ایده پردازان فردا : ایده های نو برای زندگی بهتر

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
دانلود پایان نامه های آماده – ۲-۲-۶ مدلها و مقیاسهای هوش هیجانی – 8
ارسال شده در 24 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

مزایای دیگری در زمینه هوش هیجانی وجود دارد که شما را قادر می‌سازد :

    1. به دیگران انگیزش دهید .

    1. به طور روشن و مؤثر ارتباط برقرار کنید.

    1. با گوش دادن دقیق، پیام واقعی را دریافت کنید .

    1. بدون احساس دستپاچگی موانع را از میان بردارید.

    1. از آثار مضر خشم بر جسم، سلامتی، روابط و جنبه‌های شغلی جلوگیری کنید.

    1. موجب لذت بردن، افزایش رضایتمندی و روابط سازنده و بهره ور می شود.

    1. خودتان، خانواده تان و سایر دوستان شما را از عوارض منفی هیجانی مصون می‌دارد.

  1. در شرایط ابهام آمیز آرامش بیشتری احساس می کنید.

مطالعات هوش هیجانی در زمینه مدیران ارشد نشان می‌دهد که بندهای ۱تا ۳ نقش مهمی را در این زمینه ایفا می‌کنند.

۲-۲-۵ رویکردهای هوش هیجانی

۲-۲-۵-۱ رویکرد توانایی

الگوی توانایی، هوش هیجانی را در محدوده یک هوش قرار می‌دهد که درآن هیجان و تعلق با روش‌هایی معنادار و تطبیقی با هم تعامل دارند. هوش هیجانی به مانند هوش کلامی یا فضایی در نظر گرفته می شود و با این استثناء که هوش هیجانی ‌بر اساس محتوای هیجانی و همراه با آن عمل کند (مایرودیگران ،۲۰۰۲: ۳۰۷).

۲-۲-۵-۲ رویکرد ترکیبی

الگوهای ترکیبی ابعاد مختلف شخصیت را به شیوه ای غیر تئوریک ترکیب می‌کنند. مجموعه حاصل از صفات، علایق، مهارت ها، توانایی ها و توانش ها، هوش هیجانی نامیده می شود. با این حال این الگو غالبا نه شامل هیجان و نه هوش می شود (مایرودیگران ،۲۰۰۲ : ۳۰۷).

۲-۲-۶ مدل‌ها و مقیاس‌های هوش هیجانی

هر یک از الگوهای تئوری هوش هیجانی از دو دیدگاه مطرح می شود: مدل توانایی و یا مدل مرکب. مدل‌های توانایی هوش هیجانی را به طور کامل، برآمده از توانایی ذهنی و از این رو به عنوان هوش خالص[۹] می‌نامند. در مقابل در مدل‌های مرکب هوش هیجانی، توانایی ذهنی را ویژگی‌های شخصیتی از قبیل خوش بینی و خرسندی[۱۰] در هم می آمیزند. در حال حاضر، تنها مدل توانایی هوش هیجانی از سوی جان مایر و پیتر سالووی ارائه شده است. مدل‌های مرکب هوش هیجانی نیز با مفاهیم درونی متفاوت ارائه گردیده است (استایس و براون ، ۲۰۰۴ : ۴).

۲-۲-۶-۱ هوش هیجانی مایر و سالووی

مایر و سالووی (۱۹۹۰) در اولین تعریف هوش هیجانی بیان داشتند: “توانایی مشاهده احساسات و هیجانات خود و دیگران، تفاوت قائل شدن میان آن ها و کاربرد این اطلاعات برای هدایت افکار و فعالیت‌های خود.” و به واسطه این تعریف، مایر و وسالووی در سال ۱۹۹۹ مهارت‌های چندعاملی هوش هیجانی را مطرح کردند (MEIS) که شامل ۴۲۰ آیتم و ۴ شاخه توانایی برای اندازه گیری هوش هیجانی بود. با توجه به اینکه چارچوب اصلی تحقیقات در زمینه MEIS چندین نقطه ضعف داشت. پژوهشگران (نویسندگان آن)، چندین اصلاح در محتوای مهارت‌ها انجام دادند و مهارت‌های جدیدی به آن اضافه کردند (کان استوگ،۲۰۰۹: ۴۴).

مقیاس چند عاملی هوش هیجانی MEIS ، این مقیاس برای ارزیابی ۴ مؤلفه‌ اساسی که فرض می شود در هوش هیجانی وجود دارند، طراحی و ساخته شده است:

مؤلفه‌ اول در برگیرنده چهارخرده مقیاس است که به ارزیابی توانایی اداراک و تشخیص عواطفی که در داستان ها، طرح ها، قطعات موسیقی یا چهره افراد وجود دارد، می پردازند.

مؤلفه‌ دوم شامل دو نوع تکلیف است که در آن ها توانایی برون سازی عواطف در فرایندهای شناختی و ادراکی مورد ارزیابی قرار می گیرند.

مؤلفه‌ سوم هم شامل چهار خرده مقیاس است که به ارزیابی استدلال های آزمودنی ها درباره عواطف و فهم آن ها می پردازند.

مؤلفه‌ چهارم، شامل دو خرده مقیاس است که به ارزیابی مهارت آزمودنی ها در اداره عواطف خود و دیگران می پردازد (سیاروچی ،۱۳۸۳ :۶۲-۶۱).

شاید عمده ترین نقطه قوت این مقیاس، قدرت تمیز آن باشد. نمره های حاصله از این مقیاس با عواطف مثبت و منفی و دیگر خصیصه های شخصیتی، همبستگی کم یا متوسطی دارد. این مقیاس مقیاسی سودمند و مفید برای ارزیابی هوش هیجانی است (سیاروچی ،۱۳۸۳ : ۶۳).

مایر و سالووی به کمک دیوید کاروسو، مدل هوش هیجانی را تنظیم کردند، که درآن ۴ شاخه جدید از هوش هیجانی معروف به MSCEIT را پیشنهاد نمودند که شامل:

    1. توانایی شناسایی یا درک هیجانات [۱۱]

    1. توانایی کاربرد هیجانات در تسهیل تفکر[۱۲]

    1. توانایی درک هیجانات[۱۳]

  1. توانایی مدیریت هیجانات خود و هیجانات دیگران[۱۴] (کان استوگ ،۲۰۹ : ۴۴).

اولین شاخه هوش هیجانی با ظرفیت ملاحظه و بیان احساسات شروع می‌گردد. هوش هیجانی بدون قابلیت‌هایی که در این شاخه وجود دارند غیر ممکن می‌باشد. احساس هیجانی شامل ثبت، توجه و معنی سازی پیام‌های هیجانی می‌باشد، به آن صورتی که در حالت صورت، تن صدا بیان می‌گردند.

شاخه دوم هوش هیجانی در مود سهولت در فعالیت‌های شناختی می‌باشد. هیجان‌ها ترکیبی از سازمان‌های مختلف روانی، فیزیولوژیکی، تجربی، شناختی و انگیزش می‌باشند. هیجان‌ها از دو طریق وارد سیستم شناختی می‌شوند: به عنوان احساسات شناخته شده و به عنوان شناختهای تغییریافته. تسهیل هیجانی تفکر – شاخه دو– متمرکز بر این موضوع است که چگونه هیجان‌ها برروی سیستم شناختی اثر می کند، و ‌به این ترتیب چگونه می‌تواند برای حل مسئله به نحو مؤثر، استدلال، تصمیم گیری و کارهای خلاق به کار رود.

شاخه سوم شامل درک هیجان می‌باشد. هیجان‌ها یک دسته سمبولهای غنی را تشکیل می‌دهند که به طرز پیچیده ای به هم مرتبط می‌باشند. اساسی ترین قابلیت در این سطح، شامل نامگذاری هیجان‌ها با لغات است، به طوری که بتوان بین نمونه های لغات هیجانی تشخیص قائل شد.

درشاخه چهارم، موضوع اساسی در خود تنظیمی هیجان، عبارت است از توانایی فکرکردن و تنظیم هیجانهای شخصی می‌باشد (اکبرزاده ،۱۳۸۳ : ۲۰-۱۶).

    • کنترل هیجانی به فراخی هیجانات کمک می‌کند.

    • توجه و تفکر ،رشد هیجانی هوشمندانه و شخص را ترغیب می‌کند.

    • معانی ضمنی هیجان از زمان ادراک تا مفهوم سازی آن مورد توجه قرار می‌گیرد.

  • علائم هیجانی مربوط به روابط همراه با معانی ضمنی تعاملی و موقتی آن ها درک می‌شوند.

۲-تنظیم هیجانی

    • هیجانات به صورت علائم قابل توجه و علائم مؤثر بر شناخت وارد سیستم شناختی می‌شوند.

  • هیجانات و اطلاعات هیجان مورد توجه قرار می‌گیرد.

۴- کنترل هیجان

۳-فهم هیجانی

۱- ادراک

هیجانی

    • هیجانات ادراک و ابراز می‌شوند

  • هیجانات ادراک می‌شوند و به صورت خودکار شناخته را تحت تاثیر قرار می‌دهند

شکل۲-۱ تصویر مدور از مدل چهار شاخه ای هوش هیجانی مایر و سالووی ۱۹۹۷

۲-۲-۶-۲ هوش هیجانی بار_ان

رون بار ان با طرح نظر خود تحت عنوان بهره هیجانی، آن را عبارت از قابلیت‌ها و مهارتهایی می‌داند که بر روی توانایی فرد برای مقابله مؤثر با احتیاجات محیط و فشارهای آن اثر می‌گذارد (اکبر زاده ،۱۳۸۳ : ۳).

مقیاس ۵۱ آیتمی EQ_I[15] برای زمانی که یک ارزیابی مفصل لازم نباشد و یا عدم امکان آن به دلیل محدودیت زمانی وجود داشته باشد، تدوین شده است (کان استوگ ،۲۰۰۹ : ۷۰).

نظر دهید »
مقالات و پایان نامه ها – ۲-۳-۵٫ تنظیم مجدد بعد از درمان و مداخلات رفتاری – 4
ارسال شده در 24 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

راهبردهای هپنوتیزم و/یا انحراف برای حالت تهوع و استفراغ کردن

مطالعات بسیاری ‌در مورد استفاده از مداخلات درمانی نظیر هپنوتیزم، آموزش آرامسازی تدریجی عضلات، حساسیت زدایی منظم و انحراف برای کاهش حالت تهوع و استفراغ در حین انتظار برای انجام شیمی درمانی انتشار یافته اند. اکثر مطالعات بر بیماران سرطانی بزرگسال متمرکز بوده اند در حالی که مطالعات برروی کودکان اندک است. به علاوه، مطالعات روش های رفتاری با کودکان اغلب به هپنوتیزم و/یا انحراف محدود شده و اکثرا تنها شامل یک شرکت کننده منفرد و بدون مقایسه با مداخلات گروهی بوده اند (کری و بوریش[۲۵]، ۱۹۸۴).

در گروهی از بیماران ۱۰ تا ۱۷ سال، هیلگارد و لی‌بارن اثربخشی مداخلات رفتاری را در کاهش حالت تهوع و استفراغ در حین شیمی درمانی ارزیابی کردند. بسته مداخلات درمانی آن ها شامل انحراف توجه کودک از افکار مرتبط با شیمی درمانی توسط بازی کردن، تمرکز بر اشیای اتاق، داستان گویی و استفاده از آرامسازی عضلات بود. اطمینان بخشی و اطلاعات نیز ارائه می شدند. نتایج نشان داد که بعد از مداخله، کاهش هایی در فعالیت های مختل کودکان، حالت تهوع و استفراغ کردن، و مشکلات ناشی از این علائم صورت پذیرفته است. اگرچه فقدان گروه کنترل مزایای این راهبردهای رفتاری را در مقابل عوامل تعیین نشده نظیر اطمینان بخشی در برابر گذر زمان، برای ارزیابی دقیق دشوار می‌سازد. به رغم این محدودیت، این مطالعه کلاسیک نتایج قابل توجهی را فراهم آورده که نشان می‌دهند یک بسته مداخله رفتاری در کاهش عوارض جانبی درمان مؤثر بود است.

انحراف شناخت/تفکر از طریق بازی های ویدیویی در کنترل حالت تهوع مورد انتظار در گروهی از بیماران سرطانی ۹ تا ۲۰ سال در دو مطالعه مورد ارزیابی قرار گرفته است. در هر دو مطالعه کاهش قابل توجهی (تا ۶۹%) در حالت تهوع برای کودکانی که دریافت کننده مداخله بودند وجود داشت. در مطالعه ای متعاقب، زلتزر[۲۶] و ‌همکاران (۱۹۸۳) اثربخشی نسبی مداخله هپنوتیزم را با مداخله انحراف/آرامش سازی بدون هپنوتیزم و یک گروه کنترل در کودکان ۵ تا ۱۷ سال مورد بررسی قرار دادند. نتایج آن ها نشان داد که هپنوتیزم از مداخله انحراف/آرامش سازی بدون هپنوتیزم در کاهش عوارض جانبی شیمی درمانی بهتر است.

مطالعه اخیر توسط جکنو[۲۷] و همکاران (۱۹۹۴) اثر بخشی هپنوتیزم و داروهای ضد تهوع را در کنترل حالت تهوع در گروهی از بیماران تازه تشخیص داده شده سرطانی ۶ تا ۱۸ سال مورد بررسی قرار داده است. نه تنها کودکان در تجربه گروهی هپنوتیزم حالت تهوع مورد انتظار کمتری را نشان دادند بلکه آن ها از داروهای ضد تهوع کمتری نیز نسبت به گروهی که دریافت کننده مراقبت های استاندارد بودند استفاده کرده و احساس نیاز ‌به این داروها را نیز کمتر نشان دادند. یافته ها همچنین نیاز به تداوم همکاری فعال بیمار در مداخله را در جریان درمان کودک نشان دادند. در این مطالعه آثار مثبت در طول ماه اول و دوم پس از مداخله هپنوتیزم مورد پی گیری قرار گرفت اما تا ماه ششم به طول نیانجامید.

اقتباس نتیجه صریح ‌در مورد اثربخشی نسبی هپنوتیزم در مقابل انحراف، در کنترل عوارض جانبی شیمی درمانی در کودکان دشوار است. مشکل این است که رویه ها (مثلا شمارش نقطه ها بر روی کراوات پدر و کامل کردن مسائل ریاضی) که توسط زلتر و ‌همکاران به کار برده شده اند کمتر از انحراف کودکان توسط بازی های کامپیوتری، رویه مورد استفاده رد و همکاران اثربخش است.

۲-۳-۵٫ تنظیم مجدد بعد از درمان و مداخلات رفتاری

علاوه بر مقابله با پریشانی مربوط به رویه های پزشکی و عوارض جانبی درمان، کودکان سرطانی باید با چالش های دیگری نظیر تنظیم مجدد با محیط مدرسه پس از تشخیص نیز مواجه شوند. برگشت به مدرسه و شروع تعامل های معمول با همسالان یک فرایند مهم برای کودکی است که تشخیص سرطان دارد. بر اساس این انگاره که برگشت سریع به مدرسه می‌تواند زندگی کودک را در میانه مقابله با سرطان بهنجار سازد، و از این رو منجر به بازتوانی بهینه شود، محققان متعددی بازگشت مجدد به محیط مدرسه را در سریع ترین موقعیت ممکن برای کودکان سرطانی توصیه کرده‌اند (مثلا، دیزی-اسپینتا و اسپینتا[۲۸]، ۱۹۸۰؛ لانسکی، کارینز، و زوارزتز[۲۹]، ۱۹۸۳؛ به نقل از دوهال، رد، و جانسون-ویک‌برگ، ۱۹۹۹). علاوه بر بهنجار سازی زندگی و ترغیب به بازتوانی، برگشت سریع به مدرسه می‌تواند موقعیت هایی برای حمایت اجتماعی از جانب همسالان و معلمان فراهم کرده و فرایندهای جامعه پذیری معمول کودکان سنین مدرسه ای را فراهم آورد. چنین دستیابی به حمایت اجتماعی و تجارب جامعه پذیری برای تنظیم مناسب حیاتی هستند. در واقع، رابطه مثبت با همسالان و درک حمایت اجتماعی با چندین پیامد مثبت همراه می‌باشد، نظیر افزایش تاب آوری در مقابل استرس، بهبود بخشیدن به دستاوردهای تحصیلی، کاهش سطوح مشکلات رفتاری و رفتار های مطلوب اجتماعی در کل (وارنی[۳۰] و همکاران، ۱۹۹۳).

پژوهشگران بالینی اخیراً شروع به بررسی استفاده از مداخلات چندوجهی در تسریع بخشی به تنظیم پس از درمان کرده‌اند. وارنی و همکاران وی اثر بخشی نسبی مداخلات آموزش مهارت های اجتماعی را در مقایسه با برنامه استاندارد استقرار مجدد در مدرسه در کودکان سرطانی ۵ تا ۱۳ سال مورد بررسی قرار دادند. هر دو گروه مداخلات استاندارد را دریافت می‌کردند که عبارت بودند از: ۱) آموزش برای بیماران، والدین، کارکنان مدرسه و تیم پزشکی؛ ۲) کنفرانس هایی در مدرسه و ارائه هایی در کلاس درس با قصد پرده برداری از تجربه سرطان هم برای معلمان و هم برای هم شاگردی ها؛ ۳) پیگیری منظم با بیماران، والدین، معلمان، هم شاگردی ها و اعضای پزشکی. گروه تحت مداخله رفتاری در عین حال آموزش چندوجهی مهارت های اجتماعی (مثلا، الگو برداری و آرام سازی با سرنخ کنترل شده) را نیز دریافت می‌کردند، در حالی که گروه با مداخله مراقبت استاندارد زمانی برابر با این آموزش را در بازی فردی با دستیار پژوهشی سپری می‌کردند. یافته ها نشان داد که ۹ ماه بعد از تکمیل مداخلات، کودکان سرطانی بهره گرفته از مداخله رفتاری مشکلات رفتاری کمتری را تجربه می‌کنند و شایستگی های آن ها در مدرسه افزایش می‌یابد (طبق گزارش والدین آن ها). مضافا بر اینکه، این کودکان حمایت هیجانی و اجتماعی بیشتری را از سوی همشاگردی ها و معلمان پس از تکمیل مداخله چندوجهی تجربه کرده بودند. کودکانی که مراقبت استاندارد را دریافت کرده بودند هیچ تجربه ای از تغییرات مثبت گزارش ندادند. نتایج این مطالعه اولیه بسیار مهم هستند چرا که آن ها نشان می‌دهند فنون رفتاری ابزاری سودمند برای آموزش مهارت های اجتماعی هستند و نیز نشان می‌دهند که اکتساب چنین مهارت هایی تاثیری مثبت بر تنظیم اطفال دارد (دو-هامیل، رد و جانسون-ویک‌برگ ۱۹۹۹).

۲-۴٫ بازی درمانی شناختی رفتاری[۳۱]

نظر دهید »
دانلود پروژه و پایان نامه | گفتارسوم: غرر از منظر فقهای اسلامی – 4
ارسال شده در 24 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

بند دوم: سنت

حدیث نبوی (ص) نهی النبی عن الغرر به گفته فقها، یک حدیث به نحو مرسل است و بدون ذکر سند نقل شده است و آنان حدیث مرسل را فاقد ارزش می دانند اما چگونه می توان به آن استناد نمود؟ باید گفت مرسله بودن و به طور کلی ضعف سند با شهرت عملی قابل جبران است و مشهور فقهای عامه و خاصه ‌به این حدیث تمسک جسته اند و این حدیث در مجامع حدیثی شیعه به نحو مستند نقل شده است. یکی از احادیثی که به آن استناد می شود حدیثی است از حضرت علی (ع) که در آن از بیع غرری نهی شده است.[۱۱] نهی مذبور نهی ارشادی است و به خطری و غرری و فاسد بودن معامله اشاره دارد. چون اینکه نواهی وارد بر باب معاملات ارشادی است و مستقیماً مطلوب مستدل را می رساند و یا اگر هم نهی مولوی تعبدی باشد ولی به دلیل خاصی که اجماع باشد مفید فساد بیع است.

حدیث دیگری در باب غرر آمده است : الغرر عمل مالا یؤمن مع من الضرر: یعنی غرر عبارت است از انجام کاری که از ضررش ایمن نیستیم.پس مستفاد از این حدیث آن است که غرر شخص را در خطری می افکند که ایمن از ایراد ضرر نخواهد بود و این همان مفهوم خطری است که به ان در گذشته اشاره شده است، بر همین مبانی برخی از فقها بر این عقیده اند که شهرت خبر بین عامه و خاصه مرسل بودن حدیث را جبران می‌کند.[۱۲] هم چنین برخی دیگر در این باب معتقدند: یعنی مشهور بودن خبر در زبان و گفتار فقهاء ” از تتبع و فحص در سند روایت بی نیاز است.”[۱۳]

در باب مفهوم نهی در روایت نیز باید گفت که لفظ نهی ظهور در حرمت دارد اما این حرمت به مقتضای حکم عقل است نه ظهور وضعی. اما نکته ای که باید توجه نمود این مطلب است آیا این نهی ظهور در فساد دارد یا خیر؟ معامله فاسد معامله ای است که لازمه و مبنای ایجاد آن مغایرت با لوازم و مبنای وجوبی قانونی می‌باشد و تغایر میان این ۲ امر، موجب نفی وجود اثر مطلوب در عقد خواهد شد. پس نهی موجب فساد نهی ای است که عدول از آن موجبات فقدان اثر مطلوب بر معاملات را فراهم می آورد اما نکته مهم که باید مورد اشاره قرار بگیرد این است که بین نهی و صحت معامله تلازم نیست ‌به این مفهوم که نهی شارع همواره دلالت بر فساد نمی کند زیرا ممکن است گاهی نهی در سبب باشد که این نهی موجب بطلان عقد نیست و یا ممکن است نهی در مسبب ( اثر معامله ) باشد که این نهی موجب بطلان معامله می‌باشد.و نهی از معاملات غرری از این دسته از نواهی شارع است وبر این اساس بیع غرری منهی است و نتیجه نهی از باب نهی موجب فسادمی باشد.

بند سوم: اجماع

یکی از منابع استنباطی شناخت احکام اسلام اجماع می‌باشد در تعریف اجماع آمده است:اجماع عبارت است از اینکه همه ی احل و عقد از امت محمد (ص) در یکی از ازمنه بر حم واقعه ای اتفاق کنند.[۱۴]

نکته ای را که باید به آن توجه نمود این مطلب است که اجماع یک دلیل لبی است که بر فرض پذیرش، تنها می‌تواند در محدوده ای که تحقق آن یقینی است دلیل باشد و چون فاقد ظهور لفظی می‌باشد قابل تسری به سایر موارد نسبت و باید بر قدر متیقن حمل شود.اما باید گفت که بعد از احادیث نبوی (ص) مهم ترین دلیل و مدرک بطلان و منع معامله غرری اجماع فقها می‌باشد، و بر همین مبنا برخی از فقها در باب اجماع در معاملات غرری معتقدند: یکی از مدارک فساد بیع غرری اجماع است. پس کسی که در آثار فقها تتبع نماید، همه ی آن ها بر فساد معامله غرری تصریح نموده اند، به حدی که برای فقیهان علم حاصل می شود که این علم از امام معصوم (ع) صادر شده است و این حکم میان اهل سنت و شیعه متفق علیه است.[۱۵]

گفتارسوم: غرر از منظر فقهای اسلامی

بند اول: مصادیق موارد تحقق غرر

نکته ای که باید به آن توجه نمود این مطلب است که آیا غرر تنها در عنوان بیع مصداق دارد یا اینکه در سایر معاملات نیز می توان به آن استناد نمود؟در باب این مطلب برخی از فقها بر این عقیده اند[۱۶]: غرر به طور مسلم عقد بیع را در بر می‌گیرد و البته بر سایر عقود نیز قابلیت تسری را دارد جز در مواردی که با دلایل خاصی استثناء شده باشد.صاحب شرایع نیز بر این عقیده است:[۱۷] که علاوه بر اینکه قاعده غرر در عقد بیع جاری می‌باشد، در سایر عقود معاوضه ای مانند مزارعه، اجاره، سلف و ….نیز مطرح است. از باب مثال ‌در مورد اجاره اشاره بر این مطلب دارد که : عقد اجاره چون یک عقد لازم می‌باشد، تعیین مدت در آن به جهت دفع غرر شرط است و هم چنین در اجاره ( عقار ) می‌گوید: برای دفع غرر لازم است که زمین با مشاهده یا اشاره به آن معین گردد و به اموری که جهالت را مرتفع می کند وصف گردد. زیرا اجاره در ذمه به دلیل در بر داشتن غرر، باطل است.

برخی دیگر از فقها نیز بر این عقیده اند:[۱۸] که اجاره عقد معاوضه ای لازم و مبتنی بر مغابنه است پس برای مشروعیت لازم است غرر از ناحیه عوضین با تعیین منفعت و اجرت برطرف می‌گردد.‌بنابرین‏ انچه در این باب به آن اشاره شده است بیانگر این مطلب است که فقهااصولاً غرر را به لفظ اطلاق آن پذیرفته اند، و آن را مختص به بیع نمی دانند، و تسری آن را بر سایر عقود را بلا اشکال می دانند و برای رفع تنازع باید ‌به این نکته توجه نمود که حدیث نبوی (ص) با روایت نهی النبی عن الغرر، شامل کلیه معاملات ( مبتنی بر مغابنه ) می‌باشد و براین اطلاق قیدی نیامده است که آن را مقید به قید تفسیر نماییم زیرا ( التقیید فی المطلقات و تخصیص فی العمومات).

از طرفی دیگر در حدیث نبوی (ص) روایت نهی النبی عن بیع الغرر، لفظ بیع وارد مورد غالب عقود مغابنه ای می‌باشد و این لفظ از باب بیان مصداق بارز است نه به عنوان حصر موضوع. مع هذا استعمال این روایت در سایر عقود با این مقتضی خالی از اشکال می‌باشد. اما احتجاج ‌به این روایت در فقه امامیه در عقود غیر معاوضه ای مانند هبه، و عقودی که هدف از انعقاد آن احسان و مسامحه است نه مغابنه به لفظ مطلق بر اکل مال به باطل دلالت نخواهد داشت.

فقهای اسلامی ( امامیه ) در تبیین عنوان غرر با مبنا قرار دادن عنوان ( خطر) به عنوان مفهوم غایی از واژه (غرر) تعاریف هم سو با مبانی استدلالی، ارائه نموده اند که به آن می پردازیم.

در همین باب صاحب جواهر می‌گوید[۱۹]: غرری که در حدیث نبوی ( نهی النبی عن الغرر ) از آن نهی شده است خصوص بیع غرری و خطری است که از جهل به صفات مبیع سرچشمه می‌گیرد و خطری بودن بیع به خاطر جهل مشتری به صفات کمی و کیفی می‌باشد. نه اینکه مطلق خطر، و مراد از بیع خطری بیعی است که چه از جهل بر صفات ناشی شود و چه از جهل به حصول و وصول مبیع به مشتری.

هم چنین شیخ صدوق در معانی الاخبار آورده است[۲۰]: اینکه دین اسلام برخی از معاملاتی را که در جاهلیت رایج بوده ابطال ‌کرده‌است از قبیل بیع منابذه و ملامسه و بیع حصات، علت حکم به بطلان و فساد آن این است که این ها معاملات غرری هستند و بیع غرری باطل است.

نظر دهید »
فایل های مقالات و پروژه ها | ۳٫۳٫ نظریه صحت بیع عین مرهونه – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 24 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۳٫۳٫ نظریه صحت بیع عین مرهونه

به اعتقاد طرفداران این نظریه راهن می‌تواند هر گونه تصرفی که منافی با حق مرتهن نباشد در عین مرهونه بنماید، خواه آنکه برای عین مرهونه نافع نباشد، چنان که راهن رنگ اتاق‌ها و یا شکل حوض و نقشه گل‌کاری خانه مورد رهن را تغییر دهد و خواه آنکه برای عین مرهونه نافع باشد، مانند تعمیرات لازمه برای بقای عین مرهونه و یا تغییراتی که موجب مرغوبیت مورد رهن می‌شود و خریدار بیشتری پیدا می‌کند و یا بر ارزش آن می‌افزاید. چنان که مورد رهن زمین بائر باشد و راهن آن را شخم بزند و کود بپاشد و کشت کند و اگر باغ است درختان خشک آن را ببرد و نهال جوان بکارد. زیرا هیچ یک از امور مذبور موجب ضرر مرتهن نمی‌شود و او مستحق طلب خود می‌باشد که در صورت تأخیر در پرداخت، می‌تواند از ثمن فروش عین مرهونه استیفاء طلب نماید و این امور تأثیر در فروش و ارزش عین مرهونه نمی‌نماید.

‌بنابرین‏ چنانچه تصرف راهن منافات با حق مرتهن داشته باشد، راهن ممنوع از آن خواهد بود. مثلاً راهن نمی‌تواند عین مرهونه را بدون حفظ حق مرتهن بفروشد و یا صلح و هبه کند. ولی می‌تواند عین مرهونه را با قید آنکه در رهن دیگری است به سببی از اسباب به شخص ثالث واگذار نماید؛ زیرا انتقال مذبور به هیچ وجه به حق مرتهن ضرری وارد نمی‌آورد و مانند آن است که ملک شخص ثالث نزد دائن رهن باشد. وهمچنین راهن می‌تواند از عین مرهونه به طور متعارف استیفاء منافع بنماید، زیرا منافع داخل در رهن نمی‌باشد و مالک می‌تواند هر گونه تصرفی در آن بنماید. چنان که خانه را برای چند ماه به اجاره واگذار کند یا خود در آن سکونت بنماید. ولی نمی‌تواند آن را به اجاره طولانی که از ارزش عین را می‌کاهد واگذار نماید.[۱۹۰]

محققینی که فروش عین مرهونه را ممنوع دانسته‌اند، از این جهت بوده است که آن را منافی با حق مرتهن شمرده‌اند. امّا باید توجه داشت که بیع نه منافی با حقیقت رهن است و نه حق مرتهن. و از این رو است که در عین مرهونه شرط نشده است که ملک راهن باشد. تمامی حقوق‌دانان اسلامی حکم به جواز استعاره عین برای رهن گذاشتن نموده‌اند. پس وقتی عدم مالکیت راهن ابتدائاً جایز باشد، انتقال مالکیت آن پس از رهن نیز جایز و غیرمنافی با حقیقت رهن خواهد بود و حق الرهانه نیز باقی می‌ماند.[۱۹۱]

البته درباره حقیقت رهن نیز میان فقها اختلافاتی دیده می‌شود. اگر حقیقت رهن حبس عین مرهونه و ممنوعیت مالک از تصرف و قطع سلطنت او باشد تا راهن از مال، جدا شده و نسبت به مال به منزله یک بیگانه باشد و بدین وسیله مرتهن بتواند حق خود را استیفاء نماید؛ در این صورت منع از کلیه تصرفات ارجح است و نیازی به استدلال به اجماع یا روایت نیز ندارد. امّا اگر حقیقت رهن استیثاق و مجرّد احداث حق برای مرتهن باشد، تنها در صورتی می‌توان بیع عین مرهونه را ممنوع دانست که بیع مذبور منافی حق رهانه و حق مرتهن باشد.[۱۹۲]

ولی پیش از این گذشت که هم فقهای بزرگ نظیر شهید اوّل و هم قانون مدنی، رهن را «وثیقه دین» تعریف نموده و بر ماهیت وثیقه بودن آن تأکید کرده‌اند.

به هر حال چنین به نظر می‌رسد که تصرفات راهن در عین مرهونه بر سه قسم است:

نخست تصرفاتی که با حقیقت رهن که همان وثیقه نهادن است، منافات دارد؛ زیرا این تصرفات موجب زوال عین و خروج آن از وثیقه بودن می‌شود و یا لااقل باعث نقصان قیمت عین می‌گردد، مانند ذبح گوسفند مرهونه یا کرایه دادن وسیله نقلیه صفر کلیومتر.

دوم؛ تصرفاتی که در راستای حقیقت رهن است. زیرا حفظ و بقاء عین منوط ‌به این تصرفات و اصلاحات است.

سوم؛ تصرفاتی که میان این دو قسم است یعنی تصرفات غیرمنافی با حقیقت رهن مانند بیع مرهونه.

‌در مورد صورت اوّل و دوم هیچ شک و شبهه‌ای نیست که قسم اوّل غیرجایز و باطل می‌باشد و صورت دوم نیز جایز و در برخی موارد لازم است.

امّا تصرفات قسم سوم که نه منافی مفهوم رهن است و نه لازمه حقیقت رهن، بلکه حد وسط می‌باشد و تنها غیر منافی است و موجب نقص قیمت عین نیز نمی‌شود، ظاهر این است که دلیلی برای ممنوعیتشان وجود ندارد. زیرا اگر دلیل منع، اجماع باشد؛ در پاسخ باید گفت: این اجماع تعبدی نیست، بلکه معقد اجماع ممنوعیت تصرفات منافی با حق مرتهن است و اگر فقها فتوا به ممنوعیت بیع عین مرهونه داده‌اند، بدین خاطر است که آن را منافی حق مرتهن استنباط کرده‌اند. ضمن اینکه اجماع منقول از نظر اصولیان قابل اعتماد نیست، به ویژه این اجماع که شبهه مدرکی بودن آن وجود دارد.

و اگر دلیل منع، روایت نبوی(ص) باشد؛ به سبب ضعف سند و بلکه تردید در صدور آن از معصوم(ع) قابل استناد نیست. و حتی اگر سند آن را بپذیریم، دلالت روایت بر منع مخدوش است؛ زیرا به جهت تناسب حکم و موضوع می‌توان گفت که روایت مذبور ناظر به قسم اوّل از تصرفات؛ یعنی تصرفات منافی با حق مرتهن می‌باشد.

از سوی دیگر مفهوم رهن که عبارت است از وثیقه بودن عین نیز با بیع عین و عدم مالکیت راهن تنافی ندارد و به همین دلیل فقها معتقدند که راهن می‌تواند مالی را عاریه کند و سپس همان را به رهن بگذارد.[۱۹۳]

‌بنابرین‏ بیع، حق مرتهن را از بین نمی‌برد و مزاحمتی با آن ندارد، بلکه به واسطه بیع عین مرهونه، حق مرتهن از ملک راهن به ملک مشتری منتقل می‌شود.[۱۹۴]

لذا در ماده ۴۵۵ق.م مقرر می‌دارد: «اگر پس از عقد بیع مشتری تمام یا قسمتی از مبیع را متعلق حق غیر قرار دهد مثل اینکه نزد کسی رهن گذارد، فسخ معامله موجب زوال حق شخص مذبور نخواهد شد، مگر اینکه شرط خلاف شده باشد». مفهوم این ماده آن است که تغییر مالک عین مرهونه تأثیری در حق مرتهن نخواهد داشت.

با وجود این، در رأی وحدت رویه هیئت عمومی دیوان عالی کشور به شماره ۶۲۰ مورخ ۲۰/۸/۱۳۷۶ چنین اظهار نظر شده است: «مطابق مواد قانون مدنی گرچه رهن موجب خروج عین مرهونه از مالکیت راهن نمی‌شود، لکن برای مرتهن نسبت به مال مرهونه حق عینی و حق تقدم ایجاد می‌کند . . . و معاملات مالک نسبت به مال مرهونه در صورتی که منافی حق مرتهن باشد نافذ نخواهد بود . . . بنابه مراتب مذکور در جایی که بعد از تحقق رهن، مرتهن مال مرهونه را به تصرف راهن داده اقدام راهن در زمینه فروش و انتقال سرقفلی مغازه مرهونه به شخص ثالث بدون اذن مرتهن از جمله تصرفاتی است که با حق مرتهن منافات داشته و نافذ نیست».[۱۹۵]

امّا علی رغم وجود رأی وحدت رویه مذکور، گویی اختلاف آرای حقوق‌دانان و فقها موجب تشتت آرای دیوان عالی کشور نیز گردیده است؛ زیرا یکی از شعب تشخیص دیوان عالی کشور در دادنامه ۵/۱۴۵۲ مورخ ۲۰/۹/۸۵ چنین رأی داده است: «فروش مالی که رهن است با رعایت حقوق مرتهن بلا اشکال است».[۱۹۶] یا در نظریه ۶۶۵۶/۷-۳۰/۷/۱۳۷۹ اداره حقوقی قوه قضائیه آمده‌است: «معاملاتی که وام گیرنده (راهن) با رعایت حقوق مرتهن و مقررات ماده ۷۹۳ق.م انجام دهد، بلامانع است».[۱۹۷]

نظر دهید »
مقاله های علمی- دانشگاهی | گفتار چهارم: ضابطین نظامی – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 24 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۸- دستگیری متهمان و بزهکاران و جلوگیری از فرار و مخفی شدن آنان ۹- اجراء وابلاغ احکام قضائی

کلیه ضابطان موظفند دستورات مقام قضائی را ‌اجرا کنند درذیل ماده ۱۹ قانون آیین دادرسی کیفری برای متخلف از این وظیفه انفصال موقت از ۱ ماه الی ۶ ماه ازخدمات دولتی مقررشده بود. اما در ماده ۱۶، ۱۹ قانون آیین دادرسی در امور کیفری حداکثر مجازات انفصال از۶ ماه به ۱ سال افزایش یافته و حداقل آن نیز ۳ ماه تعیین شده است علاوه برآن برای ضابط متخلف، مجازات زندان از۱ الی ۶ ماه مقرر شده است.

گفتار سوم: ضابطین خاص

ضابطین خاص دادگستری مأمورینی هستند که مستقیماً بموجب قانون یا تحت نظارت و تعلیمات قانونی مقام قضائی درحدود وظایف محوله درمورد جرایم خاصی یک یا چند وظیفه از وظایف قانونی را از قبیل کشف جرم و بازجوئی مقدماتی و حفظ آثار و دلایل جرم و جلوگیری از فرار و مخفی شدن متهم و ابلاغ اوراقی و اجرای تصمیمات قضائی را انجام داده و مراتب را به مقام قضائی اعلام می‌نمایند.

به عبارت دیگر مأمورینی که بموجب قوانین خاص در انجام وظایف خود ضابط دادگستری به حساب می‌آیند ضابطین خاص گفته می‌شوند. این ضابطین ‌از کلیه اختیارات ضابطین دادگستری برخوردار نیستند و فقط از لحاظ انجام وظایف یا درزمان معین ضابط دادگستری محسوب می‌شوند. و به عبارتی ضابط خاص به مأمورینی گفته می‌شود که دارای قدرت عام ضابطیت نیستند اما به اعتبار شغل و وظیفه خاصی که دارند اولاً می‌توانند بعضی از اقدامات را درحد اقدامات تعقیبی و تحقیقی انجام دهند. ثانیاًً، گزارش آن ها ازحیث ارزش در ردیف اعتبار گزارش ضابطین دادگستری ارزیابی می‌شود. [۲۱]

– ضابطین عام صلاحیت اقدام درباره کلیه جرایم را دارند مگر آنچه قانون منع ‌کرده‌است. بعکس ضابطین خاص اقدام درباره هیچ جرمی‌ را ندارند مگر آنچه که قانون اجازه داده است .[۲۲]

– ضابطین خاص با توجه به امکانات محدودشان در محدوده وظایف محوله ضابط هستند یعنی فقط صلاحیت انجام بعضی از وظایف قابلیت را دارند. لذا مقامات قضائی باید کاملاً ‌به این نکته توجه داشته باشند که تکالیفی خارج از حدود وظایف محوله قانونی برآنها تحمیل نکنند. ضابطین عام صلاحیت انجام همه وظایف ضابطیت را دارند. [۲۳]

صلاحیت دخالت ضابطین خاص، محدود به جرائمی‌خاص با شرایطی معین است و درغیر از آن جرائم یا بدون تحقق آن شرایط، حق مداخله و اقدام ندارند. درعین حال، باید توجه داشت که ضابط شناخته شدن این افراد در زمینه ای خاص، صلاحیت دخالت و اقدام ضابطین عام در این حوزه رانفی ویا محدود نمی‌کند، بلکه اشخاص اخیر ‌در همه حال ضابط دادگستری شناخته می‌شوند.[۲۴]

اکثریت قریب به اتفاق حقوق ‌دانان به استثنای بند اول ماده ۱۵ قانون آیین دادرسی درامور کیفری که به ‌عنوان ضابط عام تلقی می‌گردد، مابقی بندها را به ‌عنوان ضابطین خاص می‌دانند که شامل موارد ذیل می شود:

الف: رﺅسا و معاونین زندان نسبت به امور مربوط به زندانیان

ب: مأمورین نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی‌که بموجب قوانین خاص و در محدوده وظایف محوله ضابط دادگستری محسوب می‌شوند.

ج: سایر نیروهای مسلح در مواردی که شورای عالی امنیت ملی تمام یا برخی از وظایف ضابط بودن نیروی انتظامی‌را به آنان محول کند.

د: مقامات و مأمورینی که بموجب قوانین خاص درحدود وظایف محوله ضابط دادگستری محسوب می‌شوند. [۲۵]

در قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۲۹۰ ضابطین خاص برشمرده نشده بودند وبرای شناخت آن ها باید به قوانین خاص مراجعه می‌شد و ق ادک ۱۳۷۸، ماده ۱۵ سه دسته از ضابطین خاص را در بندهای ۲، ۳، ۴ خودنام برده و دربند۵ به قوانین خاصی که برخی مقامات و مامورین را درحدود وظایف خود ضابط دادگستری شناخته اشاره ‌کرده‌است .[۲۶]

گفتار چهارم: ضابطین نظامی

‌در مورد جرائم ارتکابی ازسوی پرسنل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی‌ایران ( کادر و وظیفه ) مأموران زیر به ‌عنوان نیروی انتظامی‌، عهده دار جمع‌ آوری دلایل ارتکاب جرم، جلوگیری از فرار متهم، بازجوئیها و سایر اقدامات قانونی هستند:

۱- مأموران ارتش و سپاه ۲- مأموران حفاظت و اطلاعات ‌یگان‌ها

۳- برخی مأموران وزارت اطلاعات ۴- پرسنل بازرسی ‌یگان‌ها

۵- افسران قضایی ‌یگان‌ها ۶- مأموران انتظامی‌ ۷- بازپرسان و دادیاران نظامی‌که همگی تحت نظارت دادستان نظامی‌انجام وظیفه می‌کنند.[۲۷]

به استناد دستورالعمل شماره ۷۳/۱۱۰۸۶/۹/۷، مورخه ۱۷/۱/۱۳۷۴ سازمان قضایی نیروهای مسلح، جرائم پرسنل وزارت اطلاعات در صورتی که درارتباط با وظایف خاص آنان باشد یا مشتمل بر اطلاعات طبقه بندی شده ای باشد که از اسرار جمهوری اسلامی‌ایران محسوب می‌شود، در سازمان قضای نیروهای مسلح مورد رسیدگی قرارخواهد گرفت.

‌بنابرین‏ ضابطین نظامی‌دسته دیگری از ضابطین قوه قضایه هستند که قلمرو فعالیت آن ها ‌در مورد جرائمی‌است که ‌در صلاحیت دادگاه های نظامی ‌می‌باشد.

ماده یک قانون دادرسی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی‌ ایران مصوب ۲۲/۴/۱۳۶۴ مجلس شورای اسلامی‌در خصوص دادگاه های نظامی‌و صلاحیت آن ها مقرر می‌دارد: «رسیدگی به جرایم مربوط به وظایف خاص نظامی‌و انتظامی‌، اعضاء نیروهای مسلح جمهوری اسلامی‌ایران (ارتش، سپاه، ژاندارمری، شهربانی، پلیس قضای، کمیته های انقلاب اسلامی‌و هرنیروی مسلح قانونی دیگر) برطبق مواد این قانون در صلاحیت دادگاه های خاص نظامی‌است.»

تبصره یک: “منظور از جرایم مربوط به وظایف خاص نظامی‌و انتظامی‌بزه هایی است که اعضای نیروهای مسلح در ارتباط با وظایف و مسئولیت‌های نظامی‌و انتظامی‌که طبق قانون و مقررات به عهده آنان است مرتکب گردند.”

تبصره دو: جرایمی‌که در مقام ضابط دادگستری مرتکب شده باشند در محاکم عمومی‌رسیدگی می‌شود. ‌بر اساس ماده ۱۲۲ قانون دادرسی و کیفر ارتش، ضابطین نظامی ‌مأمورانی هستند که در حدود مقررات این قانون مکلف به بازپرسی و تحقیق نسبت به بزه هایی که در صلاحیت دادگاه های نظامی‌است بوده و اقداماتی که برای جمع‌ آوری دلایل و مدارک مربوطه و جلوگیری از فرار یا مخفی شدن متهم و تعقیب قانونی قضیه لازم است بعمل آورند.

بر تعریف فوق ا ین اشکال وارد است که جامع نیست یعنی تمام وظایف ضابطین نظامی‌در آن گنجانده نشده است. گفتیم که هر دادرسی کیفری چهار مرحله دارد:

۱-کشف جرم و تعقیب ۲- تحقیقات مقدماتی

۳- محاکمه و صدور حکم ۴- اجرای حکم ضابطین

معمولاً در مراحل کشف و تعقیب و تحقیقات مقدماتی دخالت مستقیم داشته و در مرحله محاکمه و صدور حکم نیز باید تمهیدات لازم ازقبیل، ابلاغ وقت دادرسی و احضار متهم را فراهم نمایند و اجرای احکام دادگاه های نظامی‌نیز برعهده ضابطین نظامی‌است لیکن تعریف مذکور ازجهت وظیفه ضابطین در ارتباط با اجرای احکام ساکت است. ‌بنابرین‏ از باب قاعده جامع و مانع بودن تعاریف، تعریف مذکور باید به گونه ای تکمیل شود که تمام وظایف و اختیارات ضابطین را در مراحل چهارگانه دادرسی دربر داشته باشد.[۲۸]

همان‌ طور که ضابطین دادگستری را قانون تعیین و معرفی می‌کند و هیچ کس ضابط دادگستری محسوب نمی‌شود مگر اینکه قانون این سمت را نسبت به او شناخته باشد به همان ترتیب هیچکس ضابط نظامی‌به شمار نمی‌آید مگراینکه قانون این عنوان را به او اعطا کرده باشد. [۲۹] مصادیق ضابطین نظامی‌درماده ۱۲۳ قانون دادرسی و کیفر ارتش احصاء شده است. ماده موصوف در این خصوص مقرر داشته: « وظیفه ضابطین نظامی‌ به وسیله اشخاص پایین اجراء می‌شود.

    1. مأموران دژبانی
نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 91
  • 92
  • 93
  • ...
  • 94
  • ...
  • 95
  • 96
  • 97
  • ...
  • 98
  • ...
  • 99
  • 100
  • 101
  • ...
  • 653
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

ایده پردازان فردا : ایده های نو برای زندگی بهتر

 تکنیک‌های داستان‌گویی
 احساس غم در رابطه
 حرفه‌ای شدن با لئوناردو
 آموزش ChatGPT
 درمان نفخ سگ
 انتخاب ظرف غذای گربه
 غلبه بر ترس از شکست
 عاشق کردن شوهر
 درآمد از سوشال مدیا
 درمان خیانت زنان
 درآمد از تولید محتوا
 صبر در رابطه عاشقانه
 عشق در سنین مختلف
 پرسونای مخاطب سایت
 ساخت آهنگ هوش مصنوعی
 آموزش Blender
 بهبود رتبه گوگل
 خطر بازنویسی هوش مصنوعی
 سگ باکسر
 تدریس آنلاین ریاضی
 یافتن شغل دلخواه
 بازاریابی برونگرا
 افزایش فروش عکس
 درآمد از اپلیکیشن موبایل
 خلق موشن گرافیک
 تولید کپشن اینستاگرام
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • راهنمای نگارش مقاله دانشگاهی و تحقیقاتی درباره بررسی ارتباط میان … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • طرح های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها در مورد تبیین مزیت رقابتی پایدار ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • طرح های پژوهشی انجام شده با موضوع برهمکنش پلاسمون-مولکول ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقاله-پروژه و پایان نامه – ۲-۳-۱- تاریخچه مالیات بر ارزش افزوده – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • پایان نامه آماده کارشناسی ارشد | ۲-۴- رویکرد زوج‌درمانی شناختی- رفتاری – 1
  • فایل های مقالات و پروژه ها – فصل اول: ماهیت و عناصر امارات قانونی – 1
  • دانلود مقاله-پروژه و پایان نامه – اهداف و دلایل استفاده از ارزیابی عملکرد – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود مطالب پایان نامه ها با موضوع تاثیر هوش فرهنگی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • طرح های پژوهشی دانشگاه ها با موضوع طراحی الگوی توسعه ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود متن کامل پایان نامه ارشد | پژوهشهای انجام شده در خارج کشور : – پایان نامه های کارشناسی ارشد

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان