ایده پردازان فردا : ایده های نو برای زندگی بهتر

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در رابطه با عوامل مؤثر بر انتخاب استراتژی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۷

سربار

تولیدکننده/صادرکننده باید هزینه های سربار تولید و توزیع را متحمل شوند

تولید کننده فقط هزینه ها سربار تولید را متحمل می­ شود

۸

مناسب­بودن

این روش بیشتر برای صادرکنندگان در مقیاس­های بزرگ مناسب است

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

این روش بیشتر مناسب صادرکنندگان در مقیاس­های کم است.

۹

قیمت

صادرکنندگان می­توانند قیمت­ها را بالا بکشند

صادرات ممکن است قیمت کمتری را داشته­باشد به خاطر سود ناویژه واسطه­ها

۱۰

تخصص پیدا کردن

این، مستلزم تمرکز جنبه های بازاریابی و جنبه های تولید است. بنابراین تخصص یافتن کاهش می­یابد.

در بازاریابی غیر مستقیم تولیدکننده می تواند در جنیه­های تولید تخصص پیداکند.

مسیرهای غیرمستقیم برای بین ­المللی­سازی آن­هایی هستند که شرکت­های کوچک به وسیله آن­ها به صادرات می­پردازند ، منبع­یابی یا توزیع قراردادها با شرکت­های واسطه­ای که از طرف خود معاملات، فروش یا خدمات را با شرکت های خارجی مدیریت می­ کنند. واسطه­های صادراتی نقش مهم میانجی­گری را در تجارت بین ­المللی بازی می­ کنند”افراد و سازمان ها را به مرتبط می­ کنند که در غیر این صورت با هم رابطه­ای پیدا نمی­کردند. چنین رابطه غیرمستقیمی ممکن است برای اینکه معاملات انجام گیرد یا با موفقیت همراه باشند نیازمندند. اغلب واسطه­های صادراتی به مشتریان خود در شناسایی مشتریان، سرمایه ­گذاری و تأمین­کنندگان زیر ساخت­های توزیعی یاری می­رسانند. واسطه­ها اغلب به شرکت­ها در غلبه بر شکاف­های اطلاعاتی و کاهش عدم اطمینان و ریسک­های مرتبط با عملیات در بازارهای خارجی کمک کنند. شرکت ها ممکن است واسطه ای صادراتی را اجاره کنند چون آنها عملیات مشخص مرتبط با صادراتی بهتر یا در هزینه­ های پایین تر نسبت خود شرکت انجام دهند بطور مثال چون آن­ها دانش مختص کشورها را داراهستند که شرکت فاقد ان دانش است. هم چنین بازارهای ناآشنا، هزینه جستجوی مرتبط با صادرات(برای مثال تحقیقات بازاریابی) و هزینه­ های مذاکره می تواند خیلی بالا باشد. به همین دلیل پنج[۶۸] و ایلینچ[۶۹] معتقدند که تولیدکنندگان احتمالا زمانی که می­خواهند وارد بازار­های خارجی شوند، بیشتر از واسطه­ها استفاده می­ کنند. واسطه­های بازاریابی هم­چنین می­توانند به شرکت­ها برای رها شدن از هزینه­ های مرتبط با جستجوی مشتریان جدید، نظارت بر اجرای قراردادها کمک کنند، هم چنین در دسترسی به قراردادها ، تجربه و دانش بازارهای خارجی واسطه­ها نیز مفید هستند. با این همه، واسطه­ها هزینه­هایی را نیز به صادرات اضافه می­ کنند به خصوص هزینه­ های معاملاتی و منفعت کسب شده از کارشان . علاوه براین شرکت ممکن است کنترل خود را به دلیل استفاده از واسطه ازدست بدهد. به طور خلاصه همراه مزایای استفاده از واسطه هزینه­هایی هم وجود دارد. (برنارد، گرازی[۷۰] و توماسی[۷۱].۲۰۱۱)
تعداد قابل توجهی از شرکت­ها وجود دارند که در صادرات غیر مستقیم وارد می­شوند و پتانسیل آن­ها در تجارت بین المللی شکوفا می­ شود، با این وجود توجه چندانی به این موضوع نمی شود. برنارد[۷۲] و دیگران بیان می­ کند که سهم صادرات واسطه­ای از صادرات کلی در مالزی ۳% و ۴۱% برای کامرون است و به طور متوسط ۲۳% برای پاراگوئه، مادیو، مالی و آلبانی می­باشد.(زریهون، ۲۰۱۱)
واسطه­ها شامل نمایندگی­ها و توزیع کنندگانی است که هم در داخل و هم در خارج مستقر هستند و شرکت­های فرعی محلیmne[73]ها( شرکت های چند ملیتی). چرا شرکت­ها روش­های غیر مستقیم را از طریق mneها برای بین المللی سازی مورد دنبال می­ کنند؟ اساسا mneها هزینه­ها را ازطریق تولید انبوه کاهش می­ دهند و صرفه­جویی نسبت به مقیاس را از طریق تولید و مکان­ یابی بین ­المللی بدست می­آورند.(هلس[۷۴] و ترجسن[۷۵]،۲۰۰۷)
مطالعات کمی با انتخاب کانال­های تجاری سروکار دارند و تمرکز آن­ها عموما بر بررسی رابطه بین تولید کنندگان و واسطه­هایشان است. لاهیری[۷۶] و دیگران ماهیت تعرفه بهینه را از طریق تمایز بین تولیدکنندگان و واسطه­ها مورد بررسی قرار داده­اند. نقش واسطه­ها توسط راچ[۷۷] و واتسون[۷۸](۲۰۰۴) و پتروپولو[۷۹](۲۰۰۷) نیز از طریق توسعه مدلی که شکاف شبکه­ ای بین تولیدکنندگان و مصرف کنندگان را از بین می­برد، مورد بررسی قرار گرفت. برنارد و دیگران در یک تحقیق تجربی نقش واسطه­ها انجام و بررسی کرد که چگونه آن­ها را از تولید کنندگان با بهره گرفتن از داده معاملاتی بین مرزی در ایتالیا تمیز داد. آن­ها شرکت­های تجاری به شش گروه دسته­بندی کردند: شرکت­هایی که در خرده­فروشی و عمده­فروشی محض مشارکت دارند، مصرف و تولید محض، عمده­فروشی توأم با خرده­فروشی و تولید توأم با مصرف.(زریهون، ۲۰۱۱)
صادرات ازطریق واسطه زمانی که کیفیت محیط قراردادی عمومی کشور ضعیف است، محتمل­تر است. ویژگی­های محصول نیز در تعیین انتخاب نوع صادرات نقش مهمی بازی می­ کند. پیچیدگی پایین­تر قرارداد ، همگنی بیشتر محصول و هزینه­ های اضافی صادراتی سطح محصول ارتباط بیشتری به تکیه بر واسطه­ها دارد.
شرکت ها معمولا درجه معینی از کنترل را در فعالیت های بازاریابی خارجی خود می طلبند، قابلیت های تعهدی خود (انسان، مالی، فنی،بازاریابی و …) و نگرششان نسبت به ریسک را دنبال می کنند. بنابراین با تصمیمی حیاتی، یعنی تعیین سطح مناسبی از بین المللی سازی فعالیت های بازاریابی صادراتی خود، روبرو می شوند. بین المللی سازی سازوکاریست که به شرکت ها اجازه می دهد فعالیت های تجاری مختلف را به طور مناسب انجام داده و هماهنگ سازند، بهتر با نیازهای مصرف کننده برخورد کنند و رسیدگی کنند، در بهترین شرایط مقداری بازخورد از بازار تهیه کنند. از جنبه بازاریابی کارکردهای بین المللی سازی نیازمند یک حجم مناسب فروش برای توجیح کردن آن دارد و به شرکت ها اجازه می دهد منافع مرتبط با حوزه و مقیاس بدست آورد. به هر حال چنین مباحث ناب اقتصادی به تنهایی برای توضیح بی ثباتی مشاهده شده در یکپارچه سازی کانال کافی نیست. تجزیه تحلیل سنتی “ساخت یا خرید” توضیح می دهد که یک استراتژی کلی برای بی ثباتی در تصمیم گیری واقعی پاسخ گو نمی باشددر تحقیق که توسط پیمان و دیگران انجام شد، ویژگی های شرکت هم بر استراتژی های بازاریابی صادراتی و هم بر عملکرد صادراتی تأثیر دارد. این ویژگی ها شامل دانش بازار، تعهد، تجربه بین المللی و نوآوری است.
تحقیقات نشان می دهد که دستیابی محلی مطلوب به سرمایه گذاران و بانک­ها و داشتن رقبای داخلی که به طور افزایشی در خارج فعالیت می کنند، به طور مثبت با صادرات غیر مستقیم رابطه دارد در حالی که با صادرات مستقیم چنین رابطه ای یافت نمی شود. در واقع وقتی منابع مالی در محیط محلی در دسترس باشند، شرکت ها راحت تر می توانند از واسطه ها استفاده کنند، در نتیجه شرکت ها بیشتر سمت صادرات غیر مستقیم کشیده می­شوند تا مستقیم. (هلس و ترجسن، ۲۰۱۰)
هم چنین تحقیقات انجام شده در مورد کارایی شرکت­ها نشان می دهد که اگر شرکت کارا باشد استفاده از روش صادرات مستقیم بهتر است و اگر شرکت کارایی خوبی نداشته باشد استفاده از روش­های غیر مستقیم نسبت به روش­های مستقیم ارجحیت دارد.(زریهون، ۲۰۱۱)
بر اساس مقاله کوچ[۸۰](۲۰۰۱) اهداف/انتظارات رشد بازار به عنوان یک معیار برای روش ورود به بازار استفاده می شود. در واقع اهداف/انتظارات رشد بازار نقش بسیار مهمی دارد. وقتی یک بازار رشد بالایی دارد و اگر این نرخ اهداف/انتظارات رشد بازار به نظر نرسد که برای سال های متمادی دوام داشته باشد، شرکت باید به طور وهله ای و با سرعت هرچه تمام تر از فرصت استفاده کند و از صادرات مستقیم یا غیر مستقیم استفاده کند و از مزایای موجود استفاده ببرد. اگر تقاضای بازار در بازارهای خارجی خیلی بزرگ اما در زمان کوتاهی یش بینی شود راه اندازی شرکت های فرعی تولیدی/بازاریابی ممکن است روش مناسبی برای ورود به بازار باشد.(امان هیل.۲۰۰۷)
ادوارد و دیگران در مقاله خود بیان می­ کند که عمده­فروشان به احتمال فراوانی به کشورهایی که هزینه­ های ثابت صادراتی بالاست و به بازارهای کوچک­تر، صادرات انجام می دهند.
تفاوت های اساسی بین صادرکنندگان مستقیم و واسطه­ای منجر به نتایج مهمی درجریان تجارت می­ شود. واسطه­ها و صادرکنندگان مستقیم به نوسانات نرخ ارز، هم بر حسب ارزش کلی محموله و هم تعداد محصولات صادر شده، به اندازه قیمت ها و مقادیر به گونه متفاوت واکنش نشان می دهند .(برنارد، ۲۰۱۰)
یکی از دلایل اصلی که شرکت ها در صادرات شکست می خورند این است که مدیریت در مورد صادرات تملق می کنند در واقع عدم تعهد مدیریت برای صادرات است. به همین دلیل خیلی مهم است که برنامه صادراتی شرکت شامل یک بیانیه از سمت مدیریت ارشد یا مدیر ارشد اجرایی درباره تعهد تیم مدیریتی باشد. و قوی بر روی صادرات دارند و تأثیر این عوامل از خصوصیات محصول بیشتر است. (کیگان،۱۳۸۰، ص۲۱۵) تحقیقات مکرر نشان داده اند که مهمترین دلیل موفقیت یا شکست در بازارهای جهانی، تعهد مالکان است. گاه منسوب کردن افراد غیر صلاحیت دار می تواند چنین خسارت های سنگینی را بر شرکتها وارد سازد. همچنین ناتوانایی در زمینه انگیزش دادن و مدیریت نمایندگان از جمله موضوعاتی است که شکست های سهمگینی را برای شرکتهای صادراتی به بار آورده است. (آخوندی،۱۳۹۱)
ویژگی­های محصول برای مثال ویژگی­هایی مانند نسبت ارزش/وزن و ترکیبات، زمانی که تصمیم ­گیری بر جایی که محصول باید فرستاده­شود، حیاتی است. محصولاتی که نسبت وزن/ارزش بالای دارند به احتمال بسیار زیادی از صادرات مستقیم خصوصا زمانی که صرفه به مقیاس آشکار وجوددارد، استفاده می­ شود. اما زمانی که نسبت ارزش/وزن پایین است برای مثال در صنعت نوشیدنی­های الکلی و غیرالکلی، شرکت­ها تمایل دارند روش­هایی مانند قراردادهای تحت­لیسانس استفاده کنند. انتقال کالا به بازارهای خارجی به مسیرهای دور برای شرکت از لحاظ مالی ممکن نیست. هم چنین ویژگی­های محصول انتخاب روش ورود را به خاطر فروش هر محصول ممکن است متفاوت باشد، تحت تأثیر قرار می­دهد. برای مثال محصولات فنی ممکن است به خدمات فراوانی نیاز داشته­باشند و در بسیاری از بازارهای خارجی واسطه­ها توانایی مدیریت چنین کاری را نداشته­باشند، بنابراین شرکت­ها از روش­های سلسه­مراتبی مانند برپاکردن شرکت­های فرعی/شعبه­ها استفاده خواهندکرد.(امان هیل، ۲۰۰۷)
روش­های مختلف ورود اکثرا درجه متفاوتی از سود را به همراه دارند، تفاوت­های ایجاد سود در روش­های مختلف ورود( برای مثال صادرات غیرمستقیم، سرمایه ­گذاری) ممکن است خیلی متفاوت باشند. گاها بوسیله صادرات غیرمستقیم سود، سریع­تر بدست می آید و ممکن است زود تقلیل یابد، که ممکن است این معنی را بدهد که هیچ سودی برای سه یا چهار سال نداشته باشد جایی که برای ایجاد ارتباطات ضروری بازار، دستیابی و یا ساختن دارایی­ های ضروری، آموزش نیروی فروش، توسعه اساس مشتری و…، نیازمند زمان است. هدف سود بلند مدت ممکن است استفاده از سرمایه ­گذاری و یک موردکوتاه­تر بر صادرات غیرمستقیم ترجیح داده­شود. (امان هیل، ۲۰۰۷)
توضیحات بیان شده از مزایا و معایب مدل صادراتی که در جدول زیر می ­آید، پیشنهاد می­ کند که یک مدل صادراتی به تنهایی و بطور ماندگار بهتر از دیگری نیست. صادرکنندگان به دنبال گزینه ای هستند که بهترین سبد مزایا را ارائه می کنند به خصوص ارتباط نزدیک، توانمندی فروش، شایستگی بازار و یک تناسب خوب با صادرکننده داشته باشد (مورونی،۲۰۱۲).
جدول ۲٫۲ مزیت ها و معایب روش های صادرات مستقیم و غیر مستقیم(مورونی،۲۰۱۲)

۵ مزیت اصلی صادرات مستقیم

۵ مزیت صادرات غیر مستقیم

۱٫ داشتند ارتباطات قوی و نزدیک با مشتریان
۲٫ هوش بازاری خوب- بخصوص برای فروش و اهداف تحقیق توسعه ای
۳٫ قطع ارتباط با واسطه­ها و کاهش/ اجتناب از کمیسیون و هزینه­ها
۴٫ داشتن کنترل بیشتر
۵٫ اثربخشی بیشتر فروش

نظر دهید »
پژوهش های کارشناسی ارشد درباره بهبود عمر گلجایی گلهای ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

شکل ۴-۱۵- اثر تکی سدیم نیتروپروساید بر تولید اتیلن گلهای رز، لیسیانتوس و آفتابگردان…………..۳۸
شکل ۴-۱۶- اثر متقابل سدیم نیتروپروساید بر تولید اتیلن گلهای رز، لیسیانتوس و آفتابگردان………..۳۹
شکل ۴-۱۷- اثر تکی سدیم نیتروپروساید بر کلروفیل b گلهای رز، لیسیانتوس و آفتابگردان…………..۴۰
شکل ۴-۱۸- اثر متقابل سدیم نیتروپروساید بر کلروفیل b گلهای رز، لیسیانتوس و آفتابگردان………..۴۱
شکل ۴-۱۹- اثر تکی سدیم نیتروپروساید بر کلروفیل a گلهای رز، لیسیانتوس و آفتابگردان…………..۴۲
شکل ۴-۲۰- اثر متقابل سدیم نیتروپروساید بر کلروفیل a گلهای رز، لیسیانتوس و آفتابگردان………..۴۳
شکل ۴-۲۱- اثر تکی سدیم نیتروپروساید بر مقدار پروتئین گلهای رز، لیسیانتوس و آفتابگردان………۴۴
شکل ۴-۲۲- اثر متقابل سدیم نیتروپروساید بر مقدار پروتئین گلهای رز، لیسیانتوس و آفتابگردان……۴۵
چکیده
به منظور بررسی اثرسدیم نیتروپروساید برعمر گلجایی گل های شاخه بریده رز، آفتابگردان و لیسیانتوس مطالعه ای در قالب آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی با دو فاکتور سدیم نیتروپروساید در چهار سطح(۰، ۲۰، ۴۰ و ۶۰ میکرومولار) در ۱۲ تیمار،۳ تکرار و ۳۶ کرت با ۱۸۰ شاخه گل انجام شد. در این آزمایش صفاتی همچون قطر گل(شاخص کاهش قطر گل)، شمارش گلچه، درصد ماده خشک، کاهش درجه بریکس، عمر گلجایی، جذب آب، میزان پروتئین گلبرگ، شمارش باکتری در محلول گلجایی و ساقه، میزان کلروفیل برگ و میزان اتیلن ارزیابی شدند. بیشترین عمر گلجایی در گل رز با غلظت ۲۰ میکرومولار سدیم نیتروپروساید و آفتابگردان با غلظت ۶۰ میکرومولار سدیم نیتروپروساید حاصل شد. تیمار با سدیم نیتروپروساید در مقایسه با تیمار شاهد میزان جذب آب و درجه بریکس و درصد ماده خشک را افزایش دادند. تحقیق حاضر نشان می دهد که با بهره گرفتن از غلظت های مناسب سدیم نیتروپروساید می توان عمر پس از برداشت گل های شاخه بریده رز، آفتابگردان و لیسیانتوس را افزایش داد.
کلمات کلیدی: سدیم نیتروپروساید- عمر گلجایی- رز- آفتابگردان- لیسیانتوس.
فصل اول
(مقدمه)
۱-۱- تاریخچه، گیاه شناسی و پراکنش گل رز
قدمت گل رز به دوران باستان باز می گردد. فسیل های گل رز مربوط به ۳۵ تا ۷۰ میلیون سال پیش بوده اند. در تمدن کهن یونان و روم و در اسطوره شناسی و ادبیات از گل رز به عنوان سمبل عشق، زیبایی و شادی یاد می شود. رزهای وحشی از زمان ماقبل تاریخ وجود داشته اند و حدود ۱۵۰ گونه از آن ها در اروپا، آسیا و خاورمیانه رشد پیدا کرده اند و بعدها به دست بشر مورد کشت و کار و اصلاح نژاد قرار گرفته اند (گودین، ۲۰۰۱).
واژه rosa در زبان لاتین به معنای گل سرخ است که به زبان اسکانی یونانی های مهاجر در جنوب ایتالیا بوده است. در قرن ۱۲ میلادی این گل به اروپا راه یافت و به علت رنگ قرمز روشن آن را گل سرخ یا رز نامیدند. اولین بار میشل آدانسون، طبیعی شناس فرانسوی در سال های ۱۷۶۳ تا ۱۹۶۳ نام رزا را برای خانواده گل سرخیان انتخاب کرد (هی وود،۲۰۰۷).

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

گل رز با نام علمی Rosa hybrida متعلق به تیره گل سرخیان می باشد و از لحاظ نحوه رشد، شکل بوته و تولید گل به انواع رزهای مینیاتوری، پاسیویی، هیبرید چای، فلوریبندا، درختچه ای و بالا رونده تقسیم می شود. گیاهان این خانواده به صورت علفی، درخت یا درختچه ای هستند. رز دارای گل های مشخص، منظم، دوجنسی و گاهی تک جنسی است که گلبرگ ها در آن آزادند. برگ های گل رز متناوب و ساقه های آن تیغ دارند که البته انواع اصلی و قدیمی دارای ساقه های بسیار پرتیغ بوده اند. در این گل ۵ عدد کاسبرگ و ۱۵ عدد یا بیشتر پرچم وجود دارد و دانه های بدون آلبومن هستند. تخمدان به صورت فوقانی یا تحتانی است که این به جنس آن بستگی دارد(ویسمان و ریتز، ۲۰۰۷).
۱-۲- اهمیت اقتصادی گل رز
یکی از اهداف کشورهای در حال توسعه به رشد اقتصادی پایدار است. گل و گیاهان زینتی از جمله محصولاتی هستند که از قابلیت ارز آوری برخوردارند و می توانند به عنوان یکی از کالاهای عمده ی غیر نفتی در ترکیب صادرات کالا قرار بگیرند(ادریسی،۱۳۸۸).
مهمترین کشورهای صادرکننده گل، هلند(۷۰درصد)، کلمبیا(۲/۹درصد)، ایتالیا(۹/۴ درصد)، کنیا(۳/۲درصد) وجزایرقناری(۱/۱درصد) هستندوکشورهای آلمان، فرانسه، انگلیس، آمریکا، سوییس، ایتالیا، اتریش، دانمارک، سوئد، بلژیک، لوکزامبورگ و ژاپن از وارد کنندگان مهم گل در دنیا به شمار می روند (بی نام، ۲۰۰۵).
ایران از نظر تولید گل رتبه ۱۷ و درعرصه صادرات گل رتبه ۱۰۷ را از بین ۱۱۷ کشور به خود اختصاص داده است که در فهرست صادرکنندگان جایگاه مناسبی نیست. در زمینه کشت و پرورش، گل رز مقام دوم را پس از گلایول در ایران دارد. سطح زیر کشت گل شاخه بریده رز گلخانه ای و فضای باز در حدود ۴۰۰ هکتار است که استان اصفهان مقام اول تولید رز به ویژه رز هلندی را داراست و استان های تهران و مرکزی در رده های بعدی قرار دارند (کیانی و کافی، ۱۳۸۴).
۱-۳-گیاه شناسی و پراکنش اکولوژیکی گل آفتابگردان
آفتابگردان گیاهی است یک ساله از جنس Helianthus در خانواده Asteraceae بومی آمریکای شمالی، دارای گل آذین شبیه خورشید با نام طبق با قطر حدوداً ۱۵ سانتی متر می باشد. این گل دارای ساقه محکم و کرک دار و برگ های خشن و درشت است. لقاح غالباً از نوع دگر گشنی است.
آفتابگردان به عنوان یک گیاه بی تفاوت به طول روز طبقه بندی می شود زیرا در طیف وسیعی از طول روزها گل می دهد. این گل در خاک هایی که بافت آنها از شنی تا رسی تغییر می کند، به خوبی رشد می نماید.
۱-۴- اهمیت اقتصادی گل آفتابگردان
گل آفتابگردان سطح زیر کشتی بین ۱۵۰-۱۰۰ هکتار بصورت گلخانه ای و فضای باز دارد، که در استان های تهران، مرکزی و اصفهان واقع است.
۱-۵- گیاه شناسی گل لیسیانتوس
لیسیانتوس با نام علمی Eustoma qrandiflorum (Raf.)Shin متعلق به خانواده Gentianaceae دارای گل‏های جالب توجه و ساقه های بلند ‏است (لوگاسی و همکاران، ۲۰۱۰)، بومی ایالات امریکا از ویومینگ، جنوب داکوتا، نبراسکا، کلرادو، کانزاس، اوکلاهاما، تگزاس و به خصوص شمال مکزیک است (شینر،۱۹۵۷؛ وود و ویور، ۱۹۸۲). لیسیانتوس یکی از گیاهان زینتی است که بیش از۶۰ سال پیش در ژاپن به عنوان گل زینتی تولید می‏شد (اوکاوا و همکاران، ۱۹۹۱)، اما از دهه ۱۹۸۰ به عنوان یک گل شاخه بریده خیلی زود در تجارت گل‏ها قرار گرفت (هالوی و کوفرانک، ۱۹۸۴). این گونه یک دیپلوئید خودبارور است (شمیر و همکاران، ۱۹۹۹) و توسط بذر تکثیر می‎شود (اسلام و همکاران، ۲۰۰۵).
گل های لیسیانتوس از نظر شکل جام گل به چهار گروه تقسیم می شوند: قیفی، فنجانی، زنگوله‏ای و کاسه‏ای شکل(کاواباتا و همکاران، ۲۰۰۹). گل‏ها به صورت کم‏پر و پرپر در اندازه‏های کوچک، متوسط و بزرگ و به صورت‏های منفرد یا چندتایی روی ساقه برگدار تشکیل می‏شوند(قاسمی و کافی، ۱۳۸۹).
۱-۶- اهمیت اقتصادی گل لیسیانتوس
لیسیانتوس در باغبانی، هم به عنوان گیاه زینتی گلدانی داخل خانه و هم به عنوان گل شاخه بریده شهرت دارد. در حال حاضر لیسیانتوس در رنگها و شکل های متفاوت موجود است و در پهنه وسیعی از دنیا به صورت گل شاخه بریده پرورش داده می شود. در انگلستان حدود ۱۰ هکتار از باغات تحت کشت و کار لیسیانتوس قرار گرفته اند. آمریکا، هلند، فلسطین اشغالی، کنیا، تانزانیا و ژاپن از تولید کنندگان مهم این گیاه می باشند (اوکاوا و سازاکی، ۱۹۹۹).
تولید گل شاخه بریده لیسیانتوس در سال ۸۸ حدود ۵۶۹۲۸۰۰۰ شاخه در سطحی معادل ۵/۲۶ هکتار بوده است. بنابراین، حدود ۸/۲ درصد تولید گل های شاخه بریده کشور در سال ۸۸ مربوط به لیسیانتوس بوده است.
در سال ۲۰۰۱ متوسط قیمت لیسیانتوس در کالیفرنیا ۱۰ دلار برای هر بسته که شامل ۱۰ ساقه می باشد، در ایران نیز هم اکنون هر بسته، بسته به زمان عرضه ۱۰۰۰-۴۰۰۰ تومان به فروش می رسد.
۱-۷- بیان مسئله
در گل ها اغلب فرایندهای سوخت و سازی که در پیری دخالت دارند غیر قابل برگشت می باشند و این هم بیشتر مربوط به تولید اتیلن است که در مرحله پیری گل ها مقدار آن به حداکثر می رسد(سلگی و همکاران،۲۰۰۹).
بدین جهت تیمار با محلول های محافظتی مناسب برای طولانی تر کردن عمر گل های بریده توصیه می شود(منشی زاده و همکاران، ۱۳۹۰).
گاز اکسید نیتریک در افزایش عمر پس از برداشت گل ها موثر است. این گاز فعالیت اتیلن داخلی را تنظیم می کند( هاشم آبادی،۱۳۹۱).
۱-۸- هدف آزمایش
۱-تأثیر سدیم نیتروپروساید در افزایش عمر گلجایی و کیفیت گل های بریده رز، آفتابگردان و لیسیانتوس.
۲-معرفی بهترین غلظت سدیم نیتروپروساید در افزایش عمر گلجایی گل های بریده رز، آفتابگردان و لیسیانتوس.
۳-بررسی خاصیت ضد میکروبی سدیم نیتروپروساید.
فصل دوم
(بررسی منابع)
۲-۱- پیری
پیری را می توان مرحله نهایی یک اندام دانست که با یک سری رویدادهای طبیعی غیرقابل برگشت آغاز شده و در نهایت منجر به از بین رفتن سلول ها و مرگ اندام می شود هم چنین فرایند زوال و مرگ طبیعی نیز پیری تلقی می شود که شامل گستره وسیعی از فرایندهای فیزیولوژیکی است (ادریسی، ۱۳۸۸).
۲-۲- اتیلن و نقش آن در پیری گل های بریده
اتیلن ساده ترین هیدروکربن غیر اشباع است و در کنترل فرایند رشد و نمو از جوانه زنی تا پیری نقش عمده ای دارد، اتیلن در بسیاری از بافت ها نقش مهمی در تولید رنگدانه ها، تجزیه کلروفیل، مقاومت به پوسیدگی، ریزش برگ و گل، متابولیسم فنول ها و دیگر فرایندها دارد.
تشکیل اتیلن بخصوص تحت شرایط تنش نظیر خشکی، گرما، سرما و آسیب های مکانیکی ممکن است در تمام قسمت های گیاه صورت گیرد. عوامل موثر بر میزان تولید اتیلن در بافت شامل رقم، میزان رسیدگی یا بلوغ بافت، دما، میزان اکسیژن و دی اکسید کربن محیط، تنش ها و وجود اتیلن یا هیدروکربن های مشابه در محیط می باشند. اتیلن اثرات مختلفی بر روی گل ها دارد. پیری گل های حساس به اتیلن در وهله ی اول نتیجه همزمان اتیلن درونزایی است که توسط بافت گل تولید می شود یا به عنوان یک آلاینده در اتمسفر محیط وجود دارد و با اوج گیری تولید اتیلن شبیه آنچه در حالت فرازگرایی اتفاق می افتد ارتباط دارد. اتیلن پیری برگ و گلبرگ را تحریک نموده و موجب خشک شدن کاسبرگ ها، ریزش گلچه ها، برگشتگی لبه گلبرگ ها یا جام گل و لوله شدن آن به سمت داخل، پژمردگی و حتی تغییر رنگ می شود (ادریسی، ۱۳۸۸).
استعمال خارجی اتیلن تجزیه پارامترهای اندازه گیری پیری از قبیل کلروفیل، RNA و پروتئین را در تعداد متغیری از سیستمهای آزمایشی سرعت می بخشد. همچنین برخی از mRNA ها وجود دارند که در طی پیری برگ و در پاسخ به اتیلن به کار رفته در تولید آنزیم های تسریع کننده فرایندهای تجزیه تجمع می یابند.
اتیلن به عنوان یک فیتوهورمون گازی شکل، در پیری بسیاری از گل ها دخالت دارد و گل های رز افزایش فرازگرایی در تولید اتیلن نشان می دهند (نبی گل و همکاران، ۱۳۸۸).
۲-۲-۱- عوامل موثر در تولید اتیلن
اتیلن توسط بخش های مختلف گیاه تولید می شود، اما میزان آن در بخش های مختلف گیاه متفاوت است بیش ترین تولید، مربوط به خامه و تخمدان می باشد (نیکولز، ۱۹۷۹).
بسیاری از صدمات مکانیکی و تنش ها مثل لمس آرام ساقه یا برگ، افزایش فشار بیماری ها، آفات، غرقاب شدن و خشکی، تولید اتیلن را بالا می برند. افزایش تولید اتیلن به نوبه خود باعث کوتاه شدن ساقه ها و ضخیم شدن آنها می شود. عوامل محیطی دیگری نیز در تولید اتیلن دخالت دارند که غلظت اکسیژن و دما مهمترین آن ها هستند. با کاهش غلظت اکسیژن و دما، ساخت اتیلن کند می شود (چمنی،۱۳۸۴؛ کیامحمدی ۱۳۸۸؛ادریسی، ۱۳۸۸).

نظر دهید »
دانلود پایان نامه معانی ذهنی کنشگران جنبش زنان ایران- فایل ۱۲ - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

بسته به اینکه، گروه‌های مختلف جنبش زنان با کدامیک از این سه سطح برخورد داشته باشند و چه موضعی اتخاذ کنند، می‌توان آنها را طیف‌بندی نمود. عموماً در بیشتر گروه‌های مستقل زنان (مستقل از حکومت) سعی می‌شود که درگیری و مواجهه‌ای با سطح دوم، یعنی سطح مذهب رسمی و دولتی بوجود نیاید. در واقع، به دلیل هزینه‌هایی که این سطح دارد، بویژه زنان سکولار از مواجه با آن اجتناب می کنند. البته، برخی زنان اسلامگرای نزدیک به حاکمیت، همچنان در این سطح فعال هستند. اما، دو سطح دیگر مذهب، یعنی مذهب مردم و مذهب نواندیشان، طی سال‌های اخیر بیشتر مورد توجه کنشگران جنبش زنان قرار گرفته است. بطوریکه زنان اصلاح‌طلب و ملی-مذهبی بیشتر تمایل دارند تا در سطح مذهب نواندیشان، رابطه خود را با مذهب تعریف کنند. در مقابل، در ائتلاف‌ کمپین یک میلیون امضاء، بیشتر تمایل به تنظیم رابطه خود با مذهب عامه وجود دارد. هرچند، به دلیل تکثر گفتمانی که در این کمپین وجود دارد، تاکنون رویکردها و عملکرد‌های متفاوتی نسبت به مذهب مردم اتخاذ شده است. در مورد گروه میدان زنان، باید گفت که تاکنون از مواجه با سطوح مختلف مذهب خودداری کرده است و ظاهری خنثی از خود نمایش می‌دهد. و تنها گروه زنان چپ‌گرا هستند که همچنان بر موضع لائیک خود اصرار می‌ورزند.
ب) نحوه تنظیم رابطه با نیروهای سیاسی
همانگونه که پیشتر نیز اشاره شد، به دلیل گستردگی حوزه قدرت دولتی در جامعه ایران، و همچنین منازعات سیاسی بوجود آمده پس از انقلاب سال ۱۳۵۷، بسیاری از نیروهای اجتماعی متاثر از دسته‌بندی‌های سیاسی بودند. تا پیش از نیمه دهه ۱۳۷۰، گرایش غالب در میان فمینیست‌های سکولار و چپ‌گرا بر این پایه استوار بود که تنها با تغییر حکومت این امکان وجود دارد که وضعیت زنان بهبود بیابد. در واقع، از نظر بسیاری از زنان، معادلات سیاسی نسبت به مطالبات اجتماعی آنها اصلی‌تر بود. اما به تدریج، این نگاه به نفع تغییرات اجتماعی، دچار تحولاتی در سال‌های بعد شد. در واقع، گروه‌هایی از زنان وارد میدان عمل شدند که مسئله اصلی خود را تغییر وضعیت زنان، فارغ از معادلات سیاسی می دانند. نسرین افضلی، در مورد این گروه از زنان می‌گوید: «افرادی هستند که تحقق اهداف فمینیستی خودشان را در چارچوب هر دولتی از جمله دولت فعلی [احمدی نژاد] ممکن می دانند، چراکه به این نتیجه رسیده‌اند که با تغییر حکومت‌ها باز هم مشکلات زنان باقی مانده است».
در حال حاضر، چگونگی تنظیم رابطه بازیگران جنبش زنان با نیروهای سیاسی (اعم از دولت و احزاب)، به یکی از موضوعات مهم در جنبش زنان بدل شده است. بطوریکه، مفهومی مانند «استقلال» به نوعی به یک ارزشگذاری مثبت و هنجاری در جنبش زنان تبدیل شده است. همچنین، برخلاف گذشته که اولویت زنان لزوماً مسائل زنان نبود، در حال حاضر کنشگران مختلف جنبش زنان تاکید دارند که اولویت خود را مسائل زنان عنوان کنند. ناهید کشاورز، در مقاله‌ای با عنوان «مفهوم استقلال در نگاه کنشگران جنبش زنان» به سه مؤلفه تاثیرگذار در تعریف مفهوم استقلال از نظر کنشگران این جنبش اشاره می کند: ۱) استقلال از مردان، ۲) استقلال از احزاب سیاسی، و ۳) استقلال از دولت. وی همچنین، به مستقل بود زنان در رویکرد‌ها، تصمیمات و روش‌های عمل، به عنوان جنبه‌های مهمی از مسئله استقلال اشاره می‌کند (کشاورز، ۱۳۸۵: ۱۱۸). در واقع، در حال حاضر، مستقل بودن از نیروهای سیاسی و تمرکز بر مسائل زنان، به یکی از معیارهای مهم برای مرزبندی در جنبش بدل شده است.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

مسئله استقلال، به ویژه در مورد زنانی که به گروه‌های سیاسی خارج از دولت تمایل دارند، از اهمیت بیشتری برخوردار است. به عنوان مثال، جلوه جواهری در مورد زنان چپ‌گرا می گوید: «چپ‌ها، مستقل از دولت هستند، اما مستقل از احزاب [خودشان] نیستند. در واقع، در مورد چپ‌ها باید مفهوم استقلال را دوباره تعریف کنیم. چون آنها مستقل از دولت هستند، اما مستقل از احزاب‌شان نیستند». همچنین، مریم حسین‌خواه نیز در مورد زنان ملی-مذهبی از استدلالی مشابه استفاده می‌کند: «زنان ملی-مذهبی، چون غیرخودی هستند، از دولت مستقل هستند. اما پشت سر آنها هم در نهایت مردان سیاسی قرار دارند». در واقع، نوعی بدبینی نسبت به استقلال زنان فعال در گروه‌های سیاسی نسبت به عملکرد جنبشی آنها وجود دارد. سارا لقمانی، در این مورد می گوید: «زنان سیاسی، تنها تا وقتی که منافع حزب‌شان به مسائل زنان نزدیک باشد، فعالانه مشارکت می‌کنند».
همچنین، ناهید کشاورز[۱۰۵]، در مصاحبه با محقق درباره گروه‌های زنان با سابقه سیاسی می‌گوید: «گروه هایی از زنان سیاسی هستند که چه به گروه های سیاسی چپ منسوب باشند و چه به گروه های سیاسی ملی-مذهبی، چه ملی یا قومی، به نظر می رسد که ذغدغه اصلی آنها حقوق زنان نیست. ولی برخی اوقات آن ها به دلیل این که زن هستند و در گروه های خود خیلی نقش حاشیه‌ای دارند، به عنوان فعال حقوق زنان مطرح می شوند؛ ولی اکثر اینها دغدغه حقوق زنان ندارند و به استقلال جنبش زنان باور ندارند و به همین دلیل هم هست که در مقاطعی که مسئله حادی پیش می آید و آنها مجبور به انتخاب می شوند، انتخاب آن ها نه اولویت زنان، بلکه اولویت‌های سیاسی‌شان است».
با این وجود، در چند سال اخیر شاهد آن هستم، که برخی از زنان فعال در احزاب سیاسی نیز سعی داشته‌اند تا به نوعی استقلال خود را از منافع حزب متبوع‌شان برجسته سازند. به عنوان مثال، نوشین طریقی، در مصاحبه با محقق، بر این مسئله تاکید داشت که در حزب مشارکت، شاخه زنان حزب تلاش می‌کند تا نگاه مردان را نسبت به زنان تغییر دهد. وی به عنوان نمونه، به وجود سهمیه ۳۰ درصدی زنان این حزب در ارکان مختلف تصمیم‌گیری اشاره می کند. در نهایت، اذعان می‌دارد، حتی اگر زمانی منافع حزب با نگاه زنان در تضاد قرار بگیرد، زنان عضو حزب سعی می‌کنند بصورت «فردی»، نه با عنوان حزبی در آن جهتی که خودشان صلاح می‌دانند فعالیت کنند.
البته، لازم است که به نوع دیگری از ارتباط با احزاب سیاسی در جنبش زنان نیز اشاره کرد. مریم حسین‌خواه، معتقد است: «افرادی هستند که بطور مستقیم وابسته به هیچ حزبی نیستند، اما روابط نزدیکی با احزاب سیاسی دارند. در واقع، اینها نزدیک به قدرت هستند». جلوه جواهری نیز از عنوان گروه‌های «حاشیه قدرت» برای توضیح این دسته استفاده می کند. در واقع، این اظهارات نشانگر آن است که مسئله ارتباط زنان با گروه‌های سیاسی پیچیده تر از ارتباطات مستقیم بصورت عضویت علنی در یک حزب است. بلکه انواع دیگری از ارتباط که ممکن است غیر رسمی باشد، یا حتی بصورت غیر مستقیم تنظیم شود، نیز وجود داشته باشد.
همانگونه که ناهید کشاورز در مقاله‌ای که بالاتر اشاره شد، بیان می‌دارد؛ مسئله مذاکره با گروه‌های سیاسی، اصطلاحاً «لابی»، نیز یکی از مفاهیم چالش بر انگیز در خصوص تنظیم رابطه گروه‌های مختلف زنان با نیروهای سیاسی است. تا اوایل دهه ۱۳۸۰، گروه‌های مستقل زنان که سابقه چپ یا سکولار داشتند، نه تنها تمایلی به لابی با گروه‌های صاحب قدرت نداشتند، بلکه این روش را ناپسند می دانستند. اما به تدریج، چنین جبهه گیری‌هایی تعدیل شد. در این خصوص، نوشین طریقی اظهار می دارد: «زمانی، فعالین جنبش زنان از طیف‌های مختلف نزدیک شدن به سیاست و قدرت را خیلی بد می‌دانستند، ولی الان فکر می کنم بیشتر گروه‌های زنان به این نتیجه رسیده اند که مثلاً لابی کردن، یکی از ابزارهای پیشبرد اهداف است. در واقع، مکروه بودن و قبیح بودن استفاده از قدرت سیاسی کمرنگ شده است».
البته، همچنان اصطلاح «لابی» با بار ارزشی منفی همراه است. و برای توضیح دادن چگونگی ارتباط و مذاکره با دولتمردان، از الفاظ دیگری استفاده می شود. به عنوان مثال، مریم حسین‌خواه در این باره می‌گوید: «بخش مستقل زنان، معتقدند که اگر قرار است رابطه ای با قدرت داشته باشند، این رابطه باید برابر باشد، نه اینکه بخواهند در پشت پرده لابی کنند و امتیاز بگیرند. در واقع، اینها مستقل از سیاست هستند، اما ممکن است با سیاست درگیر شوند. یعنی هر وقت لازم باشد مردان صاحب قدرت را بازخواست می کنند». حتی در مواردی، با اینکه نفس مذاکره در شرایط برابر پذیرفته می شود، اصطلاح لابی به «معامله» تعبیر می‌شود. به عنوان مثال، الناز انصاری[۱۰۶]، در مصاحبه با محقق می گوید: «برخی از مسائل قابل لابی و معامله نیست. مسئله حقوق زنان را نمی توان معامله کرد. برخی مسائل جزئی و عملیاتی قابل مذاکره است، آن هم از موضعی برابر، که به نظر من این کار اصلاً لابی نیست».
در مجموع، اهمیت دو اصطلاح «استقلال» و «لابی» در میان کنشگران جنبش زنان حاکی از آن است که برای آنها مسائل زنان در اولویت قرار دارد. در واقع، آنها اگرچه ممکن است با نیروهای سیاسی وارد مذاکره یا حتی همکاری شوند، اما حفظ استقلال برایشان از اهمیت بالایی برخوردار است. در حال حاضر، نحوه تنظیم رابطه جنبش زنان با نیروهای سیاسی، برخلاف دوره‌هایی که وابستگی کامل وجود داشت، یا دوره‌هایی که جدایی طلبی و منزه بودن از بازی‌های سیاسی ارزش بود، به موضوع پیچیده‌تری تبدیل شده است. فعالان جنبش زنان، به نسبت‌های مختلف سعی می‌کنند از ابزارهای سیاسی نیز برای پیشبرد اهداف‌شان استفاده کنند. بدین ترتیب، نمی توان جریان‌های جنبش زنان را به سادگی از یکدیگر تفکیک کرد. البته، هنوز در دو قطب متضاد در این طیف، گروه‌هایی هستند که به هیچ وجه حاضر به مذاکره نیستند، و بالعکس گروه‌هایی هستند که جزء لابی کردن، فعالیت دیگری ندارند. اما در این میان، جمع گسترده ای از کنشگران قرار دارند، که تلاش می‌کنند به طرق مختلف بر فرایند‌های سیاسی تاثیر بگذارند، بی آنکه استقلال‌شان خدشه‌دار شود.
ج) رویکردهای ایدئولوژیک و تعریف از فمینیسم
اگرچه در ابتدای انقلاب، و حتی تا سال‌های پایانی دهه ۱۳۷۰، دسته بندی‌های ایدئولوژیک همچنان در جنبش زنان جدی و تاثیرگذار بود، اما به تدریج با افزایش عملگرایی و همکاری میان جریان‌های مختلف از شدت سوگیری‌های ایدئولوژیک کاسته شد. مریم حسین‌خواه در اینباره می گوید: «به نظر من، دسته بندی‌های ایدئولوژیک الان خیلی کمرنگ شده، مثلاً تا چند سال پیش، اینکه طرف چپ باشد یا چه گرایش سیاسی داشته باشد، خیلی برجسته بود. اما الان می بینیم که توی یک گروه از هر ایدئولوژی داریم». وی سپس می‌افزاید: «فمینیست‌هایی که ما در ایران داریم بیشتر بر اساس روش‌ها مشخص می شوند». مشابه چنین نگاهی، نوشین طریقی، معتقد است: «من فکر می کنم هیچ کدام از این جریانات خیلی ایدئولوژیک عمل نمی کنند؛ در واقع، یکی از ویژگی‌های جنبش زنان در ایران این است که خیلی ایدئولوژیک نیست. یعنی ایدئولوژی‌ها راهنمای عمل نیستند، بلکه خواست تغییر و بهتر شدن وضعیت است که حرکت‌ها را جهت می‌دهد».
البته، هنوز برخی از گروه‌های خاص بر تفاوت‌های ایدئولوژیک تاکید دارند. سارا لقمانی، در این مورد می‌گوید: «به جز چپ‌ها که خیلی از اسامی ایدئولوژیک استفاده می کنند، من گروه دیگری را ندیده‌ام که زیاد بر ایدئولوژی خودش تاکید کند. یعنی اصلاً این دسته بندی را در جنبش کمرنگ می‌بینم». با این وجود، به نظر نمی رسد که مبنای تفاوت‌های ایدئولوژیک، صرفاً برآمده از تئوری‌های سیاسی چپ یا راست باشد. این موضوع را جلوه جواهری چنین توضیح می‌دهد: «من دسته بندی‌های ایدئولوژیک را در ایران زیاد پررنگ نمی بینم. به نظر من، رابطه با مذهب مهمتر از راست یا چپ بودن است. شاید به همین دلیل وقتی مثلاً چپ‌ها با کمپین مخالفت می‌کردند، بیشتر به این نقد داشتند که چرا شما می گوئید اسلام با حقوق زنان منافاتی ندارد». به بیان دیگر، بیشتر به نظر می‌ر‌سد که برچسب‌های ایدئولوژیک، نام‌هایی هستند که برای تفکیک اختلافات سیاسی گذشته به کار می‌روند، و در حال حاضر چندان ما به ازای خارجی مشخصی ندارند.
تا سال‌های نخست دهه ۱۳۸۰، استفاده از واژه «فمینیست» برای هویت‌یابی تابو بود. بیتا طاهباز[۱۰۷]، در مصاحبه با محقق، به افرادی در سال‌های قبل اشاره می‌کند که اگرچه اندیشه‌ و عملکردی فمینیستی داشتند، اما حاضر نبودند که خود را فمینیست معرفی کنند و با این نام مخالفت می‌کردند. اما به تدریج این تابو شکسته شده است. امروزه بسیاری از کنشگران جنبش زنان تمایل دارند که خود را فمینیست معرفی کنند. هرچند، ممکن است از پسوندهای مختلفی برای نشان دادن تفاوت با یکدیگر استفاده کنند. همانگونه که پیشتر نیز اشاره شد، برخی ممکن است بر هویت سکولار خود تاکید داشته باشند، و خود را فمینیست سکولار بنامند، گروهی ممکن است بر گرایش چپ‌گرای خود تاکید کنند و از صفت‌هایی همچون فمینیست سوسیالیست یا مارکسیست استفاده کنند. اما، در مجموع، این تفاوت‌های ایدئولوژیک نیز چندان فراگیر نیست.
باید توجه داشت که بسیاری از این تعاریف در ایران با همپوشانی یا ابهاماتی همراه است. به عنوان مثال، در مقطعی برای معرفی فعالان مستقل و سکولار جنبش زنان، از واژه فمینیست‌های رادیکال استفاده می‌شد، اما این اصطلاح هیچ سنخیتی با فمینیست‌های رادیکال در اروپا یا امریکا ندارد. در واقع، در ایران ویژگی «مستقل» بودن از چنان اهمیتی برخوردار بود که ممکن بود به هسته رادیکال جریانات فمینیستی بدل شود. مریم حسین‌خواه در این مورد اظهار می‌دارد: «بر اساس تعریفی که در ایران رایج است، معمولا فمینیست‌های رادیکال را همان زنان مستقل می دانند». همچنین، بیتا طاهباز تاکید می‌کند که: «فمینیست رادیکال به آن معنی که بگویند زنان برتر از مردان هستند یا ما بر ضد مردان هستیم، [در ایران] وجود ندارد». البته، نسرین افضلی، با اشاره به برخی از کنشگران جنبش معتقد است که نوعی رادیکالیسم در مقیاس کوچک در جنبش زنان قابل ردیابی است: «برخی جوان‌های جنبش زنان خودشان را رادیکال می دانند، چون مثلاً خیلی با تابوهای جنسی مشکل دارند».
در مجموع، تفکیک جریان‌های مختلف جنبش زنان بر مبنای معیارهای ایدئولوژیک به مانند گذشته امکان پذیر نیست. چراکه از یک سو، ایدئولوژی موضوع مهمی برای کنشگران نیست، و از سوی دیگر، معیارهای ایدئولوژیک موجود نیز مخدوش و دچار ابهام است. تنها در مورد دو جریان چپ‌گرا و ملی-مذهبی می‌توان تاحدودی به رعایت معیارهای ایدئولوژیک اشاره کرد. که آن هم به دلیل تفاسیر متفاوتی که وجود دارد، نشانگر رابطه ای منطقی و معنادار نیست. البته، می‌توان بر مبنای تفسیر روش‌ها و برنامه‌های عمل موجود در جنبش زنان، تعابیری ایدئولوژیک را از بیرون بر این روش‌ها، برنامه‌ها و گروه‌هایی که آنها را پیگیری می‌کنند، تحمیل کرد؛ اما به ندرت پیش می‌آید که گروه‌های مختلف جنبش زنان – به جزء مواردی که ذکر شد – بر اساس ایدئولوژی خاصی دست به عمل بزنند.
د) برنامه‌های عمل و روش‌ها
تا سال‌های نخست دهه ۱۳۸۰، روش‌های خاص و محدودی توسط گروه‌های مختلف جنبش زنان استفاده می‌شد. برنامه‌های عمل مشخصی در جنبش زنان قابل شناسایی نبود، و بیشتر بر مبنای یک رویکرد دوگانه «کار فرهنگی در پائین»، در مقابل «چانه زنی در بالا» می‌شد عملکرد گروه‌های مختلف جنبش زنان را دسته بندی کرد. این دو رویکرد نیز، همانند دوگانه‌های دیگری که پیشتر اشاره شد از بار ارزشی مثبت یا منفی در گروه‌های مختلف برخوردار بود. اما به تدریج، این نوع استفاده از روش‌های عمل دچار تغییراتی شد. در این خصوص، جلوه جواهری معتقد است: «قبلاً روش‌ها در گروه‌های مختلف، خاص تر بود، اما الان روش‌ها ترکیبی شده اند. یعنی گروه‌های مختلف از هم یاد گرفته اند و از روش‌های یکدیگر استفاده می کنند». در واقع، به تدریج قبح استفاده از روش‌ها و ابزارهای مختلف شکسته شد و راه برای تدوین برنامه‌های عمل و استراتژی‌های ترکیبی فراهم آمد.
برخی از روش‌ها و ابزارهای رایج از سال ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۶ عبارتند از: برگزاری همایش، برگزاری نمایشگاه، اقدام به تجمع خیابانی، توزیع دفترچه‌های آموزشی، لابی و مذاکره، استفاده از رسانه‌های مختلف، تاتر خیابانی، و در این اواخر نیز می‌توان به روش گفتگوی «چهره به چهره» برای جمع‌ آوری امضاء اشاره کرد.
تجمع، یکی از تاثیرگذارترین و در عین حال پر هزینه‌ترین روش‌های مورد استفاده در جنبش زنان بوده است. جلوه جواهری در این باره می گوید: «تجمع، یک جنجال خبری است. یعنی تا مدت طولانی پس از برگزاری تجمع درباره آن در رسانه‌ها بحث می شود و خیلی چالش برانگیز است. تجمع، روش بسیار تاثیرگذاری است، چراکه با برهم زدن قاعده زندگی روزمره در خیابان، سعی می‌کند واقعیت نابرابری را مستقیماً نشان دهد. به نظر من، چنین کارهایی بیشتر در حافظه مردم می‌ماند». از نخستین تجمعات جنبش زنان در این دوره می‌توان به تجمع زنان در پارک لاله به مناسبت روز جهانی زن در سال‌های ۸۱ و ۸۲ اشاره کرد. پس از آن می توان به برگزاری دو تجمع بزرگ ۲۲ خرداد در سال‌های ۸۴ و ۸۵ اشاره کرد و همچنین تجمع ۸ مارس سال ۱۳۸۴. مجموعه این اقدامات، و برخی تجمع‌های کوچک دیگر، تاثیری انکار ناپذیر بر موقعیت فعلی جنبش زنان داشته است. در واقع، به واسطه برگزاری این تجمعات بوده است که واقعیت جنبش زنان از سوی بسیاری پذیرفته شده است.
نسرین افضلی، در مورد استفاده از ابزارهای مختلف در گروه‌های مستقل، می‌گوید: «گروه‌های مستقل چند ویژگی دارند: از پائین حرکت می کنند، بیشتر اطلاع‌رسانی می کنند و از ابزارهای جهانی استفاده می‌کنند». در واقع، استفاده از رسانه‌ها برای اطلاع رسانی، یکی از ویژگی‌های برجسته جنبش زنان در دوره مورد بررسی است. در این دوره نشریات فعالی در زمینه جنبش زنان منتشر می‌شد. البته، محدودیت‌های زیادی نیز از جانب دستگاه‌های قضایی برای آنها وجود داشت. فعالیت برای سایت‌های اینترنتی تاحدودی آسان تر بوده است. اما با این وجود، محدودیت‌هایی از جمله فیلترینگ گسترده، بر فعالیت آنها نیز تاثیراتی داشته است. جلوه جواهری، در این مورد می گوید: «گروه‌های مستقل از رسانه‌ها استفاده زیادی می کنند، یعنی بر کار ترویجی تمرکز دارند. البته، فعالیت‌های رسانه‌ای آنها بیشتر در فضای اینترنت جریان دارد، که این به دلیل فشارهای امنیتی و همچنین هزینه‌های مالی است».
همچنین، برخی گروه‌های جنبش زنان به ابزارهای بین‌المللی تمایل دارند و تلاش می‌کنند از فشارهای بین‌المللی برای ایجاد تغییر در داخل کشور استفاده کنند. سارا لقمانی در این زمینه معتقد است: «یکسری از گروه‌ها، فعالیت‌های‌شان را طوری پیش می برند که بتوانند از فشار بین‌المللی هم استفاده کنند. یعنی اگر فشار بین المللی نباشد، نیروی آنها هم کم می شود، در نتیجه موضوعاتی را برای فعالیت انتخاب می کنند که قابلیت بین المللی شدن داشته باشد».
برخی از گروه‌های جنبش زنان، عمدتاً زنان اصلاح‌طلب بر ایجاد تغییر در ساخت‌های سیاسی با هدف افزایش مشارکت سیاسی زنان تاکید دارند. در این خصوص، آنها از ابزار سیاسی همچون انتخابات استفاده می‌کنند. نسرین افضلی، در این مورد می‌گوید: «برخی هستند که معتقدند اگر زنان وارد حوزه های قدرت دولتی شوند، این به نفع زنان است. در واقع، آنها نگاه به بالا دارند».
لابی و مذاکره نیز یکی از روش‌های مورد استفاده و در عین حال بحث برانگیز در جنبش زنان است. مریم حسین‌خواه در این رابطه می‌گوید: «مثلاً یکی از روش‌های مورد بحث، روش لابی است. یکسری معتقدند که ما می توانیم لابی داشته باشیم و حتی درخواست کمک کنیم؛ در مقابل، یکسری هستند که می گویند نه ما هیچوقت لابی نمی کنیم، بلکه فقط حاضریم سر یک میز برابر بنشینیم و خیلی طلبکارانه از قدرت بخواهیم که آن چیزی که حق‌مان است را به ما بدهند». وی سپس می‌افزاید: «یک موقع لابی از جنس مادرانه است، یعنی طلب کمک برای یک مسئله کوتاه مدت است. اما برخی هستند که به لابی نگاه بلندمدت دارند، یعنی معتقدند که اگر بخواهیم فقط به نیروی مردمی تکیه کنیم، چیزی به دست نمی آوریم، بنابراین باید نگاه‌مان به قدرت باشد». لابی صرفاً روشی نیست که توسط گروه‌های داخل یا نزدیک حاکمیت انجام شود. بیتا طاهباز در این مورد می گوید: «گروهی هستند که داخل دولت نیستند، حتی وابسته هم نیستند، اما نگاه به دولت دارند. مثلاً اعتقاد به لابی دارند، یا فکر می کنند که دولتی‌ها را هم باید در این فعالیت‌ها دخیل کرد، تا شاید بشود در اعتقاداتشان تغییر ایجاد کرد، یا از امکانات‌شان استفاده کرد». با این حال، گروه‌های اسلام‌گرا و نزدیک به حاکمیت، بیشتر از این روش استفاده می‌کنند. بیتا طاهباز، در این باره می‌افزاید: «گروه‌های اسلامی، تاحدودی نگاه مثبت تری به حکومت دارند، و از روش‌هایی مثل لابی استفاده می کنند».
اما از روش‌های جدیدی که مورد اقبال گسترده در جنبش زنان قرار گرفت، روش چهره به چهره است. این روش توسط فعالان کمپین یک میلیون امضاء به عنوان روش اصلی جمع‌ آوری امضاء معرفی شد و به سرعت توسط فعالان جوان این کمپین مورد استفاده قرار گرفت. جلوه جواهری در این زمینه اظهار می‌دارد: «روش “چهره به چهره” یک روش ارتباطی است که در کمپین یک میلیون امضاء مورد استفاده قرار می گیرد. در این روش دسترسی مستقیم به مردم وجود دارد. و از آنجایی که مخاطب را وارد بحث می‌کند و با هدف جمع‌ آوری امضاء برای بیانیه کمپین است، روشی مشارکت جویانه است. با اینکه به نظر می‌رسد این روش در مقیاس خُرد است، اما ارتباطی کیفی برقرار می‌کند». البته، در کل روش جمع‌ آوری امضاء در قالب یک برنامه عمل توانست تغییراتی کیفی در الگوی فعالیت‌های جنبش زنان پدید آورد.
همانگونه که بالاتر گفته شد، تا سال‌های نخست دهه ۱۳۸۰، فعالیت‌های زنان عمدتاً پراکنده و کوتاه مدت بود، و به استفاده از ابزارهای خاصی محدود می‌شد. اما به تدریج جنبش زنان به سمت طراحی استراتژی و برنامه‌های عمل ائتلافی حرکت کرد. بطوریکه، در حال حاضر برنامه‌های عمل در جنبش زنان به معیاری جدی برای دسته بندی جریان‌های مختلف تبدیل شده است. دیگر نه ایدئولوژی‌ها، یا نگاه به مذهب و سیاست، بلکه تفاوت در استراتژی‌ها و برنامه‌های عملی زنان است که هویت آنها را از یکدیگر متمایز می‌کند. بر این اساس، و با توجه به نکاتی که در بالا مورد اشاره قرار گرفت و در نتیجه مصاحبه عمیق با ۱۵ نفر از جوانان عضو جنبش زنان، می توان به پنج جریان در جنبش زنان اشاره کرد، که لااقل سه‌ مورد از این جریان‌ها بر اساس استراتژی و برنامه عمل از یکدیگر متمایز هستند، و آن دو مورد دیگر همچنان بر معیارهای قدیمی تاکید دارند. در ادامه، هر یک از این جریان‌ها با توجه به ویژگی‌هایی که دارند مورد بررسی قرار می‌گیرند.

جریان شناسی جنبش زنان در دوره معاصر
همانگونه که در بخش پیشین اشاره شد، بر اساس نتایج مصاحبه با ۱۵ نفر از فعالان جنبش زنان، می‌توان به پنج جریان در این جنبش اشاره کرد. اما پیش از توضیح این جریان‌ها، به یکی از مقالات فعالان جنبش زنان در این خصوص اشاره می شود. در پایان سال ۱۳۸۶، محبوبه عباسقلی‌زاده، به عنوان یکی از اعضاء گروه «میدان زنان»، در مقاله‌ای با عنوان «تحلیلی بر آرایش نیروهای فعال جنبش زنان و نحوه سازماندهی آنان»، به سه نیروی فعال در جنبش زنان اشاره کرد. در واقع، وی در آن مقاله ضمن جریان‌شناسی جنبش زنان، به تشریح مختصات داخلی آنها پرداخته و تفاوت‌های آنها را با یکدیگر مشخص ساخت. به اعتقاد وی، در فاصله سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۵، «گذاری» در جنبش زنان از الگوی فعالیت «سازمانی» و گروهی به الگوی فعالیت «شبکه‌ای» اتفاق افتاد که در نتیجه آن سه جریان فعال در جنبش زنان شکل گرفتند (عباسقلی‌زاده، ۱۳۸۶).
به اعتقاد عباسقلی‌زاده، پیش از این دوره گذار، «جنبش زنان ترکیبی بود از هویت های فردی و سازمانی، به این معنی که برخی با عنوان سازمان غیردولتی در جلسات شرکت کرده یا پای بیانیه ها را امضا می کردند و بعضی با نام حقیقی». وی سپس، جمع هماندیشی زنان را به عنوان بستری برای این دوره گذار معرفی می کند، و به توضیح تحولات درونی آن طی دو سال فعالیتش می‌پردازد، و سپس به گروه‌هایی اشاره می کند که در این جمع، ائتلاف‌هایی جدید را شکل دادند و از آن خارج شدند. نخستین گروه به اعتقاد وی «چند ماه پس از ترک جمع هماندیشی، توانست گروه “میدان زنان” را بنیان گذاشته و از طریق سایت میدان اعلام موجودیت کند». پس از آن «گروه بعدی را دو سازمان غیر دولتی “مرکز فرهنگی زنان” و “کانون هستیا اندیش” نمایندگی می کرد» که از جمع هماندیشی فاصله گرفتند و در شهریور سال ۱۳۸۵ کمپین یک میلیون امضاء را پایه گذاری کردند (عباسقلی‌زاده، ۱۳۸۶).
گروه دیگری که مورد اشاره عباسقلی‌زاده قرار می گیرد، مجموعه زنان اصلاح طلب هستند که به گفته وی «در پاییز ۸۴، همزمان با کنار گذاشته شدن مدیران زن اصلاح طلب از دولت اصولگرای احمدی نژاد، آنها به تدریج توانستند جمع مستقلی را تحت عنوان “هماندیشی زنان اصلاح طلب” تشکیل دهند» که بعدها به «مجمع زنان اصلاح طلب» تغییر نام دادند. در مجموع، به اعتقاد عباسقلی‌زاده «سال ۸۶ دوره مهمی برای تثبیت گروه های جنبش زنان در ترکیب های شبکه ای [بوده] است». که در نتیجه این دوره تثبیت، سه جریان فعال جنبش زنان، یعنی ۱) گروه میدان، ۲) کمپین یک میلیون امضاء، و ۳) زنان نواندیش اصلاح‌طلب، به شبکه های فعال اصلی جنبش بدل شدند (عباسقلی‌زاده، ۱۳۸۶).
این جریان‌شناسی ضمن آنکه نکات واقعی و مثبتی در بر دارد، اما همراه با موضع‌گیری و سوگیری درون جنبشی است. در واقع، برخی جنبه‌ها در این جریان‌شناسی برجسته تر از آن چیزی که در واقعیت است نشان داده شده؛ و در مقابل، بعضی موضوعات اساساً دیده نشده است. اگرچه به زعم نگارنده نیز این سه جریان، بخش فعال جنبش زنان را تشکیل می‌دهند، اما نمی‌توان از دو گروه دیگر زنان چپ‌گرا و ملی-مذهبی به سادگی چشم پوشی کرد. ویژگی مثبت این مقاله در این است که برمبنای استراتژی‌ها و برنامه‌های عملی ائتلاف‌ها به تفکیک آنها پرداخته است. در واقع، بر اساس مباحثی که در بخش قبل انجام شد، محقق بر این نظر است که بهترین معیار برای تفکیک جریان‌های مختلف جنبش، توجه به برنامه‌های عملی و مرزهای واقعی آنها است. البته، سایر معیارهای مورد بررسی نیز برای دسته‌بندی‌های جزئی‌تر کاربرد دارند. در ادامه، با توجه به نکات مثبت این جریان‌شناسی و در جهت تکمیل بخش‌هایی از آن، پنج جریان جنبش زنان ایران، معرفی می گردند:
الف) ائتلاف یک میلیون‌امضاء برای تغییر قوانین تبعیض آمیز
پس از برگزاری تجمع ۲۲ خرداد سال ۱۳۸۵، جمعی از زنان شرکت کننده در این تجمع گرد هم آمدند، تا در جهت پیگیری مطالبات مطرح شده در آن تجمع، فعالیت‌های جدیدی را تدارک ببینند. آنها «در نشست‌های متعدد به تبادل نظر و مشورت پرداختند و سرانجام کمپین یک میلیون امضاء از دل همین نشست‌ها و مشورت‌ها (که حدود دو ماه، از خرداد تا شهریور به طول انجامید) پی ریزی شد، و سرانجام در پنج شهریور ۱۳۸۵ این کارزار دسته جمعی، حرکت خود را رسماً آغاز کرد: جمع‌ آوری یک میلیون امضاء با روش “چهره به چهره”، به همراه پخش جزوه‌های آموزشی در مورد تاثیر قوانین موجود، و گفتگوی مستقیم و صمیمانه با مردم» (احمدی‌خراسانی، ۱۳۸۶: ۷).
اعضای اولیه این کمپین جمعی حدود ۵۰ نفر بودند که به سرعت این تعداد افزایش یافت و علاوه بر تهران در سایر شهرها، همچون تبریز، رشت، اصفهان، سنندج، شیراز، کرمانشاه، مشهد، یزد، کرج و … گسترش یافت. در حال حاضر، در بیش از ۲۰ شهر و کشور، گروه‌هایی تحت برنامه کمپین یک میلیون امضاء مشغول فعالیت هستند. کمپین یک میلیون امضاء بر پایه سه سند پایه، که به عنوان «میثاق حداقلی» اعضاء مد نظر بود، کار خود را آغاز کرد. این سه سند عبارت بودند از: ۱) بیانیه کمپین یک میلیون امضاء با خواست تغییر قوانین، ۲) طرح کمپین که حاوی اهداف و روش اجرای کار است، و ۳) دفترچه‌ای آموزشی با عنوان «تاثیر قوانین در زندگی زنان» (احمدی خراسانی، ۱۳۸۶: ۸). هدف اصلی این کمپین، تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان است. و روش اصلی برای رسیدن به این هدف، جمع‌ آوری یک میلیون امضاء از طریق ارتباط چهره به چهره، و در نهایت ارائه امضاهای جمع‌ آوری شده به مجالس قانون‌گذاری در ایران عنوان شده است.
یکی از ویژگی‌های برجسته کمپین یک میلیون امضاء ساختار افقی و بدون رهبر بودن آن است. «طی تجربه یکساله در کمپین آموخته ایم که هرچه ساختار کمپین افقی و بازتر باشد، دامنه عمل کنشگرانی که تغییر قوانین، خواسته آنها هم هست گسترش می یابد و راه عمومی کردن خواسته‌ها نیز هموارتر می شود. در کمپین یک میلیون امضاء از ابتدا رویکردی غیرمتمرکز حاکم بوده است، رویکردی که بر جذب کنشگران و جلب مشارکت آنان تاکید بسیار دارد» (جواهری، ۱۳۸۶: ۷۰). در واقع، توجه به تجربه‌های پیشین فعالیت سلسله مراتبی سبب اتخاذ چنین رویکردی در کمپین یک میلیون امضاء بود. «اگر همه کمیته‌های کمپین و دیگر جمع‌های فعال در سراسر ایران مجبور شوند زیر چتر یک تشکیلات هرمی در پایتخت، محصور، محدود و گرفتار شوند، یعنی اگر بار دیگر افراد، جمع‌ها و فعالان در ساختار هرمی تشکیلاتی ذوب شوند، پس از مدتی نه چندان طولانی، از خلاقیت و ابداع، و از آزادی در تصمیم‌گیری، ناتوان خواهند شد. و جنبش یک میلیون امضاء نیز معنای خود را (به عنوان یک جنبش) از دست می‌دهد، و به یک حزب با بافت متصلب تشکیلاتی تنزل خواهد کرد» (احمدی خراسانی، ۱۳۸۶: ۱۴۸).
از دیگر ویژگی‌های کمپین یک میلیون امضاء تکثر در اعضاء و همچنین گوناگونی و عدم تمرکز بر یک ابزار خاص است. «حرکت ما در کمپین بیشتر بر اساس روش نامتمرکز رو به گسترش بوده است. در این روند چهار ماهه، مدل‌های مختلفی را تجربه کرده است. در برخی موارد، گروه‌هایی درخواست همکاری داده اند و بطور مستقل، و با شیوه عمل خود در کمپین فعالیت کرده اند. در مواردی، از دل کمپین گروه‌های مطالعاتی بیرون آمده اند و در عین حال دیگر گروه‌ها را دعوت به مشارکت کرده‌اند. در شهرهای مختلف، گروه‌های گوناگونی تشکیل شده‌اند و این گروه‌ها متناسب با شرایط خاص خود، شیوه خود را ابداع کرده‌اند[۱۰۸]» (جواهری، ۱۳۸۶: ۶۷). در واقع، حضور جمع‌های مختلف زنان در قالب ائتلاف کمپین، نشان دهنده نوعی تکثر عقیدتی در میان اعضاء است (خدیجه مقدم، ۱۳۸۵: ۲۳). هر جمعی در این میان برمبنای تفسیر خود از اهداف و چگونگی رسیدن به آنها از ابزارهای مختلف استفاده می کند. البته، این تکثر و تنوع تا جایی میسر است که از مرزهای حداقلی اسناد سه‌گانه کمپین خطور نکند.
طی مدت دو سال فعالیت کارزار یک میلیون امضاء (تا شهریور ۸۷)، این کمپین با چالش‌های متعددی نیز همراه بوده است. می توان به چهار مورد از این چالش‌ها اشاره کرد: ۱) چگونگی تنظیم رابطه با گروه‌های سیاسی که خواهان همکاری با کمپین هستند، ۲) موضع‌گیری درباره رابطه میان اسلام و حقوق زنان و اینکه چگونه می‌توان به سوالات مذهبی مردم در این خصوص پاسخ گفت، ۳) مشکل هزینه‌های تحمیلی و محدودیت‌های ایجاد شده برای فعالیت، و جستجوی راه‌های برون رفت از بحران، و ۴) رعایت اصول دموکراتیک برای حفظ ساختار افقی کمپین. در جدول زیر، ویژگی‌های برنامه عمل کمپین یک میلیون امضاء بطور خلاصه مرور شده است:
جدول شماره ۳: مشخصات ائتلاف یک میلیون امضاء

سابقه اعضای اولیه

اعضای اولیه تشکیل دهنده این کمپین، عمدتاً از جمعی بودند که تجمع ۲۲ خرداد سال ۸۵ در میدان هفت تیر را تدارک دیدند. برخی از اعضای مرکز فرهنگی زنان و همچنین برخی از اعضای کانون هستیا، که در این زمان از جمع هماندیشی فاصله گرفته بودند، بعلاوه جمعی دیگر که در حدود ۵۰ نفر می‌شدند، فراخوان اولیه این کمپین را امضاء کردند.

اهداف

تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان، با تمرکز بر ۱۰ مورد: ۱) قوانین مربوط به ازدواج، ۲) حق طلاق، ۳) تعدد زوجات، ۴) حق ولایت بر فرزند، ۵) سن مسئولیت کیفری، ۶) تابعیت، ۷) دیه، ۸) ارث، ۹) شهادت، و ۱۰) قوانینی که از قتل‌های ناموسی حمایت می‌کند.

استراتژی

می‌توان محورهای استراتژیک برنامه عمل این ائتلاف را در موارد زیر توضیح داد:
۱. پایداری و تمرکز بر مطالبات حداقلی در جهت تشکیل یک ائتلاف حداکثری از موافقان متکثر این مطالبات.

نظر دهید »
منابع کارشناسی ارشد با موضوع : رفتارهای ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

کوشش‌هایی برای مرتبط کردن مقیاس «منبع کنترل» راتر به رانندگی خطرناک، انجام شده است. این مقیاس حوزه‌ای را که یک فرد احساس می کند بر سرنوشت خود، کنترل دارد، اندازه گیری می کند: افرادی که منبع کنترل درونی دارند معمولاً وقایع را طوری در نظر می گیرند که تحت کنترل آنهاست در حالی که افرادی که منبع کنترل بیرونی دارند، معتقدند آنچه برای آنها اتفاق می افتد به وسیله عوامل بیرونی، تعیین می شود (مثل چهره های قدرت، شانس، تقدیر و غیره). این مسئله اظهار می کند که رانندگان دارای منبع کنترل درونی، ممکن است نسبت به رانندگان با منبع کنترل بیرونی، ایمن تر باشند. به علت اینکه گروه دوم، کمتر احتمال دارد جانب احتیاط را برای اجتناب ار حوادث رعایت کنند. (هویت، ۱۹۷۳) به هرحال، یافته های تجربی، هم با مقیاس اصلی راتر و هم با ابزار اندازه گیری خاصی که برای اندازه گیری منبع کنترل رانندگان ساخته شده بود – مثل مقیاس‌های مونتاگ و کومری[۱۶۶] (۱۹۸۷) برای اندازه گیری «رانندگی درونی[۱۶۷]» و «رانندگی بیرونی[۱۶۸]» (آیورسن و راندرمو، ۲۰۰۲؛ میلر و مولیگان[۱۶۹] ، ۲۰۰۲؛ ازکان و لاجونن، ۲۰۰۵) تایید شده است.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

میلر و مولیگان (۲۰۰۲) و ازکان و لاجونن (۲۰۰۵) اظهار می کنند ممکن است ضرورت داشته باشد که موقعیت خاص رانندگی را در نظر داشته باشیم. شواهدی وجود دارد که درونی ها، ریسک بیشتری در تکالیف (مبتنی بر مهارت[۱۷۰]) دارند (چون آنها معتقدند آنچه برایشان رخ می دهد نتیجه رفتار خودشان است) در حالی که بیرونی‌ها آمادگی ریسک بیشتری را در وظایف مبتنی بر شانس دارند. تاریس[۱۷۱] (۱۹۹۷) همچنین دریافت که در انتخاب بین اعمال مطلوب و نامطلوب (مثل انتخاب اینکه آیا از چراغ قرمز عبور کنیم یا نه) منبع کنترل با تحت نظر بودن موقعیت، در ارتباط بود. برای شرکت کنندگان «بیرونی» بین تحت نظر بودن و انتخاب عمل، رابطه قوی وجود داشت در حالیکه این اثر برای شرکت کنندگان «درونی» ضعیف تر بود. تاریس اظهار می کند که برای شرکت کنندگان با منبع کنترل درونی، انتخاب عمل، بیشتر به وسیله ارزش ها و هنجارهای خودشان، تعیین می شد در حالی که برای افراد با منبع کنترل بیرونی، اعمال به وسیله قابل رویت بودن اعمالشان توسط دیگران، تحت تاثیر بود. بنابراین، منبع کنترل با موقعیتی که راننده خود را در آن می‌یابد در تعامل است.
اوزکان و لاجونن (۲۰۰۵)، یک «مقیاس منبع کنترل ترافیکی چند بعدی[۱۷۲]» را توسعه داده اند که اختصاصاً برای رانندگی، ساخته شده است. تحلیل های آماری نشان می دهد سوالات مقیاس، چهار عامل متفاوت را مطرح می کنند. «رانندگان دیگر» (حوادثی که به رفتار رانندگان دیگر نسبت داده می شود)، «خود» (حوادثی که به رفتار خود فرد، نسبت داده می شود)، «وسیله نقلیه و محیط» (حوادثی که به عوامل بیرونی، نسبت داده می شود)، «تقدیر» (حوادثی که به تقدیر یا به شانس نسبت داده می شود).
بنابراین نتایج اوزکان و لاجونن نشان می دهد که از نقطه نظر ایمنی جاده‌ای نمرات بالا در منبع کنترل درونی، عامل منفی محسوب می‌شود: این رانندگان نسبت به رانندگان با منبع کنترل بیرونی، حادثه بیشتری داشتند. اوزکان و لاجونن اظهار می‌کنند که شاید رانندگان با منبع کنترل درونی بالاتر، درباره توانایی خود برای مدیریت موقعیت‌های ترافیکی و اجتناب از حوادث، خیلی خوشبین و مطمئن بوده و بنابراین خطرناک رانندگی می کنند. نتیجه افزوده دیگر این است که منبع کنترل از هر طریقی اندازه گیری شود هنوز نمی توان طوری نشان داد که به طور ویژه ای تعیین کننده قوی خطر حادثه باشد.
نتیجه گیری نقش عوامل شخصیتی در حوادث
ریمو و آبرگ (۱۹۹۹) اظهار کرده اند «در حوزه روانشناسی ترافیک، علیرغم مطالعات فراوان طراحی شده برای مرتبط کردن سازه های متفاوت شخصیتی به درگیری در حوادث، فقط موفقیت کمی، حاصل شده است». آنها اظهار کرده اند که بیشتر مواقع، فقط در حدود ۵ تا ۱۰% واریانس نرخ تصادفات به وسیله معلومات نمرات تست شخصیت رانندگان، تبیین می شود. و نیز اشاره کرده اند که برای این مسئله، چند دلیل وجود دارد. یکی از آنها مربوط به قابلیت خطاپذیری اندازه گیری های پرسشنامه هاست: آنها احتمالا ویژگی های شخصیتی را به طور ناقص، اندازه گیری می کنند. این مسئله با بی دقتی در بخاطر آوردن حوادث و حوادث نزدیک همراه می شود، به این معنی که داده های مورد استفاده در بیشتر تحلیل های همبستگی، موضوعی برای خطا هستند و این خطا، قدرت آشکار رابطه بین پاسخ های پرسشنامه ها و نرخ حوادث را کاهش می دهد. مشکل دیگر این است که حوادث معمولا چند علتی هستند و عوامل شخصیتی، ممکن است فقط نقطه آغازی دریک زنجیره طولانی از وقایعی باشد که منجر به حادثه می شود.
یک مدل تعاملی از رفتار خطرناک
واضح است که هیچ عامل واحدی، خطرپذیری را پیش بینی نمی کند. دری[۱۷۳] (۱۹۹۹) اشاره می کند، رانندگی خطرناک احتمالا نتیجه تعامل بین تعدادی از عوامل متفاوت است. یکی از آنها سطح خطری است که فرد آماده پذیرش آن است. این مسئله به وسیله شخصیت (شامل تمایل درونی برای هیجان جویی و سطح پرخاشگری)، تجارب فردی (آموزش راننده و تجارب وقوع حوادث برای او و افرادی که او را می شناسند) و عوامل محیطی ( مثل دوستانی در داخل اتومبیل که راننده می خواهد آنها را تحت تاثیر قرار دهد) تعیین می شود. دومین عامل سطح خطری است که واقعاً در محیط وجود دارد (سطح خطر عینی). عامل سوم، سطح خطر ادراک شده ی فرد است. این مسئله بستگی دارد به حوزه ای که راننده به طور درستی خطر موجود را آشکار کرده و بادقت، توانایی خود را برای مقابله با این خطرات ارزیابی می کند. در مقایسه با رانندگان باتجربه، ممکن است برای تازه کاران، ارزیابی دقیق خطرات، مشکل باشد. به این دلیل که آنها کمتر احتمال دارد در ابتدا خطرات را آشکار کنند و بیشتر احتمال دارد مهارت‌های رانندگی خود را بیش برآورد کنند. عامل نهایی، حوزه‌ای است که فرد احساس می کند رفتار خطرناکش شناسایی شده و به وسیله مراجع قدرت، تنبیه شود.
درعمل، همه این عوامل به طور نزدیکی با هم در تعاملند و در جهت نوع آنها، بستگی به ترکیب خاص رانندگان با شرایط دارد. پیچیدگی بیشتری که باقی می ماند، این حقیقت است که بسیاری از حوادث در نتیجه تعامل بین استفاده کنندگان از جاده رخ میدهد به جای اینکه فقط به علت اعمال یک فرد رخ دهد.
نتایجی درباره نظریه سامالا
برای مقایسه مفاهیمی مثل تعادل خطر و هیجان جویی به نظر می رسد یک رویکرد تعامل گرا، پتانسیل بیشتری برای تبیین تفاوت ها در خطرپذیری بین گروه های مختلف رانندگان و بخصوص بین رانندگان با تجربه و بی تجربه داشته باشد. یافته بسیار شفاف این است که رانندگان مرد جوان، بیشتر در خطر حادثه هستند. رفتار خطرناک آنها ترکیبی از عوامل گوناگون شامل عوامل شخصیتی، توسعه غیر موثر توجه به اطراف، عدم توجه به اینکه در حال حاضر خطری وجود دارد و ایده نادرستی از توانایی های خود آنان ناشی می شود.
قسمتی از مشکل رانندگان جوان این است که مهارت‌های کنترل وسیله نقلیه آنها، نسبت به ادراک خطرشان سریع‌تر توسعه می یابد. معلومات پایه از نظر نظم ترافیکی جاده می‌تواند خیلی سریع در حدود ۱۵ساعت کسب شود (هال[۱۷۴] و وست، ۱۹۹۶). اما توسعه مهارتهای ادراک خطر خیلی بیشتر طول می کشد: نتیجه اینکه رانندگان تازه کار می توانند سریع رانندگی کنند اما در توجه به این مسئله که سرعت آنها به علت عدم آگاهی از شرایط اطراف خطرناک است، شکست می خورند (براون، ۱۹۸۲). آنها احتمالاً در مجموعه ای از رفتارهای خطرناک (رانندگی خیلی سریع، نبستن کمربند ایمنی و…) درگیر می شوند که هم احتمال روبرویی آن‌ها با حادثه را بیشتر می کند و هم احتمال زنده ماندن آنان را کاهش می‌دهد. مداخلات موثر به منظور کاهش خطرات رانندگی احتمالا نیاز به توجه به این مسئله دارد که چگونه همه این عوامل با هم در تعاملند.
سبک زندگی و رفتار رانندگی
برخی نشان داده اند که سبک زندگی[۱۷۵] با رفتار رانندگی رابطه دارد. سبک زندگی برای توصیف فرد یا گروه به کار می‌رود (اندرسون، ۱۹۶۸). سبک زندگی وقتی برای فرد بکار می‌رود که بر نیازهای فرد مبتنی است و بر وابستگی، تعلق و پایگاه اجتماعی فرد دلالت می کند و در تحقیقات با شاخص هایی مانند نگرش ها، قضاوت‌ها، ارزش‌ها، باورها و فعالیت های فرد توصیف می شود (برگ، الیاسون، پالمکوسیت و گرگرسن[۱۷۶] ،۱۹۹۹).
تحقیقات نشان داده رابطه همبستگی معناداری بین سبک زندگی و رفتار رانندگی موجود است (برگ، گرگرسن، ۱۹۹۴؛ شیلیائوتاکیس[۱۷۷]، دارویری[۱۷۸]، دماکاکوس[۱۷۹] ، ۱۹۹۴). مثلاً برگ و گرگرسن (۱۹۹۴) نشان دادند که رانندگان جوان خطرات رانندگی متفاوت ایجاد می کنند که بستگی به سبک زندگی آنان دارد. کسانی که خطرات بالا ایجاد می کنند مشخصاتی مانند عدم فعالیت ورزشی و زندگی اجتماعی گیج کننده دارند و علاقه وافر به ماشین و رانندگی دارند. تحقیقات دیگر نشان داد رانندگان پرخطر مردانی اند که از سرعت زیاد لذت می برند (کوربت[۱۸۰]، ۲۰۰۳). برخی نشان دادند که رانندگی برای برخی رانندگان جنبه نمایشی دارد و نوعی سرگرمی است (کلارک، وارد، ترومن[۱۸۱]، ۲۰۰۵). محققان نشان دادند که رابطه سبک زندگی با رفتار رانندگی تحت تاثیر معانی ذهنی رانندگی و نیز تحت تاثیر انگیزه های روانشناختی و عاطفی قرار دارد (مولر[۱۸۲]، ۲۰۰۲).
سایر نظریه‌ها
نظریه نیازها
رفتار رانندگی پر خطر با نظریه نیازها قابل تحلیل است. نیازها را نمی توان سرکوب کرد بلکه باید شیوه مناسب برای ارضای آنها فراهم نمود (مازلو،۱۳۷۲). لینگرن معتقد است عدم ارضای نیازهای سطح پائین تر موجب ترس و خشم می شود و هرچه بالاتر رویم عدم ارضای نیاز باعث اضطراب و نگرانی می شود (رحیمی نیک،۱۳۷۴). بنابراین انگیزش می تواند به خودمحوری یا عام گرایی منجر شود به این معنی که اگر فرد از نظر انگیزشی در شرایط تعادل باشد یعنی نیازهای سطح پائین فرد ارضاء شده باشد او از مرحله خودمحوری خارج خواهد شد وگرنه خودمحوری آنچنان شدید باشد که بصورت خود شیفتگی درآید که حیثیت طلبی و قدرت طلبی ویژگی‌های بارز آن است (راسکین و تری[۱۸۳]، ۱۹۸۸؛ شریر[۱۸۴]، ۲۰۰۲). فردی که نیازهایش ارضاءشده باشد به سطح بالاتر نیازها می رسد که حاصلش کمک به دیگران، ملاحظه دیگران، نوع دوستی و نادیده گرفتن خطاهای دیگران می‌باشد. بنابراین برای کاهش رفتار رانندگی پر خطر تغییر در شیوه ارضای نیازهای اجتماعی می تواند مفید باشد.
دیدگاه کنش اجتماعی
رفتار رانندگی به تعبیر ماکس وبر نوعی کنش متقابل اجتماعی است و کنش اجتماعی شامل چگونگی عمل، تفکر و احساساست که خارج از فرد می‌باشد و دارای قوه اجبار و الزام هستند که به برکت آن خود را بر فرد تحمیل می‌کنند (روشه،۱۳۷۹). تحلیل رانندگی پرخطر را میتوان در فرایند کنش متقابل اجتماعی رانندگان با یکدیگر در نظر گرفت. رانندگان با شیوه رانندگی خود با دیگران بطور درونی گفتگو می‌کنند و یا به پلیس نشان دهند که نمی‌تواند جلو آنها را بگیرد و امثال این‌ها. بنابراین، رانندگان دائماً با رانندگان دیگر یا سرنشینان در تعامل اند و نظر آنان را پیش بینی و تفسیر می‌کنند و رفتار مناسب از خود نشان می‌دهند. این معانی ممکن است به نیازهای اجتماعی وی مربوط باشد مانند نیاز به احترام و تایید، رقابت و مقابله یا جبران، احساس برتری یا برابری، احساس موفقیت و… .
دیدگاه کنترل اجتماعی
کنترل اجتماعی دو نوع مستقیم یا بیرونی و غیرمستقیم یا درونی است. افراد به طور طبیعی تمایل به کج‌رفتاری دارند و اگر تحت کنترل قرار نگیرند چنین می کنند (ریکلس[۱۸۵] ، ۱۹۷۳).
کنترل مستقیم زمانی است که نهادهای رسمی مانند پلیس، متخلف را از طریق تنبیه یا جریمه وادار به همنوائی می کنند. نظریه کنترل بیرونی یا مستقیم با نظریه انتخاب عقلانی ارتباط دارد. هومنز[۱۸۶] کنش متقابل اجتماعی را به مثابه کنترل اقتصادی در نظر گرفت زیرا معتقد است افراد هنگام انجام کنش به سود و زیان و عواقب آن می اندیشند و انتخاب عمل زمانی صورت می گیرد که فرد نتیجه محاسبه را مثبت ارزیابی نماید (هومنز، ۱۹۵۸). براساس این نظریه قانون شکنی هنگامی رخ می دهد که افرادی با دو گزینه درست و نادرست مواجه می شوند و گزینه نادرست را برمی گزینند. بر اساس این نظریه می‌توان نتیجه گرفت که هر چقدر احتمال کشف و مجازات تخلف بیشتر باشد تخلف کمتر است. کنترل اجتماعی غیرمستقیم زمانی است که جامعه دارای همبستگی اجتماعی قوی است و فرد احساس تعلق قوی به جامعه دارد و نسبت به جامعه احساس دین می کند (کوزر و روزنبرگ، ۱۳۷۸).
تعهد نسبت به اهداف جامعه و ارزش ها بر اساس کنترل درونی از طریق احساس تقصیر، گناه و شرم افراد را از درگیر شدن در رفتار بزهکارانه باز می دارد (احمدی، ۱۳۸۴).
افرادی که خود کنترلی پایین دارند خودمدارند و نسبت به رنج ها و نیازهای دیگران بی تفاوت و غیرحساس بوده و در مقابل ناکامی ها تحمل کمی دارند. هیرشی معتقد است که ” اعتقاد افراد به اعتبار اخلاقی نظام هنجارهای اجتماعی و رعایت قوانین و مقررات نیز موجب احساس وظیفه اخلاقی نسبت به دیگران می شود و ضعف چنین اعتقادی راه را برای کجرفتاری هموار می کند”(هیرشی[۱۸۷]، ۱۹۶۹).
تئوری رفتار برنامه ریزی شده[۱۸۸] و تئوری عمل منطقی[۱۸۹] در تحقیقات علوم بهداشتی:
تئوری رفتار برنامه ریزی شده و تئوری عمل منطقی از تئوری های مهم در تحقیقات مربوط به روانشناسی و سلامت میباشند. تئوری عمل منطقی درسال ۱۹۷۵ توسط آیزن و فیشبین[۱۹۰] ابداع شد.
درسالهای ۱۹۸۵ و ۱۹۸۸ این تئوری توسط آیزن توسعه داده شد و تئوری رفتار برنامه دار ریزی شده نام گرفت. هر دو این تئوری‌ها پیشنهاد می‌کنند که میتوان برای رفتارها، انواع مختلفی از منابع را با تعداد کمی از مفاهیم مرتبط به یکدیگر در داخل یک چهار چوب تئوری قرار داد.
این تئوری ها بخصوص تئوری رفتار برنامه ریزی شده برای حفظ و تغییر رفتارهای بهداشتی بکار برده می‌شود. از سال ۱۹۸۵ که تئوری عمل منطقی بازبینی شد و تئوری رفتار برنامه ریزی نام گرفت تا آوریل سال ۲۹۹۴ درحدود ۶۲۲ مقاله درج شده در PsychoINFO و تعداد ۲۳۰ مقاله درج شده در مدل این، از تئوری رفتار برنامه ریزی شده استفاده کرده اند.
زمینه های تاریخی و نظری تئوری رفتار برنامه ریزی شده:
منشاء توسعه و رشد تئوری عمل منطقی و تئوری رفتار برنامه ریزی شده روانشناسی اجتماعی[۱۹۱] است. روانشناسان علوم اجتماعی میکوشند تا چگونگی و چرایی اثر نگرش بر رفتار را توضیح دهند. آنها می‌کوشند تا درباره اینکه چطور و چگونه عقاید افراد بر اعمال آنها تاثیر می‌گذارد، توضیح دهند. بررسی تاثیر نگرش بر رفتار از سال ۱۸۷۲ بوسیله چارلز داروین شروع شد. داروین نگرش را به عنوان حالت فیزیکی یک احساس تعریف نمود.
دراوایل سال ۱۹۸۲ روانشناسان شروع به توسعه تئوری‌هایی نمودند تا چگونگی تاثیر نگرش بر رفتار را توضیح دهند (آیزن،۱۹۹۶). نتیجه مطالعات روانشناسان اجتماعی در زمینه نگرش و رفتار باعث شد که در بین سالهای ۱۹۲۵-۱۹۱۸ تعداد زیادی تئوری جدید پدید آید. توماس و زننیکی اولین روانشناسانی بودند که بیان کردند که نگرش فرایند ذهنی شخص می‌باشد که تعیین کننده پاسخ های واقعی و بالقوه فرد می‌باشد. در این زمان بود که دانشمندان اجتماعی شروع به بررسی نگرش به عنوان یک پیشگویی رفتار برآمدند. از جمله بررسی‌هایی که در درک رابطه بین نگرش و رفتار موثر بودند عبارتند:
۱- در سال ۱۹۲۹ تورستون روشهایی را برای اندازه گیری نگرش با بهره گرفتن از مقیاس‌های فاصله‌ای ابداع کرد. به دنبال مقیاس تورستون مقیاس لیکرت ابداع گردید که مشهورتر، علمی‌تر و آسان‌تر بود. این مقیاس امروزه زیاد مورد استفاده قرار می‌گیرد (آیزن، ۱۹۸۰؛ فیشبین،۱۹۹۶).
۲-در سال ۱۹۳۵ آلپورت نظر دارد که علی رغم استدلال های قبلی، رابطه بین نگرش و رفتار یک بعدی نمی باشد، بلکه چند بعدی می باشد. نگرش ها به عنوان سیستم پیچیده‌ای می‌باشد که از عقاید افراد درباره شی، احساس فرد نسبت به شی وگرایش فرد نسبت به شی ساخته شده است (آیزن،۱۹۸۰؛ فیشبین، ۱۹۹۶).
۳-در سال ۱۹۴۴ لوئیس گوتمن، مقیاس تراکمی (مقیاس گوتمن) را برای اندازه گیری عقاید درباره شی ابداع نمود (آیزن،۱۹۸۰؛ فیشبین،۱۹۹۶).
۴-بوب در سال۱۹۴۷ ایده تورستون را پذیرفت که نگرش نه فقط به طور مستقیم با رفتار ارتباط دارد بلکه آن می تواند الگوی کلی رفتار را بیان کند (آیزن،۱۹۸۰؛ فیشبین،۱۹۹۶).
۵-در سال۱۹۵۰، دیدگاه چند بعدی بودن نگرش جهانی شد (آیزن،۱۹۸۰؛ فیشبین،۱۹۹۶).
۶-روزنبرگ و هولند در سال۱۹۶۰ بیان کردند که نگرش اشخاص نسبت به یک شی بوسیله احساس، شناخت و رفتار افراد فیلتره می شود (آیزن،۱۹۸۰؛ فیشبین،۱۹۹۶).
۷-درسال۱۹۶۹ ویکر پس از بررسی های مختلف نتیجه گرفت که علی رغم آنچه به نظر می رسد نگرش ارتباط نزدیکی با رفتار دارد، احتمالاً نگرش با رفتارها ارتباط نزدیکی نداشته باشد یا فقط به طور اندک با رفتارهای آشکار ارتباط داشته باشد (آیزن،۱۹۸۰؛ فیشبین،۱۹۹۶).
به دنبال این پیشرفت ها، آیزن و فیشبین سعی کردند تا روش‌هایی بیابندکه رفتار و پیامد آن را پیشگویی می کند. آنها فرض کردند که افراد معمولاً اشخاص کاملاً منطقی می باشند و آنها از اطلاعات در دسترس خود استفاده سیستماتیک می‌کنند و قبل از اتخاذ تصمیم درباره انجام دادن/یا انجام ندادن رفتار، تمام جوانب آن را در نظر می گیرند. بعد از بررسی تمام مطالعات آنها یک تئوری را پیشنهاد دادند که می توانست رفتار و نگرش را قابل درک و پیشگویی نماید. این تئوری، تئوری عمل منطقی نام گرفت. به نظر می رسید که در این تئوری، قصد رفتاری نسبت به نگرش بیشتر رفتار را پیشگویی می نماید.
بعد از اینکه تئوری عمل منطقی در علوم اجتماعی مورد استفاده قرارگرفت، آیزن و سایر محققین دریافتند که این تئوری کافی نمی باشد و چندین محدودیت دارد. یکی از بزرگترین محدودیت ها برای افرادی بود که آنها احساس می کردند کمترین قدرت را بر روی نگرش و رفتارهایشان دارند. برای رفع این محدودیت، آیزن سومین سازه را که کنترل رفتاری درک شده نام داشت به تئوری عمل منطقی اضافه نمود. وی بعد از اضافه کردن این سازه به تئوری عمل منطقی، نام این تئوری را تئوری رفتار برنامه ریزی نامید (گودین[۱۹۲] ،کوک[۱۹۳]، ۱۹۹۶؛ مددن[۱۹۴]، الن[۱۹۵]، آیزن، ۱۹۹۲).
اساس تئوریک رفتار برنامه‌ریزی شده:
این تئوری از تئوری عمل منطقی منشاء گرفته است که تئوری عمل منطقی نیز کاربرد تئوری دیگری به نام تئوری انتظار-ارزش می باشد (ترنهولم[۱۹۶] ،۱۹۸۶). در اینجا به طور خلاصه تئوری انتظار-ارزش، تئوری عمل منطقی و تئوری رفتار برنامه ریزی شده توضیح داده می شوند.
تئوری انتظار-ارزش[۱۹۷]
تئوری انتظار-ارزش از دو ناحیه پژوهشی بوجود آمدند:
۱-بررسی های روانشناسی اجتماعی درباره روابط بین نگرش، اعتقادات و رفتار
۲-تئوری تصمیم گیری رفتاری.
فرضیه اصلی در تئوری انتظار ارزش اصل نیل به حداکثر است. پاسکال[۱۹۸] به طور رسمی در سال۱۹۶۹ اعلام کرد، ارزش مورد انتظار برای عمل خاص جمع جبری پیامدهای بالقوه یا نتایج آن و ارزش های هر پیامد و ترتیب و توالی آنها می باشد. تئوری انتظار ارزش به دنبال توصیف اینکه چگونه مردم تصمیم می گیرند نمی باشد، بلکه این تئوری روشی برای تعریف عملی و ارزیابی سیستماتیک اجزای تصمیم گیری برای انجام رفتار خاص ارائه می دهند. نتیجه ارزش یا به صورت عینی ارائه می گردد (برای مثال برحسب دلار) یا به صورت ذهنی (مانند خوشبختی). این امر امکان تخمین اثرات نتایج مختلف را در تصمیم گیری فراهم می‌کند. قضاوت های ذهنی ارزش در تئوری تصمیم گیری موسوم به سودمندی و در تئوری عمل استدلالی موسوم به طرز یا تلقی گرایش می باشد. گرایش‌ها قضاوت‌های ذهنی ارزش می باشند که در یک طیف، منعکس کننده تمایل یا عدم تمایل شخص درباره یک موضوع خاص می باشند. این قضاوت های ارزیابی با مقیاسی اندازه‌گیری می شوند که دارای دامنه‌ای از خوب تا بد می باشند. در بررسی‌های روانشناسی اجتماعی که توجه آنها به درک و پیش بینی رفتار معطوف است، ایجاد گرایش موضوع اصلی محسوب می‌شود. درتئوری انتظار ارزش گرایش یا سودمندی می‌تواند جایگزینی برای ارزش و احتمالات ذهنی و اعتقادات جایگزین احتمالات عینی باشد. قاعده تصمیم‌گیری یا اصل نیل به حداکثر به ما می گوید: مردم در انتخاب جایگزین رفتاری معتقدند که حداکثر پیامدهای خوب و حداقل پیامدهای بد را برای آنها خواهد داشت. (تئوری انتظار ارزش فقط در مواردی که مورد کنترل فرد است استفاده می‌شود. رفتارهای اجباری و اضطراری در موقعیت‌هایی که انتخاب برای فرد محدود است، در قلمرو بحث این تئوری نیست) (ترنهلم، ۱۹۸۶).
در مجموع، تئوری‌های انتظار ارزش را می‌توان مدل زنجیرهای وقایع با تفاوت در جزئیات کاربردی هر یک دانست. از این دیدگاه رفتار عبارتست از نقطه پایان وقایع روانشناختی زنجیرهای که با ارزیابی پیامدهای نتایج رفتار مورد نظر شروع می شود. بر اساس این سنجش، تصمیم گیرنده راهی را انتخاب می کند که قصد دنبال کردن آن را دارد. وقایع بعدی با اجرای رفتار انتخاب شده دنبال می شوند. در حالی‌که پیامدهای خاص رفتار مورد نظر کاملاً رابطه متقابل بین پیامدهای رفتاری را مشخص می‌کند و روش علمی برای ادغام ارزیابی‌های مردم از این پیامدها جهت پیش بینی رفتار یا قصد انجام رفتار ارائه می‌دهد اما در اغلب موارد چنین پیامدهایی در چارچوب نظر منظور نشده است. پیامدهای هر رفتاری به طور تجربی در جمعیت هدف بدست می آید در زمینه محتوای مدل، برای استفاده کاربردی این روش ها در تعداد زیادی از رفتارها انعطاف پذیری قابل ملاحظه‌ای وجود دارد. در آموزش بهداشت که رفتارها و همچنین گروه های هدف خیلی متفاوتند، درک مسائل خاصی مربوط به تصمیم گیری افراد و چگونگی این مسائل در زیر گروه ها، وسیله ای قوی برای طرح استراتژی هایی جهت مداخلات موثر فراهم می کند. مرکز توجه تئوری های انتظار-ارزش این می باشد که چطور رفتار افراد با فرایند شناختی افراد مرتبط می‌باشد که این فرایندهای شناختی در ارتباط با ارزشهای ذهنی و انتظارات در نتایج احتمالی یک رفتار ویژه می‌باشند. این تئوری ها بر هویت ساختار شناختی، سبک های شناختی، متمرکز می باشند. هدف نهایی این تئوری‌ها درک و پیشگویی رفتار انسان می باشد (ترنهلم،۱۹۸۶).
افراد تلاش ها و منابع شخصی شان را در راهکارها یا هدفهایی که ارزش کمی برای آنها دارد یا ارزشی برای آنها ندارد، صرف نخواهند کرد. بعلاوه اغلب افراد کوشش‌هایشان را صرف هدف‌هایی نمی کنند که علی رغم جذاب بودن، غیر ممکن و یا دست نیافتنی باشد. تغییر فردی با این چار چوب تئوریک بهتر قابل درک خواهد بود، یعنی توجه به ارزش انتزاعی تغییر و انتظار انتزاعی می باشد که برای رسیدن به آن وجود دارد. اهمیت برانگیختگی ارزش انتزاعی تغییر بر اساس این فرض می باشد که هرچه یک فرد از موقعیت فعلی اش در یک حیطه بخصوص ناراضی باشد، پاداش ها یا منافعی که در ارتباط با یک تغییر مطلوب خواهد بود بزرگتر میباشد. این ارزش انتزاعی تغییر می‌تواند قابل مقایسه با منافع درک شده جهت بکار گیری یک رفتار بهداشتی در نظر گرفته شود. اهمیت انگیزشی انتظار انتزاعی و بدست آوردن موفقیت‌آمیز تغییر یا نتیجه به آگاهی قبلی شخص از موفقیت‌ها یا موفقیت‌های دیگران در رسیدن به نتیجه و اعتماد شخصی به اینکه موفقیت او نیز به همان اندازه و یا بیشتر از دیگران خواهد بود، بستگی دارد. این مفهوم شبیه به مفهوم خودکارآمدی در تئوری شناخت اجتماعی می باشد (مروتی شریف آباد و همکاران، ۱۳۸۴).
تئوری عمل منطقی یا استدلالی
تئوری عمل منطقی در سال۱۹۶۷ بوجود آمد. تئوری عمل منطقی بیانگر مدل‌هایی برای پیش بینی قصد انجام رفتار خاصی، و همچنین تصمیم های شخص درباره عمل کردن یا نکردن رفتار مورد نظر می‌باشد. این تئوری را می‌توان در جمعیت‌ها و رفتارهای گوناگون مورد استفاده قرار داد. این تئوری قدرت پیش‌بینی دقیق درباره رفتار بهداشتی داوطلبانه را داشته و ابعاد مهم تصمیم گیری در تصمیم‌ها و رفتارهای بهداشتی را نشان میدهد. به منظور موثر بودن مداخلات برای تشویق مراجعه کننده‌ها جهت شروع به تغییر در رفتارشان بایستی عوامل و موانع اصلی در تصمیم‌گیری برای تغییر شناسایی شوند (شفیعی،۱۳۷۶).
این تئوری جهت توجیه هر رفتاری که فرد میتواند کنترل کند، قابل استفاده است. در این مدل فرض بر این است که قصد رفتار تعیین کننده مستقیم رفتار است، و بقیه عواملی که بر رفتار تاثیر می گذارند غیر مستقیم می باشند. اندازه گیری قصد باید در رابطه های مستقیم با اندازه گیری رفتار در چار چوب عمل، هدف، موقعیت و زمان باشد، تا بتوان رفتار را بدرستی پیش بینی کرد. قدرت قصد فرد برای انجام یک رفتار خاصی حاصل کارکرد دو عامل است:
۱-گرایش در جهت رفتار

نظر دهید »
دانلود مطالب در مورد بررسی اثر صمغ های گواروکاراگینان بروی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 16 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

گلوتنین

غیر محلول در اتانول ومحلول در سدیم دودسیل سولفات

جدول شماره ۱-۵ طبقه بندی پروتئین گندم(منبع گراولاند[۳۷] ۱۹۸۳)
۱-۵ گلوتن
در میان غلات ، گندم پروتینی منحصر به فردی دارد که قادر است در اثر افزودن آب به آرد ، اختلاط و زدن خمیر به توده ای الاستیک و به هم پیوسته ای به نام گلوتن تبدیل می شود . (رجب زاده، ۱۳۸۹)
این توده به هم پیوسته برای اولین بار در سال ۱۷۴۵ تو سط دارو ساز فرانسوی به نام بکاری شناسایی و معر فی شد . .(رجب زاده، ۱۳۸۹)

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

اگر یک توده خمیر را در زیر جریان پیو سته آب قرار دهیم نشاسته ان شسته شده وتوده ای که باقی می ماند گلوتن نامیده می شود .(رجب زاده .۱۳۸۹)
گلوتن ۸۰% پروتئین گندم را تشکیل می دهد.پس از پروتئین ،سویا مهم ترین وپر مصرف ترین پروتئین گیاهی به شمار می اید.(هسسر [۳۸]وهمکاران، ۱۹۹۴)
گلوتن بطور طبیعی حاوی گلیادین ها و گلوتنین ها می باشد.(فیضی پور وهمکاران ، ۱۳۸۴)براساس تحقیقات صورت گرفته، مدارک خوبی در دست است که خصوصیات رئولوژی خمیر، مستقیماً از بخشهای تشکیل دهنده گلوتن ناشی می گردد.(اسکافیلد جی دی [۳۹]، ۱۹۹۴)
گلوتن گندم دارای خاصیت فنریت (الاستیسیته ) و فرم پذیری (پلاستیسیته) بوده که این خواص بیشتر به تاثیر متفابلی که بین اجزای تشکیل دهنده ان وجود دارد یعنی پروتین های غیر محلول در اب شامل پرولامین ها (گلیادین وگلوتنین) بر می گردد .
گلیادین در ویسکوزیته خمیر و گلوتنین در قوام خمیر نقش برجسته ای دارند.
(ماکریچی [۴۰]۱۹۸۰)
۱-۵-۱ اجزای تشکیل دهنده گلوتن
۱-۵-۱-۱گلیادین
اجزای ساخنمانی گلیادین که از زنجیر ه ها پلی پپتیدی مختلفی تشکیل شده اند ، به وسیله پیوند های بین ملکولی دی سولفید و اتصال های هیدروژنی به یکدیگر متصل می با شند ،
گلیادین از۳۰ تا ۳۵ پلی پپتید تشکیل شده است. (گراولاند ،۱۹۸۸ ) .
این پروتئین نمی تواند به تنهایی توده به هم پیوسته ای را بوجود اورد.
تاکنون سه نوع گلیادین توسط الکتروفورز در گندم شنا سایی شده است ، امگا ، آلفا ، گاما گلیادین و نیز همچنین دارای وزن ملکولی متفاوتی می باشد ، که نوع امگا دارای وزن مولکولی بالاتری است . (ناصر رجب زاده،۱۳۸۹)
گلیادین ها براساس میزان گوگرد ، غنی از گوگرد ( آلفا و بتا ) و فقیر از گوگرد ( امگا گلیادین ) طبفه بندی می شود.( (ناصر رجب زاده،۱۳۸۹)
ترکیب گلیادین بسته به واریته گندم متفاوت است . عمدتا حاوی ۳۸ تا ۵۶% اسید گلوتامیک ( بیشتر بصورت گلوتامین ) و ۱۵ تا۳۰ % پرولین هستند اما میزان اسید امینه بازی انها کم است و گروه کربونیل ازاد کمی دارد. گلیادین در اتانول ۷۰ % محلول می باشد.
در جدول شماره ۱۲۲ خواص گلیادین بطور خلاصه بیان شده است.

خاصیت

رفتار/ویژگی ها

حلالیت

دارای حلالیت بسیار جزئی در اب وبافرهای خنثی

ساختمان ملکولی

زنجیره های پلی پپتیدی منفردبا قابلیت پیوند دی سولفید بین ملکولی

وزن ملکولی

۵۰۰۰۰-۳۰۰۰۰

میزان ان درگندم

۵۰-۴۰%وزن پروتئین

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 314
  • 315
  • 316
  • ...
  • 317
  • ...
  • 318
  • 319
  • 320
  • ...
  • 321
  • ...
  • 322
  • 323
  • 324
  • ...
  • 653
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

ایده پردازان فردا : ایده های نو برای زندگی بهتر

 تکنیک‌های داستان‌گویی
 احساس غم در رابطه
 حرفه‌ای شدن با لئوناردو
 آموزش ChatGPT
 درمان نفخ سگ
 انتخاب ظرف غذای گربه
 غلبه بر ترس از شکست
 عاشق کردن شوهر
 درآمد از سوشال مدیا
 درمان خیانت زنان
 درآمد از تولید محتوا
 صبر در رابطه عاشقانه
 عشق در سنین مختلف
 پرسونای مخاطب سایت
 ساخت آهنگ هوش مصنوعی
 آموزش Blender
 بهبود رتبه گوگل
 خطر بازنویسی هوش مصنوعی
 سگ باکسر
 تدریس آنلاین ریاضی
 یافتن شغل دلخواه
 بازاریابی برونگرا
 افزایش فروش عکس
 درآمد از اپلیکیشن موبایل
 خلق موشن گرافیک
 تولید کپشن اینستاگرام
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • فایل های دانشگاهی -تحقیق – پروژه – الف- قابلیت ­های تفکر کودک در مرحلۀ پیش­عملیاتی – 4
  • نگاهی به پژوهش‌های انجام‌شده درباره بررسی تاثیر ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقاله های علمی- دانشگاهی – قسمت 11 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • پایان نامه -تحقیق-مقاله | ۱-۶-۲ -مهارت اعضای هیئت علمی در کاربرد چرخه یادگیری هفت گانه – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • سایت دانلود پایان نامه : منابع دانشگاهی و تحقیقاتی برای نگارش مقاله رابطه مهارت‌های هیجانی و امنیت عاطفی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع بررسی اثر بخشی ارزیابی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع پایان نامه ها | – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • منابع پایان نامه کارشناسی ارشد :بررسی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل های دانشگاهی- قسمت 16 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • …

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان