ایده پردازان فردا : ایده های نو برای زندگی بهتر

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
دانلود فایل ها در مورد : بررسی رابطه ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۰٫۵۲

کشیدگی

۱٫۹

۰٫۴۸

۰٫۷۴

۰٫۹۱

۰٫۵-

۰٫۵۶-

مینیمم

۱

۱٫۵

۱٫۶۷

۲

۱٫۳۳

۰٫۰۴

ماکزیمم

۵

۴

۵

۴٫۸

۵

۰٫۳۷

همانطور که در جدول ۴-۵ ملاحظه می شود شاخص های گرایش به مرکز نظیر میانگین ، میانه و شاخص های پراکندگی نظیر انحراف معیار ،مینیمم ، ماکزیمم و کشیدگی و چولگی برای متغیرهای مکنون شامل شرایط محیط کار ،بعد محیط زیست ،بعد رفتار کسب و کار ،بعد جامعه و اجتماع محلی ،بعد راهبردی شرکت، محاسبه شده است . با توجه به شاخص کشیدگی و چولگی محاسبه شده وضعیت توزیع متغیرها با توزیع نرمال انطباق داده می شود ،اگر این شاخص در بازه(۲،۲-) قرار داشته باشند ، توزیع متغیرهای مکنون مورد نظر ، نرمال فرض می شود ، اینک در جدول بالا ملاحظه می نماییم که شاخص کشیدگی و چولگی برای یکایک متغیرهای مکنون در بازه مذکور قرار دارد ، لذا فرض می شود که متغیر های مکنون تحقیق اولین شرط (شرط نرمال بودن ) لازم برای کاربرد آزمون های پارامتری را دارند.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۲٫۴ بخش دوم آمار استنباطی
محقق پس از این که مسئله تحقیق خود را تعیین کرد و مراحل تعیین روش تحقیق، مشخص سازی ابزار مناسب جمع­آوری داده‌ها و به‌کارگیری آن‌ها را طی کرد اکنون نوبت آن فرامی‌رسد که داده‌های جمع‌ آوری شده را تجزیه و تحلیل کرده تا تکلیف فرضیه‌های پژوهش را که گزاره‌های احتمالی و غیر یقینی بودند معین سازد. برای تجزیه و تحلیل داده‌های جمع‌ آوری شده و تبدیل آن‌ها به اطلاعاتی که با آن‌ها بتوان فرضیه‌ها را آزمود باید مجموعه‌ای از قواعد را رعایت کرد و تکنیک‌ها و فنون آماری مناسب با داده‌ها را برگزید.
در این فصل تجزیه و تحلیل داده‌ها در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی ارائه می‌شود. در آمار توصیفی با بهره گرفتن از فنون آمار توصیفی به تجزیه و تحلیل جمعیت شناختی نمونه آماری و در قسمت آمار استنباطی با بهره گرفتن از آزمون‌های آماری به بررسی فرضیات پژوهش می‌پردازیم. تجزیه و تحلیل استنباطی با از استفاده آزمون‌هایی چون ضریب همبستگی پیرسون نرم‌افزارSPSS انجام می‌شود.
الف- آزمون کولموگروف –اسمیرنوف برای بررسی وضعیت نرمالیته متغیرها
یکی از مهمترین پیش فرض های کاربرد آزمون های پارامتری ، نرمال بودن متغیرهای مکنون می باشد. لذا با کمک آزمون تک نمونه ای k-s به بررسی این پیش فرض خواهیم پرداخت.این آزمون از نوع ناپارامتری است و برای ارزیابی همقوارگی متغیرهای رتبه ای در دو نمونه (مستقل و یا غیر مستقل) و یا همقوارگی توزیع یک نمونه با توزیع مفروض برای یک جامعه ، به کار می‌رود. هنگام بررسی نرمال بودن داده‌ها ما فرض صفر مبتنی بر اینکه توزیع داده‌ها نرمال است را در سطح خطای ۵% تست می‌کنیم.
بنابراین اگر آماره آزمون بزرگ‌تر مساوی۰۵/۰ بدست آید، در این صورت دلیلی برای رد فرض صفر مبتنی بر اینکه داده نرمال است، وجود نخواهد داشت. به عبارت دیگر توزیع داده‌ها نرمال خواهد بود.
چنانچه سطح معناداری درآزمون کولموگروف-اسمیرنوف که در این جدول با SIG نمایش داده می‌شود بیشتر از ۰۵/۰ باشد می‌توان داده‌ها را با اطمینان بالایی نرمال فرض کرد. در غیر این صورت نمی‌توان گفت که توزیع داده‌ها منطبق بر توزیع نرمال است.
در این آزمون ، فرضیات صفر و مقابل به صورت زیر می باشد .
متغیر مورد آزمون دارای توزیعی منطبق بر توزیع نرمال می باشد : .
متغیر مورد آزمون دارای توزیعی منطبق بر توزیع نرمال نمی باشد :.
جدول ۴-۶ آزمون کولموگراف برای متغیرهای پنهان تحقیق

نظر دهید »
پایان نامه کارشناسی ارشد : منابع کارشناسی ارشد با موضوع احتضار و حقیقت مرگ ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

لذا ایشان اینطور بیان می دارند: «مرگ امری نیست که ما را از بین ببرد، بلکه بین ما و صفات و بین ما و آنچه غیر ما و صفات لازمه ماست جدایی می اندازد. و به معنای دیگر مرگ در همه ماسوی الله جاری است و این معنا همان فنای هر سافل در عالی اش و توجه هر سافل به عالی خود و رجوع هر شیئ به اصل و عود هر صورت به حقیقتش می باشد.»[۱۶۹]
۳-۲-۳ مرگ در آیات و روایات
مسأله معاد در جهان بینی قرآن کریم، بخش مهم و اعظمی را به خود اختصاص داده است. اینکه در بین موضوعات مورد اشاره در قرآن کریم یک سوم کل موضوعات با معاد ارتباط دارد، اهمیت این مسأله را به خوبی نشان می دهد. و در بین موضوعات تحت این مسأله، مرگ به دلیل ملموس بودن و سروکار داشتن با زندگی دنیایی و مادی؛ و همچنین به دلیل سرانجام همه فرصت ها و پایان یافتن سیر تشریعی انسان، از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است.
قرآن کریم به موضوع مرگ به صورت مستقیم و ضمنی، و کلی و جزئی پرداخته است. که با واکاوی و نگاه دقیق به آیات می توان ابعاد مختلف آن را بهتر شناخت. در قرآن کریم آیات مربوط به موضوع مرگ به چند دسته کلی تقسیم می شوند.
یک دسته آیاتی که به مرگ به مثابه مرحله انتقال روح به عالم بالا می نگرد، (حقیقت مرگ).
دسته دیگر آیاتی که مرگ را به عنوان یک موجود و مخلوق در عالم هستی می داند، (مخلوق بودن مرگ).
دسته دیگر آیاتی که مرگ را برای همه هستی به صورت عام معرفی می کند و خود مرگ را نیز از مردن مصون نمی داند، (فراگیر بودن مرگ).

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

و دیگر آیاتی که ویژگی های مرگ را بیان می نماید، (ویژگی های مرگ).
هر کدام از این موارد شرح و تفصیل فراوان می طلبد؛ که در این پروهش نیز سعی بر آن است که با بحث پیرامون این آیات و با استعانت از روایات، راه را برای تحلیل و مداقه خواننده باز نموده و نمی از یم بی کران کلام الله، توشه برگیریم. لکن به مناسبت بحث، هر دسته از این آیات را درجایگاه مقتضی، به بحث و بررسی خواهیم نشست. –إن شاءالله-
۳-۲-۳-۱ حقیقت مرگ
آنچه زندگی و منش یک انسان موحد را از غیر او جدا می سازد، جهان بینی و نوع نگرش او به حقایق عالم است. در حقیقت انسان، عملش از نیت او سرچشمه می گیرد، و نیتش زاییده نگرش او به عالم است، چیزی (جهان بینی) که اگر صحیح و بر صراط مستقیم قرار بگیرد، کائنات نیز در یک هماهنگی بی نظیر با او، وی را در مسیر سیر إلی الله یاری می رسانند و با استعانت پروردگار در امن و امان ابدی خواهد بود «إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُون»[۱۷۰] و اگر خدای نخواسته دچار اعوجاج شد، نه تنها یاوری نخواهد داشت، بلکه ذرات عالم هستی با وی به دشمنی بر می خیزند و روی سعادت را نخواهد دید، «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَهً ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ أَعْمى».[۱۷۱]
به همین جهت، جهان بینی و نوع نگرش بندگان بسیار مورد توجه خداوند رحمان و رحیم است، و در کتاب هدایت بشر، قرآن کریم، کنه بسیاری از حقایق کلیدی عالم، در اختیار صاحبان اندیشه و خرد قرار گرفته است؛ یکی از این حقایق مرگ است، که پی بردن به اصل حقیقت آن برای اندیشه مادی میسر نیست و برای شناختش راهی جز اتصال به وحی وجود ندارد.
همانطور که عرض شد، «موت» و «توفی» در قرآن کریم معانی متفاوتی دارند، و به مناسبت بحث، ما در این جا به بخشی از حقیقت آن که در معنای «توفی» نهفته است خواهیم پرداخت. البته واژه «توفی» در آینده، مفصلا بررسی خواهد شد.[۱۷۲] –إن شاءالله-
خداوند متعال در قرآن کریم در ارتباط با مرگ در آیه ای با نشان دادن وجه تشابه و تفاوت آن با خواب بخشی از حقیقت آن را بیان می نماید، آنجا که می فرماید: «اللَّهُ یَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حینَ مَوْتِها وَ الَّتی‏ لَمْ تَمُتْ فی‏ مَنامِها فَیُمْسِکُ الَّتی‏ قَضى‏ عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَ یُرْسِلُ الْأُخْرى‏ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون»[۱۷۳] در این آیه به ظرافت تمام و با بیان یک مقایسه حقیقت مرگ که همان انتقال از عالم طبع به عالم ملکوت است، به زیبایی به تصویر کشیده شده، و آن را آیت و نشانه ای از وجود پروردگار مقتدر و مدبر می داند.
آنچه در آیه بدان عنایت شده، اصل انتقال و صعود روح است، که همان حقیقت مرگ و توفی است. در تفسیر ارزشمند مخزن العرفان این مطلب به شیوایی توضیح داده شده است؛ ایشان با بیان اینکه دو نوع نفس وجود دارد، می فرمایند: یک نفس حیوانی که در هنگام خواب در بدن باقی می ماند و اندک حس و ادراک ضعیف بدن نشان از وجود نفس حیوانی است.
و دیگر نفس ناطقه انسانی است که در تعریف آن گفته‏اند (جوهر مجرد دراک) و حقیقت انسانى همین عقل مجرد خواهد بود و شعور و فهم و ادراک کلیّات از شئون وى بشمار می رود و تعلق آن به بدن تعلق تدبیرى است نه آنکه حلول در بدن داشته باشد و موقع خواب به حکم ایزد متعال براى استراحت بدن موقتا از بدن و قواى حیوانى اعراض می نماید.
هر گاه حکم بر حیات دنیوى وى جارى گردیده آن نفس ناطقه گرفته شده به بدن بر می گردد و انسان از خواب بیدار می شود و اگر حکم بر مرگ وى جارى گردیده همان روح مجرد نفس حیوانى را از بدن می گیرد و بدن را رها می نماید زیرا که نفس حیوانى که آن را در عرف جان می گویند شعاعى است از همان روح مجرد.[۱۷۴]
۳-۲-۳-۱-۱ بیان یک تمثیل در حقیقت مرگ
در تفسیر اطیب البیان مثالی آمده است که اشاره به آن برای روشن شدن حقیقت امر، خالی از لطف نیست. و آن اینکه انسان داراى روح حیوانى است و آن بخاریست در مکینه بدن که گاه خاموش می شود و گاه روشن است و گاهی هم تمام می شود؛ به عین، مثَل آن مثل نفت و بنزین و قوه برق است که بعض اوقات خاموش می شود وگاهی روشن وگاه نیز تمام می شود.
این روح حیوانی در حال خواب خاموش می شود و در حال بیدارى روشن و در حال موت تمام می شود و داراى روح انسانى و ملکوتیست که در حال نوم بدن را رها می کند و سیر می کند به عالم بالا و روح حیوانیش باقى است در بدن و در این حال نوم اگر بخار حیوانى تمام شد دیگر نفس انسانى برنمی گردد، چون اسباب از دستش گرفته می شود مثل اینکه اگر نفت و بنزین تمام شد دیگر ماشین و مکینه در تحت فرمان راننده نیست مگر روز قیامت که در مکینه بدن نفت و بنزین کنند و روشن کنند نفس بر آن سوار می شود و در تحت فرمان نفس می آید.[۱۷۵]
۳-۲-۳-۲ ماهیت وجودی مرگ
مرگ از منظر روایات به تعابیر مختلفی وصف شده است، گاهی به پلی منتقل کننده برای روح وصف شده «الْمَوْتُ إِلَّا قَنْطَرَهٌ تَعْبُرُ بِکُم‏»[۱۷۶] و گاه مانند صافی است که روح را از ناپاکی ها تصفیه می کند، «الْمَوْتُ هُوَ الْمِصْفَاه»[۱۷۷] و یا گاه به بزرگترین شادی و یا اندوه وصف شده «إِمَّا بِشَارَهٌ بِنَعِیمِ الْأَبَدِ وَ إِمَّا بِشَارَهٌ بِعَذَابِ الْأَبَد»[۱۷۸] و بسیاری تعابیر دیگر که همه در وصف مرگ بیان شده اند.
و ازین توصیفات اینگونه مستفاد می شود، که آن امری که حقیقت آن انتقال و تصفیه و بشارت و… است، باید امری وجودی باشد، همانطور که در قرآن کریم به صراحت بیان شده است: «الَّذی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاهَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزیزُ الْغَفُورُ».[۱۷۹]
تفاسیر مطلب مذکور را اینگونه بیان می فرمایند که موت و حیات دو امر وجودى از باب عدم و ملکه می باشد زیرا موت بر چیزى صادق آید که لایق حیات باشد و بشود آثار حیاتى بر وى بروز و ظهور نماید مثل کورى در مقابل بینایى؛ انسانى و حیوانى را کور گویند که فاقد چشم گردیده لکن سنگ و چوب و باقى اشیاء را کور نمی گوید و لو آنکه چشم ندارند.[۱۸۰] چراکه این عدم با عدم هاى صرف فرق دارد و مانند کورى و تاریکى، عدم ملکه است، که حظى از وجود دارد.[۱۸۱]
بنابراین کلمه «حیات» در مورد چیزى بکار مى‏رود که آن چیز حالتى دارد که به خاطر داشتن آن حالت، داراى شعور و اراده شده است. و کلمه «موت» به معناى نداشتن آن حالت است، چیزى که هست به طورى که از تعلیم قرآن برمى‏آید معناى دیگرى به خود گرفته، و آن عبارت از این است که همان موجود داراى شعور و اراده از یکى از مراحل زندگى به مرحله‏اى دیگر منتقل شود، قرآن کریم صرف این انتقال را موت خوانده با اینکه منتقل شونده شعور و اراده خود را از دست نداده، هم چنان که از آیه «نَحْنُ قَدَّرْنا بَیْنَکُمُ الْمَوْتَ … فِی ما لا تَعْلَمُونَ»[۱۸۲] این معنا استفاده مى‏شد، بنابراین مرگ به معناى عدم حیات نیست، بلکه به معناى انتقال است. امرى است وجودى که مانند حیات خلقت‏پذیر است.
علاوه بر این در بیان قرآن مسأله مرگ امر حقی است که گریزی از آن نیست، «وَ جَاءَتْ سَکْرَهُ الْمَوْتِ بِالحَْقّ‏ِ ذَالِکَ مَا کُنتَ مِنْهُ تحَِید»[۱۸۳] بعلاوه در روایات نیز به حقانیت این امر تصریح شده است «أنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ» و پذیرش آن را یکی از مراتب یقین بشمار آورده اند.[۱۸۴] در روایتی از حضرت باقر (علیه السلام) نقل شده که فرمودند: موت و حیات دو مخلوق از مخلوقات خداوند هستند، موت که وارد شد در انسان حیات خارج می شود و داخل نمی شود موت بر چیزى مگر آنکه حیات از آن خارج می گردد
بالجمله مرگ نیز مانند حیات و دیگر وجودات عالم هستی،دارای حیات و شعور است، و همچنین هر امر حقی خیر است و هر خیری وجود. لکن این وجود زنده وحی (مرگ)، تجلی دهنده انوار قاهریت و غلبه واجب الوجود است، و البته نفوس در مواجهه با این تجلیات، متفاوت خواهند بود.
۳-۲-۳-۲-۱ نکته یکم:
در آیه «الَّذی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاهَ» مشاهده می شود که مرگ بر حیات در مخلوقیت مقدم است، در ارتباط با این تقدم سخن بسیار رفته است اما در شایسته ترین این نظریات اینگونه آمده است که مرگ مقدّم و جلوتر بوده، چون همه چیزها در اوّل در حکم اموات و مردگان بوده‏اند مانند نطفه و خاک، سپس زندگى بر آن عارض شده است.[۱۸۵]
به بیان دیگر در نظام عالم مکوّنات و مادّیات موت مقدمه حیات است چنانچه مشاهده می شود هر موجود زنده‏اى از مرده بیرون می آید که موت و حیات متعاقب یکدیگر و دنبال هم این نظام بدیع و ترتیب جمیل خلقت را تشکیل می دهند، از نطفه مرده حیوان و انسان پدید می گردد به اعتبار دیگر از جماد نبات از نبات حیوان از حیوان انسان بوجود می آید و نیز انسان از حیوان مرده تغذیه نموده امرار حیات می نماید و بر زندگانى خود ادامه می دهد.[۱۸۶]
اما لایه دیگری از این تقدم را تفسیر شریف اطیب البیان اینگونه ذکر می کند که انسان در تحصیل کمالات و نیل به مقامات احتیاج به دو امر دارد: اول تخلیه است سپس تحلیه،
۱-در باب ایمان و عقائد ابتدا باید کفر و شرک و عقائد فاسده زایل شود سپس جاى گیر آنها ایمان و عقاید حقه شود،
۲-در باب اخلاق اول ازاله اخلاق رذیله و صفات خبیثه و ملکات سیئه باید بشود سپس تحصیل اخلاق حمیده و صفات پسندیده و ملکات حسنه،
۳-در باب اعمال اولا قلب را از لوث معاصى باید پاک نمود سپس بنور اعمال صالحه زینت داد لذا تقواى از معاصى مقدم است بر اعمال صالحه، موت مجرد زوال حیات حیوانى نیست بلکه ازاله عقاید فاسده و اخلاق رذیله و اعمال سیئه است؛ آنها را بمیراند سپس حیات ایمانى و کمالات اخلاقى و اعمال حسنه جاى گیر شود.[۱۸۷]
۳-۲-۳-۲-۲ نکته دوم:
آیه مورد بحث علاوه بر مفادى که گفتیم، اشاره‏اى هم به این نکته دارد که مقصود بالذات از خلقت رساندن جزاى خیر به بندگان بوده، چون در این آیه سخنى از گناه و کار زشت و کیفر نیامده، تنها عمل خوب را ذکر کرده و فرموده خلقت حیات و موت براى این است که معلوم شود کدامیک عملش بهتر است. پس صاحبان عمل نیک مقصود اصلى از خلقتند، و اما دیگران به خاطر آنان خلق شده‏اند.[۱۸۸]
البته اختبار خداوند نه براى این است که مجهولى بر او معلوم گردد بلکه براى این است که بر خود انسان و بر دیگران این امر مسلم شود که چه کسی قابلیت دخول بهشت داشت و مراد از احسن عمل ایمان به عقائد حقه و تخلق به اخلاق حسنه و عمل به اعمال صالحه است، هر چه ایمان قوى‏تر باشد و اخلاق بهتر باشد و اعمال اصلح باشد احسن است.[۱۸۹]
از پیغمبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) نقل شده که در توضیح این آیه شریفه فرمودند: شما را آزمایش می کنند تا کدام یک نیکوتر باشید از حیث عقل پس هر کس عقلش تمام‏تر است ترسش از خدا بیشتر است و بهتر اطاعت و فرمانبردارى می کند از اوامر و نواهى پروردگار هر چند مستحبات را اندک بجا آورد و در حدیث دیگر فرمود آزمایش می کنند شما را تا معلوم شود که کدام یک در محرمات با تقوى‏ترید و واجبات را بسرعت انجام می دهید و فرمان بردار هستید.[۱۹۰]
در تفسیر برهان ذیل آیه روایتی از حضرت امام جعفر بن محمد صادق (علیهما السلام) آمده که فرمودند معناى آیه آنست که آزمایش می کنند شما را تا معلوم شود کدام یک باقى مى‏مانید بر عمل و خلوص پیدا می کنید چراکه عمل نیکو و خالص آنست که صاحبش از آن عمل، ستایش کردن احدی را جز خداوند قصد و اراده نکند و نیت انسان افضل از عمل است پس از آن این آیه را قرائت فرمودند «قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلى‏ شاکِلَتِهِ» یعنى هر کس بر طبق نیت خود عمل می کند.[۱۹۱]
۳-۳ مجانست خواب و مرگ
تبیین شد که حقیقت موت یک امر کاملا وجودی در عالم هستی است و این موجود لزوما ویژگی هایی دارد که بعضی از آن ها با موجودات دیگر مشترک و بعضی منحصر به فرد است. یادآور می شویم که حقیقتِ مرگ، نفس انتقال است؛ انتقال از عالمی به عالم دیگر، با ویژگی ها و لوازم خاص خودش. در این مرحله با هدف بررسی ویژگی ها و لوازم مسأله مرگ برآنیم تا در مقام مقایسه، به واکاوی ماهیت مرگ و به تبع آن ماهیت خواب بپردازیم. نیاز به توضیح نیست که مقایسه تحلیلی خود روشی مستقل برای پی بردن به خصوصیات هر موضوعی است.
خواب امری است که از جهت ماهیت بسیار مشابه مرگ تعریف شده است، بطوریکه روایات شریفه به برادری این دو اشاره می کند، و خداوند در قرآن کریم طی آیه ۴۲ سوره مبارکه زمر خواب را همسنخ مرگ می خواند «اللَّهُ یَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حینَ مَوْتِها وَ الَّتی‏ لَمْ تَمُتْ فی‏ مَنامِها فَیُمْسِکُ الَّتی‏ قَضى‏ عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَ یُرْسِلُ الْأُخْرى‏ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون»[۱۹۲].
در روایات رسیده از اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) به صورت صریح به یکی بودن خواب و مرگ اشاره شده است، برای نمونه در کتاب «معانی الاخبار» روایت شده از امام محمد تقی (علیه السلام)، که چون از آن حضرت از حقیقت مرگ سوال شد، ایشان در پاسخ فرمودند: «هُوَ النَّوْمُ الَّذِی یَأْتِیکُمْ کُلَّ لَیْلَهٍ إِلَّا أَنَّهُ طَوِیلٌ مُدَّتُهُ لَا یُنْتَبَهُ مِنْهُ إِلَّا یَوْمَ الْقِیَامَه…».[۱۹۳]
جناب صدرالمتألهین (رحمه الله) نیز به این امر تصریح می فرماید که: «النوم الذی هو ضرب من الموت لأنه عباره عن ترک استعمال بعض قواها المحرکه و الحساسه»[۱۹۴]. از این رو در این جا لازم است در ابتدا تعریفی مختصر از ماهیت خواب ارائه داده و سپس به بیان شباهت ها و تفاوت های این دو امر بپردازیم.
۳-۳-۱ ماهیت خواب

نظر دهید »
دانلود منابع پژوهشی : تحقیقات انجام شده در مورد دشمن شناسی از منظر … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

واژگان کلیدی:
آیه­هایی از قرآن کریم بیان­گر توجه ویژه قرآن پیرامون دشمن­شناسی است نمونه­هایی از آن را در این­جا یادآور می­شویم:
۲-۴-۱٫کید:«الکید: صیاح الغراب بجهد. و الکید. إخراج الزند النار. و الکید: التدبیر بباطل أو حقّ. و الکید: الحرب»:[۴۴]کید یعنی فریاد کلاغ به بلندی و یعنى چوب آتش زنه آتشش که کم و کند است. و تدبیر به باطل یا حق و کید به معنی جنگ.
کید عبارت است از حیله، نیرنگ، فریب دادن و نیز کوشش کردن است.[۴۵]کید نوعی حیله و چاره جویی است که بر دو گونه­ نکوهیده و پسندیده می­باشد، هر چند استعمال آن در مذموم بیشتر است.[۴۶]
صاحب مجمع البحرین در معنی کاد می­نویسد: «کاد یعنی نسبت به او نیرنگ کرد. و کائد به فردی، زمانی اطلاق می­گردد که نسبت به کسی با نیرنگ، عملی را انجام دهد و او را در ضرر و زیان قرار دهد».[۴۷]
کید: «کاری است که فردی با رفیقش از راه حیله انجام می دهد تا او را در مکروه و ناملایمی افکند».[۴۸]
کید:« درخواست چیزى از دیگرى با نارضایتى و کراهت او، چنان­چه زلیخا کارى را از یوسف می­خواست که حاضر بدان نبود و از آن امتناع داشت».[۴۹] کید: «نقشه کشیدن در پنهان براى ضرر زدن به دیگرى» .[۵۰]
و کید: عبارت است از مکر شدید و مکر با سه قید محقّق گردد: فکر و تدبیر و عمل و حرکت و برنامه إضرار بر دیگرى.[۵۱]
۲-۴-۱-۱) بررسی آیات «کید»:
۲-۴-۱-۱-۱) إِنَّهُمْ یَکِیدُونَ کَیْداًًوَ أَکِیدُ کَیْداً، فَمَهِّلِ الْکافِرِینَ أَمْهِلْهُمْ رُوَیْداً [۵۲]: ضمیر «اِنَّهُم» راجع به کافران و معارضان با قرآن و حکومت آنست. کید، نقشه و ساخت و سازهاى پنهان براى غافلگیرى است. دو فعل مضارع «یکیدون. اکید» اشعار به استمرار و همیشگى بودن این دوگونه کید دارد. کیداً، دلالت بر نوعى کید می نماید که متناسب با کید کننده است: دام­ها و کیدهاى کافران و منافقان بافته رشته‏هاى اوهام و ناشى از اندیشه‏هاى شیطانى و قدرت هاى محدود و در میان کوره راه­هاى تاریک و گمراهى است: «وَ ما کَیْدُ الْکافِرِینَ إِلَّا فِی ضَلالٍ»[۵۳]. کید خداوند حکیم و قاهر در طریق هدایت و نور و بر مبناى حکمت و ناشى از قدرت پایدار و نظام و سنن عالم و اجتماع است: «إِنَّ کَیْدِی مَتِینٌ».[۵۴]
إِنَّهُمْ یَکِیدُونَ کَیْداً[۵۵]: دشمنان پیوسته مکر وحیله می کنند. نکته­ی قابل توجه در این آیه، آن است که کلمه «یکیدون» به صیغه فعل مضارع بیانگر دوام و استمرار تؤطئه­های دشمنان است[۵۶]. که باترفندها و القای شبهه­ها و ایراد افکنی، مردم را برای مبارزه کردن با قرآن فرا می­خوانند.[۵۷]

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

خداوند در این آیه براى تسلّى خاطر پیامبر(صلّى اللّه علیه و آله) و مؤمنان از یک سو و تهدید دشمنان اسلام از سوى دیگر مى‏افزاید: «آن­ها پیوسته حیله مى‏کنند» و نقشه‏ها مى‏ریزند (انّهم یَکیدون کَیداً)[۵۸]
صاحب تفسیر نوین در ذیل آیه­ی ۱۵، سوره­ی طارق چنین می نویسد: «کتب لغت «کید» را چنین معنى کرده‏اند: حیله و مکر- خدعه- خبث- جنگ- بدخواهى یعنى قطعاً مشرکان مکه سخت چاره جوئى- فریبکارى- نیرنگسازى- پلیدى و بدذاتى و بدخواهى و بالاخره جنگ و ستیز می­ کنند تا جلو نفوذ قرآن و تأثیر دعوت تو را بگیرند. آرى آن­ها نقشه‏ها کشیدند تدبیرها کردند، کوشش­ها نمودند تا اسلام پیشرفت نکند نسبت سحر و کهانت، شاعرى و جنون به حضرتش دادند، تطمیعش کردند که اگر زن زیبا، پول و ثروت یا ریاست و مقام می­خواهى همه را به بهترین وجه برایت فراهم می­کنیم گروندگان را آزردند، شکنجه دادند و کشتند پیمان نامه امضاء کردند که کسى با پیغمبر و کسانش، معامله و معاشرت و ازدواج و مراوده نکند. وقتى از هیچ­کدام از این کارها نتیجه نگرفتند تصمیم به کشتنش در دار الندوه گرفتند. آن­هم عملى نشد».[۵۹]
صاحب «اطیب­البیان» در تفسیرش ذیل این آیه، چنین می­نویسد: «مفسرین نظر به این که کید و مکر از صفات خبیثه است و ساحت قدس ربوبى منزه است لذا کید و مکر را حمل بر عقوبت و عذاب کردند یعنى عذاب من سخت است، لکن کید و مکرى که از صفات رذیله شمرده شده با مؤمنین است و اما با کفار به­خصوص در مقام عقوبت از صفات بارزه است چنان­چه گفتند امیر المؤمنین (علیه السّلام) در جنگ با عمرو ابن عبدود بعد از ضربتى که بر فرق على(علیه السّلام) آمد فرمود با این شجاعتت کمک از براى تو می ­آید، برگشت ببیند کیست به کمک آن آمده حضرت ضربتى بر ران آن ملعون زد که در غلطید و روى زمین افتاد و هم­چنین حضرت قاسم (علیه السّلام) در مقابل ازرق شامى فرمود: بند رکاب اسبت را ببند خم شد ضربتى بر کمر او زد دو نیم شد بنابراین کید و مکر الهى اینست که معامله‏اى با کفار می­ کند که بر حسب ظاهر آن­ها را خوش آید مثل اقبال دنیا از سلطنت و ریاست و جاه و مقام و مکنت و دولت ولى در حقیقت عین عقوبت است لذا می­فرماید:« وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرِینَ»[۶۰] و نیز می­فرماید:« إِنَّهُمْ یَکِیدُونَ کَیْداً وَ أَکِیدُ کَیْداً فَمَهِّلِ الْکافِرِینَ أَمْهِلْهُمْ رُوَیْداً »[۶۱] ، که تفریع می­فرماید بر کید خود که اى پیغمبر من آن­ها را مهلت ده من آن­ها را مهلت دادم تا زمان عقوبت و البته کید خدا محکم است و مکر او شدید».[۶۲]
۲-۴-۱-۱-۲) انَّ کَیْدَ الشَّیْطانِ کانَ ضَعِیفاً[۶۳]: یعنى مکر و سیاست شیطان همیشه محکوم به شکست و خذلان است[۶۴]. نیرنگ شیطان در همه حال و در همه وقت، ضعیف است و چنین نیست که گاهى ضعیف باشد و گاهى ضعیف نباشد. آوردن «کان» در جمله نیز براى تاکید همین معنى است.[۶۵] اما کید خداوند حکیم و قاهر در طریق هدایت و نور و بر مبناى حکمت و ناشى از قدرت پایدار و نظام و سنن عالم و اجتماع است: «إِنَّ کَیْدِی مَتِینٌ» قرآن که خود قول حق و فصل است، مظهرى از نقشه حقّ و کید حکیمانه خداوند مى‏باشد که مانند اژدهاى موسى کیدهاى ساحران و افسونگران را باطل مى‏نماید و بر طبق نظام و سنن خداوند پیش مى‏رود.[۶۶]
قتاده و مجاهد گویند: یعنى نیروى خداوند سخت است. حسن گوید: یعنى غضب خداوند سخت است. زجاج گوید: یعنى قدرت و عذاب خداوند سخت است. جبائى گوید: یعنى کید و مکر خداوند نسبت به­کفار شدید است.[۶۷]
نکته جالب: اگر گفته شود: چگونه خدا در این آیه می فرماید: (إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطانِ کانَ ضَعِیفاً)و در آیه ۲۸ سوره یوسف، درباره کید و مکر زنان می­فرماید: (إِنَّ کَیْدَکُنَّ عَظِیمٌ) یعنى حتماً کید و مکر شما زنان بزرگ است. در صورتى که کید و مکر شیطان از مکر زنان بزرگتر است؟جواب می­گوئیم: کید و مکرى که آیه مورد بحث می­گوید: در مقابل کید و قدرت خدا است. و تردیدى نیست که قدرت خدا مافوق هر قدرت و مکرى است. ولى کید و مکرى که در آیه ۲۸ سوره یوسف راجع به زنان می­گوید در مقابل کید و مکر مردان می­باشد.[۶۸]
۲-۴-۲) مکر:
واژه­ی«مکر» که در قرآن با مشتقاتش ۴۳ بار به کار رفته به معنی خدعه و نیرنگ در خفا و نیرنگ پنهانی است. هرگاه کسی را با حیله بازی از هدفش باز دارند، مکر گفته می­ شود.[۶۹]
راغب اصفهانی در معنی مکر می­نویسد:«المَکْرُ: صرف الغیر عمّا یقصده بحیله و ذلک ضربان: مکر محمود، و ذلک أن یتحرّى بذلک فعل جمیل و على ذلک قال: وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرِینَ‏* [آل عمران/ ۵۴]. و مذموم و هو أن یتحرّى به فعل قبیح، قال تعالى: وَ لا یَحِیقُ الْمَکْرُ السَّیِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ‏ [فاطر/ ۴۳]، وَ إِذْ یَمْکُرُ بِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا [الأنفال/ ۳۰]، فَانْظُرْ کَیْفَ کانَ عاقِبَهُ مَکْرِهِمْ‏ [النمل/ ۵۱]. و قال فی الأمرین: وَ مَکَرُوا مَکْراً وَ مَکَرْنا مَکْراً [النمل/ ۵۰] و قال بعضهم: من مکر اللّه إمهال العبد و تمکینه من أعراض الدّنیا، و لذلک قال أمیر المؤمنین رضی اللّه عنه: من وسّع علیه دنیاه و لم یعلم أنّه‏ مُکِرَ به فهو مخدوع عن عقله»‏.[۷۰]
یعنی: مَکْر یعنى با حیله و نیرنگ کسى را از مقصدش دور کنند و برگردانند که دو گونه است: مکر پسندیده که به وسیله آن قصد کار خوبى بشود در این معنى گفت: وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرِینَ‏[۷۱].
و مکر و حیله مذموم و ناپسند که کسى کار زشتى را قصد کند.«وَ لا یَحِیقُ‏ الْمَکْرُ السَّیِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ»[۷۲] و «وَ إِذْ یَمْکُرُ بِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا»[۷۳] و «فَانْظُرْ کَیْفَ کانَ عاقِبَهُ مَکْرِهِمْ‏».[۷۴]اما در مورد حیله خوب و بد آیه: وَ مَکَرُوا مَکْراً وَ مَکَرْنا مَکْراً.[۷۵] بعضى گفته‏اند، مکرى که از سوى خدا براى کار نیک است همان مهلت دادن به بنده است تا از امور دنیائى و متاع دنیوى بهره‏مند شده و تمکین یابد و جزایش را ببیند. از این جهت على (علیه السّلام) فرمود: «من وسع علیه دنیاه و لم یعلم انّه مکر به فهو مخدوع عن عقله» :یعنى کسى که دنیا برایش توسعه داشت و نفهمید که بدست آوردن افزون بر نیاز از متاع دنیا براى او فریبى است که گرفتار نیرنگش شد و براى کار نیک‏ چنین وضعى دارد نه پرداختن به اعمال قبیح چنین کسى عقلش او را فریب داده کم خرد است.[۷۶]
صاحب قاموس ذیل واژه­ی «مکر» چنین می­نویسد: «مکر: تدبیر. اعمّ از آن که در کار بد باشد و یا در کار خوب. در مفردات و اقرب الموارد می­گوید: مکر آنست که شخص را به حیله‏اى از مقصودش منصرف کنى و آن دو نوع است محمود و مذموم. محمود آنست که از آن کار خوبى مراد باشد و مذموم به عکس است. در المنار گفته: مکر در اصل تدبیر مخفى است که مکر شده را به آن­چه گمان نمی­کرد، می­کشد و اغلب در تدبیر بدکار می­رود».[۷۷] این­که در قاموس گفته: المکر: الخدیعه و در صحاح آمده: المکر: الاحتیال و الخدیعه. هر دو معنى غالب را در نظر گرفته‏اند. بنابر قول اقرب، مفردات، مجمع و المنار مکر اعمّ و شامل تدبیر خوب و بد هر دو است. مؤیّد این سخن قول خداوند است که فرموده: اسْتِکْباراً فِی الْأَرْضِ وَ مَکْرَ السَّیِّئِ وَ لا یَحِیقُ الْمَکْرُ السَّیِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ‏.[۷۸] وصف «السّیّئ» می­رساند که مکر فى نفسه گاهى سیّئ است و گاهى حسن ایضاً آیات‏: فَوَقاهُ اللَّهُ سَیِّئاتِ ما مَکَرُوا.[۷۹] و هم چنین آیه ی :أَ فَأَمِنَ الَّذِینَ مَکَرُوا السَّیِّئاتِ أَنْ یَخْسِفَ اللَّهُ بِهِمُ الْأَرْضَ‏[۸۰].[۸۱]
احمد مصطفی مراغی در تفسیرش مکر را این­گونه معنی کرده است: «مکر در اصل، تدبیر مخفی است که مکر شده را نسبت به آن­چه که گمان نمی­کرد می کشاند و غالباً در تدبیر بد و ناپسند به کار می­رود».[۸۲]
۲-۴-۲-۱) نکاتی در مورد واژه مکر:
۲-۴-۲-۱-۱) در بسیارى از آیات آن­گاه که نسبت مکر به خدا داده شده مکر در مرتبه ثانى است یعنى اوّل مکر بدکاران در مقابل دین حق و دستور خداوند است سپس مکر خدا و آن دو جور است مجازات و غیر آن مثلاً در آیه:‏ وَ یَمْکُرُونَ وَ یَمْکُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرِینَ‏[۸۳]. مراد از «یَمْکُرُونَ» حیله و تدبیر مشرکین است که می­خواستند حضرت رسول (صلّى اللّه علیه و آله) را بکشند یا زندانى کنند و یا تبعید نمایند و مراد از «یَمْکُرُ اللَّهُ» همان تدبیر خداوند است که آن حضرت را مأمور به هجرت نمود.
ایضاً در آیه‏: وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرِینَ‏[۸۴]. که مراد از مکر اول حیله یهود است درباره کشتن عیسى (علیه السّلام ) و منظور از مکر اللّه نجات دادن عیسى (علیه السّلام ) از دست آن­ها است. ولى در آیاتى نظیر: وَ مَکَرُوا مَکْراً وَ مَکَرْنا مَکْراً وَ هُمْ لا یَشْعُرُونَ. فَانْظُرْ کَیْفَ کانَ عاقِبَهُ مَکْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْناهُمْ وَ قَوْمَهُمْ أَجْمَعِینَ‏[۸۵]. منظور از مکر اوّل طفره زدن و انحراف کفّار است از پیروى حضرت صالح (علیه السّلام) و غرض از مکر دوّم هلاکت و عذاب آنهاست که همگى از بین رفتند و مکر خدا نتیجه طبیعى مکر آن­ها بود چنان­که فرموده: «فَانْظُرْ کَیْفَ کانَ عاقِبَهُ مَکْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْناهُمْ وَ قَوْمَهُمْ» و نیز روشن می­ کند که مکر خدا همان «دمرنا» است. ایضاً: إِذا لَهُمْ مَکْرٌ فِی آیاتِنا قُلِ اللَّهُ أَسْرَعُ مَکْراً [۸۶].
۲-۴-۲-۱-۲) در این­گونه آیات نسبت مکر به­خدا اشکالى ندارد که مکر خدا همان تدبیر خدا و تقدیراتى است که به حرمان و عذاب بدکاران می­ شود و آن در مرتبه ثانى از خدا ممدوح است که مقتضاى عدالت جز آن نیست وگرنه بد کار و نیکو کار از هم شناخته نمی­شوند پس آن مکر ممدوح است زیرا که عدالت است‏: «أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ اجْتَرَحُوا السَّیِّئاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ کَالَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ».‏[۸۷]
۲-۴-۲-۱-۳) گاهى مکر منسوب به خدا مکر ابتدائى است مثل‏: أَ فَأَمِنُوا مَکْرَ اللَّهِ فَلا یَأْمَنُ مَکْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ‏[۸۸]. معلوم است که مراد از مکر، عذاب خداست در مقابل نافرمانى مردم. بنابراین مکر خدا به عنوان مجازات صحیح و مکر ابتدایى از خداوند ممتنع است .یعنی: کلمه” مکر” به معناى این است که شخصى دیگرى را غافل‏گیر کرده و به او آسیبى برساند، این عمل از خداى تعالى وقتى صحیح است که به عنوان مجازات صورت بگیرد، انسان معصیتى کند که مستحق عذاب شود و خداوند او را از آن­جایى که خودش نفهمد معذب نماید و یا سرنوشتى براى او تنظیم کند که او خودش با پاى خود و غافل از سرنوشت خود به سوى عذاب برود و اما مکر ابتدایى و بدون این­که بنده معصیتى کرده باشد، البته صدورش از خداوند ممتنع است.[۸۹]به طور کلّی می­توان چنین نتیجه ­گیری گرفت که: « وَ قَدْ مَکَرَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلِلَّهِ الْمَکْرُ جَمِیعاً یَعْلَمُ ما تَکْسِبُ کُلُّ نَفْسٍ …»[۹۰]. این آیه صریح است در این­که تدبیر کلّى مال خداست و تدبیر دیگران در مقابل تدبیر خدا هیچ است و کارى از پیش نمی ­توانند برد.[۹۱]
۲-۴-۲-۱-۴) مکر در لغت عرب با آن­چه در فارسی امروز از آن می­فهمیم، تفاوت بسیار دارد در فارسی امروز مکر به نقشه­های شیطانی و زیان­بخش گفته می­ شود درحالی­که در ریشه ­های لغت عرب «مکر» هر نوع چاره اندیشی را می­گویند که گاهی خوب و گاهی زیان­آوراست.[۹۲]
۲-۴-۲-۱-۵) کیفر مکر و فریب‏: محمّد بن حسن بن على (ع) از پدرش از جدّش امیر مؤمنان (ع) نقل کرده است که آن حضرت مکرّر مى‏فرمود: مکر و فریب در آتش جاى دارد.[۹۳]
هشام بن سالم در حدیثى مرفوع از امیر المؤمنین (علیه السلام) حدیث کند که فرمود: اگر نبود که مکر و فریب کارى در آتشند من مکر اندیش­ترین مردمان بودم. گویا جهت این­که حضرت این سخن را فرموده این بود که مردم معاویه را مردى سیاستمدار و عاقل می­دانستند، و آن حضرت را سست رأى مى‏پنداشتند، چون می­دیدند که حیله‏هاى معاویه که بر پایه دروغ و مکر بنا نهاده شده بود پیشرفت می­کرد، پس آن حضرت بیان فرماید: که او به این نیرنگ­ها آشناتر است ولى چون آن­ها مخالفت با دستور خدا است آن­ها را به­کار نبندد چنان­چه سید رضى (ره) در نهج البلاغه از آن حضرت روایت کرده است که فرمود: «و ما در زمانى واقع ‏شده‏ایم که بیشتر مردم آن مکر را زیرکى پندارند و نادانان ایشان را زیرک خوانند، آن­ها را چه شده است؟ خدا ایشان را بکشد، مرد نیرومند و کاردان راه حیله و نیرنگ را می­داند ولى امر و نهى خدا جلوگیریش کند و با این­که به رأى العین آن را دیده و دانسته و توانائى به­کار بردن آن را دارد وامی­گذارد و کسى که در دین از هیچ گناهى باک ندارد فرصت‏جوئى می­ کند و مکر را به کار اندازد …»[۹۴] و آشناتر بودن آن حضرت به مکر و حیله و داناتر بودنش در به کار بردن آن روشن است زیرا آن حضرت به همه چیز داناتر از دیگران بوده است.[۹۵]
۲-۴-۲-۲) بررسی آیه «مکر»:
۲-۴-۲-۲-۱) وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرِینَ‏[۹۶]‏: (خدا بهترین مکر کنندگان است) یعنى منصف و عادل­ترین مکرکنندگان است زیرا مکر آن­ها ظلم است و مکر او عدل و انصاف و اما این­که خداوند به خود نسبت مکر داده از باب مزاوجت (که یکى از وجوه بلاغت است) می­باشد چون قبلاً اسم مکر برده شده مثل آیه شریفه: «اگر کسى به شما اعتداء و تجاوز کرد شما مانند آن بوى اعتداء و تجاوز کنید» با این­که دومى اعتداء نیست بلکه مجازات است به لفظ اعتداء ذکر کرده‏اند و این یکى از وجوه بلاغت است. مثلاً مجانست و مقابله که اولى مثل «تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصارُ»[۹۷] و دومى مثل آیه شریفه «ماذا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ قالُوا خَیْراً»[۹۸] به نصب خیراً که با سؤال مطابقه کند و مقابله مثل «وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ ناضِرَهٌ إِلى‏ رَبِّها ناظِرَهٌ وَ وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ باسِرَهٌ تَظُنُّ أَنْ یُفْعَلَ بِها فاقِرَه[۹۹]ٌ.[۱۰۰]
«وَ إِذْ یَمْکُرُ بِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِیُثْبِتُوکَ أَوْ یَقْتُلُوکَ أَوْ یُخْرِجُوکَ وَ یَمْکُرُونَ وَ یَمْکُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرِینَ»[۱۰۱]
شأن نزول این آیه قضیّه­ی«دارالنّدوه» است خداوند در این آیه می­فرماید: ای پیامبر، به یاد آور، یا به یادشان بیاور آن وقتى را که کافران نسبت به تو مکر مى‏کنند که تورا زندان کنند، یا بکشند یا اخراج کنند. این سخن یادآورى همان نعمت نجات از مکر کفّار است و آن وقتى بود که قریش در دار النّدوه در مورد زندان یا قتل یا اخراج پیامبر(ص) جلسه مشاوره تشکیل دادند و رأى آن­ها بالاتّفاق بر قتل پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله) قرار گرفت تا جایى که بنا گذاشته شد تا از هر قبیله‏اى مردى در قتل شریک باشد، تا خونش را بین قبیله‏ها تقسیم کنند تا بنى­هاشم نتوانند قصاص کنند.[۱۰۲]
معناى کلمه (یَمْکُرُ) در مبحث لغت و معنى در بالا نوشته شد. منظور از الذین کفروا: کفار قریش است که در مبحث سبب نزول گفته شد. یعنى یا محمّد (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) به خاطرآور آن هنگامى را که مشرکین می­خواستند سه نوع مکر و حیله علیه تو به­کار ببرند. ولى ما خدعه و نیرنگ ایشان را دامن گیر خودشان نمودیم و تو را بر آنان مسلّط کردیم. یکى از نیرنگ‏هاى ایشان این بود که تو را زندانى نمایند و در زندان نگاهت دارند تا بمیرى. چنان­که می­فرماید: (لِیُثْبِتُوکَ) ؛دوّم، این که تو را به قتل برسانند: (أَوْ یَقْتُلُوکَ) سوّم، این­که تو را از مکّه معظّمه اخراج نمایند: (أَوْ یُخْرِجُوکَ) مفسرین درباره جمله: (وَ یَمْکُرُونَ وَ یَمْکُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرِینَ)که ترجمه شد اقوالى دارند. می­گویند: چگونه می­ شود، خداى سبحان در حق کسى مکر و حیله نماید! در مجمع البحرین می­گوید: معنى (مکر) از طرف خلق: خدعه و نیرنگ و از طرف خدا: کیفر و مجازات می­باشد و این معنا صحیح است. زیرا تا خلق دست به مکر و حیله نزنند خدا آنان را دچار کیفر و مجازات اعمال زشتشان نمی­کند. و لذا کلمه (وَ یَمْکُرُونَ) در آیه مورد بحث قبل از کلمه (یَمْکُرُ اللَّهُ) به­کار رفته است. گرچه جمله مورد بحث سخن از مشرکین می­گوید، ولى از کلمه (یَمْکُرُونَ) که مضارع و براى استمرار می­باشد استفاده می­ شود: هر کسى تا قیامت مرتکب خدعه و نیرنگ شود به جزاى اعمال زشت خود خواهد رسید، لذا قرآن مجید می­فرماید:
اسْتِکْباراً فِی الْأَرْضِ وَ مَکْرَ السَّیِّئِ وَ لا یَحِیقُ الْمَکْرُ السَّیِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ‏ فَهَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا سُنَّتَ الْأَوَّلِینَ فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِیلًا وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِیلًا[۱۰۳]: این­ها همه به خاطر استکبار در زمین و نیرنگ­هاى بدشان بود امّا این نیرنگ­ها تنها دامان صاحبانش را مى‏گیرد آیا آن­ها چیزى جز سنّت پیشینیان و (عذاب­هاى دردناک آنان) را انتظار دارند! هرگز براى سنّت خدا تبدیل نخواهى یافت و هرگز براى سنّت الهى تغییرى نمى‏یابى ![۱۰۴]
۲-۴-۲-۳) فرق بین کید و مکر: «الفرق بین الکید و المکر: أنّ المکر مثل الکید فی أنّه لا یکون إلّا مع تدبّر و فکر، إلّا أنّ الکید أقوى من المکر»:[۱۰۵]یعنی مکر مانند کید می­باشد و هر دو همراه با تدبّر و فکر است، جز این­که کید قوی­تر از مکر است.
۲-۴-۳) ضَلال: این واژه با مشتقاتش ۱۸۹بار در قرآن کریم آمده است.[۱۰۶]
واژه­ی ضللّ، به معنای انحراف از حق است و مقابل آن، هدایت ویافتن راه حق می­باشد؛ ضلل ضدِّ هدایت و راستی است.[۱۰۷]
صاحب کتاب «التحقیق »، ذیل معنایِ این واژه می­نویسد:«أنّ الأصل الواحد فی هذه المادّه: هو ما یقابل الاهتداء، فالضلال هو عدم الاهتداء، و الإضلال هو فقدان الهدایه».[۱۰۸]یعنی: اصل این واژه به معنای ِآن­چه که در مقابل هدایت است، پس ضلالت عبارت است از عدم هدایت و اضلال همان فقدان هدایت است.
ضلال و ضلالت به معنى انحراف از حق است. «إِنِّی أَراکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلالٍ مُبِینٍ»[۱۰۹] من تو را و قومت را در انحراف و گمراهى آشکار مى‏بینم. یعنى انحراف از راه حق[۱۱۰].
الضَّلَال‏: عدول و انحراف از راه مستقیم، نقطه مقابلش هدایه است. خداى تعالى گوید: «فَمَنِ اهْتَدى‏ فَإِنَّما یَهْتَدِی لِنَفْسِهِ وَ مَنْ‏ ضَلَ‏ فَإِنَّما یَضِلُ‏ عَلَیْها».[۱۱۱]:(پس کسی که هدایت یافت به سود خویش هدایت مى‏یابد و کسی­ که گمراه شد بر زیان خویش گمراه مى‏شود). واژه «ضَلَال‏» براى هر عدول و انحرافى از راه مستقیم خواه عمدى یا سهوى و کم یا زیاد گفته مى‏شود. پس صراط مستقیمى که مورد رضا و خشنودى است جدّاً مشکل است[۱۱۲].
قول صحاح و قاموس و اقرب و نهایه نیز قول راغب است.
لغت «ضلل» در آیات با چهار وصف «مبین»،«بعید»،«قدیم»و«قدیم» توصیف شده است برای نمونه :
۲-۴-۳-۱) مبین : وَ إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْناماً آلِهَهً إِنِّی أَراکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلالٍ مُبِینٍ [۱۱۳]: (به خاطر بیاورید) هنگامى را که ابراهیم به پدرش [عمویش‏] «آزر» گفت: «آیا بت­هایى را معبودان خود انتخاب مى‏کنى؟! من، تو و قوم تو را در گمراهى آشکارى مى‏بینم.
۲-۴-۳-۲) بعید :… ذلِکَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعِیدُ [۱۱۴]: این همان گمراهى دور و دراز است.
۲-۴-۳-۳) قدیم : قالُوا تَاللَّهِ إِنَّکَ لَفِی ضَلالِکَ الْقَدِیمِ‏[۱۱۵]: گفتند: «به خدا تو در همان گمراهى سابقت هستى!»
۲-۴-۳-۴) کبیر: وَ قُلْنا ما نَزَّلَ اللَّهُ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا فِی ضَلالٍ کَبِیرٍ[۱۱۶]: و گفتیم: خداوند هرگز چیزى نازل نکرده، و شما در گمراهى بزرگى هستید!»

نظر دهید »
پایان نامه با فرمت word : دانلود فایل های پایان نامه با موضوع بررسی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

دهقانی، سید جلال، الزامات سیاست خارجی توسعه ملی در چشم‌انداز بیست ساله ایران، رهیافت‌های سیاسی ـ بین‌المللی، شماره ۵، پاییز و زمستان ۱۳۸۲
دیپلماسی ایران و تحولات منطقه‌ای در خلیج فارس، تبدیل تهدیدها به فرصت‌ها، اطلاعات سیاسی اقتصادی، سال نوزدهم، شماره هفتم و هشتم، فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۴
دینی علی و رحمانی تقی، هویت ملی و الگوهای توسعه اقتصادی، چشم‌انداز ایران، شماره شماره ۳۹، شهریور و مهر ۱۳۸۵
دینی‌ترکمانی، علی، تعدیل اقتصادی و فقر غذایی در ایران، اطلاعات سیاسی اقتصادی، سال یازدهم، شماره پنجم و ششم، بهمن و اسفند ۱۳۷۵
راسخی سعید و ذبیحی لهرمی المیر، مزیت رقابتی در صنعت پتروشیمی ایران دوره زمانی ۱۳۸۱-۱۳۸۵، تحقیقات اقتصادی دانشگاه تهران، شماره ۸۴، پاییز ۱۳۸۷
راسخی سعید، روش شناسی اندازه گیری تجارت درون صنعت یک مطالعه موردی برای صنایع کارخانه‌ای ایران، تحقیقات اقتصادی، شماره۸۱، زمستان ۱۳۸۶

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

راغفر، حسین و ابراهیمی زهرا، ملاحظاتی در باب فقر روستایی در ایران، ،مطالعات دین و اقتصاد، شماره ۱۰، زمستان ۱۳۸۵
رحمانی، احد، کارکرد ۱۵ساله بخش مسکن در برنامه‌های، اول دوم و سوم توسعه اقتصادی ۱۳۶۸-۱۳۸۲، اطلاعات سیاسی اقتصادی، سال بیستم، شماره اول و دوم، مهر و آبان ۱۳۸۴
رحمانی، مریم، بررسی نقش صنایع تبدیل در کاهش ضایعات و توسعه محصولات کشاورزی زراعی، روند، سال شانزدهم، شماره ۴۹، تابستان ۱۳۸۵
رحیمی بروجردی، علیرضا، مطالعه پیرامون تجارت، صنعت و رشد اقتصادی از منظر اقتصاد سیاسی، اقتصاد سیاسی، سال سوم، شماره نهم، ۱۳۸۴
رحیمی عبدالرحیم و وصفی اسفستانی شهرام و زارع محمدصادق، فقر در روستا، جامعه و اقتصاد، مطالعات دین و اقتصاد. شماره ۱۲، ۱۳۸۶
رحیمی علی رضا، تحلیل طبقاتی سیاست‌های تعدیل در ایران، اقتصاد سیاسی، سال سوم شماره، نهم، سال ۱۳۸۴
رحیمی فر، مهری، بررسی عملکرد اقتصادی انتشار اوراق مشارکت طرحهای عمرانی بر تولید و تورم، پژوهش‌ها و سیاست‌های اقتصادی، سال نهم شماره نوزدهم، پاییز ۱۳۸۰
رحیمی‌بروجردی، علیرضا، مطالعه پیرامون تجارت، صنعت و رشد اقتصادی از منظر اقتصاد سیاسی، اقتصاد سیاسی، سال سوم، شماره نهم، ۱۳۸۴
رحیمی‌فر، مهری، بررسی بودجه شرکت‌های دولتی و نحوه اثرگذاری آن بر متغیرهای کلان اقتصادی، پژوهش‌ها و سیاست‌های اقتصادی، سال هفتم، ، شماره ۴، زمستان ۱۳۸۷
رزاقی، ابراهیم، راهکارهای تقویت بورژوازی ملی، چشم‌انداز ایران، آبان و آذر ۱۳۸۵
رزاقی، ابراهیم، ساختار کشاورزی ایران و تنگناهای ان از دیدگاه توسعه درون‌نزا، اطلاعات سیاسی ـاقتصادی،شماره ۶۶و۶۵بهمن و اسفند، ۱۳۷۱
رزاقی، ابراهیم، منافع ملی در سیاست خارجی ایران: رویکرد اقتصادی، مطالعات راهبردی، سال چهارم، شماره اول ودوم، بهار و تابستان،۱۳۸۰
رزمخواه، محسن، بحران در صنعت خودرو سازی، چشم‌انداز ایران، شماره ۵۵، اردیبهشت و خرداد ۱۳۸۸،
رشیدی، علی، تحولات اقتصادی ایران پس پیروزی انقلاب اسلامی، اطلاعات سیاسی اقتصادی، قسمت دوم، سال هفتم، شماره۷و۸، فروردین و اردیبهشت ۱۳۷۲
رشیدی، علی، توسعه صنعتی در ایران عملکرد برنامه اول، اطلاعات سیاسی ـ اقتصادی، سال یازدهم، شماره پنجم و ششم، بهمن و اسفند ۱۳۷۶
رشیدی، علی، ضرورت ایجاد فرصت‌های اشتغال مولد برای نیروی کار، اطلاعات سیاسی اقتصادی، سال دوازدهم، شماره نهم و دهم، خرداد و تیر ۱۳۷۷
رضازاده، سخاوت، ریشه‌های همگرایی و واگرایی در مناسبات جمهوری اسلامی ایران و روسیه، مطالعات آسیای مرکزی وقفقاز، سال چهاردهم دوره چهارم، شماره۵۲، زمستان، ۱۳۸۴
رضایی حسن، دیدگاهای متفاوت درمورد پیوستن ایران به سازمان جهانی بازرگانی، اطلاعات سیاسی ـ اقتصادی، سال بیستم، شماره اول ودوم، آبان ۱۳۸۴، ص ۱۱۲
رضایی، علی‌اکبر، بررسی‌های نظری در حوزه سیاست خارجی ایران، دستاوردها و توصیه‌ها، سیاست خارجی، سال نوزدهم، بهار ۱۳۸۴
رضویان محمد تقی، عملکرد بخشهای مختلف اقتصاد در تولید اشتغال، پژوهش‌های اقتصادی، سال چهارم، شماره اول، بهار ۱۳۸۳
رفیعی‌کاویانی، خدیجه، تخمین تقاضای مؤثر مسکن شهری و تعیین شکاف میان تقاضای مؤثر و بالقوه در مناطق شهری کشور، پژوهش‌ها و سیاست‌های اقتصادی، سال نهم، شماره نوزده، پاییز ۱۳۸۰،
رکن‌الدین‌افتخاری، عبدالرضا، چشم‌انداز توسعه روستایی در ایران مبانی اندیشه‌ای الزامات و پیش‌ نیازها، مطالعات دین و اقتصاد، شماره ۱۰، زمستان ۱۳۸۵
رمضانی، روح الله، طلیعه آشتی اعراب با ایران به سوی سیاست یکپارچه آمریکا در خاورمیانه؟، ترجمه علی رضا طیب، اطلاعات سیاسی ـ اقتصادی، شماره ۱۱و۱۲،۱۳۷۷
رنانی، محسن، ساختار اشتغال در بخش غیررسمی کشور،مجله اقتصادی، سال پنجم، شماره‌های ۴۹و۵۰، آذر و دی ۱۳۸۴
رنجبر، مقصود، اهداف و منافع ملی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، علوم سیاسی، قم دانشگاه باقرالعلوم، سال پنجم، شماره بیستم، زمستان، ۱۳۸۱
رواسانی، شاپور، درباره خصوصی‌سازی، اطلاعات سیاسی اقتصادی، سال نوزدهم، شماره نهم و دهم، خرداد و تیر ۱۳۸۴
رواسانی، شاپور، فقر عمومی در جامعه ما نتیجه شیوه تولید مستعمراتی است اطلاعات سیاسی اقتصادی، سال دوازدهم، شماره نهم و دهم، خرداد و تیر ۱۳۷۷
رواسانی، شاپور، نکاتی چند در مورد مبارزات طبقاتی: «طبقه جدید» دموکراسی و آغاز دوران تازه، اطلاعات سیاسی ـ اقتصادی، سال بیست و یکم، شماره یازدهم و دوازدهم، مرداد و شهریور ۱۳۸۶،
روحانی، حسن، خودمداری سیاست مداران آمریکا و شیوه‌های حفاظت از منافع ملی، سخنرانی در جمع روسای نمایندگی چ. ا. ا در خارج کشور، راهبرد، شماره ۴۰
رهبر فرهاد و مظفری خامنه فرشید و محمدی شاپور، موانع سرمایه‌گذاری و تأثیر آن بر رشد اقتصادی در ایران، دانشگاه تهران، مجله تحقیقات اقتصادی، شماره ۸۱، زمستان ۱۳۸۶
ره‌پیک، حسین، جایگاه منافع ملی در بستر حقوق ایران، مطالعات راهبردی، سال چهارم،شماره اول ودوم، بهار و تابستان ۱۳۸۰
ریاضی، سیدابوالحسن، نقش دولت در برنامه‌ریزی مسکن مروری اجمالی بر وضعیت مسکن طی سال‌های ۱۳۶۴-۷۵ اطلاعات سیاسی اقتصادی، سال بیستم، شماره هفتم و هشتم، فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۱
ریس دانا فریبرز و مالجو محمد، قانون کار یا قانون بیکاری: تاملی در پیش نویس اصلاحیه قانون کار در ایران، گفتگو، شماره ۴۹، مهرداد۱۳۸۶
ریس دانا، فریبرز، بنیادها از زاویه وظایف حمایتی و رفاهی، گفتگو، شماره۳۹، اسفند ۱۳۸۲
ریس‌دانا، فریبرز، این است وضعیت اقتصادی ایران، جامعه سالم، سال هفتم، مرداد و شهریور ۱۳۷۶، شماره ۳۳
زهرانی، مصطفی، انتخاب مجدد بوش و جمهوری اسلامی ایران، سیاست خارجی، سال هیجدهم، پاییز ۱۳۸۳
ساعدی، مرداد، بررسی علل وقوع رکود تورمی در اقتصاد ایران، پژوهش‌ها و سیاست‌های اقتصادی، سال یازدهم، شماره ۲۷، پاییز ۱۳۸۲
ساعی، م، بررسی بودجه دولت در سال‌های ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۸، اطلاعات سیاسی ـ اقتصادی، سال سوم، شماره چهارم، بهمن و اسفند۱۳۶۷
ستوده‌آرانی، محمد، رابطه ساختار/ کارگزار: چارچوبی برای مطالعه سیاست خارجی ایران، سیاست خارجی، سال شانزدهم، بهار ۱۳۸۱، شماره ۱
سجاد پور، سید محمد کاظم، ایران و بحران‌های بین‌المللی عراق :چالش‌ها و واکنشها، سیاست خارجی، سال هیجدهم، شماره ۴، زمستان ۱۳۸۳

نظر دهید »
راهنمای نگارش مقاله با موضوع مدلسازی توانمندی کارکنان استانداری ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

شکل۴-۳: ضرایب استاندارد عوامل رفتاری……………………………………………………………………………۹۰
شکل۴-۴: مقادیرتی ولیو عوامل رفتاری……………………………………………………………………………….۹۱
شکل۴-۵: ضرایب استاندارد عوامل محیطی…………………………………………………………………………..۹۳
شکل۴-۶: مقادیر تی ولیو عوامل محیطی……………………………………………………………………………..۹۴
شکل۴-۷: ضرایب استاندارد توانمندسازی نیروی انسانی……………………………………………………….۱۰۵
شکل۴-۸: مقادیر تی ولیو توانمندسازی نیروی انسانی………………………………………………………….۱۰۶
نمودار۲-۱: فرایند مفهوم سازی پژوهش ………………………………………………………………………………۵۹
نمودار۴-۱: توزیع فراوانی مربوط به جنسیت…………………………………………………………………………۸۲
نمودار۴-۲: توزیع فراوانی مربوط به تاهل……………………………………………………………………………..۸۲
نمودار۴-۳: توزیع فراوانی مربوط به میزان سن………………………………………………………………………۸۳
نمودار۴-۴: توزیع فراوانی مربوط به میزان تحصیلات……………………………………………………………..۸۴
نمودار۴-۵: توزیع فراوانی مربوط به تجربه کار………………………………………………………………………۸۵
فصل اول
کلیات تحقیق
مقدمه
مدلسازی توانمندی کارکنان استانداری و فرمانداری های استان فصل اول
از عوامل مهم بقا و حیات سازمان ها ، کیفیت توانمندی نیروی انسانی است. به عبارت دیگر اهمیت منابع انسانی به مراتب از فناوری های جدید، منابع مالی و مادی بیش تر است. یعنی تفاوت اصلی سازمانها را باید در دانایی و نادانی دانست نه دارایی و نادارایی.
نقش نیروی انسانی کارآمد ، توانا و دانا در تحقق اهداف سازمانی بلند مدت دستگاه های حاکمیتی که وظیفه برنامه ریزی و نظارت بر دستگاه های اجرایی را بر عهده دارند امری غیر قابل انکار می باشد و در سازمانهای حاکمیتی ،کارشناس به عنوان مهمترین ، گران ترین و با ارزش ترین سرمایه آنها محسوب می شود. کارشناس توانمند، سازمان توانمند را به وجود می آورد که در نتیجه منجر به هماهنگی جهت رشد و شکوفایی اهداف در سطح کلان می گردد. از آنجا که ارزش منبع انسانی توانمند در دنیای کنونی تحول عظیمی را ایجاد کرده است و واقف بودن بر این امر در قالب تشکیلات سازمانی مانند معاونت توسعه مدیریت و منابع انسانی در استانداری ها، دفتر منابع انسانی و تحول اداری و دفتر امور اداری مالی محرز می باشد و هزینه های گزافی را برای این امر این دستگاه ها با توجه به رسالت خود می پردازند. ولی با تمام این دلایل تاکنون هیچ گونه تحقیقی جهت مدلسازی توانمندسازی کارکنان در استانداری چهارمحال و بختیاری و فرمانداری های تابعه با توجه به برنامه ششم توسعه و سند چشم انداز۱۴۰۴ یا سایر استانداری های کشور انجام نشده است. سند چشم انداز بیست ساله کشور یکی از برنامه های بلند مدت کشور در سال ۱۴۰۴ می باشد و برنامه ششم توسعه نیز سومین برنامه میان مدت برای رسیدن به اهداف سند بیست ساله است. این برنامه در سال ۱۳۹۳آغاز شد و از سوی سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور ستادی با عنوان ستاد تدوین برنامه ششم توسعه تشکیل گردید . یکی از موارد این سند بالا دست، نظام اداری می باشد که نیروی انسانی چابک و شایسته به عنوان سرمایه ملی با توجه به سند چشم انداز بیست توانمندسازی با توجه به اسناد بالادستی جهت توانمندسازی کارکنان استانداری چهارمحال و بختیاری و فرمانداری های تابعه شناسایی نماید چرا که رسیدن به یک الگوی جامع می تواند راهبرد نیروی انسانی را با توجه به اهداف آن سازمان و در سطح اهداف کلان و افق ۱۴۰۴ نشان دهد .

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۲
۱-۱ بیان مساله
مدلسازی توانمندی کارکنان استانداری و فرمانداری های استان فصل اول
توانمندسازی یک راهکار مهم برای گسترش سازمان ها و انطباق تغییرات خارجی است. محیط کاری امروز به کارکنانی نیاز دارد که بتوانند تصمیم بگیرند ، راه حل ارائه دهند ، خلاقیت داشته باشند و در مقابل کار خود پاسخگو باشند.(ضیائی ،۱۳۸۷،ص۶۹)توانمندسازی فرآیندی است که تلاش ، انرژی و بردباری فراوان نیاز دارد. مدیران نباید توانمندسازی را به گروه خاصی تفویض کنند. افق برنامه ریزی برای پیاده کردن اصول انسانی آن به صورت یک مداخله بلند مدت است. علی رغم اداعای برخی از متخصصان ، برای پیاده کردن آن بهترین راه وجود ندارد. (بختیاری ،۱۳۹۲،ص۱۱۸)ولی اصولی وجود دارندکه در همه سازمانها قابل بکارگیری هستند. سازمان ها از جنبه های مختلف از جمله کارکنان ، فرهنگ، ساختار، فرآیندها و محیط اجرایی با هم تفاوت دارند. آنچه که در یک سازمان با شرایط خاصی با موفقیت عمل می کند، لزوما در دیگری نیز عمل نخواهد کرد ، آنچه در طول زمان اهمیت دارد این است که مدیران با ایده ها و نظارت کارکنان را بررسی نموده و آنها را تا آنجا که با محیط اجرایی سازگاری دارند بپذیرند. (اقدسی ،۱۳۹۲، ص۲۱۹).
زیر بنای توسعه کشورها و سازمان ها با خلاقیت و نوآوری منابع انسانی مرتبط است در سازمانهای حاکمیتی خصوصا استانداری و فرمانداری ها که رسالت نظارت ، برنامه ریزی و مدیریت دستگاه های اجرایی در یک استان را برعهده دارند این نیاز بیشتر احساس می شود. لذا برنامه ریزی ، سازماندهی ، هدایت ، رهبری ، کنترل و خصوصا برنامه ریزی استرات‍ژیک در سطح استان برای رسیدن به چشم انداز و افق ۱۴۰۴ و همچنین توسعه استان از ضروریات است. با توجه به رسالت استانداری ها و فرمانداری ها در برنامه ریزی، سیاست گذاری، هماهنگی و نظارت بر دستگاه ها ی اجرای در جهت ارتقا و توسعه استان ، نیروی انسانی توانمند به عنوان یک سرمایه انسانی در این دستگاه ها بسیار اهمیت دارد . اجرای سیاست عمومی دولت در داخل کشور از طریق هماهنگ ساختن فعالیتهای مختلف موسسات دولتی و محلی در استانها ، شهرستانها ، بخشها ، دهستانها و دهات مختلف و همچنین برقراری و حفظ و نظم امنیت داخلی و انجام انتخابات عمومی ( ریاست جمهوری ، مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان) و سایر انتخابات محلی در سراسر کشور از وظایف اصلی استانداری ها در هر استان می باشد . در واقع استانداری و فرمانداری ها از جنبه معنوی به عنوان مغز متفکر یک استان در یک سیستم اجتماعی می باشند که سلولهای این مغز را کارکنان و متخصصان این دستگاه اجرا می کنند. لذا توانمند سازی کارکنان می تواند یک نقطه قوت داخلی اصلی برای هر استان به شمار آید. از سوی دیگر نیروی انسانی توانمند کلید حل بسیاری از مشکلات تلقی می گردد. اولین سوالی که در این پژوهش مطرح می شود تعیین مدل مناسب جهت توانمندسازی کارکنان استانداری و فرمانداری های استان چهارمحال و بختیاری در افق ۱۴۰۴ سوالی است که در این پژوهش به آن پاسخ خواهیم داد.
۳
توانمند سازی کارکنان استانداری و فرمانداری های تابعه یکی از تکنیک های موثر برای افزایش بهره وری و استفاده از ظرفیت و توانایی های فردی و گروهی آنان در راستای اهداف سازمانی است . نیروی انسانی توانا و کارآمد می تواند سازمان را کارا، سودمند و مفید به حال جامعه نماید و کشور را شکوفا و از وابستگی برهاند.
مدلسازی توانمندی کارکنان استانداری و فرمانداری های استان فصل اول
یکی از مشکلات عمده سازمانهای حاکمیتی کشور ما در زمینه نیروی انسانی از یک سو شناخت ناکافی و ناقص از استعدادها و ضعف های بالقوه کارکنان می باشد و از سوی دیگر ارائه مدلی جامع برای توانمندسازی آنان می گردد. عدم شناخت عوامل موثر در توانمندسازی کارکنان یک دستگاه و همچنین عدم وجود مدلی جامع بر اساس عوامل شناخته شده می باشد.
مدلهای توانمندسازی که امروزه بیشتر وجود دارند مدلهای آمریکایی و اروپایی می باشند این در حالی است که اجرای این مدلها به طور کامل و با توجه به شرایط سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی حاکم برجوامع آسیایی خصوصا در کشور ایران به طور کامل امکان پذیر نمی باشد.
در این پ‍ژوهش پس از مطالعه ابعاد و مدلهای توانمندسازی و همچنین تحقیقات علمی مختلف از جمله پژوهش علمی با عنوان «طراحی الگوی توانمندسازی فرماندهان و مدیران ناجا»[۱] و به مدد از مدل سه شاخگی سه مولفه برای توانمندسازی کارکنان انتخاب شد. مولفه اول با عنوان زمینه سازهای ساختاری که شامل پشتیبانی ساختاری ،راهبردهای سازمانی و ارتباطات سازمانی بود. مولفه دوم زمینه سازهای رفتاری (محتوایی) و در ابعاد سبک رهبری مشارکتی، تیم محوری، خلاقیت و کارآفرینی و تعهد و حمایت مدیران می باشد. مولفه سوم زمینه سازهای محیطی و سه بعد اسناد بالا دستی،پویایی محیطی و زیرساخت های فناورانه را در بر می گیرد. این پژوهش سعی دارد با بهره گرفتن از این سه مولفه در ده بعد و استفاده از ۶۷ شاخص مدلی جامع برای توانمندی کارکنان استانداری چهارمحال و بختیاری و فرمانداری های تابعه آن را اتخاذ نماید.
۴
۱-۲ اهمیت و ضرورت تحقیق
مدلسازی توانمندی کارکنان استانداری و فرمانداری های استان فصل اول
به زعم آنکه در دهه ۱۹۹۰ برای توسعه سازمانی و کسب مزیت رقابتی تاکید اصلی مدیران بر تدوین راهبرد بود، لیکن طی سالهای اخیر این پارادایم تغییر یافته و توسعه سازمانی بیشتر بر توانمندسازی کارکنان بنا شده است. در واقع از سال ۲۰۰۰ به بعد توانمندسازی کارکنان به عنوان یک دارایی ثابت در بهبود اهداف سازمانی تائید می شود.
(آیوکی[۲]،۲۰۰۶؛هیل[۳]،۲۰۱۲؛جانسن[۴]،۲۰۱۱؛هی[۵]،۲۰۱۰؛ورهلست[۶]،۲۰۱۴؛گریسلی[۷]،۲۰۰۵؛بودریاس[۸]،۲۰۱۴؛کاترمل[۹]،۲۰۱۳؛کلیداس[۱۰]،۲۰۰۷؛امتوس[۱۱]،۲۰۰۳)
در ایران استانداری و فرمانداری های تابعه آنها در هر استانی عنصر حیاتی پیشرفت و توسعه آن استان می باشد، زیرا که نیروی انسانی توانمند عاملی مهم در جهت رسیدن به اهداف خرد و کلان استانی و کشوری است. در متن سند چشم انداز بیست ساله کشور در افق ۱۴۰۴ بر استفاده از نیروی انسانی توانمند در سیاستهای کلی نظام در بخشهای مختلف اداری، امنیت ملی و سایر بخشها تاکید فراوان شده است و یکی از راه های رسیدن به اهداف بلند مدت کشور در افق ۱۴۰۴ را منابع انسانی توانمند معرفی کرده است. در این پژوهش با توجه به رسالت حاکمیتی استانداری و فرمانداری های استان چهارمحال و بختیاری به منظور برنامه ریزی و نظارت بر حسن اجرای فعالیت های دستگاه های اجرایی در جهت رسیدن به اهداف میان مدت برنامه های پنج ساله توسعه و اهداف بلند مدت سند بیست ساله کشور که منجر به توسعه استان می گردد، اهمیت استفاده از یک مدل ایرانی- بومی توانمندسازی منابع انسانی بارز می باشد، چرا که الگوهای توانمندسازی اکثراً آمریکایی و اروپایی می باشند و با فرهنگ ایرانی و اسلامی کشور ایران مغایرت دارند. از سوی دیگر بیشتر مطالعات حاضر بررسی راهکارهای توانمندسازی کارکنان در دستگاه های متصدی و به صورت تک بعدی می باشند. هم اکنون نیروی دستگاه های حاکمیتی استانداری و فرمانداری ها به منزله سلولهای مغزی در بدنه یک استان هستند و توانمند سازی آنان پیش نیازی برای فرایند توسعه استان است که باعث افزایش توان کارکنان برای حل مشکل و ارتقاء بینش سیاسی و اجتماعی کارکنان شده است تا آنان را قادر سازد عوامل محیطی را شناسایی و تحت کنترل در بیاورند. اهمیت به عامل انسانی و نقش منحصر به فرد این سرمایه بی پایان در متن سند بیست ساله کشور، او را به عنوان یک منبع استراتژیک، طراح و مجری نظامهای حاکمیتی و فراگرد سازمانی معرفی کرده است. تا جایی که در تفکر سازمانی پیشرفته این حقیقت را مطرح می کند که نیروی انسانی توانمند به مثابه مهمترین منبع و با ارزش ترین دارایی کشور به شمار می رود.
۵
با نزدیک شدن به آغاز برنامه ششم توسعه به عنوان سومین برنامه میان مدت در جهت رسیدن به اهداف بلند مدت افق ۱۴۰۴ نقش توانمندسازی کارکنان دستگاه های حاکمیتی ملموس تر می شود و به منظور برنامه ریزی این دارایی سازمانی، ارائه و استفاده از یک مدل محرز می گردد. این پژوهش با ارائه یک مدل بومی – ایرانی با توجه به متن سند بیست ساله کشور در جهت توانمند سازی منابع انسانی دستگاه های حاکمیتی استانداری و فرمانداری ها می تواند به شیوه برنامه ریزی کارکنان در جهت رسیدن به اهداف خرد در سطح استان و کلان در سطح کشور در افق ۱۴۰۴ کمک شایانی نماید.
مدلسازی توانمندی کارکنان استانداری و فرمانداری های استان فصل اول
۱-۳هدفهای تحقیق
اهداف این تحقیق بشرح زیر می باشد:
۱-۳-۱هدف کلی اول
بررسی رابطه عوامل ساختاری با توانمند سازی نیروی انسانی استانداری و فرمانداریهای چهار محال و بختیاری در افق ۱۴۰۴
۱-۳-۱-۱هدف های فرعی مرتبط
بررسی رابطه پشتیبانی ساختاری با توانمند سازی نیروی انسانی استانداری و فرمانداریهای چهار محال و بختیاری در افق ۱۴۰۴
بررسی رابطه راهبرد های سازمانی با توانمند سازی نیروی انسانی استانداری و فرمانداریهای چهار محال و بختیاری در افق ۱۴۰۴
۶
بررسی رابطه ارتباطات سازمانی با توانمند سازی نیروی انسانی استانداری و فرمانداریهای چهار محال و بختیاری در افق ۱۴۰۴
مدلسازی توانمندی کارکنان استانداری و فرمانداری های استان فصل اول

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 530
  • 531
  • 532
  • ...
  • 533
  • ...
  • 534
  • 535
  • 536
  • ...
  • 537
  • ...
  • 538
  • 539
  • 540
  • ...
  • 653
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

ایده پردازان فردا : ایده های نو برای زندگی بهتر

 تکنیک‌های داستان‌گویی
 احساس غم در رابطه
 حرفه‌ای شدن با لئوناردو
 آموزش ChatGPT
 درمان نفخ سگ
 انتخاب ظرف غذای گربه
 غلبه بر ترس از شکست
 عاشق کردن شوهر
 درآمد از سوشال مدیا
 درمان خیانت زنان
 درآمد از تولید محتوا
 صبر در رابطه عاشقانه
 عشق در سنین مختلف
 پرسونای مخاطب سایت
 ساخت آهنگ هوش مصنوعی
 آموزش Blender
 بهبود رتبه گوگل
 خطر بازنویسی هوش مصنوعی
 سگ باکسر
 تدریس آنلاین ریاضی
 یافتن شغل دلخواه
 بازاریابی برونگرا
 افزایش فروش عکس
 درآمد از اپلیکیشن موبایل
 خلق موشن گرافیک
 تولید کپشن اینستاگرام
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • منابع مورد نیاز برای پایان نامه : منابع کارشناسی ارشد در مورد :امر به معروف و … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • طرح های پژوهشی انجام شده درباره : بررسی میزان وقوع استفاده از اینترنت توسط دانشجویان ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقاله های علمی- دانشگاهی – قسمت 11 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع : تحلیل و … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود پایان نامه بررسی پیرنگ در داستان های مثنوی معنوی- فایل ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • تحقیقات انجام شده در رابطه با ارائه روشی جدید در … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • بررسی عوامل مؤثر در شکل گیری هویت … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل های مقالات و پروژه ها – قسمت 6 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • منابع پایان نامه ها – قسمت 18 – 3
  • منابع کارشناسی ارشد در مورد آنالیز احتمالی پایداری دینامیک ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان