ایده پردازان فردا : ایده های نو برای زندگی بهتر

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
تحقیقات انجام شده در رابطه با آثار حقوقی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

طرح صنعتی هنگامی می تواند به ثبت اداره مالکیت صنعتی رسیده و از حمایت های قانون برخوردار گردد که تحت شرایط مقرر شده در قانون بوجود آمده باشند . قانونگذار در ماده ۲۱ قانون ثبت طرح های صنعتی دو ویزگی جدید بودن و اصیل بودن را برای این گونه طرح ها برشمرده است . بر اساس این ماده هر طرح صنعتی لزوماً نباید دارای هر دو ویژگی نو بودن و اصیل بودن را با هم داشته باشد . در این ماده طرح صنعتی جدید را طرحی می داند که از طریق انتشار بطور نامحسوس و یا از طریق استفاده به هر نحو دیگر قـبل از تاریخ تسـلیم اظـهارنامه یا بر حسب مورد قبل از حق تقدم اظهارنامه برای ثبت در هیچ نقطه‌ای از جهان برای عموم افشاء نشده باشد. مفاد قسمت اخیر بند (ه) و بند (و) ماده (۴) این قانون درخصوص طرحهای صنعتی نیز قابل اعمال است ‌. مستفاد به این ماده چنین استنباط می شود که طرح صنعتی نیز باید در جایگاهی حقوقی ( اداره مالکیت صنعتی ) که بدین منظور پیش بینی شده است ثبت گردد .
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

گفتار دوم : طرحهای صنعتی غیر قابل ثبت
استفاده از طرح ها و نقوش و تصاویر روی البسه و لوازم التحریر و کالاهای مشابه که مغایر با ضوابط این آیین نامه نباشد را بلا مانع دانسته است . بر اساس بند ۳ آیین نامه نحوه نظارت بر علائم ، نشانه ها و تصاویر روی البسه و لوازم التحریر و کالاهای مشابه ، طرحها و نقوشی که آشکار و غیر آشکار دارای نکات و پیام های نظیر موارد زیر باشد را ممنوع دانسته است :
الف) اهانت به ادیان رسمی کشور و کتب آسمانی و مقدسات مذهبی ؛
ب) تبلیغ هر گونه مرام ، مسلک و فرقه ای که به موجب قوانین کشور غیر قانونی می باشد و یا به صورت جریانهای فکری منحرف مطرح باشد ؛
ج) تصاویر کلمات و موضوعات مغایر با فرهنگ عمومی جامعه اسلامی ایران ؛
د) نقوش و تصاویر مغایر با اصول فرهنگ عمومی و بومی یا فرهنگ اسلامی – ایرانی .
در ماده ۲۱ دو گروه از طرح های صنعتی را غیر قابل ثبت دانسته است . در این ماده ، گروه اول را در صورتی است که افشاء طرح صنعتی ظرف مدت شش ماه قبل از تاریخ تقاضا یا در موارد مقتضی قبل از تاریخ حق تقدم طرح صنعتی صورت گرفته باشد ، مانع ثبت ندانسته است . دسته دیگر طرحهایی است که بهره برداری از آنها خلاف موازین شرعی یا نظم عمومی و اخلاق حسنه باشد .
گفتار سوم : موارد منع ثبت طرح صنعتی
۱- بهره برداری از کالاهایی که توسط مالک طرح صنعتی یا با توافق او در بازار ایران عرضه می شود :
۲- استفاده از وسایل موضوع طرح صنعتی که به طور موقت یا تصادفا ٌ وارد حریم ایران می شود .
۳- بهره برداری هایی که فقط با اهداف اش درباره طرح صنعتی ثبت شده انجام می شود .
۴- بهره برداری توسط هر شخصی که با حسن نیت قبل از تقاضای ثبت طرح صنعتی یا در مواقعی که حق تقدم تقاضا شده است ، قبل از تاریخ تقاضای حق تقدم همان طرح ، از طرح استفاده می کرد ، یا اقدامات جدی و موثری جهت آماده شدن برای استفاده از آن در ایران به عمل می آورده است .
گفتار چهارم : حقوق اعطایی
در قانون ثبت اختراعات ، طرحهای صنعتی و علائم تجاری اشخاصی را که با بهره گرفتن از مهارت های حرفه ای خود برای بهتر جلوه دادن کالاهای عرضه شده به بازار تلاش کرده و نسبت به خلق طرحی نو اقدام می کنند تحت حمایت خود قرار داده و حقوق مادی و معنوی برای آنها مقرر کرده است . در ماده ۲۸ قانون ثبت اختراعات ، برای مالکان طرحها صنعتی ، حقوق انحصاری زیر را مقرر شده است :
(الف) بهره برداری از هر طرح صنعتی که در ایران ثبت شده باشد ، توسط اشخاص ، مشروط به موافقت مالک آن دانسته است .
ب) بهره‌برداری از یک طرح صنعتی ثبت شده عبارت است از: ساخت‌، فروش و وارد کردن اقلام حاوی آن طرح صنعتی‌.
ج ـ مالک طرح صنعتی ثبت شده ، می تواند علیه شخصی که بدون موافقت او افعال مذکور در بند (ب) این ماده را انجام دهد یا مرتکب عملی شود که عادتاً موجبات تجاوز آینده را فراهم آورد ، در دادگاه اقامه دعوی نماید .
همچنین ماده ۲۳ مقرر می دارد : مفاد مواد ۵ ، ۹ و بند ج مواد ۱۱ و ۱۵ این قانون در خصوص طرحهای صنعتی نیز قابل اعمال است .
برای دارندگان طرحهای صنعتی نیز بر اساس ماده ۵ بندهای (د) ، (ه) و (و) حقوق مادی و معنوی پیش بینی شده است . بر اساس بند (د) ماده فوق حقوق مادی طرح صنعتی که ناشی از ثبت طرح حاصل می شود متعلق به مالک و قابل انتقال به دیگران است . این انتقال می تواند از طریق ارث به ورثه منتقل یابد یا بر اساس بند (ب) ماده ۶ که مقرر می دارد در مواقعی که ۱- مدارک دال بر سمت قانونی وی همراه اظهار نامه تحویل گردد . لذا جانشینان قانونی طراح صنعتی اعم از وارث وکلای آنها محسوب می شوند .
بند (د) ماده ۵ نیز مقرر می دارد که : در صورت که طرح صنعتی ناشی از استخدام یا قرار داد باشد ، حقوق مادی آن متعلق به کار فرما خواهد بود ، مگر آن که خلاف آن در قرار داد شرط شده باشد . بر اساس ماده ۵ « هر گونه قرار داد اجازه بهره برداری از اختراع و طرحهای صنعتی ثبت شده یا علامت ثبت شده یا اظهار نامه مربوط به آنها به اداره مالکیت صنعتی تسلیم می شود . ۲ – اداره مالکیت صنعتی ، مفاد قرارداد را به صورت محرمانه حفظ ولی اجازه بهره برداری را ثبت و آگهی می کند . تاثیر این گونه قراردادها نسبت به اشخاص ثالث منوط به مراعات مراتب فوق است . بنا بر این ماده حقوق مادی می تواند بر اساس قرارداد به ثالث منتقل شود مشروط بر این که این قرارداد در اداره مالکیت صنعتی ثبت و آگهی شود .
بند (و) ماده ۵ به حقوق معنوی که یکی از مصادیق آن حق حرمت نام پدید آورنده می باشد پرداخته است . بر اساس این بند ، نام طراح در گواهینامه طرح صنعتی قید می شود مگر این که کتبا ٌ از اداره مالکیت صنعتی در خواست کند که نامش فاش نشود . هر گونه اظهار یا تعهد طراح مبنی بر این که نام شخص دیگری به عنوان طراح قید گردد ، فاقد اثر قانونی است .
گفتار پنجم : مدت حمایت
مدت اعتبار پیش بینی شده برای طرحهای صنعتی در قانون ایران به موجب بند (و) ماده ۲۸ قانون ثبت اختراعات ، طرحهای صنعتی و علائم تجاری ، ۵ سال از تاریخ تسلیم اظهار نامه ثبت آن می باشد .اعتبار ثبت را می توان برای دو دوره ۵ ساله متوالی دیگر پس از پرداخت هزینه مربوط تمدید نمود . بر این اساس پس از پایان هر دوره که از انقضاء تاریخ دوره شروع می شود یک مهلت ارفاقی ۶ ماهه مقرر شده است که برای پرداخت هزینه بوده وبا پرداخت جریمه تاخیر در نظر گرفته شده است .
گفتار ششم : استثنائات طرح صنعتی
در بند ج ماده ۱۵ استثنائاتی را بر حقوق مالکیت طرحهای صنعتی پیش بینی نموده که بر اساس این بند از ماده :
۱ـ بهره‌برداری از کالاهایی که توسط مالک طرح صنعتی یا با توافق او در بازار ایران عرضه‌می‌شود.
۲- استفاده از وسایل موضوع طرح صنعتی در هواپیماها، وسایط نقلیه زمینی یا کشتی‌های سایر کشورها که به طور موقت یا تصادفاً وارد حریم هوایی‌، مرزهای زمینی یا آبهای کشور می‌شود.
۳- بهره‌برداریهایی که فقط با اهداف آزمایشی درباره اختراع ثبت شده انجام می‌شود.
۴- بهره‌برداری توسط هر شخصی که با حُسن نیت قبل از تقاضای ثبت اختراع یا درمواقعی که حق تقدم تقاضا شده است‌، قبل از تاریخ تقاضای حق تقدم همان اختراع‌، از اختراع استفاده می‌کرده یا اقدامات جدی و مؤثری جهت آماده شدن برای استفاده از آن در ایران به عمل می‌آورده است‌.
مبحث دوم : در موافقت نامه تریپس
یکی دیگر از موارد تحت حمایت حقوق مالکیت صنعتی که در موافقت نامه تریپس به آن پرداخته شده است ، طرح های صنعتی می باشد .
« طرح صنعتی ، در مفهوم کلی و غیر تخصصی ، دلالت می کند بر یک اثر خلاقانه ای برای دست یافتن به نمای ظاهری یا تزیینی در فرآوردهایی که به صورت انبوه تولید می شوند ». [۳۴۶] طر ح های صنعتی جنبه تزیینی و زیبایی شناختی کالا را نشان می دهد و بیشتر به جنبه ظاهری کالا توجه دارد . طرح می تواند خصوصیات سه بعُدی مثل شکل کالا[۳۴۷] و پیکره[۳۴۸] یا خصوصیات دو بعُدی مانند الگو ها ، خطوط و رنگ ها را شامل گردد . در طرح های صنعتی کالا از لحاظ زیبایی شناسی بررسی می شود و به خصوصیات فنی آن توجهی نمی شود .
« طرح های صنعتی برای آنکه تحت حمایت قوانین ملی قرار گیرند ، الزاما باید جالب توجه باشد . به عبارتی یک طرح صنعتی در درجه اول از ماهیت زیبا شناختی و هنری برخوردار است و از ویژگی های فنی کالا محافظت نمی کند ». [۳۴۹]
طراحی صنعتی باعث جذابیت و خوشایند شدن کالا می شود و با طراحی صنعتی ارزش تجاری کالا و بازار پسندی کالا در میان خریداران افزایش می یابد . گستره وسیعی از محصولات صنعتی و دست ساز از ادوات فنی و کالاهای پزشکی تا جواهرات و کالاهای لوکس خانگی و مصرفی همانند وسایل خانگی الکتریکی و وسائط نقلیه گرفته تا ساختارهای معماری ، از طراحی پارچه و کالا های رفاهی ، همه در قالب طراحی صنعتی طرح می باشند . از آنجا که طرح صنعتی در اثر ابتکار طرح ها به عمل می آید اگر حمایت نشود ، رقابت غیر منصفانه[۳۵۰] روح ابتکار را از بین می برد ، موافقت نامه تریپس در بخش ۴ به طرح های صنعتی پرداخته و اعضا ملزم به حمایت از طرح های صنعتی شده اند در این موافقت نامه مواد ۲۵ و ۲۶ در این مورد مقرراتی را وضع نموده است .اما به طور کلی بر اساس ماده ۲ موافقت نامه تریپس طرح های صنعتی نیز باید مفاد کنوانسیون پاریس را رعایت نمایند .
گفتار نخست : طرح صنعتی در کنوانسیون پاریس
یکی از کنوانسیون هایی که قبلا به آن پرداخته شد و مورد پذیرش موافقت نامه تریپس و قانونگذار ایران قرار گرفته است ، کنوانسیون پاریس در حمایت از مالکیت صنعتی است که در لیسبون مورد تجدید نظر واقع شده است . این کنوانسیون در ماده ۵ خامس به موضوع طرح های صنعتی می پردازد . اگر چه بر اساس این ماده اشکال و ترسیمات و نمونه های صنعتی در کشور های اتحادیه حمایت خواهند شد ؛ اما هیچ مقرره دیگری راجع به چگونگی حمایت از طرح های صنعتی بیان نشده است . « از این رو کشورهای عضو می توانند از طریق تصویب قوانین خاص برای حمایت از طرح های صنعتی ، تعهد فوق را رعایت کنند . همچنین کشور های عضو می توانند بر طبق قانون حق تکثیر یا قانونی علیه رقابت مکارانه ، تعهد مورد نظر را عملی سازند .[۳۵۱]
در بند (ب) در ماده ۵ کنوانسیون به اسقاط حق پرداخته شده است و مقرر می دارد : حمایت از طرح ها و نمونه های صنعتی به علت اسقاط حق سلب نمی شود ، خواه این علت ناشی از عدم بهره برداری یا ناشی از ورود اشیایی باشد ، مشابه طرح ها و نمونه های صنعتی که مورد حمایت قرار گرفته اند . « بر این اساس حق سلب شامل اقدامات معادلی مانند ابطال ، بی اعتبار کردن یا فسخ اثر نسبت به طرح می شود .»[۳۵۲]
گفتار دوم : شرایط حمایت از طرح های صنعتی
برای اینکه طرح صنعتی شرایط لازم را برای حمایت موافقت نامه تریپس کسب نماید این موافقت نامه در بند ۱ ماده ۲۵ شرایط ذیل را پیش بینی نموده است
مستقل تهیه شده باشد ؛
تازگی داشتن طرح صنعتی .
در این ماده از موافقت نامه و همچنین در ماده ۲۶ تعریفی از تازه بودن و اصالت داشتن طرح صنعتی ارائه نشده است اما مستفاد از این مواد مشخص است که منظور موافقت نامه همان اصالت داشتن و تازگی داشتن است که در حق اختراع به آن پرداخته شده ، می باشد . به استناد همین بند و ماده ، آنچه مشخص است این است که نیازی نمی باشد که طرح صنعتی دو شرط تازه و اصالت را با یکدیگر داشته باشند . در ادامه این بند مقرر شده است : اعضا می توانند مقرر کنند که اگر طرح هایی با طرح های شناخته شده یا مجموعه ای از ویژگی های طرح های شناخته شده تفاوت چشمگیری نداشته باشند ، به عنوان طرح های تازه یا اصیل تلقی نشوند . « نظر به اینکه متن صریح ماده به این موضوع را به قوانین داخلی کشور ها واگذار نموده و الزامی را در اینجا تعیین ننموده ، لذا اعضا می توانند از چنین طرح هایی حمایت به عمل آورند . نکته قابل توجه این است که نو بودن یک امر نسبی بوده و همچنین موافقت نامه تریپس همه اشاره ننموده که طرح باید از نظر جهانی جدید باشد . بنابراین ، اگر طرحی از نظر داخلی جدید باشد می تواند از حمایت مذکور در این موافقت نامه منتفع گردد ». [۳۵۳]
گفتار سوم : طرح های مسنوجات
موافقت نامه دارای مقررات خاصی برای طرح هایی است که بر روی مسنوجات عملیاتی می شود ، دارد . بر اساس بند ۲ ماده ۲۵ که مقرر می دارد : هر عضو اطمینان خواهد داد که شرایط تضمین حمایت از طرح های مسنوجات ، خصوصاٌ در مورد هزینه ، بررسی یا انتشار ، لطمه ای نامعقول به فرصت درخواست و تحصیل این حمایت وارد نیاورد . ضمن اینکه طرح های مسنوجات علاوه بر اینکه به عنوان یکی از مصادیق طرح های صنعتی قابل حمایت می باشد ، قادر است به عنوان یکی از مصادیق حق نسخه برداری نیز قابل حمایت باشد . بر اساس این قسمت از ماده ۲۵ از موافقت نامه «با توجه به چرخه کوتاه زندگی طرح های جدید در بخش مصنوجات ( طرح روی مواد پارچه ای ) از اعضا خواسته شده است که به منظور فراهم آوردن فهرست درخواست و کسب حمایت از این قبیل طرح ها ، شرایط مربوط به هزینه ، بررسی و انتشار آنها تخفیف داده شود تا از این طریق ، جریان اعطای حق انحصاری خالقان چنین طرح هایی تسهیل شود .[۳۵۴]
گفتار چهارم : حقوق اعطایی
بند ۱ ماده ۲۶ برای ممالک یک طرح صنعتی این حق انحصاری را پیش بینی نموده است که چنانکه اشخاص ثالث موافقت او را در استفاده از طرح ایجاد شده اش به دست نیاورند ، از ساخت ، فروش یا ورود اقلام در برگیرنده یا متضمن طرح حمایت نشده وی ممانعت به عمل آورد. این ممانعت به شرطی برای مالک طرح قابل اعمال خواهد بود که شخص ثالث دارای قصد تجاری برای طرح حمایت شده باشد . اعضا می توانند استثنائات محدودی را در مورد حمایت از طرح های صنعتی قائل شوند ، مشروط بر اینکه استثنائات مزبور مغایرتی غیر معقول با استفاده معمولی از طرح های صنعتی مورد حمایت نداشته و به منافع مشروع مالک طرح مورد حمایت ، با توجه به منافع مشروع اشخاص ثالث لطمه غیر معقول وارد نیاورد .

نظر دهید »
منابع کارشناسی ارشد در مورد تحلیل پیامد‎های ژئوپولیتیک مقاومت ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

بعد از جنگ جهانی دوم به مدت تقریباً۴۰ سال ژئوپلتیک به عنوان یک مفهوم و یا روش تحلیل، به علت ارتباط آن با جنگ‎های نیمه اول قرن بیستم منسوخ گردید، هر چند ژئوپلیتیک در این دوره از دستور کار دولت ها در مفهوم قبلی خود خارج شد، اما همچنان در دانشگاهها تدریس می­شد. برای تبدیل شدن نقش فعال جغرافیا در تعریف ژئوپلیتیک به نقش انفعالی سه دلیل عمده قابل ذکر است:

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

اول اینکه جغرافیدانان بعد از شکست آلمان در جنگ، ژئوپلیتیک خاص آلمان را مقصر اصلی عنوان کردند و سیاست‎های آلمان نازی را متأثر از این مکتب می‎دیدند. خود را از مطالعات در مقیاس جهانی کنار کشیده، توجه خود را به دولت ها و درون مرزهای سیاسی بین المللی معطوف داشتند و واژه ژئوپلیتیک بر چسب غیر علمی‎به خود گرفت و از محافل علمی‎و دانشگاهی طرد شد.دلیل دیگری که موجب افول نقش جغرافیا در جنگ سرد شد ظهور استراتژی باز دارندگی هسته ای بود. توانایی پرتاب سلاح‎های هسته ای بوسیله هواپیما و موشک به فاصله‎های دور،باعث شد که دیگر نه فاصله و نه عوامل جغرافیایی مثل ناهمواری ها و اقلیم چندان مهم تلقی نمی‎شدند. دلیل سوم، ظهور ایدئولوژی به عنوان عامل تعیین کننده ی جهت گیری سیاست ها بود. ژئوپلیتیک جنگ سرد و ژئوپلیتیک عصر هسته ای از مشخصات دوره افول ژئوپلتیک هستند (زین العابدین، ۱۳۸۹ : 13).
۲-۱-۳- دوره احیا
بعد از پایان جنگ جهانی دوم جغرافیدانان شرمنده شدند و از آن پس تلاش نمودند جغرافیدانانی که ژئوپلیتیک را در اختیار آلمان نازی (هیتلر) گذاشته اند،کنار گذارند، و نتیجه اینکه حدود ۴۰ سال ژئوپلیتیک طرد شد. تا اینکه در دهه 1980 در جنگ ویتنام[2] و کامبوج[3] بر سر تصاحب منطقه ی مکنگ[4]، گر چه هر دو کشور از بلوک شرق بودند، ایدئولوژی نتوانست جنگ را از بین ببرد. بنابراین، در گزارش این مناقشه و روابط دو کشور، مجدداً از مفهوم ژئوپلتیک استفاده شد و سپس کسینجر[5] بصورت تفننی از واژه ی ژئوپلیتیک در مسائل جهان استفاده نمود. علاوه بر آن در جنگ ایران و عراق (1988-1980) و اشغال کویت توسط عراق (1991-1990 ) و به ویژه سقوط پرده آهنین در اروپا از سال 1989 موجب پر رنگ تر شدن این مفهوم شد و به خصوص فروپاشی شوروی (سابق) و برجسته شدن ملیت ها این مفهوم را به صورت یک مفهوم کلیدی در عرصه بین المللی قرار داد (زین العابدین،۱۳۸۹ :۲۸).
در حالیکه نامداران جغرافیای سیاسی چون ریچارد هارتشورن و استیفن جونز سخت در تلاش شکوفا ساختن جغرافیای سیاسی در جهان دوران میانه ی قرن بیستم شدند و سیاستمدارانی چون هنری کیسینجر واژه ژئوپلیتیک را دوباره به زبان روزمره سیاسی نیمه دوم قرن بیستم باز گرداند، جهانی اندیشانی چون ژان گاتمن و سوئل کوهن پیروزمندانه جهانی اندیشی جغرافیایی(ژئوپلتیک) را به بستر اصلی مباحث دانشگاهی باز گرداندند.در این زمینه ژان گاتمن[6] با طرح تئوری «آیکنوگرافی[7]– سیروکولاسیون[8]» «حرکت» را در مباحث ژئوپلیتیک در معرض توجه ویژه قرار داد و عوامل روحانی یا عامل «معنوی» را در جهانی اندیشی «اصل» یا «مرکز» دانست و «ماده» یا «فیزیک» را تأثیر گیرنده قلمداد کرد (مجتهد زاده،۱۳۸۶:۹۶).
سائول بی کوهن می‎گوید: موضوعات ژئوپلیتیکی مهمتر از آن بودند که جغرافیدانان آنها را کنار بگذارند و اکنون خیلی از جغرافیدانان با یک تأخیر به او ملحق شده اند و از باز گشت و تجدید حیات ژئوپلتیک به اندازه او استقبال کرده اند.
2-2-رویکردهای جدید ژئوپلیتیک
همه نظریه‎های ژئوپلیتیکی جنبه ژئواستراتژیکی داشته و برای کسب قدرت بر فضای جغرافیایی تأکید داشتند. اما پس از پایان جنگ سرد و با مطرح شدن نظام نوین جهانی بسیاری از دیدگاه های ژئوپلیتیکی جنبه ی کمی‎پیدا کرد و حتی بعضی از این دیدگاه ها در عالم سایبر اسپیس مطرح شدند. در نظام نوین جهانی عده ای در تحلیل ژئوپلیتیکی خود، رویکرد انرژی را مد نظر قرار دادند،عده ای به مسائل زیست محیطی معتقد بودند، بعضی فرهنگ را عامل اصلی ژئوپلیتیک دانستند و بالاخره، عده ای مسائل ژئواکونومی‎را در تحلیل ژئوپلیتیکی خود مورد توجه قرار دادند. می‎توان گفت که معیار‎های قدرت که نظامی‎گری بود، به طور کلی جای خود را با معیار‎های مذکور تغییر داد. یعنی، قبل از پایان جنگ سرد، معیار اصلی قدرت نظامی‎گری بوده و تمام عوامل اقتصادی، اجتماعی به صورت ابزار مورد توجه بوده است.به علاوه مشخصه ی اصلی ژئوپلیتیک دوره جنگ سرد جهان دو قطبی، جهان سوم و کشورهای عدم تعهد بودند، اما در نظریه ی جدید ژئوپلیتیکی، جهان چهارم مطرح است (زین العابدین، ۱۷۱:۱۳۸۹).
۲-2-۱-رویکرد نظم نوین جهانی
اولین بارجورج بوش پدر[9] رئیس جمهور اسبق آمریکا در جریان جنگ خلیج فارس در1990م نظام نوین جهانی[10] را مطرح نمود. و در سال 1991 پس از مذاکرات خود در هلسینکی[11] با گورباچف[12] و مارگارت تاچر[13]، رهبران اروپا، سازمان ملل متحد،کشورهای عربی به ویژه خلیج فارس و سایر هم پیمانان خود، نظریه نظام نوین جهانی خود را اعلام نمود (حافظ نیا،۵۳:۱۳۸۵).
این نظام دیدگاه‎های جدید آمریکا را بیان می‎کند. با فروپاشی نظام سیاسی اتحاد جماهیر شوروی و بلوک شرق و از بین رفتن رقابت قدرت ها، جهان از این پس صاحب نظام نوینی شود که بر قدرت همه جانبه آمریکا استوار است. قدرت و سلطه آمریکا بر جهان بدون تسلط بر خلیج فارس ممکن نبود. نظام نوین جهانی طرحی جدید برای سلطه بر مناطق مهم جهان توسط آمریکا بود. این نظام به رغم عنوان گول زننده آن، شکل جدیدی از استعمار نو است که جهان را به سوی مخاصمه و تلاطم سوق می‎دهد. جورج بوش پدر نظم نوین جهانی را این چنین تعریف می‎کند: «نظم نوین جهانی می‎گوید که بسیاری از کشورها با سوابق متجانس و همراه با اختلافات، می‎توانند دور هم جمع شوند تا از اصل مشترکی پشتیبانی کنند و آن اصل این است که شما با زور کشور دیگری را اشغال نکنید…» اما آمریکائیها از زمان پی ریزی چنین نظریاتی، کمترین توجهی به آنچه خود معتقدند نداشته اند و تعبیر «نوام چامسکی» نظم نوین جهانی تعبیر تازه ای از توسل به زور و انقیاد مضاعف ملت ها است.تمام ابعاد نظم نوین جهانی بر پایه منافع و توسعه طلبی آمریکا استوار است در عصر نظم نوین جهانی، ثبات و امنیت تقریباً به طور کامل برای هیچ کشوری- حتی آمریکا- وجود ندارد.
2-2-2-رویکرد ژئواکونومی
پایه و اساس ژئواکونومی‎استدلالی است که از طرف ادوارد لوتویک[14] ارائه شده است. او خبر از آمدن نظم جدیدبین المللی در دهه نود می‎داد که در آن ابزار اقتصادی جایگزین اهداف نظامی‎می‎شوند. به عنوان وسیله اصلی که دولت ها برای تثبیت قدرت و شخصیت وجودی شان در صحنه بین المللی به آن تأکید می‎کنند و این ماهیت ژئواکونومی‎است (عزتی،۱۰۷:۱۳۸۸)
ژئواکونومی‎عبارت ازتحلیل استراتژی­ های اقتصادی بدون درنظر گرفتن سودتجاری،که ازسوی دولتها اعمال می­ شود،به منظورحفظ اقتصادملی یا بخشهای حیاتی آن وبه دست آوردن کلیدهای کنترل آن ازطریق ساختارسیاسی وخط مشیهای مربوط به آن پرداخت. (عزتی،1387: 110)
ژئواکونومی‎رابطه بین قدرت و فضا را مدّ نظر دارد و هدف اصلی آن کنترل سرزمین و دستیابی به قدرت فیزیکی نیست بلکه دست یافتن به استیلای اقتصادی فناوری و بازرگانی است بدین ترتیب به نظر می‎رسد مفاهیم ژئواکونومی‎در رویارویی با مسائل قرن 21 از کارآیی مناسبی در مقیاس جهانی برخوردار خواهد بود (واعظی،1388 :32)
ژئواکونومی‎رابطه بین قدرت وفضا را بررسی می‎کند. فضای بالقوه ودرحال سیلان همواره حدود ومرزهایش درحال تغییروتحول است،ازاین رو آزادازمرزهای سرزمین وویژگیهای فیزیکی ژئوپلیتیک است.درنتیجه تفکر ژئواکونومی‎شامل ابزارآلات لازم وضروری است که دولت می‎تواندازطریق آنها به کلیه اهدافش برسد.(عزتی،1387: 110)
ژئواکونومی‎و ژئوپلیتیک دارای تفاوتهای اساسی با هم می‎باشند،اول اینکه ژئواکونومی‎محصول دولت ها وشرکتهای بزرگ تجاری با استراتژیهای جهانی است درحالی که این خصیصه در ژئوپلیتیک نیست. نه دولت ونه شرکتهای تجاری هیچ نقشی درژئوپلیتیک ندارندبلکه یکپارچگی اتحادیه ها،منافع گروهی وغیره برپایه نمونه‎ های تاریخی با عملکردی نامرئی دراستراتژیهای ژئوپلیتیکی پایه واساسی برای همه صحنه‎های ژئوپلیتیکی هستند.
دوم اینکه هدف اصلی ژئواکونومی‎کنترل سرزمین ودستیابی به قدرت فیزیکی نیست بلکه دست یافتن به استیلای تکنولوژی وبازرگانی است. ازلحاظ کاربردی بایدگفت که مفهوم وعلم ژئوپلیتیک می‎تواند درنشان دادن راه وروش‎هایی برای پایان دادن به نزاعها ودرگیری ها ودرمجموع اختلافات نقش اساسی داشته باشددرحالی که ژئواکونومی‎ازچنین ویژگی برخوردارنیست(عزتی،1387: 112)
2-2-3- رویکرد ژئوکالچر
ژئوکالچر یا ژئوپلیتیک فرهنگی فرایند پیچیده ای از تعاملات قدرت،فرهنگ، و محیط جغرافیایی است که طی آن فرهنگها همچون سایر پدیده‎های نظام اجتماعی همواره در حال شکل­ گیری، تکامل،آمیزش، جابجایی در جریان زمان و در بستر محیط جغرا فیایی کره زمین اند.به عبارت دیگر ژئوکالچر ترکیبی از فرایند ‎های مکانی – فضایی قدرت فرهنگی میان بازیگران متنوع و بی شماری است که در لایه‎های مختلف اجتماعی و درعرصه محیط یکپارچه سیاره زمین به نقش آفرینی پرداخته و در تعامل دائمی‎با یکدیگر بسر می­برندو بر اثر همین تعامل مداوم است که در هر زمان چشم انداز فرهنگی ویژه خلق می‎شود.از این رو ساختار ژئو کالچر جهانی بیانگر موزاییکی از نواحی فرهنگی کوچک و بزرگی است که محصول تعامل‎های مکانی – قضایی قدرت فرهنگی اند که در طول و موازات یکدیگر حرکت می‎کنند (دیلمی‎معزی،2:1387).
ژئوکالچر پدیده ای است که بر شالوده نظام اطلاع رسانی نوین و یا صنایعی استوار است که به تولید محصولات فرهنگی مبادرت می‎ورزد وظیفه این صنایع تولید انبوه محصولات فرهنگی است. نظام سلطه فرهنگی در جهان کنونی در کنار نظام سلطه اقتصادی یا سیاسی از عناصر اصلی نظام ژئوپلیتیک جهانی می‎باشند. امروزه منطق حاکم بر فرایند‎های ژئوکالچر جهانی بر اشکال پیچیده و تکامل یافته تر شیوه‎های رقابتی مبتنی است. این فرایند در عین نافذ بودن، مدام در تکامل می‎باشد
پدیده‎های فرهنگی به دلیل خصیصه‎های مکانی شان همواره میل به ثبات و پایداری در مقابل نوآوری ها دارند که می‎توان به تلاش جوامع سنتی و حفظ میراث فرهنگی و آداب و سنن و نمادهای تاریخی و … اشاره کرد. از طرفی الگوهای تمدنی به واسطه ماهیت فضائیشان در جهت سرعت بخشیدن به تغییرات فرهنگی و زدودن مرزهای قراردادی هستند(حیدری،۱۳۸1 :۱۶۸).
۲-2-4- رویکرد ژئوپلیتیک زیست محیطی
مسایل ژئوپلیتیک زیست محیطی از اواخر قرن بیستم به موضوع اصلی فعالیت­ها و نگرانی­ها بین گروه‎های انسانی و بازیگران ملی و فراملی در سطوح منطقه ای و جهانی تبدیل شده است. محیط زیست بشری در سطوح محلی، ملی، منطقه ای و جهانی دستخوش مخاطرات گردیده است. این مخاطرات در سه بعد: کاهش و کمبود منابع، تخریب منابع و آلودگی محیط زیست تجلی یافته است. از دید ژئوپلیتیک، کمبود منابع زیست محیطی یا محروم کردن انسانها از زیستن در مکان مورد علاقه آنها رقابت و کنش متقابل بین گروه‎های انسانی و بازیگران سیاسی در سطوح مختلف را در پی دارد.(www.civilica.com).
طی چند دهه گذشته، افزایش جمعیت، گسترش دامنه مداخلات بشر در طبیعت برای تأمین نیازهای فزاینده از منابع کمیاب طبیعی، گسترش رویکرد سودانگاری در غالب طرح‎های توسعه ای، بی پروایی نسبت به جستار پایداری محیط زیست در ساخت سازه ها و زیر ساخت ها و مانند آن،پیامدهای ناگواری همانند گرمایش کروی، ویرانی لایه ازن، پدیده ال نینو، طوفانهای سهمگین، بالا آمدن سطح آب دریاها، گسترش گازهای گلخانه ای، خشکسالی، سیل، فرو نشست زمین، کاهش آب شیرین، بیابان زایی، کاهش خاک مرغوب، آلودگی هوا، باران‎های اسیدی، جنگل زدایی و نابودیت تنوع زیستی، نشانه‎هایی از جهانی شدن پیامدهای فروسایی محیط زیست در سطح فروملی و فراملی و جهانی بودن بوده اند. تداوم وضعیت موجود،آینده زیست و تمدن فراروی بشر را مبهم و نامطمئن کرده است.نگرانی از این وضعیت به همراه شرایط نا مطلوب کنونی، در طرح رویکردهایی همانند امنیت زیست محیطی، ژئوپلیتیک انتقادی، ژئوپلیتیک زیست محیطی، توسعه پایدار بسیار اثر گذاشت. با توجه به این که مفهوم «جهان» از مقیاس‎های مطالعاتی دانش یاد شده است، مرزهای محلی و ملی را در نوردیده اند، محیط زیست سویه ای ژئوپلیتیک یافته است (کاویانی،۱۳۹۰: ۸۵).
2-2-5-رویکرد ژئوپلیتیک انتقادی
در مورد ماهیت و چیستی ژئوپلیتیک انتقادی نظریه‎های مختلفی ارائه شده است. عده ای از نظریه پردازان، ژئوپلیتیک انتقادی را در مقایسه با ژئوپلیتیک سنتی، که به دلیل سوء استفاده از شواهد جغرافیایی به نفع مقاصد امپریالیستی لکه دار گردیده، از لحاظ علمی‎مستقل و بی طرفانه می‎دانند که می‎تواند با دیدگاهی متعالی به امور جهانی نگریسته و تحقیق عینی بپردازد(مویر،220:1379). عده ای را باور بر این است که ژئوپلیتیک انتقادی در جستجوی آشکار کردن سیاست­های پنهان دانش ژئوپلیتیک است (میرحیدر،42:1386)
از اوایل1970، شاهد ظهوررویکردی نوین به نام «ژئوپلیتیک انتقادی[15]»هستیم.دانشمندان ژئوپلیتیک چون اتوتایل[16] ومیشل فوکو را می‎توان ازپیشگامان این حرکت نوین دانست. این دانشمندان به طور همزمان، هم از ژئوپلیتیک انتقاد کردند و هم خود از اندیشمندان این عرصه بودند. این افراد، سیاست اندیشمندانه خود را بر «ضد ژئوپلیتیک» تعریف کرده و با وجود این، در چارچوب زیر بنایی مفاهیم ژئوپلیتیک کار می‎کردند (مویر،۳۷۸:۱۳۷۹).
محققین ژئوپلیتیک انتقادی تمایل دارند بجای تمرکز بر شناسایی عوامل جغرافیایی مؤثر بر شکل گیری قدرت دولتها و سیاست خارجی ایشان، از یک سو دریابند که سیاستمداران چگونه «تصاویر ذهنی» خود را از جهان ترسیم نموده اند و این بینش ها چگونه بر تفاسیر آن ها از مکان‎های مختلف تأثیر می‎گذارند؟ ژئوپلیتیک انتقادی به عنوان نظریه ای نسبتاً جدید که توانسته است خود را بر اساس مؤلفه‎های حاکم میان بازیگران روابط بین الملل، نظام مند سازد، چارچوبی مناسب برای فهم ژئوپلیتیکی جدید، به دور از عناصر سختی هم چون مرز و مکان ایجاد کرده است. بر اساس فهم برخی از موضوعات، بدون توجه به بعضی مسائلی که طبق نظریات سنتی غیرمرتبط می‎نمودند، امری ناقص خواهد بود. از منظر ژئوپلیتیک انتقادی، استراتژی قدرت همیشه نیازمندبه کارگیری فضا وهمین سبب گفتمان می­باشد. (www.javanemrooz.com)
رویکرد انتقادی، کوشش منتقدانه برای کشف ساختارهای جامعه معاصر است که ضمن نقد زیربنایی رویکردهای رایج در شناخت جامعه به تبیین کاستی ها ی روش شناسی آنها می‎پردازند و شیوه‎های اثبات گرایی (پوزیتیوسیتی) را در مطالعه جامعه نقد می‎کند و بر این انگاره استوار است که صرف تجربه و روش‎های تجربی کافی نیست و نباید مطالعه جامعه را همسان با مطالعه طبیعت انگاشت. هدف نظریه پردازان مکتب انتقادی، ایجاد دگرگونی‎های فرهنگی و روشنگرانه برای کاهش نابرابری‎های جهانی، برقراری عدالت بین المللی، احترام به تفاوت ها و گرایش به ارزش‎های فرهنگی جدیدی است که بر فرایند تعامل موجود در صحنه‎های اجتماعی و تمدنی حاکم شود و تعامل و عمل را در چارچوب ارزشهای موجود رهبری کند (مشیر زاده،۱۳۸۴ :۲۲۱).
هر چند ژئوپلیتیک به مطالعه روابط متقابل جغرافیا، قدرت سیاست و کنش‎های ناشی از ترکیب آنها با یکدیگر می‎پردازد (حافظ نیا،۳۶:۱۳۸۵). اما امروزه گفتمان آن تابعی از چالش‎های برخاسته از «جهانی شدن‎های اقتصادی»، «انقلاب اطلاع رسانی» و«خطرات امنیتی جامعه جهانی» است (مجتهد زاده،۱۲۸:۱۳۸۱)و بالاخره ژئوپلیتیک انتقادی در جستجوی آشکار کردن سیاست‎های پنهان دانش ژئوپلیتیک است.مباحث ژئوپلیتیک مقاومت و آنتی ژئوپلیتیک از جمله مباحث مهم در پژوهش ها و نوشته‎های مربوط به ژئو پلیتیک انتقادی می‎باشد.این رویکرد توجهش را صرفاً به رویه سلطه ژئوپلیتیک معطوف نداشته بلکه به رویه دیگر ژئوپلیتیک که مقاومت می‎باشد بیشتر توجه می‎کند. و عاشورا به عنوان عالیترین و متعالی ترین صحنه ژئوپلیتیک مقاومت از چنان ماندگاری و جاودانگی برخوردار بوده و هست که امروزه و در قرن بیست و یکم وهزاره سوم نیز توان تحریک و به غلیان در آوردن جنبش‎های مقاومت را دارد. بسیاری از نهضت ها و مقاومت ها در دنیای اسلام و حتی غیر اسلام الگوی مقاومت خود را از عاشورا الهام گرفته اند. (باباخانی،38:1392)
2-3-اندیشه ملی گرایی
ملی گرایی مفهومی‎کاملا سیاسی دارد. این مفهوم به عنوان یک اندیشه و فلسفه سیاسی تلقی می­ شود. اندیشه‎ای که در هر ملتی ریشه در هویت ملی و میهن دوستی آن ملت دارد. در حالی که مفهوم میهن دوستی و دلبستگی به هویت میهنی مفاهیم غریزی و کهن هستند، ناسیونالیسم پدیده ای فلسفی و نوین محسوب می‎شود که از سوی اروپای بعد از انقلاب صنعتی به جهان بشری معرفی شده است. در این راستا هنگامی‎که جنگ جهانی اول و جنگ‎های بزرگ قبل از آن بیشتر با انگیزه میهن دوستی شروع شده بود، جنگ جهانی دوم حاصل برخورد اندیشه‎های ناسیونالیستی بود.(حافظ نیا و همکاران،210:1389)
ناسیونالیسم به وابستگی مردم یک منطقه که براساس یک احساس مشترک به وجود آمده گفته می­ شود این احساس مشترک ممکن است علل تاریخی، فرهنگی، نژادی، جغرافیایی و غیره داشته باشد. ناسیونالیسم در حقیقت ملاتی است که گروه‎های مختلف را به هم پیوند داده و واحدی به نام ملت را به وجود می‎آورد. (روشن و فرهادیان،242:1385)
میهن دوستی و دلبستگی به هویت میهنی مفاهیم غریزی و کهن هستند. ناسیونالیسم یا ملی گرایی مفهومی‎کاملاً سیاسی است که از سوی اروپای بعد از انقلاب صنعتی به جهان بشری معرفی شد. از نظر واژه شناسی ناسیونالیسم از ریشه ناسی(Nasci)آمده است این واژه لاتین متولد شدن معنی می‎دهد و نظریه تکاملی ایده ناسیونالیسم را تأیید می‎کند.(حافظ نیا و همکاران،210:1389)
اگر ناسیونالیسم بر مبنای برگشت به ارزشهای جاهلی و اساطیری باشد، ارتجاعی محسوب می‎شود و اگر بر مبنای یک احساس انسانی و فرهنگ خلاق باشد، مترقیانه خواهد بود. مفهوم ناسیونالیسم در قرن نوزدهم و بیستم به طور گسترده ای از اروپا به سایر نقاط و از جمله خاورمیانه انتشار یافت. افکار ناسیونالیستی به دلایلی چند در نیمه دوم قرن نوزدهم در خاورمیانه، گسترش یافت.
اول: افتتاح مدارس جدید درمصر، لبنان وسوریه
دوم: اختراع چاپ که به دنبال خود آگاهی از امور سیاسی را افزایش داده و مشوق احیای فرهنگی- ادبی شد.
سوم: تجزیه امپراطوری‎های قدیم که به دنبال خود، خود مختاری گروه‎های ملی را به دنبال داشت.(درایسدل و بلیک،77:1386)
با شروع قرن بیستم ناسیونالیسم به یک قدرت عمده سیاسی در خاورمیانه تبدیل شد و تأثیرات آن زمانی به اوج خود رسید که ناسیونالیسم ترک، عرب، ایرانی و یهود به طور همزمان در این منطقه ظهور کردند، از عوامل اصلی که سبب بروز شکاف و اختلاف در میان شیعیان منطقه خاورمیانه شده، اندیشه‎های ناسیونالیستی پیروان این مذهب در کشورهای مختلف می‎باشد. تنوع نژادی و قومی‎شیعیان ساکن در منطقه خاورمیانه الهام بخش اندیشه‎های ناسیونالیستی در میان آنان گردیده و این امر واگرایی و فقدان وحدت مذهبی در بین آنان را به دنبال دارد. ویژگی عمومی‎ناسیونالیسم تأکید بر برتری هویت ملی بر دعاوی مبتنی بر طبقه، دین و مذهب است و بر این اساس عوامل زبانی، فرهنگی وتاریخی مشترک به همراه تأکید بر سرزمین خاص، هویت بخش گروهی از مردم می‎شود.
بدین ترتیب ایدئولوژی ناسیونالیسم با تأکید بر نژاد و زبان در جهان اسلام که مرکب از انواع زبانها و نژادها ی گوناگون است، یکی از عوامل اصلی واگرایی تلقی می‎گردد. تجارب تاریخی گویای این واقعیت است که حتی پان عربیسم از ادعای نهضت وحدت سراسری اعراب نتوانست در جوامع و کشورهای عربی ایجاد وحدت نماید و طی جنگهای اعراب اسرائیل و با شکست اعراب اعتبار خود را از دست داد. به طوری که در جریان جنگ 1991 آمریکا و متحدین با عراق برخی کشورهای عرب برای آزادی کویت به یک کشور دیگر عرب(عراق)، حمله ور شدند(صفوی،202:1387).
2-4-میهن خواهی
میهن خواهی یا وطن دوستی فلسفه سیاسی ویژه ای نیست، بلکه غریزه ای است که از حس اولیه ی تعلق داشتن به مکان و هویت ویژه ای آن و حس دفاع از منافع اولیه ی فردی در آن مکان ویژه ناشی می‎شود. گونه ی اولیه ی خودنمایی این غریزه کم و بیش در همه ی حیوانات قابل مشاهده است. بیشتر حیوانات محدوده‎های مشخصی را برای جولان دادن و منافع اختصاصی، فردی یا گروهی خود در نظر گرفته و به آن دلبستگی و تعلق می‎یابند و دخالت و تجاوز دیگران را در آن با سرسختی دفع می‎کنند. (مجتهدزاده،70:1381). مفهوم میهن از انگیزه‎های سیاسی دور است و از حد غریزه ی طبیعی خارج نمی‎شود. میهن خواهی یا میهن دوستی تا آن اندازه طبیعی و غریزی است که با تعلقات معنوی انسان درآمیخته و جنبه ی الهی به خود می‎گیرد و به گونه ی مفهوم مقدس خودنمایی می‎کند.
2-5- مفهوم ملت
جمع افرادی که از پیوندهای مادی و معنوی ویژه و مشخصی برخوردار باشند و با مکان جغرافیایی ویژه ای، «سرزمین سیاسی یکپارچه و جداگانه» همخوانی داشته باشند و حاکمیت حکومتی مستقل را واقعیت بخشند، ملت آن سرزمین یا کشور شناخته می‎شوند. بدین ترتیب ملت و ملیت پدیده‎های سیاسی هستند که در رابطه مستقیم با سرزمین واقعیت پیدا می‎کنند و این اصطلاحات در حالی که مباحث سیاسی هستند، جنبه ای کاملاً جغرافیایی به خود می‎گیرند. (مجتهدزاده،65:1381).
در زبان‎های اروپایی واژه ملت از کلمه(natio) مشتق شده و بر مردمانی دلالت دارد که از راه ولادت با یکدیگر نسبت دارند و از یک قوم و قبیله هستند. ملت به مجموعه ای از افراد ساکن در فضای جغرافیایی مشخص و محدود از حیث سیاسی اطلاق می‎شود که بر اساس عوامل و خصیصه‎هایی نظیر تبار، تاریخ، فرهنگ، دین، مذهب، سرزمین، قومیت، زبان و …نسبت به یکدیگر احساس همبستگی می‎کنند و خود را متعلق به یک ما می‎دانند.(حافظ نیا و همکاران،108:1389)

نظر دهید »
منابع کارشناسی ارشد با موضوع بررسی تاثیر توانمندسازی منابع انسانی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

توماس و ولتهاوس در مقاله عناصر شناختی توانمندسازی˝ در مدل تفسیری خود برای انگیزش درونی، وظیفه توانمندسازی را چنین تعریف می‌کنند: توانمندسازی، قدرت بخشیدن به فرد، واگذاری اختیار و ایجاد ظرفیت است. توانمندسازی، عنوانی برای پارادایم جدید انگیزش است. با تغییرات به وجود آمده، جستجوی جایگزین مناسب برای شکل‌‌های مدیریتی که تعهد، ریسک‌پذیری و ابداع را ترغیب نماید ضروری است و پارادایم جدید، شامل کنترل‌‌های ساده و تاکید بر تعهد درونی شده در خود شغل است. در این رویکرد، توانمندسازی فرایند توسعه فرهنگ است و این توسعه خود موارد زیر را شامل می‌شود:

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۱- مشارکت در اطلاعات به شکل بصیرت مشترک، اهداف روشن، چارچوب‌‌های تصمیم‌گیری و روشن بودن نتایج تلاش ها
۲- افزایش شایستگی از طریق آموختن و تجربه کردن
۳- کسب منابع به منظور انجام دادن موثر کارها
فراهم ساختن حمایت در شکل ارشاد و مربیگری، حمایت فرهنگی و ترغیب ریسک‌پذیری.
افراد در هنگام کار، همراه با تجربه کردن و آموختن، توانمند می‌شوند و این فرصتی است که کارفرما برای کارمند مهیا می‌سازد. توانمندسازی فرایند شدن است و این یک وظیفه یا یک نتیجه نیست. توانمندسازی مستمر است و هرگز به پایان نمی‌رسد، فرد توانمند مطلق نمی‌شود و تنها در این صورت است که توانمندسازی بخشی از فرهنگ سازمان می‌گردد (همان منبع، ۵۷-۵۶).
کوین و اسپریتزر (۱۹۹۷) با مطالعه میدانی در سطح مدیران میانی شرکت‌‌های پیشتاز، دو رویکرد متفاوت برای توانمندسازی تشخیص داده‌اند: رویکرد مکانیکی[۱۲] و رویکرد ارگانیکی[۱۳].
رویکرد مکانیکی:
براساس این دیدگاه، توانمندسازی به معنی تفویض اختیار و قدرت به کارکنان رده پایین همراه با مرزها و محدودیت‌‌های روشن و پاسخگویی دقیق است که کنترل مدیریتی را افزایش می‌دهد. در
این رویکرد، توانمندسازی فرایندی است که طی آن مدیریت ارشد یک بینش روشن را تدوین کرده و برنامه‌ها و وظایف معین برای نیل به آن را در سازمان ترسیم می کند. او اطلاعات و منابع مورد نیاز برای انجام وظایف را برای کارکنان فراهم می کند و اجازه می‌دهد تا آنها در صورت نیاز تغییرات رویه‌ای و اصلاح فرایندها را انجام دهند. در این رویکرد، نتایج کار و فعالیت بیشتر تحت کنترل مدیریت می‌باشد و ساده‌سازی و روشن‌سازی کار و وظایف مورد تاکید است.
اکثر دست اندرکاران و نویسندگان مدیریت نسبت به توانمندسازی، دیدگاه مکانیکی دارند. برای مثال، بلانچارد و همکاران (۲۰۰۳) برای اجرای توانمندسازی سه گام لازم را تشخیص داده‌اند:
الف) سهیم شدن کارکنان در اطلاعات
ب) جانشینی گروه ها به جای سلسله مراتب سنتی
ج) طراحی ساختار سازمانی مناسب
رویکرد ارگانیکی:
این رویکرد، دیدگاهی از پایین به بالاست و کنترل را کاهش می‌دهد. براساس این رویکرد، توانمندسازی برحسب باورهای شخصی افراد تعریف می‌شود و به معنی ریسک‌پذیری، رشد و تغییر و همچنین اعتماد به کارکنان و تحمل اشتباهات آنان است. به زعم کوین و اسپریتزر (۱۹۹۷) ساختارهای سازمانی موجود مانع «انجام کار درست» می‌شوند. آنها فرض می‌کنند که کارکنان توانا، اشتباهاتی را دارند ولی برای این اشتباهات نباید تنبیه شوند. کارکنان توانمند باید «خواستار عفو و بخشش باشند تا آسان گیری». آنها باید کارآفرین و ریسک‌پذیر باشند و همچنین حس مالکیت نسبت به سازمان داشته باشند. آنها باید در تضاد خلاق به طور پیوسته با یکدیگر در چالش باشند. به طور خلاصه، از این دیدگاه، توانمندسازی به عنوان فرایند ریسک‌پذیری و رشد شخصی تعریف شده است. افراد توانا دارای ویژگی‌‌های مشترکی هستند که تحت عنوان ابعاد توانمندسازی از آن یاد می‌شود. این ابعاد، اقدامات خاص مدیریتی نیستند، بلکه منعکس کننده تجربیات یا باورهای کارکنان در مورد نقش آنها در سازمان می‌باشند. بنابراین، توانمندسازی چیزی نیست که مدیران برای کارکنان انجام دهند، بلکه طرز فکر کارکنان در مورد نقش آنها در سازمان می‌باشد. در عین حال مدیریت سازمان می‌تواند بستر لازم را برای توانمندتر شدن کارکنان فراهم نماید اما باید کارکنان توانمند را گزینش و بکار گیرند. آنها باید خودشان احساس کنند که دارای آزادی عمل و قدرت تصمیم‌گیری هستند. آنها باید شخصاً احساس تعلق به سازمان کرده، احساس شایستگی و تبحر در مورد توانایی‌‌های خود کنند و شایسته‌ی تاثیرگذاری بر سیستمی باشند که در آن کار می‌کنند(عبدالهی و نوه ابراهیم، ۱۳۸۵).
۲-۱-۱۳- استراتژی‌‌های توانمندسازی
وظیفه رهبران سازمان فراهم ساختن تسهیلاتی جهت پیاده‌سازی استراتژی توانمندسازی است. این استراتژی‌ها به طور مستقیم یا غیرمستقیم، موجب تغییر نگرش و رفتار کارکنان می‌شوند و زمینه را برای تربیت نیروی متخصص و توانمند مهیا می‌نمایند. با توجه به هدف و فلسفه وجودی سازمان‌ها، ویژگی‌‌های سازمان و کارکنان و نقش‌‌های آنان می‌توان به پیاده‌سازی انواع استراتژی‌ها پرداخت.
چادیها و همکاران (۲۰۰۴) به سه استراتژی مهم در توانمندسازی کارکنان اشاره می‌کند:
۱- استراتژی افزایش آگاهی جمعی از طریق داستان گویی
هرگاه کارکنان مسئولیت حل مشکلات خود را بر عهده گیرند، مستعد تلاش در جهت بهبود زندگی فردی و سازمانی خود هستند. رویکرد داستان گویی به عنوان عامل ضروری توانمندسازی موجب تقویت تلاش‌‌های مبتنی بر همکاری می‌شود.
راپاپورت (۱۹۹۵) بحث می‌کند که وقتی افراد قصه همکاری خود را کشف و یا خلق می‌کنند و یا انعکاس می‌دهند در حقیقت داستان زندگی خودشان را در سازمان به شیوه‌‌های مثبت بیان می‌کنند. ˝ پذیرش شرح کارکنان از مشکلات و شناسایی توانایی‌هایشان از عناصر مهم رویکرد توانمندسازی در عمل است. کارکنان از طریق مشارکت در گروه‌‌های کوچک به شرح داستان فردی خود در رابطه با وظایفشان و یا تجربیاتشان که در هر ماه برای آنها اتفاق افتاده است می‌پردازند و از این طریق درباره مسائل و مشکلات خودشان به تفکر و گفتگو می‌پردازند، مسئولیت حل مشکلات خود را به عهده می‌گیرند و در نتیجه مستعد تلاش در جهت بهبود زندگی فردی و سازمانی خود می‌شوند.
۲- استراتژی آموزش مهارت‌‌های حل مسئله
مهارت‌‌های حل مسئله می‌تواند، برای توانمندسازی کارکنان در سطح فردی، بین فردی و گروهی، به عنوان یک گام ضروری برای تغییر موقعیت نامطلوب، در نظر گرفته شود. در این استراتژی، کارکنان مشکلات خود را براساس محتوای داستانهایی که در یک محیط همکارانه شکل دادند شناسایی و حل می‌کنند. در این حالت گروه ابتدا اهداف حل مسئله را خلاصه‌بندی می‌کند.
برای رسیدن به اهداف حل مسئله، این مراحل قابل پیگیری است: شناسایی مشکل، انتخاب یکی از مشکلات مهم، انتخاب هدف برای حل مسئله، تفکر خلاق در جهت حل مسئله، تحقق اهداف و شناسایی منابع، به منظور کمک به تحقق هدف است.
۳- استراتژی آموزش مهارت‌‌های پشتیبانی و تجهیز منابع
وجود حمایت‌ها و تجهیز منابع، برای کارکنان اطمینان بیشتری حاصل می کند. آمیدی (۱۹۹۲)، سه نوع حمایت را در این زمینه مطرح کرده است:
حمایت فرد از خود
حمایت مدیر از فرد
حمایت قانون از فرد.
سازمان می‌تواند از طریق نوشتن، صحبت کردن و یا سخنرانی یک قانون‌گذار و یا فرد سیاسی، حمایت جمعی را در سازمان اشاعه دهد. وقتی کارکنان بدانند منابع برای پیشرفت فردی آنان در سازمان مهیاست و حمایت‌‌های لازم در این مسیر وجود دارد، توانمندسازی با سرعت و شتاب بالایی انجام می‌گیرد (مصلحی و همکاران، ۱۳۹۱).
باندورا، توانمندسازی را ایجاد قدرت تطابق با شرایط محیط اطراف دانسته و برای آن ۴ عامل اصلی را بیان می‌کند:
۱- حمایت عاطفی افراد زمانی که درگیر امور استرس زا هستند.
۲- تشویق نمودن و دادن بازخورد به آنان
۳- معرفی افراد موفق و اثربخش به آنان
کسب تجربه از طریق انجام موفقیت آمیز یک فعالیت
۲-۱-۱۴- شرایط اجرای توانمندسازی
طبق نظر هرنکوهل و همکاران[۱۴] (۱۹۹۹) و وودل[۱۵] (۲۰۰۹)، اجرای موثر پروژه توانمندسازی کارکنان در حفظ نیازهای سازمان مستلزم چهار شرط خواهد بود که عبارتند از:
۱) چشم‌انداز مشترک:
چشم انداز یا دورنمای سازمان به معنای مقصد و آرمان سازمان است. برخی اوقات، زمانی که تصمیمی با مدیر به اشتراک گذاشته شده است خیلی مشکل خواهد بود. حتی گاهی اوقات اجرای پروژه توانمندسازی کارکنان غیرممکن خواهد بود. چشم انداز مشترک با مدیر، نقش کلیدی را بازی می‌کند و تلاش توانمندسازی می‌تواند زمینه را فراهم آورد. می‌توان اهداف را شناسایی کرد، سپس فرایند را با دسترسی به اهداف طراحی کرد. عدم وجود توانمندسازی در سازمان، فرصت آموزش به کارکنان منتخب و بهبود مهارتهای رهبریشان را فراهم می‌آورد.
۲) حمایت سازمانی:
بدون حمایت واقعی از مدیر، تامین امنیت حضور سرپرستان و مدیران بوسیله آموزش در کارگاههای آموزشی تقریباً غیرممکن خواهد بود. بنابراین، مدیر اجرایی یک تاثیر ضروری در موفقیت اجرای پروژه توانمندسازی در سازمان را دارد.
۳) دانش و یادگیری:
بعد از اجرای پروژه توانمندسازی از اعضای گروه انتظار می‌رود که مهارت‌هایشان را در مدیریت پروژه و مهارتهای توسعه گروه بهبود دهند که یک دارایی مناسب برای پروژه‌‌های دیگر خواهد بود و همچنین مهارتهای مشابه، طوفان مغزی، مدیریت زمان، بهبود مباحث (مذاکره)، تصمیم‌گیری مبتنی بر اجماع و تکنیک‌‌های حل مسئله برای مدیران و سرپرستان و آموزش توسعه رهبری و آموزش خدمات مشتری برای کارکنان می‌تواند حفظ شود.
۴) به رسمیت شناختن سازمانی: برای اجرای موفق پروژه توانمندسازی اعضای گروه به دریافت یک تشویق گسترده و به رسمیت شناختن مهارتهایشان نیاز دارند. بنابراین، اعتبار خوب یک گروه توانمندسازی و اعضای آن می‌تواند مستقیماً روی پذیرش مدیر، مدیران بخش، سرپرستان و کارمندان صف جلو اثر گذارد (دمیرسی[۱۶] و همکاران، ۲۰۱۰).
۲-۱-۱۵- مراحل توانمندسازی:
برنامه‌‌های توانمندسازی، یک طرح یا برنامه نیست و مستلزم تعهد مدیران در تمام سطوح سازمان است. در غیر اینصورت، تلاش‌ها نه تنها ممکن است به بهبود بهره‌وری منجر نشود، بلکه حتی نتیجه معکوس نیز در برداشته باشد. برای گرفتار نشدن در این دام، توانمندسازی باید از راس هرم سازمان آغاز شود. به این معنا که ابتدا افراد راس هرم باید رفتارشان را تغییر دهند. بنابراین فرایند ایجاد محیط کاری توانمند، به ارتباط بین فعالیت‌‌های سازمانی، محیط سازمانی و سبک مدیریت بستگی دارد(شکل۱)
نمودار ۲-۳- اجزای محیط کاری توانمند
هر یک از این سه مولفه دارای تعاریفی به شرح ذیل است:
فعالیت‌‌های سازمانی:

نظر دهید »
پژوهش های پیشین درباره تاثیر شدت تمرین برتغییرات الگوی سایتوکاینی (Th1Th2) و تعداد لکوسیت در فوتبالیست ها- ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

2-1-5- اینترلوکین-4
IL-4 یک سیتوکین پلیوتروپیک می­باشد که توسط سلول­های T فعال شده، ماست­سل­ها، و بازوفیل­ها ساخته می­ شود. در ابتدا اینترلوکین-4 به عنوان عامل متمایز کننده­ سلول B، همچنین عامل تحریک کننده­ سلول B شناخته شده بود (کیمورا[60] 2011).
اینترلوکین-4 توسط سلول­های T کمکی نوع دو ترشح شده باعث رشد سلول­های B فعال شده می­ شود. به این خاطر آن راسلول 1 عامل رشد B [61]نیز می­نامند. این ویژگی اینترلوکین-4 به طور سینرژیسمی با اینترلوکین-2 اعمال می­ شود. همچنین اینترلوکین-4 باعث افزایش عرضه آنتی ژن­های اصلی سیستم سازگاری بافتی2[62] و گیرنده Fc برای ایموگلوبین E [63] بر سطح لنفوسیت­های B فعال شده می­گردد. به علاوه این ماده یـکی از مهمترین عوامـل تعویض ایزوتیپی سلول­های B برای تولید ایموگلوبین E و ایموگلوبین G1[64] است. با توجه به این تأثیر، به نظر می­رسد میزان اینترلوکین-4 با اتوپی[65] در ارتباط باشد (وجگانی، 1391).

اینترلوکین-4 برای لنفوسیت­های T خاصیت میتوژنیک داشته و با اینترلوکین-3 در تحرک تکثیر ماست­سل­ها اثر سینرژیسمی دارد. علاوه بر این، اینترلوکین-4 به همراه عوامل محرک کلنی باعث تقویت رشد سلول­های پیش ساز هماتوپویتیک و تمایز بیشتر تیره­های سلولی میلوئید نیز می­گردد. این ماده به طور چشمگیری فعالیت کشندگی ماکروفاژها را تشدید نموده، عرضه آنتی ژن­های اصلی سیستم سازگاری بافتی2 توسط ماکروفاژها و لنفوسیت­های B را افزایش می­دهد. در موش، اینترلوکین-4 توسط سلول­های T کمکی نوع دو ترشح شده و به عنوان یک عامل رشد اتوکراین برای سلول­های T کمکی نوع دو تمایز یافته عمل می­ کند. به طور کلی به نظر می­رسد که اینترلوکین-4 و اینترفرون گاما دارای اثرات متضاد در تولید آنتی بادی هستند. به طوریکه اینترلوکین-4 تولید ایموگلوبین E و ایموگلوبین G-1 را تقویت می­ کند ولی اینترفرون گاما باعث تولید ایموگلوبینG-3 می­ شود. این در حالیست که اینترفرون گاما توسط سلول­های T کمکی نوع یک ترشح می­ شود (وجگانی، 1391).
2-1-6- الگوی سایتوکاینی
پاسخ­های ایمنی اکتسابی را می­توان به دو دسته تقسیم ­بندی کرد: پاسخ­های همورال که توسط موادی مثل آنتی­بادی­ها ایجاد می­ شود و پاسخ­های سلولی که باعث فعال شدن سایر سلول­های ایمنی یا کشتن مستقیم سلول­های بیگانه و آلوده می­گردند. اهمیت توسعه ایمونولوژی شناختن ایمنی اختصاصی در انسان­ها است که پاسخ­های ایمنی سلولی و هورمونی را ایجاد می­ کند. پاسخ­های ایمنی سلولی بر علیه پاتوژن­های داخل سلولی مانند ویروس افزایش می­یابد و توسط زیر مجموعه ­ای از لنفوسیت­های کمک کننده T که سلول­های Th1 نامیده می­شوند هماهنگ می­شوند. در پاسخ Th1، سلول کمک کننده T سایتوکاین­هایی مانند IL-2 و اینترفرون گاما را تولید می­ کند. این سایتوکاین­ها به طور انتخابی سلول­های T کشنده همچنین سلول­های کشنده طبیعی را فعال می­ کنند. پاسخ­های ایمنی هورمونی بر علیه پاتوژن­های خارج سلولی مانند انگل­ها و باکتری­ ها (آنها توسط زیر مجموعه ­ای از لنفوسیت­های T کمک کننده که سلول­های Th2 خوانده می­شوند) هماهنگ می­شوند. در پاسخ Th2، سلول T کمک کننده سایتوکاین­های متفاوتی مانند IL-4 و IL-10 را تولید می­ کند، که به طور انتخابی سلول­های B و ماست­سل­ها را فعال می­ کند تا با پاتوژن­های خارج سلولی مبارزه کنند. اینترلوکین -4 یک سایتوکاین پلیوتروپیک می­باشد که توسط سلول­های T فعال شده، ماست­سل­ها و بازوفیل­ها ساخته می­ شود. در ابتدا اینترلوکین-4 به عنوان عامل متمایز­کننده­ سلول B، همچنین عامل تحریک کننده­ سلول B شناخته شده بود. نشان داده شده است که IL-4 اثرات بیولوژیکی متعددی روی سلول­های هماتوپویتیک و غیر هماتوپویتیک دارد، از جمله سلول­های B و T، مونوسیت­ها، ماکروفاژها، ماست­سل­ها، تولید کننده­ های میلوئید و اریتروئید، فیبروبلاست­ها، و سلول­های اندوتلیال. اینترلوکین-4 توسط سلول­های Th2 ترشح شده باعث رشد سلول­هایB فعال شده می­ شود. این ویژگی IL-4 به طور سینرژیسمی با IL-2 اعمال می­گردد. به علاوه این ماده یکی از مهمترین فاکتور­های تعویض ایزوتیپی سلول­های B برای تولید IgE و IgG1 است (کیمورا، سوزوی، ناگاو، ماتسوموتو و روبرت[66]، 2011). اینترلوکین-4 برای لنفوسیت­های T خاصیت میتوژنیک داشته و با IL-3 در تحریک تکثیر ماست­سل­ها اثر سینرژیسمی دارد. در موش، IL-4 توسط سلول­های Th2 ترشح شده و به عنوان یک فاکتور رشد اتوکراین برای سلول­های Th2 تمایز یافته عمل می­ کند. به طور کلی به نظر می­رسد که IL-4 و IFN-γ دارای اثرات متضاد در تولید آنتی­بادی هستند. به طوری که IL-4 تولید IgE و IgG1 را تقویت می­ کند ولی IFN-γ باعث تولید IgG3 می­ شود. این در حالیست که IFN-γ توسط سلول­های Th1 ترشح می­ شود.
IL-4 یک سایتوکاین می­باشد که توسط سلول­های T فعال شده، ماست­سل­ها و بازوفیل­ها ساخته می­ شود. در ابتدا اینترلوکین-4 به عنوان عامل متمایز کننده­ سلول B، همچنین عامل تحریک کننده­ سلول B شناخته شده بود (کیمورا و همکاران، 2011) و اما در مورد اینترفرون گاما می­توان گفت که، اینترفرون گاما که یکی از مهمترین سایتوکاین­ها بوده و عمدتاً به وسیله لنفوسیت­ها ترشح می­ شود. این سایتوکاین، اصولاً به وسیله لنفوسیت­های T و سلول­های کشنده طبیعی[67] (NK cell) به دنبال فعال شدن سیستم ایمنی و تحریکات التهابی ساخته می­ شود ( اسچریبر و همکاران[68]، 2003).
اهمیت توسعه ایمونولوژی شناختن ایمنی اختصاصی در انسان­ها است که پاسخ­های ایمنی سلولی و هورمونی را ایجاد می­ کند. پاسخ­های ایمنی سلولی بر علیه پاتوژن­های داخل سلولی مانند ویروس افزایش می­یابد و توسط زیر مجموعه ­ای از لنفوسیت­های کمک کننده T که سلول­هایTh1 نامیده می­شوند هماهنگ می­شوند. در پاسخ Th1، سلول کمک کننده T سایتوکاین­هایی مانند IL-2 و اینترفرون گاما (IFN-ϒ) را تولید می­ کند. این سایتوکاین­ها به طور انتخابی سلول­ها­ی سیتوتوکسیک T همچنین سلول­های کشنده طبیعی را فعال می­ کنند. پاسخ­های ایمنی هورمونی بر علیه پاتوژن­ها­ی خارج سلولی مانند انگل­ها و باکتری­ ها؛ آنها توسط زیر مجموعه ­ای از لنفوسیت­های کمک کننده T که سلول­های Th2 خوانده می­شوند، هماهنگ می­شوند. در پاسخ Th2، سلول کمک کننده T سایتوکاین­های متفاوتی مانند IL-4 و IL-10 را تولید می­ کند، که به طور انتخابی سلول­ها­ی B و ماست­سل­ها را فعال می­ کند تا با پاتوژن­های خارج سلولی مبارزه کنند (سگرستروم و میلر [69]، 2003).
سلول­هاي T کمکی نوع یک توليد و ترشح سایتوکاین­هاي اينترلوكين 15، اينترلوكين 2 و اينترفرون گاما[70] و نيز لنفوتوكسين را بر عهده دارند. سلو­ل­هاي T کمکی نوع یک باعث فعال شدن ايمني سلولي در محيط تومور مي­شوند. نشان داده شده است كه سلول­هاي T کمکی نوع یک براي مهار رشد تومور لازم و ضروري هستند (دیسیس[71] و پارک[72]، 2009). ايمني ضد تومور اغلب به واسطه­ سلول­هاي T سیتوتوکسیک TCD8+ فعال، كه به وسیله­ سايتوكاين­هاي T کمکی نوع یک حمايت مي­شوند، صورت مي­گيرد. سایتوکاین­هاي T کمکی نوع یک باعث تحريك و تقويت فعاليت سلول­هايT سیتوتوکسیک[73] شده، مي­توانند مرگ برنامه­ريزي شده را در سلول هدف القا كنند. اینترفرون گاما، سایتوکاین فعال كننده­ی ماكروفاژها است و شرايطي را فراهم مي­كند كه لنفوسيت­هاي T و سلول­هاي کشنده­ی طبیعی و ماكروفاژها فعال شوند (آلوارز[74]، 2011). اثرات مستقیم اینترفرون گاما بر سلول­هاي توموري باعث كاهش رشد سلول توموري مي­شود. به عنوان مثال در موش­هايي كه ژن توليد كننده­ی اینترفرون گاما آنان از كار انداخته شده است، ميزان بروز و رشد تومورها بسيار بيشتر از موش­هايي است كه اين سایتوکاین را توليد مي­كنند. اثرات غیرمستقیم اینترفرون گاما باعث افزايش شناسايي سلول­ها­ی توموري توسط ساير مكانيسم­هاي سيستم ايمني مي­شود. به علاوه كاربرد­هاي باليني درمان سرطان به وسيله­ی اینترفرون گاما گزارش شده است (نام و همکاران[75]، 2008).
سلول­هاي T کمکی نوع دو سایتوکاین­هايي شامل اينترلوكين-13، اينترلوكين-6، اينترلوكين-5 و اينترلوكين-4 را توليد مي­كنند. اين سایتوکاین­ها باعث پيشرفت پاسخ ايمني به سمت واكنش­هاي آلرژيك و يا توليد ايمني هومورال مي­گردد ( اوبله و همکاران، 2009). بر خلاف سایتوکاین­هاي T کمکی نوع یک افزايش سایتوکاین­هاي T کمکی نوع دو باعث افزايش استعداد ابتلا به تومور از طريق سركوب ايمني سلولي در محل تومور مي­شوند. گزارش شده است كاهش نسبت سلول­هاي T کمکی نوع یک به سلول­های T کمکی نوع دو در جمعيت سلول­هاي لنفوسیت­های بافت تومور باعث نقص در فعاليت سيتوتوكسيسيتي عليه سلول­ها­ی توموری مي­شود (شورین و همکاران[76]، 1999). مشخص شده است كه كاهش سایتوکاین­هاي T کمکی یک و يا افزايش سایتوکاین­هاي T کمکی نوع دو باعث افزايش رشد تومورهاي آدنوكارسينوما[77] در حيوانات آزمايشگاهي مي­شود ( اوبله و همکاران، 2009).
پاسخ­های ایمنی سلولی بر علیه پاتوژن­های داخل سلولی مانند ویروس افزایش می­یابد و توسط زیر مجموعه ­ای از لنفوسیت­های T کمک کننده که سلول­های Th1 نامیده می­شوند هماهنگ می­شوند. در پاسخ Th1، سلول T کمک کننده سایتوکاین­هایی مانند IL-2 و اینترفرون گاما (IFN-γ) را تولید می­ کند. این سایتوکاین­ها به طور انتخابی سلول­ها­ی سیتوتوکسیک T همچنین سلول­های کشنده طبیعی را فعال می­ کنند. پاسخ­های ایمنی هورمونی بر علیه پاتوژن­ها­ی خارج سلولی مانند انگل­ها و باکتری­ ها؛ آنها توسط زیر مجموعه ­ای از لنفوسیت­های T کمک کننده که سلول­های Th2 خوانده می­شوند، هماهنگ می­شوند. در پاسخ Th2، سلول T کمک­کننده سیاتوکاین­های متفاوتی مانند IL-4 و IL-10 را تولید می­ کند، که به طور انتخابی سلول­ها­یB و ماست سل­ها را فعال می­ کند تا با پاتوژن­های خارج سلولی مبارزه کنند (سگرستروم[78] و میلر[79]، 2004).
2-1-7- لکوسیت
سلول­هاي ايمني عبارتند از لكوسيت­ها يا گلبول­هاي سفيد كه در اعضاء و بافت­هاي لنفاوي متعددي در سرتاسر بدن و خون يافت مي­شوند. لكوسيت­ها از سلول­هاي جوانه‌­ی مغز استخوان سرچشمه گرفته و مراحل بعدي بلوغ و تمايز خود را در بافت­هاي لنفاوي اوليه مثل تيموس (سلول­هاي T) و مغز استخوان (سلول­هاي B) مي‌گذرانند. اين سلول­ها در بافت­هاي لنفاوي ثانويه مثل غدد لنفاوي، طحال و روده با ساير سلول­ها و همين طور با مواد بيگانه واكنش مي‌دهند (گیلسون، 2006).
گلبول­هاي سفيد از طريق جريان خون و سيستم لنف در ميان بافت­هاي مختلف لنفاوي مهاجرت مي‌كنند. لنفوسيت­ها از راه وريدهاي مخصوصي مي‌توانند از گردش خون خارج و به داخل بافت­هاي لنفاوي وارد شوند. سلول­هاي بيگانه­خوار (نوتروفيل­ها و ماكروفاژها) نيز از طريق اتصال انتخابي به مولكول­هاي چسبان خاصي كه روي سلول­هاي پوششي وجود دارند، از جريان خون خارج شده و به بافت­هاي مختلف بدن وارد مي‌گردند. در هر لحظه 1-2 % از كل ذخيره لنفوسيتي بدن در حال گردش بوده و اغلب آنها در بافت­هاي لنفاوي باقي مي‌مانند. تعداد اين سلول­ها ممكن است در هنگام ورزش كردن به شدت افزايش پيدا كند (گیلسون، 2006).
2-2- پژوهش هاي پيشين:
با وجود پژوهشات زیاد درباره اثرات ورزش بر سیستم ایمنی، توافق کلی وجود ندارد که این خود مربوط به تفاوت در انواع فعالیت­های ورزشی، شدت و مدت متفاوت تمرینات ورزشی، تفاوت­های فردی و تجربه ورزشی افراد و اندازه ­گیری­های متفاوت عوامل سیستم ایمنی می­باشد و این مسئله انجام پژوهشات بیشتری در این زمینه را آشکار می­سازد. پاسخ سایتوکاین­ها به ورزش ظاهراً پیچیده بوده و به پارامتر­های ورزشی، تمرین قبلی، محل اندازه ­گیری سایتوکاین (بافت، خون، ادرار) و احتمالاً روش اندازه ­گیری بستگی دارد. در ادامه نمونه­هایی از مطالعات انجام شده در این زمینه ارائه شده است.
توفیقی و همکاران (1388) در مطالعه خود به بررسی تاثیر تمرین استقامتی بر میزان اینترلوکین 4 و اینترفرون گاما موش­های مبتلا به تومور سرطان پرداختند. بدین منظور 80 سر موش ماده انتخاب و به طور تصادفی در 4 گروه 20 تایی تقسیم شدند. برنامه استقامتی شامل 8 هفته دویدن با شدت کم تا متوسط روی تردمیل مخصوص موش انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که میزان اینترلوکین 4 در گروه تومور بعد از ورزش به طور معنی­داری کاهش یافت در حالی که تغییرات اینترفرون گاما تغییر معنی­داری را نشان نداد.
در پژوهشی که به منظور بررسی تاثیر تمرین استقامتی بر میزان اینترلوکین 4 و اینترفرون گاما در موش­های مبتلا به تومور سرطان سینه انجام شد، 80 سر موش ماده در مطالعه شرکت داده شد. برنامه تمرین به مدت 8 هفته دویدن روی نوارگردان انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که میزان اینترلوکین 4 به شکل معنی­داری در گروه موش­های توموری به دنبال انجام ورزش استقامتی پیوسته کاهش یافت. با این حال میزان تغییرات اینترفرون گاما به دنبال انجام ورزش استقامتی معنی­دار نبود (توفیقی و همکاران، 1388).
پژوهشی تحت عنوان اثر 10 هفته تمرین هوازی شدید بر غلظت سایتوکاین­های ضد التهابی و تستسترون در مردان غیر فعال انجام شد، آزمودنی­های این پژوهش را 20 مرد غیر فعال با دامنه سنی 20 تا 30 سال تشکیل می­دادند. برنامه تمرینی هوازی شامل 30 دقیقه کار روی دوچرخه کارسنج با شدت 70 درصد ضربان قلب بیشینه بود که به صورت فزاینده به 50 دقیقه با شدت 80 درصد ضربان قلب بیشینه رسید. نتایج پژوهش نشان داد که غلظت پلاسمایی اینتر لوکین 4 و اینترلوکین 10 بعد از 10 هفته تمرین تغییری نکرد ( طاهری کلانی و نیک سرشت، 1389).
زر و همکاران (1390) در پژوهش خود، تأثير 8 هفته فعاليت استقامتي بر بيان اينترفرون گاما و زير رد­ه­هاي لكوسيتي را بررسی کردند. نتایج پژوهش نشان داد که ميزان اينترفرون گاما بعد از فعاليت استقامتي و همچنين 24 و 48 ساعت بعد از آخرين جلسه تمرين نسبت به سطوح قبل از تمرين كاهش يافت، ولي اين كاهش معنی­دار نبود. علاوه بر اين، نتايج تحقيق كاهش سطوح لكوسيت را قبل از تمرين تا 24 ساعت بعد از دور­ه­ی تمريني نشان داد.
مقصودی و همکاران (1390) در پژوهش خود به بررسی اثر یک دوره تمرین منتخب (هوازی و قدرتی) بر برخی سایتوکاین­ها در بیماران مبتلا به MS پرداختند. 35 زن و مرد مبتلا به MS در این مطالعه شرکت کردند. برنامه تمرینی به مدت 8 هفته (تمرین مقاومتی، هوازی و کشششی) انجام شد. یافته­های پژوهش نشان داد که میزان اینترفرون گاما در هر دو گروه مرد و زن کاهش یافت.
ستاری­فرد و همکاران (1391) در پژوهشی به بررسی تاثیر فعالیت ورزشی در شرایط دمایی سرد بر مقادیر اینترلوکین17، اینترفرون گاما سرم ورزشکاران استقامتی پرداختند. آزمودنی­های این پژوهش را 10 ورزشکار مرد جوان استقامتی تشکیل می­دادند. آزمودنی­ها به مدت 1 ساعت با 60 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی روی تردمیل دویدند. نتایج پژوهش نشان که متغییر­های مورد نظر بعد از فعالیت و دو ساعت بعد از فعالیت تغییری نکرد.
در پژوهشی که توسط برات پور و همکاران (1392) انجام شد به بررسی تاثیر مکمل­دهی کوتاه مدت زنجبیل بر تغییرات برخی از شاخص­ های مرتبط با التهاب سیستمیک در بلافاصله و 24 ساعت بعد از تمرین مقاومتی در مردان والیبالیست پرداختند. نتایج پژوهش، افزایش معنی­داری را در میزان اینترفرون گاما در هر دو گروه تمرین و دارونما نشان داد.
نتایج پژوهش استینسبرگ و همکاران (2001) نشان داد که میزان اینترلوکین 4 بعد از 2ساعت و نیم دویدن روی تردمیل با شدت 75 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی در دوندگان مرد تغییری نکرد. همچنین نتایج پژوهش نشان داد که درصد سلول­های Th1 در گردش بعد از تمرین طولانی مدت کاهش می­یابد، در حالی که درصد سلول­های Th2 در گردش تغییری نکرد و همزمان با این تغییرات ، میزان کلی سلول­های T در گردش کاهش یافت.
در پژوهشی که توسط باسورو و همکاران[80] (2002) انجام گرفت، 12 مرد ورزشکار دوچرخه سوار در مطالعه شرکت کردند. آزمودنی­ها 20 دقیقه با شدت 90 درصد آستانه غیر هوازی فعالیت کردند و سپس 20 دقیقه استراحت داشتند. آزمودنی­ها، این پروتکل تمرینی را 6 بار انجام دادند. نمونه­ها از نمونه­های خون محیطی تحریک شده جمع آوری شد. نتایج پژوهش نشان داد که بلافاصله بعد از تمرین اینترفرون گاما به میزان 16% و اینترلوکین 4 به میزان 35% نسبت به میزان قبل از تمرین کاهش یافت.
در پژوهشی که توسط اگاوا و همکاران[81] (2003) انجام شد، 9 زن سالمند با میانگین سنی 63 سال به عنوان گروه آزمایش و 12 زن سالمند با همین دامنه سنی به عنوان گروه کنترل انتخاب و در مطالعه شرکت کردند. نوع برنامه تمرین ورزشی، راه رفتن با شدت متوسط بود. برنامه تمرین به مدت 30 دقیقه در هر روز با شدت تقریبا 75 درصد Vo2 peak به میزان 3 تا 5 کیلومتر در روز و یک 10 کیلومتر در هفته بود. نمونه­های مورد نظر از خون محیطی مورد آنالیز قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که Th1 افزایش معنی­دار و Th2 افزایشی را نسبت به میزان قبل از تمرین نشان داد. علاوه بر این یافته­ ها نشان دادند که نسبت Th1/ Th2 افزیش دو برابری را نسبت به میزان قبل از تمرین نشان داد. همچنین اینترفرون گاما افزایش معنی­دار و اینترلوکین 4 افزایشی را نشان دادند.
در پژوهشی که توسط درالا و همکاران[82] (2004) انجام شد، 30 زن سالمند با دامنه سنی 62 تا 86 سال در این مطالعه شرکت کردند. آزمودنی­ها در یک برنامه فعالیت­بدنی 2 ساله با شدت متوسط شرکت کردند. برنامه تمرینی به مدت 50 دقیقه با شدت کمتر از 80 درصد ضربان قلب بیشینه و 2 بار در هفته بود که به مدت 10 ماه در سال و کلاً 2 سال به طول انجامید. متغییر­های مورد بررسی در این مطالعه سایتوکاین­های مختلفی از قبیل اینترلوکین2، اینترلوکین 4 و اینترفرون گاما بودند که از لنفوسیت­های تحریک شده خون محیطی برای اندازه ­گیری آنها استفاده شد. برای اندازه ­گیری سایتوکاین­ها از روش فلوسایتومتری استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که میزان سایتوکاین­های مورد نظر یعنی اینترلوکین 4 و اینترفرون گاما نسبت به میزان قبل از تمرین در هر دو گروه اختلافی وجود نداشت، علاوه بر این یافته­ ها نشان داد که میزان اینترلوکین 2 نسبت به میزان قبل از تمرین افزایش معنی­داری را نشان داد.
لانکستر و همکارانش[83] (2005) پژوهش خود را روی مردان تمرین کرده استقامتی انجام دادند، آزمودنی­ها 2 و نیم ساعت ورزش دوچرخه سواری با شدت 65 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی را انجام دادند. از خون محیطی برای گرفتن فاکتور­های مورد نظر استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که میزان Th1 و Th2بلافاصله بعد از تمرین نسبت به میزان قبل از تمرین تغییری نکرد، این عدم تغییر در حالی بود که 1 تا 2 ساعت بعد از تمرین میزان Th1 نسبت به قبل از تمرین افزایش معنی­داری پیدا کرد اما میزان Th2 همچنان نسبت به میزان قبل از تمرین تغییری نکرد.
آلبرتی و همکاران[84] (2006)، در پژوهش خود، تغییرات وابسته به سن سایتوکاین­های نوع Th1 و Th2 در انسان را مطالعه کردند. در این مطالعه تغییرات سایتوکاین­های اینترفرون گاما و اینترلوکین 4 همراه با افزایش سن مورد بررسی قرار گرفت. که تعداد 47 نفر بین سنین 99 و 21 سال انتخاب شدند. نتایج نشان داد که سایتوکاین­های نوع Th1 و Th2 هر کدام به طور متفاوتی از روند افزایش سن تاثیر می­پذیرند. همچنین مشخص شد که نسبت INF-ϒ/IL-4 در افراد سالمند نسبت به افراد جوان به طور چشمگیری کاهش می­یابد و IL-4 همراه با افزایش سن در افراد افزایش می­یابد.
در پژوهشی که توسط کاستلانو[85] (2006) انجام شد، به بررسی پاسخ سایتوکاین­ها به تمرینات هوازی کوتاه مدت و بلند مدت بر روی 27 بیمار MS پرداختند. آزمودنی­ها به مدت هشت هفته، هفته­ای سه جلسه 30 دقیقه­ای بر روی دوچرخه کارسنج با شدت VO2peak 60٪ به فعالیت پرداختند. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که در میزان استراحتی IL-6 کاهش و در میزان استراحتی TNF-α و IFN-ϒ بعد از هشت هفته تمرین منظم هوازی افزایش مشاهده شد. غلظت پلاسمایی TNF-α و IFN-ϒ در 30 دقیقه بعد از تمرین (30 دقیقه تمرین دوچرخه کارسنج با شدت VO2peak60٪) مشابه با میزان پایه قبل از تمرین بود اما در 2 و 3 ساعت بعد از تمرین کاهش یافت. بنابراین پاسخ این دو سایتوکاین یعنی IFN-ϒ , TNF-α به ورزش کوتاه مدت هیچ تغییری نکرد.
زالدیوار و همکاران[86] (2006) در پژوهشی به بررسی پاسخ فاکتور­های رشدی و ترکیب سایتوکاین­های التهاب­زا و ضد التهابی به ورزش پرداختند. آزمودنی­های این پژوهش شامل 11 مرد بزرگسال سالم با دامنه سنی 30-18 سال بودند. برنامه تمرینی شامل یک جلسه فعالیت 30 دقیقه­ای ورزش دوچرخه سواری سنگین بود. نمونه­های خون قبل از فعالیت، بعد از فعالیت و همچنین 60 دقیقه بعد از فعالیت از آزمودنی­ها گرفته شد. سایتوکاین­های التهاب­زا (IL-12 ,TNF-α & IFN-ϒ) و سایتوکاین­های ضد التهابی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که میزان TNF-α بعد از فعالیت به طور چشمگیری افزایش یافت علاوه بر این IFN-ϒ نیز افزایش یافت.
در پژوهشی که توسط سلار و همکارانش[87] (2006) انجام شد، 22 مرد داوطلب با چندین سال سابقه دوچرخه سواری به عنوان آزمودنی انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. برنامه تمرینی 1 ساعت پارو­زنی با شدت تقربا 70 درصد Vo2 peak روی ماشین پارو­زنی بود. منبع نمونه گیری، سلول­های خون محیطی تحریک شده بود. نتایج پژوهش نشان داد که 5 دقیقه بعد از ورزش اینترفرون گاما کاهش و اینترلوکین 2 کاهش چشمگیری (p < 0.05) را نشان داد این کاهش طوری بود که یک ساعت بعد از تمرین میزان ورزش اینترفرون گاما و اینترلوکین 2 هر دو کاهش معنی­داری (p < 0.05) را نسبت به قبل از تمرین از خود نشان می­داد.
شیموزو و همکاران[88] (2008) در پژوهش خود که بر روی 40 مرد و زن سالمند 62 تا 79 ساله انجام دادند، آزمودنی­ها را در دو گروه ورزش و گروه کنترل قرار دادند. گروه آزمایش در برنامه تمرینی که 5 روز در هفته و به مدت 6 ماه طول کشید شرکت کردند و گروه کنترل فقط در فعالیت روزانه معمولی خود شرکت داشته و هیچ گونه فعالیت­بدنی منظمی را در طول این 6 ماه انجام نمی­دادند. برنامه تمرینی شامل تمرین مقاومتی و دوچرخه سواری با شدت متوسط بود. نمونه­های خونی قبل و بعد از ورزش از آزمودنی­ها گرفته شد. منبع فاکتور­های مورد اندازه ­گیری، خون محیطی آزمودنی­ها بود. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که Th1افزایش چشمگیر و Th2 کاهشی را حداقل 24 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین نسبت به میزان قبل از تمرین از خود نشان داد.
شیموزو و همکاران ( 2008 ) در تحققی به بررسی تاثیر تمرین ورزشی متوسط بر روی زیر مجموعه سلول­های Th در افراد سالمند پرداختند. آزمودنی­های این پژوهش را 48 مرد و زن سالمند تشکیل دادند. آزمودنی­های گروه تمرین، 5 روز در هفته و به مدت 6 ماه در برنامه تمرینی شرکت کردند. نمونه خونی قبل و بعد از برنامه تمرینی جمع آوری شد. نتایج پژوهش نشان داد که تعداد لکوسیت بعد از 6 ماه تمرین تغییری نکرد. همچنین در گروه تمرین میزان اینترفرون گاما بعد از 6 ماه تمرین افزایش چشمگیری یافت این در حالی بود که میزان اینترلوکین 4 بعد از دوره تمرینی تغییری نکرد ولی این دو سایتوکاین در گروه کنترل تغییری نکرد.
راوو و پی جی (2009) در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که 9 هفته تمرین فزاینده در موش­ها باعث تمایل به سمت پاسخ Th2 می­ شود. این در حالی بود که میزان اینترفرون گاما کاهش چشمگیر و اینترلوکین4 افزایش چشمگیری را نشان داد. این نتایج نشان می­دهد که تمرین ورزشی می ­تواند تعادل نسبت Th1/Th2 را تغییر دهد.
دمیرچی[89]و همکاران (2011) در مطالعه­ ای، تاثیر ورزش فزاینده را روی پاسخ­های ایمنی بررسی کردند. آزمودنی مطالعه آنها را مردان میانسال غیر فعال تشکیل می­دادند که در گروه افراد چاق و گروه افراد وزن طبیعی قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که در هر دو گروه بعد از فعالیت، میزان لکوسیت­ها به طور معنی­داری افزایش یافت.
در پژوهشی که توسط محبی و همکاران (2012) انجام گرفت. 24 مرد تمرین نکرده به طور تصادفی به سه گروه تمرین مقاومتی با 80% یک تکرار بیشینه، گروه تمرینی با 50% یک تکرار بیشینه و یک گروه کنترل تقسیم شدند. نمونه خون قبل از تمرین، در پایان هفته چهارم و در نهایت در آخر هفته هشتم جمع آوری شد. نتایج پژوهش نشان داد که میزان لکوسیت­ها در هفته چهارم و هفته هشتم در گروه تمرین مقاومتی با 80% تکرار بیشینه به طور چشمگیری کاهش یافت، این در حالی بود که میزان لکوسیت در گروه تمرینی با 50% یک تکرار بیشینه، افزایش چشمگیری نشان داد.
در پژوهشی که توسط سوگما و همکاران ( 2013) انجام شد، محققین به بررسی سطوح سایتوکاین­ها بعد از فعالیت استقامتی پرداختند. در این مطالعه 14 مرد ورزشکار در برنامه تمرینی که شامل 5 کیلومتر دویدن – 5 کیلو متر دوچرخه سواری- 5 کیلومتر دویدن بود، شرکت کردند. نمونه خونی قبل، بلافاصله بعد و 5/1 و 3 ساعت بعد از مسابقه جمع آوری شد. نتایج پژوهش نشان داد که غلظت پلاسمایی اینترلوکین 4 و اینترفرون گاما بعد از مسابقه تغییر چشمگیری نکرد. این در حالی بود که غلظت ادراری پلاسمایی اینترلوکین 4 و اینترفرون گاما افزایش چشمگیری را نشان داد.
در پژوهشی که توسط رنجبر و همکارن ( 2013) انجام شد، اثر 6 هفته تمرین هوازی ( دویدن روی تردمیل با شدت 55 تا 70% حداکثر اکسیژن مصرفی) بر روی تغییرات اینترفرون گاما موش­های ماده سرطانی بررسی شد. نتاتیج پژوهش نشان داد که میزان اینترفرون گاما بعد از 6 هفته تمرین هوازی افزایش یافت ولی این افزایش از لحاظ آماری معنی­دار نبود.
در پژوهشی که توسط کادر و همکاران (2013) انجام شد. به بررسی تاثیر فعالیت با شدت متوسط بر روی سایتوکاین­های التهاب­زای مردان چاق دیابتی میانسال پرداختند. 50 بیمار چاق دیابتی نوع 2 با دامنه سنی 40 تا 55 سال در این مطالعه شرکت کردند. آزمودنی­ها در دو گروه فعالیت هوازی با شدت متوسط و فعالیت هوازی با شدت کم قرار گرفتند. آزمودنی به مدت 3 ماه و هفته­ای 3 جلسه در برنامه تمرینی شرکت کردند. نتایج پژوهش نشان داد که بعد از فعالیت در هر دو گروه میزان اینترلوکین 4 کاهش چشمگیری را نسبت به قبل از فعالیت نشان داد.
در پژوهشی که توسط ژیانگ و همکاران (2013) تحت عنوان ورزش شدید بیان ژن Th1 و Th2 را دوندگان ماراتن راتغییر می­دهد، انجام شد، نمونه خونی قبل و بعد از ماراتن از 16 دونده داوطلب گرفته شد. نتایج پژوهش نشان داد که نسبت IFN/IL4 کاهش چشمگیری بعد از ماراتن نسبت به قبل از ماراتن یافت.
در پژوهشی که توسط الوندی و همکاران (2014) تحت عنوان اثر تمرینات مقاومتی بر روی سایتوکاین­های ضد التهابی در مردان دارای اضافه وزن انجام شد، 19 مرد غیرفعال با دامنه سنی 30-20 سال در دو گروه کنترل و تمرین قرار گرفته و در مطالعه شرکت کردند. نمونه خونی قبل و بعد از 10 هفته تمرین مقاومتی جمع آوری شد. نتایج آزمون تی نشان داد که میزان اینترلوکین 4 تغییر نکرد.
غلام­نژاد و همکاران (2014) در مطالعه خود به بررسی پاسخ­های ایمنی بعد از ورزش­های با شدت متوسط و بیش تمرینی در رت­های نر نژاد ویستار پرداختند. رت­ها به 4 گروه تقسیم شدند: گروه کنترل، گروه تمرین با شدت متوسط، گروه بیش تمرینی و گروه بیش تمرینی با دوره برگشت به حالت اولیه. نتایج پژوهش نشان داد که بلافاصله بعد از آخرین جلسه تمرین، در گروه تمرین متوسط سطح سرمی اینترلوکین 4 کاهش، اما اینترفرون گاما افزایش یافت. به علاوه در گروه بیش تمرینی و گروه برگشت به حالت اولیه بعد از بیش تمرینی میزان اینترلوکین 4 بالاتر و میزان اینترفرون گاما پایین­تر از گروه استقامتی بود. میزان نسبت IFN/IL-4 به طور چشمگیری در گروه تمرین با شدت متوسط افزایش یافت در حالی که در گروه بیش تمرینی این نسبت کاهش یافت. نتایج پژوهش حاضر پیشنهاد می­ کند که تمرین با شدت متوسط روی سیستم ایمنی تاثیر مثبت می­ گذارد و استعداد ابتلا به عفونت­های ویروسی به وسیله تمایل پیدا کردن به سمت تولید سایتوکاین­های Th1 کاهش می­دهد.
در مطالعه­ ای که تحت عنوان پروفایل سایتوکاین Th بعد از تمرین استقامتی انجام شد، 10 دوچرخه سوار جاده حرفه­ای در مطالعه شرکت کردند. آزمودنی­ها برنامه تمرینی که شامل 2 ساعت دوچرخه سواری با شدت 90 درصد آستانه تهویه بود را انجام دادند. در این مطالعه غلظت کورتیزول و سایتوکاین­هایTh1 و Th2 مورد بررسی قرار گرفت. غلظت کورتیزول در 24-4 ساعت بعد از تمرین نسبت به قبل از تمرین کاهش معنی­داری یافت. همچنین میزان سایتوکاین­های Th1 ( از قبیل اینتر فرون گاما و اینترلوکین 2) و همچنین سایتوکاین­های Th2 ( از قبیل اینترلوکین 4 و اینترلوکین 10) نسبت به قبل از تمرین تغییر یافت که این تغییر از لحاظ آماری معنی­دار نبود ( کاکانیز و همکاران، 2014).
استفانو و همکاران ( 2014) در مطالعه­ ای به بررسی سایتوکاین­های اینترلوکین 4 و اینترفرون گاما در فوتبالیست­های حرفه­ای ایتالیا در مراحل مختلف فصل رقابت پرداختند. بدین منظور 29 ورزشکار فوتبالیست سری A ایتالیا در این مطالعه شرکت کردند. نمونه گیری در سه نوبت یعنی ابتدای فصل، در طول فصل و بار سوم در انتهای فصل انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که میزان اینترلوکین 4 کاهش چشمگیری را نشان داد این در حالی بود که اینترفرون گاما افزایش یافت.

نظر دهید »
دانلود پایان نامه با موضوع بررسی موانع فردی ارتباط ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۲ ـ ۱۷ ـ ۲ ـ مدل سه­بخشی ارتباط دانشگاه ـ صنعت ـ دولت
مفهوم و ماهیت مدل
رسیدن به مارپیچ سه­گانه، از دو نقطۀ متفاوت شروع شد: «مدل ایستا[۵۳]» که در آن، دولت، صنعت و دانشگاه را کنترل می­کرد (شکل ۱)؛ و «مدل آزاد[۵۴]» که در آن تمامی بخش­ها (دانشگاه، صنعت، دولت) از هم مجزا بودند (شکل ۲) و بطور کاملاً محدود با هم تعامل داشته و هر بخش مرزهای کاملاً مشخصیداشت. در مدل آزاد، دانشگاه، فراهم کنندۀ تحقیقات پایه و نیروهای آموزش دیده است و صنعت، خود باید به دنبال علوم کاربردی­اش از میان خروجی­های دانشگاه­ها باشد بدون آنکه انتظار مساعدت داشته باشد. دولت نیز تنها زمانی وارد می­ شود که شکستی در بازار رخ دادهاست (اِتزکوویتز، ۲۰۰۸، ص. ۱۵ـ۱۲).
شکل ۲ ـ ۶ ـ مدل ایستا
شکل ۲ ـ ۷ ـ مدل آزاد
در مدل سوم، هر بخش، ویژگی­های خاص خود و هویت منحصر به فردش را حفظ می­ کند درحالی که نقش بخش دیگر را نیز ایفا می­نماید. مدل مارپیچ سه­گانه مدلی است که توضیح دهنده ارتباط دانشگاه ـ صنعت ـ دولت است.
شکل ۲ ـ ۸ ـ مدل بخشی
تئوری بخشی مارپیچ سه­گانه، هر بخش را نشان می­دهد که داراییک هستۀ مرکزی و یک بخش بیرونی است.در این مدل، دانشگاه می ­تواند نقش صنعت را در مشارکت در تشکیل شرکت­ها و انتقال تکنولوژی ایفا کند ولی نه بعنوان یک شرکت کامل. به همین ترتیب صنعت می ­تواند موجودیت مشابه دانشگاه در آموزش و تحقیقات را داشته باشد ولی نباید از مأموریت اصلی خود باز بماند (همان، ص۱۸).
انتقال نیروی انسانی در مارپیچ سه­گانه
از طریق انتقال نیروی انسانی (چرخۀ افراد) در مدل سه­بخشی، می­توان از بخشی به بخش دیگر انتقال ایده داد، پروژه­ های مشارکتی کوتاه­مدت را فراهم نمود و فهم بین بخشی را بهبود بخشید.
حداقل سه نوع جریان (چرخه) قابل تعریف است:
تک­جهته یا انتقال دائم از بخشی به بخش دیگر: بعنوان مثال، استادان کارآفرین، نوعی جریان از دانشگاه به سمت صنعت است؛ و یا ورود یک صنعتگر به دانشگاه، بعنوان یک استاد.
دو جهته یا داشتن همزمان دو منصب مهم در هر دو بخش، مثل یک منصب پاره­وقت در صنعت و همچنین استاد دانشگاه بودن.
جایگزینییا فعالیت دوره­ای در هر بخش (همان، ص۲۲).
با افزایش تعاملات میان این سه بخش، امکان تداخل علایق افزایش می­یابد. هر بخش، علائق خود را در خطر می­بیند؛ بعنوان مثال هنگامی که یک استاد دانشگاه پژوهش می­ کند دیگر بخش­ها نیز این کار را انجام دهند و زمانی که بخشی (مثلاً صنعت) اقدام به کارآفرینی می­ کند دیگر بخش­ها نیز کسب­وکاری را شکل دهند. این روابط می ­تواند پیچیده­تر نیز باشد؛ دانشگاه ممکن است حتی بعنوان شریکی در این کسب و کار بوده و سرمایه ­گذاری کند (اِتزکوویتز و لیداِسدُرف[۵۵]، ۱۹۹۹، ص. ۱۱۴).
۲ ـ ۱۷ ـ ۳ ـ کارآفرینی دردانشگاه (الزامی برای تحقق ارتباط دانشگاه ـ صنعت ـ دولت)

( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

مفهوم دانشگاه کارآفرین
یک دانشگاه برای کارآفرین بودن باید استقلال عمل زیادی در رابطه با دولت و صنعت داشته باشد؛ ولیدر عین حال، تعامل زیادی با این بخش­ها انجام دهد (اِتزکوویتز، ۲۰۰۳، ص. ۳۱۹).
دانشگاه کارآفرین، زادۀ تعاملات چندجهته میان بخش­های مختلف دانشگاه، صنعت و دولت است که در بالا به آن اشاره شد.
تجاری­سازی دانش، اساس یک مأموریت جدید برای دانشگاه است که دانشگاه­ها را بطور مستحکم­تری به استفاده کنندگان از این دانش متصل می­ کند و دانشگاه را به یک فعال اقتصادی مستقل تبدیل می­ کند.
دانشگاه کارآفرین، بر چهار ستون استوار است:
رهبری دانشگاهی؛ که قادر است تا یک افق بلندمدت (استراتژیک) را فرموله کرده و اجرا نماید؛
کنترل قانونی روی منابع دانشگاه؛ شامل اموال فیزیکی همچون ساختمان­ها، و اموال غیر فیزیکی همچون حقوق معنوی نتایج تحقیقات؛
ظرفیت سازمانی برای انتقال فن­آوری از طریق اعطای حق امتیاز اختراع، اعطای پروانۀ استفاده و مراکز رشد؛
اخلاق کارآفرینی میان مدیران، اساتید و دانشجویان
دانشگاه کارآفرین با تقویت توسعۀ تحقیقات اساسی و مهم، و کاوش نتایج تحقیقات، مواردی که می­توان به تکنولوژی تبدیل کرد را آمادۀ استفاده می­ کند. چنین دانشگاهی، یک مرکز رشد طبیعی است که از اساتید و دانشجویان حمایت می­ کند تا اقدام به شروع کسب و کاری نمایند[۵۶] (ریسک کنند). این دانشگاه­ها، همچنین محل رشد و نمو رشته­ های علمی جدید و بخش­های صنعتی نوین هستند که هر یک باعث رشد دیگری می­ شود. زیست­فناوری (بیوتکنولوژی)، نمونۀ حاضر این پدیده، و داروشناسی، نمونۀ قرن هفدهم آن است.
دانشگاه­ های کارآفرین باید حوزه ­های تحقیق و آموزش را که روی آن تمرکز خواهد نمود تعیین نماید تا بتواند مزیت­های ویژۀ خود را ایجاد کرده و از این طریق، منابع مالی (خارج دانشگاهی) قابل توجهی را جذب کند (اِتزکوویتز، ۲۰۰۸، ص. ۲۸).
کارآفرینی دانشگاهی
کارآفرینی دانشگاهی عبارت است از: حل مسائل علمی جامعه، دولت و بنگاه­ها، ایجاد زمینۀ توسعۀ نوآوری در اعضای دانشگاه، عرضۀ نتایج تحقیقات دانشگاهی به بازار، تولید و عرضۀ فناوری­های جدید و نوآوری در گسترش مرزهای دانش بشری.
با این توضیحات، از کارآفرینی دانشگاهی سه معنی استنباط می­ شود:
دانشگاه بعنوان یک سازمان، کارآفرین باشد؛
اعضای دانشگاه مانند استادان، دانشجویان و کارکنان، رفتار کارآفرینانه داشته باشند؛
از تعامل با محیط، جریانی از الگوهای کارآفرینی ایجاد شود.
با توجه به تعاریف ارائه شده، می­توان سه نوع کارآفرین را بر اساس نقش آنها در دانشگاه، شناسایی نمود که عبارتند از:
کارآفرین دانشگاهی کسی است که با فعالیت­های کارآفرینانه درگیر می­ شود اما به آن فقط به عنوان یک موضوع فرعی در کارها و فعالیت­های دانشگاهی می­نگرد؛
کسی که تمام­وقت در کسب­وکارهای مخاطره­آمیز بوده و لازم است که به مسائل مهم علمی نیز توجه نماید؛
کارآفرین دانشگاهی کسی است که دارای شایستگی و صلاحیت­های علمی کسب­وکار بوده، در شرایط مخاطره­آمیز عمل کرده و علم را بعنوان کسب­وکار در نظر می­گیرد.
یکی از فعالیت­های کارآفرین دانشگاهی همانطور که در گزینه شماره دو به آن اشاره شد تأسیس و حضور در کسب و کارهای مخاطره­آمیز است که می­توان از آن بعنوان تأسیس شرکت اقماری یاد کرد. بر این اساس، سه نوع مختلف شرکت اقماری[۵۷] را می­توان به شکل زیر ذکر نمود:
شرکت اقماری رسمی. توسط یک یا چند دانشجو ایجاد می­ شود. یعنی کسانی که از دانشگاه خارج می­شوند تا شرکتی را شکل دهند که به آنها کارآفرین دانشگاهی گویند.
شرکت اقماری تکنولوژی. جایی که مدیر یا سرمایه­گذار بیرونی، مالکیت فکری را از دانشگاه می­خرد و یک شرکت جدید را از آن طریق شکل می­دهد.
شرکت اقماری نامتجانس. شکل قالب این نوع شرکت­ها در دانشگاه است که ترکیبی از مخترع و سرمایه ­گذاری دانشگاهیان است.
مسیر توسعه ارتباطات میان صنعت و دانشگاه
ارتباط با بخش خصوصی، در بیشتر کشورها، به یک عرف دیرینه تبدیل شده است؛ ولی این ارتباطات نتیجۀ حضور افراد حرفه­ای (اساتید با سابقۀ فعالیت کاری در صنعت، یا دارای ارتباط با صنعت) علاقه­مند به صنعت است. بنابراین اغلب ارتباطات میان صنعت و دانشگاه، به شیوۀ پایین به بالا به وجود آمده­اند. امروزه این موضوع پذیرفته شده است که یکی از عوامل قطعی موفقیت در مدیریت ارتباطات میان صنعت و دانشگاه، داشتن یک استراتژی سازمانی برای ایجاد و توسعۀ این ارتباطات است (مارتینگ، ۲۰۰۰، ص. ۳۵).

توسعۀ ارتباط صنعت و دانشگاه پیش از دهۀ ۱۹۹۰
بسیاری از سازمان­ها و مؤسسات، متذکر می­شوند که روابط موجود فعلی با صنعت، اغلب از اوایل دهۀ ۱۹۹۰، و در پی آنها رویکرد سیستماتیک، ساختارهای پشتیبانی کننده، و رویه­های مورد نیاز برای این منظور، بوجود آمده­اند. نیروهای پیش­برندۀ این حرکت و رویداد را می­توان چنین برشمرد:
خصوصی­سازی کلی تحصیلات دانشگاهی و حرکت به سمت دانشگاه­ های بازارمحور؛
خصوصی­سازی شرکت­های دولتی؛
کاهش منابع مالی بخش دولتی برای صرف در تحصیلات دانشگاهی،
تأسیس شرکت­های مدرن، که توسعۀ تکنولوژیک و ارتقای کیفیت تحقیقات و فعالیت علمی در صنعت برایشان اهمیت دارد؛
وجود محرک­های دولتی برای ایجاد چنین ارتباطاتی.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 401
  • 402
  • 403
  • ...
  • 404
  • ...
  • 405
  • 406
  • 407
  • ...
  • 408
  • ...
  • 409
  • 410
  • 411
  • ...
  • 653
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

ایده پردازان فردا : ایده های نو برای زندگی بهتر

 تکنیک‌های داستان‌گویی
 احساس غم در رابطه
 حرفه‌ای شدن با لئوناردو
 آموزش ChatGPT
 درمان نفخ سگ
 انتخاب ظرف غذای گربه
 غلبه بر ترس از شکست
 عاشق کردن شوهر
 درآمد از سوشال مدیا
 درمان خیانت زنان
 درآمد از تولید محتوا
 صبر در رابطه عاشقانه
 عشق در سنین مختلف
 پرسونای مخاطب سایت
 ساخت آهنگ هوش مصنوعی
 آموزش Blender
 بهبود رتبه گوگل
 خطر بازنویسی هوش مصنوعی
 سگ باکسر
 تدریس آنلاین ریاضی
 یافتن شغل دلخواه
 بازاریابی برونگرا
 افزایش فروش عکس
 درآمد از اپلیکیشن موبایل
 خلق موشن گرافیک
 تولید کپشن اینستاگرام
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • فایل های مقالات و پروژه ها – مبحث چهارم: استقلال در برابر سایر مقامات – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • پایان نامه آماده کارشناسی ارشد | ۱-۶-۲٫ جامعه و نمونه آماری، تعیین حجم نمونه و روش نمونه‌گیری : – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • خرید متن کامل پایان نامه ارشد – ۱-۲-۱- تعریف قصدانشاء – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود پایان نامه های آماده | مبحث سوم: زمان طلاق – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود پایان نامه و مقاله | ۳-۹-۲-تفاوت جنایات ناشی از موادمخدر با مشروبات الکلی – 9
  • راهنمای نگارش مقاله دانشگاهی و تحقیقاتی درباره تاثیر-بکارگیری-فناوری-اطلاعات-و-ارتباطات-بر-توانمند-سازی-دانش-آموزان-مدارس-هوشمند-بابلسر-از-دید-معلمان- فایل ۹ - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل پایان نامه کارشناسی ارشد : منابع کارشناسی ارشد درباره : بررسی و ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • نگارش پایان نامه درباره : اثر تمرینات یوگا و ثبات مرکزی بر تعادل … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع کارشناسی ارشد در مورد ادراک دانش‌آموزان از تخطی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود مطالب پژوهشی درباره تأثیر منابع تأمین نیتروژن بر میزان مصرف … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان