برای دستگاه اجرایی دارای طرح در نظر گرفته و آن هم در صورتی است که دستگاه اجرایی برای اجرای طرح خود به اراضی دایر یا بایر، ابنیه یا تأسیسات متعلق به سایر وزارت خانه‌ها یا مؤسسات و شرکت‌های دولتی یا وابسته به دولت نیاز داشته باشد؛ در حالی که در تبصره‌ی ماده‌ی ۲ قانون نحوه‌ی خرید و تملک اراضی، ذکری از «نیاز» دستگاه اجرایی به اراضی ملی یا دولتی به میان نیامده است؛ بلکه دستگاه اجرایی مکلف گردیده برای اجرای طرح‌های خود تا حد امکان از اراضی ملی یا دولتی استفاده کند. نتیجه آن که مطابق مقررات قانون نحوه‌ی خرید و تملک اراضی، اجرای طرح عمرانی و عمومی در اراضی ملی یا دولتی مشمول ماده‌ی ۱۱ یاد شده نبوده و دلیلی بر رایگان بودن تملک دستگاه اجرایی وجود ندارد تا موضوع صرف هجویی در بیت‌المال دلیل وضع این تبصره تلقی شود(احتشامی، ۱۳۸۱، ص۲۵).

بند پنجم- بررسی دیدگاه ها در مورد توافق مالکان و شهرداری

از عمده وظایف شهرداری‌ها در راستای عمران و آبادانی شهر، مطابق بند یک ماده‌ی ۵۵ قانون شهرداری‌ها، ایجاد خیابان‌ها، کوچه‌ها، میدانها و باغهای عمومی است؛ شهرداریها با تصویب طرح‌های عمرانی در این راستا اقدام می‌نمایند. گاهی اجرای این طرح‌ها با مانع مالکیت خصوصی افراد مواجه می‌شود؛ در این صورت هر گونه اقدام عمرانی در این املاک مستلزم آن است که شهرداری ابتدا این املاک را خریداری و تملک نماید؛ در صورت بروز چنین حالتی، نیاز شهر و شهروندان به ‌ایجاد و اجرای پروژه‌های عمومی، با حق مالکیت مالکان در تزاحم قرار می‌گیرد.
در قوانین راهکارهای مختلفی پیش‌بینی شده است؛ شهرداری‌ها برای اجرای طرح‌های عام المنفعه‌ی خود مکلفند از این قوانین تبعیت نمایند از جمله مطابق ماده‌ی ۳ لایحه‌ی قانونی «نحوه خرید و تملک اراضی و املاک برای اجرای برنامه‌های عمومی، عمرانی و نظامی دولت» مصوب ١٢/١١/١٣۵٨، شهرداری مکلف است توافق مالکان عرصه و اعیانی مشمول طرح را تحصیل کند. در این صورت با پرداخت مبلغ توافق شده به مالک، ملک تحویل شهرداری می‌شود و در فرض عدم توافق، مطابق تبصره‌ی یک ماده واحده‌ی قانون «نحوه تقویم ابنیه، املاک و اراضی مورد نیاز شهرداریها» مصوب ٢٨/٨/١٣٧٠ قیمت عرصه و اعیان ملک، توسط هیأت سه نفره‌ای از کارشناسان رسمی دادگستری تعیین می‌گردد؛ آنگاه شهرداری به یکی از روش‌های مندرج در تبصره‌ی ۲ ماده‌ی ۴ قانون نحوه خرید و تملک اراضی و املاک برای اجرای برنامه‌های عمومی، عمرانی و نظامی دولت، مشتمل بر ابلاغ کتبی، نشر آگهی و الصاق آگهی در محل، مالک را برای انجام معامله دعوت می کند. «ذیل ماده‌ی ۸» بیان می‌شود: که ظرف مدت یک ماه از تاریخ اعلام، برای انجام معامله مراجعه نماید. پس از گذشت این مدت و با عدم مراجعه‌ی مالک، برای بار دوم به مالک اعلام می‌شود تا ظرف مدت پانزده روز برای معامله حاضر شود؛ پس از آن شهرداری می‌تواند با اعمال مقررات ماده‌ی ۸ قانون نحوه‌ی خرید و تملک، ملک مورد نظر را به تملک خود درآورد.

بند ششم. نظریه‌ی قراردادی بودن توافقات

مطابق این دیدگاه، توافقات شهرداری با مالکان برای اجرای طرح‌های عمرانی، تابع قواعد عمومی قراردادها بوده و از طریق یکی از عقود مملک صورت می‌گیرد. نظریه‌ی قراردادی بودن توافقات شهرداری و مالکان اراضیِ مشمول اجرای طرح‌های عمرانی، نظریه‌های غالب و مشهور میان صاحب‌نظران حقوق شهری است (کامیار، ۱۳۸۷، ص۱۷۹). از منظر حقوق خصوصی، با تکیه بر اصول حاکمیت اراده و تسلیط، خارج شدن مالی از دارایی دیگری، نیازمند خواست و اراده‌ی مالک آن است. اولین طریق ایجاد مالکیت بهره‌مندی از عقود ملک است. لذا با این نگرش ایجاب و قبول طرفین محقق می‌گردد. بنابراین شهروندان می‌توانند با بهره گرفتن از عقد بیع، اجاره، صلح و یا سایر عقود معین و یا قرارداد موضوع ماده‌ی ۱۰ قانون مدنی، حق مالکیت یا حقوق ارتفاقی و انتفاعی خود را به شهرداری و دولت واگذار نمایند. این روش که متضمن احترام کامل به حق مالکیت اشخاص است، به نحو بارزی در قانون نحوه‌ی خرید و تملک اراضی و نیز قانون نحوه‌ی تقویم ابنیه و املاک مورد اشاره قرار گرفته است (کامیار، همان، ص۱۷۹).
یکی از نویسندگان از حصول توافق میان شهرداری و مالک با عنوان تأمین توافقی یاد کرده است (بهشتیان، ۱۳۸۷، ص۲۲۰). به ‌این معنی که طرفین، یعنی شهرداری و صاحب حقوق مالکانه‌ی مورد نظر، باید با تراضی نسبت به تملیک و تملک حقوق مالکانه اقدام نمایند. به عقیده‌ی ایشان، نخستین شیوه‌ی انتقال حقوق مالکانه، بهره‌گیری از عقود مملک است که با ایجاب و قبول طرفین واقع می‌شود و با توجه به مواد قانون نحوه‌ی خرید و تملک اراضی، این طریق نسبت به دیگر شیوه‌ها اولی و ارجح است؛ لذا چنانچه زمینه و بستر توافق مهیا باشد، شهرداری باید برای تأمین حقوق مالکانه از این طریق بهره گیرد (بهشتیان، ۱۳۸۸، ص۵۴). این نویسنده ماهیت حقوقی واگذاری‌های غیرتوافقی را نیز عقد دانسته و معتقد است شخص دیگری به قائم مقامی صاحب حق اقدام به واگذاری حقوق به شهرداری می کند (بهشتیان، همان، ص۶۵).
برخی نویسندگان نیز با تفکیک شرایط عمومی مربوط به تملک از قواعد تملک از طریق توافق و بدون تصریح به ماهیت توافق شهرداری با مالکان، رعایت شرایط عمومی تملک از جمله تأیید بالاترین مقام دستگاه اجرایی، تأمین قبلی اعتبار، لزوم و ضرورت اجرای به موقع طرح برای امور عمومی و ارائه‌ گواهی مبنی بر نبود اراضی ملی یا دولتی را برای توافق با مالکان ضروری دانسته‌اند (صالحی، ۱۳۸۳، ص۵۲ و میرزایی، ۱۳۸۸، ص۲۲۱). برخی دیگر نیز بدون تعیین ماهیت توافقات شهرداری، صرفاً مراحل اجرای طرح و تملک املاک افراد را بیان کرده و در تفاوت بین قانون نوسازی و عمران شهری با قانون نحوه‌ی خرید و تملک اراضی آورده‌اند که در قانون نخست، مالک در تعیین کارشناس یا نماینده برای تعیین بهای ملک خود، فاقد اختیار است؛ اما مطابق لایحه‌ی اخیر، مالک در تعیین کارشناس مخیر است؛ لذا از این منظر، قانون مذکور وجاهت شرعی و قانونی بیشتری نسبت به قانون نوسازی دارد (حیدرنیادلخوش، ۱۳۸۱، ص۸۱).
ظاهر اظهارنظرهای غیر‌صریح فوق، شاید بر ماهیت قراردادی توافقات شرایط عمومی مربوط به شهرداری با مالکان دلالت داشته باشد؛ اینکه میان تفاوت گذاشته‌اند، بر ماهیت دو‌گانه‌ی این قواعد تملک از طریق «توافق» و «تملک» دو طریق تملک دلالت دارد؛ در یک جا شهرداری با جلب توافق و نظر مساعد مالک اقدام می‌کند و در موضعی دیگر از قوه قاهره‌ی دولت بهره می‌برد. دیدگاهی که قانون نحوه‌ی خرید و تملک اراضی را موجه‌تر و در انطباق بیشتری با شرع می‌داند، بیشتر به سود مالک می‌باشد؛ چرا که وفق این دیدگاه، قدرت مافوقی برای سلب مالکیت وی حداقل در مرحله‌ی ابتدایی اجرای طرح وجود ندارد و تملک شهرداری از طریق توافق صورت می‌گیرد.

بند هفتم- مستندات دیدگاه قراردادی بودن توافقات

قائلین به قراردادی بودن توافقات شهرداری با مالکان اراضی و املاک به برخی مستندات متوسل می‌شوند.
همانطور که از عنوان قانون نحوه‌ی خرید و تملک اراضی و املاک برای اجرای برنامه‌های عمومی، عمرانی و نظامی دولت مصوب ۱۳۵۸ بر می‌آید، این قانون، نحوه‌ی خرید و تملک اراضی و املاک خصوصی افراد را که برای اجرای برنامه‌های عمومی، عمرانی و یا نظامی دولت مورد نیاز است، تعیین می‌کند. قانونگذار مطابق این قانون جهت مالک شدن املاک خصوصی توسط دستگاه اجرایی دو شیوه در نظر گرفته است نخست، خرید املاک یعنی استفاده از طریق «توافقی» و در صورت عدم امکان «تملک» اراضی مورد نیاز اقدام اخیر حالت قهری داشته و با توجه به ماده‌ی ۸ قانون مذکور، منوط به وجود موانعی جهت حصول توافق است. لذا اصل اولیه در اجرای این قانون، معامله کردن و «خریداری» است.
شهرداری می‌تواند در نتیجه‌ی تراضی، مالک اراضی و حقوق مورد نیاز خود گردد؛ نه آن که مجاز باشد یک جانبه و قاهرانه اقدام به تملک نماید. در این فرض مالک می‌تواند با عدم پذیرش قیمت پیشنهادی شهرداری، هرچند مقرون به صرفه بوده و حتی چندین برابر قیمت روز ملک باشد، از انجام معامله اجتناب ورزد این امر مصداق آزادی اراده درامر قراردادهاست چرا که به موجب این اصل، اشخاص آزادند به هر شکل معقول که می‌خواهند با هم پیمان ببندند و آثار آن را معین سازند؛ مگر این که مفاد تراضی آنان، به دلیل مخالفت با قانون، نظم عمومی و یا اخلاق حسنه، نامشروع باشد (کاتوزیان، ۱۳۸۱، ص۴۴). ذیل ماده‌ی یک قانون نحوه‌ی خرید و تملک اراضی، دو عبارت «خرید» و «تملک» در کنار یکدیگر به کار رفته است که موّیدی بر استنباط فوق می‌باشد.

بند هشتم- « بهاء» و «خسارات»

در ماده‌ی ۳ قانون نحوه‌ی خرید و تملک اراضی از عبارات «بهای عادله» یاد شده است. آنچه از این دو عبارت به ذهن متبادر می‌شود، «خسارت مالکان» و در فرضی پرداخت می‌شود یکی خرید ملک و دیگری، مسؤولیت مدنی است، «بهاء» در فرضی پرداخت می‌شود که قرارداد معوضی وجود داشته و طرفین به قیمت معینی تراضی کرده باشند؛ خسارت هنگامی مطرح است که بدون وجود قراردادی، از فعل یا ترک فعل شخص، «خسارت» به مالک ضرری وارد شده باشد. به قرینه‌ی مندرج در ماده‌ی ۳ که مقرر می‌دارد: «چنانچه مبلغ مورد معامله یا خسارت هر یک از مالکین، بیش از یک میلیون ریال باشد بهای خرید ملک یا میزان خسارت و انجام معامله باید به تصویب هیأت مقرر یا انجمن شهر(شورای شهر) در مورد شهرداریها برسد». مشخص می‌شود که شهرداری باید با مالک وارد معامله شده و با رضایت و توافق وی اراضی موضوع طرح است و «خرید» را به دست آورند. در تبصره‌ی ۲ ماده‌ی ۳ این قانون نیز بحث از اینکه شهرداری پس از حصول توافق مکلف است ظرف سه ماه اقدام به خرید ملک کرده یا انصراف خود را از خرید و تملک اعلام نماید.

گفتار سوم: انجام معامله و پرداخت حقوق پیش از اجرای طرح

تبصره‌ی ۲ ماده‌ی ۵ قانون نحوه‌ی خرید و تملک اراضی، امکان پرداخت حقوق زارعین ملک را پیش از انجام «معامله» پیش‌بینی نموده است. ظاهر این تبصره مبین انعقاد قرارداد ملک میان شهرداری و مالک در وهله‌ی نخست است. واژه‌ی معامله ذیل تبصره‌ی ۵ ماده‌ی ۵ نیز تکرار شده است نصف هزینه کارشناسی پرداخت شده که به عهده مالک می‌باشد، در هنگام انجام معامله از ارزش ملک کسر می‌گردد در قانون تعیین وضعیت املاک واقع در طرح‌های دولتی و شهرداری‌ها مصوب٢٩/٨/١٣۶٧ نیز شهرداری‌ها مکلف شدند در صورت تصویب و اعلان رسمی طرح، و پرداخت بهاء یا عوض، حداکثر ظرف مدت هیجده ماه، به انجام معامله‌ی قطعی و پرداخت بها یا عوض املاک متعلق به افراد اقدام نمایند. استفاده از عبارت «معامله» در این ماده واحده نیز از ماهیت قراردادی اقدامات تملکی شهرداری حکایت دارد.
اصل احترام مال مردم و ضرورت رعایت آن که مورد توجه شارع مقدس است، مستلزم این مهم است که در صورت نیاز دستگاه‌های اجرایی از جمله شهرداری‌ها به اراضی و املاک و ابنیه یا سایر حقوق اشخاص حقیقی و یا حقوقی، این دستگاه‌ها باید اقدام به خرید یا جلب توافق و رضایت مالک یا مالکان نموده و صرفاً از این طریق نیاز خود را برطرف کنند‌. معنای احترام جز این نیست که «مال مسلمان همچون مباحات اولیه نیست، که دارای هیچ گونه حرمتی نباشد، و هرکس بتواند بر آن استیلا یابد و یا با قهر و زور از آن استیفا کند» (محقق داماد، ۱۳۸۲، ص۲۱۵)‌.
«مردم بر مال خود مسلطند و می‌توانند در آن تصرفات حقوقی یا مادی انجام دهند یا از هرگونه تصرفی خودداری نمایند. «جنبه‌ی سلبی قاعده سلطنت نیز به ‌این معنا است که دیگران در اموال مالک بدون اذن و رضایت او، حق مداخله و تصرفی ندارند و چنین تصرفی دارای ضمانت اجرای تکلیفی و وضعی است» ( محقق داماد، همان، ص۲۳۱). به نظر می‌رسد قوانین مربوط به تملک نیز با پیروی از این قاعده‌ی فقهی در موارد متعددی از عبارات معامله، توافق، خرید و مانند آن بهره برد‌ه‌اند؛ امری که بیانگر حکومت اصل آزادی اراده و به تبع آن اصل ازادی قراردادهاست.

بند اول- نظریه‌ی تملک بودن توافقات

به رغم آنچه گفته شد، در کنار عبارات فوق، قرائنی وجود دارد که حتی توافقات شهرداری با مالکان را در زمره‌ی تملکات می‌نمایاند، و چهره‌ی قاهرانه‌ی آن را تقویت میکند. در ادامه، دیدگاه تملکی دانستن توافقات و مستندات آن آورده می‌شود؛
برخی نویسندگان حقوق شهری، توافقات شهرداری با مالکان جهت اجرای طرح‌های عمرانی را از سنخ قرارداد دانسته و تابع اصول و قواعد حاکم بر قراردادها می‌دانند؛ با این وجود در مواردی نیز دیدگا ههایی به تصریح یا تلویح و با تأکید بر جنبه‌ی قاهرانه‌این توافقات، حداقل آن را از یک قرارداد معمولی بین دو شخص(مالک و شهرداری) فراتر دانسته‌اند (نوروزی، ۱۳۸۴، ص۲۶).

نظر دهید »
نگاهی به پژوهش‌های انجام‌شده درباره : موانع شکلی و ماهوی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

فصل نخست:
مفاهیم، پیشینه وتحولات دیوان کیفری بین المللی ودرآمدی بر اصول حاکم بر معاهدات در حقوق ایران
مبحث نخست : مفاهیم وتحولات دیوان
ما در این مبحث بصورت مفصل بعد از واژه شناسی به سیر تکاملی دیوان کیفری بین المللی از ابتدا تا حال حاضر خواهیم پرداخت تا روشن شود طرح ابتدایی ایجاد یک دادگاه بین المللی کیفری چگونه و از کجا آغاز شده است.
گفتار نخست.واژه شناسی
دیوان کیفری بین المللی
یک دادگاه کیفری در سطحی بین المللی است که برای رسیدگی به جرائم مهم بین المللی تشکیل شده است که ۱۲۰ کشور در کنفرانس رم به پیش نویش آن رای مثبت داده اند داده اند جمهوری اسلامی ایران نیز اساسنامه را امضاء نمود اما هنوز تصویب نکرده است.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

موانع حقوقی
قلمرو حقوق و دین در معنای رایج غربی آن متفاوت از یکدیگر است، زیرا معتقد به جدایی دین از سیاست هستند. چرا که در تعریف حقوق گفته اند: « مجموعه ای از قواعد کلی و الزام آوری که بر زندگی اجتماعی انسان حکومت می کند، و اجرای آن از سوی دولت تضمین شده است»[۳].که این تعریف از حقوق نمی تواند در حوزه مباحث حقوق اسلامی تعریف جامعی باشد زیرا دامنه قواعد حقوقی در اسلام بسیار وسیعتر و عریضتر از روابط محض اجتماعی است و رفتار انسانها با یکدیگر و کردار شخصی آنها را نیز در بر می گیرد.
موانع حقوقی در جمهوری اسلامی ایران شامل موانع فقهی نیز می باشد زیرا طبق اصول ۱۲ و ۴ قانون اساسی تمامی قوانین جمهوری اسلامی ایران اسلامی است و یا نباید مغایرتی با اسلام داشته باشد زیرا دین رسمی ایران، اسلام و مذهب جعفری اثنی عشری است و این اصل الابد غیر قابل تغییر است.
فقه شیعه یا فقه امامیه
شعب مشهور شیعه عبارتند از شیعه زیدی یاچهار امامی، شیعه اسماعیلی یا شش امامی و شیعه جعفری یا دوازده امامی.که مذهب شیعه نقطه مقابل مذهب سنی قرار می گیرد.
فقه جعفری اثنی عشری
شیعه جعفری یکی از سه شاخه مهم فقه امامیه می باشد که بنای قوانین جمهوری اسلامی ایران بر این فقه استوار است و به علت اشتراکات زیاد شعبات فقه شیعه با یکدیگر ما در این تحقیق به طور کلی از فقه امامیه صحبت می کنیم که در برابر فقه عامه قرار می گیرد که منظور همان فقه اهل تسنن می باشد.
گفتار دوم.تحولات بین المللی دیوان.
الف)محاکم بین المللی خاص:
تاریخ اجرای حقوق بین الملل کیفری به قرون وسطی، یعنی به زمانی که اولین جرائم جنگی شناخته شده مورد محاکمه قرار گرفتند بر می گردد. شاید بتوان گفت اولین دادگاه های بین المللی آن‌هایی بوده اند که در اوایل قرون وسطی در شهرداری های ایتالیا برگزار شده و در آن ها، قربانیان و متمهان جرائم سنگین، قضات خارجی را برای رسیدگی به دعوا انتخاب می کرده اند. این قضات از میان تعدادی از حقوقدانانی که به خاطر استقلال، انصاف و درک صحیحشان از حقوق طبیعی معروف شده بودند برگزیده می شدند. بر این اساس شاید بتوان گفت که اولین محکمه بین المللی کیفری برای محاکمه « کان رادین فن ها هس تافن»[۴]در سال ۱۲۶۸ در ناپل[۵]تشکیل شده است.
دومین حرکت برای تأسیس دادگاه بین المللی کیفری در سال ۱۴۷۴ در برساخ[۶] آلمان صورت گرفت. در این دادگاه ۲۷ قاضی از امپراتوری مقدس رم انتخاب شدند که «پترن فن هگن باخ»[۷]را به خاطر نقض «قوانین الهی و بشری» محاکمه ومحکوم کردند؛ زیرا وی اجازه داده بود تا نیروهایش شروندان بیگناه را بکشند، به آن ها تجاوز کنند و اموالشان را به غارت ببرند.
سومین حرکت در این زمینه، به بعد از پایان جنگ اول جهانی باز می گردد. مواد ۲۲۷، ۲۲۸ و ۲۲۹ معاهده و رسای، «ایجاد دادگاه بین المللی» برای تعقیب و محاکمه قیصر ویلهلم دوم (امپراتور آلمان)[۸]و یک دادگاه بین المللی واقعی تصریح می کرد. به استناد ماده۲۲۷، ویلهلم دو متهم بود به تجاوز به «حریم اخلاق بین المللی و معاهدات». این ماده، تشکیل یک دادگاه ویژه، مرکب از پنج قاضی از کشورهای ایالات متحده آمریکا، انگلستان، فرانسه، ایتالیا و ژاپن را پیش بینی می کرد، اما مواد ۲۲۸ و ۲۲۹ در مورد محاکمه جنایتکاران جنگی از صراحت چندانی برخوردار نبودند. بعد از جنگ، قیصر به هلند فرار کرد و در آن جا پناهگاهی گرفت و متحدین نیز که نفعی واقعی در تعقیب او نداشتند، فکر تشکیل یک دادگاه بین المللی را رها کرده، در عوض اجازه دادند که دادگاه عالی آلمانی در لایپزیک تعداد معدودی از افسران آلمانی را محاکمه کند. تجربه ورسای به عنوان تلاشی جهت ایجاد دادگاه بین المللی کیفری سرانجام با شکست مواجه شد، اما به عنوان یک سابقه در تاریخ ثبت گردید[۹].
بعد از این ناکامی، اگر چه محکمه ای شکل نگرفت، اما فکر تشکیل چنین محاکمی باقی ماند تا این که در سال ۱۹۳۷ جامعه ملل، کنوانسیونی را علیه تروریسم را تصویب کرد. این کنفوانسیون هرگز لازم الاجرا نشد و هند تنها کشوری بود که آن را تصویب کرد. از آن زمان به بعد، جهان از اعمال گروه های ترور و خشونت که قربانیان بسیار گرفته اند، به ستوه آمده و برای جلوگیری از این گونه اعمال تعدادی کنوانسیون بین المللی نیز تصویب شده، ولی هیچ کدام شرایط برقراری یک دیوان بین المللی کیفری را آن چنان که کنوانسیون ۱۹۳۷ در برداشت، نداشته اند.
۱.دادگاه نورنبرگ:
در اثنای جنگ جهانی دوم، متفقین قصد خود را دایر بر تعقیب جنایتکاران جنگی در اعلامیه‌های مختلفی مطرح کردند. این قصد اندکی پس از تسلیم بدون قید و شرط آلمان در هشتم می ۱۹۴۵ در توافقنامه پوتسدام نیز مورد اشاره قرار گرفت. اما هم در اعلامیه های قبلی و هم در توافقنامه مورد بحث، روش های اجرای کار، از جمله اصول مورد تکیه متفقین روشن نشده بود.
پس از پایان جنگ دوم جهانی متفقین دو محکمه مجزا برای محاکمه جنایتکاران جنگی در نورنبرگ و توکیو تأسیس کردند، اما فقدان سابقه ای مستحکم در دوره بعد از جنگ جهانی اول، مشروعیت این امر را تا حد زیادی با تردید مواجه ساخت. اندیشه محاکمه و مجازات متجاوزان و جنایتکاران جنگی برای اولین بار در اعلامیه مسکو مورخ ۳۰ اکتبر ۱۹۴۳ از سوی متفقین اعلام شد.در این اعلامیه متفقین اعلام کردند که دادگاهی با تصمیم دول متفق ایجاد خواهد کرد تا سران دولت آلمانی که «جنایات ارتکابی آنان محدوده جغرافیایی خاصی ندارد» را محاکمه و مجازات کند. در اعلامیه ۸ اوت ۱۹۴۵ لندن، سران دول متفق موافقت خود را با ایجاد یک دادگاه بین المللی نظامی به منظور مقرر در اعلامیه مسکو اعلام داشتند. این موافقتنامه، اساسنامه دادگاه نظامی بین المللی نورنبرگ را نیز در بر دارد[۱۰].
۲.دادگاه توکیو:
دادگاه توکیو دیگر دادگاه نظامی است که به بررسی جنایات مهم بین المللی پرداخته است بدین شکل که همانند دادگاه نورنبرگ بر اساس تصمیم یک جانبه «اعلامیه ویژه”[۱۱]فرماندهی عالی نیروهای متفقین در خاور دور تأسیس گردید و منشأ آن تسلیم شدن ژاپن در تاریخ ۲ سپتامبر ۱۹۴۵ و کنفرانس ۲۶ دسامبر ۱۹۴۵ مسکو بود. اساسنامه این دادگاه با اندکی تفاوت، مشابه منشور نورنبرگ می باشد که در آن سه نوع اتهام پیش بینی شده بود:جنایات علیه صلح، جنایات جنگی، و جنایات علیه بشریت. موضوع اتهام اول به راه اندازی جنگ تجاوز کارانه، صرف نظر از شیوه های مورد استفاده مربوط بود، ولی اتهامات دوم و سوم مربوط می شد به نحوه رفتار با افراد و اموال در جریان و در ارتباط با جنگ».
ماهیت حقوقی مشترک این دو دادگاه بین المللی کیفری در این است که توسط فاتحان جنگ برای محاکمه متهمانی تشکیل شد که در جنگ مرتکب جنایت شده بودند.
۳.دادگاه یوگسلاوی سابق :
حرکت تدریجی بعدی جامعه ی جهانی در روند تکاملی تشکیل محاکمات بین المللی دادگاهی است که برای محاکمه ی جرایم صورت گرفته در یوگسلاوی سابق انجام پذیرفته که مقدمه ی تشکیل این دادگاه از سوی شورای امنیت فراهم شده است بدین صورت که شورای امنیت در پاسخ به تخلفات گسترده ارتکابی در زمینه حقوق بشر و نیز بی توجهی آشکار به اصول حقوق بشر دوستانه در یوگسلاوی سابق، به اتفاق آرا قطعنامه ۸۰۸ را در ۲۲ فوریه ۱۹۹۳ تصویب کرد. در این قطعنامه تاریخی، شورای امنیت تصمیم گرفت که برای تعقیب اشخاص مسئول تخلفات مهم علیه حقوق بشر دوستانه بین المللی که در سرزمین یوگسلاوی سابق از ۱۹۹۱ صورت پذیرفته بود، یک «دادگاه بین المللی» تأسیس کند. این دادگاه با این هدف ایجاد شد تا مرهمی بر آلام هزارها انسانی باشد که فرزندان و عزیزان خود را از دست داده و خانواده هایشان مورد تجاوز جانیان قرار گرفته بودند، و به علاوه درس عبرتی باشد برای دیگران و آیندگان.
به هر حال دادگاه مورد بحث مانند دادگاه های نورنبرگ و توکیو، دادگاهی است که زاده اوضاع و احوالی خاص است و مسلماً نباید پس از وقایعی که موجبات تشکیل آن را باعث شده باقی بماند. این دادگاه مانند دادگاه بین المللی کیفری رواندا به عنوان نهاد فرعی شورای امنیت محسوب می شود.
اصولاً طبق ماده ۲۹ منشور: «شورای امنیت می تواند نهادهای فرعی را که برای انجام وظایفش ضروری است تأسیس نماید» و شورا بر اساس اختیارات مندرج در ماده ۴۱ فصل ۷ منشور ملل متحد، به منظور حفظ صلح و امنیت بین المللی، چنین نهادی را تأسیس کرده است.

    1. دادگاه رواندا:

اقدام دیگر تشکیل دادگاه بین المللی کیفری برای رواندا است از سال ۱۹۹۰ کشور رواندا شاهد ارتکاب یکی ازفجیع ترین اشکال نسل کشی از سوی حاکمان خود از جمله هابیاریمانا[۱۲]دیکتاتور وقت رواندا و همسرش بوده است.
این رژیم از زمان به قدرت رسیدن در سال ۱۹۹۰ عملیاتی را علیه اقلیت توتستی[۱۳] که قبل از آن بر این کشور حکومت می کردند آغاز کرد و اقدامات متعددی را برای نابودسازی تمام نژاد توستی و آن دسته از افراد هوتو[۱۴] که مخالف رژیم حاکم بودند یا به توتستی کمک میکردند انجام داد؛ به طوری که بعد از گذشت حدود سه سال و نیم تقریبآً نیمی از جمعیت رواندا یا به قتل رسیده و یا کشور را ترک کرده بودند.[۱۵]
شورای امنیت بر اساس پیشنهاد آقای دنی – سیکی[۱۶] مخبر کمیسیون حقوق بشر وکمیسیون کارشناسی و به موجب قطعنامه شماره ۹۹۵ مورخ ۸ نوامبر ۱۹۹۴، با اشاره به وظایفی که به موجب فصل هفتم منشور ملل متحد از آن ها برخوردار است. نسبت به ایجاد محکمه ای بین المللی اقدام کرد.
ب) تلاش ها و تصمیمات مجمع عمومی در تشکیل دیوان :
فکرابتدایی تشکیل دیوان مرهون تجربیات سابق جامعه ی جهانی در تشکیل دادگاههایی با محدوده زمانی، مکانی و صلاحیتی خاص بود که شرح آن به تفصیل بیان شد اما مهمترین نقش در تشکیل دیوان کیفری بین المللی با ساختاری که بدین صورت شاهد آن هستیم اینگونه بود که مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نخستین اجلاس خود با تصویب قطعنامه شماره (۱) ۹۵ در ۱۱ دسامبر ۱۹۴۶، تلاش هایی را برای تدوین قانون بین المللی کیفری و ایجاد یک دیوان بین المللی کیفری آغاز کرد و به «کمیته تدوین حقوق بین الملل»[۱۷] مأموریت داد تا جرائم علیه صلح و امنیت بشری را در قالب یک پیش نویس به صورت کلی تنظیم وانشا کند[۱۸].این مجمع سپس در قطعنامه ۲۶۰ مورخ ۹ دسامبر ۱۹۴۸ موضوع تأسیس یک دیوان بین المللی را برای رسیدگی به جنایت نسل کشی مطرح کرد و مأموریت تهیه پیشنویس اساسنامه ای را برای تأسیس این دیوان به گزارشگر ویژه خود، ریکاردو آلفارو[۱۹]محول ساخت.
آلفارو نخستین نتایج مطالعاتی خود را در اینباره در مارس ۱۹۵۰ به کمیسیون حقوق بین الملل تسلیم کرد. در همان سال به گزارشگر دیگری به نام ساند استروم[۲۰] نیز مأموریت داده شد تا به اتفاق آلفارو در خصوص طرح ایجاد یک دادگاه بین المللی مطالعات بیش تری را انجام دهد.ریکاردو در گزارش های خود مستدلاً تأکید می کند که قانون ماهوی بین المللی کیفری و تشکیلات مرتبط آن لازم و ملزوم یکدیگرند؛ اما بر خلاف منطق قانون نویسی و قانونگذاری، عملاً شکاف و فاصله ای میان این دو طرح به وجود آمده بود،زیرا کار تهیه قانون بین الملل کیفری و همزمان با آن، طرح اساسنامه دیوان بین الملل کیفری هر کدام به طور جداگانه بین دو گروه تقسیم شده بود. با وجود ارتباط نزدیک بین این دو موضوع ضرورت داشت تا قضیه توسط یک گروه کاری دنبال شود. این ایراد، منطقی بود و بعدها در اقدامات کمسیون حقوق بین الملل مورد توجه قرار گرفت و اصلاح شد.[۲۱]
مجمع عمومی در سال ۱۹۵۱ کمیته ویژه ای را برای تدوین اساسنامه دیوان بین المللی کیفری تشکیل داد. این کمیته در اوت ۱۹۵۱ پیش نویس اساسنامه را تکمیل و جهت بررسی و اظهار نظر برای کلیه دولت های عضو سازمان ملل متحد ارسال کرد. پاسخ ها و دیدگاه های اعلام شده نشان داد که بسیاری از دولت ها هنوز تمایل ندارند بخشی از حاکمیت ملی خود به نفع صلاحیت دیوان بین المللی از دست بدهند و نیز پیشنهاد کردند کمیته دیگری برای بررسی امکان تأسیس چنین دادگاهی بر اساس کلیه نظرهای دریافتی از دولت های عضو تأسیس گردد.
کمیته ویژه در اوت ۱۹۵۳ با تجدید نظر در پیش نویس اساسنامه تهیه شده در سال ۱۹۵۱ به کار خود پایان داد. از جمله اصلاحات به عمل آمده در آن پیشنویس، تعدیل خصیصه اجباری بودن صلاحیت دیوان برای دولت ها بود. پیش نویس مذکور در ۱۹۵۴ به نخستین اجلاس مجمع عمومی تقدیم گردید، ولی مجمع عمومی در ۴ دسامبر همان سال تصمیم گرفت که چون پیشنویس اساسنامه، حاوی مسائلی است که با آنچه در تعریف جنایت «تجاوز» بیان شده و خواهد شد ارتباطی نزدیک دارد، کلیه کارهای مربوط به تشکیل دیوان بین المللی کیفری و همچنین تهیه «قانون جرائم علیه صلح و امنیت بشری» تا ارائه تعریف نهایی «تجاوز» به تعویق بیفتد[۲۲].
سرانجام پس از حدود ۲۰ سال، مجمع عمومی در تاریخ ۱۴ دسامبر ۱۹۷۴ به اتفاق آرا، تعریف جرم تجاوز را به موجب قطعنامه ۳۳۱۴ را پذیرفت.
کمیسیون حقوق بین الملل پس از تصویب قطعنامه «تعریف تجاوز» کار خود را در مورد تهیه قوانین «جرائم بر ضد صلح و امنیت بشری» از سرگرفت وآقای دو دوتیام [۲۳] به عنوان مخبر ویژه تعیین شد؛ اما موضوع تأسیس دیوان بین الملل کیفری تا زمان تهیه گزارش هشتم آقای تیام در سال ۱۹۹۰ مسکوت ماند.مجمع عمومی در سال ۱۹۸۹ ابتکار از سرگیری کار مربوط به تشکیل دیوان بین المللی کیفری را به دست گرفت و طی قطعنامه شماره ۳۹/۴۴ مورخ ۴ دسامبر ۱۹۸۹ از کمیسیون حقوق بین الملل خواست تا موضوع تأسیس یک دیوان بین المللی کیفری را مورد مطالعه قرار دهد.
این مجمع در قطعنامه ۴۱/۴۵ مورخ ۲۸ نوامبر ۱۹۹۰ و۵۴/۴۶ مورخ ۹ دسامبر۱۹۹۱ از کمیسیون خواسته بود تا مسائل مربوط به یک مرجع کیفری بین المللی را مورد بررسی قرار دهد و همچنین در قطعنامه های شماره ۳۳/۴۷ مورخ ۲۵ نوامبر ۱۹۹۲ و قطعنامه شماره ۳۱/۴۸ مورخ ۹ دسامبر ۱۹۹۳ از کمیسیون حقوق بین الملل خواسته بود که تهیه طره تفضیلی اساسنامه دیوان بین المللی کیفری را در اولویت قرار دهد. کمیسیون نیز در چارچوب موضوع «پیشنویس قانون جرائم بر ضد صلح و امنیت بشری»[۲۴]مجدداً اقدام به تشکیل یک گروه کاری به ریاست آقای جیمز کرافورد[۲۵] در خصوص پیش نویس اساسنامه دیوان بین المللی کیفری کرد و کار تجدید نظر در متنی را که در سال گذشته (۱۹۹۳) به دقت شرح و تفسیر شده بود به آن گروه سپرد و آقای دو دو تیام را به عنوان مخبر ویژه انتخاب کرد. سه گزارش ازطرف این گروه ارائه شد که آخرین آن شامل متن پیش نویس اساسنامه همراه با تفاسیر آن بود. کمیسیون، پیشنویس اساسنامه را که متشکل از ۶۰ ماده و تفاسیر آن بود تصویب کرد و در جلسه ۲۳۷۶ در ۲۲ ژانویه سال ۱۹۹۴ طبق ماده ۲۳ اساسنامه اش تصمیم گرفت تا به مجمع عمومی پیشنهاد دهد تااز نمایندگان تام الاختیار کشورهای مختلف برای تشکیل کنفرانس دیپلماتیک جهت بررسی ومطالعه پیش نویس اساسنامه و انعقاد یک کنوانسیون بین المللی به منظور تأسیس دیوان بین المللی کیفری دعوت به عمل آورد.[۲۶]
شاید بتوان گفت که شالوده اصلی اساسنامه دیوان بین المللی کیفری رم در چهل و ششمین جلسه کمیسیون حقوق بین الملل پی ریزی شد. همین پیشنهاد آخرین کمیسیون بود که حرکتی نو را در مجمع عمومی آغاز کرد و سبب شد تا مجمع عمومی طی قطعنامه شماره ۵۳/۴۹ مورخ ۹ دسامبر ۱۹۹۴ تصمیم بگیرد که کمیته ویژه ای برای بررسی مهم ترین مسائل ماهوی و اداری که در پیش نویس اساسنامه مطرح شده بود تشکیل دهد. کمیته ویژه بین المللی نمایندگان تام الاختیار کشورها ضروری می داند، انجام دهد.این کمیته پس از انجام وظایف محول، گزارش خود را به پنجاهمین اجلاس مجمع عمومی تسلیم کرد و مجمع عمومی در جریان این اجلاس به تاریخ ۲۹ نوامبر ۱۹۹۵، ضمن اعلام این مطلب که کمیته قبلی کارش را به طور کامل انجام داده یک کمیته مقدماتی تشکیل داد تا موضوعات اصلی پیش نویس را مورد بررسی دقیق قرار دهد، به نحوی که کنوانسیون موسس دیوان بین المللی کیفری مورد قبول تعداد بیش تری از کشورها قرار گیرد.
این نکته برای تأسیس یک دیوان بین المللی کیفری به منظور بررسی بیشتر مسائل مطرح در اساسنامه در تاریخ های ۲۵ مارس تا ۱۲ آوریل و ۱۲ تا ۳۰ اوت ۱۹۹۶ تشکیل جلسه داد و متنی را که متضمن نظرهای گوناگون بود برای تدوین یک معاهده بین المللی به منظور تأسیس دیوان بین‌المللی کیفری تهیه کرد.مجمع عمومی در قطعنامه شماره ۲۰۷/۵۱ مقرر کرد که کمیته مقدماتی به منظور اتمام نگارش اساسنامه ارائه آن به کنفرانس در سال ۱۹۹۷ و ۱۹۹۸ جلساتی را تشکیل دهد. کمیته نیز در تاریخ های ۱۱ تا ۲۱ فوریه، ۴ تا ۱۵ اوت و اول تا ۱۲ دسامبر ۱۹۹۷ تشکیل جلسه داد تا متنی جامع و مورد توافق، قابل قبولی را برای تدوین یک معاهده بین المللی جهت تأسیس دیوان بین المللی کیفری ارائه دهد.[۲۷]
کمیته مقدماتی در پی درخواست مجمع بار دیگر به موجب قطعنامه شماره ۱۶۰/۵۲ مورخ ۱۵ دسامبر ۱۹۹۷ از تاریخ ۱۶ مارس تا ۱۳ آوریل ۱۹۹۸ تشکیل جلسه داد و در نهایت کار تهیه پیش نویس معاهده مربوط به تأسیس دیوان بین المللی کیفری را به پایان رسانید و در اختیار کنفرانس قرار داد. سرانجام کنفرانس دیپلماتیک نمایندگان تام الاختیار ملل متحد[۲۸] از تاریخ ۱۵ ژوئن تا ۱۷ ژوئیه سال ۱۹۹۸ (۲۵ خرداد تا ۲۷ تیر ماه ۱۳۷۷) به منظور تأسیس دیوان بین المللی کیفری در مقر سازمان جهانی خواربار و کشاورزی سازمان ملل متحد در شهر رم تشکیل جلسه داد. این کنفرانس با تأیید اساسنامه دیوان بین المللی کیفری توسط ۱۲۰ کشور از مجموع ۱۶۰ کشور شرکت کننده به کار خود پایان داد که این دیوان بین الملل کیفری به همه زبان های رسمی سازمان ملل متحد تنظیم گردیده و طی سند A/CONF.183/9.17July 1998 انتشار یافته است. [۲۹]
بدین ترتیب اساسنامه ی دادگاه کیفری بین المللی متشکل از ۱۳ فصل و ۱۲۸ ماده به تصویب رسید و با الحاق بیش از ۶۰ کشور به آن در ۱۱ آوریل ۲۰۰۲ لازم الاجرا گشت و قریب یکسال بعد با اعمال آن قضات، دادستان و سایر مقامات دادگاه انتخاب شدند و کار دادگاه عملا آغاز شد. مقر این دادگاه شهر لاهه پایتخت هلند است.
مبحث دوم: اصول حاکم بر معاهدات در جمهوری اسلامی ایران
عهدنامه ۱۹۶۹ وین اولین سندی است که تعریفی مکتوب از معاهده ارائه داده است.مطابق با این عهدنامه.معاهده به معنی توافق بین المللی است که میان کشورها به صورت کتبی منعقد شده و مشمول حقوق بین الملل باشد، اعم از اینکه در سندی واحد یا دو یا چند سند مرتبط به هم آمده باشد، قطع نظر از عنوان خاص آن.
قرارداد بین المللی در اسلام شامل توافقات میان دولت اسلامی با سایر دولت هاست که ممکن است اسلامی نباشند و یا با سازمان های بین المللی است مشروط بر اینکه منطبق با موازین اسلامی باشد.طبق آئین نامه چگونگی تنظیم و انعقاد توافقهای بین المللی مصوب ۱۳/۲/۱۳۷۱ هیات وزیران، یک تعریف کلی از معاهده تحت عنوان”توافق حقوقی” از معاهده شده است”توافق حقوقی” توافقی است ناشی از روابط بین المللی که به موجب آن، دستگاه دولتی در مقابل دولت، موسسه و شرکت دولتی خارجی یا مجامع، شوراها و سازمانهای بین المللی ملتزم به امری شود و دارای ضمانت اجرای حقوقی باشد.[۳۰]
ماده ۹(ق.م) معاهدات را یک قرارداد و در حکم قانون قرار داده است، و چون برای صحت هر قراردادی رعایت شرایط مواد ۱۹۰ (ق.م) لازم می باشد در مورد انعقاد معاهدات نیز باید این شرایط رعایت شود که شامل موارد ذیل است:
۱.قصد طرفین و رضای آنها
۲.اهلیت طرفین
۳.موضوع معین
گفتار نخست: اصل وفای به تعهدات حتی با دشمنان
اساسنامه دیوان کیفری بین المللی به امضای دولت ایران رسیده است و مطابق حقوق معاهدات جمهوری اسلامی ایران باید از هر اقدامی که مخالف با هدف یا موضوع اساسنامه باشد خودداری نماید زیرا، اسلام به اصل وفای عهد و قراردادها بسیار تاکید می کند. زندگی اجتماعی بر پایه اصل احترام به عقود و پیمانها استوار است و وفای به عهد جز اصول اساسی حفظ نظم در حقوق بین الملل معاصر است.

نظر دهید »
دانلود فایل پایان نامه با فرمت word : طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها در مورد :جایابی بهینه محدود کننده‌های جریان ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

T1

SrT=50 MVA, ukr=20.5%, tr=69/20 KV, Pkr=160 kW

DG units

SrG=10 MVA, UrG=11 KV, PF=0.9 lag

ZMG

Overhead line: R=1.75 Ω, XL=2.5 Ω

Z1 to Z3

Overhead line: R=2 Ω, XL=3.15 Ω

Z4 to Z6

Underground cable: R = 0.081 Ω, XL = 0.057 Ω

T2 to T4

SrT=20 MVA, ukr=6%, tr=11/20 kV, uRr=1.1 %

T5 and T6

SrT=1.5 MVA, ukr=6.5%, tr=20/0.4 KV, uRr=1 %

L2 to L4

Non-rotating loads: S=5.2 MVA, PF=0.94

L5 and L8

Non-rotating loads: S=1.2 MVA, PF=0.95

L6, L7, and L9

Non-rotating loads: S=0.9 MVA, PF=0.97

مشکلات استفاده از محدودکننده‌های جریان خطا می‌باشد.در این تحقیق دو محدود کننده جریان خطا متداول (دوجهته) به منظور برطرف کردن این مشکلات در فیدر شماره ۱ و۲ که شبکه بالا دست را به شبکه پایین دست وصل می‌کند نصب می‌کنیم. در هنگام شرایط خطا محدودکننده جریان خطا متداول، تعامل بین شبکه بالادست و پایین دست را در حداقل سطح خود حفظ می‌کند. هنگامی که خطا در بالا دست رخ می‌دهد محدودکننده‌های جریان خطا متداول سهم جریان خطا منابع تولید پراکنده موجود در میکروگرید را کاهش می‌دهد و باعث بهبود کیفیت توان میکروگرید و درست شدن عملکرد رله‌های اضافه جریان شبکه بالادست شود اما در صورت رخ دادن خطا در میکروگرید، محدودکننده جریان خطا دوجهته سهم جریان خطای شبکه بالادست را کاهش می‌دهد باعث برهم خوردن هماهنگی حفاظتی بین رله‌های پایین‌دست و پایین آمدن کیفیت توان میکروگرید می‌شود.
در این پایان نامه استفاده از دو محدودکننده جریان خطا تک جهته به جای محدود کننده جریان خطا متداول (دو جهته) به منظور برطرف کردن مشکلات فوق و بهبود کیفیت توان به منظور تداوم سرویس پشنهاد می‌شود. محدود کننده جریان خطا تک جهته در صورتی که خطا در پایین دست رخ دهد غیرفعال است و در صورت رخ دادن خطا در بالادست، سهم جریان خطا تولید شده توسط منابع تولید پراکنده را محدود می‌کند. بنابراین محدودکننده جریان خطا تک جهته با حداقل کردن سهم جریان خطا پایین دست در زمان رخ دادن خطا در بالادست، و حداکثر کردن سهم جریان خطا بالا دست زمانی که خطا در پایین دست رخ داده است عمل می‌کند. درنتیجه مشکلات ناشی مربوط به کاربرد محدودکننده جریان خطا متداول در این حالت، با به کار بردن محدودکننده جریان خطا تک جهته برطرف می‌شود.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

همانطور که در شکل ۳-۳ نشان داده می‌شود می‌خواهیم یک منبع تولید پراکنده به میکروگرید در باس شماره ۶ متصل کنیم. نصب این منبع تولید پراکنده به شبکه توزیع حلقوی باعث افزایش سطح جریان اتصال کوتاه و تغییر جهت جریان در برخی نقاط شبکه می‌شود. این امر باعث برهم خوردن هماهنگی حفاظتی بین رله‌های اضافه جریان شبکه می‌شود. در این تحقیق برای کاهش جریان اتصال کوتاه نصب دو محدودکننده جریان خطا در فیدرهای وصل کننده شبکه اصلی و میکروگرید پیشنهاد می‌شود با انتخاب مناسب مقدار امپدانس و نوع محدودکننده جریان خطا می‌توان هماهنگی حفاظتی را به حالت هماهنگ برگرداند. نمودار طرح کلی از بین رفتن هماهنگی حفاظتی به دلیل نصب منبع تولید پراکنده جدید و بازگرداندن هماهنگی حفاظتی با بهره گرفتن از محدودکننده جریان خطا در شکل ۳-۴ نمایش داده شده است.

شکل ‏۳‑۴: مشخصه عملکرد رله‌های پشتیبان و اولیه
در صورت نصب منبع تولید پراکنده []
در این مثال با بهره گرفتن از الگوریتم ارائه شده که فلوچارت آن در شکل ۳-۵ نمایش داده شده است مقدار مناسب امپدانس و نوع محدودکننده جریان خطا برای بازگرداندن سیستم حفاظتی به حالت هماهنگ برابر دو محدودکننده جریان خطا تک جهته با مقدار امپدانس ۴+.۸ j است.
در ادامه با نصب منبع تولید پراکنده جدید موضوعات زیر بررسی می‌شود تا توانمندی‌های محدودکننده جریان خطا یک جهته پیشنهادی در مقایسه با محدودکننده‌های جریان خطا متداول مشخص شود.
۱ عملکرد محدودکننده جریان خطا یک جهته در حالت خطا در بالا دست
۲ برتری محدود کننده خطا تک جهته در مقایسه با محدودکننده جریان خطا متداول در نگهداری هماهنگی حفاظتی در حالتی که خطا در پایین دست اتفاق بیافتد.
برای نشان دادن ظرفیت‌های فوق شکل ۳-۳ را در نرم افزار EMTP رسم می‌کنیم.

شکل ‏۳‑۵: فلوچارت تعیین مقدار مناسب برای محدودکننده جریان خطا
شبکه IEEE 30 باس
شکل۳-۶ شبکه توزیع IEEE 30 باس را نشان می‌دهد که میکروگریدی که در شکل ۳-۷ نشان داده شده است، از طریق باس ۱۲ و۱۴ به این شبکه متصل شده است. اطلاعات مربوط به خطوط توزیع شبکه IEEE 30 باس [۴۸] و شبکه میکروگرید به ترتیب در جدول شماره ۳-۳ و ۳-۴ آورده شده است. اطلاعات مربوط به شبکه میکروگرید از [۴۹] گرفته شده است و با تغییر جزیی شبکه را به صورت حلقوی ساخته‌ایم. اطلاعات مربوط به منبع تولید پراکنده و ترانسفورماتورهای میکروگرید در جدول‌ ۳-۵ و ۳-۶ نشان داده شده است. در شبیه سازی شبکه توزیع IEEE 30 باس که از طریق سه باس ۱، ۱۳ و ۶ به شبکه انتقال وصل شده است از سه منبع بی‌نهایت استفاده شده است. به منظور توسعه شبکه میکروگرید یک منبع تولید پراکنده به باس شماره ۲۱ افزوده شده است.

نظر دهید »
منابع کارشناسی ارشد در مورد حقوق مالکیت فکری … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۴-اثر فعالیت مظنون به نقض بر بازار یا ارزش کار مورد حمایت کپیرایت[۱۶۶]
در پروندههای طرح شده در دادگاههای ایالات متحده، عامل اول و چهارم مهمترین معیارها به شمار میروند. لیکن عوامل سوم و چهارم با توجه به عصر اطلاعات مهم تلقی میشوند و به نظر میرسد که قضایای سنجش از دور این گرایش را تقویت کنند. به طور کلی، آثاری که از درجه خلاقیت کمتری برخوردارند، بیشتر مستعد دفاع استفاده منصفانه در برابر نقض میباشند[۱۶۷].گمان میرود داده های فضایی چون سنجش از راه دور منعکس شده در قالب عکسی که دقیق آنها را به تصویر کشیده است دارای خلاقیت کمتری نسبت به یک کتاب، مجسمه و آثار موسیقایی میباشد در نتیجه با احتمال بیشتری نسبت به سایر آثار، مورد استفاده منصفانه توسط مصرفکنندگان ثانویه قرار خواهد گرفت.
با این وجود، به دلیل وجود عوامل دیگر مورد نیاز در بررسی استفاده منصفانه صرف وجود یک عامل موثر نخواهد بود. چنانچه استفاده ثانویه[۱۶۸] از اثر حمایت شده کاملا تجاری باشد چون نقشه های توپوگرافی پرینت شده که نمایانگر راه های باریک کوهستانی یا جنگلی است چنین استفادهای از شانس کمتری در تلقی شدن به عنوان استفاده منصفانه بهرهمند خواهد شد.
ت-حوزه عمومی[۱۶۹]
دیگر مشکل کلی در این حوزه، عدم امکان ایجاد اثر قابل حمایت کپیرایت توسط دولت فدرال ایالات متحده میباشد. چند برنامهی تهیه داده های سنجش از راه دور توسط سازمان فضایی و هوانوردی ملی آمریکا (ناسا) که نهادی دولتی است انجام گرفت به گونهای که ماهواره با ۶ ابزار مشاهده زمین با دریافت ۸۹ گیگابایت داده در هر روز، مورد استفاده واقع شد. این پروژه مشترک با NOAA و GOES بود. (ماهواره های زیست محیطی عملیاتی زمین شناسی بود که ترکیبات اتمسفر را به منظور بررسی شرایط شدید آب و هوایی مورد بررسی قرار میدادند)
ماهواره landsat از سال ۱۹۷۲ اطلاعات و داده های ارزشمندی را در خصوص زمین با گرفتن عکسهای دیجیتال از قارهها و نواحی ساحلی آنها، فراهم کرده است. با این حال، کارهای صورت پذیرفته توسط دولت ایالات متحده هیچ نوع حمایتی را دربر نمیگیرد، چرا که آثار حاصله در حوزه عمومی قرار میگیرند.
در قانون کپیرایت آمریکا به صراحت عدم حمایت کپیرایت از کارهای صورت پذیرفته توسط دولت بیان شده است و آثار دولتی به عنوان آثار ایجاد شده توسط متصدی و کارمند دولت ایالات متحده به عنوان بخشی از وظایف اداری و استخدامی او تعریف شده است[۱۷۰]. به هر حال، دولت ایالات متحده از مالکیت آثار انتقال شده به آن از طریق اهدا، واگذاری یا طرق دیگر منع نشده است در نتیجه پیمانکاران دولتی قادر به ایجاد آثار قابل حمایت به صورت خصوصی و سپس واگذاری آن آثار به دولت، به عنوان شرط قرارداد میباشند. نهادها به طور معمول بر توانایی پیمانکاران و نسبت به داده های قابل حمایت کپیرایت محدودیتی وارد نمیکنند مگر اینکه این امر در راستای تحقق الزامات قانونی و اهداف نهاد ضروری باشد. در نتیجه، یک اثر کپیرایت مانند مجموعه داده های فضایی توسط پیمانکار خصوصی حاصل شود و سپس به دولت واگذار یا مجوز بهرهبرداری از آن داده شود، حمایت کپیرایت از آثار صورت خواهد گرفت و مانع از ورود آنها به حوزه عمومی میشود.
در خصوص حوزه عمومی در داده های سنجش از راه دور حاصله از فعالیت ماهواره ها، دو سوال مطرح میشود. نخست اینکه، حتی اگر داده توسط دولت فدرال ایجاد شود، همواره امکان اینکه مجموعه داده توسط موسسه خصوصی، پیمانکار دولتی یا هیئت دولتی در ارائه تصویر نهایی یا ارائه به عموم گزینش و چینش شود، وجود دارد. در نتیجه، مجموعه داده به عنوان حوزه عموم، سطوحی از قابلیت کپیرایت را چون بسیاری از پایگاه داده های آراء قضایی به دست میآورد و به طور کل، بارقهای از حمایت کپیرایت هنوز باقیست[۱۷۱]. دوم اینکه اگر ماهواره های ایجادکننده داده، نهادهای دولتی باشند، این سوال ایجاد میشود که در زمان انتقال و خصوصی شدن ماهواره چه نتیجهای حاصل خواهد شد و در پاسخ به این سوال گفته شده است از آنجا که کپیرایت به بیان تسری مییابد و نه به سازمان، در نتیجه، چنین انتقالی میتواند قابلیت حمایت کپیرایت به اثر را به دنبال داشته باشد[۱۷۲].
ث-حقوق مالکیت فکری مالک شیء سنجش شده
از زمانیکه قانون حمایت از آثار معماری در ۱۹۹۰ در امریکا لازم الاجرا شد ساختارهایی چون ساختمانها، ساختار کلی شان به همراه عناصر طراحی آن، چون ترتیب و ترکیب فضاها، جداگانه تحت حمایت کپیرایت قرار دارند اما هر شخص تا آنجا که ساختمان در فضای عمومی واقع شده باشد و به صورت عادی و بدون هر گونه تلاشی از یک نقطه عمومی قابل مشاهده باشد، میتواند از آن تصویربرداری و توزیع کند[۱۷۳]. لیکن در تصویربرداری ماهوارهای زمین، چنانچه شیء مشاهده شده به طور معمول در دسترس نباشد، جمعآوری داده های سنجش از دور، میتواند با مالک کپیرایت یک اثر معماری تعارض پیدا کند[۱۷۴].
مبحث چهارم-تاثیر حمایت از داده ها در تجاریسازی آنها
گفتار اول-سناریو نخست: حمایت بیشتر
گسترده کردن حمایت کپیرایت، روندی است که با به رسمیت شناخته شدن حمایت از برنامههای رایانه ای آغاز شد و با تصویب معاهده کپیرایت وایپو و به وجود آمدن قوانین ملی پیرو آن، ادامه یافت. به دنبال آن، حمایت خاص از پایگاه داده ها در اروپا مطرح شد[۱۷۵] . در این بخش به تحلیل موضوع که چنین رویکردی به استفاده تجاری داده های سنجش از راه دور و تولیدات اطلاعاتی کمک کننده خواهد بود یا خیر میپردازیم.
بند اول-اعطای حقوق بیشتر
لیسانس داده های سنجش از راه دور و تولیدات اطلاعاتی توسط بازیگران تجاری، آنها را به حفظ مالکیتشان بر داده های لیسانس شده، ترغیب میکند. جدا از تسری حقوق مالکیت فکری به چنین دادههایی، لیسانسدهندگان به طور معمول مالکیت کپیهای فیزیکی از تولیدات لیسانس شده را نیز حفظ میکنند و در این مجوزهای استفاده، حقوق غیر قابل انتقال و غیر انحصاری در استفاده از داده های سنجش از راه دور و اطلاعات اعطا میشود. در برخی دیگر از لیسانسها، داده ها به صورت اسرار تجاری هستند و لیسانسگیرنده متعهد به حفاظت از آنها میشود. در برخی دیگر از لیسانسها، عبارتی، تحت عنوان استفادههای مجاز، وجود دارد که لیسانس گیرنده تنها مجاز به اجرای موارد مشخص شده خواهد بود[۱۷۶].
به عقیده بسیاری چنین رویکردی در تضاد با حمایت سنتی قانون کپیرایت میباشد و قانون کپیرایت هرگز با مالکیت فیزیکی کپی آثار حمایت شده، پیوند برقرار نمیکند حتی در برخی از قوانین ملی، کشورها بین مفاهیم حقوق اثر و حقوق نسبت به کپی اثر تمایز قائل شده اند و قرار دادن چنین شروطی در قراردادهای لیسانس، در تضاد با اصول اساسی حمایت کپی رایت و روح این نوع از قوانین میباشد[۱۷۷].
بند دوم-حمایت بیشتر از محتوا
یکی دیگر از مشکلات به کارگیری حمایت کپیرایت در داده های سنجش از راه دور، خواست تولیدکنندگان این داده ها علاوه بر حمایت از بیان داده ها ، حمایت از خود محتوا یعنی اطلاعات راجع به زمین میباشد[۱۷۸]. تولیدکنندگان بر اساس معاهده کپیرایت وایپو به منظور حمایت از محتوا میتوانند از اقدامات حفاظتی تکنولوژیکی که استفادهکنندگان را از هر استفادهای غیر از موارد اجازه داده شده توسط مولف یا صاحب حق منع میکنند، استفاده نمایند. علاوه بر این اقدامات قانونی، قراردادهای لیسانس، توزیع آثار اشتقاقی[۱۷۹] ایجاد شده توسط لیسانس گیرنده را محدود میکنند. به طور مثال، لیسانسهای تصویر spot لیسانس گیرنده را از توزیع مستقیم یا غیر مستقیم آثار در سرزمین کانادا منع میکند. در اروپا، موضوعات بیشتری در رابطه با حمایت از محتوا در دستورالعمل اتحادیه اروپا و ماده ۷ آن بیان شده است. در بند ۱ ماده ۷ آمده است که استفاده کننده پایگاه داده از هر استخراج و استفاده مجدد از کل یا بخش عمده محتوا منع شدهاند.
به نظر میرسد اتخاذ چنین رویکردی در قانونگذاری و قراردادهای لیسانس به محدود شدن راههایی که داده سنجش از راه دور و اطلاعات میتوانند استفاده شوند و توسعه آهسته فعالیتهای تجاری منجر میشود[۱۸۰].
گفتار دوم-حمایت کمتر
گرایشهای قانونگذاری در تنگنا قراردادن حمایت کپیرایت در راستای توسعه حوزه عمومی و در دسترس قرار دادن اطلاعات به عموم به منظور برطرف سازی نیازمندیهای آنان با موضوعاتی چون نرم افزار آزاد منبع و لیسانسهای کپیلفت آغاز شد[۱۸۱].در ذیل به بررسی کارایی استراتژیهای فوق، در توزیع و استفاده از داده سنجش از راه دور میپردازیم.
بند اول-حوزه عمومی
حوزه عمومی به فضایی که حقوق مالکیت فکری یا به دلیل منقضی شدن حمایت یا به دلیل اینکه موضوع، قابل تملک نبوده است و در آن حوزه به کار نمیرود، اطلاق میشود. همچنین صاحب حق نیز میتواند به منظور استفاده مجدد اثر توسط عموم، از حق خویش اعراض نماید. یک نمونه رویه دسترسی آزاد در رابطه با اطلاعات و داده های سنجش از راه دور، سیاست دولت ایالات متحده در دسترس قرار دادن بدون محدودیت داده های سنجش از راه دور ایجادشده توسط نهادهای دولتی در راستای تحقق نیازمندیهای استفادهکنندگان میباشد[۱۸۲]. گروه های امریکایی اعلام کردهاند که داده های لندست باید با چنین شرایطی در سراسر جهان در دسترس قرار گیرند. این مسئله دارای اهمیت زیادی است چرا که بیشتر ماموریتهای سنجش از راه دور و تجاری سازی این داده ها با قیمت پایین یا مجانی صورت میگیرد که همین امر در بلند مدت میتواند توسعه بازار چنین فعالیتهایی را منجر میشود[۱۸۳] .
بند دوم-آزادی ایجاد آثار اشتقاقی
به منظور استفاده وسیع از داده های سنجش از راه دور و دستیابی به دیدی درست از ارزش واقعی آن، توسعه بازارهای ثانویه فعالیتهای تجاری ضروری است. توسعه لیسانسهای کپیلفت[۱۸۴]به خصوص در بخشهای تجاری و استفاده از این اطلاعات میتواند این امر را تسهیل کند.
شرط کلیدی در این لیسانسها، مجوز تولید و توزیع بیشتر آثار اشتقاقی ایجاد شده از طریق پردازش داده های منتقل شده میباشد. چنین رویکردی قوانین کپیرایت موجود در زمینه آثار اشتقاقی را تقویت میکند. این آثار به شرط داشتن مجوز از صاحب اثر، مستقل از اثر اصلی حمایت میشوند. در نتیجه، اطلاعات تولید شده به کمک داده های انتقال یافته از طریق لیسانس، اثر اشتقاقی محسوب میشوند و لیسانسگیرنده از حق توزیع آنها به عنوان حق مادی بهرهمند میشود.
امروزه نمونه های مشابهای در رویه وجود دارد چون داده های ایجاد شده توسط ماهواره های منابع زمینی چین_برزیل که میتوانند توسط ایستگاههای مجاز دریافت شوند و بدون هیچ محدودیتی توزیع شوند[۱۸۵].
به نظر میرسد اتخاذ چنین رویکردی با توجه به این موضوع که حقوق مصرف کننده در حمایت کپیرایت بایستی از اهمیت یکسانی نسبت به حقوق مولف برخوردار باشد و اینکه بازار داده های سنجش از راه دور بر اساس رابطه با مصرفکننده شکل میگیرد، نامناسب خواهد بود. در نتیجه، استفادهکنندگان این داده ها باید از حمایت کپیرایت به منظور توسعه این صنعت بهره ببرند[۱۸۶].
به طور کلی، امروزه داده های سنجش از راه دور در انجام بسیاری از فعالیتها دخیل هستند، بنابراین باید به شکل مناسب مورد حمایت قرار گیرند. کپیرایت، بهترین روش برای حمایت از داده های خام نمیباشد اما، داده های پردازش شده و اطلاعات تحلیل شده را میتواند مورد حمایت قرار دهد. ذکر این نکته ضروری است که کپیرایت از محتوای اثر حمایت نمیکند بلکه به حمایت از بیان مولف که محتوا را شکل داده میپردازد. در راستای توسعه سیستمهای ماهوارهای تجاری سنجش از راه دور، نیز باید تعادلی بین منافع بازیگران متنوع این بخش صورت پذیرد. به منظور تحقق این هدف، حمایت بیش از حد داده ها باعث بسته شدن راه استفاده از داده ها میشود لیکن حمایت کمتر و دادن حقوق بیشتر به استفادهکنندگان حیاتی به نظر میرسد چرا که چنانچه استفادهکنندگان از خرید داده، منصرف شوند دیگر توسعه فعالیتهای سنجش از راه دور غیر قابل تحقق میشود.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

همانطور که در فوق بیان شد، در اعطای حقوق انحصاری مالکیت فکری به داده های سنجش از راه دور بایستی تامین منافع دیگر بازیگران این عرصه چون عموم مردم و استفادهکنندگان لحاظ شود. در همین راستا و بررسی شیوه های توزیع این داده ها، به موضوع داده و انتشار اطلاعات میپردازیم.
مبحث اول-داده و انتشار اطلاعات
گفتار اول-اصول سنجش از راه دور سازمان ملل
هیچ از یک موافقتنامههای موجود دو جانبه و چند جانبه در خصوص سنجش از راه دور اشارهای به وضعیت داده و اطلاعات ننمودهاند و این موضوع را به سیاستهای دول و سازمانها واگذار نمودهاند. همچنین مکانیسمهای مدیریت داده که در سطح سازمانهای بین المللی ایجاد شدهاند، به نوع خاصی از داده یعنی داده های هواشناسی و مرتبط با تغییرات آب و هوایی محدود شدهاند. در نتیجه، این موارد راهنمایی مناسبی را در ایجاد اصلی کارامد در انتشار داده های سنجش از راه دور فراهم نمیکند[۱۸۷]و همانطور که در فصل پیشین عنوان شد تنها مقرره با ویژگی جهانی در رابطه با گردش این نوع اطلاعات، اصول سازمان ملل میباشد. گرچه این اصول فیالنفسه منبع الزام آور حقوق بین الملل نمیباشند لیکن از منابع حقوق عرفی محسوب خواهند شد[۱۸۸] و بیانکننده همکاری بین دولتهای سنجشگر و سنجش شده را میباشد.
البته این اصول، خود، دارای نواقصی هستند و به موضوع تعادل منافع و تبادل داده ها اشاره نکردهاند و شرایط دسترسی منصفانه به داده ها، مبهم میباشد و به موضوع الزامات خاص شرکتهای خصوصی فعال در این حوزه نپرداختهاند. در واقع، این ابهامات به مشکلات به کارگیری اصول، دامن میزند[۱۸۹]. در اصول، در خصوص همکاری بین دولتها از عباراتی چون هر جا امکان پذیر است و رابطه متقابل استفاده میکند در نتیجه فاقد ویژگی کارامدی میباشد. کلیگویی این اصول، نیاز به ایجاد چارچوب اجرایی الزام آور در سطح بینالملل را نشان میدهد. از جمله ایدهها در این زمینه وارد کردن اصول در یک کنوانسیون خاص میباشد.
گفتار دوم-نمودهای کنونی انتشار اطلاعات
بررسی رویه های کنونی اتخاذ شده دسترسی به داده های سنجش از راه دور در سازمانهای خصوصی و بین المللی، در دستیابی به یک رویکرد جدید در این مسیر کمککننده خواهد بود.
بند اول-سیستم انتشار اطلاعات داده های هواشناسی سازمان جهانی هواشناسی
سازمان جهانی هواشناسی (WHO) قطعنامهای را در خصوص تبادل داده های هواشناسی و داده های مرتبط با آن چون محصولات دربردارندهی راهنمایی در فعالیتهای تجاری هواشناسی را تصویب نموده است که شامل ۳ مرحله ذیل میباشد:
۱-اصل دسترسی نامحدود و رایگان به داده های ضروری که در توصیف دقیق وضعیت آب و هوا، ضروری هستند.
۲-تبادل آزاد داده و تولیدات مورد نیاز در تثبیت برنامههای جهانی این سازمان در سطح جهانی مشروط به حفظ توانایی دولتها در قرار دادن شرایط توجیهپذیر در صورت صادرات مجدد به غیر از کشور دریافتکننده و با اهداف تجاری
۳-دسترسی آزاد و بدون محدودیت به تمام داده های تبادل شده تحت نظر و حمایت سازمان جهانی هواشناسی در راستای اهداف آموزشی و پژوهشی و بدون استفاده تجاری[۱۹۰]
اهداف و چشمانداز متفاوت اعضای سازمان جهانی هواشناسی در رابطه با انتشار اطلاعات به همراه نوع جمله بندی استفاده شده در قطعنامه منجر به تفسیرهای متفاوتی از این مواد شده است به گونهای که در حال حاضر، تنها اطلاعات اساسی در اختیار گذاشته میشود. دولتها از اختیار تام در خصوص در دسترس قرار دادن اطلاعات بهرهمند هستند و همین امر منجر به رفتارهای متفاوتی مثل قیمتهای متنوع داده ها از سوی کشورهای مختلف میشود[۱۹۱].
بند دوم-آزادی فعالیتهای اطلاعاتی و انتشار داده ها و اطلاعات سنجش از راه دور
یکی از منابع مهم که در زمینه دسترسی به داده سنجش از راه دور به خصوص داده های زیستی قانونگذاری کرده است، قانون ملی حاکم بر آزادی اطلاعات و دسترسی به داده های عمومی است. مقررات آن شامل شرایط دسترسی به داده و اطلاعات به دست آمده توسط دولت و نهادهای خصوصی از طرف دولت است. در هنگام بررسی مقررات این قانون مفاهیم مالکیت و استفاده در تعیین شرایط دسترسی به داده ها از اهمیت شایانی برخوردار میباشند، البته رویکرد نسبت به این موضوعات در کشورهای مختلف، متفاوت میباشد. موضوعات این قانون شامل اطلاعات، اسناد و مدارک میشود که هر کشوری تفسیر خاص خود از این موارد را دارد. به طور مثال، دامنه تعریف مدارک در کانادا وسیع و شامل کتاب، نقشه، طرح، ترسیمات، آثار گرافیکی و تصویری، عکس، فیلم،میکرو فیلم، آثار صوتی، آثار تصویری، مدارک خوانا توسط ماشین و نامههای غیر رسمی و دیگر اسناد، صرف نظر از شکل فیزیکی و خصوصیات آن و هر کپی از آنان میشود[۱۹۲]. تمام این قوانین ملی دارای استثنائاتی در دسترسی به اطلاعات میباشند به طور مثال قانون ایالات متحده امریکا دارای ۹ استثناء میباشد. از جملهی این استثنائات میتوان به موارد ذیل اشاره نمود:
هنگامیکه امکان دسترسی به اطلاعات از طرق دیگر وجود داشته باشد، در صورت انتشار آینده اطلاعات، در موارد دفاع و امنیت ملی و نگرانی در خصوص دسترسی به اطلاعات شخصی دیگر افراد[۱۹۳].
غیر از قوانین ملی قانونگذاریهایی در سطح اتحادیه اروپا در این زمینه وجود دارد:
الف-مقررات در رابطه با دسترسی به اسناد پارلمان، کمیسیون و شورای اروپا در سال ۲۰۰۱
ب-دستورالعمل استفاده مجدد از اطلاعات بخش عمومی سال ۲۰۰۳
ج-دستورالعمل پارلمان و شورای اروپا درخصوص زیرساخت برای اطلاعات فضایی در جامعه اروپا INSPIREسال ۲۰۰۷. این دستورالعمل تلاشی در راستای حفظ، ذخیرهسازی و در دسترس قرار دادن اطلاعات فضایی میباشد[۱۹۴].
نتیجه مهمی که از بحث به دست میآید اینست که در بیشتر این مقررات، دسترسی نامحدود به اطلاعات کسب شده توسط دولت و نهادهای دولتی است و در بیشتر قوانین ملی، دسترسی به اطلاعات بخشهای عمومی به رسمیت شناخته شده است.
بند سوم-رویه در خصوص قراردادهای لیسانسهای بین سازمانها بین المللی و شرکتهای خصوصی
تعداد زیادی از نهادهای دولتی و سازمانهای بین المللی در کنار شرکتهای خصوصی ،شرایط خاص لیسانس در خصوص دسترسی و توزیع داده های سنجش از راه دور را دارا میباشند که لزوما منطبق با مقررات دولتی دسترسی به داده های عمومی نمیباشند[۱۹۵]. به طور کل، روش توزیع داده میتواند به دو دستهی عمده تقسیم شود.
دسته نخست، انتخاب و انتساب توزیعکنندگان برای یک ناحیه و محصول خاص میباشد و دسته دوم، لیسانس داده و اطلاعات به صورت مستقیم با استفادهکننده نهایی میباشد[۱۹۶]. در ذیل به بیان برخی از قراردادهای لیسانس از هر دو نوع دسته بندی پرداخته میشود.

نظر دهید »
کارکرد فعل در مرزبان نامه- فایل ۱۴ - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

امروزه برای اسم جمع مردم، فقط فعل جمع میآورند ولی در قدیم چنین نبوده و مرزباننامه نیز از این ویژگی بر کنار نیست. به اعتقاد شمیسا (ص:۳۲۹) مردم در سبک خراسانی مفرد شمرده میشد و برای آن فعل مفرد میآوردند و فرشیدورد (ص: ۱۱۸) معتقد است که در قدیم مردم به معنی انسان بوده است.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۳-۴-۷-۱-۱- مردم با فعل مفرد
بدانکه مردم دانا همیشه به چراغ عقل عیب خویش جوید (۵/۴۲۶)
۳-۴-۷-۱-۲- مردم با فعل جمع
مردم شهر به درگاه مجتمع شدند. (۷/۱۱۸)
مردم دانا گفتهاند که بذل مال که به اندازهی یسار نکنی، نیازمندی و محتاجی ثمره دهد. (۶/۲۹۲)
لیکن مردم اهل خرد با محنت زدگان کار افتاده زیادت آمیختن و در صحبت ایشان الا به قدر ضرورت آویختن پسندیده ندارند. (۶/۳۰۱)
مردم پنج گروه را از درویشان شمرند. (۴/۳۶۵)
مردم نادان ندانستهاند. (۱/۳۶۵)
۳-۴-۷-۲- لشکر
۳-۴-۷-۲-۱- لشکر با فعل مفرد
لشکر از هر جانب بپراکند. (۵/۱۳۸)
۳-۴-۷-۲-۲- لشکر با فعل جمع
لشکر من صبر است که اگر دارم و بدهم، شکر گویند.
۳-۴-۷-۳- گروه با فعل جمع
امروزه برای اسم جمع گروه، فعل مفرد میآورند ولی در مرزباننامه چنین نیست و برای گروه فعل جمع آمده است.
و گروهی که زیادت در مال دنیا نقصان شمردند و دانستند. (۴/۳۶۶)
۳-۴-۷-۴- امت با فعل جمع
امروزه برای اسم جمع امت، فعل مفرد به کار میرود در حالیکه در مرزباننامه چنین نیست.
امت در بعثت او شبهت آرند. (۳/۳۹۴)
۳-۴-۸- عدم مطابقت فعل و فاعل از نظر شخص در مرزباننامه (التفات)
گاهی اتفاق میافتد که فعل و فاعل از نظر شخص با هم مطابقت ندارد که به این شیوهی کارکرد، التفات گویند. التفات به دوگونهی حاضر به غایب و غایب به حاضر است. این شیوه در مرزبان نامه نیز کاربرد دارد. از جمله التفات از حاضر به غایب:
و آنچه میخواهد که ترا نصیحتی کند، مرتبهی خویش در دانش و رای مرتبهی تو مینهد، امّا نه چنان است که او با خود قرار میدهد و از حلیت کمالی که مینماید، عاطل است و اندیشهی او سراسر باطل، لیکن شاه بفرماید [بفرمای] که آنچه گوید، به حضور من گوید تا در فصول آن نصیحت فضول طبع و فضیحت او بر شاه اظهار کنم و سرپوش از روی کار او برگیرم تا شاه بداند [بدانی] که از دانشوران کدام پایه دارد. (۳/۴۳)
فرمود او را مخیّر کنند[کنید] تا یکی از این سه گانه که او خواهد، معاف بگذارند[بگذارید] و بدو باز دهند[دهید].(۳/۵۱)
این افسانه از بهر آن گفتم تا شاه بداند [بدانی] که مرا از گردش روزگار عوض ذات مبارک او هیچ کس نیست. (۵/۵۲)
گرگ در جوال عشوهی بزغاله رفت و کفتاروار بستهی گفتار او شد؛ فرمود چنان کند[کن]. (۸/۷۰)
یادآوری: وقتی دو فعل به هم عطف میشوند، گاهی التفات صورت میگیرد که برای این نمونه موردی یافته نشد.
۳-۵- شیوهی نفی افعال در مرزباننامه
هر فعلی را میتوان با بهره گرفتن از تکواژ «ن» منفی کرد. منفی کردن افعال را نفی و منفی نمودن فعل امر را نهی گویند. در مرزباننامه نیز برای نفی افعال شیوه های مختلفی به کار رفته که با توجه به بررسی صفحات ۶ تا ۸ هر باب آمار تنوّع نفی افعال بدین گونه است:
در مرزباننامه حدود ۸۷% از افعال به شیوهی معمول منفی شدهاند و بقیهی افعال؛ ۵% با کمک تکواژ «م» ۴% با به کار بردن «نه» به صورت کلمهای مستقل، ۲% به شیوه مقارنه و ۲% با استعانت از تکواژ «نا» منفی گشتهاند.
شواهد بدین گونه است:
۳-۵-۱- جدا شدن علامت نفی از فعل در مرزباننامه
گاهی علامت نفی از فعل جدا شده و به صورت رابطه (مخفف نیست) با «خبر» آمده است. نمونه را:
خرس گفت هر آنچه فرمائی متبع است و بر آن اعتراضی نه. (۲/۳۳۴)
بدانچه نیاوردی مؤاخذتی و مطالبتی نه. (۹/۵۸۴)
و جز غسلی از جنابت جهولی و ظلومی بر آوردن و روی سیاه کرده عصیان را به آب اعتذار و استغفار که از نایژهی حدقه گشاید فرو شستن چاره نه. (۸/۶۷۵)
تو با بلاء هیچ عذر محتاج نه. (۸/۳۳۹)
به ارشاد دیگری محتاج نه. (۸/۵۷۵)
در همهی این موارد «نه» به جای نیست به کار رفته است.
۳-۵-۲- افزودن علامت نفی بر قسمت آخر فعل در مرزباننامه
گاهی نشانهی نفی مثل امروز بر قسمت آخر فعل افزوده شده است:
از تماشای سواد آن هرگز سیر نمیشد. (۵/۳۱)
هرگز به جانب تو التفات صورت نبندد. (۷/۱۵۲)
صاحب نسبی که به حسب فرهنگ آراسته نباشد، به هیچ کار نیاید. (۱/۷۹)
۳-۵-۳- آمدن علامت نفی بر سر قرینه در هنگام مقارنه در مرزباننامه
گاهی به هنگام مقارنه، مانند امروز علامت نفی بر سر هر یک از قرینهها در آمده است.
من نه در مقام خوفم و نه در معرض طمع. (۲/۳۸۵)
از میزان تجربت کفهی مقصود من نه راجع بود نه مرجوح. (۶/۳۲۰)
نه قوت محرکهی ارادی، نه دافعهی الهی در طبیعت، نه جاذبهی راحتی در طنیت، نه کسر شهوتی را واسطه نه جر منفعتی را وسیلت. (۷/۳۹۹)
نه واقعهی بدیع و نه شکلی شنیع دیدی که ازو صادر آمد. (۶/۲۸۲)
۳-۵-۴- «نه» به صورت کلمهای مستقل
در گذشته گاهی پیشوند منفی ساز «ن» به صورت کلمهای مستقل «نه» در آمده و از فعل جدا شده است نه به عنوان پیشوند. فرشیدورد در این مورد مینویسد: «پیشوند صرفی «نه» در زبانهای باستانی و ایرانی میانه جنبهی پیشوندی نداشته بلکه اغلب کلمهی مستقلی بوده است که به صورت قید یا اسم یا پیوند به کار رفته، ولی این عنصر در فارسی امروز، کاملاً جنبهی پیشوندی به خود گرفتهاند و جدا شدنش از فعل ممکن نیست. آثار این استقلال در فارسی دری قدیم نیز دیده میشود.» (فرشیدورد، ۱۳۸۳: ۱۴۰)
نمونه های از مرزباننامه:
ولیکن چون دستور مراسم معدلت نه برینگونه ورزد، جز انفصامِ عروهی پادشاهی و انهدامِ عمدهی دولت ازو حاصل نشود. (۶/۷۷)
پس مرا از گرفت سماع در طبع داماد و دلهای حاضران فایده ها خیزد و اگر نه چنین بود، مرا او را از سماع چه حاصل؟ (۷/۴۴۰)
شبهت نیست که هر که را زبان سفیر ضمیر و ترجمان چنان است، سخن نه چنان راند که اسماع شنوندگان را در مقاعد قبول جای گیرد. (۶/۷۰۶)
ما را به میدان محاربت بیرون باید شدن و از مرگ نترسیدن که جواب خصم به زبان تیغ توان دادن نه به سپر سلامت جوئی [توان دادن] که در روی حمیّت کشی. (۸/۲۲۰)
بقایای قوای غریزی را به حسن مداوات و حیل حکمت بر جای بدارد که اگر نه چنین کنید، هلاک لازم آید. (۴/۲۲۰)

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 419
  • 420
  • 421
  • ...
  • 422
  • ...
  • 423
  • 424
  • 425
  • ...
  • 426
  • ...
  • 427
  • 428
  • 429
  • ...
  • 653
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

ایده پردازان فردا : ایده های نو برای زندگی بهتر

 تکنیک‌های داستان‌گویی
 احساس غم در رابطه
 حرفه‌ای شدن با لئوناردو
 آموزش ChatGPT
 درمان نفخ سگ
 انتخاب ظرف غذای گربه
 غلبه بر ترس از شکست
 عاشق کردن شوهر
 درآمد از سوشال مدیا
 درمان خیانت زنان
 درآمد از تولید محتوا
 صبر در رابطه عاشقانه
 عشق در سنین مختلف
 پرسونای مخاطب سایت
 ساخت آهنگ هوش مصنوعی
 آموزش Blender
 بهبود رتبه گوگل
 خطر بازنویسی هوش مصنوعی
 سگ باکسر
 تدریس آنلاین ریاضی
 یافتن شغل دلخواه
 بازاریابی برونگرا
 افزایش فروش عکس
 درآمد از اپلیکیشن موبایل
 خلق موشن گرافیک
 تولید کپشن اینستاگرام
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • پایان نامه ها و مقالات تحقیقاتی – ۱ـ۳ـ۲ـ۲ـ تاریخچه اینترنت در جهان – 7
  • مقالات تحقیقاتی و پایان نامه ها – ۲-۵-۱- تحقیقات انجام شده در زمینه ارزش­های شخصی – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • پژوهش های انجام شده در رابطه با بررسی روند ثبت ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • طرح های پژوهشی دانشگاه ها درباره مقایسه علایق، اولویت ها و نیازمندی های ورزشی روستاییان شهرستان بردسکن ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • راهنمای نگارش مقاله دانشگاهی و تحقیقاتی درباره بررسی-تأثیر-بهره‌گیری-از-شبکه‌های-اجتماعی-علمی-و-پژوهشی-مجازی-بر-عملکرد-اعضای-هیأت-علمی- فایل ۱۱ - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود فایل پایان نامه : تحقیقات انجام شده در رابطه با ارتباط نرخ … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • ارتباط حمایت های سازمانی ادراک شده با ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل های مقالات و پروژه ها – قسمت 6 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود منابع پایان نامه در رابطه با بررسی تاثیر اجرای تکنیک … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پایان نامه -تحقیق-مقاله – ۲-۶٫مفهوم کارایی نسبی : – پایان نامه های کارشناسی ارشد

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان