ایده پردازان فردا : ایده های نو برای زندگی بهتر

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
فایل های مقالات و پروژه ها | ۲-۲-۴-۹٫ رابطه سبک فرزندپروری و عملکرد تحصیلی – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 24 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۲-۲-۴-۶٫ تأثیر شیوه های فرزندپروری

وقتی بامریند سه شیوه فرزندپروری را به شخصیت‌های کودکان پیش دبستانی که در معرض هر سه سبک قرار داشتند مرتبط ساخت، و طی مطالعاتی دریافت که کودکان والدین قاطع و اطمینان بخش ، رشد نسبتاً خوبی دارند، بشاش اند، از نظر اجتماعی مسئول، متکی به خود، رو به پیشرفت بوده و با بزرگسالان و همسالان همکاری می‌کنند؛ برعکس والدین مستبد و قدرت طلب مایل بودند که دمدمی یا ظاهراًً بیشتر اوقات ناراحت باشند ، به سادگی آزرده می شدند، غیر دوستانه و نسبتاً بی هدف بودند. بالاخره کودکان والدین سهل گیر اغلب تکانشی و پرخاشگرند، به ویژه اگر پسر باشند آن‌ ها گرایش داشتند که ارباب منش، خودمحور و فاقد خویشتنداری بوده و در پیشرفت و مستقل بودن در سطح پائینی قرار داشتند (شافر،۱۹۹۶).

بامریند مجدداً در سال ۱۹۹۷ آزمودنی هایی را هنگامی که در سن ۹-۸ سالگی بودند و هم چنین والدین شان را مورد مشاهده قرار داد کودکان والدین قاطع و اطمینان بخش هنوز هم در مهارت های شناختی (جامعه پذیری) در سطح بالایی و در فعالیت های گروهی در سطح نسبتاً بالای مشارکت داشتند.در همان زمان کودکان والدین مستبد، به طور کلی در مهارت‌های شناختی و اجتماعی ، متوسط الی زیر متوسط بودند. کودکان والدین سهل گیر در هر دو حیطه شناختی و اجتماعی مهارتی نداشتند. در واقع توانایی کودکان که به شیوه قاطع و اطمینان بخش بزرگ شده بودند، در نوجوانی مطمئن، روبه ترقی و از نظر اجتماعی با کفایت بودند و از مصرف مواد مخدر و سایر مشکلات رفتاری مبرا بودند (بامریند،۱۹۹۱).

ری و همکاران(۱۹۹۰)،کیفیت فرزندپروری را در والدین نوجوانان مبتلا به اختلال مقابله ای و اختلال سلوک، مورد مطالعه قرار دادند. در این تحقیق یک مقیاس فرزندپروری توسط سه گروه از نوجوانان بهنجار، نوجوانان مبتلا به اختلال سلوکی و نوجوانان مبتلا به اختلال مقابله ای تشکیل شد نتیجه تحقیق نشان داد که بین این سه گروه از نوجوانان تفاوت معنی داری وجود دارد، نوجوانان بهنجار در مقایسه با دو گروه دیگر والدین خود را ایده آل توصیف نمودند. در حالی که افراد مبتلا به اختلالات سلوکی و مقابله ای والدین خود را کنترل کننده و بی احساس توصیف نمودند.به نظر می‌رسد در تمام گروه‌های قومی و نژادی ، مورد مطالعه در ایالت متحده تا اکنون بین شیوه های فرزند پروری قاطع و اطمینان بخش و پیامدهای رشدی مثبت کودکان رابطه وجود داشته است (شافر ،۱۹۹۶).

۲-۲-۴-۷٫ عوامل مؤثر بر شیوه های فرزندپروری

    • شخصیت والدین، تربیت تولد، پایگاه اقتصادی، اجتماعی خانواده(توسلی، ۱۳۷۹,ص۳۲).

    • جنسیت کودک، اندازه خانواده(هترینگتون، ۱۳۷۳).

    • کیفیت زناشویی، تحصیلات والدین، سن والدین، ویژگی های ذاتی کودک، محیط و منابع استرس.

  • حمایت، ارزش های فرهنگی (عشقی نژاد، ۱۳۷۹ , ص۲۲).

۲-۲-۴-۸٫ پیامدهای شیوه های فرزندپروری

هر کدام از شیوه های فرزندپروری پیامدهای خاص خودش را دارد، شیوه فرزند پروری اقتداری در دوران کودکی باعث می شود کودکان سرزنده، شاداب و دارای عزت نفسی بالا، خودکنترلی بالا، رفتار نقش جنسی اندک باشند و همین شیوه فرزند‌پروری باعث می شود که در نوجوانی، نوجوان از سطح بالای جرئت خود، بلوغ اجتماعی و اخلاقی، پیشرفت علمی و موفقیت آموزشی برخوردار شود. شیوه فرزند پروری استبدادی در دوران کودکی باعث می شود کودک مضطرب، ناشاد و ناسازگار بار بیاید و در صورت ناکام شدن، خصومت از خود نشان دهد و در نوجوانی باعث می شود که نوجوان سازگاری کم‌تری نسبت به همسالان از خود نشان دهد(برک،۱۹۹۷,ص۷۶).

شیوه فرزندپروری سهل‌گیر ‌و کودکی باعث می شود کودک تکانشی، نافرمان، سرکش و متوقع و وابسته بار بیاید، نسبت به تکلیف پافشاری کم‌تری از خود نشان دهد و در نوجوانی باعث خودمداری نوجوان می شود و عملکرد ضعیفی در مدرسه از خود نشان می‌دهد. شیوه اقتداری موجب پایداری شایستگی کودک می شود که به اعتقاد بامریند همین امر باعث رشد فوق العاده است. اما مانند سایر نتایج همبستگی این رابطه همبستگی نیز می‌تواند تفسیر های گوناگون داشته باشند. والدین کودکان رشدیافته از تاکتیک‌های مطلوبی استفاده می‌کنند. ‌به این دلیل که نوجوانان آن ها دارای هماهنگی و خود فرمانبرداری هستند نه ‌به این دلیل که کنترل شدید لازمه فرزندپروری مؤثر است. باز هم بامریند ‌به این مطلب اشاره می‌کند که در خانه های اقتداری اغلب کودکان در مقابل راهنمایی کردن بزرگسالان مقاومت می‌کنند اما والدین با آن ها صبورانه و منطقی برخورد می‌کنند، ‌به این صورت که نه تسلیم خواسته‌های نامعقول فرزندان می‌شدند و نه پاسخ تند و مستبدانه به آن‌ ها می‌دهند. بامریند تأکید کرد فقط مهار شدید چندان مؤثر نیست بلکه استفاده منطقی و معتدل از کنترل شدید باعث تسهیل تحول می شود (برجعلی، ۱۳۷۸,ص ۹۸).

به هر حال خصوصیت خود کودک نیز در تسهیل کاربرد شیوه اقتداری مؤثر است. بدین معنی که کودکان ذاتاً مشکل دار با احتمال بیشتری نظم اجباری را نمی پذیرند بعضی از والدین به هنگام مقاومت کودک در برابر آن ها واکنش‌های متناقض نشان می‌دهند. اول با تندی کردن و بعد با تسلیم شدن، در نتیجه باعث تقویت رفتار سرکشی در کودک می شود. والدینی که هر دو شیوه کناره‌گیری و استبدادی حتی گاه‌گاهی به کار می‌برند، فرزندان‌شان پرخاشگر و مسئوولیت ناپذیر می‌شوند و در مدرسه عملکرد ضعیفی دارند و به تدریج روابط بین شیوه های فرزندپروری والدین و ویژگی‌های کودکان دو جانبه می‌شود کودک تکانشی و بدخو، باثبات بودن، منطقی بودن و صبوری را برای والدین سخت می‌سازد، اما فعالیت فرزندپروری می‌تواند رفتار مشکل را تقویت کند یا کاهش دهد.حال ببینیم چرا یک شیوه فرزندپروری اقتداری موجب حمایت از شایستگی فرزندان می شود و می‌تواند رفتار سرکشی و غیر اجتماعی او را مهار کند؟ در پاسخ باید گفت چندین دلیل وجود دارد: اول، اگر یک کنترل منصفانه و با استدلال صورت گیرد و نه کنترل بی رویه و دلخواه احتمال خیلی بیشتری دارد که این کنترل درونی شود. دوم، شیوه تربیت والدینی که در حفظ استانداردها ‌در مورد فرزندان ثابت قدم هستند الگوه‌هایی از رفتارهای ابراز وجود و اعتماد را به آن‌ ها ارائه می‌دهند، همچنین، تقویت کنندگی آن ها مؤثر است و کودکان را برای دستیابی به انتظاراتشان تقویت می‌کنند و عدم موافقت با بعضی از کارهای آن ها چون توأم با مهربانی و دلسوزی است تأثیر بهتری خواهد داشت.توقع والدین مقتدر با توانایی فرزندان در پذیرفتن رفتارهای خویش متناسب است. از این رو این گونه والدین را متقاعد می‌کنند که افرادی با کفایتی هستند و می‌توانند در کارها موفق شوند و این برخورد موجب پرورش رفتار پخته و مستقل و افزایش سطح حرمت خود می شود (برک، ۱۹۹۷,ص۴۵،۴۶).

۲-۲-۴-۹٫ رابطه سبک فرزندپروری و عملکرد تحصیلی

نتایج تحقیقات( گرولنیک[۹۶] و اسلاویک[۹۷]، ۱۹۹۴؛ پالسون[۹۸]، ۱۹۹۴) نشان داد، نوجوانی که والدین آن‌ ها متوقع، پاسخ‌گو و دخیل در امور تحصیلی آن‌ ها بودند در صدد قابل توجهی از واریانس پیشرفت تحصیلی را پیش‌بینی و تبین می‌کردند.

نظر دهید »
فایل های دانشگاهی -تحقیق – پروژه | هر کدام یک از این دو حوزه های وسیع، شامل تعدادی شاخص مخصوص می‌باشد که در جدول ۲-۲ آمده است. – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 24 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

الف – هوش عاطفی مبتنی بر توانمندی

این رویکرد بر اساس مدل مایر و همکارانش از هوش عاطفی شناخته شده است(دای[۴۵] و دیگران، ۲۰۰۲: ۱۱). مدل های توانمندی هوش عاطفی را در یک شیوه ی مشابه با هوش شناختی(به عنوان مثال بهره ی هوشی) مفهوم سازی می‌کنند.

تصور می شود هوش عاطفی در طول زمان توسعه پیدا می‌کند، با مقیاس بهره ی هوشی (IQ) همبستگی دارد و با آزمون‌های بر مبنای عملکرد قابل اندازه گیری است(روزتی و سیاروچی[۴۶]، ۲۰۰۵ : ۳۸۹).

ب – هوش عاطفی مبتنی برصفات شخصی(ترکیبی)

این رویکرد ‌بر اساس مدل های محققاتی چون گولمن(۱۹۹۶؛۱۹۹۵) و بار-آن (۱۹۹۷) شناخته شده است (دای و دیگران،۲۰۰۲ : ۱۱).

در این رویکرد که به دیدگاه ترکیبی نیز مشهور است هوش عاطفی را با دیگر توانمندی ها و ویژگی های شخصیتی مانند انگیزش ترکیب می‌کند.

این دیدگاه در بررسی هوش عاطفی تحت الشعاع متغیر های شخصیتی(نظیر همدلی و تکانشی بودن) و ساختارهایی که همبستگی بالقوه با آن ها دارند(مانند انگیزش، خود آگاهی و امید واری) قرار می‌گیرد، برعکس در دیدگاه پردازش اطلاعات(دیدگاه توانمندی)بیشتر ‌بر بخش های سازنده هوش عاطفی و رابطه ی آن با هوش سنتی تأکید می شود.

بر عکس مدل‌های توانمندی، مدل های ترکیبی شامل دو مدل غیرشناختی[۴۷](بار- آن، ۱۹۹۷) و مدل مبتنی بر قابلیت[۴۸](گولمن، ۱۹۹۵) هستند. مدل های ترکیبی با مدل های سنتی شخصیت همپوشی و هم بستگی دارند و روش اولیه شان در سنجش هوش عاطفی خود سنجی است(روزتی و سیارووچی، ۲۰۰۵ : ۳۸۹).

۲-۱-۷-۱- مفاهیم اساسی هوش عاطفی از دیدگاه گولمن

گولمن هوش عاطفی را در دو حوزه تجزیه و تحلیل کرد:

    1. شایستگی های شخصی[۴۹]: چگونه خودمان را مدیریت کنیم.

  1. شایستگی های اجتماعی[۵۰]: چگونه ارتباطات خود را مدیریت کنیم.

هر کدام یک از این دو حوزه های وسیع، شامل تعدادی شاخص مخصوص می‌باشد که در جدول ۲-۲ آمده است.

جدول۲-۲ مؤلفه‌های هوش عاطفی از دیدگاه گولمن

منبع:(کی یراستد، ۱۹۹۹: ۸)

شایستگی های اجتماعی
شایستگی های شخصی
همدلی
خود آگاهی
مهارت اجتماعی
خود تنظیمی(خودکنترلی)
انگیزش( خود انگیزی )

الف) خود آگاهی

خودآگاهی گاه به معنای تعمق در خود، متمرکز ساختن توجه بر تجربه شخصی خود، و به بیانی دیگر مراقبه[۵۱] نیز تعریف می شود. این آگاهی نسبت به احساسات، تواناییِ عاطفیِ اساسی‌ای است که دیگر توانایی‌ها، از قبیل خویشتن‌داری عاطفی، بر پایه آن بنا می‌شوند.

خود آگاهی اولین جزء تشکیل دهنده هوش عاطفی است. خود آگاهی یعنی داشتن درکی عمیق از عواطف، نقاط قوت، نقاط ضعف، نیازها و انگیزه های خود. افرادی که خودآگاهی قوی دارند، نه بیش از حد نقّاد و نه غیر واقع‌بینانه امیدوارند، بلکه با خود و دیگران صادق هستند. افرادی که از درجه بالایی از خود آگاهی برخوردارند، چگونگی تأثیر احساسات خویش را بر خود، دیگران و شغل خود تشخیص می‌دهند.

فردی که خودآگاهی ندارد، مستعد اتخاذ تصمیماتی است که با زیر پا گذاشتن ارزش‌های نهان، نشان از آشفتگی درونی دارد. افراد برخوردار از خودآگاهی بالا قادرند با صحت و دقت و بی‌پرده(اگر چه نه الزاماًً افراطی و اعتراف‌گونه)درباره عواطف خود و تأثیری که بر شغل خود دارند، صحبت کنند. یکی از نشانه های بارز خودآگاهی، یک احساس خود انتقادی توأم با شوخ‌طبعی است (گولمن، ۱۳۸۳ : ۶۵-۶۴).

ب) خودکنترلی

حس تسلط بر نفس خود، یعنی توانایی مقاومت در مقابل طوفان‌های هیجانی که سرنوشت برپا می‌دارد. هدف، دستیابی به تعادل است نه سرکوب کردن هیجان‌ها. هر احساسی در جای خود، ارزش و اهمیت خاص خود را دارد. زندگی بدون شور و احساسات، به زمین بایر سنگینی می‌ماند که سرشار از بی‌حاصلی است، و از غنای زندگی بریده و مجزا گردیده است. اما به نظر ارسطو، احساس مناسب مطلوب است، یعنی احساسی که با موقعیت تناسب دارد.

لازم نیست برای احساس رضایت کردن، ازاحساسات ناخوشایند دوری کنیم، بلکه نباید بگذاریم احساسات مخرّب بدون کنترل، جانشین تمام حالت‌های روحی خوشایند گردند. افرادی که در مقاطعی به خشم یا درماندگی شدید گرفتار می‌شوند، در صورتی که به همان میزان اوقاتی شاد یا لذت بخش را سپری کنند، همچنان می‌توانند احساس خوشبختی کنند(گولمن، ۱۳۸۲ : ۹۰-۸۹).

ج) انگیزش

اگر فقط یک ویژگی وجود داشته باشد که تقریباً همه‌ رهبران مؤثر از آن برخوردارند، آن خصلت، انگیزش است. آن‌ ها برای نیل به موفقیت فراسوی انتظارات(خود و هر فرد دیگری) برانگیخته می‌شوند. در این جا کلمه کلیدی “نیل به موفقیت” است.

نشانه رهبرانی که دارای سطح بالایی از انگیزش هستند، علاقه شدید به خودکاری است. چنین افرادی در جستجوی چالش‌های خلاق هستند، مشتاق آموختن هستند و از انجام موفقیت‌آمیز کار بر خود می‌بالند. آن‌ ها مرتباً در حال بالابردن نمودار عملکرد خود هستند و دوست دارند از نتایج مطلع باشند. افراد با انگیزه بالا، حتی وقتی نتایج بر علیه آن ها‌ است، خوش بینی خود را حفظ می‌کنند. در چنین مواردی، خودنظمی همراه با انگیزه دست‌یابی به موفقیت بر ناامیدی و یأسی که بعد از یک بدبیاری یا شکست پیش می‌آید، غلبه می‌کند. مدیرانی که سعی می‌کنند سطوح بالای انگیزه موفقیت را در کارکنان خود شناسایی کنند، می‌توانند به دنبال آخرین قطعه این نشانه یعنی تعهد به سازمان باشند. (گولمن، ۱۳۸۳ : ۶۹-۶۸).

د) همدلی

همدلی بر پایه ‌خودآگاهی بنا می‌شود. هرقدر نسبت به احساسات خودمان آگاه‌‌تر باشیم، در دریافتن احساسات دیگران ماهرتر خواهیم بود. در تمام ارتباط‌ها، سرمنشأ اهمیت دادن به دیگران، هماهنگی عاطفی و توانایی همدلی کردن با آنان است. این قابلیت- یعنی توانایی شناختن احساسات دیگران- در عرصه‌های مختلف زندگی نقش ایفا می‌کند، از فروش و مدیریت گرفته تا دلباختن و پدر و مادر بودن، تا دلسوزی برای دیگران و فعالیت‌های سیاسی. (گولمن، ۱۳۸۲ : ۱۴۲-۱۳۹).

ه) مهارت‌‌های اجتماعی

مهارت اجتماعی، بیشتر، روابط دوستانه هدفدار است؛ برانگیختن افراد در مسیر مورد نظر خود، چه توافق بر روی یک راهبرد جدید بازاریابی باشد و چه اشتیاق به تولید محصولی جدید. افراد برخوردار از مهارت اجتماعی معمولاً دایره‌ی وسیعی از آشنایان را به دور خود دارند و دارای شمّ قوی برای پیدا کردن زمینه‌های مشترک با افراد مختلف و استعدادهایی برای ایجاد تفاهم و رابطه نزدیک هستند(گولمن، ۱۳۸۳ : ۷۱).

مهارت‌های ارتباط با افراد[۵۲] بر این پایه بنا می‌شود. این مهارت‌ها صلاحیت‌های اجتماعی‌ای هستند که در کنار آمدن با دیگران مؤثر واقع می‌شوند، کاستی در این زمینه به ناشایستگی در دنیای اجتماعی یا بروز مصائب مکرر در ارتباط‌های بین فردی می‌ انجامد. روی هم رفته، این مهارت ها به ارتباط های بین فردی لطافت می بخشند، و برای جلب دیگران، موفقیت اجتماعی و حتی جذبه ضروری‌اند(گولمن، ۱۳۸۲: ۱۶۶-۱۵۹).

نظر دهید »
پایان نامه آماده کارشناسی ارشد | ۲-۱-۱-۶-۶: دیدگاه انسانگرایی و هستی نگر – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 24 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

رویکردهای درمانی مبتنی بر دیدگاه ادگیری درمان‌های مواجهه سازی با محرک تنیدگی زا شامل سه درمان حساسیت زدایی منظم(که در آن فرد مضطرب هر بار با محرک‌های قویتری مواجه می شود)؛ غرقه سازی تجسمی (یا بازپردازی ذهنی موقعیت اضطراب زای اصلی)؛ مواجهه عینی در محیط واقعی و سرمشق دهی می‌باشند.

۲-۱-۱-۶-۴: دیدگاه شناختی

طبق نظر شناختیون، آشفتگیهای فکری که تنها در مکان‌ها یا در رابطه با مشکلات خاص رخ می‌دهند منابع اضطراب هستند. این نوع ‌آشفتگی‌ها شامل ارزیابی‌های غیرواقعی واقعیتها و غلوّ همیشگی درباره جنبه‌های خطرناک آن ها‌ است. به عنوان نمونه، بک[۲۷]، لاود و بوهرت (۱۹۷۴) و هیبرت (۱۹۸۴) در پژوهش‌های خود با بهره گرفتن از روش های تفکر با صدای بلند و فهرست کردن افکار و گفتگوهای درونی مرتبط با تهدید دریافته اند که بیماران مبتلا به GAD یا اختلال اضطراب فراگیر و نیز افراد مبتلا به هراس از مکان‌های باز در طی حملات اضطراب خود افکار و تصاویر ذهنی از تهدید جسمانی و روانی نسبت به قلمروی شخصی گزارش می‌کنند(شوارتسر و ویکلند۱۳۸۱). افراد مضطرب نسبت به محرک‌های تهدیدکننده سوگیری توجه بیشتری نیز نشان می‌دهند (لئود و همکاران ۱۹۸۶ ؛ به نقل از شوارتسر و ویکلند۱۳۸۱). متأسفانه این افکار و عادات خیلی مزاحم می‌شوند و می‌توانند در فعالیت‌های طبیعی اخلال ایجاد کنند. همچنین مطالعه روی افراد مبتلا به هراس عقاید و فرضهای نامعقول آن ها را آشکار ساخته اند؛ بدین گونه که افراد مضطرب قوانینی برای خود می‌سازند که بر واقعیت استوار نیستند (به عنوان مثال، “اگر سوار آسانسور شوم، ممکن است گیر افتم و خفه شوم”) (ساراسون و ساراسون۱۳۸۱).

درمانگران شناختی در فعالیت‌های درمانی خود با بهره گرفتن از فنونی از قبیل بازسازی شناختی (زاییده درمان عقلانی-عاطفی آلبرت الیس)، بازداری فکر و مرورشناختی موقعیت مشکل زا (و اصلاح روش های مقابله ای باآن موقعیت) سعی در القای تغییر انتظارها و افکار غیرمنطقی دارند.

۲-۱-۱-۶-۵: دیدگاه زیست شناسی

اگرچه هیچ علت جسمی برای اضطراب یافت نشده است اما مطالعات متعددی پیوندهایی را بین اضطراب و کارکرد زیستی-جسمانی آشکار ساخته اند. بدین‌صورت که افرادی که دستگاه های عصبی آن ها خصوصاًً نسبت به محرک حساس است بیشتر احتمال می رود اضطرابهای شدیدی تجربه کنند. بعلاوه، آزمایشات مربوط به تولیدمثل حیوانات نشان داه وراثت تأثیرات قوی بر ویژگیهایی مثل بی آزاری یا ترسویی یا پرخاشگری دارد. شواهدی هم نشان می‌دهد که اختلالات اضطراب معمولاً در بین افراد خانواده شایع است. در حدود ۱۵ درصد از والدین و خواهران و برادران افراد دچار اختلالات اضطراب، دچار اختلالات مشابهی هستند (کاری[۲۸] و گاسمن[۲۹]۱۹۸۲) دوقلوهای همسان همخوانی بیشتری (حدود%۴۰) در علائم اضطراب نشان می‌دهند تا دوقلوهای ناهمسان (حدود%۴). این یافته نشانگر وجود علت ژنتیک در اضطراب است. البته این نتایج نمی توانند قطعی باشند، زیرا آزمودنی‌ها در این نوع تحقیقات نه تنها دارای وراثتهای یکسان یا همانند هستند بلکه معمولاً باهم زندگی می‌کنند و ‌بنابرین‏ محیط‌های مشابهی نیز تجربه می‌کنند (ساراسون و ساراسون۱۳۸۱).

عصب-زیست شناسان شیوه درمان جسمانی (دارودرمانی) را ‌در مورد اضطراب پیشنهاد می‌کنند. در متون مربوط به اثرات رفتاری ‌آرام‌بخش‌ها و داروهای ضدّاضطراب پیشنهاد می‌کنند که این عوامل شدت پاسخ به محرکهایی را که نشانگر تنبیه و محرومیت هستند، کاهش می‌دهند.

۲-۱-۱-۶-۶: دیدگاه انسانگرایی و هستی نگر

این دیدگاه بر این باور است که هراس و اختلال‌های اضطرابی تعمیم یافته مانند هر اختلال روانی دیگر، هنگامی بروز می‌کنند که افراد خود را صادقانه مورد نظر و پذیرش قرار نمی دهند و درعوض، به انکار و تغییر افکار، هیجان‌ها و رفتار خود می پردازند. این موضوع گیری‌های دفاعی، در نهایت آن ها را دچار اضطراب مفرط می‌کند و ناتوانی در استفاده از نیروهای بالقوه انسانی را در پی دارد. ‌بر اساس دیدگاه انسانی نگر درصورتیکه افراد نتوانند در خلال کودکی “توجه مثبت بی قید و شرط” را از افرادی که برای آن ها معنادار هستند دریافت کنند، یک شیوه کنش وری دفاعی در آن ها گسترش می‌یابد و دیدگاهی انتقادی نسبت به خود اتخاذ می‌کنند. هستی نگران نیز معتقدند که هراس و اختلال‌های اضطرابی تعمیم یافته ناشی از “اضطراب هستی” یعنی ترس همگانی درباره محدودیت‌ها و مسئولیت‌های زندگی فرد است (تیلیچ۱۹۵۳). آن ها می‌گویند که ما اضطراب هستی را تجربه می‌کنیم چون می‌دانیم که زندگی محدود است و از مرگی که انتظار ما را می کشد، می هراسیم. از دیدگاه هستی نگری، انسان‌ها می‌توانند با اضطراب هستی، ‌بر اساس پذیرفتن مسئولیت اعمال، اتخاذ تصمیم ها، معنادادن به زندگی و پذیرفتن وحدت یافتگی خود، مقابله کنند یا آنکه می‌توانند از چنین مواجهه ای شانه خالی نمایند. چه بسا درگیری با تغییرات، درهم شدگیها و فشارهای ناشی از تکنولوژی سازمان یافته و رقابت آمیز جدید، موجب می شود که پاره ای از مردم راه زندگی فاقد اصالت را برگزینند، ترس‌های خود را انکار کنند، از آزادی انتخاب منصرف شوند و خود را به صورت تامّ و تمام با هنجارها و رهنمودهایی که توسط جامعه تحمیل می‌شوند هماهنگ سازند ( باگینتال۱۹۶۵؛ می۱۹۶۷). بی شک اینگونه سبک زندگی در کاهش اضطراب هستی با شکست مواجه می شود و پیامد این شکست تجلّی اختلال‌های اضطرابی است ( نقل از دادستان ۱۳۷۶).

۲-۱-۲: ویژگی‌های شخصیتی

ویژگی‌ها یا صفات شخصیتی گرایش‌های پاسخدهی به شیوه کسان یا مشابه به انواع مختلف محرکها و یا به عبارتی دیگر، شیوه های ثابت و پایدار واکنش نشان دادن به جنبه‌های محرک محیط مان محسوب می شود. در اینجا به ماهیت واژه شخصیت، پیدایش، تعاریف و الگوهای نظری و بالأخره، تعریف صفات شخصیتی از دید پژوهشگران “دیدگاه صفات” می پردازیم.

۲-۱-۲-۱: شخصیت

کلمه شخصیت که در زبان لاتین (Personalite) و در زبان انگلوساکسون (Personality) خوانده می شود، ریشه در کلمه لاتین(Persona) دارد. این کلمه به نقاب یا ماسکی گفته می شد که بازیگران تئاتر در یونان قدیم به صورت می زدند. به مرور معنای آن گسترده تر شد و نقشی را که بازیگر ایفا می‌کند را نیز در برگرفت. ‌بنابرین‏ مفهوم اصلی و اولیه شخصیت، تصویری صوری و اجتماعی است و بر اساس نقشی که فرد در جامعه بازی می‌کند، ترسیم می شود. یعنی فرد در واقع فرهنگی و فردی را در خود دارد و مجموعاً کلّیت منحصر به فردی را تشکیل می‌دهد که مورد توجه وامعان نظر روانشناسی شخصیت است (سیاسی ۱۳۷۹).

۲-۱-۲-۲: تعریف شخصیت

نظر دهید »
دانلود پایان نامه های آماده – ۲-۲-۵- عوامل موثر بر رضایت شغلی – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 24 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۲-۲-۴-۲- نظریه ارزش

این نظریه مدعی است رضایت شغلی به وسیله این پدیده تعیین می‌گردد که آیا شغل به فرد امکان حفظ ارزش های خصوصی و شخصی را می‌دهد یا نه ؟

این نظریه می رساند که اگر شغل با حفظ ارزش های خصوصی و شخصی شاغل سازگار باشد ، او از شغل خود رضایت دارد. ولی چنانچه شغلش با ارزش های خصوصی او در تعارض و تناقض باشد ، رضایت شغلی برایش حاصل نخواهد شد. (میر دریکوندی، ۱۳۸۹)

۲-۲-۴-۳- نظریه بریل

بریل[۵۷] معقد است که انسان طبیعی در انتخاب شغل نیازی به پند و سفارش ندارد ، خود او فعالیتی را که باید دنبال کند ، به نحوی حس می‌کند.

تفسیر ضمنی این نظریه آن است که اگر فرد با فکر و تصمیم خود ، شغلش را انتخاب کند ، به طور طبیعی ، از آن رضایت خواهد داشت. اما اگر با اجبار و یا اضطرار آن را انتخاب کند ، به احتمال قوی ، از شغل خود نا راضی خواهد بود. (میر دریکوندی، ۱۳۸۹)

۲-۲-۴-۴- نظریه نقشی

در این نظریه ، به دو جنبه اجتماعی و روانی توجه می شود. در جنبه اجتماعی ، تاثیر عواملی نظیر نظام سازمانی و کارگاهی و شرایط محیط اشتغال در رضایت شغلی مورد توجه قرار می‌گیرد. این عوامل همان شرایط بیرونی رضایت شغلی را شامل می شود.

جنبه ی روانی رضایت شغلی بیش تر به انتظارات و توقعات فرد مربوط می شود. به عبارت دیگر ، احساس فرد از موقعیت شغلی و فعالیت هایش در انجام مسئولیت های محوله و ایفای نقش خاص به عنوان عضوی از اعضای جامعه ، میزان رضایت شغلی او را مشخص می کند. رضایت کلی نتیجه ای است که فرد از ترکیب دو جنبه اجتماعی و روانی عایدش می‌گردد. (قدرت آبادی، ۱۳۸۴، به نقل از شفیع آبادی، ۱۳۷۲، ۱۲۶)

۲-۲-۴-۵- نظریه نیازها

این نظریه به مقدار زیادی به نظریه سلسله نیازهای مازلو نزدیک است ، تا جایی که می توان آن ها را یکی به حساب آورد. البته نا گفته نماند که نظریه نبازهای مازلو عام تر است و رضایت شغلی می‌تواند در دایره و محدوده ی آن قرار گیرد. بر اساس نظریه نیاز ها ، میزان رضایت شغلی هر فرد که از اشتغال حاصل می شود ، به دو عامل بستگی دارد : اول آن مقدار از نیازهایی که از طریق کار و احراز موقعیت مورد نظر تأمین می‌گردد. دوم آن مقدار از نیازها که از طریق اشتغال به کار مورد نظر ، تأمین نشده باقی می ماند . نتیجه ای که از بررسی عوامل اول و دوم حاصل می شود میزان رضایت شغلی فرد را معین می‌کند.

این نظریه رضایت را تابعی از میزان کام روایی و ارضای نیازهای فرد ، شامل نیازهای جسمی و روان شناختی می‌داند. نیازها ، به عنوان احتیاجات عینی انسان ، که در همه ی افراد مشابه است ، تلقی می شود ، در حالی که ارزش ها ، آرزوهای ذهنی فرد است که از یک شخص به شخص دیگر فرق می‌کند.

روان شناسان سازمانی بیش تر بر این باورند که سلسله مراتب نیاز در نظریه مازلو ، در بررسی رضایت مندی شغلی کاربردپذیر است. (میردریکوندی، ۱۳۸۹)

۲-۲-۴-۶- نظریه هرزبرگ

این نظریه با نام های « نظریه انگیزشی- بهداشتی » و « نظریه دو عاملی هرزبرگ » نیز معروف است. او به دو نوع نیاز ، یعنی نیازهای بدنی و نیازهای روانی اشاره می‌کند. به ادعای هرزبرگ ، این دو نوع نیاز بر طبق دو اصل متفاوت عمل می‌کنند ؛ نیازهای بدنی در جهت اجتناب از درد و ناراحتی عمل می‌کنند. عواملی که این نیازها را بی اثر می‌کند – که هرزبرگ آن ها را « عوامل بهداشتی » می نامد می‌تواند ناراحتی را کاهش دهد یا از آن دوری کند ، اما نمی تواند موجب خشنودی شود. از سوی دیگر ، نیازهای روان شناختی ، مشتاق رشد ، دانش، پیشرفت ، خلاقیت و فردیت است و بر اساس اصل لذت عمل می‌کند . ارضا کننده های آن –که « برانگیزاننده» خوانده می شود – می‌تواند موجب خشنودی گردد ، ولی فقدان آن نمی تواند موجبات عدم لذت یا ناراحتی را فراهم آورد. هرزبرگ رضایت و نا رضایتی را مستقل از یکدیگر تلقی می‌کند. هر یک مستقل از دیگری می‌توانند به درجاتی وجود داشته یا نداشته باشند ؛ یعنی امکان دارد به طور همزمان در رابطه با جنبه‌های گوناگون یک شغل واحد ارضا کننده باشند یا نباشند.

هرزبرگ در مطالعات خود ، متوجه شد که می توان عوامل رضایت از شغل و عوامل نا رضایتی را جداگانه مورد بررسی قرار داد. وی عواملی را که منجر به رضایت کارکنان از شغل می شود « عوامل انگیزش » نامید و عواملی را که موجبات نازضایتی کارکنان را فراهم می آورد « عوامل ابقا » یا « عوامل بهداشت » نام گذاری کرد.

هرزبرگ ‌به این نتیجه رسید که اگر این گونه نیازهای افراد ارضا گردد گفته می شود که از کار خود رضایت دارند. و اگر ارضا نشوند ، در رابطه با سازمان و کارشان اظهار نارضایتی می‌کنند . سازمان می‌تواند با ارضای این قبیل نیازها ، نارضایتی آن ها را کاهش دهد و حتی از میان بردارد. (میردریکوندی، ۱۳۸۹)

۲-۲-۴-۷- نظریه هالند

هالند[۵۸] نظزیه ی خود را بر مبنای دو اصل مهم استوار نموده است :

    1. انتخاب شغل و حرفه با نوع شخصیت فرد بستگی دارد.

  1. انتخاب شغل و حرفه رابطه ی مستقیمی با طرز تلقی و گرایش فرد دارد.

معنای ضمنی این نظریه چنین است که اگر فردی شغل خود را متناسب با صفات شخصیتی اش انتخاب کند و نسبت ‌به این شغل گرایش و نگرش مثبتی داشته باشد ، از شغلش راضی است و در غیر این صورت ، از شغل خود رضایتی نخواهد داشت. (میردریکوندی، ۱۳۸۹)

۲-۲-۴-۸- نظریه پارسون

پارسون[۵۹]رضایت شغلی را وابسته به پنح عامل می‌داند. این پنج عامل عبارتند از :

الف)عزت نفس : انسان‌ها با هنجارها ونیازهای اخلاقی که دردرون خود به وجود می‌آورند زندگی می‌کنند، محترم شمردن این هنجارها و الگوهای رفتاری در کسب رضایت شغلی آنان تأثیر به سزائی دارد. مدیر شایسته آن است که کارکنان را در خلق این هنجارها یاری نماید.

ب)شناسائی : همه انسان‌ها علاقه دارند تا از سوی دیگران مورد شناسایی و احترام قرار گیرند مدیران می‌توانند در ایجاد یا فقدان این احساس بسیار مؤثر باشند.

ج)ارضای خواسته ها : انسان ها همواره در پی ارضای نیازهای مادی و معنوی خویش اند و این امر بر رضایت شغلی آنان مؤثر است. تحقیقات نشان می‌دهد غالبا ترک خدمت افراد به سبب عدم حصول رضایت شغلی و تأمین خواسته های آنان است.

    1. لذت : لذت بخش بودن شغل و فعالیت‌های شغلی در کارکنان ایجاد خشنودی و رضایت شغلی می‌کند.

  1. صمیمیت : درستی و صمیمیت در روابط میان کارکنان یک محرک قوی انگیزشی است که به رضایت شغلی منجر می‌شود. فقدان این امر مشکلاتی را به وجود می‌آورد، برخوردهای منفی گسترش پیدا می‌کند و ضعف روحیه را همراه دارد. علائم ضعف روحیه : پرخاشگری، بدگویی، سخن چینی، کاهش تولید، تأخیر ورود و تعجیل خروج می‌باشد. (قدرت آبادی،۱۳۸۴، به نقل از عباس زادگان، ۱۳۷۹، ۱۹۲ )

۲-۲-۵- عوامل مؤثر بر رضایت شغلی

مطالعات مختلف در زمینه رضایت شغلی نشان می‌دهد که متغیرهای زیادی با رضایت شغلی ارتباط دارند که می توان آن ها را به چهار گروه تقسیم کرد : ۱- عوامل فردی ؛ ۲- عوامل سازمانی ؛ ۳- عوامل محیطی ؛ ۴- ماهیت کار. (سپهری ، ۱۳۸۳ )

۲-۲-۵-۱- عوامل سازمانی

نظر دهید »
دانلود پایان نامه و مقاله | ۲-۳-۸-۱٫ مزایای سرمایه اجتماعی – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 24 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

    1. سرمایه اجتماعی درونگر[۳۵] و برون نگر[۳۶]: برخی شکل‌های سرمایه اجتماعی به میل خود یا به‌اجبار درون‌نگر است و تمایل دارد منافع مادی، اجتماعی یا سیاسی اعضای خود را افزایش دهد در حالی که شکل‌های دیگر برون‌نگرند و به مصلحت عمومی می‌پردازند.

      1. سرمایه اجتماعی گسسته[۳۷] و پیوسته[۳۸]: دوگانگی درون‌نگری و برون‌نگری ارتباط نزدیکی با محورهای گسستگی و پیوستگی دارد اما از نظر مفهومی با آن‌ ها متفاوت‌اند. سرمایه اجتماعی پیوسته، افراد را گرد هم جمع می‌کند که از جنبه‌های مهمی شبیه به هم هستند (نژاد، سن، جنسیت و…) در حالی که سرمایه اجتماعی گسسته به شبکه های اجتماعی اشاره دارد که افرادی را که گرد هم جمع می‌کنند که به هم شباهت ندارند. این تمایز مهمی است زیرا آثار خارجی شبکه های گسسته احتمالاً مثبت است در حالی که در شبکه های پیوسته (محدود شده با موقعیت اجتماعی خاص) برای تولید نتایج منفی در مخاطره بیشتری قرار دارند. زیرا گروه‌های کاملاً منسجم همگرا می‌توانند آسان‌تر برای اهداف شیطانی متحد شوند (پوتنام، ۲۰۰۲).

    1. سرمایه اجتماعی زنجیره‌ای[۳۹]: وول کوک[۴۰] (۲۰۰۱؛ نقل در فیضی، ۱۳۸۴) نوع دیگری از سرمایه اجتماعی به نام زنجیره‌ای را در کنار سرمایه های اجتماعی گسسته و پیوسته مطرح کرد. او اعتقاد دارد سرمایه اجتماعی گسسته به عنوان مقوله افقی روابط میان گروهی در سطح وسیع عمل می‌کند در حالی که سرمایه اجتماعی زنجیره‌ای به پیوندهایی اشاره دارد که بین طبقات ثروت و مقام ایجاد می‌شود. او به روابط بین افراد و گروه‌ها در طبقه‌های اجتماعی متناوب در یک سلسه‌مراتب اشاره دارد، جایی که قدرت یا مقام اجتماعی و ثروت در دسترس گروه‌های مختلف است. وول کوک اعتقاد دارد چنین شبکه هایی برای نفوذ، ایده ها و اطلاعات ناشی از نهادهای رسمی فراتر از اجتماع نقش کلیدی دارند.

  1. سرمایه اجتماعی حکومتی و مدنی: کولیز (۱۹۹۸؛ نقل در فیضی، ۱۳۸۴) بین دو نوع سرمایه اجتماعی تمیز قائل شده است. سرمایه اجتماعی حکومتی: شامل قراردادها، مقررات و قوانین اجتماعی قابل اجرا و قلمرو آزادی‌های مدنی است. سرمایه اجتماعی مدنی: مانند ارزش‌های مشترک، هنجارها، شبکه های غیررسمی و عضویت در انجمن‌هاست (فیضی، ۱۳۸۴).

۲-۳-۷٫ سطوح سرمایه اجتماعی

برخی نویسندگان سرمایه اجتماعی را در دو سطح سازمانی و ملی بررسی کرده‌اند:

سطح ملی سرمایه اجتماعی: در این سطح اشاره به شبکه ها، تعاملات و هنجارهایی است که کیفیت و کمیت تعاملات اجتماعی را شکل می‌دهد. سرمایه اجتماعی فقط مجموعه نهادهایی که جامعه را شکل می‌دهد نیست، بلکه سبب انسجام این نهادها نیز می‌شود. سرمایه اجتماعی مجموعه‌ای از هنجارهای موجود در سیستم اجتماعی است که موجب ارتقای سطح همکاری اعضای آن جامعه و پایین آمدن سطح هزینه های تبادلات و ارتباطات می‌شود (علوی، ۱۳۸۰).

سطح سازمانی: در تحقیقات کوهن و پروساک (۲۰۰۱) به ایده بررسی سرمایه اجتماعی در سطح سازمان اشاره شده است. افرادی مانند کوهن و پروساک اعتقاد دارند که سرمایه اجتماعی می‌تواند به توسعه اقتصادی کمک کند. اهمیت سرمایه اجتماعی سازمانی در این است که سبب اجتماع افرادی می‌شود (گروه‌ها، تیم‌ها، سازمان‌ها …) که با همدیگر به طور موفقیت‌آمیز کارها را به پایان می‌رسانند و احساس انسجام را از طریق اعتماد و همکاری ایجاد می‌کنند (طلوعی و کاوسی، ۱۳۸۵).

سرمایه اجتماعی در تعریفی دیگر در سه سطح مطرح می‌گردد:

سطح فردی: مانند هنگامی که مادری از دوستش تقاضا می‌کند تا بچه او را برای مدتی نگه دارد. این رابطه دوستی ناشی از سرمایه اجتماعی میان مادر و دوست خود است که اگر وجود نداشت مادر مجبور بود پرستار بچه استخدام کند و هزینه بپردازد.

سطح گروهی: مانند مثالی که جیمز کلمن از فروشندگان بازار عمده‌فروشی الماس در شهر نیویورک نقل می‌کند. او در این مثال نشان می‌دهد که چگونه تعهدات متقابل اعضای گروه و ضمانت‌های مؤثر برای ممانعت از خیانت در امانت موجب شده تا اموری مانند ارزشیابی الماس‌ها بدون کمترین هزینه و با اطمینان انجام گیرد و در نتیجه همبستگی گروهی در سطح بالایی حفظ و تداوم یابد.

سطح اجتماعی: سطحی که پوتنام و فوکویاما در کارهایشان به آن پرداختند. از نظر پوتنام سرمایه اجتماعی موجب شده تا نهادهای دموکراتیک حکومتی بهتر وظایف خود را انجام دهند و از نظر فوکویاما سرمایه اجتماعی، نظم اجتماعی را به طریق مؤثر و کارآمدتری حفظ و تداوم می‌بخشد (شاه حسینی، ۱۳۸۱).

با توجه به پدیده جهانی شدن و لزوم ایجاد ارتباطات مناسب با دیگر کشورها می‌توان سطح فراملی را نیز به سطوح دیگر اضافه کرد. با تلفیق دو دیدگاه مطرح شده در خصوص سطوح سرمایه اجتماعی می‌توان شمای زیر را ارائه داد

سطوح سرمایه اجتماعی

شکل ۱: سطوح سرمایه اجتماعی (رحمانی و کاووسی، ۱۳۸۷)

۲-۳-۸٫ مزایا و معایب سرمایه اجتماعی

سرمایه اجتماعی می‌تواند بنا بر ماهیت خود مزایا و معایبی برای سازمان داشته باشند:

۲-۳-۸-۱٫ مزایای سرمایه اجتماعی

ناهاپلیت وگوشال مدلی از سرمایه اجتماعی را معرفی می‌کنند که موجب پدید آمدن سرمایه اجتماعی فکری می‌شود. مطابق با این مدل سازمان مجموعه‌ای نهادی است که موجب توسعه سرمایه اجتماعی می‌شود و از سویی دیگر برخی توانمندی‌های خاص سازمان موجب مشارکت در دانش می‌شود که این استعدادها مزیت خاصی نسبت به سایر ترتیبات نهادی، از جمله بازار برای سازمان ایجاد می‌کند. این مزیت ویژه به عنوان “مزیت سازمانی” از سوی محققان مطرح شده است. بسیاری از نظریه‌پردازان مزایای متعددی برای سرمایه اجتماعی برشمرده‌اند که در اینجا نظر کوهن و پروساک مطرح می‌شود:

مشارکت بهتر دانش به علت روابط اعتماد، چارچوب‌های مرجع مشترک و اهداف مشترک

هزینه های اجرایی کمتر، به علت سطح بالای اعتماد و روح همکاری (هم درون و هم بیرون سازمان)

کاهش میزان ترک خدمت کارکنان، کاهش هزینه های جدایی و هزینه های به‌کارگیری و آموزش، توجه به تغییرات پرسنلی دائمی و حفظ دانش سازمانی ارزشمند

انسجام عملی بیشتر، به علت ثبات سازمانی و شناخت مشترک

کوهن و پروساک اعتقاد دارند که آثار مثبت یاد شده تعهد، همکاری، وفاداری، استمرار و حتی ایثار از مزایای مهم سرمایه اجتماعی‌اند. آنان معتقدند سرمایه‌گذاری سنجیده در سرمایه اجتماعی می‌تواند به سازمان‌ها کمک کند تا بتواند با چالش‌های معاصر مواجهه شوند و حتی آن‌ ها را به مزیت تبدیل کند. چالش‌های معاصر آنان چالش بی‌ثباتی و چالش مجازی بودن است (کوهن و پروساک،۲۰۰۱؛ نقل در باقری،۱۳۸۵).

۲-۳-۸-۲٫ معایب سرمایه اجتماعی

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 135
  • 136
  • 137
  • ...
  • 138
  • ...
  • 139
  • 140
  • 141
  • ...
  • 142
  • ...
  • 143
  • 144
  • 145
  • ...
  • 653
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

ایده پردازان فردا : ایده های نو برای زندگی بهتر

 تکنیک‌های داستان‌گویی
 احساس غم در رابطه
 حرفه‌ای شدن با لئوناردو
 آموزش ChatGPT
 درمان نفخ سگ
 انتخاب ظرف غذای گربه
 غلبه بر ترس از شکست
 عاشق کردن شوهر
 درآمد از سوشال مدیا
 درمان خیانت زنان
 درآمد از تولید محتوا
 صبر در رابطه عاشقانه
 عشق در سنین مختلف
 پرسونای مخاطب سایت
 ساخت آهنگ هوش مصنوعی
 آموزش Blender
 بهبود رتبه گوگل
 خطر بازنویسی هوش مصنوعی
 سگ باکسر
 تدریس آنلاین ریاضی
 یافتن شغل دلخواه
 بازاریابی برونگرا
 افزایش فروش عکس
 درآمد از اپلیکیشن موبایل
 خلق موشن گرافیک
 تولید کپشن اینستاگرام
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • فایل های مقالات و پروژه ها | مراد زاده فرد و عدیلی (۱۳۸۹) – 3
  • فایل پایان نامه کارشناسی ارشد : منابع کارشناسی ارشد با موضوع بررسی تناسب در آیات و ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقالات تحقیقاتی و پایان نامه ها – گفتار هفتم: جهانی شدن نظامی گری(بعد جهانی مسلح شدن قبل از دو جنگ جهانی) – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • فایل های دانشگاهی- ۲-۳ تعریف شادکامی – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود فایل ها در رابطه با : بررسی نقش … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پژوهش های پیشین درباره :بررسی تأثیر نااطمینانی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقاله های علمی- دانشگاهی – وصیت – 4
  • بررسی شاخصهای مؤثر در ارتقای امنیت زنان در ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پایان نامه های کارشناسی ارشد درباره :بررسی تخریب سونوشیمیایی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود منابع دانشگاهی : منابع کارشناسی ارشد در مورد :بررسی جامعه شناختی تاثیرات سریال های ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان