ایده پردازان فردا : ایده های نو برای زندگی بهتر

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
راهنمای نگارش مقاله در رابطه با بررسی رابطه بین مدیریت ریسک اعتباری با مطالبات معوق بانک ملت … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

تغییرات
مربعات
®

تغییرات آماره
(F)

درجه آزادی۱
(df1)

درجه
آزادی
(df2)

سطح معناداری
تغییرات آماره
فیشر (F)

۱

.۲۰۲a

.۰۴۱

-.۰۶۶

۳۲۱۳۸.۹۶۵۸۵

.۰۴۱

.۳۸۳

۱

۹

.۰۰۱

۲.۱۸۳

a. پیش بینی کننده: (ضریب ثابت),: دربانک ملت استان سمنان مدیریت ریسک اعتباری = (CRM)….CRM…Xit
b. متغیروابسته: وام‌های سررسید گذشته مشتریان انفرادی دربانک ملت استان سمنان = (DPD…AC2…Y2)

طبق جدول شماره (۴-۷) ضریب همبستگی پیرسون بین دو متغیر مدیریت ریسک اعتباری و وام‌های معوق مشتریان انفرادی(حقیقی) دربانک ملت استان سمنان برابر با (.۲۰۲a) است. این عدد در سطح خطای ۵% رابطه معنی داری را بین دو متغیر مدیریت ریسک اعتباری و وام‌های معوق مشتریان انفرادی(حقیقی)دربانک ملت استان سمنان را نشان می دهد. بنابراین با توجه به خروجی های نرم افزار(SPSS) که در جداول فوق نشان داده شده است، می توان بیان نمود از آن جا که سطح معنی داری (sig)، کمتر از پنج درصد است فرض H0 در سطح خطای پنج درصد رد می شود و وجود همبستگی بین این دو متغیر تایید می شود. همچنین ضریب تعیین تعدیل شده محاسبه شده نیز عدد (-.۰۶۶) را نشان

می دهد، که عدد خوبی می باشد و برازش مناسبی از تغییرات متغیر وام‌های معوق مشتریان انفرادی(حقیقی) دربانک ملت استان سمنان توسط متغیر مدیریت ریسک اعتباری دربانک ملت استان سمنان، ارائه می کند. از طرف دیگر یکی از مفروضات رگرسیون ، استقلال خطاهاست در صورتی که فرضیه استقلال خطاها رد شود و خطاها با یکدیگر همبستگی داشته باشند، امکان استفاده از رگرسیون وجود ندارد. یکی از مهم ترین آزمون های تشخیص فرضیه استقلال خطاها آزمون آماره دوربین- واتسون می باشد. بنابراین آماره دوربین- واتسون به منظور بررسی استقلال خطاها از یکدیگر استفاده می شود که اگر مقدار آماره دوربین- واتسون در فاصله ۵/۱ تا ۵/۲ باشد فرض همبستگی بین خطاها رد می شود و
می توان از رگرسیون استفاده کرد. مقدار آماره دوربین- واتسون طبق جدول جداول شماره (۴-۷)، مقدارآن برابر (۲.۱۸۳) می باشد و این عدد نشان می دهد که خطاها از یکدیگر مستقل هستند و بین خطاها خود همبستگی وجود ندارد و فرض همبستگی بین خطاها رد می شود و می توان از رگرسیون استفاده کرد.
جدول ۴-۸-آزمون تحلیل واریانس رگرسیون (ANOVA) – فرضیه دوم تحقیق

ANOVAb

مدل

مجموع مربعات

درجه آزادی

میانگین مربعات

آماره آزمون فیشر (F)

سطح معناداری (sig)

۱

نظر دهید »
دانلود منابع پژوهشی : منابع کارشناسی ارشد در مورد بررسی قصه … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

صاحب اسرار سلیمان آمدی از تفاخر تاجور زان آمدی
دیو را در بند و زندان باز دار تا سلیمان را تو باشی راز دار
دیو را وقتی که در زندان کنی با سلیمان قصد شادروان کنی
نظامی در خسرووشیرین می گوید :
خبر دادند موری چند پنهان که این بلقیس گشت آن شد سلیمان
ازدواج بلقیس وسلیمان وباخبر شدن توسط جبرئیل امین ازتولد فرزند سلیمان ، نظامی درهفت پیکراینطور بیان می کند :
در حفاظ خط سلیمانی عرش بلقیس باد نورانی
تخت بلقیس جای دیوان نیست مرد آن تخت جز سلیمان نیست
من که دیوی شدم بیابانی چون کنم دعوی سلیمانی
گفت وقتی چو زهره در تسدیس با سلیمان نشسته بد بلقیس
گفت بلقیس کای رسول خدا من و تو تندرست سر تا پای
جبرئیلت چو آورد پیغام این حکایت بد و بگوی تمام
مگر این طفل رستگار شود به سلامت امیدوار شود
شد سلیمان بدان سخن خشنود روز کی چند منتظر می بود
خواندبلقیس راسلیمان زود گفته ی جبرئیل بازنمود
گشت بلقیس از آن سخن شادان کز خلف خانه می شد آبادان
گفت بلقیس چشم بد از تو دور زآنکه روشن تری ز چشمه ی نور
خاقانی شروانی می گوید :
درست گویی صدرالزمان سلیمان بود صبا چو هدهد و محنت سرای من چو سبا
یا رب خاقانیست بانگ پر جبرئیل خانه و کاشانه شان باد چو شهر سبا
جمشید ملک نظیر بلقیس جز بانوی کامران ندیدست
بلقیس بانوان و سلیمان شه اخستان من هدهدی که عقل به من افتخار کرد
هدهد کنون که خلعت بلقیس عهد یافت بختش به خلعت ملک امیدوار کرد
تا بشنود جهان که فلان مرغ را به وقت بلقیس خرقه دار و سلیمان شعار کرد
گر در زمین شام سلیمان دیو بند بلقیس را ز شهر سبا کرد خواستار
هم شاه ما ز قدر سلیمان عالمست هم بانوان ز مرتبه بلقیس روزگار
شهر سباست خطه ی دربند از احتشام بیت المقدس است شماخی از اقتدار
هاروت و ماروت۱
فرشتگان به بنی آدم به دیده ی حقارت نظر افکندند. خداوند به ایشان فرمود: اگر شما به جای آدمیان بودید و قوای نفسانی آنها را داشتید بهتر از ایشان رفتار نمی کردید. فرشتگان از خدا خواستار آزمایش شدند و خداوند برای آزمایش، دو تن از آنان را به نام هاروت و ماروت به زمین فرستاد و به ایشان فرمان داد که از گناهان عظیم من جمله شرک و زنا و قتل نفس و باده نوشی خودداری کنند.چون فرشتگان به زمین آمدند به زودی فریفته ی زن زیبایی شدند و در حال عمل نامشروع ،گرفتار گردیدند و مزاحم خود را کشتند. خداوند به فرشتگان فرمان داد که به حال

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

همجنسان خویش در زمین نظر افکنند. فرشتگان ماجرا را دیدند و به حکمت خدا پی بردند. هاروت و ماروت میان عذاب دنیوی و اخروی مخیّر گردیدند و ایشان عذاب دنیوی را انتخاب کردند لذا در بابل محبوس شدند تا کیفر کامل گناهان خود را تحمل کنند . باید متذکر شد که هاروت و ماروت سحر و جادوگری را به مردم یاد دادند.
درادبیات فارسی سحر وجادوگری وگرفتاری هاروت وماروت ویاد دادن اسم الهی به زهره وگرفتاری آنها درچاه بابل وبه آسمان رفتن زهره انعکاس یافته ، چنانکه ناصرخسروقبادیانی می گوید :
چو هاروت ار توانستی که اینجا آیی از گردون از اینجا هم توانی شد برون چون زهره ی زهرا
هرکه مر این آب را ندید، در این آب تشنه چو هاروت ماند غرقه چو ذوالنون
گرفتنه بود حیلت و، محتال فقیهست جالوت سزد حاکم و هاروت پیمبر
در خانه ی دین چون که می نیایی؟ استاده چه ماندی بر آستانه؟
هاروت همانا که بست راهت زی خانه بدان بند جاودانه
در خانه شدم بی تو من ازیرا هاروت تراست و مرمرانه
ظهیرالدین فاریابی می گوید :
زبان زهره فریبم به سحر هاروتی ز زهره یاره زمه گوشوار بگشاید
امیرمعزی می گوید :
گرفته ای تو به یاقوت لؤلؤ مکنون نهفته ای تو به هاروت زهره ی زهرا
چو زلف و روش بدیدم مرا یقین شد باز که زیر دامن هاروت زهره ی زهراست
حلقه شدست بر دو بنا گوش او دو زلف گویی که بر دو زهره دو هاروت ساحرست
مهی همسایه ی یاقوت رخشان شبی ماننده ی هاروت ساحر
در آن ماروت پیوسته سلاسل در آن یاقوت دو رسته جواهر
هاروت وار شعبده سازند هر زمان تا لعبتان ز پنجره بیرون کنند سر
زان خامه سحر با بلیان هست مسترق زان نامه نقش مانویان هست مستعار
ز سحر دیده ی او کوی من شود بابل ز نقش چهره ی او بزم من شود ار تنگ
زهره پنهان کرد مر هاروت را زیر زمین تو چو هاروتی چرا مر زهره را پنهان کنی

نظر دهید »
منابع علمی پایان نامه : مطالب درباره بازنمایی زن در آثار سینمایی داریوش مهرجویی- ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

در فیلم‌های پیش از انقلاب، شخصیت‌های زنی حضور دارند که اولاً در نقش‌مکمل ظاهر شده‌اند، قهرمانان مرد هستند و نقش‌های مکمل درجه یک نیز به بازیگران مرد تعلق دارد. البته شدت حضور این شخصیت‌های زن نقش اول فیلم‌ها در پیشبرد داستان با هم متفاوت است؛ در حالی که زن‌مش‌حسن در فیلم گاو به واقع هیچ تأثیری در پیشبرد داستان نداشته و حذف او اثری در ساختار اصلی درام ندارد، در فیلم آقای هالو، مهری حضور پررنگ‌تری در داستان دارد و اعمال قهرمان تا حدودی زیادی معطوف به اوست و این مسأله اهمیت او را بالاتر از کاراکتر قبلی قرار می‌دهد. منیر و زهرا هر دو به عنوان مکمل نقش قهرمان ایفای نقش می‌کنند. حضور منیر در فیلم پستچی بر قهرمان داستان اثر گذاشته و موجبات جنون او را فراهم می‌آورد. زهرای فیلم دایره‌ی مینا نیز به عنوان نیروی یاری‌گر در داستان حضور می‌یابد، قهرمان را یاری رسانده و او را در جهت اهدافش پیش می‌راند.
از نظر بافت فردی و روانی، شخصیت زن‌مش‌حسن کاملاً مسطح و ساده است و در واقع فاقد شخصیت‌پردازی ویژه‌ای است. از این رو، او را می‌توان یک نوع شخصیت قالبی در نظر گرفت، قالبی کلیشه‌ای از یک زن و همسر در ساختار ابتدایی خانواده و جامعه. زنی که به راحتی قابل شناسایی و ردیابی است و می‌توان نوع رفتار وی را از قبل حدس زد. در فیلم آقای هالو، مهری نیز کاراکتری ساده دارد و قالبی از یک زن روسپی است. او را می‌توان به راحتی شناخت و اعمالش را حدس زد. شخصیت منیر نیز یک شخصیت قالبی است، تصویری از یک ابژه‌ی جنسی که شخصیت‌پردازی دقیقی نیز راجع‌ به آن صورت نگرفته است. شخصیت زهرا شخصیت ساده‌ای است، زن پرستار مهربانی که قابل شناسایی است و ابعاد شخصیتی‌اش در طول داستان پنهان و بدون توضیح باقی می‌ماند.
از نظر بررسی نوع شخصیت بر اساس فعل و انفعال در ساختار داستان فیلم، هر چهار شخصیت را می‌توان شخصیت‌های ایستا در نظر گرفت زیرا هیچ تغییری در نوع و شیوه‌ی تفکر آن‌ها به‌وجود نمی‌آید و ماهیت‌شان در طول داستان قالب اولیه‌ی خود را حفظ می‌کند.
دهه‎ی شصت
در دهه شصت، حضور زنان نقش اول فیلم‌ها شکل پررنگ‌تری به خود می‌گیرد. شخصیت مادر در فیلم اجاره‌نشین‌ها، نقشی مکمل است که با میانجی‌گری میان اعضای ساختمان سعی در برقراری ثبات و صلح دارد. دخالت مادر و تأثیر او در طول داستان قادر است درام را به نحو مؤثری پیش براند. شخصیت مادر بیش از نقش‌های مکمل دوره‌ی گذشته پررنگ و تأثیرگذار بوده است. مهشید فیلم‌ هامون نیز حضوری متفاوت دارد. او در نقش ضدقهرمان ظاهر شده و در مقابل قهرمان فیلم قد علم می‌کند و مانعی را برای تحقق اهداف و خواسته‌های قهرمان داستان اعمال می‌دارد. او در تمام طول درام حضور دارد و بخش اعظمی از اعمال و افکار قهرمان معطوف به اوست و از این رو، بسیار در روند داستان تأثیرگذار بوده است. در فیلم بانو، کاراکتر بانو خود در ساحت قهرمان ظاهر می‌شود. او در واقع نخستین زن قهرمان سینمای مهرجویی است که در کانون موضوعی فیلم نقشی محوری دارد.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

از نظر بافت فردی و روانی، شخصیت مادر شخصیتی ساده و مسطح است. ابعاد شخصیتی وی مورد پردازش قرار نگرفته و در واقع شناسایی چنین کاراکتری به‌راحتی و وضوح توسط مخاطب صورت می‌گیرد و می‌توان اعمالش را پیش‌بینی کرد. مهشید نخستین شخصیت زن پیچیده‌ی سینمای مهرجویی است که مورد کنکاش، بررسی و بازبینی قرار گرفته و به ابعاد شخصیت او به دقت در محتوای درام پرداخته شده است. او شخصیتی تازه است و شناخته شده نیست، از این رو، پیش‌بینی او به راحتی ممکن نیست. بانو بافت روانی پیچیده‌تری از مهشید دارد و از آن‌جا که قهرمان داستان است، ضرورتاً بیشتر به او پرداخته شده و مورد بررسی و کاوش قرار گرفته است.
از نظر فعل و انفعال، شخصیت مادر شخصیتی ایستا است و در طول داستان همان‌گونه که بوده، بی هیچ تغییری باقی می‌ماند. اما شخصیت‌های مهشید و بانو حضوری متفاوت از گذشته دارند. مهشید اولین شخصیت زن پویا است. تغییرات فکری و روش زندگی‌اش در مرکز توجهات فیلم قرار دارد. زنی که خواهان تغییر و پیشرفت در زندگی‌اش است و دائماً مسیرش را تغییر می‌دهد و خود نیز اذعان می‌کند که آدم گذشته نیست. بانو نیز همین‌طور است، او در طول داستان دچار کشمکش با خودش می‌شود و این کشمکش راه را برای بازبینی مؤثر خود باز می‌کند و در نهایت به تغییری انقلابی دست می‌زند و این اوج پویایی شخصیت را به نمایش می‌گذارد.
دهه شصت دوره‌ای تعیین‌کننده از نظر نوع حضور زن در سینمای مهرجویی به‌حساب می‌آید. نقش‌مکمل زن در کاراکتر مادر فیلم اجاره‌نشین‌ها در اوج تأثیرگذاری است و در مقایسه با نقش‌های‌مکمل پیشین از اهمیت و نفوذ بیشتری برخوردار است. ورود ضدقهرمانی با نام مهشید و قهرمانی با نام بانو دو گونه حضور متفاوت را معرفی می‌کند. پس از حضور ساده و ایستای شخصیت مادر، دو شخصیت بعدی شخصیت‌های پیچیده و پویا شمرده می‌شوند که تصویر فعالانه‌تری را از خود ارائه می‌دهند. روی‌هم‌رفته می‌توان این دوره را دوره‌ی ظهور شخصیت‌های نوینی به‌حساب آورد که نوع جدیدی از بازنمایی زن را نمایش می‌دهند.
نیمه‌ی اول دهه هفتاد
از نظر نوع حضور زن در فیلم‌های نیمه‌ی اول دهه هفتاد، هر سه شخصیت زن قهرمان‌هایی هستند که داستان حول محوریت آن‌ها ساخته و پرداخته می‌شود. زنان تبدیل به موضوعاتی کانونی در سینمای مهرجویی می‌شوند و این اتفاق در ادامه‌ی تحولات دهه شصت در بازنمایی زنان به نهایت پختگی و قدرت خود می‌رسد.
از نظر بافت فردی و روانی هر سه شخصیت در زمره‌ی شخصیت‌های پیچیده محسوب می‌شوند. زندگی و ویژگی‌های فردی و روانی آن‌ها به شدت مورد بررسی و کنکاش و نیز بازبینی است. آن‌ها هر یک برای خود هویت‌هایی متفاوت دارند که با شخصیت‌های پیشین متفاوت هستند. روند شخصیت‌پردازی در این دوره تکمیل می‌شود و زنان نه الگوهایی کلیشه‌ای و قابل شناسایی دوره‌های قبل، بلکه وجود منحصر بفردی هستند که از ابعاد مختلف فردی و روانی مورد پرسش و بازبینی قرار می‌گیرند.
از نظر فعل و انفعال، سه شخصیت این فیلم‌ها شخصیت‌هایی پویا هستند. سارا قهرمانی است که ضمن جدال با همسر و همکار همسرش در پایان به بازبینی خود و زندگی‌اش می‌پردازد و این بازبینی او را به تغییری انقلابی سوق می‌دهد. پری نیز قهرمانی است که با خودش در جدال است و در نهایت در این جدال بر خودش پیروز می‌گردد و به روال طبیعی زندگی بازمی‌گردد. لیلا نیز در جدال با سیستم پدرسالاری است که در فیلم، مادرشوهرش نماینده‌ی آن است. او در حالی‌که در تمام طول فیلم موضعی منفعلانه را اتخاذ کرده، در پایان شرایطش را رها می‌کند و در این جدال از قالب انسان شکست خورده و تسلیم بیرون می‌آید و در مقابل شرایط تحمیل شده موضعی اعتراضی بگیرد.
در فیلم‌های این دوره ما شاهد ظهور قهرمانانی هستیم که به‌دقت شخصیت‌پردازی شده‌اند و تفاوت فاحشی با زنان دوره‌های قبل دارند. شخصیت‌هایی پیچیده و منحصر بفردی که برای تغییر سرنوشت‌شان در تلاطم و در تلاشند. این دوره را می‌توان دوره‌ای طلایی در کارنامه‌ی مهرجویی در زمینه‌ی بازنمایی زن دانست.
نیمه‌ی دوم دهه هفتاد
از نظر بررسی نوع حضور در فیلم‌های نیمه ی دوم دهه هفتاد، شخصیت میم در فیلم درخت گلابی نقش‌مکمل قهرمان داستان را ایفا می‌کند. دختر نوجوانی که بر دنیای پسرک نوجوان تأثیر می‌گذارد و به نوعی قهرمان اوست. شخصیت دختردایی در فیلم دختردایی گمشده نیز نقش‌مکمل قهرمان داستان (علی) است که عمل قهرمان را معطوف به خویش کرده و از این رو در پیشبرد داستان حضوری مؤثر دارد. همچنین او راوی داستان نیز هست و ماجرا را از زبان خودش روایت می‌کند. در فیلم میکس، خانم منشی‌صحنه نیز نقش‌مکمل است اما برخلاف دو شخصیت قبلی حضوری مؤثر در درام ندارد و حضورش کمرنگ و ناچیز است. فیلم میکس روالی کاملاً مردانه دارد و شخصیت‌های زن حضورشان بسیار فرعی و کم اهمیت است. به‌طوری که حذف شخصیت تأثیر به‌سزایی در ساختار درام نخواهد گذاشت.
از نظر بافت فردی و روانی، میم شخصیتی پیچیده دارد و ابعاد و ویژگی‌های شخصیتی‌اش مورد بررسی و کاوش قرار می‌گیرد و به طرز ظریفی به مخاطب نمایانده می‌شود. شخصیت دختردایی نیز پیچیده است، زنی که چون روحی بر داستان سایه می‌افکند و خود بر پیچیدگی داستان می‌افزاید. اگرچه شخصیت او مورد بررسی دقیق قرار نمی‌گیرد، اما این پیچیدگی در ساختار درام نیاز به بررسی ندارد زیرا قابلیت‌های آن در لحن شاعرانه‌ی زن و دنیای ماورای واقعیت آن واضح و مبرهن است. شخصیت خانم منشی‌صحنه در فیلم میکس شخصیتی بسیار ساده و سطحی است و به راحتی قابل شناسایی و پیش‌بینی است و به نمونه‌ی قالبی از یک منشی جوان نزدیک است.
از نظر فعل و انفعال، شخصیت میم پویا است. نوجوانی که به مرحله‌ی جوانی می‌رسد و در این مسیر بسیاری از جنبه‌ها و روش زندگی‌اش را تغییر می‌دهد، از دلبستگی‌اش به تئاتر و نمایش دست می‌کشد و به تاریخ و ادبیات روی می‌آورد. او پس از گذشتن از عشق دوران نوجوانی، آن را در آینده به‌نحو صریحی می‌طلبد. دو شخصیت بعدی را می‌توان ایستا دانست. دختردایی شخصیتی فاقد زمان و مکان مشخص است. گذشته و آینده‌ای ندارد و عملش معطوف به قهرمان داستان است. شخصیت خانم منشی‌صحنه نیز ایستا و ثابت است و در قالب خود به همان شکلی که بوده، باقی می‌ماند.
با توجه به آن چه که شرح داده شد می‌توان اظهار کرد که فیلم‌های این دوره در طول خود و نیز نسبت به دوره‌ی قبلی، از نظر مؤلفه‌های مورد نظر در شخصیت‌پردازی زنان سیری نزولی داشته‌اند.
دهه هشتاد
شخصیت عفت در فیلم مهمان‌مامان قهرمان داستان است. فیلم حول مهمان‌های مامان و جدال او با شرایط پیش‌آمده می‌گردد و در واقع اوست که در مرکز داستان قرار دارد. شخصیت هانیه در فیلم سنتوری نقش‌مکملی است که ابتدا قهرمان را یاری می‌کند، اما با اعتیاد قهرمان و سلب امید از او رهایش می‌کند و با روی‌گرداندن از او مسیر زندگیش را ادامه می‌دهد. جدایی هانیه از علی بر روند و شکل داستان تأثیرگذار است، به‌طوری که علی نقطه‌ی عطف ناکامی‌هایش را جدا شدن هانیه از خود می‌داند. سایه‌ی هانیه بر تمام ابعاد زندگی علی قابل رؤیت است و این نشان‌گر حضور مؤثر شخصیت است. شخصیت سیمین در فیلم طهران: روزهای‌آشنایی نیز نقش‌مکمل است. فیلم فاقد قهرمان است و شخصیت‌ها همگی در یک سطح هستند. با‌این‌حال، شخصیت در پیشبرد داستان تأثیرگذار است. در فیلم‌های این دوره نیز در زمینه‌ی حضور زنان سیری نزولی وجود دارد، اما نسبت به دوره‌ی قبلی دارای نوسان است. نهال در فیلم نارنجی‌پوش شخصیت ضدقهرمانی است که در نهایت به نقش‌مکمل قهرمان بدل می‌شود. او که ابتدا در مقابل حامد قرار می‌گیرد در پایان داستان به او بازمی‌گردد. تأثیر او در سراسر درون‌مایه ی درام مشهود است. در واقع جدال و کشمکشی که بین او و قهرمان داستان شکل می‌گیرد داستان را در جهت موردنظر پیش می‌راند.
از نظر بررسی بافت فردی و روانی شخصیت عفت را می‌توان شخصیتی پیچیده دانست، زیرا اگرچه به نمونه‌ی قالبی و کلیشه‌ای از یک زن خانه‌دار نزدیک است اما با این‌حال به احوال و خلقیات وی پرداخته می‌شود. شخصیت هانیه نیز شخصیتی پیچیده است، زیرا ابعاد فردی و روانی وی مورد بررسی و کاوش قرار می‌گیرد و قابل پیش‌بینی نیست. شخصیت سیمین در فیلم طهران: روزهای آشنایی را می‌توان ساده و مسطح دانست، زیرا فاقد شخصیت‌پردازی مؤثر و ابعاد شخصیتی است. شخصیت نهال پیچیده است و ابعاد شخصیتی و روانی او بررسی و نشان داده می‌شود.
از نظر بررسی فعل و انفعال شخصیت عفت پویا است، زیرا به‌طور مداوم تا پایان داستان موضعش را نسبت به حضور میهمانان تغییر داده و وادار به پذیرش آن‌ها می‌شود. شخصیت هانیه شخصیتی پویا است، زیرا در طول داستان تغییر می‌کند و روش زندگی‌اش را تغییر می‌دهد. شخصیت سیمین در فیلم طهران: روزهای آشنایی ایستا است و هیچ گونه تغییر مؤثری در وی اتفاق نمی‌افتد. شخصیت نهال پویا است و در طول درام عقایدش تغییر می‌کند و این تغییر، روش زندگی‌اش را به طور اساسی دگرگون می‌کند.
در این بررسی، شخصیت‌ها از نقش‌های مکمل کمرنگ و ابعادی ساده و ایستا در دوره‌ی پیش از انقلاب به سمت شخصیت‌های پررنگ‌تر و با تنوع بیشتر در دهه شصت پیش می‌روند و بافتی پیچیده و پویا به خود می‌گیرند. این روند در نیمه‌ی اول دهه هفتاد اوج می‌گیرد و زنان قهرمان و پیچیده و پویا، یکی پس از دیگری به منصه‌ی ظهور می‌رسند. در نیمه‌ی دوم دهه هفتاد و دهه هشتاد این روند سیری نزولی می‌یابد و شخصیت‌ها اهمیت و درخشش کمتری نسبت به دوره‌ی گذشته (نیمه‌ی اول دهه هفتاد) دارند.
۵-۴-۲- نوع رویکرد داستان به زن
در این بررسی سه نوع رویکرد کلی مشخص شده است:
الف) تصویر زنان قالبی تحت استیلای پدرسالاری سنتی (۱۳۴۸ تا ۱۳۶۵)
فیلم گاو مضمونی اجتماعی-انتقادی داشته و به فقر و فلاکت در جامعه‌ی روستایی ایران اشاره دارد. فیلم آشکارا دارای سیاقی پدرسالارانه است و نوع خاصی از زن و زنانگی را در قالب همسر خوب نشان می‌دهد. تصویر زن‌مش‌حسن تصویر همسری وابسته و منفعل در فضای پدرسالار خانه و جامعه است، هیچ اراده‌ای از خود ندارد و دیگران هستند که سرنوشت او را تعیین می‌کنند. در این فیلم جنسیت زن و موقعیت او مورد پرسش قرار نمی‌گیرد. او در سکون و سکوت در پیشامد حوادث قرار می‌گیرد. نه قهرمان است و نه قربانی؛ موجودی خنثی و منفعل است که نادیده گرفته می‌شود و پنهان می‌ماند. فیلم انتقادی است به اوضاع ایران و در این نقد هیچ اندیشه‌ی رهایی‌بخشی برای زنان وجود ندارد.
فیلم آقای هالو نیز مضمونی اجتماعی- انتقادی دارد که به فاصله‌ی جامعه‌ی روستایی و شهری ایران با لحنی طنز اشاره می‌کند و در این مسیر قهرمان داستان را در ماجرای عاشقانه با زنی روسپی قرار می‌دهد. ره‌آورد این سفر مردی است فریب‌خورده که دست از پا درازتر به ولایت خود بازمی‌گردد. مهری شخصیتی است عجین‌شده با تصویر اسطوره‌ای از زن اغواگر که ابژه‌ای جنسی از خود ارائه می‌دهد. زن در موقعیتی فرودستانه در برابر مرد نمایان می‌شود، موجودی طفیلی و منفعل و ضعیف که سرنوشتش توسط حبیب و دیگران تعیین می‌شود. زن روسپی یکی از تلخی‌های موجود در شهر است، زنی که خود قربانی است اما در مقابل قهرمان قربانی کم‌رنگ می‌شود. ماهیت و وضعیت او مورد پرسش و کاوش قرار نمی‌گیرد و در پایان داستان به حال خود رها می‌گردد. دید انتقادی این فیلم اگر به روسپی‌گری به عنوان یک فاجعه‌ی شهری می‌نگرد بدون شک آن را فاجعه‌ای جنسیتی قلمداد نمی‌کند.
فیلم پستچی مضمونی اجتماعی- انتقادی دارد و به تضاد طبقاتی و استثمار طبقه‌ی فرودست کارگر توسط طبقه‌ی مسلط سرمایه‌دار اشاره می‌کند. قهرمان داستان مردی است تنگ‌دست و بدهکار که دچار ناتوانی جنسی است و تمام دارایی‌اش را زنی می‌داند که به او تعلق خاطر دارد، اما این دارایی نیز توسط طبقه‌ی مسلط از او گرفته می‌شود و قهرمان را به جنون می‌کشاند. قهرمان مجنون در پایان داستان زن خیانت‌کار را می‌کشد و خود در حالی‌که تسلیم قانون شده، چون قربانی مفلوکی به تصویر کشیده می‌شود. زن در این فیلم تصویری از اسطوره‌ی زنی اغواگر و طفیلی است که معلوم نیست توسط مهندس جوان فریب خورده یا او را دوست می‌داشته است. او ضعیف و منفعل است و به عنوان وسیله و ابژه‌ای جهت برآوردن اهداف مرد نشان داده می‌شود. زن در پایان این ماجرا «قربانی قربانی» است و باز هم در ساحت یک جسد بی‌جان به حال خود رها و فراموش می‌شود. ماهیت زن و وضعیت او مورد پرسش نیست. او حضور دارد چون قرار است بخشی از مایملک مرد مفلوک باشد تا مخاطب را به اوج همدلی و همدردی با قهرمان برساند.
فیلم دایره‌ی مینا نیز مضمونی انتقادی- اجتماعی دارد و به قاچاق غیرقانونی خون ناسالم در جامعه‌ی ایران می‌پردازد. در این فیلم زن پرستاری که برحسب اتفاق بر سر راه قهرمان داستان قرار می‌گیرد، مدتی به او و پدرش کمک می‌کند. در این فیلم نیز الگوهای جنسیتی زنانگی به‌وضوح دیده می‌شود. زن پرستار تصویری اسطوره‌ای از زنی مهربان و فداکار و مراقب و احساساتی است و در عین‌حال ابژه‌ای جنسی برای کارمندان بیمارستان و نیز شخصیت قهرمان است. آن‌چنان که بر بالای جنازه‌ی بیماری که بر آن می‌گریسته، با قهرمان داستان معاشقه می‌کند. با این وجود می‌توان گفت حضور وی در پیشبرد داستان مؤثر است اما در این داستان، هویت او مورد بررسی و کاوش قرار نمی گیرد و اهمیتی ندارد. این زن نه خنثی، نه قهرمان و نه قربانی است، بلکه نیروی یاری‌گر مثبتی است که داستان و قهرمان را برای پیشبرد اهدافشان یاری می‌کند.
فیلم اجاره‌نشین‌ها فیلمی با مایه‌ی طنز است که به کشمکش مستأجران یک آپارتمان با وکیل خانه می‌پردازد. در این فیلم مادر وکیل در نقش میانجی و واسطه، سعی در برقراری ثبات و صلح میان اعضای ساختمان دارد. عملکرد مادر به پیشبرد هدف داستان و هدف افراد کمک می‌کند و به عنوان نیروی یاری‌گر حضوری مؤثر در داستان دارد. تصویر مادر در این فیلم به اندازه‌ی شخصیت‌های پیشین منفعل نیست و در واقع در ساحت اسطوره‌ای از مادر، گونه‌ای از اقتدار مادرانه را نمایش می‌دهد که توسط افراد ساختمان بدان ارج نهاده و تقدیس می‌شود و می‌تواند به سبب این اقتدار، در ستیزه‌ها دخالت کند. مادر در قالب سنتی خود موجودی مهربان، فداکار، مراقب و احساساتی است. در این فیلم مادر که ساحتی اسطوره‌ای دارد، هویت و زندگی‌اش مورد پرسش قرار نمی‌گیرد و فیلم فاقد بررسی ابعاد جنسیتی است.
ب) باز‌تعریف هویت: زنان تجدد‌خواه، عصیان‌گر و پرسش‌گر (۱۳۶۶ تا ۱۳۷۵)
فیلم‌ هامون به زندگی و دغدغه‌ی یک نویسنده‌ی روشنفکر به نام حمید هامون می‌پردازد که دچار چالشی بزرگ در موضوع پایان‌نامه‌ی دکتری‌اش و نیز گرفتار بحرانی عمیق در زندگی خصوصی و زناشویی‌اش شده‌است. در این فیلم، مهشید همسر هامون چون نیروی متضادی مانع رسیدن قهرمان به اهدافش می‌شود و کشمکشی بی‌پایان بین این دو آغاز می‌گردد. کاراکتر مهشید به خوبی شخصیت‌پردازی شده و مورد بررسی و بازبینی قرار گرفته و بدان پرداخته می‌شود. مهشید تصویری از زن عصیان‌گر و پرسش‌گری است که قالب‌های سنتی گذشته را به زیر سؤال می‌برد و خواستار این است که سهم بیشتری از زندگی واقعی داشته باشد و در این راه از مبارزه ابایی ندارد. تقابل هامون و مهشید و راهی شدن آن‌ها به سمت طلاق، دریچه‌ای را به سوی پرداخت جنسیتی مسأله باز می‌کند؛ همچنان که در سکانس دادگاه، مهشید به نابرابری حقوقی زن و مرد در جامعه‌ی ایران اشاره می‌کند، یا در مطب دکتر روان‌شناس ماجرای خشونت و کتک زدن هامون را نقطه‌ی عطف بی‌علاقگی‌اش عنوان می‌کند. فیلم به طور خفیفی نابرابری‌های جنسیتی را از زبان زنی مدرن و دغدغه‌هایش به نقد می‌کشد، اما این مسأله را به چالش نمی‌کشد. چیزی که در این فیلم اهمیت دارد این است که مهشید که تا مرز کشته شدن توسط هامون پیش می‌رود، از دام قربانی شدن در داستان رها می‌گردد و به عنوان نیروی مقابله کننده‌ی قدرتمند باقی می‌ماند.
فیلم بانو به زندگی زنی به نام بانو می‌پردازد که در تنهایی و آرمان‌گرایی خود گرفتار شده و طی کشف خیانت همسر و پس از آن ورود غریبه‌ها و هجوم نابسامانی‌ها به زندگی‌اش، در نهایت با بازبینی در ماهیت خود، متحول شده و جدایی و سفر و روبرو شدن با تنهایی و در حقیقت رؤیارویی با من حقیقی‌اش را برمی‌گزیند. بانو اولین زن قهرمان در سینمای مهرجویی است که به دقت شخصیت‌پردازی شده و مورد بررسی موشکافانه قرار گرفته است. اگرچه بسیاری بانو را نماد تیپ انسانی آرمان‌گرا دانسته‌اند، اما فیلم را می‌توان حاوی پرداخت‌های جنسیتی دانست. البته این پردازش را نمی‌توان فمینیستی در نظر گرفت، همچنان که بانو دلیل بچه‌دار نشدنش را ورود به تفکرات آزادی و استقلال زنان دانسته و از این بابت متأسف بوده است. داستان به زنی می‌پردازد که در زندگی زناشویی‌اش متهم به اهمال شده و همسرش اهمال زن را دلیل خیانت خود به او می‌داند. زن تنها و منزوی است و تلاش می‌کند خود را به نحوی با عرفان و فال‌بینی چینی آرام کند. نگاه نقادانه‌ی کارگردان نیز این را در سکانس آغازین مورد توجه قرار دهد؛ زن در حالی‌که چمدان همسرش را می‌بندد، به سفرهای پیاپی مرد که باعث تنهایی او می‌شود اعتراض می‌کند و در حالی‌که مرد خیانتش برملا شده به صراحت اعلام می‌دارد که بانو زن خوبی نبوده است! هم‌چنین موضوع ماهیتی زنانه دارد و توانسته به درون زندگی و احوالات و خلقیات زن نفوذ کند. اما با این‌حال، رویکرد فیلم برای زن رویکردی فعالانه نیست، زیرا جنبه‌ای بسیار فردی داشته و تأکید آن بر ماهیت کلی انسان بوده است. بانو که گویا همواره انسانی قربانی بوده، از خواب غفلت سربرآورده و تمام اتفاقات گذشته موجب تقویت خودآگاهی و جسارت وی شده و این آگاهی او را به سوی تغییری کشانده که موجب سازندگی قهرمان در پایان گردیده است؛ او می‌رود و با رنج تنهایی روبرو می‌گردد تا به جای ترس و وابستگی موجبات شکوفایی‌اش را فراهم آورد.
فیلم سارا به زندگی زنی می‌پردازد که برای نجات جان همسر بیمارش (حسام) از همکار وی (گشتاسب) که از رقیبان همسرش بوده، پول قرض می‌گیرد و برای بازپرداخت این قرض، به طور پنهانی و دور از چشم همسر به کار خیاطی در زیرزمین خانه‌اش مشغول می‌شود. پس از چند سال در کشمکشی که بین حسام و گشتاسب صورت گرفته، زن از جانب گشتاسب مورد تهدید قرار می‌گیرد که اگر مانع اخراجش نشود، همه چیز را برملا خواهد کرد. زن قادر به ممانعت نیست و همه چیز برملا می‌شود. حسام پس از آگاهی یافتن از ماجرا زن را سرزنش و طرد می‌کند و حتی به او گمان خیانت می‌برد. در پایان در حالی‌که مرد از ترس بی‌آبرویی نجات یافت زن درمی‌یابد که باید راجع‌ به خود و همسرش بازبینی کند و این منجر به رها کردن شوهر و خانه توسط زن می‌گردد. فیلم سارا آشکارا رهیافتی فمینیستی دارد. اولاً فیلم راجع ‌به قهرمان زنی به نام سارا است و ویژگی‌ها و خصوصیات او را مورد بررسی مو‌شکافانه قرار می‌دهد. دوماً موضعش به سود زنان و پرداختن به نابرابری و ستمگری جنسیتی در سیستم کهنه‌ی پدر‌سالاری است و سوماً دیدی بسیار انتقادی و چالش برانگیز با قضیه دارد. در داستان سارا سه مرد او را مورد ستم قرار می‌دهند؛ حسام همسرش که او را مورد حمایت خود قرار داده و به نحو همه‌جانبه‌ای او را کنترل می‌کند، گشتاسب که وضعیت سارا و نقش جنسیتی همسری او را با تهدید برای رسیدن به مقاصد شخصی مورد کنترل قرار می‌دهد و پدر سارا که آن‌چنان که خود او اظهار می‌دارد، نسبت به خواسته‌های سارا بی‌توجه بوده و او را مورد سرکوب قرار ‌داده است. این فیلم همان‌طور که گفته شد رویکردی آشکارا فمینیستی و انتقادی دارد، همچنان که در سکانس پایانی به نحوی بیانیه‌ی فمینیستی از جانب سارا صادر می‌شود. سارا که در مقابل شوهر بی‌انصافش قرار گرفته، علیه او برمی‌خیزد و او را هم‌پای پدرش و خانه‌ی او را هم‌پای خانه‌ی پدری پر از سرکوب و نادیده‌انگاری قلمداد می‌کند و نظام پدرسالاری را مورد حمله قرار می‌دهد. سارا به نابرابری‌های جنسیتی اشاره می‌کند و فداکاری مداوم زنان را در برابر مردان خودخواه یادآوری می‌کند. در پایان او درباره‌ی خود و همسرش دست به بازبینی اساسی می‌زند و اظهار می‌دارد که «منو تو باید خیلی عوض بشیم» و به این ترتیب خانه و همسر را ترک می‌کند.
فیلم پری به احوالات دانشجویی به نام پری می‌پردازد که در ذهن خود دچار سردرگمی و چالشی عمیق با محیط اطرافش شده و قادر به برخورد مسالمت‌آمیز با پیرامونش نیست. فیلم ابعاد وجودی و شخصیتی پری را مورد بررسی قرار می‌دهد. «داداشی» برادر پری در طول داستان او را همراهی کرده و در نهایت او را از این ورطه نجات می‌دهد و به زندگی بازمی‌گرداند. پری که به استقبال قربانی کردن خود به سیاق برادرش اسد که او هم خودکشی کرده بود می رود، توسط داداشی آگاه می‌شود و با این آگاهی نجات می‌یابد. با این‌که قهرمان فیلم زن است اما فیلم فاقد پرداخت‌های جنسیتی است. پری در واقع نماینده‌ی تیپی انسانی است، انسانی نخبه و آرمان‌گرا که به همراه برادرانش ارتباطش را با محیط بیرون از دست داده و آن طور که داداشی اظهار می‌دارد عجیب و «اجق وجقی» شده‌اند. پری قهرمانی است که پس از سپری کردن چالشی عمیق با خودش سرانجام نجات می‌یابد.
فیلم لیلا با رویکردی اجتماعی- انتقادی به زندگی زنی به نام لیلا می‌پردازد که به علت بچه‌دار نشدن از سوی خانواده‌ی همسر تحت فشار قرار می‌گیرد. در این میان مادر شوهر لیلا او را وادار به پذیرش همسر جدید برای همسرش رضا می‌کند. لیلا که تاب مقاومت ندارد سرانجام تسلیم شده و با آن موافقت می‌کند. اما هنگامی که رضا همسر جدیدی را اختیار می‌کند از خانه می‌گریزد و به خانه‌ی مادری باز می‌گردد. در سکانس پایانی رضا که همسرش را طلاق داده و دارای فرزندی از همسر دوم است به خانه‌ی لیلا رفته و داستان با چرخشی دیگر به کام لیلا باز می‌گردد. لیلا قهرمان فیلم است، قهرمانی که در کشمکش با مادر شوهر عرصه را واگذار می‌کند، اما درست در زمانی که قربانی شدنش در چارچوب سیستم پدرسالاری تکمیل شد، دست به عمل می‌زند و سرانجام تصمیمی بر خلاف انفعال همیشگی‌اش می‌گیرد و به این ترتیب حریم از دست‌رفته‌اش را ترک می‌کند. اما این رها کردن به معنای پذیرش موقعیت فرودست نیست، بلکه شرایطی را فراهم می‌آورد که او را در موقعیت قدرت و انتخاب قرار می‌دهد. فیلم شخصیت لیلا و زندگی او را با تیزبینی مورد شناسایی و بررسی قرار می‌دهد و با دیدی انتقادی سیستم پدرسالاری را در مورد فشار جامعه به زنان برای تولید فرزند پسر مورد انتقاد و پرسش قرار می‌دهد؛ سیستمی که خود زنان بیش از مردان فشارهای ناشی از آن را به زنان دیگر تحمیل می‌کنند. بنابراین رویکرد فیلم لیلا را نیز می‌توان فمینیستی دانست.
ج) بازگشت به تصویر قالبی زنان در ساحتی مدرن (۱۳۷۶ تا۱۳۹۰)
درخت گلابی فیلمی است که بر پایه‌ی خاطرات کودکی و نوجوانی شاعر و نویسنده‌ای میان‌سال به نام محمود در باغ دماوند ساخته شده است. ماجرا از آن‌جا شروع می‌شود که تمام درختان باغ بار می‌دهند، به جز درخت گلابی و باغبان مرتب مطرح می‌کند که درخت گلابی قهر کرده است. محمود در خاطرات دوران کودکی‌اش فرو رفته و به یاد دختری به نام «میم» می‌افتد که چند سال از او بزرگ‌تر بوده و محمود او را دوست ‌داشته است. میم بزرگ می‌شود و به فرنگ می‌رود و در آن‌جا طی تصادفی جانش را از دست می‌دهد و نویسنده با دریافت این حقیقت در تنهایی خویش فرو می‌رود. شخصیت میم در فیلم به نوعی، قهرمان ذهنی قهرمان داستان است. در مرور خاطرات محمود زنی حضور دارد که در مرکز تحولات و تغییرات محمود قرار گرفته است. فیلم دارای پرداخت‌های ظریف جنسیتی است، زمانی که محمود میم را نمونه‌ای از کمال زنانگی می‌شناسد. زنی جسور، مغرور، هنرمند و آزاد و در عین حال رومانتیک و لطیف و عاشق پیشه که روی قهرمان تأثیر ‌گذاشته است. عملکرد میم به عملکرد فمینیست‌ها نزدیک است. لباس‌های گشاد، موی کوتاه، صدای بم، شیطنت‌های پسرانه، اعتراض به تلاش مادر برای شوهر دادنش، ستایش خردمندی پدر که فعال سیاسی است و قائل شدن جایگاه ویژه برای او، تماماً به نگرش و سبک آزاد میم برای زندگی دلالت می‌کند. اگرچه دید انتقادی فیلم توخالی بودن دنیای روشنفکرانه را نشانه گرفته است، اما از طرف دیگر دختری را در جامعه‌ی سنتی می‌کاود که قرار است با دیگران متفاوت باشد. کسی که در مقابل جامعه‌ی سنتی می‌تواند بایستد و ادامه بدهد، کسی که توان دزدیدن لباس نظامی عمو سرهنگ تریاکی را که به اصطلاح محمود همیشه بالای سر خانواده است دارد و در حرکتی نامتعارفانه با موهایش سبیل مردانه می‌سازد. بدون شک شخصیت میم رهیافتی فمینیستی را در بطن خود دارد، اما در پایان داستان، تصویری دیگر را به نمایش می‌گذارد، نوعی بازگشت به تصویر اسطوره‌ای از یک معشوقه‌ی احساساتی و در انتظار، بیزار از سیاست که در انتها بی‌این‌که سرانجامی بیابد زندگی را وداع می‌گوید و به طریقی قربانی می‌گردد تا به این طریق تلنگری به ذهن فراموش‌کار و خشکیده‌ی قهرمان باشد.
فیلم دختردایی گمشده با فضایی سوررئال[۱۵۳] به داستانی می‌پردازد که در آن یک گروه فیلم‌سازی به جزیره‌ای در جنوب می‌روند. بازیگر مرد (علی) آن چنان با نقشش عجین شده که واقعیت و داستان را در هم‌آمیخته و با آن یگانه شده است. داستان روایت مردی است که معشوقه‌اش (دختردایی) در دریا ناپدید شده و او در جزیره سرگردان می‌گردد تا دختردایی را بیابد. قهرمان در جستجوی زنی گمشده است که خود اذعان می‌دارد که پس از او زندگی برایش ممکن نیست. این زن در ذهن قهرمان ساحتی بت‌واره و اسطوره‌ای مضاعف یافته و عملکرد او را شکل می‌دهد. این زن تنها موجودی طفیلی و ابژه‌ای جنسی نیست، در واقع معشوقه‌ای پاک و فرشته‌وار است که تقدیس می‌شود. فیلم نه رویکردی انتقادی و نه جنسیتی و فمینیستی دارد. از کشمکش‌های میان زن و مرد در داستان‌های پیشین خبری نیست؛ گویا زن و مرد به اتحادی فراتر از محیط در درون خودشان رسیده‌اند و ماهیت یکدیگر را به رسمیت می‌شناسند.
فیلم میکس به ماجرای کارگردانی می‌پردازد که قرار است فیلم جدیدش را به جشنواره‌ی فیلم فجر برساند، اما با وجود فشارهای بسیار موفق به این کار نمی‌شود و ساختار عصبی بدنش به هم می‌ریزد و کارش به جنون می‌کشد. همکاران او سعی در رساندن فیلم دارند و در نهایت فیلم با کاستی‌های مفتضحانه به جشنواره می‌رسد. در این فیلم، منشی‌صحنه از جمله‌ی همکارانی است که قصد دارند کارگردان را برای رسیدن به مقصود یاری کنند. نیروهای یاری‌کننده‌ای که به طور ناخواسته نیروهای ممانعت‌کننده هم هستند. زن در این فیلم نیز تصویری کلیشه‌ای از یک زن مدرن شهری است. زنی که احساساتی، فرصت‌طلب، مهربان و مراقب است. فیلم فاقد پرداخت‌های جنسیتی و فمینیستی است و رویکردی انتقادی نیز بدان ندارد.
فیلم مهمان مامان با مضمونی اجتماعی و طنز به مستأجران حیاط خانه‌ای در پایین شهر می‌‌پردازد که قرار است مهمان‌های مامان (عفت) به خانه‌شان بیایند. آن‌ها در این ماجرا دست به‌دست هم داده تا بتوانند به اصطلاح جلوی مهمان‌های مامان آبروداری کنند. عفت در این فیلم قهرمان داستان است، مهمان‌هایی که قرار است به خانه‌ی او بیایند و با آمدنشان کشمکش او آغاز می‌شود. عفت در این فیلم نیز تصویری اسطوره‌ای از مادری مهربان، مراقب و نگران امروزی است. فیلم فاقد پرداخت جنسیتی و فمینیستی و نیز رویکرد انتقادی است.
سنتوری فیلمی با مضمون انتقادی- اجتماعی است که به زندگی خواننده‌ای جوان به نام علی می‌پردازد که به علت ممیزی، در انتشار کاستش و نیز برگزاری کنسرت با مشکل روبرو است و در نتیجه‌ی این ناکامی‌ها و ناامیدی‌ها به اعتیاد کشیده می‌شود. هانیه همسر علی او را ترک می‌کند و پس از آن علی آواره‌ی حلبی‌آباد می‌شود. با این حال در پایان داستان علی در مرکز ترک اعتیاد موفق به ترک می‌گردد و سعی می‌کند تا دور از هیاهوی وحشت‌آور جامعه، در محیط کوچک و امن آسایشگاه باقی بماند و هنرش را به دیگران بیاموزد. هانیه همسر علی در حالی‌که در ابتدا در نقش نیروی یاری‌گر ظاهر می‌شود اما زمانی که از تغییر وضعیت علی ناامید شده، او را ترک کرده و ازدواج می‌کند. این فیلم به شخصیت و هویت هانیه تا حدودی می‌پردازد و آن را کنکاش می‌کند. هانیه تصویری از یک معشوقه است که طی کردن مسیرش در گرو انتخاب مردی است که بتواند او را تحت حمایت قرار دهد و از طریق او بتواند آرزوهایش را دنبال کند. پس هنگامی که از علی ناامید می‌شود، رو به مرد دیگری می‌آورد. دید انتقادی فیلم چندان دارای پردازش‌های جنسیتی نیست، اما باز هم جنسیت را از زبان زنی مدرن مورد پرسش قرار می‌دهد و از آن‌جا که به مسأله‌ی طلاق می‌پردازد این بار را دارد، هر چند موضع فیلم آن را به چالش نمی‌کشد.
فیلم روزهای آشنایی فیلمی اجتماعی و تقریباً مستندگونه است و به زن و شوهری می‌پردازد که خانه‌ی قدیمی‌شان در حال فروپاشی است. در همین حین آن‌ها با عده‌ای زن و مرد مسن همراه می‌شوند و به تهران‌گردی می‌روند و در این سیاحت به اهمیت حفظ بناهای قدیمی پی می­برند. در پایان، این گروه دست به‌دست هم داده و خانه‌ی کهنه را بازسازی می‌کنند. این فیلم موضعی جنسیتی و فمینیستی ندارد، زن و مرد در هماهنگی و آشتی به سر می‌برند و یکدیگر را پذیرفته‌اند. سیمین قالبی کلیشه‌ای از یک مادر مهربان و مراقب و احساساتی و نگران است. دید انتقادی فیلم متوجه اهمیت نگهداری از میراث فرهنگی است.
فیلم نارنجی‌پوش نیز دارای مضمونی اجتماعی است. فیلم به مسأله‌ی پاکیزگی شهر و خانه می‌پردازد و در این راه از عکاس جوانی بهره می‌گیرد که به رفتگری روی آورده و در ضمن با همسر نابغه‌اش که در خارج از کشور در حال تحصیل است دچار مشکل است. نهال نهاوندی همسر حامد است، او در این فیلم در ساحت ضد‌قهرمان ظاهر می‌شود و برای رفتن و نماندن با او در جدال است، اما در پایان فیلم خواسته‌هایش را تغییر می‌دهد و به نفع همسر و خانواده‌اش ایثار کرده و به خانواده و وطن باز می‌گردد. این فیلم شخصیت نهال را تا حدودی مورد بررسی قرار می‌دهد، اما محیط را از زاویه‌ی نگاه او نمی‌بیند. فیلم در واقع برسازنده‌ی دنیای مرد است. زن که در پی پیشرفت و دست‌یابی به آرزوهایش است و البته در همین حین سعی در برقراری ارتباطی صلح‌آمیز با همسر و فرزندش دارد، از جانب مرد متهم می‌شود که مادر خوبی نبوده و خانواده را قربانی خودخواهی‌هایش کرده است. دیدگاه کلی فیلم نیز از مخاطب چنین نگرشی را می‌طلبد، زمانی که نهال دادگاه را از حامد می‌بازد و قاضی اعتراض زن را بی‌دلیل تلقی می‌کند و نیز زمانی که خانم نوایی- نقش هدایت‌گر و آموزش‌گر را در فیلم بر عهده دارد- او را دعوت به ایثارگری و بازگشت به خانه و خانواده می‌کند. زن باید بپذیرد مادر و همسر خوبی نیست و نبوده است، چون از عشق همسرش سرباز زده و فرزندش را نادیده گرفته است. پس با عذاب وجدانی که از سوی جمع به او تحمیل شده رو به روست؛ کسی با او همراه نیست و همه با قهرمان عاشق خانواده و وطن همراه و همدل‌اند. نهال باید تغییر کند و می‌کند، اما برخلاف فیلم‌های گذشته‌ی مهرجویی، او زنی است که به خانواده برمی‌گردد، خانوده‌ای که نه تنها در آخرین لحظات قصد رها کردنش را نداشته ، بلکه خواستار همراهی آن‌ها با خودش بوده است. اما نهال علاقه‌ی همسر و خانواده را بر علایق و آرزوهای خود مقدم می‌شمارد. بنابراین حتی اگر این رویکرد فیلم را نوعی بیزاری از افراطی‌گری‌های فمینیستی درنظر بگیریم، اما عملکرد نهال را به هیچ‌وجه نمی‌توان رادیکال تلقی کرد. این فیلم دارای رویکردی ضدفمینسیتی است که عامدانه فمینیسم و تلاش اولیه‌ی زنان یعنی ارتقای سطح آموزشی خود جهت بهبود وضعیت‌شان را مورد حمله قرار داده و آن‌ها را به بازگشت به محیط امن و عاشقانه‌ی خانواده دعوت کرده و با تقدیس نقش مادرانگی و نیز ایده‌آل ساختن آن خواستار احیای مجدد آن شده است. زن در این فیلم تصویری اسطوره ای ندارد، عصیان‌گر و پرسش‌گر است و وضعیت موجود را نقد و برای تغییر آن تلاش می‌کند، اما در نهایت برای پذیرفتن تصویری سنتی از خود به‌عنوان همسر و مادری ایده‌آل در چارچوب خانواده ترغیب می‌شود.
۵-۴-۳- تعیین فیلم فمینیستی
در تعیین فیلم فمینیستی سه شاخص تعیین شده است:
نخست آن‌که موضوع عمده‌ی فیلم موقعیت و تجربه‌های زنان در جامعه است.

نظر دهید »
کیفیت حقوق پدر و مادر بر فرزندان - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

مانند آیات:
«وَفِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ» و در اموال آن‌ ها حقی برای سائل و محروم است (ذاریات: ۱۹).

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

«فآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ» حقوق ارحام و مسکینان و درراه‌ماندگان را ادا کن (روم: ۳۸).
«وَإِذَا قِیلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ» چون گفته شد وعدۀ خداوند حق است (جاثیه: ۳۲).
«وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ» و اوست خدایی که آسمان‌ها و زمین را به حق آفرید (انعام: ۷۳).
«وَلْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ وَلْیَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَلاَ یَبْخَسْ مِنْهُ شَیْئًا» و آن کسی که حق بر عهده اوست باید املاء کند و از خدا بترسد از آنچه مقرر شد چیزی نکاهد و نیفزاید (بقره: ۲۸۲).
«وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالحَقِّ وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا فَلاَ یُسْرِف فِّی الْقَتْلِ إِنَّهُ کَانَ مَنْصُورًا » کسی را که خداوند خونش را حرام شمرده نکشید مگر به حق و هرگز نفس محترمی را که خدا قتلش را حرام کرد، مکشید مگر آنکه به حکم حق مستحق قتل شود (اسرا: ۳۳).
اگرچه برای واژۀ «حق» و «حقوق» در قرآن تعریف خاصی نشده است، اما می‌توان برخی از ویژگی‌ها و خصوصیات آن‌ ها را در یک کالبدشکافی مفهومی دریافت و آن را به گونه‌ای تعریف و شناسایی کرد. چنانچه نمونه‌ها و مصادیق حق را در قرآن مورد توجه قرار دهیم، خواهیم یافت که هر حقی بر دو پایه استوار است:
۱-امتیازی برای صاحب حق
۲-تکلیفی برای طرف مقابل
پس می‌توان از آیات فوق به مسائل اخلاقی و فقهی این طور استنباط کرد که حقوق افراد جامعه را نسبت به توانایی، مورد بحث قرار می‌دهد که باید افراد توانمند حقوق آنان را رعایت کنند و در آیات دیگر احترام به زندگی و حیات انسان را مورد تأکید قرار می‌دهد که نباید بدون دلیل از بین برود.
معنای لغوی حق:
واژۀ «حق» که به‌صورت مصدر، اسم‌مصدر و صفت به کار می‌رود در اصلِ لغت به معنای ثبوت و ثابت است و در مقابل آن کلمه باطل به معنای غیرباطل است (جوهری، ج ۴، ۱۴۰۷، ص۲۳۴)
در کتاب تاج‌العروس آمده است: «الحق: موجود الثابت» (زبیدی، ج۶، ۱۳۷۷، ص۳۱۵)
صاحب کتاب منتهی‌الارب فی فقه العرب در مورد این کلمه چنین می‌گوید: «حق یکی از نام‌های باری‌تعالی و از صفات اوست و این کلمه در لغت، نقیض باطل و کاری که البته واقع شود و بهرۀ معین، کسی در جای دیگر حق را ضد باطل و یقین معنا کرده‌اند» (صفی‌پوری، ج ۲، ۱۳۸۸، ص ۲۶۳).
راغب اصفهانی، واژه‌شناس نامی و نویسندۀ بزرگ، در اصطلاحات قرآن می‌گوید: «اصل الحق المطابقه و الموافقه: اصل حق به معنای مطابقت و موافقت است» (راغب اصفهانی، ۱۳۸۸، ص ۱۰۵).
و بالاخره دکتر سید جعفر سجادی دربارۀ کلمۀ حق چنین می‌گوید:
«حق، اصطلاح فلسفی، عرفانی، فقهی و به معنای گفتار درست و فکر درست و قضیه‌ای است که مطابق با واقع باشد و موافق با نفس‌الامر و بالاخره سزاوار و درست و راست و واجب و کاری است که البته واقع شود و نامی از نام‌های خداست و راست‌کردن سخن و درست‌کردن و حکم مطابق با واقع است و اطلاق بر عقاید و ادیان و مذاهب نیز می‌شود و مقابل آن باطل است» (سجادی، ۱۳۴۱، ص ۱۳۶).
و اما آنچه به‌عنوان ماحصل کلام می‌توان گفت این است که حق به معنای سزاوار، درست و راست می‌باشد و چونکه خداوند بزرگ عین راستی و درستی است حق بر او اطلاق می‌شود و آنچه در مسیر صحیح قرار گیرد و بدون نقص و کاستی باشد حق است و آنچه از مسیر راست و درست، خارج و مطابق با واقع نباشد باطل و در نقطۀ مقابلِ حق می‌باشد و اگر انسان مطلبی را به‌درستی ادا کند گویند حق مطلب را اداء نموده است و به بیان دیگر مطلب را بدون نقص و کم وکاست بیان کرده است و این یک قاعدۀ کلی است؛ بدین معنا که هر چه مطابق با آنچه در بیرون باید باشد، واقع گردد، گویند آن حق است.
سید محمد آل بحرالعلوم در کتاب بلغه الفقیه فرموده است:
«و اما الحق، فهو یطلق (مره) فی مقابل الملک و اخری ما یراد فه و هو (بمعنیه) سلطنه مجعوله للانسان، من حیث هو علی غیره و لو بالاعتبار، من مال او شخص او همامعاً، کالعین المستجاره سلطنه علی الموجر فی ماله الخاص» یعنی: «حق به ‌کار می‌رود؛ گاه در مفهومی مقابل ملک و گاه در مفهومی مترادف با آن و به هر دو معنی سلطنت است ولو اعتباری و قراردادی که به موجب آن یک انسان، بر مالی یا شخصی یا هر دوی آن‌ ها سلطه داده می‌شود؛ مانند عین مستأجره، زیرا مستأجر سلطنت دارد بر موجر در مال مخصوص او.» (آل بحرالعلوم، ۱۴۰۳، ج ۱، ص ۱۳).
شیخ انصاری می‌فرماید: «حق عبارت است از نحوه‌ای از سلطه و توانایی» (شیخ انصاری، ۱۴۱۸، ج۳، ص ۹).
مرحوم آخوند ملامحمدکاظم خراسانی معتقد است: «حق، اعتباری خاص و اضافه‌ای ویژه است که از حکمی وضعی یا تکلیفی یا منشأ دیگر انتزاع می‌شود؛ نظیر حق تصرف و بهره‌برداری از ملک که از ملکیت انتزاع می‌شود و حق‌العماره (حق رهگذر) که از اباحه‌خوردن از میوه‌های باغی که از آن عبور می‌کند (مصباح یزدی، ۱۳۶۰ ، ج ۱۷۶، ص ۶۷۸ و خراسانی، ۱۳۱۹، ص ۲۹۴).
همچنین مرحوم آیت‌الله سیدمحسن حکیم می‌گوید: «حق نوعی از ملک است و ملک نوعی اضافه و رابطه و اعتبار ویژه‌ای است میان مالک و مملوک» (حکیم)
حضرت امام خمینی (ره) در کتاب البیع برای حق، ماهیت و جعل مستقل قائل هستند و دلیل آن را شواهد عقلایی معرفی می‌کنند (امام خمینی، ۱۳۶۶، ج ۱، ص ۴۵).
سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی چنین می‌گوید: «حق نوعی قدرت اعتباری بر شیء است که یا به عین تعلق می‌گیرد؛ مانند حق تحجیر یا به غیرعین؛ مانند حق خیار فسخ یا به شخص تعلق می‌گیرد؛ مانند حق قصاص… بنابراین، حقْ مرتبه ضعیفی از ملک و بلکه نوعی از آن خواهد بود (طباطبایی یزدی، ۱۳۷۸، ج ۱، ص ۵۵).
دکتر سیدحسن امامی دربارۀ معنای اصطلاحی حق در مباحث حقوقی می‌گوید:
«حق امری تصوری است که قانون آن را از نظر حفظ جامعه معتبر شناخته و آثاری برای آن قرار داده است. افکار ساده در اثر انس، برای حق، حقیقتی غیر از اعتبار اجتماعی می‌شناسند و توجه ندارند که هرگاه قانون، آن امر تصوری را در جامعه معتبر نشناسند و از آن حمایت نکند، وجود حقیقی نخواهد داشت؛ بنابراین نظر به جوامع مختلف با آداب و رسوم و عادات و مشرب‌های گوناگون این اعتبارات نیز ممکن است متمایز باشد؛ مثلاً یک کشور ملکیت عبد را معتبر دانسته یا رابطۀ زوجیت را در نکاح دوم معتبر بدانند؛ چنان‌که در جوامع اسلامی نیز چنین است یا در بعضی از کشورهای اروپایی چنین رابطه و مالکیتی را معتبر نمی‌شناسند» (امامی، ۱۳۷۶، ج ۱، ص ۱۲۵).
محمدحسین ساکت در مقالۀ دیباچه‌ای بر دانش می‌گوید:
حق، عبارت است از قدرت امتیاز، سلطه یا خواسته‌های پیوسته و جدانشدنی که قانون برای شخص می‌شناسد (ساکت، ۱۳۸۷، ص ۴۷).
از بررسی مطالب فوق شاید بتوان این نتیجه را گرفت که «حق» در اصطلاح، نوعی سلطه، قدرت و اقتدار یا مرتبه ضعیفی از مالکیت است که قانون آن را به افراد می‌بخشد تا در پرتو آن بتوانند آنچه را که برای آن‌ ها ثابت است به دست آورند و از مزایای آن بهره‌مند شوند و از طرفی طبیعت حق این است که قابل اسقاط باشد؛ چنانچه فردی نمی‌خواهد از حق خود استفاده کند و از امتیاز آن بهره‌مند شود، نمی‌توان او را مجبور به استفاده از حق نمود و به عبارت دیگر، حقْ زمانی متصور است که فرد، در کمال آزادی و اختیار بتواند از آن بهره‌مند شود و می‌دانیم که حق، علاوه بر صاحب حق «ذوالحق» طرف دیگری هم دارد که «من علیه الحق» نامیده می‌شود.
مشخصات و ویژگی‌های حق:
۱-حقْ امری است اعتباری که زمان، مکان، ظروف، شروط اضافات و مانند این‌ها همه در قوام و تحقق آن مؤثرند. ممکن است در زمانی یا حتی در دینی حق خاصی به چیزی تعلق گیرد و در زمان یا دین دیگر این ‌طور نباشد. قبل از اسلام و چنان‌که می‌گویند در برخی از ادیان آسمانی و حتی در حال حاضر در مبان اقوام و ملل دیگر نسبت به خمر و خنزیر، حق تملک وجود دارد درحالی‌که در اسلام این حق تملک وجود ندارد یا در میان بسیاری از ملل‌ها و حتی در این ملت خودمان در گذشته حق سرقفلی وجود نداشت، درحالی‌که در حال حاضر به نحو مستحکمی وجود دارد (گرجی، ۱۳۷۲، ص ۱۲۱و ۱۲۲).
۲-حقْ ممکن است از طبیعت شیء، سرچشمه گرفته باشد؛ مانند حق حیات و ممکن است از مقتضای اخلاق یا بناء عرف و عقلاء یا حکم شرع و قانون داخلی و بین‌المللی یا امور دیگر. به همین اعتبار است که حقوق را به این امور منسوب می‌کنند و می‌گویند حق طبیعی، اخلاقی، عرفی، شرعی، داخلی و بین‌المللی (گرجی، ۱۳۷۲، ص ۱۲۱ و ۱۲۲).
۳-حقْ مفهوم بسیطی است که در ذهن متصور می‌شود؛ ولی برای آنکه در خارج، موجود گردد باید دو طرف باشد که بین آن‌ ها رابطۀ حقوقی اعتبار شود و قوه مادی از آن حمایت کند؛ بنابراین حق دارای چهار رکن است:۱-دارندۀ حق ۲-موضوع یا مورد حق ۳-رابطۀ بین دارنده حق و موضوع آن ۴- جزاء (امامی، ۱۳۷۶، ج ۴، ص ۸ تا۱۰).
۴-مقتضای قاعده این است که همۀ انواع حق اعم از مادی و معنوی، تأسیسی و امضایی، داخلی و بین‌المللی و… مشمول ادلۀ مطلق حق است؛ چه بناء عرف، زمان‌های گذشته باشد و چه بناء عرف، امروز؛ مگر اینکه شارع آن را نپذیرفته باشد؛ مانند حق تملک خمر و خنزیر و… (گرجی،۱۳۷۲، ص ۱۲۱ و ۱۲۲).
۵-برای هر حقی دو مرحله می‌توان تصور کرد: یکی مرحلۀ اعتبار حق برای افراد و اهلیت انسان‌ها برای اینکه صاحب حق شوند که اصطلاحاً به آن «اهلیت تمتع» گفته می‌شود. در این مرحله هر انسانی در چهارچوب ویژگی‌های یک نظام حقوقی می‌تواند صاحب حق شود و هیچ‌کس حتی خود انسان نمی‌تواند چنین اهلیتی را از خود سلب نماید. مرحله دیگر اجرای حق و استیفای حق آن است که به آن «اهلیت استیفاء» گفته می‌شود. این چنین نیست که هرکس که دارای حق تمتع است دارای حق استیفاء نیز بوده و بتواند آن حق را اعمال و اجرا نماید؛ زیرا برای داراشدن حق، کافی است که انسان موجود و زنده باشد؛ ولی برای اجراء و اعمال آن این امر کافی نیست؛ بلکه اجرای حق مستقیماً و بلاواسطه منوط به استعداد طبیعی جسمی و روحی است (امامی، ج ۴ ، ۱۳۷۶، ص۱۵۱ تا ۱۵۳).
مبحث دوم:
۱-معنای لغوی تکلیف:
«تکلیف» مصدر باب تفعیل از ریشۀ «کلف» و به معنای در مشقت و سختی افتادن است.
اب‌لویس معلوف می‌نویسد: «کلف: امره بما یشق علیه؛ یعنی فردی را امر به کاری کند که برای او دشوار باشد.» (معلوف، ۱۳۸۰، ص ۶۹۵).
جوهری می‌نویسد: «کلف: به معنای ظهور اثر است و الزام شاق را از آن تکلیف گویند که اثرش در انسان ظاهر می‌شود» (جوهری، بی‌تا، ج ۴، ص ۱۴۲۴).
تکلیف نیز به معنای کاری دشوار بر عهدۀ کسی گذاشتن، فرمان کاری سخت و پرمشقت دادن، وظیفه و امری که به عهده شخص است و باید انجام دهد، تکلیف‌کردن و ای التکلیف، احاله امر شاق الی الحد (معین، ۱۳۷۸، ج ۱، ص ۱۱۲۸).
وقتی امر شاق و سختی به فردی محول می‌شود گویند فلان امر بر آن فرد تکلیف گشته است و به بیان دیگر چیزی از کسی درخواست‌کردن که در آن چیز سختی و رنج باشد.
۲-معنای اصطلاحی تکلیف:
تکلیف در اصطلاح فقهی عبارت است از:
الزام خداوند، بندگان را به انجام‌دادن و یا ترک عملی. این بعث و الزام را تکلیف گویند و شخص را مکلف و آنچه را مورد امر و یا نهی قرار گرفته است مکلف‌به خوانند (حاج‌سیدجوادی، ۱۳۷۷، ج ۵، ص ۴۸).
تکلیف در اصطلاح فقهی، از اصطلاح حقوقی آن بسیار عام‌تر است و شامل وظایف آدمی در برابر خداوند می‌شود (مصباح یزدی، ۱۳۶۶ جلسۀ ۱۷۶).
قاضی عبدالجبار در شرح اصول خمسه می‌گوید: «تکلیف آن است که کسی را آگاه سازند که باید کاری انجام دهد یا کاری را ترک کند.» (رفاعی، ۱۳۸۶، ص ۱۰۵).
بنابراین می‌توان گفت تکلیف عبارت است از حواله‌دادن امری به کسی که ممکن است راضی باشد یا نباشد. به‌هرحال او موظف به انجام آن عمل می‌باشد؛ می‌تواند آن عمل شاق باشد یا نباشد؛ ولی همین که در امرشدن رضایت وی مدنظر قرار نمی‌گیرد، لذا بار منفی شاق و سخت بودن را در درون خود دارد، یعنی به اعتباری در نظر گرفتن یا عدم رضایت امر شونده، تکلیف نامبرده می‌شود و موجب ایجاد مسئولیت برای خود می‌گردد.
۳-رابطه بین حق و تکلیف:

نظر دهید »
دانلود مطالب پایان نامه ها در مورد پرچم های مصلحتی و ثبت کشتی ها در ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

علاوه بر این منافع دولتها در برخوردها و منازعات سیاسی ایجاب می نماید که از ثبت آزاد استفاده نمایند. از سالهای جنگ جهانی اول حکومت ایالات متحده خود موجبات تشویق عمل انتقال کشتیها به ثبت خارجی تحت کنترل خود را فراهم نمود. این عمل را حکومت به واسطه ایجاد اطمینان از اینکه تانکرها و ناوگانهای تجاری کافی تحت کنترل مؤثر ایالات متحده در صورت لزوم برای مقاصد دفاعی باید وجود داشته باشد انجام داد. « پایه های این انتقال مربوط به قانون کشتیرانی سال ۱۹۱۶ بود که یکی از تلاشهای کنگره برای رشد ناوگان دریایی ایالات متحده محسوب می گردید »۱. براساس این قانون، انتقال کشتیها از ایالات متحده به ثبت خارجی بدون تأیید اداره دریایی غیر ممکن بوده و شرایط برای انتقال کشتیها توسط اداره دریایی براساس مسائل دفاع ملی و همچنین حفظ یک ناوگان تجاری کافی و مدنظر قرار دادن منافع ملی و سیاست خارجی مورد بررسی قرار گرفت. بر این اساس صاحب یک کشتی که خواهان انتقال کشتی خود به خارج بود، برطبق قرار دادی متعهد می شد که برتری مالکیت ایالات متحده را برروی کشتیهایی که به خارج منتقل می کند، حفظ نماید. بطوری که براساس تقاضای ایالات متحده این کشتیها در دسترس بوده و بر طبق شرایطی که توسط دولت از کشتیها خواسته می شود، می بایستی مبادرت به کار نمایند. بنابراین در حالتهای فوق العاده ملی و در زمان های بحران کشتی های با پرچم خارجی که در مالکیت تابعین آمریکایی بودند، نمی بایستی درگیر تجارتهایی که برای کشتیهای با پرچم ایالات متحده ممنوع اعلام شده بود، بشوند. بعدها مسئله داشتن یک ناوگان تجاری بزرگ که زیر نظر و کنترل آمریکا باشد مورد توجه زمامداران قرار گرفت. این موضوع مربوط به سیاست کشتیرانی آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم می شد. خطوط اصلی و کلی این سیاست که در قانون دریایی سال ۱۹۳۶ ترسیم شده، بدین صورت می باشد. برای موارد و مسائل دفاع ملی و توسعه تجارت خارجی و ملی ضرورت دارد که ایالات متحده دارای یک ناوگان تجاری باشد به صورتی که:۱

برای انجام تجارت در آبهای ملی و همینطور درصد مهمی از صادرات و واردات از طریق آب و همچنین ایجاد سرویسهای کشتیرانی در تمام خطوط کافی باشد.
کشتیرانی که به عنوان یک بازوی ناوبری و نظامی در زمان جنگ و یا در موارد اعلام شرایط فوق العاده قادر به خدمت و کارآیی باشد.
کارکرد کشتیها تحت پرچم ایالات متحده و به وسیله تابعین این کشور به صورت عملی میسر باشد.
شامل بهترین و ایمن ترین و راحت ترین انواع کشتیهای ساخته شده تحت ایالات متحده بوده و خدمه اش را اتباع کاملاً تعلیم دیده این کشور تشکیل دهند.
اعلام می شود که این سیاست ایالت متحده با هدف بهبود و رشد چنین ناوگانی تجاری با مشخصات ذکر شده بوده است. در پی اتخاذ چنین سیاستی عمده ترین مشکلی که در رابطه با نگهداری ناوگان تجاری ایالات متحده وجود داشت مسئله نوسازی تناژهای کهنه و تعویض آنها بود. به منظور جلوگیری از قدیمی شدن کلی ناوگان این کشور، یک برنامه وسیع باید به اجرا در می آمد.
بعد از جنگ جهانی دوم، در ابتدا سیاست کمک به تعویض کشتیهایی که بیش از ۱۲ سال عمر داشتند به کشتیهای ساخته شده جدید، اتخاذ شد که به شکست انجامید. بنابراین یک راه جدید برای اجرای سیاست تعویض می بایستی به اجرا گذاشته شود. روشی که اتخاذ شد، در اصطلاح به آن « تجارت کن و بساز گفته می شد.۱ برطبق این روش انتقال یک کشتی یا پرچم آمریکایی که در زمان جنگ ساخته شده بود به ثبت خارجی مورد تأیید حکومت قرار گرفت، مشروط برآن که مالک آمریکایی قبول نماید که به ازای انتقال کشتی قدیمی یک کشتی جدید بسازد که تحت پرچم ایالات متحده ثبت و مشغول کار گردد. ضمناً کشتی ای که به ثبت خارجی منقل می گردید می بایستی حتماً در تملیک یک تبعه ایالات متحده و یا شرکتی که تحت نظر ایالات متحده یا کشور ثبت تشکیل شده، باشد و تمام یا حداکثر سهام این شرکت در مالکیت اتباع آمریکایی قرار داشته باشد.
در نتیجه اتخاذ و اعمال این سیاست آهنگ انتقال به ثبت خارجی که از سال ۱۹۱۶ پایه های آن طرح ریزی و شروع شده بود، شتاب بیشتری گرفت. در رابطه با سیاست انتقال که در سال ۱۹۵۰ اعلام شده بود، در سال ۱۹۵۳ ساختن کشتی در بندرگاه های ایالات متحده در انطباق با این سیاست اجازه داده شد و در سال ۱۹۵۵ و ۱۹۵۶ برنامه « منتقل کن و بساز » اهمیت بیشتری یافت چرا که خطر رشد یابنده کهنه شدن ناوگانهای تجاری بیشتر مشاهده می شد.۲
در مورد اهمیت کنترل مؤثر برای ایالات متحده سخنگوی دریا دارای این کشور چنین اعلام نمود که: « کنترل مؤثر ایالت متحده بر روی تعدادی از کشتیهای با مالکیت آمریکایی که تحت پرچمهای مصلحتی به منظور کاهش دادن هزینه های کارکردی به ثبت رسیده اند، اعمال می شود و اهمیت داد که کنترل مؤثر ایالات متحده برروی این کشتیها حفظ شود. زیرا که در طی سالهای اخیر کشتیهای آمریکایی که تحت پرچم مصلحتی به ثبت رسیده اند، اهمیت زیادی در برنامه ریزی دفاعی کشور پیدا نموده اند ».۱« بنابراین کنترل مؤثر ایالات متحده شاید بر روی دوسوم از کشتیهای ناوگان لیبریا و بر روی بخشی از ناوگانهای پاناما گسترش پیدا می کند».۲
منافع اقتصادی دولت آمریکا نیز در حمایت از چنین سیاستی ، بدین صورت قابل توجیه خواهد بود که بدون صرف کمک های مالی و دادن سوبسید به کشتیهای تجاری که در اغلب کشورهای دریایی سنتی وجود دارد و بدون صرف هزینه حفاظت از ناوگانهایش خواهد توانست که دارای یک ناوگان بزرگ و با اهمیت تجاری باشد. موارد استفاده از چنین ناوگانی را « در بحران کانال سوئز در ۱۹۶۵ که بایکوت کشورهای غربی را در پی داشت، می توان دید که ایالات متحده کشتیهایی را که مالکیت آمریکایی داشته و دارای پرچم پاناما بودند، هدایت نمود و آنها را در محل کانال سوئز به حرکت در آورد».۳
اگر چه در حقوق بین الملل در مورد مسئله کنترل مؤثر و مدیریت مباحث زیادی وجود داشته و معمولاً بین مالک کشتی و کشور ثبت کننده اختلاف نظر وجود دارد ولی ایالات متحده آمریکا عملاً « یک نوع توافق بین خود و دو کشور اصلی پرچم مصلحتی یعنی لیبریا و پاناما، به وجود آورد که کشتیهای با مالکیت آمریکایی که ثبت این کشورها شده اند، در واقع ضروری در اختیار ایالات متحده قرار گیرند. این یک پیمان نیست ولی نهایتاً یک توافق نامه رسمی است».۱
مورد دیگری که مبین انگیزه سیاسی در کاربرد ثبت آزاد و تعویض پرچم یک کشتی گردیده، اخیراً، در مورد حفاظت ایالات متحده از نفتکش های کویتی در جنگ ایران و عراق مشاهده شده است. این جنگ که با حمله سراسری نیروهای عراقی به ایران در سال ۱۹۸۰ شروع شد، بعد از پیشروی ایران در سال ۱۹۸۲ در جنگ زمینی عراق اعلام نمود:« یک بایکوت یا فشار اقتصادی را بر ایران به وسیله بلوکه کردن ترمینال های اصلی ایران و با حمله به تمام کشتیها و با هر ملیتی که به بنادر ایران وارد و یا از ایران خارج می شوند اعمال خواهد کرد».۲و در سپتامبر ۱۹۸۶ ایران نیز به وسیله حمله به تانکرهای نفتی و بویژه تانکر کشورهایی که به وضوح از عراق به صورت اقتصادی و لجستیکی حمایت می کردند، عکس العمل نشان داد.»۳
کویت که به وسیله حملات بر روی تانکرها زنگ خطر را حس کرده بود در خواستی به سال ۱۹۸۶ به هر دو کشور ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی برای کمک به کشتیرانی اش فرستاد. کشور شوروی با به اجازه درآوردن ۳ تانکر کویتی عکس العمل نشان داد و ایالات متحده نیز که همان موقع حضور ناوگان رسمی را در خلیج فارس برای حفاظت از کشتیرانی داشت توافق نمود که ۱۱ تانکر کویتی را براساس قوانین آمریکا تعویض و پرچم نموده و توسط ناوگانش انها را اسکورت نماید. زیرا که حفاظت دریایی این کشتیها که تأمین کننده نفت برای آمریکا هستند اهمیت زیادی برای این کشور داشت. علاوه بر این، انگیزه های ایالات متحده برای توافق با چنین عملی دارای چندین جنبه بود که توسط منشی سیاسی و دفاعی این کشور آقای واین برگر۱ به این صورت اعلام شده است که:
در وهله اول ایالات متحده جریان بدون مزاحمت و بدون اشکال نفت از طریق تنگه هرمز را به عنوان یک مسئله بسیار با اهمیت و حیاتی برای سلامت اقتصادی نه فقط ایالات متحده، بلکه دنیای غرب به صورت کل در نظر می گیرد.
دوم اینکه ایالات متحده آزادی ناوبری را برای کشتیهای بیطرف در خلیج فارس در توافق با سیاستش در رابطه با حفظ آزادی ناوبری در داخل تنگه های بین المللی و آبهای عبوری بین المللی می داند.
سوم اینکه ایالات متحده امیدوار است که این همکاری با دولتهای دوست و میانه روی خلیج فارس برای ایجاد اطمینان از ایمنی در داخل منطقه مفید باشد و نهایتاً امیدوار است که اثرات شوروی و حضورش را در این منطقه تحت تأثیر قرار بدهد.۲
ایالات متحده ابتدا دو تانکر کویتی را در ۲۱ جولای ۱۹۸۶ تعویض پرچم نموده و تانکرهای Cas Prince,Bridgeston به یک کمپانی به نام Chesapeake که به منظور انطباق با قوانین و شرایط ثبت داخلی آمریکا تشکیل شده بود، منتقل شدند و در ۲۲ جولای تانکرها تحت اسکورت ناوگان ایالات متحده وارد خلیج فارس شدند۱و بقیه تانکرها نیز بعد از ثبت بر طبق قوانین آمریکا تعویض پرچم شده و وارد خلیج فارس گردیدند.
درواقع تعویض پرچم نفتکش های کویتی یک جریان برعکس پرچم مصلحتی بود، زیرا که عمدتاً صاحبان کشتی در کشورهای پیشرفته بنابه دلایل اقتصادی که همان صرفه جویی در هزینه های کشتی است به کشورهای کوچک روی می آورند ولی در مورد کویت ثبت کشتی از کشور کوچک به یک کشور پیشرفته بنا به دلایل سیاسی صورت گرفته است.
ضروری است یادآوری شود که استفاده و کاربرد پرچمهای مصلحتی بنا به دلایل سیاسی جریانی موقت و محدود و گذرا است و مانند انگیزه های اقتصادی طیف گسترده و وسیعی را در برندارد. ضمناً حفاظت نفتکشهای کویتی توسط دولت ایالات متحده و تضییع حقوق دولت ایران و شناسایی پرچم تانکرهای کویتی بحث حقوقی ویژه ای را می طلبد که در بخش چهارم به آن خواهیم پرداخت.
بخش سوم:
طرح موضوع پرچمهای مصلحتی در انکتاد
فصل اول : حذف روش های ثبت آزاد: موضوع اصلی اقدامات مقدماتی
از همان ابتدا کشتیرانی در دنیای تجارت به لحاظ پایین بودن هزینه این نوع وسیله حمل و نقل کالا از اهمیت زیادی برخوردار بوده است. بدین جهت کشورهایی که در عرصه بین الملل به تجارت مشغول بودند سعی داشتند که دارای ناوگان تجاری بزرگ و مجهزی باشند.
بعد از جنگ دوم جهانی، طبیعتاً تجارت بین الملل به دلیل گسترش اقتصاد جهانی و تنوع یافتن نیازها از گستردگی زیادی برخوردار گردید و موجب بروز تقاضای قابل توجهی در عرصه خدمات حمل و نقل دریایی شد و ناوگان جهانی به جهت پاسخگویی به این نیازها، آهنگ حرکت و رشد خود را تسریع نمود. در همین راستا نیز « انبساط وسیعی در ناوگانهای ثبت شده تحت پرچم کشورهای عمده ثبت آزاد یعنی لیبریا، پاناما، قبرس، باهاماس، سنگاپور و سومالی به وجود آمده ».۱
بدیهی است که گسترش این ناوگانها در این برهه از زمان با تنشها و مخالفتهای فراوانی از طرف جامعه جهانی روبرو شد که در ابتدای امر، نتیجه کلی تمام این واکنشها توأم با تلاش برای حذف ثبت آزاد بوده است ».
در ابتدا و تا اوایل سال ۱۹۶۰ اردوگاه ضد پرچمهای مصلحتی از دو گروه عمده تشکیل می شد که در محکوم کردن این عمل نظیر هم بودند، ولی مخالفتشان با این امر از مسائل متفاوتی سرچشمه می گرفت. از همان سالهای بعد از جنگ دوم، اتحادیه کارگران و دریانوردان، نگران استانداردهای پایین کاری برروی کشتیهای پرچم مصلحتی بودند و بخصوص اتحادیه کارگران و دریانوردان ایالات متحده در زمینه از دست دادن امکانات شغلی برای دریانوردان آمریکایی که در اثر خروج از کشتیها از پرچم این کشور به کشورهای دیگر پیش می آمد، نگران بود. بدین جهت گروه مذکور از این زاویه به مخالفت با سیستم ثبت آزاد پرداخت ضمن تأکید بر امنیت ناوبری و بهبود شرایط کار کارگران در این کشتیها سعی نمود که از طریق به مورد اجرا گذاردن مصوباتی در چارچوب سازمان بین المللی کار و سازمان درایی بین المللی LMO) ( به مقابله با ثبت آزاد برخیزد.
از سوی دیگر، نگرانی در مورد ضربه اقتصادی ناشی از وجود این سیستم از طرف دولتهای سنتی دریایی ابراز شد، چرا که انحصار تاریخی آنها در دیا از زمانی که تعداد معدودی از کشورهای کوچک در حال توسعه از طریق کاربرد سیستم ثبت آزاد تبدیل به بزرگترین کشورهای صاحب تناژ تجاری در سطح بین المللی شدند، شکسته شده بود. ضمن آنکه صاحبان کشتیها در این کشورها که توسط حکومت هایشان هم حمایت می شدند، این مسئله را حس کردند که « فعالیت کشتیها تحت پرچم مصلحتی رقابت شدیدی در مقابل فعالیتهای کشتیرانی آنها ایجاد می کند ».۱ لذا این دولتها در چارچوب سازمان ملل متحد به مخالفت با این نوع پرچمها پرداخته و خواستار حذف و یا کنترل این سیستم شدند. عکس العمل این کشورها به صورت « ایجاد یک ارتباط حقیقی و منطقی بین دولت ثبت و کشتی در کنوانسیون ۱۹۵۸ ژنو مربوط به دریای آزاد خود را نمایان ساخت ».۲
علاوه براین جنبه ای از عکس العمل سازمانهای کارگری نسبت به کشتیرانی ثبت آزاد، همانند کشورهای سنتی دریایی برمبنای درک یک نوع لطمه اقتصادی قرار داشت. لذا این دوگروه علیرغم دیدگاه خاص خود نسبت به مسئله دارای هدف مشترکی بوده و با هم متحد شدند و به این ترتیب در طی دهه ۱۹۵۰ سازمان بین المللی کار در کنار دولتهای سنتی دریایی در حمایت از مقوله « ارتباط واقعی » حرکت کرد و نفوذ این دو گروه نقش بسیار مهمی در تکوین این اصل داشت.۱
لازم به ذکر است که از دهه ۱۹۷۰ کشورهایی که در سال ۱۹۵۸ در تقاضایشان برای ایجاد یک رابطه روشن و منطقی بین کشتی و دولت ثبت پافشاری می کردند خودشان را در موقعیتی می دیدند که از ادامه وجود ثبت آزاد حمایت نمایند، چرا که اولاً این دولتها تهدید قوی و خطرناک جدیدی را در مقابل منافع اقتصادی خود ملاحظه می کردند که « عبارت بود از تقاضای کشورهای در حال توسعه برای ایجاد یک نظام نوین اقتصاد بین الملل که به ) ( NIEo2 موسوم بود »۳ ثانیاً کشورهای پیشرفته دیگر نگران ابعاد اقتصادی این سیستم و اثرات منفی آن برروی صنعت کشتیرانی خود نبودند، به خصوص که تعداد قابل توجهی از کشورهای پیشرفته به این درک رسیدند که « به طور اخص برای کشورهای مهم دریانورد و وارد کننده محصولات اولیه، نظیر ایالات متحده، ژاپن، کانادا و استرالیا، مبادلاتی که از طریق کشتیهای ثبت آزاد انجام می شود. می تواند به صورت بخش ضروری از ساختار کشتیرانی بین المللی دربیاید »۴( به علت پایین بودن هزینه حمل و نقل ).
بعد از این تغییر در مواضع قدرتهای سنتی دریایی انتقادات از سیستم ثبت آزاد بیشتر روی صدمات و خسارات ناشی از استفاده از کشتیهای غیر استاندارد متمرکز شد و توجه این گروه از کشورها به عدم رعایت عرف بین المللی توسط کشتیهای ثبت آزاد معطوف شد و عمدتاً اقدامات این کشورها براین اساس قرار گرفت که از طریق سازمان بین المللی کار و سازمان دریایی بین المللی تدابیری را اتخاذ نمایند که صاحبان اینگونه کشتیها را ملزم به رعایت موارد ایمنی نمایند. تأکید کشورهای سنتی دریایی بر این پایه استوار بود که « اجرای قطعی قوانین و اعمال کنترل دولت صاحب پرچم بر روی کشتیها، جهت حصول اطمینان نسبت به محترم شمردن عرف بین المللی کفایت می کند ».۱
از طرف دیگر کشورهای ثبت آزاد که منافع شان در وجود حیات این سیستم بود، در عین حال که قبول می کردند که شرایط در عرشه کشتیهای آنها احتمالاً ایده آل نیست، ولی تعیین این شرایط را به عنوان حق مسلم حاکمیت تلقی نموده و ثبت کشتیهای خارجی تحت پرچم خود و دادن مجوز برای کشتیرانی در دریای آزاد را جزء حقـوق خود می پنداشتند و این عمل را به هیـچ وجه مخالف با قوانین بین الملــی نمی دانستند.»۲
گروه سومین مخالفین ثبت آزاد را کشورهای در حال توسعه تشکیل می دادند که از عمده ترین نیروهای مخالف با این پدیده بودند که با کمک کشورهای بلوک شرق ( گروه د ) از بعد اقتصادی به مسئله ثبت آزاد نگریسته و آن را مورد انتقاد قرار دارند، به زغم این گروه پدیده پرچمهای مصلحتی اثرات و نتایج زیانبار و نامطلوبی بر اقتصاد این کشورها داشته و آن را هموراه به عنوان عاملی بازدارنده در توسعه ناوگانهای تجاری خود محسوب می نمودند و متعاقب آن، فعالیت های خود را جهت حذف این سیستم در چارچوب انکتاد متمرکز نمودند.
انتخاب انکتاد به عنوان نهادی برای طرح موضوع ثبت آزاد، ناشی از این امر بود که موضوع ثبت کشتیها در اصل از بعد اقتصادی آن توسط، کمیته حمل و نقل دریایی انکتاد که یک مرجع بین المللی برای بحث و بررسی در باره مسائل مربوط به خط مشیهای کشتیرانی جهان است، مطرح گردیده و بنابه تقاضای کمیته مذکور، مسئله کشتیرانی و ثبت آزاد در دستور کار انکتاد قرار گرفت که به لحاظ اهمیت موضوع، به بررسی اجمالی اقدامات کشورهای رو به رشد در این چهارچوب می پردازیم.
اختلافات اقتصادی سیاسی مابین کشورهای سنتی دریایی که بیشترین استفاده کننده از حربه پرچمهای مصلحتی هستند از یک طرف و منافع کشورهای در حال توسعه از سویی دیگر خود را در سالهای اخیر، در طی نشستها و کنفرانسهای برگزار شده به وسیله آژانسهای تخصصی سازمان ملل متحد و انکتاد که به نحوی با مسائل دریایی درگیر هستند، نشان داده است.۱ در این راستا برای بیش از ۲۰ سال گذشته، انکتاد به طور عمده درگیر بررسی تأثیرات منفی پرچمهای مصلحتی بر اقتصاد کشورهای درحال توسعه بوده است و این کشورها کراراً در گردهماییهای مختلفی که در انکتاد داشته اند، ضرورت کنترل و نهایتاً حذف این سیستم را مورد تأکید قرار داده و خواستار اقدامات مؤثری در این زمینه شده بودند، بزعم این کشورها وجود سیستم ثبت آزاد مانع رشد ناوگانهای تجاری آنها شده بود. بنابراین مخالفت آنها علیه این نوع ثبت را می توان، به عنوان بخشی از تلاش این کشورها برای به دست آوردن سهم بیشتری از کشتیرانی جهانی تلقی نمود.
اولین بار مسئله توسعه کشتیرانی کشورهای جهان سوم در سال ۱۹۶۴ در چارچوب انکتاد مطرح و مسائلی در ارتباط با « نیازهای کشتیرانی در این کشورها و موانع موجود که در ارتباط با بهبود وضع کشتیرانی آنها وجود داشت، مورد بحث قرار گرفت » هدف اصلی انکتاد از بررسی موضوع این بود که توزیع مجددی از طریق تغییرات در سیستم تجاری بین المللی به نفع کشورهای درحال توسعه به وجود بیاورد.
در پی آن کمیته ای در خصوص دریانوردی در سال ۱۹۶۵ در داخل انکتاد تأسیس گردید. از این زمان به بعد، انکتاد توانست بطور مستقیم، روی صنعت دریایی عمل نموده و فعال گردد. در کمیته مذکور اهداف دراز مدت کشورهای در حال توسعه این بود که مشارکت خودشان را در بخش دریایی، با به خدمت گرفتن کشتیهای جدید و همچنین مشارکت هرچه بیشتر در حمل و نقل کالا به وسیله کشتی افزایش دهند. به منظور رسیدن به این اهدافف کشورهای در حال توسعه خواهان قوانین جدید بین المللی شده و همچنین کمکهای بیشتری را برای توسعه ناوگانهای تجاری شان درخواست کردند.۱ بنابراین زمانی که انکتاد به وجود آمد، مهمترین سازمان بین المللی بوده است که از طریق ان کشورهای در حال توسعه برای تغییرات در تعادل کنونی جهان، در رابطه با نسبت درآمدهای فعلی مبارزه کرده اند.
در دومین اجلاس انکتاد که در دهلی نو برگزار شد در ۲۲ مارس ۱۹۶۸ قطعنامه (II ) (14 ) با اکثریت آرا توسط کمیته کشتیرانی مورد تصویب قرار گرفت. این قطعنامه در خصوص قانونگذاری بین المللی بر روی کشتیرانی بیان نمود که قوانین بین المللی موجود در مورد کشتیرانی، بسیاری از مسائل اقتصادی و تجاری مهم در فعالیتهای دریایی را شامل نمی شوند، لذا در این خصوص کمیته کشتیرانی تصمیمات وسیعی را اتخاذ نمود که موقعیت فعلی مورد ارزیابی مجدد قرار گیرد با این دید که قوانین موجود را تغییر داده و اصلاح نمایند. ضمناً موارد جدیدی را تدوین کند که به صورت عمومی و کلی با مسئله قانونگذاری بین المللی در امور کشتیرانی مواجه شود.
فعالیت این کمیته بعد از سال ۱۹۷۰ سرعت بیشتری یافت. در سال ۱۹۷۴ در چارچوب « برنامه هماهنگی سیاست های مربوط به حمل و نقل دریایی» در ششمین اجلاس کمیته کشتیرانی انکتاد، طی قطعنامه ( VI ) 22 که به اتفاق آرا به تصویب رسیده بود کمیته از دبیرخانه انکتاد تقاضا نمود که موضوع « وجود یا عدم وجود ارتباط واقعی مابین کشتی و پرچم ثبت » را آنطور که در مقررات بین المللی تعریف گردیده، هرچه سریعتر مورد بررسی قرار دهد.
بنابه درخواست کمیته کشتیرانی طی قطعنامه فوق الذکر، دبیر خانه انکتاد مطالعاتی را تحت عنوان « اثرات اقتصادی ناشی از وجود و یا عدم وجود ارتباط واقعی بین کشتی و پرچم ثبت» به انجام رسانید که در آن نه تنها ابعاد اقتصادی، بلکه موارد حقوقی مسئله نیز بررسی گردیده و مقایسه ای بین دو سیستم ثبت آزاد و معمولی به عمل آمده بود.
با توجه به گزارش دبیرخانه، کمیته کشتیرانی انکتاد در هشتمین اجلاس خود در سال ۱۹۷۷، بررسی موضوع ثبت آزاد را به یک گروه کاری ویژه بین المللی مرکب از کارشناسان کشورهای عضو محول نمود تا ابعاد وسیع موضوع و اثرات ناشی از عدم وجود ارتباط اقتصادی مابین کشتی و دولت ثبت را مورد بررسی و مطالعه دقیق قرار دهند.
این گروه کاری بین المللی (Ad-HOC)1در اولین نشست خود در سال ۱۹۸۷ در ژنو به اتفاق آرا قطعنامه ای را به تصویب رساند که در آن بدین ترتیب نتیجه گیری شده بود:
« سیستم ثبت آزاد اثرات منفی و نامطلوبی برروی توسعه و قدرت رقابتی کشورهایی که تسهیلات ثبت آزاد را ارائه نمی کنند و بویژه کشتیرانی کشورهای درحال توسعه دارد »
بالنتیجه ، این گروه ضمن اعلام ضرورت ادامه پایان نامه در مورد اثرات سوء پرچمهای مصلحتی بر اقتصاد کشورهای در حال توسعه، ضوابطی را برای وجود یک ارتباط واقعی بین کشتی و دولت و پرچم پیشنها نمود.
دبیرخانه انکتاد با توجه به این نتایج، پیشنهاد نمود که در پنجمین اجلاس انکتاد که در سال ۱۹۷۹ در مانیل پایتخت فیلیپین برگزار می شد، از اقدام به ثبت کشتیها، تحت پرچمهای مصلحتی جلوگیری شود.۲ در مانیل اقدام جدیدی صورت گرفت، بدین معنا که قطعنامه ای با اکثریت آرای گروه ( ۷۷ ) و چنین ( موافق ) ، گروه ( د ) یا کشورهای بلوک شرق ( ممتنع ) و گروه ( ب ) یا کشورهای توسعه یافته غربی (مخالف) به تصویب رسید که در آن، کشورها حذف سیستم ثبت آزاد را مورد توجه قرار داده بودند.
از آن زمان به بعد، هدف مذاکرات در انکتاد، متوجه حذف روش ثبت آزاد گردید. در این دوره انکتاد به تقاضای گروه کشورهای در حال توسعه، مقرر شد که « گروه کاری ویژه بین المللی» به مطالعات خود در رابطه با مسائل زیر ادامه دهد:
اولاً اثرات حذف تدریجی سیستم ثبت آزاد را بررسی نماید و در ثانی امکان تأسیس یک مکانیسم حقوقی برای تحت ضابطه درآوردن عملیات ناوگانهای تجاری استفاده کننده از سیستم ثبت آزاد را به هنگام حذف سیستم مذکور بررسی نماید.
گروه کاری ویژه (Ad-HOC) بررسیهای لازم را معمول داشت. لیکن در خصوص حذف سیستم ثبت آزاد، اجلاس سال ۱۹۸۰ به دلیل مخالفت اکثریت کشورهای توسعه یافته جهان و مشخصاً گروه ( ب ) انکتاد به همراه کشورهای ثبت آزاد که مخالف با حذف تدریجی این پدیده بودند، نتوانست به نتایج مثبتی در این مورد دست یابد.
بدین ترتیب اقدامات گروه مذکور با بن بست روبروشد و موضوع جهت تصمیم گیری به کمیته کشتیرانی ارجاع گردید. کمیته مدکور تصمیم گرفت جلسه فوق العاده ای را برای بررسی مسئله ثبت آزاد تشکیل دهد. در این جلسه که در سال ۱۹۸۰ تشکیل شد کمیته مذکور نتوانست پیرامون اقداماتی که در مورد سیستم ثبت آزاد باید به عمل آید به توافق برسد و نهایتاً این کمیته تصمیم گرفت که اجلاسی را به طور کامل به مسئله ثبت آزاد اختصاص دهد.
در اجلاس فوق العاده با تصویت قطعنامه ای تشخیص داده شد که « جهت ایجاد رابطه واقعی بین کشتی و دولت ثبت ، نیاز به یک توافقنامه بین المللی وجود دارد که موارد چندی در آن تصریح شده باشد و این موارد شامل اصولی می باشند که به هنگام ثب کشتیها می بایستی در نظر گرفته شود.»
در این اجلاس پیشنویس قطعنامه ای توسط نماینده سریلانکا از طرف گروه کشورهای ( ۷۷ ) به کمیته تسلیم شد که در آن توصیه شده بود که « روش فعلی ثبت آزاد به طور تدریجی و متناوباً به یک روش متعارف ثبت تغییر یافته و با توجه به اثرات سوء آن در توسعه ناوگانهای کشورهای جهان سوم از ادامه گسترش ناوگانهای ثبت آزاد جلوگیری به عمل آید ». ضمناً تصویب شد که اجلاسی از نمایندگان تام الاختیار دول تشکیل چنین اجلاسی یک « گروه کاری بین دولتی » از جانب کمیته ایجاد گردد که وظیفه آن تهیه الگوی کنوانسیونی باشد که براساس اصول فوقی پی ریزی شده باشد و حاوی مجموعه اصول اساسی مربوط به شرایط ثبت کشتیها بوده و در آن ترتیبات حفظ منافع کشورهای عرضه کننده نیروی کار بخصوص کشورهای در حال توسعه و سایر پیش بینی های لازم جهت اطمینان از اعمال حاکمیت کامل دولت صاحب پرچم در نظر گرفته شده باشد.
« گروه بین دولتی تدارکاتی » در سال ۱۹۸۲ دوجلسه در ژنو برگزار نمود که در آنها به استثنای قبرس، سایر کشورهای ارائه کننده سیستم ثبت آزاد شرکت نکردند. ضمناً کشورهای گروه ( ب ) انکتاد که نیز اساساً با تشکیل گروه یاد شده، مخالف بودند از شرکت در اجلاس آن، امتناع ورزیدند. معهداً گروه مذکور، موفق گردید که مسئولیتی را که به عهده اش گذاشته شده بود، انجام دهد و یک طرح اساسی که در بردارنده نظرات مختلف بود، تهیه و تنظیم نماید. این طرح شامل نکات و موارد قابل توجهی، مربوط به دشواریهای احتمالی برای حصول توافق بر سرشرایط اعطای تابعیت به کشتیها بود.
از طرف دیگر، گروه تدارکاتی توصیه نمود که شورای توسعه و تجارت انکتاد، تمام تلاش خود را مصروف این امر نماید که در سال ۱۹۸۳ کنفرانس تام الاختیاران دول در مورد شرایط ثبت کشتیها برگزار شود متعاقب آن و براساس توصیح گروه تدارکاتی، مجمع عمومی سازمان ملل متحد قطعنامه ای را به اتفاق آراء تصویب نمود که در آن تصریح شده بود که در سال ۱۹۸۴ کنفرانسی تشکیل شود تا « اتخاذ یک کنوانسیون بین المللی در مورد شرایط ثبت کشتیها، نزد مؤسسات دریایی ملی مورد پیش بینی قرار گیرد ».۱
مجمع عمومی در این قطعنامه مقرر نمود که یک « کمیته تدارکاتی » مأمور تهیه و تدارک پیش نویس کنوانسیون با رعایت اصول پیش بینی شده گردد و آن را در اختیار مقامات ذیصلاح کلیه دول جهت اظهار نظر قرار دهد. سپس « کمیته تدارکاتی » با در نظر گرفتن کلیه نظرات ارائه شده، پیش نویسی تهیه نماید که ضمن رعایت موازین توافق شده که باید جامع نظرات دول ذینفع باشد آن را به کنفرانس نمایندگان تام الاختیار دول ارائه دهد.
به این ترتیب، در این مرحله و با تشکیل « کمیته تدارکاتی » فوق کار کنفرانس در مسیر جدیدی قرار گرفت و با یک چرخش جهت آن تغییر نمود. از آنجایی که کشورهای در حال رشد به این نتیجه رسیده بودند که حذف پرچمهای مصلحتی الزاماً منجر به توسعه ناوگانهای تجاری آنها نخواهد شد. از این پس، دیگر مسئله حذف ثبت آزاد مطرح نبوده بلکه به جای آن نوعی هماهنگی بین شرایط ملی ثبت کشورها مورد توجه قرار گرفته بود. این موضوع به طور روشنی در قطعنامه مجمع عمومی بیان شده بود و این تغییر جهت پاسخ مثبتی به نگرانی دولی بود که با نظریه حذف پرچمهای مصلحتی مخالف بودند و از این پس، این کشورها با توجه به مفاد قطعنامه مجمع عمومی که به صراحت اعلام نمود که « نقطه نظرهای طرفین ذینفع را در تهیه پیشنویس موافقت نامه مورد نظر قرار خواهد داد اطمینان یافتند که نظریه کشورهای جهان سوم و بلوک شرق که اکثریت را داشتند به آنها تحمیل نخواهد شد.
کمیته تدارکاتی کنفرانس در سال ۱۹۸۳ در ژنو تشکیل جلسه داد که کلیه کشورها در آن شرکت نمودند و یک « متن تلفیقی » که در بردارنده اختلاف نظرهای متعدد در مورد مسائل بنیادی بود را مورد بررسی قرار دادند.۱ این « متن تلفیقی » شامل اصول و مواردی جهت ایجاد شرایط ثبت برای کشتیها بود که از طرف گروه های مختلف پیشنهاد شده و بایستی مورد تصویب کنفرانس قرار می گرفت.
در این اجلاس، کشورهای طرفدار ثبت آزاد، مخالفت خود را با تشکیل کنفرانسی در مورد «شرایط ثبت کشتیها » ابراز داشتند و دلیل مخالفت خود را چنین بیان کردند که « پیشنویس متن آماده شده، منعکس کننده نقطه نظرهای آنان نیست. آنها در این زمینه توجه کمیته را به مفاد قطعنامه ۲۰۹/۳۷ که تأکید کرده بود نقطه نظر کلیه کشورها را در نظر بگیرد جلب نمودند. گروه کشورهای ( ب ) در عین حال که مخالفتی با برگزاری کنفرانس در سال ۱۹۸۴ از خود نشان ندادند، به « اقدامات اتخاذ شده توسط سازمان بین المللی کار وسازمان بین المللی دریایی اشاره نمود و تأکید کردند که بایستی کنفرانس این موارد رادر نظر بگیرد ».۲

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 327
  • 328
  • 329
  • ...
  • 330
  • ...
  • 331
  • 332
  • 333
  • ...
  • 334
  • ...
  • 335
  • 336
  • 337
  • ...
  • 653
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

ایده پردازان فردا : ایده های نو برای زندگی بهتر

 تکنیک‌های داستان‌گویی
 احساس غم در رابطه
 حرفه‌ای شدن با لئوناردو
 آموزش ChatGPT
 درمان نفخ سگ
 انتخاب ظرف غذای گربه
 غلبه بر ترس از شکست
 عاشق کردن شوهر
 درآمد از سوشال مدیا
 درمان خیانت زنان
 درآمد از تولید محتوا
 صبر در رابطه عاشقانه
 عشق در سنین مختلف
 پرسونای مخاطب سایت
 ساخت آهنگ هوش مصنوعی
 آموزش Blender
 بهبود رتبه گوگل
 خطر بازنویسی هوش مصنوعی
 سگ باکسر
 تدریس آنلاین ریاضی
 یافتن شغل دلخواه
 بازاریابی برونگرا
 افزایش فروش عکس
 درآمد از اپلیکیشن موبایل
 خلق موشن گرافیک
 تولید کپشن اینستاگرام
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • طرح های تحقیقاتی و پایان نامه ها – قسمت 6 – 3
  • مقایسه اثر میکرو و نانو دی اکسید تیتانیوم بر خواص ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود متن کامل پایان نامه ارشد – قواعد داوری آنسیترال – 4
  • طرح های پژوهشی انجام شده درباره تحلیل ارتباط توسعه پایگاههای الکترونیکی در افزایش میزان گردشگران- فایل ۵ – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل پایان نامه با فرمت word : اندیشه‌ها و گرایش های اعتزالی نوین در اهل … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • طرح های تحقیقاتی و پایان نامه ها – تعلیق مراقبتی در دنیا – 7
  • پژوهش های انجام شده در مورد آزادی اطلاعات در ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل های مقالات و پروژه ها – ۲-۱۱-۳- فرایند یا عرضه محور – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • فایل های مقالات و پروژه ها – گفتار دوم: انفال و مالکیت آن برای انسان – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • مقاله های علمی- دانشگاهی – بند اول : تبدیل تعهد به اعتبار داین ( پیمان کار ) – پایان نامه های کارشناسی ارشد

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان