ایده پردازان فردا : ایده های نو برای زندگی بهتر

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها در مورد : تبیین جایگاه … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

«تلقی که فیلسوفان تحلیلی از فلسفه دارند، بیشتر به یک روش ونوعی فعالیت شبیه هست تا مجموعه‌ای از گزاره‌ها. از این رو، نظام فلسفی سنتی که دارای بخش‌های نظری ودستوری از قضایا هست، نمی‌شود از این نوع فلسفه انتظار داشت» (نلر ، ۱۳۷۷: ۱۰۶). همین امر موجب شده است که در این مکتب ما به جای نظام فلسفی، بینش فلسفی داشته باشیم.
افرادی نظیر ویتگنشتاین وکارناپ وظیفه اساسی فلسفه را تحلیل درست مسایل زبانشناختی میدانند وبه نظرشان همه ارزشها نسبی هستند (ضمیری، ۱۳۷۴). شناختشناسی این مکتب حاکی از آن است که حقیقت از طریق زبان قابل حصول است. برای جلوگیری از خطا بایستی حدود معرفت که حدود زبان است، مشخص شود. اندیشه‌ها قابل تحلیل به عناصر بسیط هستند که بایستی به تجربه ختم شوند (شعاری نژاد،۱۳۷۰). معتقدند که انسان، دارای امکانات زبان طبیعی است که می‌تواند با ساختن زبان منطقی آن را دقیق‌تر کند. هرگونه ادعاء فراتر از حوزه معرفت و زبان که محدود به تجربه است، بی‌معنی می‌باشد و قابل تحقیق نبوده و ارزش علمی ندارد (یوسفی،۱۳۹۰).

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

در باب ارزشها معتقدند، قابل تحقیق عینی نبوده ونسبی هستند (شعاری نژاد،۱۳۷۷). آنها هدف آموزش وپرورش را رشد وتکامل ذهنی واجتماعی فرد میدانند و به وحدت کامل بین مواد درسی معتقدند وروش حل مساله را براساس تجربه شخصی برای یادگیری توصیه می نمایند (ضمیری، ۱۳۷۴). روش تحلیلی، سعی می‌کند با تحلیل مفهوم تعلیم وتربیت، ماهیت آن را خاطرنشان کند. برای مثال، پیترز با تحلیل مفهوم تعلیم وتربیت نشان داد که تربیت به سوی اهدافی ارزشمند ترسیم شده است (یوسفی، ۱۳۹۰).
در تنظیم برنامه درسی روی وحدت کامل مواد وموضوع های درسی تاکید میکنند (فرمهینیفراهانی، ۱۳۷۸). توجه فیلسوفان تحلیلی به علوم تجربی وریاضی در غایت اهمیت است. علوم ریاضی که با تلاش‌های راسل، زبان منطقی علوم شده بود؛ به عنوان سازمان‌بخش تلقی می‌شد وعلومتجربی، محتوای این نظام را تشکیل می‌داد. از این رو در برنامه درسی بایستی هم به نظام منطقی وپیوستگی ووحدت توجه شود (شعاری نژاد،۱۳۷۷).
عمده روشی که برای تعلیم وتربیت توصیه میکنند، همان روش خود فلسفه تحلیلی است که راه تجزیه مفاهیم ورساندن آن به مفاهیم بسیط را نشان می‌دهد ونوع برخورد با یک ادعاء، بایستی با نقادی معرفتی صورت گیرد وتأکید بر آن است که نوع استفاده از زبان وحدود آن مورد توجه قرارگیرد و استفاده از مفاهیم بی‌معنی موجب به هم ریختگی ذهن نشود. با توجه به ارزشمندی روش منطقی- ریاضی نزد فیلسوفان تحلیلی، برخی از آنان ساختن تصور منطقی را پیشنهاد می‌کنند. یعنی ساختن اشکال منطقی که ما را در روشن کردن ونظم دادن به مفاهیم کمک می‌کند (یوسفی،۱۳۹۰).
۲-۱-۱۱-۷ بنیادگرایی
خاستگاه این نظریه که گاهی از آن به ماهیتگرایی نیز تعبیر می شود ریشه در مکتب ایدهآلیسم دارد. از بنیادگرایان معروف میتوان به افلاطون، فروبل، کانت، برادلی، کروچه و… اشاره کرد (گوتگ، ۱۳۸۰).
اصول کلی آنها شامل موارد زیر است:
در بنیادگرایی معیارهای فکری وعقلی از جایگاه خاصی برخوردار هستند.
بنیادگرایی بر حفظ وانتقال میراث اجتماعی به نسل های بعدی تاکید میکند.
انتقال میراث اجتماعی وفرهنگی به نسلهای بعدی در راستای حفظ همبستگی اجتماعی وخیرعمومی صورت میگیرد.
۴- بنیادگرایان بر پرورش ذهن بسیار تاکید میکنند (شعاری نژاد،۱۳۸۱).
۲-۱-۱۱-۸ پایدارگرایی
این نظریه ریشه در رئالیسم دارد واصول اساسی آن را به طور خلاصه میتوان چنین بیان کرد:
هدف تعلیم وتربیت در هر زمان و مکان یکی است وآن عبارتست از رشد انسان به عنوان انسان (شورینی، ۱۳۷۸).
۲- طبیعت آدمی ثابت است وچون طبیعت آدمی ثابت وتغییرناپذیر است در نتیجه الگوهای تربیتی نیز باید ثابت باشند.
۳- تعقل عالیترین صفت در وجود آدمی است که باید برای پرورش وکنترل امیال وغرایز به کار رود.
۴- تربیت آماده شدن برای زندگی است نه خود زندگی (گوتگ، ۱۳۸۰)
۲-۱-۱۱-۹ راسیونالیسم:
دکارت پدر فلسفه جدید ومؤسس راسیونالیسم هست وفلاسفهای چون لایبنیتس واسپینوزا کاملاً متاثر از آراء وی هستند (مطلق ،۱۳۹۰). «عقلگرایان، عقل را نیروی فطری میدانند که از اصول معینی پیروی میکند وعقل واراده را مهم واساسی میدانند. دکارت از چهره های برجسته این مکتب است که معیار داوری را عقل قرارداده است» (ضمیری، ۱۳۷۴).
طرفداران این مکتب به آموزش وپرورش همگانی چندان علاقه ای نداشتند وبه تربیتی که جنبه دنیوی داشت می پرداختند، طرح پرسش و پاسخ را در تعالیم خود بیشتر به کار می بردند و مخصوصاً به دروس اجتماعی علاقه نشان می دادند (ضمیری، ۱۳۷۴).
در این مکتب همه چیز به محک عقل سنجیده میشد ویگانه منبع مورد اطمینان در حوزه‏ی شناخت عقل بود. دکارت که در سرآغاز این دوره قرار داشت با جمله‏ی معروف “می‏اندیشم پس هستم” عقل واندیشه را به عنوان بینادیترین ویژگی انسانی معرفی کرده بود. کریستیان ولف خدا را به عنوان عقل محض تصور میکرد وفیلسوفان دیگری نظیر لایب نیتس، فرانسیس بیکن، توماس هابز و… نیز هر یک بهگونه‏ای بر اهمیت عقل تاکید کرده بودند. همزمان با این نگاه فلسفی، در حیطه‏ی علم نیز دستاوردهای عظیم دانشمندانی نظیر نیوتن به گونه‏ای دیگر جایگاه علم وعقل را بالا برده بود. به گونه‏ای که حتی در حیطه‏ی هنر نیز عقل به عنوان معیار ومحک در نظر گرفته میشد وهنرمندان به دنبال آن بودند تا به قوانین نیوتنی در عالم هنر دست پیداکنند. از نظر هنرمند این دوره هنر از قواعدی عقلانی تبعیت میکرد که پیروی از آنها بر همه‏ی هنرمندان امری لازم بود. این نگاه بیش از هر چیز عرصه را برای تخیل وعواطف واحساسات انسانی، عرفان ودین وسایر امور معنوی تنگ میکرد (ضمیری، ۱۳۷۴).
۲-۱-۱۱-۱۰ اکسپری مانتالیسم
اکسپری مانتالیسم یا تجربهگرایی به همه فلسفههایی که تجربه را اصل میدانند اطلاق میشود. تجربهگرایان، پدیدارها را پیوسته درحال تغییر میدانند وبنابراین شناخت حقیقت را نیز همچنان در حال تغییر میدانند. ارزشها از نظر آنها نشأت گرفته از خود انسان(نسبی ومشروط) است. کودک محوری وآموزش فردی اساس تدریس آنان است (ضمیری، ۱۳۷۴).
۲-۱-۱۱-۱۱ رمانیتیسم
«رمانتیسم را به معنای عام آن میتوان روح زمانه‏ی اروپا در اواخر قرن هجده واواسط قرن نوزدهم میلادی دانست که همه‏ی شئون انسان غربی را تحت تأثیر خود قرارداد» (دونالد،۲۰۰۶: ۴۸۵). رمانتیک به معنای خاص فلسفی آن مکتبی‏است که ابتدا در میان فیلسوفان آلمانی پا گرفت ودر مقابل عقلگرایی اروپای آن زمان ایستاد. عقلگرایی که با رنسانس در اروپا شکل گرفت ودر دوره‏ی روشنگری سراسر اندیشه‏ی انسان غربی را با خویش همراه ساخت ،علاقه‏ی مفرطی داشت به تحقیر احساس وعاطفه وتخیل واستفاده از عقل تنها برای کشف حقیقت، یکسانسازی انسانها تحت قواعد عام عقلانی که منجر به نادیده گرفتن اراده‏ی فردی آنها میشد وهمچنین سیستمسازیهای برآمده از این نگرش که همه چیز در عالم از نظمی خلل‏ناپذیر وساختاری منظم ونظام‏مند برخوردارند. در چنین شرایطی بود که رمانتیسم فلسفی با تکیه بر دو اصل بنیادین خلل‏ناپذیری اراده و فقدان ساختار چیزها نگرش خردگرایانه را به نقد کشید (برلین، ۱۳۸۷).
متفکرانی نظیر فیخته، شلینگ، روسو، برادران شلگل، نووالیس، شلایر ماخر و… را میتوان از فیلسوفانی که به اندیشه‏های رمانتیسم اهتمام ویژه داشتند به حساب آورد. گرچه برخی از این افراد نظیر فیخته وشلینگ به عنوان ایده‏آلیست شناخته میشوند اما نظریات آنها در برخی موارد با متفکران رمانتیک نظیر شلگل، نووالیس و هولدرلین همخوانی و مشابهت داشته است. کانت نیز اگر چه بههیچوجه فیلسوفی رمانتیک نبود اما با نقادی عقل محض و همچنین تاکیدی که در فلسفه‏ی اخلاق خود بر اراده‏ی انسانی داشت بر جنبش رمانتیسم تأثیرگذار بود. در سالهای متاخرتر نیز متفکرینی نظیر نیچه وشوپنهاور تاکید بر اراده‏ی انسانی ونقش خلاق وآفرینشگر آن وهمچنین تاکید بر فقدان ساختاری غیرقابل تغییر برای چیزها را به اوج خود رساندند. فیلسوفانی نظیر افلاطون وفلوطین نیز به جهت بینش معنوی خود وعناصر رازآمیز وفراعقلی‏ای که در فلسفه‏ی آنها بود مورد توجه رمانتیستها بودند. به خصوص ستایشی که افلاطون در رساله‏ی مهمانی از عشق بهعمل آورده بود مورد توجه رمانتیست‏ها قرار داشت. نووالیس از چهره‏های شاخص رمانتیک در نامه‏ای به شلگل می‏نویسد: نمیدانم از فلوطین عزیز خویش حرفی به تو زده‏ام یا نه. به عقیده‏ی من که برتر از فیخته و کانت است (جعفری ،۱۳۷۸).
۲-۱-۱۱-۱۲ ماتریالیسم
اساس وحقیقت هستی ماده است. وپدیده هایی مانند: روح، تفکر، شعور نیز شکلی از ماده تلقی میشود مارکس وانگلیس پایهگذاران اصلی مادهگرایی دیالکتیکی بودند انسان از دیدگاه آنها موجودی زیستی- اجتماعی بدون اراده واسیر جبرهای گوناگون به ویژه جبر تاریخ است. در شناختشناسی آنها حقیقت مطلق وجود ندارد زیرا حقیقت محصول علم است وواقعیتها که موضوع علوماند، پیوسته در حال تغییر وتکاملاند. محتوای شناخت وآگاهی در این دیدگاه به وسیله نیازهای اقتصادی معین میشوند در این نظریه شناخت به دو قسمت احساس ومفهوم تقسیم میشود در این مکتب همانطور که آگاهی وشناخت مبتنی بر تجربه میباشد ارزش نیز حاصل شناخت تجربی است و انسان آن را برحسب نیازمندیهای اقتصادی خود میآموزد تغییر در ارزشها ناشی از تغییر در زیربنای اقتصادی جامعه است تحقق ارزشهای زیباشناسی و هنر را هم در پیکارهای طبقاتی جستجو می کنند ومعتقدند که بهترین هنر آن است که در راه تحقق جامعه سوسیالیستی مفید واقع شود (مشکی باف، ۱۳۸۹).
تربیت بر مبنای زیستی وتاریخ استوار است ومیگویند در تربیت شاگردان باید مراحل رشد آنها را با مراحل تکامل گذشته بشریت تطبیق داد. هدف تربیت در این مکتب رشد کامل انسان است که مشخصه آن پیدایش قابلیت برانگیختگی در جهت رشد وکمال، کسب اطلاعات ومعلومات وچند پیشه بار آمدن شاگردان است. تربیت مبتنی براین ارزشها چهار ویژگی عمده دارد:۱- تربیت در خدمت حکومت وسیاست ۲- تلفیق کار وآموزش ۳- هدایت ورهبری مطلق وبی چون وچرا ۴- تربیت بر محور جامعه وانسان «این چهار ویژگی به همدیگر ارتباط کامل دارند» وقابل تفکیک نیستند ومحتوا شامل: ریاضیات، فیزیک، زمینشناسی، زیستشناسی، تاریخ و سایر علومانسانی، حرفهآموزی ،موسیقی، هنر، ادبیات است. روش های تدریس آنها مبتنی بر نظریههای یادگیری رفتارگرایان و روش های تجربی است. در این مکتب معلم از اقتدار زیادی برخوردار است واز این نظر یک مکتب معلم محور است (مشکی باف، ۱۳۸۹).
۲-۱-۱۱-۱۳ اومانیسم
اصطلاح اومانیسم را در فارسی با واژه‏هایی مانند انسان‏گرایی، انسان‏مداری، مکتب اصالت انسان و انساندوستی معادل قرارمی‏دهند. تعریف این مکتب: اندیشیدن وعمل کردن با آگاهی وتأکید بر حیثیّت انسانی وکوشیدن برای دستیابی به انسانیت اصیل است. در واقع، این معنای از اومانیسم است که یکی از مبانی وزیرساختهای دنیای جدید به شمار می‏آید ودر بسیاری از فلسفه‏ها وافکار ومکاتب پس از رنسانس تا به امروز وجود داشته است. هر چند که ظهور وبروز آن در برخی مکاتب فلسفی وسیاسی، نظیر پراگماتیسم، اگزیستانسیالیسم، پرسونالیسم، مارکسیسم و لیبرالیسم بیشتر بوده است.به طور کلی، اومانیسم در تاریخ غرب، با دو قرائت یا در دو گرایش کلی بروز کردهاست؛ یکی، گرایش فردگرا ودیگری گرایش جمع‏گرا (بیات، ۱۳۸۱).
پیشینه اومانیسم به یونان باستان باز میگردد که خدایان صفات وحتی صورت انسانی داشتند واندام انسان مهمترین مساله در هنر نقاشی ومجسمهسازی بود (قنبری، ۱۳۸۳). عناصر ومؤلفه‏هایی چون «بیهمتایی فردانسانی»، «خرد» و«روش علمی» هسته مرکزی وکانونی اومانیسم را تشکیل می‏دهند (بیات،۱۳۸۱).
مهمترین اصول فکری اومانیسم آنها شامل: ۱- محوریت انسان در مقابل محوریت خداوند ۲- تاکید بر آزادی واختیار انسان ۳- عقل برترانسان ۴- قلمرو انسان طبیعت است ۵- مدارا است (قنبری،۱۳۸۳).
بیشتر افراد نظر مثبتی نسبت به«اومانیسم» یا بشرانگاری دارند. این انگاره مفاهیمی چون نوع‌دوستی، صلح وبرادری را به ذهن بسیاری متبادر می‌کند. اما معنای فلسفی اومانیسم فراتر از این است. اومانیسم طرز تفکری است که مفاهیم بشری را در مرکز توجه وتنها هدف خود قرار می‌دهد. به عبارت دیگر بشر را به رویگردانی از خالق خویش واهمیت دادن به خود وجودی وهویتی فرا می‌خواند. لغت اومانیسم را در یک فرهنگ لغت ساده چنین می‌یابید: «نظام فکری مبتنی بر ارزش‌ها، خصایص واخلاقیاتی که پنداشته می‌شود فارغ از هر گونه قدرت ماوراء الطبیعی، درون انسان وجود داشته باشند» (صانع پور، ۱۳۸۱).
در مورد تأثیر این تفکر بر اندیشه‏های فلسفی باید گفت اغلب فلسفه‏های پس از رنسانس به نحوی تحت نفوذ نگرش اومانیستی قرار گرفته‏اند. اساسا، این نوع نگرش، از مهمترین شاخصه‏های فلسفه دوره جدید به شمار می‏آید. همچنان که گذشت، اومانیسم دوره رنسانس، اومانیسم فلسفی نبود؛ اما در دوره جدید با ظهور فیلسوفانی چون دکارت، اسپینوزا، لاک، بارکلی، هیوم و نیز رواج دو جریان عمده فلسفی؛ یعنی جریان عقلگرایی و تجربه‏گرایی، بهتدریج مفاهیم فلسفی خود را باز می‏یافت (صانع پور، ۱۳۸۱).
«کرلیس لامنت» از سخن‌پردازان برجسته اومانیسم می‌باشد. وی در کتاب فلسفه اومانیسم می‌نویسد: اومانیسم معتقد است که طبیعت سراسر از حقیقت ساخته شده، که ماده وانرژی اساس جهان است وماوراء الطبیعه وجود ندارد. غیرواقعی بودن ماوراء الطبیعه به این معناست که اولاً در سطح بشری، انسان‌ها دارای روح غیرمادی وجاودان نیستند وثانیاً در سطح جهانی، عالم صاحب خدای غیرمادی وفناناپذیر نیست (صانع پور، ۱۳۷۸).
اومانیست‌ها ادعا می‌کنند جدایی از عقاید مذهبی باعث شادی مردم وآسایش آنان می‌شود، اما خلاف این ثابت شده است. شش سال پس از انتشار بیانیه اول، جنگ جهانی دوم به وقوع پیوست؛ فاجعه‌ای که به موجب ایدئولوژی فاشیستی ماده‌گرا بر جهان تحمیل شد. ایدئولوژی اومانیستی کمونیسم، خشونت و بی‌رحمی بی‌مانند خود را ابتدا برای مردم شوروی، بعد چین، کامبوج، ویتنام، کوبا و کشورهای مختلف آفریقا وآمریکای لاتین به ارمغان آورد. در مجموع ۱۲۰ میلیون نفر زیر سلطه رژیم‌ها وسازمان‌های کمونیستی جان خود را از دست دادند. مشهود است که نوع غربی اومانیسم (نظام سرمایه‌داری) نیز در به بار نشاندن صلح وخوشنودی برای جوامع خود آنها ودیگر مناطق جهان ناموفق بوده است (صانع پور، ۱۳۸۱).
۲-۱-۱۱-۱۴ پستمدرنیسم
در چند دهه اخیر، دیدگاه فلسفی واجتماعی نوینی در آثار متفکران مطرح شده است که از آن به پستمدرنیسم یادکرده‏اند. این دیدگاه، همچنان‏که در قلمروهای مختلفی چون فلسفه، سیاست، هنر، فرهنگ، وعلوم اجتماعی مسائل ومباحث تازه‏ای را برانگیخته، در عرصه تعلیم وتربیت نیز پرسش‏ها و نگرش‏های جدیدی را به میان‏آورده است (باقری، ۱۳۷۵). پستمدرنیسم ، اعم از این که جزیی از مدرنیسم ویا به عنوان یک پدیدهی متفاوت ونوین در نظرگرفته شود، در عرصه های فلسفه وفلسفه تعلیم وتربیت، اندیشهای نسبتاً تازه است. این طرز تفکر، هر چند مولود فکری فیلسوفان نیست، اما در اثر تلاشهای آنان زاییده وگسترده شدهاست. اندیشه های عملگرایان، وجودگرایان، پدیدارشناسان، فیلسوفان زبانی ونظریه پردازان انتقادی، زمینهساز بسیاری از اصول فکری پستمدرنیستها است (اوزمن و کراور، ۱۳۷۳).
«از میان تعبیرهای گوناگون از واژه « post» گاه به معنی «پس از» و«فراتر از» به کار می رود وگاه به معنی «رویارو» وحتی «ضد». در تعبیر نخست نیز گاه به معنی «زمانی» به کار میرود وگاه به تعبیر«مفهومی ومنطقی» یعنی برای رساندن تحول دوران مدرن. در این معنی، پستمدرنیسم چیزی نیست جز بازنگری نقادانه مدرنیسم به خود»(نقیب زاده،۱۳۸۷: ۳۷۳).
«ژانفرانسوالیوتار» از اندیشمندان فرانسوی از بنیانگذارن اصلی پستمدرنیسم است، او ویژگی برجسته پستمدرنیسم را گریز از هر گونه اعتقاد به کلیت ویا کلگرایی میداند که در مدرنیسم مفروض بود (باقری، ۱۳۸۶).
پستمدرنیست‏ها بیان می‏کنند که تعلیم وتربیت جریانی سیاسی است برای اینکه دست‏اندرکار حفظ چارچوب فرهنگ گذشته است که با حکومتی معین، ارزش‏های معین در زمینه‏های معین همراه است. تعلیم وتربیت بزرگترین محافظ نظام فرهنگی گذشته با تمام ابعاد آن است. برنامه‏ریزیدرسی در این دیدگاه نمی‏تواند فعالیتی خنثی تلقی شود، بلکه جریانی سیاسی است زیرا برنامه‏ریزان درسی در تدارک ترفندهایی هستند که بتوانند میراث نظام گذشته را به منزله فرهنگ مسلط، به بهترین شیوه وعمیق‏ترین نوع ممکن به نسل آینده انتقال دهند. یک وجه از این امر آن است که برنامه‏ ریزی، مدرسه را به عنوان پایگاهی برای نظام اقتصادی جامعه لحاظ کند، به این معنا که ببینیم چگونه می‏توان مهارتهای مورد نیاز در اقتصاد جامعه را جزو مواددرسی قرار داد.تسلط فرهنگ تکنولوژی بر نظام آموزش وپرورش، یکی از ابعاد نقادی‏های معاصر نسبت به تعلیم وتربیت در میان متفکران، ازجمله پستمدرنیست‏ها را تشکیل می‏دهد.بازاری کردن تعلیم وتربیت، اصطلاحی ناظر به افتادن سایه سرمایه‏داری بر سر تعلیم وتربیت وتبدیل کردن آن به نوعی تجارت است (پیترز، مارشال وپارا، ۱۹۹۳).
زبان برای پستمدرنیسمها خیلی مهم است وتقریباً جایگزین عقل میشود. یعنی اندیشه وحتی ذهنیت انسان را باید برحسب زبان توضیح داد. زبان در این مکتب تنها وسیله ارتباطی نیست، بلکه همه چیز است. که این مطالب را قبلا ویتگنشتاین مطرح کردهبود و«بازی زبانی» نام داشت اما پستمدرنسیمها آن را عمیقتر نمودند. علاوه براین آنها از اثباتگرایی مدرنیسم به کثرتگرایی روی آوردند.
در یک جمع‏بندی کلی می‏توان ویژگی‏ مهم پستمدرنیسم را بحران‏یابی مدرنیسم لحاظ کرد. یعنی ویژگی‏های پستمدرن، ناظر به بیان نقاط بحران وگره‏های بحران در مدرنیسم است. پستمدرنیسم جریانی است که در کشورهای پیشرفته غربی مطرح است ودر میان روشنفکران ومتفکران نفوذ چشمگیری یافته است، اما چون پرتو مدرنیسم در نقاط مختلف جهان پراکندهشده وهمه دنیا کم یا زیاد، عمیق یاسطحی، آغشته به مدرنیسم شده، در نتیجه برای همه ما، دست‏کم فکرکردن درباره این جریان تاریخی ضروری به نظر میرسد (باقری، ۱۳۷۵).
اندیشه پست‌مدرن با نفی هر گونه ساختار نظام‌مند ومنطقی حاکم بر امور و نفی گفتمان و تصورات مفروض پیشین (رضایی، ۱۳۸۸) در نظام آموزش وپرورش تحولاتی عظیم ببارآورد.
در این مکتب برنامه درسی وکار معلم تا آن جایی که بتواند دانشآموز را از عنصر «دیگری» مطلع میکند. بنابراین تعلیم وتربیت مطلوب آنها تعلیم وتربیتی است که در آن صداهای دیگر هم شنیده میشود ودر برخی جوامع، گرایش به تنوع فرهنگی دیدهمیشود (باقری، ۱۳۸۶).
محور اصلی جریان یادگیری در پستمدرن گفتگو است که همه وقت ومیان همه روی میدهد. این کار براساس شناخت زبان، ماهیت وکارکردهای آن انجام میشود. دانش در جهت تحکیم قدرت حرکت می‏کند. اگر از این دیدگاه نگاه کنیم، متن‏های درسی، مکان هندسی دانش وقدرت‏اند. یعنی مواد درسی وبرنامه‏ریزی درسی پایه‏های نظام سیاسی معینّی را محکم می‏کند وریشه‏های آن را در نسل جدید استوار می‏گرداند (آهنچیان، ۱۳۸۲).

نظر دهید »
دانلود مطالب پایان نامه ها در رابطه با راهکارهای غنی سازی برنامه ریزی درسی درمدارس عادی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

دانشآموزان اطلاعات را روی کاغ به قصد نشان دادن به معلم مکتوب میکنند و یا اطلاعات مکتوب را روی دیوار مدرسه برای مشاهده دیگران نصب میکنند.

مقالات، روزنامهها و نوشته کتابها منبع دانش هستند .
متون درسی تنظیم شده است .
دانشآموزان انتخاب محدودی در گزینش منبع دارند .
اهداف کاربردی فناوری معلوم نیست و یا دارای انسجام نیست .
تولیدات فکری مثل گزارشها روی کاغذ نوشته و تمام میشوند.
۱۰-گزارش ها متونی را تشکیل میدهند که پیوندی با تولیدکنندگان آنها ندارند.
دانشآموزان گزارشهای خود را از یکدیگر پنهان میکنند و تنها به معلم اجازه خواندن آن را می دهند.
متنها به خانه آورده میشوند و والدین و دیگران به طور فردی در آن سهیم میشوند.
دانش فقط به یک صورت ارائه می شود.
دانش به صورت خطی ارائه می شود.
دانشآموز در سنین پایین از فناوری استفاده نمیکنند آمادگی استفاده از ابزارهای الکترونیکی را ندارند.
۲-۳-۲ – الگوهای نوین تدریس
در قرن بیست ویکم با خواست روبه رشد و فزاینده کیفیتگرایی، در آموزش وپرورش روبه رو هستیم به همین دلیل به رغم توسعه کمی آموزش رسمی در چند دهه اخیر انتقاداتی بر جنبه های کیفی تعلیم و تربیت وارد آمده است، برخی از این انتقادات دلالت بر وجود دانشآموزان بیانگیزه، فارغ التحصیلان بیعلم معلمان فاقد خلاقیت دارند حتی دانش آموزان سطح بالاتر تحصیلی درحال گذر از مسیر از پیش تعیین شده هستند و در جریان یادگیری فعالیت و تحرک ندارند(اطیایی،۱۳۸۴) از سوی دیگر شرکت نکردن دانش آموزان به طور کامل در فعالیتهای یادگیری به آن معنی است که آنها در جریان یادگیری درگیر نشده اند(آقازاده،۱۳۸۱)
بسیاری از نظریه پردازان معتقدند که در یادگیری دانش آموز باید فعال باشد روسو معتقد است نباید هر چیزی را به صورت آماده در اختیار دانشآموز قرار داد. بلکه او باید نیاز به تلاش را در خود احساس کند.(آرمند،۱۳۷۱)
اصولا برای اجرای هر برنامه آموزشی لازم است که ابتدا چهارچوب و خط مشی کلی فعالیتها مشخص شود سپس روش های اجرا و وسایل و امکانات مورد نیازی برای فعالیت و تحقق هدفهای آموزش تعیین و انتخاب گردند تدریس و یادگیری فعال شامل استفاده از استراتژیها است که زمینه ساز فرصت هایی برای فعالیت و عمل است. تدریس و یادگیری فعال اشاره دارد به فرصتهایی برای ارتباط بین معلم و شاگرد و ارتباط بین خود دانشآموزان با یکدیگر و ارتباط بین دانشآموزان و مواد درسی و دیسیپلینهای آکادمیک. برونر معتقد است که دانستنی ها را نباید به صورت مستقیم در اختیار دانش آموزان قرار داد بلکه باید آنها را با مسئله روبهرو کردن تا خودشان به کشف روابط میان مورد راه حل های آن اقدام کنند.(کدیور ،۱۳۷۲) .
۲-۳-۳- رویکردهای نو در تدریس _ یادگیری
با تحول علم و فناوری و پیدایش نظریههای جدید در یادگیری، رویکردهای جدیدی نسبت به علم و روش های آموختن علوم مطرح شده است. امروزه بیشتر دانشمندان در تعریف علم به مطالعه پدیده ها از طریق مشاهدات معتبر و قابل اطمینان و، تحلیل مشاهدات و تفکر درباره یافتهها و ساختن نظریههایی بر اساس توجیه آنچه مشاهده وتحلیل شده است با هم توافق دارند و بر خلاف گذشته آن را به دو بخش عمده تقسیم میکنند : معرفت علمی و فرایند علمی. معرفت علمی عبارت است از مجموعه ای از اطلاعات و یافته های منظم و منسجم، مانند حقایق، مفاهیم، اصول، قواعد، نظریهها و مفاهیم کلی مربوط به یکی از رشته های علمی(گانیه ،۱۹۸۵)، فرایند علمی نیز شامل روش علمی و نگرش علمی مربوط به آن است. روش علمی مجموعهای از فنون، مهارتها، شیوه های بررسی و در کل فعالیتهای است که دانشمندان در تولید دانش جدید و بررسی درستی و یا نادرستی دانش موجود از آنها استفاده میکنند، مهارتها و شیوهایی مانند فرضیه سازی و پیشبینی، طراحی تحقیق، کاربرد ابزار، جمعآوری داده ها و تجزیه و تحلیل یافتهها (ماتیوز ،۱۹۹۴). نگرشهای علمی بهعواطفواحساسات درونی دانشمندان نسبت به معارف بشری مربوط میشود که در آن داشتن گرایش مثبت نسبت به علم، رعایت صداقت در جمعآوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل آنها، تشخیص خطاها و نارساییها، توجه به اصل تغییرپذیری در علم و انعطاف پذیری در برخورد با حقایق نقش مهمی را ایفا میکند(ماتیو، ۱۹۹۹) نظامهای آموزشی برای بهبود بخشی فعالیتهای مدارس به استانداردها منابعی نیاز دارند که بتنهایی کافی نیستند. معلمان به آگاهی و ادراک مطمئنتری از آنچه تدریس میکنند نیاز دارند (ماتیوز،۱۹۹۴ ) به نظر برونر نظامهای آموزشی به جنبشی نیاز دارند که در آن دقیقا با الزام عمیقتری مشخص شده باشد که به کجا میروند و در آینده به چه نوع انسانهای تربیت شدهای نیاز دارند. در این صورت که متخصصان تعلیم و تربیت میتوانند چهار چوب مشخصی را برای تحول یافتن تعلیم و تربیت تعیین کنند و تمام منابع و نیروی کارآمد و دلسوز را به کار بگیرند. او در بیان اینکه” هر موضوعی را میتوان به هر کودکی در هر سنی، به شکلی مشروع آموخت” روشدیگری را انتخاب میکند و میگوید : حیطه هایدانش به وجود نمیآیند، بلکه ساخته میشوند. هرحیطه از دانش را میتوان در سطوح وسیعی از انتزاع و پیچیدگی به وجود آورد(ماتیوز،۱۹۹۴،به نقلاز شعبانی)
در رویکرد جدید تدریس _ یادگیری دانشآموز هم یادگیرنده محسوب میشود و هم محصول یادگیری؛ یادگیرنده است زیرا دست کم در قسمتی از مطالعات خود دست به اکتشاف میزند. اکتشاف نه به این معنا که محتوای آموزشی را در ساخت شناختی خود جای دهد و وحدت بخشد، بدین معنا که توانایی انتقال دانش کسب شده در موقعیت جدید مساله را توسعه بخشیده وخود پنداری مثبت به عنوان حل کننده مستقل مساله را کسب کرده است. همچنین دانشآموز محصول یادگیری است؛ زیرا نه تنها مفاهیم اصلی و اصول و نظریههای جدید را فهمیده و به مطالعه پدیده های طبیعی واجتماعی بپردازد تا بتواند دلایل و شواهد را از تبلیغات، اطلاعات را از خیالبافی، حقایق را از افسانهها، واقعیت را از فریب و اغفال، نظریه را از عقیده، مشاهده را از استنتاج و باورکردنی را از باور نکردنی تمیز دهد. (ماتیوز،۱۹۹۴،به نقل ازشعبانی ،۱۳۸۶)
۲-۳- ۴- پرورش تفکر، رویکردی جدید در فرایند تدریس _ یادگیری
با تحول مبانی نظری و ماهیت علم، رویکردهای جدیدی در تعیین اهدا ف تربیتی وفرایندآموزش مطرح شده است. یکی از بارزترین رویکردها توجه بهتفکر جدید فرایند تدریس _ یادگیریاست. انیس، لیپمن و پاول ۱۹۸۹ معتقدند که تربیت انسانهای صاحب اندیشه باید نخستین هدف تعلیم و تربیت باشد. به نظر پاول محصول نهایی تعلیم و تربیت باید “ذهن کاوشگر” باشد. اندرسون،۱۹۹۷وهارت،۱۹۸۰ برنقش اساسی جستجوی معنا در شناخت تاکید میورزند و معتقدند دانشآموزان باید به طور فعال تلاش کنند، اطلاعات جدید را با دانسته قبلی خود وحدت بخشند وآنچه را مهم و با ارزش است استنباط و انتخاب کنند و به طور راهبردی درباره یادگیری خود بیندیشند. ارنبرگ، ۱۹۸۵) طراح چندین برنامه مهارت تفکر، برای تدریس تفکر در قالب نیازها و منافع فردی و اجتماعی برعقلانیت تاکید میکند و معتقد است وقتی که دانشآموزان فارغ التحصیل میشوند باید قادر باشند عوامل علمی و اخلاقی هوشمندانه را دنبال کنند و جامعه نیز حق دارد چنین انتظاراتی از اعضای خود داشته باشد. به نظر او این تولیدات، که تنها در سایه تفکر دانشآموزان به دست میآید، باید پایه و اساس برنامه ریزی تمام دروس قرار گیرد؛ زیرا هدف اصلی تعلیموتربیت انتقال دانش آموزان از دنیای خود محور مبتنی برتجربیات شخصی محدود و واقعیات محسوس بات حصیلشده، به دنیایی غنی تر انتزاعیتر است که ارزشها، بینشها و حقایق متعدد و گوناگون را در بردارد. متاسفانه به رغم ارائه نظریههای مختلف درباره ضرورت و تقویت تفکر، همچنان بین نظریه و عمل در این زمینه فاصله بسیاری وجود دارد.
بسیاری از صاحبنظران تربیتی معتقدند فقر تفکر دانشآموزان نتیجه حاکمیت روش های سنتی در مدارس است. (گودلد،۱۹۸۳؛سرانتیک،۱۹۸۱). تحقیقات انجام شده در این زمینه بیانگرآن است که هنوز بسیاری از معلمان بیشترین زمان کلاس خود را صرف ارائه مطالب یا طرح سوالهایی میکنند که صرفا جمعآوری مجدد حقایق ساده علمی را میطلبد و فقط یک درصد از زمان صرف شده در کلاس را به سوالهایی اختصاص میدهند که به پاسخ متفکرانه نیاز دارد(سرانتیک،۱۹۸۳). اغلب معلمان با دادن فرصت اندک برای پاسخگویی به سوالها، دانش آموزان را از ارائه نظرهای متفکرانه دلسرد میکنند.(راو،۱۹۷۴ ؛گال،۱۹۸۴).
(آیزنر،۱۹۸۳) در مقالهای تحت عنوان “نوع مدارسیکه نیاز داریم” مشکلات مدارس امروز را یادآور شده میگوید : در مدارس امروز فقط بر مهارتهای خواندن و نوشتن وحساب کردن تاکید میشود، در حالی که این مهارتها ذاتا دارای ارزش نیستند و در تعلیم و تربیت نهی از فضیلتند. مساله این نیست که دانشآموز میتواند بخواند، بلکه این استکه او چه و چگونه میخواند؟ ارزش مدارس در تربیت انسانهای فرهیخته نهفته است آیزنر معتقد است مدارس باید توانایی تفکر بویژه تفکر منطقی و خلاق دانشآموزان را در آنچه میبینند، میشنوند میخوانند پرورش دهند؛ آنچنان که بتوانند عقاید را از حقایق، سفسطه را از استدلال منطقی و شایستگی را از عدم شایستگی تشخیص دهند؛ بویژه در فرهنگهایی که از هر سو تحت تاثیر اطلاعات مختلف قرار دارند. دانشآموزان باید در مدارس بیاموزند که چگونه یادبگیرند، به عبارت بهتر باید بیاموزند که معمار آموزش و پرورش خود باشند.
دستیابی به چنین مهارتی به ممارست و تمرین در تجزیه و تحلیل مباحث نیاز دارد. در مدارس باید زمینه این کار برای دانشآموزان فراهم شود و فرصتهایی نیز در فرایند آموزش آیجاد شود تا در زمینه های مختلف آن به مباحثه ؛ مناظره و تعامل فکری بپردازند و این امر به پرورش استقلال آنان در تصمیمگیری استدلال و قضاوت میانجامد و آنان نحوه دفاع از قضاوت خود را میآموزند. انتقادگری، آنچنان که در هنر متداول است، باید در فرایند تعلیم وتربیت در نظر گرفته شود تا منطق و ارزیابی اندیشه ها جایگزین فن نگارش در کلاس درس شود نظریه های تدریس _ یادگیری در جهت دادن به فعالیتهای آموزشی تاثیر بسیاری دارند.معلمان و برنامهریزان درسی در چهارچوب نظریهها میتوانند به جهان تعلیم و تربیت از منظر خاصی بنگرند و بر جنبه های مختلف کلاس درس تاکید نمایند علاوه بر این، در قالب نظریهها میتوان عملکرد نظامهای آموزشی را تحلیل و ارزشیابی کرد(آیزنر،۱۹۸۳،بهنقلاز شعبانی ،۱۳۸۶)
۲-۳-۵- نظریه های همسو با رویکرد تدریس تفکر و حامی آن
که بر اساس آنها میتوان به تحلیل فعالیتهایی که منجر به تفکرمی شود پرداخت عبارتند از:
نظریههای شناختی
نظریههای فراشناختی
نظریههای ساختن گرایی
۲-۳-۵-الف : نظریه شناختی
روانشناسان شناختگرا، رفتار را وسیله یا سر نخی برای استنباط و استنتاج پدیده های شناختی یا آنچه در ذهن انسان میگذرد میدانند. آنان رفتار آشکار را موضوع اصلی علم روانشناسی به شمار نمیآورند، بلکه بیشتر به فرایند های ذهنی که به اعتقاد آنها رفتار ناشی از آنهاست توجه دارند، به سخن دیگر، شناخت گرایان راههایی را که فرد به شناسایی امور میپردازند بررسی و مطالعه میکنند، از اینرو، یادگیری را تغییرات حاصل در فرایندهای درونی ذهن میدانند، نه ایجاد تغییر در رفتار آشکار(شوئل، ۱۹۸۶). در نتیجه “شناخت”موضوع اصلی پژوهشهای شناخت گرایان است. شناخت به آن دسته از فرایندهای ذهنی اطلاق میشود که از طریق آنها اطلاعات دریافت شده از راه حواس، به روش های مختلف تغییر مییابد، به صورت رمز در میآید و در حافظه ذخیره میشود و در استفادهای بعدی بازیابی میگردد. ادراک، تخیل، یادآوری، بازشناسی، حل مساله و تفکر ازاصطلاحاتی است که به مراحل فرضی شناخت اشاره دارد(وول فولک، ۱۹۹۰). شناختگرایان معتقدند انسان از یک نظام درونی تصمیمگیری برخوردار است که رفتار او را کنترل میکند. آنان تقویت را منبع بازخورد تلقی میکنند، بازخوردی که پیامد تکرار رفتار به فرد خبر می دهد، به عبارت دیگر، تقویت تردید را کاهش میدهد و احساسی از درک و فهم و تسلط در فرد به وجود میآورد .
نظریه پردازان شناختی یادگیرندگان را در فرایند یادگیری پردازش کنندگان فعال اطلاعات تلقی میکنند. کسانی که تجربه میکنند؛ برای حلمساله به جستجوی اطلاعات میپردازند در ساختار ذهن خود آنچه را برای حل مساله جدید مفید تشخیص میدهند، به کار میگیرند، به جای اینکه به طور انفعالی تحت تاثیر محیط قرار گیرند، فعالانه انتخاب، تمرین، توجه و حتی چشم پوشی میکنند و همچنان که در پی تحقق هدفها هستند واکنشهای متعددی از خود نشان میدهند روانشناسان شناختی، موقعیت یادگیری ر عوامل مهم و موثر در فرایند یادگیری میدانند و بر نقش آموختههای قبلی در یادگیری تاکید دارند، زیرا معتقدند، آموختههای گذشته خط مشی یادگیریهای آینده را تعیین میکند(شوئل ،۱۹۸۶). نظریهپردازان شناختی ساختارهای مختلف شناختی و فرایندهایی را که آن ساختارها را به وجود میآورند یا تغییرمیدهند ، بررسی میکنند. دلواپسیهای آنان درباره ساختارها و فرایندها، همواره در عناوین مطالعاتشان منعکس شده است، عناوینی چون حافظه، ادراک، توجه، حل مساله، درک مطلب و مفهوم یادگیری. (وول فولک ،۱۹۹۰)
۲-۳-۵- ب: نظریه فراشناخت
فراشناخت : آنچنان کهروانشناسان مطرح کردهاند دانش درباره فعالیتهای تفکر و یادگیری و کنترل آنها (فلاول، ۱۹۷۶)، یا بررسی دانش فرد، فرایندهای شناختی، تولیدات، یا آنچه بدان مربوط است(مارزانو ودیگران ،۱۹۸۸) و درواقع نظارت فعال، هماهنگی و تنظیم منطقی فرایندهای شناختی در ارائه خدمات به بعضی از اهداف خاص یاعینی است. با چنین تعبیری دانشآموزان در فرایند حل مساله همیشه درگیر نوعی فراشناختی اند.(پاریز،لیپسون وویکسون،۱۹۸۳).
یاماگوچی ضمن تحلیل مفهوم فراشناخت ،آن را به دو مقوله تقسیم می کند :
دانش فراشناختی (شخص، وظیفه و راهبرد).
مهارتهای فراشناختی (نظارت ،کنترل و ارزشیابی ).
وی معتقداست دانش فراشناختی تفکر درباره تفکر است و با دیگر دانشها تفاوت دارد، اما براساس دیدگاه پاریز و وینگود فراشناخت دارای دو جنبه اصلی است.
دانش وکنترل خود : دانش و کنترل خود ، دارای سه عنصر تعهد، نگرش و توجه است.
دانش وکنترل فرایند : که دراین مبحث بر دو عنصر مهم تاکید کردهاند. الف : انواع دانش مهم در فراشناخت ب: کنترل اجرایی رفتار.
رویکرد فراشناختی نیز در تقویت و پرورش مهارتها و راهبردهای تفکر نقش اساسی دارد.ازدیدگاه فراشناخت دانش آموزان باید بر فرایندهای ذهنی خودنظارتی فعال داشته باشند و فعالیتهای ذهنی خود را تنظیم و بازسازی کنند. در تفکر فراشناختی دانش شرطیکه از عناصر مهم فراشناخت است، جزء اجزاء تفکر انتقادی در فرایند یاددهی _یادگیری قلمداد شده است.
۲-۳-۵- ج: نظریه ساختن گرایی
ساختن گرایی مفهومی استعاره گونه در مورد چگونگی فرایند یادگیری است که در سالهای اخیر توجه بسیاری از محققان تعلیم و تربیت را جلب کرده است. پایه های فلسفی ساختن گرای بر اصل خطاپذیری معرفت شناسی استوار است. براساس این نگرش تمام معرفتهای علمی به دلیل فقدان درستی و عدم درک و فهم به طور بالقوه خطاپذیرند (کوبرن،۱۹۹۴).
پوپر در نظریه”عقلانیت انتقادی” با ارائه معیار عقلانی ابطال پذیری به جای تایید پذیری برای بررسی صحت و سقم دانش یا معرفت علمی معیار تازهای را معرفی میکند. براساس این معیار معرفت علمی همواره ماهیت گمانهای دارد، به همین دلیل، هرگز نمیتوان درباره شناخت و معرفت علمی به شکل قطعی و جزمی با توجه به شواهد تجربی اظهار نظر کرد(به نقل ازمهرمحمدی،۱۳۷۸).
از مجموع آراء فلسفی در زمینه فلسفه علم چنین استنباط میشود که از نظرساختن گرایان “معرفت ساخته ذهن انسان است”. معرفت مجموعه ای از حقایق؛ مفاهیم یا قوانین مورد انتظار برای کشف نیست و پدیده ای نیست که خارج از فرد و مستقل از او وجود داشته باشد.
انسان سازنده دانش در فرایند تجربه است. معرفت انسان ساخته خود انسان است(زاهوریک، ۱۹۹۵) نظریه پردازان ساختن گرا برای استحکام پایه های نظری خود به روانشناسی شناختی استناد می کنند.
در رویکرد ساختنگرایی موقعیت یادگیری مهمترین عامل موثر در فرایند یادگیری است. طبق این نظریه مجریان برنامه های درسی باید موقعیتی را فراهم آورند که دانشآموزان در آن از طریق مباحثه استدلالی، که عمل تعامل و تحلیل را تسریع و تسهیل میکند، به تفکر انتقادی بپردازند. همچنین راهبردهای یادگیری مشارکتی وحل مساله مطلوبترین روش برای کسب معرفت علمی است. تاکید بر فرایند ساختار دانش به جای تولید مجدد آن، پرورش اعمال متفکرانه، آموزش و یادگیری مشارکتی، توجه به فراشناخت وخود تنظیمی و خود کنترلی دانشآموزان و یادگیری در محیط غنی و معتبر حل مساله همواره در مرکز ثقل رویکرد ساختن گرایی قراردارد.
به طورکلی در میان مجموعه فعالیتهایی که برای تعلیم و تربیت دانشآموزان انجام میشود بیشترین سهم در تدریس معلم در کلاس درس اختصاص مییابد.(شعبانی،۱۳۸۳) معتقدند چهار ویژگی خاصدر تعریف تدریس وجود دارد که عبارتنداز:
وجود تعامل بین معلم و شاگردان .

نظر دهید »
دانلود مطالب پژوهشی در رابطه با بررسی عکس العمل بازار … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

انسان برای حل مسائل خود راه حل‌ها احتمالی ارائه می‌دهد و سپس به گردآوری اطلاعات مورد نیاز می‌پردازد تا تعیین کند که آیا راه حل های پیشنهادی صحیح هستند یا خیر. این گونه حدس ها، پیش فرض‌ها یا گمان ها که درباره تفاوت‌ها، روابط یا علل احتمالی وقوع حوادث ارائه می‌شوند، فرضیه نامیده می‌شوند. نقش فرضیه در پژوهش علمی عبارت است از پیشنهاد تبیین‌هایی برای برخی از واقعیت‌ها و هدایت پژوهشگران (دلاور،۱۳۸۳).

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

روش تحقیق این تحقیق از نظر ماهیت و محتوا از نوع همبستگی است که با بهره گرفتن از داده‌های ثانویه مستخرج از صورت‌های مالی شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به تحلیل رابطه‌ی همبستگی می‌پردازد. انجام این پژوهش در چهارچوب استدلال قیاسی – استقرایی صورت خواهد گرفت. علّت استفاده از روش همبستگی کشف روابط همبستگی بین متغیر‌ها است. تحقیق همبستگی یکی از انواع تحقیقات توصیفی است. در پژوهش حاضر ابتدا همبستگی بین متغیرهای پژوهش را مورد آزمون قرار داده و در صورت وجود همبستگی بین متغیرهای پژوهش اقدام به برآورد مدل‌های رگرسیونی چندگانه خواهد شد. از سوی دیگر پژوهش حاضر از نوع پس رویدادی (نیمه تجربی) است، یعنی بر مبنای تجزیه و تحلیل اطلاعات گذشته و تاریخی (صورت‌های مالی شرکت‌ها) انجام می‌گیرد. همچنین این پژوهش از نوع مطالعه ای کتابخانه ای و تحلیلی – علّی می باشد. پژوهش ازحیث هدف کاربردی و از حیث روش توصیفی- همبستگی قلمداد میشود. در این تحقیق وجود رابطه بین عکس العمل بازار سهام نسبت به انتشار اعلامیه‌های سود تقسیمی شرکت‌ها مورد آزمون همبستگی قرار میگیرد. بر این اساس، تحقیق مبتنی بر تحلیل داده های کمّی است. از نظر هدف این پژوهش جزو پژوهش‌های کاربردی محسوب می‌شود. پژوهش‌های کاربردی، پژوهش‌هایی هستند که با بهره گرفتن از نتایج تحقیقات بنیادی به منظور بهبود و به کمال رساندن رفتارها، روش‌ها، ابزارها، وسایل، تولیدات، ساختارها و الگوهای مورد استفاده جوامع انسانی انجام می‌شود. همچنین پژوهش‌های کاربردی پژوهش‌هایی هستند که نظریه‌ها، قانونمندی‌ها، اصول و فنونی که در تحقیقات پایه تدوین می شوند را برای حل مسائل اجرایی به کار می‌گیرد.
با عنایت به موارد بالا، رابطه مورد انتظار بین عکس العمل بازار سهام نسبت به انتشار اعلامیه‌های سود تقسیمی شرکت‌ها در قالب فرضیه هایی به شرح زیر صورت‌بندی گردید:
۱- بین نقد شوندگی سهام و اعلامیه‌های سود نقدی رابطه معناداری وجود دارد.
۲- بین بازده قیمتی سهام و اعلامیه‌های سود نقدی رابطه معناداری وجود دارد.
۳- بین بازده نقدی سهام و اعلامیه‌های سود نقدی رابطه معناداری وجود دارد.
۴- بین بازده کل سهام و اعلامیه‌های سود نقدی رابطه معناداری وجود دارد.
۵- بین تفاضل بازده قیمتی سهام با میانگین بازده‌ها و اعلامیه‌های سود نقدی رابطه معناداری وجود دارد.

۳-۳معرفی مدل های تحقیق

مدل اوّل مربوط به فرضیه اوّل:

مدل دوّم مربوط به فرضیه دوّم:

مدل سوّم مربوط به فرضیه سوّم:

مدل چهارم مربوط به فرضیه چهارم:

مدل پنجم مربوط به فرضیه پنجم:

۳-۴متغیرهای تحقیق و تعاریف عملیاتی متغیرها

اوّلین گام برای آزمون فرضیه‌های تحقیق، ارائه تعریف دقیق و مناسبی از متغیرهایی است که امکان اندازه‌گیری خصوصیات مورد توجّه تحقیق را میّسر سازند. متغیرهای مورد استفاده در این تحقیق به منظور آزمون فرضیه‌ها، به متغیرهای مستقل که در این‌جا سود تقسیمی هر سهم است و متغیر وابسته که در این‌جا بازده غیرعادی و حجم معاملات سهام شرکت است، تقسیم می‌شوند.
متغیرهای این پژوهش به سه گروه طبقه بندی می شود:

        1. متغیرهای مستقل:

    • نقد شوندگی سهام شرکت i در سال t.
    • بازده قیمتی سهام شرکت i در سال t.
    • بازده نقدی سهام شرکت i در سال t.
    • بازده کل سهام شرکت i در سال t.
    • تفاضل بازده قیمتی سهام با میانگین بازده‌های شرکت i در سال t.

        1. متغیر وابسته

    • اعلامیه‌های سود نقدی شرکت i در سال t.

        1. متغیرهای کنترلی

    • بازده غیر عادی شرکت i در سال t.
    • نسبت قیمت سهام به سود شرکت i در سال t.
    • نسبت قیمت به ارزش بازار سهام شرکت i در سال t.
    • ریسک سیستماتیک شرکت i در سال t.

تعاریف عملیاتی متغیرها:
متغیرهای مستقل:
نقد شوندگی سهام ( ):

نظر دهید »
توسعه مدل وفاداری برند با تبیین نقش شخصیت برند و مسئولیت اجتماعی برند … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

با بهره گرفتن از این روش، مقدار نمونه استخراجی ۳۸۴ بوده که با توجه پیش بینی های انجام شده در مورد عدم پاسخگویی تعداد ۴۱۰ پرسشنامه توزیع گردید و از این تعداد ۳۶۴ پرسشنامه به صورت قابل قبول برگشت داده شد.

۳-۶ روش و ابزار گردآوری داده‌ها

در فرایند پژوهش، یکی از مهمترین بخش‌ها را گردآوری داده‌ها و شیوه‌های آن تشکیل می‌دهد. قدر مسلم، ابزار گوناگونی برای گردآوری داده‌ها وجود دارد و هر پژوهشگر بنا به نوع پژوهش و ضرورت، یکی از روش‌های کلی گردآوری داده‌ها شامل: مرور بر پژوهش‌ها، پرسشنامه‌ها، مصاحبه‌ها و یا مشاهدات را انتخاب می‌کند (طبیبی و همکاران،۱۳۸۸، ۲۰۳).

پرسشنامه یکی از رایج‌ترین ابزارهای پژوهش و روش مستقیم برای کسب داده‎‌های پژوهش است. برای گردآوری اطلاعات در زمینه مبانی نظری، تدوین ادبیات پژوهش و شناسایی مؤلفه‌ها از روش مطالعه کتابخانه‌ای و مصاحبه با اساتید و صاحبنظران استفاده شده است. برای جمع آوری اطلاعات از روش های مطالعات کتابخانه‌ای و تحقیقات میدانی استفاده خواهد شد. لذا با توجه به گردآوری داده‏ها دو نوع ابزار بررسی اسناد و مدارک و پرسشنامه نیز به شرح زیرخواهیم داشت:
در بررسی اسناد و مدارک، جهت گردآوری اطلاعات در زمینه مبانی نظری و ادبیات تحقیق موضوع، از منابع ، مقالات و کتابهای مورد نیاز استفاده خواهد گردید.
از پرسشنامه نیز به منظور توصیف دیدگاه پاسخ دهندگان بهره گرفته خواهد شد. پرسشنامه مذکور شامل سه بخش می باشد. بخش اول پرسشنامه شامل توضیح مختصری از پرسشنامه و نحوه تکمیل آن جهت ایجاد وضوح بیشتر پاسخ دهندگان می باشد. بخش دوم پرسشنامه شامل اطلاعات شخصی که دارای سوالات جمعیت شناختی نظیر سن، سطح درآمد، جنسیت، وضعیت تأهل … پاسخ دهندگان می باشد. بخش سوم شامل۳۸ سوال مرتبط با مدل وفاداری برند در رستوران پدیده شاندیز تهران می باشد.

۳-۷ سؤالات پرسشنامه

سؤالات از نوع سؤال های بسته بوده و مقیاس اندازه‌گیری از نوع مقیاس طیف هفت تایی لیکرت بهره گرفتیم که از دقیق ترین مقیاسهای اندازه گیری به شمار می رود. در این پرسشنامه مقیاس های مورد استفاده از نوع مقیاس لیکرت می باشد که از سری مقیاس های ترتیبی است که آن را تبدیل به مقیاس فاصله ای می کنیم.
سئوالات دارای طیف ۷ گزینه هستند که گزینه کاملاً مخالف در یک طرف طیف ۷ گزینه‌ای قرار دارد و به آن درجه‌ ۱ اختصاص یافته و گزینه کاملاً موافق در طرف دیگر طیف قرار دارد و به آن درجه ۷ داده شده است.
سوالات ۱ تا ۷ مربوط به تصویر مسئولیت اجتماعی برند ، سوالات ۸ تا ۱۳ مربوط به تصویر کیفیت محصول، سوالات ۱۴ تا ۱۸ تصویر کیفیت خدمات ، سوالات ۱۹ تا ۲۵ وفاداری برند ، سوالات ۲۶ تا ۳۲ مربوط به شخصیت برند می باشد ، از اغلب آیتم های موجود در پرسشنامه های این تحقیق، در دیگر تحقیقات نیز مکرراً استفاده شده است در جدول (۳-۱) مشاهده می شود.
جدول (۳-۱) منابع مورد استفاده در پرسشنامه تحقیق

متغیرهای مورد بررسی
تعداد گویه ها
منابع مورد استفاده
تصویر مسئولیت اجتماعی برند
۷
ریچ ۲۰۰۲ ،
تصویر کیفیت محصول

۶

آکر ۱۹۹۶، ریچ ۲۰۰۲ ،کلر ۲۰۰۸
تصویر کیفیت خدمات

۵

آکر ۱۹۹۶، ریچ ۲۰۰۲ ،کلر ۲۰۰۸
شخصیت برند
۷
ریچ ۲۰۰۲،آکر ۲۰۰۴، فینیس ۲۰۰۷،سانگ ۲۰۰۵، مندز ۲۰۰۴
وفاداری به برند
۷
آکر۱۹۹۶،کلر۲۰۰۸

۳-۹ روایی و پایایی پرسشنامه

پیش از اطمینان نهایی از ابزارهای اندازه‌گیری و بکارگیری آن‌ها در مرحله اصلی جمع‌ آوری داده‌ها، ضرورت دارد که پژوهشگر از طریق علمی، اطمینان نسبی لازم را نسبت به روا بودن بکارگیری ابزارهای موردنظر و معتبر بودن آن پیدا کند. معیارهایی که برای آزمودن برازش ابزار پژوهش بکار می‌روند، عبارتند از روایی و پایایی(طبیبی و همکاران،۱۳۸۸، ۲۱۰).

۳-۹-۱ روایی پرسشنامه

نظر دهید »
راهنمای نگارش مقاله دانشگاهی و تحقیقاتی درباره الگوی نقد نظام ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

درتفسیر نمونه ذیل آیات این مطالب آمده است : در آیات گذشته بحثهایى پیرامون سرزنش کسانى که از غزوه تبوک خود دارى کرده بودند، به میان آمد، این دو آیه مورد بحث به عنوان یک قانون کلى و همگانى، بحث نهایى را روى این موضوع مى‏کند.نخست مى‏گوید:” مردم مدینه و بادیه‏نشینانى که در اطراف این شهر که مرکز و کانون اسلام است زندگى مى‏کنند حق ندارند، از رسول خدا ص تخلف جویند” (ما کانَ لِأَهْلِ الْمَدِینَهِ وَ مَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الْأَعْرابِ أَنْ یَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ). و نه حفظ جان خود را بر حفظ جان او مقدم دارند” (وَ لا یَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ).چرا که او رهبر امت، و پیامبر خدا، و رمز بقاء و حیات ملت اسلام است، و تنها گذاردن او نه فقط پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم را به خطر مى‏افکند، بلکه آئین خدا و علاوه بر آن موجودیت و حیات خود مؤمنان را نیز در خطر جدى قرار خواهد داد.در واقع قرآن با بهره گرفتن از یک بیان عاطفى، همه افراد با ایمان را به ملازمت پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم و حمایت و دفاع از او در برابر مشکلات تشویق مى‏کند، مى‏گوید:جان شما از جان او عزیزتر، و حیات شما از حیات او با ارزشتر نیست آیا ایمانتان اجازه مى‏دهد او که پرارزشترین وجود انسانى است، و براى نجات و رهبرى شما مبعوث شده به خطر بیفتد، و شما سلامت طلبان براى حفظ جان خویش از فداکارى در راه او مضایقه کنید؟! مسلم است تاکید و تکیه روى مدینه و اطرافش به خاطر آن است که در آن روز کانون اسلام مدینه بود، و الا این حکم نه اختصاصى به مدینه و اطراف آن دارد و نه مخصوص پیامبر ص است.این وظیفه همه مسلمانان در تمام قرون و اعصار است که رهبران خویش را همچون جان خویش، بلکه بیشتر گرامى دارند و در حفظ آنان بکوشند و آنها را در برابر حوادث سخت تنها نگذارند، چرا که خطر براى آنها خطر براى امت است. (مکارم شیرازی،۱۳۷۴، ج‏۸ ، ۱۸۶)
در تفسیر نور نیزاین تعبیر مورد اشاره قرار گرفته است :اطاعت بى‏چون و چرا از پیامبر لازم است و کسى حقّ تخلّف از فرمانِ حکومتى رسول خدا صلى الله علیه و آله را ندارد. ما کانَ لِأَهْلِ الْمَدِینَهِ … أَنْ یَتَخَلَّفُوا (قرائتی،۱۳۸۳ ،ج‏۳ ، ۵۱۹)
الف – ۱-۴ ) سوره نور – آیه ۵۱ : إِنَّما کانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنینَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ أَنْ یَقُولُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُون‏.
سخن مؤمنان، هنگامى که بسوى خدا و رسولش دعوت شوند تا میان آنان داورى کند، تنها این است که مى‏گویند: «شنیدیم و اطاعت کردیم!» و اینها همان رستگاران واقعى هستند.
در تفسیر المیزان ذیل این آیه آمده است : سیاق جمله” إِنَّما کانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِینَ” که کلمه” کان” در آن قید شده، و نیز وصف ایمان در کلمه” مؤمنین” دلالت دارد بر اینکه گفتن” شنیدیم و اطاعت کردیم” در پاسخ به دعوت به سوى خدا و رسول او، مقتضاى ایمان به خدا و رسول است، (چون کلمه” کان” و مؤمنین مى‏رساند که دارندگان صفت ایمان همواره چنین بوده‏اند)، آرى، مقتضاى اعتقاد قلبى بر پیروى آنچه خدا و رسول بدان حکم مى‏کنند همین است که دعوت به حکم خدا و رسول را لبیک بگویند، نه اینکه آن را رد کنند.بنا بر این مراد از جمله” إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ” دعوت بعضى از مردم است که به منازع خود پیشنهاد کرده‏اند:” بیا تا خدا و رسول را بین خود حکم قرار دهیم”، به دلیل اینکه جمله با لفظ” اذا” آغاز شده، و اگر این آیه درباره مورد خاصى نبود، بلکه مراد از آن دعوت عمومى خدا و رسول، و یا به عبارت دیگر حکم خدا به وجوب رجوع هر دو نفر متخاصم به حکم او و حکم رسول او بود، قهرا حکمى ابدى بود، دیگر جا نداشت به زمان- اذا- مقید شود.از اینجا روشن مى‏شود اینکه بعضى از مفسرین گفته‏اند: فاعل” دعوا” که حذف شده همان خدا و رسول است و معناى آیه این است که وقتى خدا و رسول ایشان را مى‏خوانند چنین و چنان مى‏گویند صحیح نیست، بله، بالآخره مرجع دعوت باز به دعوت خدا و رسول است، ولى این حقیقت باعث نمى‏شود که ما کلمه” دعوا” را که صیغه مجهول است به” دعا” که صیغه معلوم است معنا کنیم.[بر خلاف منافقان، مؤمنان در برابر حکمیت و حکم خدا و رسول صلى اللَّه علیه و آله تسلیم بوده مى‏گویند: سَمِعْنا وَ أَطَعْنا … به هر حال آیه شریفه مى‏خواهد سخن مؤمنین را در هنگامى و یا در فرضى که دعوت مى‏شوند به پذیرفتن حکم خدا و رسول منحصر کند در یک کلام و آن این است که” سَمِعْنا وَ أَطَعْنا- چشم اطاعت مى‏کنیم” که معنایش سمع و طاعت دعوت الهى است، حال چه اینکه دعوت کننده را یکى از دو متخاصم به دیگرى فرض کنیم، و یا دعوت کننده را خدا و رسولش بدانیم، و یا بگوییم مقصود سمعا و طاعه در برابر دعوت خدا یا یکى از دو متخاصم نیست، بلکه مراد سمعا و طاعه در برابر حکم خدا و رسول است، هر چند که احتمال اخیر بعید است.حال که سخن مؤمنین در هنگام دعوت منحصر شد به” سَمِعْنا وَ أَطَعْنا” لازمه آن این است که مؤمنین در چنین هنگامى دعوت خدا را رد نکنند. پس اگر کسى رد کند معلوم مى‏شود مؤمن نیست، چون رد حکم خدا خروج از طور و حد ایمان است، هم چنانکه جمله” بَلْ أُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ” هم به بیانى که گذشت آن را افاده مى‏کند پس آیه شریفه در مقام تعلیل اضراب در ذیل آیه قبلى است، که مى‏فرمود:” بَلْ أُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ”.( طباطبایی،۱۳۷۴، ج‏۱۵ ، ۲۰۵)
تفسیر نمونه نیز می نویسد:در آیات گذشته عکس العمل منافقان تاریک دل را که در ظلمات متراکم و” بعضها فوق بعض” قرار داشتند، در برابر داورى خدا و پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم دیدیم که چگونه از داورى عدل پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم سر باز مى‏زدند گویى مى‏ترسیدند خدا و پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم حق آنها را پایمال کند!.آیات مورد بحث نقطه مقابل آن یعنى بر خورد مؤمنان را با این داورى الهى تشریح مى‏کند و مى‏گوید:” هنگامى که مؤمنان براى داورى به سوى خدا و رسولش فرا خوانده شوند یک سخن بیشتر ندارند و آن این است که مى‏گویند شنیدیم و اطاعت کردیم” (إِنَّما کانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِینَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ أَنْ یَقُولُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا).چه تعبیر جالبى” سَمِعْنا وَ أَطَعْنا” (شنیدیم و اطاعت کردیم) کوتاه و پر معنى.جالب اینکه کلمه” انما” که براى حصر است مى‏گوید: آنها جز این سخنى ندارند و سر تا پایشان همین یک سخن است و راستى حقیقت ایمان نیز همین است و بس” سمعنا و اطعنا”.کسى که خدا را عالم به همه چیز مى‏داند، و بى نیاز از هر کس، و رحیم و مهربان به همه بندگان، چگونه ممکن است داورى کسى را بر داورى او ترجیح دهد؟ و چگونه ممکن است عکس العملى جز شنیدن و اطاعت کردن در برابر فرمان و داوریهایش نشان دهد؟ و چه وسیله خوبى است براى پیروزى مؤمنان راستین و چه آزمون بزرگى؟! لذا در پایان آیه مى‏فرماید:” رستگاران واقعى آنها هستند” (وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ).
کسى که زمام خود را به دست خدا بسپارد، و او را حاکم و داور قرار دهد بدون شک در همه چیز پیروز است، چه در زندگى مادى و چه معنوى. (مکارم شیرازی،۱۳۷۴، ج‏۱۴ ، ۵۲۲)
در تفسیر نور نیز چنین آمده است : چهار آیه‏ى قبل، برخورد منافقان نسبت به داورى پیامبر اسلام را ترسیم کرد و این آیه برخورد مؤمنان واقعى را مطرح مى‏کند، تا مردم در خود بنگرند که در برابر حکم خداوند از کدام دسته هستند.حرف و راه مؤمن در برابر حکم خدا و رسول، همیشه یکى است. «إِنَّما کانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِینَ»تسلیم در برابر حقّ، شیوه دائمى مؤمنان است. کانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِینَ‏ … سَمِعْنا وَ أَطَعْناآنچه براى مؤمن مهم است، عمل به وظیفه‏ى الهى و پذیرش حکم خدا و رسول است. (خواه به نفع او باشد یا به ضررش). «لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ»اطاعت مؤمنان از پیامبر، براساس تعبد به سخنان و دستورات اوست. (تقدیم‏ «سَمِعْنا» بر «أَطَعْنا»)دیندارى، به هنگام اختلافات و قبول یا ردّ قضاوت‏هاى حقّ، معلوم مى‏شود.«سَمِعْنا وَ أَطَعْنا»( قرائتی،۱۳۸۳،ج‏۶ ، ۲۰۲)
الف – ۱- ۵ ) سوره مجادله – آیه۱۳ : أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْواکُمْ صَدَقاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ فَأَقیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ وَ أَطیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ اللَّهُ خَبیرٌ بِما تَعْمَلُونَ .
آیا ترسیدید فقیر شوید که از دادن صدقات قبل از نجوا خوددارى کردید؟! اکنون که این کار را نکردید و خداوند توبه شما را پذیرفت، نماز را برپا دارید و زکات را ادا کنید و خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید و (بدانید) خداوند از آنچه انجام مى‏دهید با خبر است!
در تفسیر المیزان مرحوم علامه طباطبایی می نویسد :منظور از جمله” وقتى با رسول نجوى مى‏کنید”،” وقتى مى‏خواهید با رسول نجوى کنید” است. مى‏فرماید: هر وقت خواستید با آن جناب گفتگوى سرى بکنید، قبل از آن صدقه‏اى بدهید.” ذلِکَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ أَطْهَرُ”- این جمله علت تشریع صدقه قبل از نجوى را بیان مى‏کند، نظیر جمله” وَ أَنْ تَصُومُوا خَیْرٌ لَکُمْ” «۱» که مطالب قبل خود را تعلیل مى‏کند. و در اینکه منظور از جمله مورد بحث خیر بودن و أطهر بودن براى نفوس و قلوب است، هیچ شکى نیست، و شاید وجهش این باشد که ثروتمندان از مسلمین زیاد با رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم نجوى مى‏کردند، و مى‏خواستند این را براى خود نوعى امتیاز و تقرب به رسول به حساب آورده، در برابر فقراء خود را از خصیصین رسول وانمود کنند، در نتیجه فقراء از این بابت ناراحت مى‏شدند، و دلهایشان مى‏شکست، لذا خداى تعالى به آنها دستور داد هر وقت خواستند با آن جناب در گوشى سخن بگویند، قبلا به فقراء صدقه دهند، که این عمل باعث مى‏شود اولا دلها به هم نزدیک شود و ثانیا حس رحمت و شفقت و مودت و پیوند دلها بیشتر گشته، کینه‏ها و خشم‏هاى درونى زدوده گردد.
در کلمه” ذلک” التفاتى به کار رفته، چون قبلا خطاب به عموم مؤمنین بود، و در این کلمه خطاب را متوجه شخص رسول صلى الله علیه و آله وسلم کرد، و با این تغییر لحن، تجلیلى لطیف از آن جناب نمود، چون حکم صدق مربوط به نجواى با آن جناب بود، و اگر التفات را متوجه آن حضرت کند، افاده عنایت بیشترى نسبت به آن جناب مى‏کند.” فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ”- یعنى اگر چیزى نیافتید که آن را صدقه دهید، در این صورت تکلیف صدقه قبل از نجوى ساقط مى‏شود، و خداى تعالى به شما رخصت مى‏دهد که با آن جناب نجوى کنید، و از شما عفو کرد که او غفور و رحیم است. بنا بر این بیان، جمله” فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ” از باب به کار بردن سبب در جاى مسبب است، (زیرا مسبب که باید در آیه ذکر مى‏شد این بود که بفرماید:” فان لم تجدوا عفى اللَّه عنکم و غفر لکم و رحمکم” ولى مسبب را ذکر نکرد، سبب را که همان غفور و رحیم بودن خدا است ذکر نمود). بى‏نوایان مکلف بدان نیستند، هم چنان که همین معنا قرینه است بر اینکه منظور از وجوب در” فقدموا” وجوب صدقه بر توانگران است.” أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْواکُمْ صَدَقاتٍ …”این آیه شریفه حکم صدقه در آیه قبلى را نسخ کرده، و در ضمن عتاب شدیدى به اصحاب رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم و مؤمنین فرموده که به خاطر ندادن صدقه به کلى از نجواى با رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم صرفنظر کردند، و به جز على بن ابى طالب احدى صدقه نداد و نجوى نکرد، و تنها آن جناب بود که ده نوبت صدقه داد و نجوى کرد. و به همین جهت این آیه نازل شد، و حکم صدقه را نسخ کرد.کلمه” اشفاق” به معناى ترس است، و جمله” أَنْ تُقَدِّمُوا” مفعول این کلمه است، و معناى آیه این است که: آیا ترسیدید صدقه دهید که نجوى را تعطیل کردید؟ احتمال هم دارد که مفعول کلمه مذکور حذف شده و تقدیر کلام” ء اشفقتم الفقر …” باشد، یعنى آیا از فقر ترسیدید که به خاطر صدقه ندادن نجوى نکردید.
بعضى از مفسرین (روح المعانى) گفته‏اند: اگر کلمه” صدقه” را به صیغه جمع آورد و فرمود” صدقات” براى این است که ترس صحابه از یک بار صدقه دادن نبود، چون یک بار صدقه دادن کسى را فقیر نمى‏کند، بلکه ترسشان از دادن صدقات بسیار براى نجواهاى بسیار بوده.” فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ فَأَقِیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ …”- یعنى حال که از عمل بدانچه مکلف شدید سر باز زدید، و خدا هم از این سرپیچی تان صرفنظر نموده، به عفو و مغفرت خود به شما رجوع نمود، اینک رجوع او را غنیمت شمرده در امتثال سایر تکالیفش چون نماز و روزه کوشش کنید.بنا بر این، جمله” وَ تابَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ” دلالتى بر این معنا هم دارد که ترک نجوى به خاطر ندادن صدقه گناه بوده، چیزى که هست خداى تعالى ایشان را آمرزیده.در اینکه جمله” فَأَقِیمُوا الصَّلاهَ” را با آوردن حرف” فاء” بر سرش، متفرع کرد بر جمله” فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا …” دلالتى است بر اینکه حکم وجوب صدقه قبل از نجوى نسخ شده. در جمله” وَ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ” دلالتى هست بر عمومیت حکم اطاعت نسبت به این تکلیف و سایر تکالیف، و اینکه اطاعت به طور مطلق واجب است. و در جمله” وَ اللَّهُ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ” نوعى تشدید هست که حکم وجوب اطاعت خدا و رسول را تاکید مى‏کند.(طباطبایی،۱۳۷۴، ج‏۱۹، ۳۲۸)
تفسیر نمونه در این باره می نویسد :فدر بخشى از آیات گذشته سخن از مساله نجوى بود آیات مورد بحث ادامه و تکمیلى است براى همان مطلب.نخست مى‏فرماید:” اى کسانى که ایمان آورده‏اید هنگامى که مى‏خواهید با رسول خدا نجوى کنید پیش از آن صدقه‏اى در راه خدا بدهید” (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا ناجَیْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْواکُمْ صَدَقَهً).چنان که در شان نزول گفتیم این دستور به خاطر آن بود که گروهى از مردم مخصوصا از اغنیا مرتبا مزاحم پیامبر ص مى‏شدند و با او نجوى مى‏کردند، کارى که مایه اندوه دیگران، و یا کسب امتیاز بى دلیلى براى اینان بود، بعلاوه موجب تضییع اوقات گرانبهاى پیامبر ص مى‏شد، حکم فوق نازل گشت و آزمونى بود براى آنها و نیز کمکى به مستمندان و وسیله مؤثرى براى کم شدن این مزاحمتها.سپس مى‏افزاید:” این براى شما بهتر و پاکیزه‏تر است” (ذلِکَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ أَطْهَرُ).اما” خیر” بودن این صدقه هم براى متمکنان بود، زیرا موجب ثوابى مى‏شد، و هم براى نیازمندان، چرا که وسیله کمکى به آنها محسوب مى‏گشت.و اما” اطهر” بودنش از این نظر بود که قلوب اغنیا را از حب مال مى‏شست، و قلوب نیازمندان را از کینه و ناراحتى، زیرا هنگامى که نجوى از صورت مجانى در مى‏آید و نیاز به دادن صدقه‏اى داشت طبعا کمتر مى‏شد همان گونه‏اى که شد و این یک نوع پاکیزگى براى محیط فکرى و اجتماعى مسلمانان بود.ولى از آنجا که اگر وجوب صدقه قبل از نجوى عمومیت مى‏داشت فقرا از طرح مسائل مهم یا نیازهاى خود در برابر پیامبر ص به صورت نجوى محروم مى‏شدند، در ذیل آیه حکم صدقه را از این گروه برداشته مى‏فرماید: اگر توانایى نداشته باشید خداوند غفور و رحیم است. (فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ).و به این ترتیب آنها که تمکن مالى داشتند دادن صدقه قبل از نجوى براى آنان واجب بود، و آنها که نداشتند بدون آن مى‏توانستند با پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم نجوى کنند.جالب اینکه دستور فوق تاثیر عجیبى گذاشت و آزمون جالبى شد و همگى جز یک نفر از دادن صدقه و نجوى خوددارى کردند، و او امیر مؤمنان على علیه السلام بود اینجا بود که آنچه لازم بود روشن شود شد و آنچه باید مسلمانان از این دستور بفهمند و درس گیرند گرفتند، لذا آیه بعد نازل گردید و این حکم را نسخ کرد و فرمود:” آیا ترسیدید فقیر شوید که از دادن صدقه قبل از نجوى خوددارى کردید”؟! (أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْواکُمْ صَدَقاتٍ).معلوم مى‏شود حب مال در دل شما از علاقه به نجواى پیامبر ص بیشتر است، و نیز معلوم مى‏شود در این نجواها غالبا مسائل حیاتى مطرح نمى‏شد، و گرنه چه مانعى داشت که این گروه قبل از نجوى صدقه‏اى مى‏دادند و نجوى مى‏کردند، به خصوص اینکه مقدار خاصى براى صدقه نیز تعیین نشده بود و مى‏توانستند با مبلغ کمى این مشکل را حل کنند.سپس مى‏افزاید:” اکنون که این کار را نکردید، و خود به تقصیر خویشتن پى بردید و خداوند شما را بخشید، و توبه شما را پذیرفت، نماز را بر پا دارید و زکات را ادا کنید، و خدا و پیامبرش را اطاعت نمائید، و بدانید خداوند از آنچه انجام مى‏دهید با خبر است” (فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ فَأَقِیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ وَ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ اللَّهُ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ).تعبیر به” توبه” نشان مى‏دهد که آنها در نجواهاى قبلى مرتکب گناهى شده بودند، خواه به خاطر تظاهر و ریا، و یا آزار پیامبر ص و یا ایذاء مؤمنان فقیر.گرچه در این آیه سخنى صریحا در باره جواز نجوى بعد از این ماجرا نیامده، ولى تعبیر آیه نشان مى‏دهد که حکم سابق برداشته شد.اما دعوت به اقامه نماز و اداء زکات و اطاعت خدا و پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم به خاطر اهمیت آن است و نیز اشاره‏اى است به اینکه اگر بعد از این نجوا مى‏کنید باید در مسیر اهداف بزرگ اسلامى و در طریق اطاعت از خدا و رسول صلی الله علیه وآله وسلم باشد.
سوالی که در اینجا پیش می آید این است که فلسفه تشریع و نسخ حکم صدقه قبل از نجوى‏چیست وچرا وجوب صدقه قبل از نجوى کردن با پیامبر ص تشریع شد و بعد از مدت کوتاهى نسخ گردید؟
پاسخ این سؤال را به خوبى مى‏توان از قرائن موجود در آیه فوق و شان نزول آن به دست آورد، هدف آزمایشى بود، براى افراد پر ادعایى که از این طریق اظهار علاقه خاصى به پیامبر ص مى‏کردند، معلوم شد این اظهار علاقه‏ها تنها در صورتى است که نجوى مجانى باشد، اما هنگامى که نیاز به بذل مقدارى مال داشت خاموش شدند.
از این گذشته، این حکم براى همیشه در مسلمانان اثر گذارد، و نشان داد تا ضرورتى نباشد نباید وقت گرانبهاى پیامبر ص و دیگر رهبران بزرگ اسلامى را با نجوى گرفت، و وسیله ناخشنودى مردم را فراهم ساخت، و در حقیقت کنترلى بود براى نجواها در آینده.بنابر این حکم مزبور از آغاز جنبه موقتى داشته، و پس از آنکه هدف آن تامین گردید نسخ شد، زیرا ادامه آن نیز مشکلى ایجاد مى‏کرد، چرا که گاه مسائل ضرورى پیش مى‏آمد که لازم بود به طور خصوصى با پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم در میان گذارده شود، چنانچه حکم صدقه باقى میماند اى بسا این ضرورتها از دست مى‏رفت، و افراد یا جامعه اسلامى زیان مى‏دیدند.به طور کلى در موارد نسخ، حکم همیشه از اول جنبه محدود و موقت داشته، هر چند مردم از این معنى احیانا آگاه نبوده و آن را همیشگى تصور مى‏کردند.
بدون شک على علیه السلام در زمره ثروتمندان اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نبود، زندگى ساده و زاهدانه‏اى داشت، با این حال براى احترام به این حکم الهى در همان مدت کوتاه چند بار صدقه داد و مسائل ضرورى را از طریق نجوى با پیامبر ص در میان نهاد، و چنان که گفتیم این مساله در میان مفسران و ارباب حدیث مسلم است.ولى بعضى با قبول این موضوع، اصرار دارند فضیلت بودن آن را انکار کنند.از جمله اینکه مى‏گویند اگر بزرگان صحابه اقدام به این کار نکردند نیازى به آن ندیدند، و یا وقت کافى نداشتند، یا فکر مى‏کردند مبادا باعث ناراحتى فقرا و وحشت اغنیا گردد! بنا بر این فضیلتى براى على علیه السلام محسوب یا موجب سلب فضیلتى از دیگران نمى‏گردد! ولى گویا آنها در متن آیه دوم دقت نکرده‏اند که خداوند به عنوان سرزنش مى‏فرماید: أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْواکُمْ صَدَقاتٍ” آیا از فقر ترسیدید و بخل کردید که قبل از نجوى صدقه‏اى ندادید” و حتى در ذیل آیه تعبیر به توبه مى‏کند که ظاهرا ناظر به همین معنى است، از این تعبیر روشن مى‏شود که اقدام بر صدقه و نجوى با پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم کار مطلوبى بوده است و گرنه سرزنش و توبه نداشت.بدون شک جمعى از اصحاب سرشناس پیامبر ص قبل از این ماجرا با پیامبر ص نجوى داشتند، (چون افراد عادى و دور افتاده کمتر اقدام به چنین کارى مى‏کردند) ولى همین صحابه معروف بعد از دستور صدقه از این کار خوددارى نمودند، تنها کسى که به این دستور احترام گذارد و جامه عمل به آن پوشانید على ع بود چه مى‏شود که ما ظاهر آیات و روایاتى که در این زمینه است و در کتب مختلف اسلامى نقل شده بپذیریم و با احتمالات ضعیف و بى اساس یک واقعیت را نادیده نگیریم، و با عبد اللَّه بن عمر که این فضیلت را همردیف با تزویج فاطمه ع و پرچمدارى روز فتح خیبر و برتر از” حمر النعم” قرار داده هم صدا شویم؟!( مکارم شیرازی،۱۳۷۴، ج‏۲۳ ، ۴۴۸تا۴۵۳)
تفسیر نور نیز نوشته است : در این آیه، برخى اصحاب پیامبر که به خاطر ترس از بذل مال، به هر اندازه که باشد گفتگو با رسول اللّه صلى الله علیه و آله را ترک کردند، مورد عتاب الهى قرار گرفته‏ اند.همه اصحاب پیامبر اکرم مطیع او نبودند. «فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا» (آنان به فرمان صریح‏«فَقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْواکُمْ صَدَقَهً» عمل نکردند).از کسانى که نافرمانى مى‏کنند مأیوس نشوید و با آنان برخورد عادلانه داشته باشید. خداوند از کسانى اطاعت مى‏خواهد که در مورد فرمانى دیگر اطاعت نکردند. لَمْ تَفْعَلُوا … أَطِیعُوا اللَّهَ‏. دین، یک رابطه فردى و شخصى با خدا نیست، رسیدگى به فقرا و اطاعت از فرمان‏هاى حکومتى پیامبر نیز از احکام دینى است. «فَأَقِیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ وَ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ» (قرائتی،۱۳۸۳، ج‏۹ ، ۵۱۹)
مرحوم” طبرسى در مجمع البیان در شان نزول این آیات چنین نقل کرده‏اند: جمعى از اغنیاء خدمت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم مى‏آمدند و با او نجوى مى‏کردند (این کار علاوه بر این که وقت گرانبهاى پیغمبر ص را مى‏گرفت مایه نگرانى مستضعفین و موجب امتیازى براى اغنیاء بود) در اینجا خداوند نخستین آیات فوق را نازل کرد و به آنها دستور داد که قبل از نجوى کردن با پیامبر ص صدقه‏اى به مستمندان بپردازند، اغنیاء وقتى چنین دیدند از نجوى خوددارى کردند، آیه دوم نازل شد (و آنها را ملامت کرد و حکم آیه اول را نسخ نمود) و اجازه نجوى به همگان داد (ولى نجوى در مورد کار خیر و اطاعت پروردگار) (طبرسی،۱۳۷۲،جلد ۹ ، ۲۵۲)
سید محمود آلوسی رحمه الله علیه می نویسد :بعضى از مفسران نیز تصریح کرده‏اند که هدف گروهى از نجوى کنندگان این بود که از این راه برترى بر دیگران کسب کنند پیامبر ص هم روى بزرگوارى خاص خود در عین این که ناراحت بود از آنها ممانعت نمى‏کرد تا این که قرآن آنها را از این کار نهى نمود .(آلوسی،‏۱۴۱۵، جلد ۲۸ ، ۲۷)
غالب مفسران شیعه و اهل سنت نوشته‏اند تنها کسى که به این آیه عمل کرد امیر مؤمنان على علیه السلام بود چنان که طبرسى در روایتى از خود حضرت نقل مى‏کند که فرمود:آیه من کتاب اللَّه لم یعمل بها احد قبلى، و لا یعمل بها احد بعدى کان لى دینار فصرفته بعشره دراهم فکنت اذا جئت الى النبى (ص) تصدقت بدرهم:آیه‏اى در قرآن است که احدى قبل از من و بعد از من به آن عمل نکرده و نخواهد کرد، من یک دینار داشتم آن را به ده درهم تبدیل کردم و هر زمان مى‏خواستم با رسول خدا ص نجوا کنم درهمى را صدقه مى‏دادم (الطبرى،۱۹۳۹،ج ۲۸ ، ۱۵)
همین مضمون را” شوکانى” از” عبد الرزاق” و” ابن المنذر” و” ابن ابى حاتم” و” ابن مردویه” نقل کرده است (تفسیر” البیان فى تفسیر القرآن” جلد ۱ صفحه ۳۷۵) سید قطب نیز این روایت را در فى ظلال القرآن جلد ۸ صفحه ۲۱ نقل کرده است. فخر رازى” نیز این حدیث را که تنها کسى که به آیه فوق عمل کردعلى ع بود از جمعى از محدثان از ابن عباس نقل کرده است (تفسیر فخر رازى جلد ۲۹ صفحه ۲۷۱)در” در المنثور” نیز روایات متعددى در ذیل آیات فوق در همین معنى آمده است (سیوطی،۱۴۰۴، ج ۶ ۱۸۵)
الف – ۱- ۶ ) سوره نور – آیه ۶۲ : إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِذا کانُوا مَعَهُ عَلى‏ أَمْرٍ جامِعٍ لَمْ یَذْهَبُوا حَتَّى یَسْتَأْذِنُوهُ إِنَّ الَّذینَ یَسْتَأْذِنُونَکَ أُولئِکَ الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوکَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحیم‏.
مؤمنان واقعى کسانى هستند که به خدا و رسولش ایمان آورده‏اند و هنگامى که در کار مهمّى با او باشند، بى‏اجازه او جایى نمى‏روند؛ کسانى که از تو اجازه مى‏گیرند، براستى به خدا و پیامبرش ایمان آورده‏اند! در این صورت، هر گاه براى بعضى کارهاى مهمّ خود از تو اجازه بخواهند، به هر یک از آنان که مى‏خواهى (و صلاح مى‏بینى) اجازه ده، و برایشان از خدا آمرزش بخواه که خداوند آمرزنده و مهربان است‏.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

تفسیرالمیزان در این باره آورده است:ذکر جمله” الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ” براى بیان مؤمنین با اینکه معناى کلمه مؤمنین روشن بود براى این بود که دلالت کند بر اتصافشان به حقیقت معناى ایمان، و معنایش این است که مؤمنین عبارتند از آنهایى که به خدا و رسولش ایمان حقیقى دارند، و به وحدانیت خدا و رسالت رسولش باور و اعتقاد قلبى دارند.به همین جهت دنبالش فرمود:” و چون با او بر سر امرى اجتماع و اتفاق مى‏کنند، نمى‏روند تا اجازه بگیرند” و مقصود از امر جامع امرى است که خود به خود مردم را دور هم جمع مى‏کند، تا درباره آن بیندیشند و مشورت کنند، و سپس تصمیم بگیرند، مانند جنگ و امثال آن. معناى آیه این است که چون با رسول او بر سر امرى از امور عمومى اجتماع مى‏کنند، پى کار خود نرفته و از آن جناب روى نمى‏گردانند، مگر بعد از آنکه کسب اجازه کرده باشند.چون چنین بود، دنبالش فرمود:” کسانى که از تو اجازه مى‏گیرند کسانى هستند که به خدا و رسولش ایمان دارند” و این در حقیقت به منزله عکس صدر آیه است، تا دلالت کند بر ملازمه و اینکه ایمان از کسب اجازه جدا نمى‏شود.”فَإِذَا اسْتَأْذَنُوکَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ”- در این جمله خداى تعالى رسول گرامى خود را اختیار مى‏دهد که به هر کس خواست اجازه رفتن بدهد، و به هر کس خواست ندهد.وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ”- در این جمله رسول گرامى خود را دستور مى‏دهد تا به منظور دلخوش کردن آنان، و تا رحمتى باشد براى آنان، از خدا برایشان طلب مغفرت کند.(طباطبایی،۱۳۷۴، ج‏۱۵،۲۳۰)
در تفسیر قمى در ذیل جمله” إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ … حَتَّى یَسْتَأْذِنُوهُ” فرموده‏اند: این آیه درباره عده‏اى نازل شد که هر وقت رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم ایشان را براى امرى از امور جمع مى‏کرد تا پى کارى یا جنگى که پیش آمده بود بفرستد، بدون اجازه او متفرق مى‏شدند، خداى تعالى ایشان را از این رفتار نهى فرمود . (قمى،۱۳۷۶، ج ۲ ، ۱۰۸)
هم چنین در تفسیر فی ظلال القرآن آمده :آیه در داستان جنگ خندق نازل گردید، در آن هنگام که پیامبر صلى الله علیه و آله با انبوه مسلمانان با سرعت مشغول کندن خندق در اطراف مدینه بودند گروهى از منافقین به ظاهر در صف آنها بودند ولى کمتر کار انجام مى‏دادند، و تا چشم مسلمانان را غافل مى‏دیدند بدون اجازه گرفتن از پیامبر صلى الله علیه و آله آهسته به خانه‏هاى خود مى‏آمدند، اما هنگامى که مسلمانان راستین مشکلى پیدا مى‏کردند نزد پیامبر ص آمده اجازه مى‏خواستند و به محض اینکه کار خود را انجام مى‏دادند باز مى‏گشتند و به حفر خندق ادامه مى‏دادند، تا از این کار خیر و مهم عقب نمانند، آیه فوق گروه اول را مذمت و گروه دوم را ستایش مى‏کند.( ابن قطب بن ابراهیم شاذلی،۱۴۱۲،‏ج ۶ ، ۱۲۶)
تفسیرنمونه می نویسد : در چگونگى ارتباط این آیات با آیات قبل بعضى از مفسران از جمله مرحوم طبرسى در مجمع البیان و نویسنده تفسیر فى ظلال گفته‏اند که چون در آیات گذشته بخشى از نحوه معاشرت افراد با دوستان و خویشاوندان مطرح شده بود، آیات مورد بحث کیفیت معاشرت مسلمانان را با پیشوایشان پیامبر مطرح نموده و لزوم انضباط را در برابر او تاکید مى‏کند، تا در همه چیز گوش به فرمان پیامبر ص باشند و در کارهاى مهم بدون ضرورت، و بدون اجازه او از جمعیت جدا نشوند.این احتمال نیز وجود دارد که در چند آیه قبل، سخن از لزوم اطاعت‏خدا و پیامبر ص در میان بود و یکى از شئون اطاعت آن است که بدون اذن و فرمان او کارى نکنند، لذا در آیات مورد بحث از این مطلب سخن مى‏گوید.به هر حال در نخستین آیه مى‏فرماید:” مؤمنان واقعى کسانى هستند که ایمان به خدا و رسولش آورده‏اند و هنگامى که در کار مهمى که حضور جمعیت را ایجاب مى‏کند با او باشند، بدون اذن و اجازه او به جایى نمى‏روند.منظور از” امر جامع” هر کار مهمى است که اجتماع مردم در آن لازم است و تعاون و همکاریشان ضرورت دارد، خواه مساله مهم مشورتى باشد، خواه مطلبى پیرامون جهاد و مبارزه با دشمن، و خواه نماز جمعه در شرائط فوق العاده، و مانند آن، بنا بر این اگر مى‏بینیم بعضى از مفسران آن را به خصوص مشورت، یا خصوص مساله جهاد، یا خصوص نماز جمعه یا نماز عید تفسیر کرده‏اند باید گفت: بخشى از معنى آیه را منعکس ساخته‏اند، و شان نزولهاى گذشته نیز مصداقهایى از این حکم کلى هستند.در حقیقت این یک دستور انضباطى است که هیچ جمعیت و گروه متشکل و منسجم نمى‏تواند نسبت به آن بى اعتنا باشد، چرا که در این گونه مواقع گاهى حتى غیبت یک فرد گران تمام مى‏شود و به هدف نهایى آسیب مى‏رساند، مخصوصا اگر رئیس جمعیت، فرستاده پروردگار و پیامبر خدا و رهبر روحانى نافذ الامر باشد.توجه به این نکته نیز لازم است که منظور از اجازه گرفتن این نیست که هر کس کارى دارد یک اجازه صورى بگیرد و به دنبال کار خود برود، بلکه براستى اجازه گیرد، یعنى اگر رهبر، غیبت او را مضر تشخیص نداد، به او اجازه مى‏دهد و در غیر این صورت باید بماند و گاهى کار خصوصى خود را فداى هدف مهمتر کند.لذا در دنبال این جمله اضافه مى‏کند:” کسانى که از تو اجازه مى‏گیرند آنها براستى ایمان به خدا و رسولش آورده‏اند” ایمانشان تنها با زبان نیست، بلکه با روح و جان مطیع فرمان تواند در این صورت هر گاه از تو براى بعضى از کارهاى مهم خود اجازه بخواهند به هر کس از آنها مى‏خواهى (و صلاح مى‏بینى) اجازه ده.روشن است که اینگونه افراد با ایمان با توجه به اینکه براى امر مهمى اجتماع کرده‏اند هرگز براى یک کار جزئى اجازه نمى‏طلبند، و منظور از” شانهم” در آیه کارهاى ضرورى و قابل اهمیت است. از سوى دیگر، خواست پیامبر ص مفهومش این نیست که بدون در نظر گرفتن جوانب امر و اثرات حضور و غیاب افراد اجازه دهد، بلکه این تعبیر براى آنست که دست رهبر باز باشد و در هر مورد ضرورت حضور افراد را احساس مى‏کند به آنها اجازه رفتن را ندهد. این دستور انضباطى مهم اسلامى مخصوص پیامبر و یارانش نبوده است بلکه در برابر تمام رهبران و پیشوایان الهى اعم از پیامبر و امام و علمایى که جانشین آنها هستند رعایت آن لازم است، چرا که مساله سرنوشت مسلمین و نظام جامعه اسلامى در آن مطرح مى‏باشد، و حتى علاوه بر دستور قرآن مجید، عقل و منطق نیز حاکم به آن است، زیرا اصولا هیچ تشکیلاتى بدون رعایت این اصل پا بر جا نمى‏ماند، و مدیریت صحیح بدون آن امکان پذیر نیست.عجب اینکه بعضى از مفسران معروف اهل سنت این آیه را دلیل بر جواز اجتهاد و واگذارى حکم به راى مجتهد دانسته‏اند، ولى ناگفته پیدا است آن اجتهادى که در مباحث اصول و فقه مطرح است مربوط به احکام شرع است نه مربوط به موضوعات، اجتهاد در موضوعات قابل انکار نیست، هر فرمانده لشکر، هر رئیس اداره و هر سرپرست گروهى به هنگام تصمیم‏گیرى در مسائل اجرایى و موضوعات خارجى رأیش محترم است، این دلیل بر آن نیست که در احکام کلى شرع بتوان اجتهاد کرد و با مصلحت‏اندیشى، حکمى وضع یا حکمى را نفى نمود.‏ (مکارم شیرازی،۱۳۷۴، ج‏۱۴ ، ۵۶۳تا۵۶۶)
حجه الاسلام قرائتی در تفسیر خود می نویسد رسول خدا صلى الله علیه و آله گروهى را براى کارى اعزام فرمود، ولى آنان به سراغ کارهاى شخصى خود رفتند، و این آیه در باره آنان نازل شد.این آیه در مورد مسلمانانى است که مشغول کندن خندق بودند و براى سرکشى به خانواده‏ى خود از پیامبر اجازه مى‏خواستند.اجازه گرفتن از رهبر، نشانه‏ى ادب، تسلیم، قانونمندى، عشق به رهبر و نظم و نظام است. حضور در کنار رهبرى، براى حل مشکلات، نشانه‏ى ایمان، و ترک آن نشانه‏ى نفاق یا ضعف ایمان است. إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ‏ … کانُوا مَعَهُ عَلى‏ أَمْرٍ جامِعٍ‏. در مسائل تشکیلاتى، که بر اساس همفکرى و مشورت، تصمیم گرفته مى‏شود، خودمحورى و خودمختارى ممنوع است. «عَلى‏ أَمْرٍ جامِعٍ لَمْ یَذْهَبُوا».در زندگى اجتماعى، وجود رهبر و پیروى از او لازم است. «عَلى‏ أَمْرٍ جامِعٍ لَمْ یَذْهَبُوا» ایمان باید همراه با تسلیم و اطاعت از رهبرى باشد. «لَمْ یَذْهَبُوا حَتَّى یَسْتَأْذِنُوهُ» تصمیم‏گیرى نهایى با رهبر است. «لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ» (پیامبر در مسائل جامعه، بر مردم ولایت دارد). طرح مسائل شخصى در هنگام اشتغال به کارهاى عمومى، گرچه با اجازه‏باشد، زیبا نیست و باید عذرخواهى کرد. «وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمُ»( قرائتی،۱۳۸۳، ج۶،۲۱۸ تا ۲۱۹)
الف – ۱- ۷ ) سوره حجرات – آیات ۱و ۲ : یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمیعٌ عَلیم‏(۱)یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُون.‏(۲)
اى کسانى که ایمان آورده‏اید! (در هیچ کارى) بر (حکم) خدا و پیامبر او پیشى نگیرید و از خداوند پروا کنید، که خداوند شنوا و دانا است.(۱)اى کسانى که ایمان آورده‏اید! صداى خود را فراتر از صداى پیامبر نکنید، و در برابر او بلند سخن مگویید (و داد و فریاد نزنید) آن گونه که بعضى از شما در برابر بعضى بلند صدا مى‏کنند، مبادا اعمال شما نابود گردد در حالى که نمى‏دانید!(۲)
درباره شآن نزول آیه اول در تفسیر قرطبی آمده است : پیامبر ص به هنگام حرکت به سوى” خیبر” مى‏خواست کسى را بجاى خود در” مدینه” نصب کند، عمر شخص دیگرى را پیشنهاد کرد آیه فوق نازل شد و دستور داد بر خدا و پیامبر پیشى مگیرید بعضى دیگر گفته‏اند: جمعى از مسلمانان گاه گاه مى‏گفتند اگر چنین مطلبى در باره ما نازل مى‏شد بهتر بود، آیه فوق نازل گشت و گفت بر خدا و پیامبرش پیشى مگیرید (قرطبى،۱۴۱۹ جلد ۹ ،۶۱۲۱)
در صحیح بخاری شان نزولی که هم به آیه اول، و هم آیات بعد مربوط استآمده و آن اینکه: در سال نهم هجرت که” عام الوفود” بود (سالى که هیئتهاى گوناگونى از قبائل براى عرض اسلام یا عهد و قرار داد خدمت پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم آمدند) هنگامى که نمایندگان قبیله” بنى تمیم” خدمت پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم رسیدند ابو بکر به پیامبر ص پیشنهاد کرد که” قعقاع” (یکى از اشراف قبیله) امیر آنها گردد، و عمر پیشنهاد کرد،” اقرع بن حابس” (فرد دیگرى از آن قبیله) امیر شود، در اینجا ابو بکر به عمر گفت: مى‏خواستى با من مخالفت کنى؟عمر گفت: من هرگز قصد مخالفت نداشتم، در این موقع سر و صداى هر دو در محضر پیامبر ص بلند شد، آیات فوق نازل گشت، یعنى نه در کارها بر پیامبر ص پیشى گیرید، و نه در کنار خانه پیامبر ص سر و صدا راه بیندازید .( بخارى ،۱۴۱۰جزء ۶ ، ۱۷۲ در تفسیر سوره حجرات)
علامه طباطبایی رحمه الله علیه دیل این آیات می نویسد :شاهد بر اینکه مراد از” بین یدى” حکم است، این مى‏باشد که آیه شریفه را با جمله” یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا” آغاز، و با جمله” وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ” ختم کرده، که از ظاهر آن برمى‏آید مراد از” بین یدى” آن مقامى است که ارتباط به مؤمنین متقى دارد، به کسانى ارتباط دارد که هم به خدا و رسولش ایمان دارند، و هم از آن دو پروا. و آن مقام همان‏ مقام حکم است که مؤمنین احکام اعتقادى و عملى خود را از آن مقام مى‏گیرند.با این تقریب روشن گردید که مراد از” لا تُقَدِّمُوا” هم این است که هیچ حکمى را بر حکم خدا و رسولش مقدم مدارید، حال یا مراد این است که قبل از گرفتن کلام و دستور خدا و رسول در باره حکم چیزى سخنى نگویید، و یا قبل از گرفتن دستور خدا عملى را انجام ندهید. لیکن از اینکه به دنبال کلام مى‏فرماید:” إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ- خدا شنوا و داناست” مثل اینکه برمى‏آید مراد تقدیم قول است، نه تقدیم فعل و نه اعم از آن دو، که هم شامل قول شود و هم فعل، و گر نه اگر مراد قول و فعل هر دو بود، مى‏فرمود:” ان اللَّه سمیع بصیر خدا نوا و بینا است” هم سخن شما را مى‏شنود، و هم عمل شما را مى‏بیند، هم چنان که در بسیارى از موارد که پاى فعل در کار است کلمه” بصیر” را آورده، مثلا مى‏فرماید:” وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ”( سوره حدید، آیه ۴). پس حاصل معناى آیه این شد: اى کسانى که ایمان آورده‏اید، در جایى که خدا و رسول او حکمى دارند، شما حکم نکنید- یعنى حکمى نکنید مگر به حکم خدا و رسول او- و باید که همواره این خصیصه در شما باشد، که پیرو و گوش به فرمان خدا و رسول باشید.و لیکن از آنجایى که هر فعل و ترک فعلى که آدمى دارد، بدون حکم نمى‏تواند باشد.همچنین هر تصمیم و اراده‏اى که نسبت به فعل و یا ترک فعلى دارد آن اراده نیز خالى از حکم نیست، در نتیجه مى‏توان گفت که مؤمن نه تنها در فعل و ترک فعلش باید گوش به فرمان خدا باشد، بلکه در اراده و تصمیمش هم باید پیرو حکم خدا باشد. و نهى در آیه شریفه ما را نهى مى‏کند از اینکه هم به سخنى اقدام کنیم که از خدا و رسول نشنیده‏ایم و هم به فعلى و یا ترک فعلى اقدام کنیم که حکمش را از خدا و رسول نشنیده‏ایم، و هم نسبت به عملى اراده کنیم که حکم آن اراده را از خدا و رسولش نشنیده‏ایم. در نتیجه آیه شریفه نظیر و قریب المعنى با آیه” بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُونَ لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ” (سوره انبیاء، آیه ۲۷)مى‏شود که در باره اوصاف ملائکه مى‏فرماید: از کلام خدا سبقت نمى‏گیرند، و همواره به امر او عمل مى‏کنند. این اتباعى که در جمله” لا تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ” بدان دعوت مى‏کند، همان داخل شدن در ولایت خدا، و وقوف در موقف عبودیت، و سیر در آن مسیر است، به طورى که عبد در مرحله تشریع مشیت خود را تابع مشیت خدا کند، همانطور که در مرحله تکوین مشیتش تابع‏مشیت خدا است و خداى تعالى در آن باره فرموده:” وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ یَشاءَ اللَّهُ” (سوره انسان، آیه ۳۰)، و نیز فرموده:” وَ اللَّهُ وَلِیُّ الْمُؤْمِنِینَ”(ـ سوره آل عمران، آیه ۶۸) و نیز فرموده:” وَ اللَّهُ وَلِیُّ الْمُتَّقِینَ”( سوره جاثیه، آیه ۱) (ترجمه المیزان، ج‏۱۸، ۴۵۵تا۴۵۷)
در تفسیر مجمع البیان وجوه مختلف دیگری در معناى آیه اول گفته‏ شده است:
۱-” تقدیم” در این آیه به معناى” تقدم” است، یعنى اگر کلمه” تقدیم” در جاهاى دیگر متعدى و به معناى جلو انداختن چیزیست، در

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 319
  • 320
  • 321
  • ...
  • 322
  • ...
  • 323
  • 324
  • 325
  • ...
  • 326
  • ...
  • 327
  • 328
  • 329
  • ...
  • 653
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

ایده پردازان فردا : ایده های نو برای زندگی بهتر

 تکنیک‌های داستان‌گویی
 احساس غم در رابطه
 حرفه‌ای شدن با لئوناردو
 آموزش ChatGPT
 درمان نفخ سگ
 انتخاب ظرف غذای گربه
 غلبه بر ترس از شکست
 عاشق کردن شوهر
 درآمد از سوشال مدیا
 درمان خیانت زنان
 درآمد از تولید محتوا
 صبر در رابطه عاشقانه
 عشق در سنین مختلف
 پرسونای مخاطب سایت
 ساخت آهنگ هوش مصنوعی
 آموزش Blender
 بهبود رتبه گوگل
 خطر بازنویسی هوش مصنوعی
 سگ باکسر
 تدریس آنلاین ریاضی
 یافتن شغل دلخواه
 بازاریابی برونگرا
 افزایش فروش عکس
 درآمد از اپلیکیشن موبایل
 خلق موشن گرافیک
 تولید کپشن اینستاگرام
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • فایل های مقالات و پروژه ها – بررسی ارتباط سرمایه فکری و عملکرد سازمانی صنعت بانکداری ایران – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود فایل های دانشگاهی – ۲-۸-۴- روش های معمول عرضه اولیه در دنیا وایران – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود پروژه و پایان نامه | ۲-۱-۲۱- ارزش اطلاعاتی جریانات نقدی – 10
  • سایت دانلود پایان نامه: بررسی و تحلیل دیوان ملاپریشان در مقایسه با ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع دانشگاهی و تحقیقاتی برای نگارش مقاله بررسی عوامل موثر بر … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • طرح های پژوهشی دانشگاه ها با موضوع تاثیر سیاست خارجی ایران در دولت نهم بر سیاست ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود فایل های پایان نامه درباره : حقوق … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود منابع دانشگاهی : راهنمای نگارش مقاله در مورد انتظارات گردشگران چینی و ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل های مقالات و پروژه ها – ۴-۲٫ شاخص های توصیف داده ها – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • پایان نامه ها و مقالات تحقیقاتی | وظایف دادستان در حقوق انگلستان – 4

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان