ایده پردازان فردا : ایده های نو برای زندگی بهتر

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
مقالات تحقیقاتی و پایان نامه ها – قسمت 7 – 2
ارسال شده در 24 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۲) تصمیم‌گیری فرایندی است برای کاهش عدم اطمینان و و رفع شک و شبهه در باره گزینه‌ها در حد کافی، به نحوی که بتوان از میان گزینه‌ها، انتخاب منطقی را برگزید. این تعریف بر گردآوری اطلاعات و اتخاذ تصمیم در مرحله بعد تأکید دارد. ‌به این نکته بایدتوجه شود که عدم اطمینان را میتوان کاهش داد و نمی‌توان به صورت کلی آن را حذف کرد. تعداد کمی از تصمیمات را می‌توان با اطمینان قاطع اتخاذ کرد زیرا جمع‌ آوری اطلاعات ‌در مورد همه گزینه‌ها بندرت امکان پذیر است. ‌بنابرین‏ هر تصمیمی‌با مقداری مخاطره همراه است. وقتی عدم اطمینان وجود نداشته باشد اتخاذ تصمیم با در نظر گرفتن یک الگوریتم یا انجام چند مرحله ساده، عملی است. (علاقه بند، ۱۳۷۸)

مفاهیم و تعاریف در تصمیم‌گیری

در مکتوبات مربوط به تصمیم‌گیری و در این نوشته واژه و کلماتی به کار می‌رود که نیاز به تعریف دارد که این واژه ها به صورت خلاصه به شرح زیر می‌باشند:

۱) اطلاعات: اطلاعات به معلومات و داده های مربوط به تصمیم اطلاق می‌شود که بر گزینه‌ها اثر دارد. نکته درخور توجه در این تعریف آن است که مراد اطلاعات اساسی و مهم مورد نظر است و بیان «اطلاعات بیشتر، بهتر است » صحیح نمی‌باشد. اطلاعات زیاد حقیقتا علاوه بر ایجاد وقفه در تصمیم‌گیری، کیفیت تصمیم را پائین می آورد.

۲) گزینه‌ها: گزینه به مفهوم امکان‌ها و روش های محتمل است.گزینه‌ها می‌توانند توسط فرد تصمیم‌گیرنده تعیین شوند یا حتی توسعه و تکامل داده شود. صرف جستجو برای ‌گزینه‌هایی که از قبل وجود ‌داشته‌اند، منتج به اتخاذ تصمیمات کم اثر خواهد شد.

۳) معیار: معیار خصوصیات و نیازهای مرتبط با هر گزینه است که بایستی دارای حد لازم باشد. معمولا گزینه‌ها به چگونگی دارا بودن هر معیار ربط دارند. معیار می‌توان استاندارد مورد نظر که گزینه‌ها بر مبنای آن مورد سنجش قرار می گیرند نیز تعریف کرد.

۴) اهداف: اهداف آن چیزی است که می‌خواهیم در آینده اتفاق افتد یا روی دهد. بعضی افراد ابتدا تعداد زیادی گزینه در نظر می‌گیرند سپس از خود می پرسند حالا کدام را باید برگزید ؟ بدون آنکه از قبل ‌در مورد اهداف و مقاصد کلی فکری کرده باشند. در حالی که ابتدا باید اهداف و جایگاه آینده را مشخص کرد و گزینه مناسب را درجهت تحقق هدف خاص انتخاب کرد.

۵) ارزش: ارزش به چگونگی نتیجه مشخص مورد نظر ارتباط دارد، ارزش گزینه‌ها می‌تواند ؛ مبلغ، حد رضایت یا سایر منافع باشد.

۶) ترجیحات: ترجیحات در فلسفه فکری و سلسله مراتب ذهنی فرد تصمیم‌گیر انعکاس می‌یابد. می‌توان گفت ترجیحات ارزش خاص مورد نظر فرد تصمیم‌گیر است و ارزش‌های فردی ترجیحات را دیکته می‌کنند. فردی ممکن است تصمیماتش را با متانت، آرامش، بدون سر و صدا و جنجال آفرینی بگیرد ولی فردی دیگری برعکس اقدام نماید.

۷) کیفیت تصمیم: کیفیت تصمیم به به خوب یا بد بودن تصمیم توجه دارد. تصمیم خوب تصمیمی‌را گویند که بر مبنای اصول منطقی، با توجه به اطلاعات در دسترس اتخاذ شده و بازتاب دهنده ترجیحات تصمیم‌گیرنده باشد.

۸) پذیرش: آنهائی که باید تصمیم گرفته شده را به اجرا درآورند بایستی هم از نظر فکری و هم از جنبه احساسی آن را بپذیرند. پذیرش تصمیم عامل حساسی است زیرا گاهی اوقات پاره‌ای از تصمیمات با معیارهای کیفی در تضاد واقع می‌شود.

انواع تصمیم‌گیری

تصمیم‌گیری فردی مبانی مختلف وجود دارد ولی در این نوشته به سه مبنای کلی اشاره می‌شود:

۱) تصمیم در باره چه. در این حالت به صورت بله / خیر، انتخاب این یا آن تصمیم گرفته می‌شود که باید قبل از فرایند بررسی و انتخاب گزینه‌های اتفاق بیافتد. تلویزیون بخریم یا نه ؟ امسال تابستان سفر برویم یا خیر ؟ در این شیوه تصمیمات با سنجیدن دلایل له و علیه، اتخاذ می‌گردد.

۲) تصمیم در باره کدام. در این روش و بر اساس این مبنا، تصمیمات با انتخاب یک یا بیشتر گزینه از میان چند راه حل ممکن اتخاذ می‌شود. انتخاب گزینه بر مبنای سنجیدن آن گزینه با معیارهای از پیش تعیین شده روی می‌دهد.

۳) تصمیمات شرطی. در این روش تصمیمی اتخاذ می‌شود ولی تا زمان تحقق بعضی شرایط اقدام اساسی انجام نمی‌شود. برای مثال، تصمیم به خرید خودرو گرفته می‌شود ولی به شرط آنکه خودرو با قیمت مناسب پیدا شود.

زمان، توان، قیمت، در دسترس بودن، فرصت داشتن، تشویق یا تأیید دیگران از عوامل هستند که بر روند اتخاذ تصمیم اثر مستقیم می‌گذارند. بعضی تصمیمات تصادفی اظهار نمی‌شوند و حتی از قبل در ضمیر ناخودگاه فرد وجود دارد. این نوع تصمیمات وقتی اتخاذ می‌شود که شخص بخواهد از فرصت استفاده کند و در این حالت به سمت تفکر نمی‌رود. خرید اجناسی که خیلی ارزان به نظر برسد و یا تصمیم در باره ورزش و تفریح، از جمله این نوع ‌تصمیم‌گیری‌ها است. (الوانی، ۱۳۷۸)

عوامل اتخاذ تصمیم

تصمیم‌گیری رویدادی نیست که در یک لحظه و یا در یک نقطه اتفاق افتد یا یکباره ظهور یابد بلکه تصمیم‌ گیری روندی غیر خطی و چرخشی دارد. گزینه‌های قابل تصور بر معیارهای در نظر گرفته شده، اثر می‌گذارند و بالعکس معیارهای از پیش تعیین شده بر ‌گزینه‌هایی که مشخص شده است، تاثیر متقابل دارد.

بهر حال هر تصمیمی‌که اتخاذ می‌گردد از چند عامل یا اجزاء تشکیل که می‌توان به شرح زیر برشمرد:

محیط و فضای تصمیم

هر تصمیمی‌در فضای خاص تصمیم‌ گیری اتخاذ می‌شود، که جمع‌ آوری اطلاعات، گزینه‌ها، ارزش‌ها و ترجیحات مطرح در زمان تصمیم از مشخصه‌ های آن است. محیط و فضای ایده آل برای تصمیم‌گیری فضائی است که در آن همه اطلاعات ممکن، تمام نکات دقیق، و هر نوع گزینه محتمل موجود باشد. به هر حال، هم اطلاعات و هم گزینه‌ها عامل فشار بر اخذ تصمیم است زیرا زمان و سعی و تلاش برای گردآوری اطلاعات و طرح و بررسی گزینه‌ها دارای محدودیت است. (علاقه بند، ۱۳۷۸)

اثرات حجم اطلاعات بر تصمیم‌گیری

بعضی افراد عادت دارند بهنگام اخذ تصمیم مقدار زیادی اطلاعات جمع‌ آوری نمایند تا بتوانند تصمیم مناسب اتخاذ نمایند. وقتی حجم زیادی از اطلاعات گرآوری شود آنگاه ممکن است چند موضوع دیگر پیش آید.

۱) در اتخاذ تصمیم تأخیر روی دهد چون برای جمع‌ آوری اطلاعات بیشتر و تحلیل آن ها، زمان بیشتری نیاز است.

۲) اطلاعات اضافی و بیش از اندازه جمع گردد، در چنین وضعیتی، با وجود اطلاعات زیاد توانایی واقعی فرد تصمیم‌گیری کاهش می‌یابد زیرا اطلاعات زیاد قابل اداره و ارزیابی دقیق نیست. مسئله مهم که با وجود اطلاعات اضافی و زیاد به وجود می‌آید فراموشی است. وقتی اطلاعات زیادی به حافظه انتقال یابد معمولا اطلاعات وارد شده قبلی به تدریج فراموش می‌شود.

۳) کاربرد گزینشی اطلاعات روی می‌دهد. یعنی فرد تصمیم‌گیر از میان اطلاعات موجود تنها به اطلاعاتی اکتفا می‌کند که تصمیم از قبل نتیجه گیری شده وی را تأیید و پشتیبانی نماید.

۴) فرسودگی ذهنی روی می‌دهد، این امر موجب کندی در کار یا کیفیت ضعیف کار می‌گردد.

نظر دهید »
مقالات و پایان نامه ها – ۲-۲-۳-۴- تئوری دو عاملی[۳۶] – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 24 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۲-۲-۳-۲- تئوری ERG آلدرفر

آلدرفر[۳۴] تلاش کرد با تغییر دادن سلسله نیازهای مازلو ، آن را با تحقیقات تجربی سازگار کند. آلدرفر استدلال کرد که سه گروه نیاز اصلی وجود دارد ؛ زیستی (شبیه به نیازهای فیزیولوژیک و ایمنی مازلو) ، وابستگی (شبیه به نیازهای اجتماعی و مقام مازلو) و رشد (مانند نیاز به احترام و خود شکوفایی مازلو). او برخلاف مازلو ادعا کرد که ممکن است هر سه گروه نیازها به صورت همزمان برای یک فرد حائز اهمیت باشد.

۲-۲-۳-۳- تئوریX و تئوری Y

داگلاس مک گِرِگور[۳۵] دو دیدگاه مجزا در ارتباط با انسان معرفی می‌کند ؛ یکی بر پایه تصورات منفی به نام تئوری X و دیگری بر پایه تصورات مثبت به نام تئوری Y . مک گرگور پس از بررسی نحوه برخورد مدیران با کارمندان ‌به این نتیجه رسید که دیدگاه مدیران ‌در مورد ذات انسان ها بر پایه یک سری فرضیات مشخص شکل گرفته و نوع رفتار آن ها با کارمندان بر پایه همین فرضیات استوار شده است . بر اساس تئوری X ، مدیران اعتقاد دارند که کارکنان ذاتاً از کار بیزارند و در نتیجه باید آن ها را به انجام کار هدایت کرده یا حتی با اجبار به انجام آن واداشت . در تئوری Y بر خلاف این دیدگاه منفی ‌در مورد ذات انسان ها ، فرض مدیران آن است که کارمندان کار خود را نوعی استراحت یا سرگرمی می دانند و در نتیجه به هر فرد معمولی می توان مسئولیت پذیری را آموخت یا حتی آن ها خودشان به دنبال پذیرش مسئولیت هستند. وی معتقد بود که فرضیات تئوری Y نسبت به فرضیات تئوری X اعتبار بیشتری دارد ، به همین دلیل پیشنهاد کرد رویکردهایی مانند تصمیم گیری شراکتی ، شغل های مسئولانه و چالش برانگیز و ارتباط گروهی خوب برای افزایش انگیزه کارمندان به کار گرفته شود.

۲-۲-۳-۴- تئوری دو عاملی[۳۶]

فردریک هِرزبِرگ[۳۷]، روانشناس معروفی بود که تئوری دو عاملی را پیشنهاد کرد.این تئوری به نام تئوری انگیزشی- بهداشتی[۳۸] نیز شناخته می شود. هرزبرگ با اعتقاد ‌به این که بر خلاف باور سنتی ، عکس رضایت ، نارضایتی نیست ، بیان نمود که اگر ویژگی های ناراضی کننده شغل را از آن حذف کنیم ، رضایت ایجاد نمی شود. این یافته ها از وجود یک زنجیره دوگانه حکایت دارد. یعنی متضاد «رضایت» ، «نبود رضایت» است و متضاد «نارضایتی» ، «نبود نارضایتی».

طبق گفته هرزبرگ عواملی که باعث رضایت از شغل می‌شوند با عواملی که منجر به نارضایتی شغلی می‌شوند ، تفاوت دارند. از این رو ممکن است مدیرانی که سعی می‌کنند نارضایتی شغلی را از بین ببرند ، آرامش ایجاد کنند ، ولی این کار لزوماًً باعث ایجاد انگیزه نمی شود. این افراد به جای این که به کارگران شان انگیزه بدهند ، آن ها را آرام می‌کنند.

به همین دلیل هرزبرگ شرایط در برگیرنده شغل مثل سرپرست ، دستمزد ، سیاست های شرکت ، شرایط فیزیکی محیط کار ، رابطه با دیگران و امنیت شغلی را عوامل بهداشتی نامید. وقتی این عوامل به اندازه کافی باشند ، افراد نه ناراضی می‌شوند و نه راضی. هرزبرگ پیشنهاد کرد برای ایجاد انگیزه در کارمندان ، بر عوامل مرتبط با کار یا پیامد های مستقیم آن مثل فرصت ترفیع شغلی ، فرصت رشد کارمندان ، شناختگی ، مسئولیت پذیری و موفقیت تأکید شود. این ویژگی ها باعث رضایت درونی افراد می شود.

۲-۲-۳-۵- تئوری برابری[۳۹]

مطابق این تئوری ، کارمندان ، نهاده های خود برای کار را ( مثل تلاش ، تجربه ، تجصیلات ، و شایستگی ) و پیامدهای حاصل از آن ( مثل میزان دستمزد ، ترفیع و شناختگی ) را با افراد مشابه مقایسه می‌کنند. آنچه از موقعیت شغلی نصیب شان شده ( خروجی ها ) را نسبت به آنچه برایش صرف کره اند ( نهاده ها ) جمع بندی کرده و نسبت خروجی – نهاده را با افراد مشابه مقایسه می‌کنند. اگر دریابند که این نسبت با نسبت افرادی که خود را با آنان مقایسه کرده‌اند، برابر است ، حالت برابری و در نتیجه وضعیت منصفانه و عدالت را احساس می‌کنند. اگر احساس کنند نسبت نابرابر است ، تنش برابری به وجود می‌آید. اگر احساس کنند کمتر از حق شان دریافت کرده‌اند ، تنش باعث عصبانیت می شود و وقتی فکر کنند بیشتر از حق شان دریافت کرده‌اند ، احساس گناه می‌کنند. اِستِیسی آدامز[۴۰] ، معتقد بود وجود وضعیت تنش منفی باعث می شود فرد انگیزه پیدا کند تا آن وضعیت را اصلاح کند.

مرجعی که کارمندان برای مقایسه انتخاب می‌کنند هم بر پیچیدگی تئوری برابری می افزاید. کارمند برای مقایسه می‌توانند یکی از چهار مرجع زیر را انتخاب کنند :

    1. خود – درون : تجربیات کارمند در موقعیت های شغلی متفاوت در داخل شرکت فعلی.

    1. خود – بیرون : تجربیات کارمند در موقعیت شغلی خارج از شرکت فعلی.

    1. دیگر – درون : فرد یا گروهی از افراد داخل شرکت فعلی.

  1. دیگر – بیرون : فرد یا گروهی از افراد خارج از شرکت فعلی.

بر اساس این تئوری ، وقتی کارمندان احساس می‌کنند در حق شان ناعدالتی شده ، ممکن است یکی از شش گزینه زیر را انتخاب کنند :

    1. تغییر نهاده ها ( مثلاً تلاش کمتر)

    1. تغییر خروجی ها

    1. تحریف ادراک خود

    1. تحریف ادراک دیگران

    1. انتخاب مرجعی متفاوت

  1. رها کردن میدان (مثلاً ترک شغل )

۲-۲-۳-۶- تئوری انتظار[۴۱]

در حال حاضر تئوری انتظار که توسط ویکتور وروم[۴۲] تدوین شده ، یکی از مقبول ترین تئوری های انگیزشی است. تئوری انتظار مدعی است که شدت تمایل به عملکرد به روشی خاص ، بستگی ‌به این دارد که تا چه حد انتظار می رود آن عمل منحر به نتیحه مورد نظر شده وآن پیامد تا چه حد برای فرد جذابیت دارد. تعریف کاربردی تر تئوری انتظار این است که زمانی کارمند برای انجام کاری ، انگیزه دوچندان پیدا می‌کند که باور داشته باشد این تلاش باعث می شود ارزیابی خوبی از عملکرد او انجام و این ارزیابی باعث می شود که سازمان به او پاداشی مثل جایزه نقدی ، دستمزد بیشتر یا ترفیع بدهد ؛ و این پاداش باعث دستیابی به اهداف شخصی فرد می شود. این تئوری سه رابطه را در کانون توجه قرار می‌دهد :

    1. رابلطه تلاش – عملکرد : کارمند چقدر احتمال می‌دهد که تلاش کردن در حدی مشخص باعث عملکرد برجسته ای می شود.

    1. رابطه عملکرد – پاداش : شدت باور فرد ‌به این که عملکرد در سطحی مشخص منجر به کسب نتیجه دلخواه می شود.

  1. رابطه پاداش – اهداف شخصی : پاداش های سازمان تا چهحد اهداف یانیازهای فردرا ارضا کرده وپاداش های احتمالی چقدر برای او جذابیت دارد.

۲-۲-۴-تئوری های رضایت شغلی

مطابق نظر کورمن[۴۳] (۱۳۷۸) ، از دهه ۱۹۲۰ تا کنون رضایت شغلی به گونه وسیعی مورد مطالعه قرار گرفته و نظریه های متعددی درباره آن ارائه شده است . تنوع رویکردها و نظریه های مربوط به رضایت شغلی را می توان ناشی از سه دیدگاه یا حرکت اساسی دانست که در دهه های ۱۹۲۰ تا ۱۹۳۰ شکل گرفته و بیش از هر چیز مفهوم رضایت شغلی را تحت تأثیر قرار داده است. این سه دیدگاه عبارتند از :

نظر دهید »
پایان نامه آماده کارشناسی ارشد – قسمت 11 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 24 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

استفاده واقعی از سیستم

این مدل با توجه به نظریه آیزن و فیشبین(Fishbein,M., Ajzen,I, 1975) بر مبنای تئوری رفتار منطقی در قالب شکل ذیل مطرح گردیده است:

شکل ۵ مدل پذیرش فناوری (Davis ,F.D.,Bagozzi,R.P.,&Warshaw,P.R., 1989)

متغییرهای بیرونی

برداشت ذهنی از مفید بودن

برداشت ذهنی از آسانی استفاده

نگرش به استفاده

تمایل به استفاده

استفاده از فناوری

اساس این مدل بر این عقیده استوار است که برداشت ذهنی افراد از فناوری، بر نگرش آن ها به فناوری تاثیر می­ گذارد. این مدل بیانگر آن است که استفاده از فناوری اطلاعات با میل به رفتار (میل به استفاده )تعیین می­ شود که این تمایل رفتاری خود ‌بر اساس دو برداشت ذهنی سودمندی و سهولت درک شده تعیین می­ شود. (رضایی, ۱۳۸۸)

مدل پذیرش فناوری، بسیاری ‌از معیارهای نگرشی تئوریِ عمل منطقی را بامعیارهای ادراک ازسهولت استفاده ‌و ادراک ازسودمندی جایگزین می‌کند. در این مدل دیویس انگیزه­ های استفاده­کننده را در قالب سه عامل بیان می­دارد: سهولت به­ کارگیری درک­شده ، سودمندی درک شده و علاقه به بهره­ گیری از این سیستم. علاقه عامل مهمی در به­ کارگیری این سیستم است و سهولت درک شده نیز به طور مستقیم بر سودمندی درک شده تاثیر می­ گذارد. مدل پذیرش فناوری رابطه­ بین کاربر و عقاید درونی (سودمندی و سهولت )نگرش و نیات و رفتار بهره­ گیری از کامپیوتر را بیان می­ کند. (Davis , F.D;,Bagozzi,R.P.,Warshaw,P.R, 1989) از سال ۱۹۸۵ این مدل به عنوان توجیه­کننده­ مناسب در بحث استفاده از فناوری اطلاعات به کارگرفته شده و تاکنون در مقالات متعدد مورد استفاده قرار گرفته­است.

شکل ۵ فرایند پذیرش و استفاده از فناوری اطلاعات بر مبنای مدل پذیرش فناوری

ویژگی­های کلی مدل پذیرش فناوری که بر­مبنای نگرش توسعه یافته است، در جدول ۲-۶ ارائه گردیده است :(Winarto, 2011, ص. ۱۲)

جدول ۶ویژگی های کلی مدل پذیرش فناوری

ویژگی های کلی مدل پذیرش فناوری

این مدل برای ارزیابی رفتار کاربران در حوزه ی فناوری اطلاعات طراحی شده تا پذیرش یا عدم پذیرش سیستم ها را در سازمان‌ها و فرهنگ های مختلف ارزیابی و پیش‌بینی نماید.

این مدل اساس تئوریک قوی داشته و تحقیقات زیادی بر روی آن انجام شده شاخص های گوناگونی برای تبیین ارائه گردیده و در سطوح مختلف کاربردی به کارگرفته شده است.

در فناوری های اطلاعاتی متنوع به کار گرفته شده و نتایج قابل قبولی ارائه داده است.

یکی از مهمترین نقاط ضعف مدل پذیرش فناوری آن است که در این مدل، عوامل اجتماعی که نقش مهمی در شکل­ گیری نگرش افراد نسبت به پذیرش فناوری دارند، مورد ملاحظه قرار نگرفته است. به منظور حل این مسئله، در مدل­های تکمیلی سازه‌های نظری نظیر تاثیرات اجتماعی از قبیل هنجارهای ذهنی، داوطلبانه بودن و …به مدل اضافه شده است.

تکمیل مدل پذیرش فناوری

طی دهه­های سال گذشته مدل پذیرش فناوری به طور مداوم در حال تکمیل بوده است.(Wixom, B., and Todd, P, 2005)محققین فرایند گسترش آن را سه دوره تقسیم نموده ­اند. مرحله­ نخست تکمیل آن با بهره­ گیری از مدل­های مرتبط است. (مدل رفتار برنامه­ ریزی شده هنجارهای اجتماعی و …) رویکرد دوم متغییر­های جایگزین و اضافی به مدل ارائه نموده است. این متغییر ها بیشتر از تئوری انتشار نوآوری به مدل اضافه شده است. که شامل قابلیت آزمایش – سازگاری – محسوس بودن و نتایج جمعیت شناختی است. رویکرد سوم تکمیل متغیرهای خارجی که بر سهولت و سودمندی درک شده، تاثیر می­ گذارد برخی از این متغییر­ها شامل : ویژگی­های شخصیتی – خصوصیات جمعیت­شناختی است.

یکی از محققین سه فاز توسعه را برای معرفی مدل پذیرش­فناوری مطرح نموده است. این مراحل انطباق، اعتبار و توسعه ‌می‌باشد.

جدول ۷روند توسعه مدل پذیرش فناوری

روند توسعه مدل پذیرش فناوری

در فاز انطباق: این مدل در زمینه­ وسیع سیستم­های اطلاعاتی به کار گرفته شده است ( برخی از این سیستم­های صفحه گسترده –لوتوس ۱،۲ و ۳ و نرم افزارهای واژه پرداز و عمدتاًً از مجموعه نرم­افزارهای آفیـس بوده ­اند) فناوری ­های ارتباطی (ایمیل ، ایمیل صوتی، سیستم ارتباط با مشتری، و فاکس) سیستم­های مرکز داده کامپیوترهای کوچک و فناوری­هایی در ارتباط با اینترنت بوده ­اند. (سیستم­های خدمات اطلاعات – خدمات آن­لاین – سیستم­های مجازی و … کتابخانه­ های دیجیتال و …)است. این مدل در سازمان­ های متعدد با فرهنگ­های مختلف به کار گرفته شده است. ( سازمان­ های مالی آمریکایی- کمپانی فولاد کانادایی – شرکت­های حسابداری بیمارستان­های عمومی هنگ کنگ، مؤسسات مالی و بانک­ها)

در فاز اعتبار مدل پذیرش فناوری دو روند رخ می­دهد. روند نخست: اعتبار سنجی ابزارهای سهولت و سودمندی درک شده می ­پردازد و سایرین به ارتباط بین سایر متغییر­های مدل پذیرش فناوری می ­پردازد.

فاز گسترش نیز به دو بخش تقسیم می­ شود. بخشی به توسعه دو سازه­ی اصلی سودمندی و سهولت درک شده پرداخته و بخشی دیگر به سایر متغیّر­ها می پردازد (Han, 2003)

از نظر یک محقق(Adam, Nelson, & Todd, 1992) دوره ­های تکامل مدل پذیرش فناوری به ۴ بخش تقسیم شده است. که این دوره­ ها شامل معرفی – اعتبار – گسترش و تکمیل استادانه است. از زمان معرفی مدل در سال ۱۹۸۹ تحقیقات در این حوزه به دو بخش اصلی تقسیم شده است یک بخش می­کوشید تا برای اثبات صحت مدل آن را نمونه ­ای از سایر مدل­ها بداند. آدامز مدل را در پنج حوزه­ مختلف به کار گرفته و اعتبار آن را در پیش ­بینی رفتار مصرف ­کننده اثبات نمود.

بخش یک به مقایسه­ مدل پذیرش فناوری با تئوری TRA پرداخته و به بیان تفاوت­های آن می ­پردازد و از نظر قدرت پیش ­بینی و دشواری مقایسه می­ نماید.

دیویس مدل TAM را با TRA بین دانشجویان MBA مقایسه نموده و دریافت که TAM تبیین بهتری برای قصد استفاده از سیستم پردازش­گر نسبت به TRA داشته است. (Davis , F.D;,Bagozzi,R.P.,Warshaw,P.R, 1989)

در دوره­ اعتبار محققین برای تأیید مدل شاخص­ های مناسب مرتبط با فناوری ­های مختلف و جایگاه و وظایف تعیین نموده ­اند.آدام در سال ۱۹۹۲ با بهره­ گیری و توسعه مدل دیویس و به­ کارگیری دو سازه­ی اساسی مدل (سهولت و سودمندی درک شده) در دو نوع فناوری (پست صوتی و الکترونیک) در ۱۰ سازمان با ۱۱۸ کاربر انجام شده است اعتبار و روایی مقیاس­های ارزیابی سازه­ ها را تأیید نموده است.

در دوره گسترش: محققین به نوعی متغیرهای مرتبط با سازه­ های اصلی مدل پرداخته­اند. برخی از محققین (Sun & Zhang, 2006) برخی از محدودیت­های مدل را توان ناکافی پیش ­بینی و عدم وجود رابطه بین سازه­ های آن دانسته اند و نقش و متغییر­های میانجی را در ایجاد این محدودیت­ها مؤثر می­دانند. (Venkatesh, V., Morris, M. G., Davis, G. B., & Davis, F. D., 2003)

یکی دیگر از محدودیت­ها شاخص­ های مرتبط با متغییر­های شخصی است که شامل سطح تحصیلات تجربیات پیشین و آموزش است. سه متغییر بر سودمندی تاثیر مشخص گذارده است. در مرحله ی پایانی نیز مدل همچنان به تکامل خود ادامه می­دهد. در این مرحله با تمر کز به مدل جدیدتر که متغییر های خارجی که بر سودمندی و سهولت مؤثر است ادامه می‌یابد.

مدل پذیرش فناوری ۲

نظر دهید »
خرید متن کامل پایان نامه ارشد | قسمت 4 – 9
ارسال شده در 24 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

راچمن و کاستلو[۲۶] با اتکاء بر دلائل تجربی، هراس‌ها را پاسخ‌های آموخته شده می‌دانند “محرک‌های هراسناک ساده یا پیچیده” هنگامی که در زمان یا در فضا، با یک حالت یا با یک موقعیت مولد ترس متداعی می‌شوند، گسترش می‌یابند. تکرار تداعی بین موقعیت ترسناک و محرک جدید هراسناک و به تقویت هراس می‌ انجامد و محرک هراسناک نخستین می‌تواند به محرک‌هایی که واجد همان ماهیت هستند گسترش یابد. ‌بنابرین‏ برای رفتارگرایان، هراس‌ها عبارت از واکنش‌های اضطرابی تعمیم یافته‌اند. آن‌ ها می‌پذیرند که رفتار روان‌رنجوری[۲۷]، رفتاری آموخته شده است و در نتیجه می‌توان تابع “یادگیری زدایی[۲۸]” قرار گیرد. پس هراس یک مکانیسم جانشین شونده یا محصول مکانیزم‌های جابجایی نیست، بلکه در ارتباط مستقیم با شرطی شدن است و به همین دلیل، با از بین بردن نشانه فرضی می‌توان بیماری را از بین برده بدون آن که از بین رفتن نشانه فرضی به افزایش درجه اضطراب یا بروز نشانه های نا خواسته دیگر منجر شود (به نقل از ابوالقاسمی، ۱۳۸۲).

هر چند نمی‌توان پذیرفت که همه‌ هراس‌ها، پاسخ‌های شرطی شده باشند، اما می‌توان گفت که حتی پاره‌ای “اضطراب‌های دیرینه‌ای” (آنافروید) و هراس نخستین (زیگموند فروید) نیز می‌توانند به علت فقدان ایمنی و احساس رهاشدگی، شرطی شوند و بالعکس نمی‌توان اهمیت “جابجایی[۲۹]” را در اغلب هراس‌های کودکانه انکار کرد (دادستان، ۱۳۷۰).

در سال ۱۹۲۰، واتسون[۳۰] مقاله‌ای را به نام واکنش‌های هیجانی شرطی نوشت که در آن تجربه خود را با “آلبرت کوچولو” بچه‌ شیرخواری بود که به وسیله وی، واستون هراس از موش و خرگوش را شرح داد. بر عکس “هانس کوچولو” فروید، که علایم او را در مسیر طبیعی رشد پدید آمده بود، مسائل آلبرت کوچولو نتیجه مستقیم تجربیات علمی دو نفر روان‌شناس بود، که با بهره گرفتن از روش‌هایی در حیوانات آزمایشگاهی واکنش‌های شرطی را به طور موفقیت‌آمیز به وجود آورده بودند. در فرمول‌بندی واتسون از الگوی سنتی محرک ـ پاسخ بازتاب شرطی سازی پاولوفی در پیدایش ابتدائی هراس‌ها، کمک گرفته شده است. یعنی، اضطراب به وسیله یک محرک ترسناک طبیعی، که همراه با یک محرک دوم که طبیعتاً خنثی اعمال می‌شود، ایجاد می‌گردد. در نتیجه همراهی، بخصوص اگر دو محرک در چند نوبت متوالی همراه باشند، محرک اساساً خنثی به تنهایی توانایی ایجاد اضطراب را پیدا می‌کند. ‌بنابرین‏، محرک خنثی محرکی شرطی برای تولید اضطراب می‌گردد (به نقل از کاویانی، ۱۳۸۵).

در فرضیه کلاسیک محرک ـ پاسخ، مشاهده می‌شود که محرک شرطی[۳۱] اگر به طور زمان‌بندی با محرک غیر شرطی[۳۲] تقویت نشود، تدریجاً توانایی فرد را برای ایجاد واکنش از دست می‌دهد. در علامت هراس، این تقویت واکنش به محرک بر انگیزنده‌ی هراس (یعنی شرطی) صورت نمی‌گیرد. با وجود این، ممکن است علامت بدون تقویت خارجی آشکار ادامه می‌یابد. در فرضیه تازه‌تر شرطی‌سازی کارا (فعال) برای توجیه این پدیده الگویی ارائه می‌شود. در این فرضیه، اضطراب سائقی تلقی می‌شود که ارگانیسم را تحریک می‌کند تا هر چه می‌تواند برای رفع عاطفه دردناک به عمل آورد. حیوان در جریان رفتار اتفاقی خود، به زودی یاد می‌گیرد که اعمال خاصی او را برای اجتناب از محرک ایجاد کننده اضطراب قادر می‌سازد. این الگوهای اجتنابی، مدت‌ها در نتیجه تقویتی که از طریق توانایی خود برای رفع اضطراب به دست می‌آورند، ثابت باقی می‌مانند این الگو به راحتی قابل انطباق به هراس‌ها است، چرا که اجتناب از شیء یا موقعیت اضطراب انگیز نقش عمده‌ای دارد. این رفتار اجتنابی به علت تأثیر آن در محافظت بیمار از اضطراب هراس به صورت علامت ثابتی در می‌آید (سیف، ‌۱۳۶۵).

فرضیه یادگیری رابطه خاصی با اختلال‌های هراس داشته و توضیح ساده و قابل فهم برای بسیاری از جنبه‌‌های علایم هراس ارائه می‌کند. ‌بنابرین‏، منتقدین اعتقاد دارند که این فرضیه با مکانیسم‌های سطحی پیدایش علایم مربوط است و در مقایسه با فرضیه‌های روانکاوی و ارائه بینش نسبت به برخی از فرایندهای پیچیده‌تر روانی (درگیر) هراس کمتر مفید است (قاسم‌زاده، ۱۳۷۰). قبلاً چنین تصور می‌شد که امکان دارد درباره هر شیء یا موقعیتی واکنش هراس امکان بروز پیدا کند، اما نگرش مقابل آن که بر اساس مشاهده مجموعه‌ای محدود از هراس‌ها در درمانگاه‌ها پدید آمده است، این است که اشیاء ترسناک، چیزهایی هستند که بالقوه برای نژاد بشر خطرناکند یا زمانی خطرناک بوده‌اند و این نظریه “آمادگی[۳۳]” (مک نالی، ۱۹۹۰)، هراس‌های مربوط به جانوران کوچک، بیماری یا آسیب، طوفان، بلندی، افراد غریبه، آب و موقعیت‌هایی مانند دور بودن از مکان امن و طرد شدن از دیگران را در بر می‌گیرد (پورافکاری، ۱۳۷۰). با وجود آن‌که علت دقیق هراس‌ها معلوم نیست، اما عموماً ترس‌ها اکتسابی تلقی می‌شوند. ترس‌های که از طریق شرطی‌سازی مستقیم، شرطی‌سازی جانشینی[۳۴] (مواردی که ترس از طریق مشاهده ترس دیگران فرا گرفته می‌شود) و یا انتقال اطلاعات و یا آموزش‌ها یاد گرفته می‌شدند (راچمن، ۱۹۷۷).

شرطی‌سازی شکلی از یادگیری است که در طی آن من یک محرک و پاسخ به آن محرک، ارتباط جدیدی شکل می‌گیرد. مثلاً کودک با یک سگ خانگی (محرک) بازی می‌کند، ممکن است بدون قصد دم او را بکشد و سگ گازش بگیرد. در این صورت، کودک با ترس و ناراحتی، از خود پاسخ نشان می‌دهد و یا یاد می‌گیرد که در آینده از سگ اجتناب کند. اما بیمار هراسی، معمولاً نمی‌تواند رویداد تکان دهنده واحدی مانند گاز گرفته شدن را به عنوان تاریخ شروع اختلال خود ذکر کند. معمولاً ترس به تدریج و در نتیجه تجربه های مکرر کم و بیش ترسناک و یا یادگیری اجتماعی شکل می‌گیرد. گاه این واکنش در زمان استرس و یا بر انگیختگی شدید، یعنی زمانی که پاسخ‌های ترس به آسانی فراگرفته می‌شوند، اتفاق می‌افتد. هراس‌های ساده ممکن است به تدریج و از میان ترس‌های دوره کودکی شکل بگیرند و ترس‌های اجتماعی عموماً از اواخر دوره نوجوانی آغاز می‌گردند (باتلر[۳۵]، ۱۹۸۹؛ به نقل از ماهر، ۱۳۷۰).

د) نظریه پدیدار شناختی و وجودی

نظر دهید »
فایل های مقالات و پروژه ها | قسمت 14 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 24 آذر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

در بررسی عزت نفس اولین بار توسط ویلیام جیمز[۸۹](۱۸۹۰) انجام شده است. وی به توضیح تمیز بین خود شناخته و خود شناسانده پرداخت و آن را به سه عنصر مادی(بدن، خانواده و خانه)، اجتماعی(فرد در عین داشتن سطوح مختلف اجتماعی برای سایر افراد قابل شناخت است) و روحانی(حالت هوشیاری و تمایلات) تقسیم کرد. او معتقد بود که تصور فرد از خود در حین تعاملات اجتماعی، یعنی زمانی که متولد شده و مورد شناسایی دیگران قرار دارد شکل ‌می‌گیرد(بابایی، ۱۳۸۵). به عبارت دیگر، وی عزت نفس را تابع کسری از موفقیت­ها بر انتظارات خود می­داند، به طوری که هر چه موفقیت­های شخص بیشتر از انتظاراتش باشد، عزت نفس او نیز بیشتر خواهد بود و در صورتی که عکس آن صادق باشد، عزت نفس کمتری خواهد داشت(اسلامی نسب، ۱۳۷۳: ۵۸).

واژه عزت نفس تعاریف مختلفی دارد، به عقیده برخی محققان عزت نفس عبارت است از ارزشی که خصوصیات و صفات روانی خودپنداره برای فرد دارد که از اعتقادات فرد ‌در مورد تمام چیزهایی که در او وجود دارد ناشی می­ شود(باقرزاده و همکاران، ۱۳۸۴). عزت نفس به معنی پذیرش و ارزشمندی است که شخص نسبت به خویشتن احساس می­ کند، شخصی که از عزت نفس برخوردار است خود را به گونه مثبتی ارزیابی نموده و برخورد مناسبی نسبت به خود و دیگران دارد(انصاری و همکاران، ۱۳۸۰). سیف(۱۳۶۸)، در تعریف عزت نفس چنین آورده است: «نیاز به احترام به خود، به عبارت دیگر عزت نفس عبارت است از نیاز به کسب موفقیت و تأیید یا نیاز به ایجاد تصور مثبت درباره خود، دیگران و اینکه دیگران او را فردی قابل احترام بدانند»(ستوده، ۱۳۸۰: ۱۲۴). به نظر”کوپراسمیت”[۹۰](۱۹۶۷)، به طور کلی ارزیابی­هایی که فرد از خود می­ کند عزت نفس او را تشکیل می­دهد. هم چنین عزت نفس درجه­ تصویب، تأیید و ارزشمندی است که شخص نسبت به خود احساس می­ کند(بیابانگرد، ۱۳۸۲: ۳۵). مزلو[۹۱] عزت نفس را عبارت از شایستگی، توانمندی، کفایت، اطمینان، استقلال و آزادی می­داند که اگر ارضا شود، افراد احساس ارزشمند بودن، توانا بودن، ثمربخش بودن و اعتماد به نفس و در غیر این صورت احساس حقارت، درماندگی و ضعف می­ کند(گیج و برلانیر[۹۲]، ۱۳۷۴: ۶۵).

عزت نفس در هر فرد بر اساس ترکیبی از اطلاعات عینی ‌در مورد خودش و ارزش­های ذهنی که برای آن اطلاعات قائل است بنا نهاده می­ شود. نحوه شکل­ گیری عزت نفس را از طریق تفکر ‌در مورد ‌خود ادراک شده و ‌خود ایده­آل ‌می‌توان بررسی کرد خود ادراک شده همان خود پنداره ‌می‌باشد؛ یعنی دیدگاه عینی فرد ‌در مورد مهارت ­ها صفات و ویژگی­هایی که در خود می­بیند یا فاقد آن است. خود ایده­آل عبارت است از اینکه هر فرد دوست دارد خود داشته باشد زمانی که خود ادراک شده و خود ایده­آل با هم همتراز باشند. فرد از عزت نفس بالایی برخوردار است(بیابانگرد، ۱۳۸۲: ۲۳). وجود شکاف و فاصله بین خود ادراک شده و خود ایده­آل عاملی است که مشکلات مربوط به عزت نفس را به وجود ‌می‌آورد. خود پنداره و به تبع آن عزت نفس بر اساس ترکیبی از مسائل و موضوعاتی که در زندگی برای ما اهمیت دارند ساخته شده است. اگر فرد زمینه­هایی را که در آن­ها فعالیت داشته است باارزش بداند، عزت نفس کلی او بالا خواهد بود. در حالی که اگر وی آن زمینه­ ها را بی­ارزش بداند عقاید منفی ‌در مورد خودش خواهد داشت. نقش والدین در تحول عزت نفس در کودک بسیار مهم است همچنین میزان عزت نفس و شایستگی خود والدین حائز اهمیت است. چرا که کودکان نظاره­گر و چگونگی درگیری رویارویی با دشواری­ها و میزان شایستگی آن­ها هستند(حسینی، ۱۳۸۰).

۲-۱-۵-۱- چهار شرط عزت نفس عبارتند از:

۱- همبستگی

احساس همبستگی وقتی به وجود می ­آید که فرد از پیوندهایی که برای او مهم هستند و دیگران آن­ها را تأیید ‌می‌کنند راضی باشد(کلمز و همکاران(؟)؛ ترجمه علی پور، ۱۳۷۳: ۷۶).

۲- بی همتایی

احساس بی­همتایی وقتی به وجود می ­آید که افراد بتواند صفات و ویژگی­هایی را که موجب تفاوت و تمایز او از دیگران می­ شود، بشناسد، به آن ها احترام بگذارد و به سبب داشتن آن صفات مورد احترام و تأیید دیگران قرار گیرد(کلمز و همکاران(؟)؛ ترجمه علی پور، ۱۳۷۳: ۷۶).

۳- قدرت

احساس قدرت وقتی به وجود می ­آید که نوجوان بداند منابع، فرصت و قابلیت آن را دارد که به طرق عمده در شرایط زندگی خویش تأثیر بگذارد(کلمز و همکاران(؟)؛ ترجمه علی پور، ۱۳۷۳: ۷۶).

۴- الگوها

نکات راهنمایی هستند که نوجوان به مدد آن­ها الگوهای انسانی، فلسفی و عملیات برای خویش فراهم می­ کند تا او را در استقرار ارزش­های معنادار، هدف­ها، آرمان­ها و معیارهای شخصی کمک کند(کلمز و همکاران(؟)؛ ترجمه علی پور، ۱۳۷۳: ۷۷).

دو جنبه مهم خویشتن عبارت است از: عزت نفس و هویت. عزت نفس جزئی از خویشتن است که به ارزشیابی کلی فرد مربوط می­ شود. عزت نفس علاوه بر این اشاره به ارزش خویشتن یا تصور خویشتن، انعکاس کفایت کلی فرد و رضایت­مندی افراد از خودشان اشاره دارد. تداوم عزت نفس پایین با عدم پیشرفت تحصیلی، افسردگی، اختلال خوردن و بزهکاری پیوند دارد. چهار نکته کلیدی افزایش عزت نفس عبارتند از: شناسایی علت عزت نفس پایین و حوزه ها و اجزائی از خویشتن که برای فرد اهمیت دارد. فراهم آوردن حمایت عاطفی و تأیید اجتماعی، کمک به پیشرفت، توسعه مهارت­ های انطباقی(سانتراک، ۱۳۸۵: ۱۴۶). بعضی بر این باورند که افراد دارای عزت نفس بالا، نسبت به افراد همسن خود، از کارآمدی، خلاقیت و پیشرفت تحصیلی بهتری برخوردارند(بیابانگرد، ۱۳۷۲: ۳۳). ارضاء نیاز به عزت نفس، به فرد اجازه می­دهد تا نسبت به قابلیت، ارزش­مندی و کارآمدی خود اطمینان یابد و البته عدم تأمین این نیاز، سبب بروز احساس کهتری و ناتوانی نسبت به حل مشکلات می­ شود(حقیقی، ۱۳۷۹: ۱۰۳). هارتر[۹۳](۱۹۹۸) هشت جنبه مجزای خود پنداره­ی نوجوان را مشخص ‌کرده‌است: تحصیلی، شغلی، ورزشی، ظاهر جسمانی، پذیرش اجتماعی، روابط دوستی صمیمانه، جاذبه رمانتیک و کردار(اسلاوین، ۱۳۸۵ :۱۱۰). مارش[۹۴](۱۹۹۳)، پنج خودپنداره­ی مجزا را مشخص کرد: توانایی کلامی تحصیلی، توانایی ریاضی تحصیلی، روابط با والدین، همجنس و جنس مخالف. به نظر می­رسد که عزت نفس کلی یا احساس ارزشمندی، قویاً تحت تأثیر ظاهر بدن و بعد پذیرفته شدن از جانب همسالان قرار دارد(اسلاوین، ۱۳۸۵ :۱۱۰). افرادی که عزت نفس بالاتری دارند، تمایل دارند بیشتر به نقاط قوت خود توجه کنند تا به نقاط ضعف خود. همچنین این افراد برای پذیرش ارزیابی­های مثبت از خود آمادگی بیشتری نشان می­ دهند. افراد با عزت نفس پایین احتمالاً بیشتر ارزیابی­های منفی را قبول ‌می‌کنند. در هر صورت سعادت و موفقیت هر فرد در گرو احساس خود ارزشمندی و احترامی است که وی برای خود قائل است. به طور کلی وقتی میزان عزت نفس بالا باشد، فرد فعالیت خود را افزایش می­دهد، توانایی خود را در مواجهه با مشکلات و انجام وظایف محول شده در سطح مطلوب و بالایی ارزیابی می­ کند(حسینی نسب و وجدان پرست، ۱۳۸۱).

افراد دارای عزت نفس پایین

– ناتوانی در قبول تعارف، تعاریف و تمجیدها.

– بیان و اظهارات ‌خود کم بینی، خود را غیر جذاب، بی­ارزش، احمق، بازنده، بر باد رفته، غیر مهم دیدن و به آسانی خود را سرزنش کردن.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 104
  • 105
  • 106
  • ...
  • 107
  • ...
  • 108
  • 109
  • 110
  • ...
  • 111
  • ...
  • 112
  • 113
  • 114
  • ...
  • 653
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

ایده پردازان فردا : ایده های نو برای زندگی بهتر

 تکنیک‌های داستان‌گویی
 احساس غم در رابطه
 حرفه‌ای شدن با لئوناردو
 آموزش ChatGPT
 درمان نفخ سگ
 انتخاب ظرف غذای گربه
 غلبه بر ترس از شکست
 عاشق کردن شوهر
 درآمد از سوشال مدیا
 درمان خیانت زنان
 درآمد از تولید محتوا
 صبر در رابطه عاشقانه
 عشق در سنین مختلف
 پرسونای مخاطب سایت
 ساخت آهنگ هوش مصنوعی
 آموزش Blender
 بهبود رتبه گوگل
 خطر بازنویسی هوش مصنوعی
 سگ باکسر
 تدریس آنلاین ریاضی
 یافتن شغل دلخواه
 بازاریابی برونگرا
 افزایش فروش عکس
 درآمد از اپلیکیشن موبایل
 خلق موشن گرافیک
 تولید کپشن اینستاگرام
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • دانلود متن کامل پایان نامه ارشد – ۱- آموزش انفرادی یا للگی – 10
  • سایت دانلود پایان نامه : دانلود پایان نامه راه‌کارهای کارآمدسازی آموزه‌های قرآن برای ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • تحقیق-پروژه و پایان نامه | قسمت 15 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • مقالات تحقیقاتی و پایان نامه ها – برخی از ابعاد کارآفرینی – 9
  • منابع تحقیقاتی برای مقاله و پایان نامه : ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پایان نامه ارشد : دانلود مطالب پایان نامه ها در مورد بررسی نقش واسطه ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پژوهش های پیشین در مورد تصاویر ادبی تقوا ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل های مقالات و پروژه ها | اهمیت و ضرورت پژوهش – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • منابع کارشناسی ارشد درباره : پایان ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود پایان نامه های آماده – – پایان نامه های کارشناسی ارشد

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان